1 00:01:38,369 --> 00:01:43,369 2 00:01:43,370 --> 00:01:44,374 3 00:01:44,375 --> 00:01:49,479 4 00:01:49,526 --> 00:01:51,332 ...ريک، الان 5 00:01:51,377 --> 00:01:53,348 بايد محکم باشي 6 00:01:54,847 --> 00:01:57,085 ... لوري تو 7 00:01:57,087 --> 00:02:00,543 منظورم اينه که، يه افسانه اي بود 8 00:02:00,587 --> 00:02:04,507 تاحالا درباره اون موقع که شين سوييچ ماشين کينگزلي رو دزديده بود بهت گفتم؟ 9 00:02:04,541 --> 00:02:07,036 آره 10 00:02:07,070 --> 00:02:08,955 ماشين مدير مدرسه 11 00:02:08,992 --> 00:02:10,786 درست بيرون پارکينگ معلما 12 00:02:10,826 --> 00:02:12,687 وسط روز روشن 13 00:02:12,713 --> 00:02:15,645 شين ساعت ناهارو پيچوند و خيلي تيز رفت سراغ 14 00:02:15,664 --> 00:02:18,417 ...هيونداي کينگزلي 15 00:02:18,451 --> 00:02:21,906 ماشينو روشن کرد، يه گرد و خاکي کرد و تو خيابون ديلان يه دور زد 16 00:02:21,947 --> 00:02:23,375 و تا اون مرغداري اونجا رفت 17 00:02:23,409 --> 00:02:26,141 اينو قبلن شنيده بودي نه ؟ 18 00:02:26,176 --> 00:02:29,847 رفت تو يکي از اون آغل هاي بزرگ 19 00:02:29,881 --> 00:02:32,635 کينگزلي هر ماه ماشينشو پوليش ميزد 20 00:02:32,669 --> 00:02:35,813 ميداد کارواش هر هفته براش جارو بکشن توشو 21 00:02:35,847 --> 00:02:38,967 شين تو اون آغل بزرگه پارکش کرد 22 00:02:39,001 --> 00:02:41,276 با يه عالمه مرغ رود آيلند قرمز (نوعي مرغ آمريکايي با پرهاي قرمز) 23 00:02:41,355 --> 00:02:44,124 گوني هاي در بازِ غلات رو چپوند رو صندلي عقب 24 00:02:44,143 --> 00:02:46,483 همه شيشه ها رو داد پايين 25 00:02:46,496 --> 00:02:49,183 و بعدش با تمام سرعت برگشت مدرسه 26 00:02:49,232 --> 00:02:52,674 شيرين 4 کيلومتر بود 27 00:02:52,717 --> 00:02:56,273 به موقع برگشت تا ساندويچشو تموم کنه قبل از اينکه زنگ بخوره 28 00:02:56,320 --> 00:02:58,787 و تا زنگ ميخوره 29 00:02:58,825 --> 00:03:02,664 شين بلند ميشه و وقتي تو ارهرو ميره سمت کينگزلي 30 00:03:02,666 --> 00:03:05,084 اون از پنجره نگاه ميکنه و ميگه 31 00:03:05,109 --> 00:03:08,048 مدير کينگزلي 32 00:03:08,082 --> 00:03:11,136 ماشين قراضه ات گم شده 33 00:03:13,076 --> 00:03:16,328 قراضه مث قفس مرغ 34 00:03:16,382 --> 00:03:18,614 منظورتو گرفتم 35 00:03:18,616 --> 00:03:21,335 البته 36 00:03:21,378 --> 00:03:25,121 تو اين داستانو هزار دفعه شنيدي 37 00:03:27,686 --> 00:03:30,230 چيزي که قبلن گفتي، حق با تو بود 38 00:03:32,427 --> 00:03:34,958 شين با تمام چيزايي که دکتر احتياج داره برميگرده 39 00:03:34,994 --> 00:03:36,189 مطمئنم که ميتونه 40 00:03:36,223 --> 00:03:39,501 هرشل گفت بايد يه چيزي بخوري 41 00:03:39,535 --> 00:03:43,226 حال کارل خوب ميشه 42 00:03:46,977 --> 00:03:50,176 خواهش ميکنم ، به خاطر من 43 00:03:50,179 --> 00:03:55,050 بايد خودتو سرپا نگه داري 44 00:05:33,793 --> 00:05:36,017 خشاب اسلحه ام رو ميخوام 45 00:05:44,551 --> 00:05:49,711 ميخوام برم بيرون دنبال دختره بگردم 46 00:06:17,241 --> 00:06:19,775 منم ميام 47 00:06:22,343 --> 00:06:25,801 ميخوام برم قدم بزنم تو جنگل يه آتيشي روشن کنم 48 00:06:25,853 --> 00:06:28,850 اگه اون بيرون باشه يه نشونه اي بذارم که پيدامون کنه 49 00:06:28,853 --> 00:06:33,413 فکر ميکني الان فکر خوبيه ؟ - ديل گير نده - 50 00:06:52,740 --> 00:06:57,273 اون پنجره ها چي پُشتشونه ؟ 51 00:06:57,324 --> 00:07:01,702 حدود 6 متر فاصله اس براي پريدن و هيچي هم نيست که بگيري شايد چند تا بوته باشه 52 00:07:01,743 --> 00:07:05,420 بعدش زمين ورزشه - فقط زمان ميخوايم - 53 00:07:05,470 --> 00:07:08,698 بايد بريم اونجا بايد بازشون کنيم و بريم بيرون 54 00:07:08,752 --> 00:07:12,140 من نه ، شايد تو بتوني - هي هي هي - 55 00:07:12,171 --> 00:07:16,096 بيخيال مرد، منو نگاه واقعن فکر ميکني من ميتونم 56 00:07:16,131 --> 00:07:20,481 از بين يکي از اون پنجره هاي تنگ رد شم ؟ بهمون ميرسن 57 00:07:20,495 --> 00:07:25,095 ببين، يه مقدار آتيش بازي راه ميندازيم که بتونيم سرشونو گرم کنيم 58 00:07:25,138 --> 00:07:28,676 تو همينجا بمون من ميپرم پايين و سرشونو گرم ميکنم 59 00:07:28,717 --> 00:07:32,713 بهت فرصت ميده تا برسي اون بالا و از پنجره بري بيرون 60 00:07:32,735 --> 00:07:36,341 و تو کجا ميري ؟ 61 00:07:36,413 --> 00:07:38,982 رختکن پايين اون پله ها 62 00:07:39,016 --> 00:07:43,177 به نظر مياد راه خوبي براي تو تله افتادنه 63 00:07:43,200 --> 00:07:46,649 پنجره هم داره و يبشتر به سايز من ميخوره 64 00:07:46,652 --> 00:07:52,040 از يکيشون ميرم بيرون رد گم ميکنم و همديگه رو تو مزرعه مي بينيم 65 00:07:52,067 --> 00:07:54,557 تو يه حرمزاده خُلي نه ؟ 66 00:07:54,614 --> 00:07:58,309 فقط دارم سعي ميکنم براي اون بچه يه کاري بکنم 67 00:07:58,339 --> 00:08:03,017 تا سه بشمار و برو 68 00:08:03,019 --> 00:08:06,843 بعد ازاينکه شليک کردم بهت پوشش ميدم 69 00:08:06,893 --> 00:08:10,125 يه راه برات باز ميکنم - باشه - 70 00:08:31,136 --> 00:08:32,251 اوه خدا 71 00:09:51,965 --> 00:09:53,172 خب زنگو بزنيم ؟ 72 00:09:53,191 --> 00:09:54,338 منظورم اينه که انگار يکي اينجا زندگي ميکنه 73 00:09:54,363 --> 00:09:55,738 ما قبلن هم از اين موقعيتا داشتيم نه ؟ 74 00:09:55,747 --> 00:09:56,833 بايد محتاط ميبوديم 75 00:09:56,859 --> 00:09:58,540 وقتي اومدي تو، دروازه تو جاده رو بستي ؟ 76 00:09:58,559 --> 00:09:59,852 آ ... سلام 77 00:09:59,867 --> 00:10:01,049 آره بستيمش 78 00:10:01,144 --> 00:10:02,114 چفتش و اينا رو هم انداختم 79 00:10:03,747 --> 00:10:05,182 سلام خوشحالم که دوباره مي بينمت 80 00:10:05,201 --> 00:10:07,425 ما قبلن همديگه رو ديديم 81 00:10:07,447 --> 00:10:09,665 ببين، اومديم کمک کنيم کاري هست که از دستمون بربياد ؟ 82 00:10:11,588 --> 00:10:14,243 گازم نگرفتن دستمو بدجور بريدم 83 00:10:14,270 --> 00:10:15,330 يه نگاهي بهش ميندازيم بهشون ميگم که اينجايين 84 00:10:15,410 --> 00:10:17,961 يه مقدار آنتي بيوتيک و آسپيرين داريم 85 00:10:17,988 --> 00:10:19,674 قبلن يه مقدار بهش دادم اگه کارل بهشون احتياج داشته باشه 86 00:10:19,713 --> 00:10:20,626 بياين تو يه چيزي براتون درست ميکنم بخورين 87 00:10:33,431 --> 00:10:34,314 سلام 88 00:10:34,384 --> 00:10:37,014 سلام 89 00:10:38,809 --> 00:10:42,235 آ ... ما اومديم اينجا خب ؟ 90 00:10:42,270 --> 00:10:44,305 ممنون 91 00:10:44,339 --> 00:10:46,608 هرچي احتياج داري بگو 92 00:11:04,150 --> 00:11:07,188 اونا به اين زودي بر نميگردن بايد خودمون يه تصميمي بگيريم 93 00:11:07,669 --> 00:11:09,184 و تصميمت چيه ؟ 94 00:11:09,361 --> 00:11:11,884 اينکه پسرتو بدون دستگاه تنفس مصنوعي عمل کنيم 95 00:11:11,886 --> 00:11:13,869 تو گفتي جواب نميده - ميدونم - 96 00:11:13,903 --> 00:11:18,541 خيلي بعيده اما نميتونيم بيشتر از اين معطل شيم 97 00:11:26,823 --> 00:11:28,989 واقعن فکر ميکني ما سوفيا رو پيدا ميکنيم ؟ 98 00:11:32,441 --> 00:11:34,479 يه جوري نگاه ميکني 99 00:11:34,513 --> 00:11:36,430 مث بقيه 100 00:11:36,468 --> 00:11:38,352 شماها چه مرگتونه ؟ 101 00:11:38,387 --> 00:11:41,181 تازه شروع کرديم به گشتن - خب تو چي ؟ - 102 00:11:41,232 --> 00:11:44,744 اينجا که کوهستان تبت نيست ايالت جورجياس 103 00:11:44,778 --> 00:11:47,302 ميتونه يه جايي تو يه انبار قايم شده باشه 104 00:11:47,346 --> 00:11:49,390 مردم گُم و گور ميشن و نجات پيدا ميکنن 105 00:11:49,424 --> 00:11:52,448 هميشه اين اتفاقا ميفته طبيعيه - اون فقط 12 سالشه - 106 00:11:52,494 --> 00:11:54,712 به درک، من کوچيکتر از اون بودم و گم شدم 107 00:11:54,731 --> 00:11:57,649 نُه روز تو جنگل بودم و فقط توت ميخوردم 108 00:11:57,683 --> 00:11:59,794 خودمو با بلوط سمي پاک ميکردم 109 00:11:59,823 --> 00:12:01,769 پيدات کردن ؟ 110 00:12:01,794 --> 00:12:04,650 بابام تو يه بار با چند تا گارسون مست کرده بود 111 00:12:04,662 --> 00:12:07,469 مرل هم داشت تو "جووي" يه جور ديگه حال ميکرد 112 00:12:07,494 --> 00:12:09,862 حتي نفهميدن من گم شدم 113 00:12:09,893 --> 00:12:12,115 خودم راه برگشتو پيدا کردم 114 00:12:12,151 --> 00:12:14,746 يه راست رفتم سراغ آشپزخونه و يه ساندويچ براي خودم درست کردم 115 00:12:14,782 --> 00:12:17,631 کلي بلا سرم اومده بود اما هنوز سر پا بودم 116 00:12:17,688 --> 00:12:20,523 جز اينکه خيلي بدجور خارش گرفته بودم 117 00:12:22,513 --> 00:12:24,295 متاسفم 118 00:12:24,327 --> 00:12:26,305 متاسفم داستان وحشتناکيه 119 00:12:29,473 --> 00:12:32,659 تنها تفاوتش اينه که سوفيا کسايي رو داره که دنبالش بگردن 120 00:12:32,731 --> 00:12:35,580 من اسمشو ميذارم مزيت 121 00:12:50,454 --> 00:12:53,413 شايد اين (وضعيت) ديگه براي بچه ها دنيا نشه 122 00:12:54,575 --> 00:12:56,658 آره خب ما يه بچه داريم 123 00:12:56,681 --> 00:12:58,814 کارل اينجاس تو اين دنيا 124 00:12:59,004 --> 00:13:00,422 شايد نبايد باشه 125 00:13:00,621 --> 00:13:02,882 شايد قرار بوده اينجوري بشه 126 00:13:05,974 --> 00:13:07,646 نميتوني براش دليلي پيدا کني 127 00:13:11,969 --> 00:13:13,859 باشه خيلي خب 128 00:13:13,911 --> 00:13:16,126 ميتونم فکرايي که از سرت ميگذره رو بخونم 129 00:13:16,177 --> 00:13:19,057 فقط از ذهنم نميگذره ريک نميتونم بهش فکر نکنم 130 00:13:19,091 --> 00:13:22,274 چرا ميخوايم کارل تو اين دنيا زندگي کنه ؟ 131 00:13:22,307 --> 00:13:24,517 تا اين زندگي رو داشته باشه ؟ 132 00:13:24,551 --> 00:13:28,259 که بتونه آدماي بيشتري رو ببينه که جلوش تيکه پاره ميشن ؟ 133 00:13:28,261 --> 00:13:31,088 که بتونه گرسنه باشه و وحشت زده 134 00:13:31,111 --> 00:13:34,275 ...براي هرزماني که اون قبلن 135 00:13:35,622 --> 00:13:39,562 که بتونه فرار کنه و فرار کنه و فرار کنه 136 00:13:39,564 --> 00:13:42,448 ...و بعد حتي اگه بتونه زنده بمونه آخرش 137 00:13:44,911 --> 00:13:48,150 آخر کارش مث يه حيون ديگه که هيچي جز بقا سرش نميشه تموم ميشه ؟ 138 00:13:48,184 --> 00:13:50,927 ...اگه اون 139 00:13:50,968 --> 00:13:54,112 اگه اون امشب بميره 140 00:13:54,146 --> 00:13:56,771 همين الان براش تموم ميشه 141 00:13:56,805 --> 00:13:59,580 بهم بگو چرا بايد يه راه ديگه و يه جور ديگه براش بهتر باشه 142 00:14:03,893 --> 00:14:06,469 چي عوض شده ؟ 143 00:14:06,471 --> 00:14:08,606 چي ؟ 144 00:14:08,633 --> 00:14:12,169 جِنِر يه راه براي فرار بهمون نشون داد 145 00:14:12,186 --> 00:14:14,161 تو ازش خواستي تا بذاره سعيمونو بکنيم 146 00:14:14,320 --> 00:14:16,002 التماسش کردي 147 00:14:16,004 --> 00:14:18,530 "گفتي "تا وقتي که ميتونيم چي عوض شده ؟ 148 00:14:18,532 --> 00:14:20,128 ... اونروز يه لحظه اي بود 149 00:14:20,162 --> 00:14:23,418 فقط يه لحظه بود اما من فراموش کردم که جکي مرده 150 00:14:23,452 --> 00:14:26,216 برگشتم، ميخواستم يه چيزي بهش بگم 151 00:14:26,247 --> 00:14:29,575 اسمشو صدا کردم فقط يه لحظه بود و بعدش يادم اومد 152 00:14:29,597 --> 00:14:32,236 اما بعد فهميدم اون مجبور نيست هيچکدوم از اينا رو ببينه 153 00:14:34,229 --> 00:14:38,345 بزرگراه ، مردم ... سوفيا، کارل که تير خورده 154 00:14:38,384 --> 00:14:41,179 ... اون 155 00:14:43,179 --> 00:14:46,324 ديگه مجبور نيست بيشتر از اين بترسه 156 00:14:46,326 --> 00:14:48,675 گرسنه عصباني 157 00:14:48,904 --> 00:14:51,562 هنوز اتفاق افتادنش تموم نشده ريک 158 00:14:51,656 --> 00:14:55,112 انگار ما هر ثانيه از هر روز با يه چاقو روي گلومون زندگي ميکنيم 159 00:14:55,146 --> 00:14:58,019 اما جکي مجبور نيست نه ديگه 160 00:14:58,057 --> 00:15:00,638 ... بعدش 161 00:15:02,718 --> 00:15:05,017 فکر کردم "شايد حق با جِنِر بوده" 162 00:15:08,826 --> 00:15:11,563 من قبولش ندارم 163 00:15:11,597 --> 00:15:13,617 نميتونم قبول کنم 164 00:15:13,635 --> 00:15:16,403 اون مرد تسليم شد ...مهم نيس 165 00:15:16,595 --> 00:15:20,271 چيزايي که گفت مهم نيست 166 00:15:20,291 --> 00:15:22,307 هيچکدومش 167 00:15:22,309 --> 00:15:25,838 ... واقعن فکر ميکني بهتر ميشه اگه کارل 168 00:15:30,301 --> 00:15:33,534 اگه ما تسليم بشيم ؟ 169 00:15:33,568 --> 00:15:37,853 بهم بگو چرا يه جور ديگه بهتر ميشه 170 00:15:40,523 --> 00:15:42,780 خواهش ميکنم 171 00:17:06,499 --> 00:17:09,042 مرد فکر کردم گمت کردم 172 00:17:09,087 --> 00:17:10,850 آخرين خشاب اسلحه ام بود 173 00:17:10,854 --> 00:17:12,876 مال منم همينطور - بجنب - 174 00:17:12,893 --> 00:17:14,334 بجنب بجنب 175 00:17:39,421 --> 00:17:42,740 کجاييم ؟ - هي مرد کوچک - 176 00:17:42,768 --> 00:17:44,938 اون "هرشل"ه 177 00:17:45,130 --> 00:17:47,404 ما تو خونه اونيم 178 00:17:47,442 --> 00:17:49,641 يه اتفاقي برات افتاد 179 00:17:49,679 --> 00:17:52,589 خوبي ؟ - خيلي درد داره - 180 00:17:52,622 --> 00:17:55,060 اوه عزيزم ميدونم ميدونم 181 00:17:56,766 --> 00:17:59,125 بايد ميديديش - چيو ؟ - 182 00:17:59,158 --> 00:18:01,447 گوزنه رو 183 00:18:01,482 --> 00:18:04,009 خيلي خوشگل بود مامان 184 00:18:04,042 --> 00:18:06,815 خيلي بهش نزديک بودم 185 00:18:06,870 --> 00:18:09,850 ... هيچوقت تا حالا 186 00:18:17,096 --> 00:18:18,370 کارل ؟ 187 00:18:18,556 --> 00:18:20,552 چه اتفاقي داره ميفته ؟ 188 00:18:20,708 --> 00:18:23,420 نگران نباش. تشنج کرده 189 00:18:23,454 --> 00:18:25,355 اگه اونجوري نگهش داري بهش صدمه ميزني 190 00:18:25,389 --> 00:18:27,734 نميتوني جلوشو بگيري ؟ - بايد اين وضعيتو پشت سر بذاره - 191 00:18:47,257 --> 00:18:49,991 به اندازه کافي به مغزش خون نميرسه 192 00:18:50,025 --> 00:18:52,858 فشارش داره ميفته احتياج به يه تزريق خون ديگه داره 193 00:18:52,961 --> 00:18:55,459 خب من آماده ام - اگه من بيشتر از اين ازت خون بگيرم - 194 00:18:55,493 --> 00:18:57,742 ديگه بدنت دووم نمياره و ميري تو کما 195 00:18:57,776 --> 00:19:01,237 يا دچار حمله قلبي ميشي - داري وقت تلف ميکني - 196 00:19:23,296 --> 00:19:26,085 بجنب مرد بايد از اينجا بزنيم بيرون 197 00:19:28,068 --> 00:19:31,384 بذار نفسم بياد سر جاش - بجنب - 198 00:20:04,531 --> 00:20:06,451 خوابت نمي بره ؟ 199 00:20:06,451 --> 00:20:10,793 مي خوام منتظرشون بمونم تا برگردن 200 00:20:12,574 --> 00:20:14,472 اگه خوابت مياد مي توني بري پايين و بخوابي 201 00:20:14,512 --> 00:20:17,389 نه ، مي تونيم دوتايي ديدباني کنيم 202 00:20:21,415 --> 00:20:23,394 از کدوم طرف رفتن ؟ 203 00:20:31,163 --> 00:20:37,601 ترجمه و تنظيم ..:: GodeatGoad & Saeed.mr ::.. 204 00:21:03,160 --> 00:21:05,601 هــــــــا ؟ 205 00:21:13,816 --> 00:21:15,916 گازم زدن ، تب کردم ( به صورت شعر گفته شده ) 206 00:21:15,916 --> 00:21:18,494 دنيا به گوه کشيده شده ، ترجيح ميدم ترکش کنم 207 00:21:18,574 --> 00:21:20,950 احمق اينو خوب نمي دونسته که بايد يه تير خالي کنه تو مغزش 208 00:21:20,990 --> 00:21:24,269 خودشو تبديل کرده به يه طعمه ي بزرگ ِ آويزون ِ تاب خورنده 209 00:21:24,309 --> 00:21:25,918 و يه گند کاري 210 00:21:25,959 --> 00:21:28,912 تو خوبي ؟ 211 00:21:28,933 --> 00:21:31,387 دارم سعي مي کنم بالا نيارم 212 00:21:31,427 --> 00:21:34,551 اگه بايد بالا بياري زود باش نه ، خوبم 213 00:21:34,732 --> 00:21:37,205 بيا موضوع ِ بحث رو عوض کنيم 214 00:21:37,206 --> 00:21:40,249 از کجا تيراندازي ياد گرفتي ؟ بايد چيزي بخورم 215 00:21:40,369 --> 00:21:42,878 فقط همين يه کار بين اين زامبي ها و ما مشترک ـه 216 00:21:42,898 --> 00:21:47,269 فکر کنم از وقتي تبديل شده اين نزديک ترين غذاي اين اطراف بوده 217 00:21:47,310 --> 00:21:50,310 اون بالا مثل يه "پايناتا"ي بزرگ آويزون شده ( اشکال مختلف عروسکي که توشون رو پر از شيريني شکلات مي کنن ) 218 00:21:50,330 --> 00:21:52,959 بقيه ي زامبي ها اومدن و همه ي گوشت هاي پاهاشو خوردن 219 00:21:55,990 --> 00:21:59,673 فکر کنم مي خواستيم موضوع رو عوض کنيم 220 00:21:59,714 --> 00:22:03,084 اسمشو بذار تلافي براي اون موقع که به خارش کونم مي خنديدي 221 00:22:03,114 --> 00:22:05,789 خيلي هم بالا نياوردم 222 00:22:09,245 --> 00:22:11,211 بيا برگرديم 223 00:22:11,242 --> 00:22:14,067 ... نمي خواي 224 00:22:14,106 --> 00:22:16,463 نه ، اون به کسي آسيبي نمي رسونه 225 00:22:16,484 --> 00:22:18,795 ارزش هدر دادن يه تير رو هم نداره 226 00:22:18,834 --> 00:22:21,262 اون انتخاب خودشو کرده . خودکشي 227 00:22:21,273 --> 00:22:23,647 بذار همون بالا آويزون باشه 228 00:22:37,952 --> 00:22:41,128 حالا مي خواي زنده باشي يا نه ؟ 229 00:22:42,267 --> 00:22:44,512 فقط يه سواله 230 00:22:49,388 --> 00:22:51,567 جوابم در ازاي يه تير از تو 231 00:22:51,567 --> 00:22:52,853 قبول ؟ 232 00:22:55,690 --> 00:22:57,683 مطمئن نيستم مي خوام زنده باشم 233 00:22:57,912 --> 00:23:00,739 يا مجبورم 234 00:23:00,739 --> 00:23:03,203 يا فقط از سر عادتِ 235 00:23:05,499 --> 00:23:07,765 همچين جواب درست حسابي نبود 236 00:23:13,547 --> 00:23:15,730 يه تير به هدر رفت 237 00:23:29,931 --> 00:23:33,055 نبايد نگران باشي اون با دريل ـه 238 00:23:33,105 --> 00:23:35,513 اگه اتفاقي بيفته مي تونه ازش مراقبت کنه 239 00:23:35,752 --> 00:23:37,457 مي شنوي چي مي گم ؟ 240 00:23:37,507 --> 00:23:40,188 ببخشيد ، فقط قسمت "اگه اتفاقي بيفته" رو شنيدم 241 00:23:44,356 --> 00:23:45,585 اشکالي نداره مراقب باشي ؟ 242 00:23:45,616 --> 00:23:47,485 بلد نيستم چطوري ازش استفاده کنم 243 00:23:47,544 --> 00:23:49,268 زياد طولش نميدم 244 00:23:49,279 --> 00:23:51,695 اگه چيزي ديدي فرياد بزن 245 00:23:51,754 --> 00:23:54,565 من زياد دور نميشم . صدات ُ مي شنوم 246 00:24:06,196 --> 00:24:08,298 به موقع رسيدي اينجا 247 00:24:08,357 --> 00:24:10,860 بيشتر از اين نبايد بهش بي توجه اي ميشد 248 00:24:15,037 --> 00:24:16,524 مريل ديکسون 249 00:24:16,625 --> 00:24:19,330 اسم دوستت که آنتي بيوتيک ها رو داده همينه ؟ 250 00:24:19,350 --> 00:24:21,683 نه خانم ، مريل ديگه پيشمون نيست 251 00:24:21,684 --> 00:24:24,190 دريل اون داروهاي برادرش رو داده بهمون 252 00:24:24,190 --> 00:24:25,939 مطمئن نيستم دوست خودم بدونمش 253 00:24:26,059 --> 00:24:28,915 امروز که دوستت بوده . همين داکسي سايکلين احتمالا جونت رو نجات داده 254 00:24:28,946 --> 00:24:31,377 نمي دوني مريل براي چي ازشون استفاده مي کرده ؟ 255 00:24:31,437 --> 00:24:33,307 سوزاک 256 00:24:33,348 --> 00:24:36,212 بيماري مقاربتي 257 00:24:36,273 --> 00:24:38,292 دريل که اينو گفت 258 00:24:38,372 --> 00:24:41,498 دارم ميگم سوزاکِ مريل ديکسون بهترين اتفاق زندگيت بوده 259 00:24:41,538 --> 00:24:43,844 جدا مي خوام بهش فکر نکنم 260 00:25:09,573 --> 00:25:11,912 داري دعا مي خوني ؟ 261 00:25:14,850 --> 00:25:17,565 چرا تو انقدر دزدکي مردم رو مي پايي ؟ 262 00:25:17,576 --> 00:25:19,802 آخه تو که کارات دزدکي پاييدن نمي خواد ( تو رو راحت ميشه زير نظر گرفت ) 263 00:25:21,590 --> 00:25:23,464 داشتم دعا مي خوندم 264 00:25:23,475 --> 00:25:25,620 داشتم سعي مي کردم 265 00:25:25,820 --> 00:25:28,336 آدم مذهبي هستي ؟ زياد دعا مي خوني ؟ 266 00:25:28,447 --> 00:25:32,110 راستش اين اولين بارم بود 267 00:25:32,150 --> 00:25:33,340 کلا ؟ 268 00:25:34,450 --> 00:25:36,300 ببخشيد 269 00:25:36,321 --> 00:25:38,503 نمي خواستم اولين دعات رو خراب کنم 270 00:25:38,654 --> 00:25:40,936 خدا احتمالا نيت ام رو فهميده 271 00:25:40,946 --> 00:25:43,782 براي چي دعا مي کني ؟ براي دوستام 272 00:25:43,823 --> 00:25:46,262 انگار الان همشون به کمک نياز دارن 273 00:25:51,059 --> 00:25:52,740 به نظرت 274 00:25:52,913 --> 00:25:55,846 فکر مي کني خدا وجود داره اصلا ؟ 275 00:25:55,887 --> 00:25:58,401 من هميشه اعتقاد داشتم به خدا 276 00:25:58,452 --> 00:26:00,980 اخيرا يه کم تو کاراش موندم ( شک کردم ) 277 00:26:00,980 --> 00:26:03,222 براي هر اتفاقي که افتاده 278 00:26:03,394 --> 00:26:05,461 حتما يه سري دعا کردن هايي هم براش هست 279 00:26:05,553 --> 00:26:08,649 اما انگار بعضي هاشون بي جواب موندن 280 00:26:10,136 --> 00:26:12,439 ممنون . واقعا اميدوارم کردي 281 00:26:12,530 --> 00:26:15,074 ببخشيد . ادامه بده 282 00:26:15,074 --> 00:26:17,295 جدا 283 00:26:20,811 --> 00:26:22,571 مي خواي نگاه کني ؟ 284 00:26:27,426 --> 00:26:29,976 به جاش برات اينو پر مي کنم 285 00:26:36,940 --> 00:26:39,223 مي دونم به من مربوط نيست 286 00:26:39,223 --> 00:26:41,242 و مختاري که به خدا معتقد باشي يا نه 287 00:26:41,262 --> 00:26:44,668 اما مساله اينجاس که بايد هر طور شده باهاش کنار بياي ( با خودت حلش کني ) 288 00:26:44,699 --> 00:26:47,757 مهم نيست به چه قيمتي 289 00:27:34,027 --> 00:27:36,360 قبل از اينکه تير بخوره 290 00:27:36,381 --> 00:27:39,844 ما تو جنگل وايستاده بوديم 291 00:27:39,874 --> 00:27:43,328 و يه آهو 292 00:27:43,328 --> 00:27:45,709 از جلومون رد ميشد 293 00:27:45,799 --> 00:27:49,332 به خدا اون آهو يه دفعه اونجا وايستاد 294 00:27:49,492 --> 00:27:52,830 و تو چشم هاي کارل نگاه کرد 295 00:27:52,830 --> 00:27:55,798 و من به کارل نگاه کردم 296 00:27:55,798 --> 00:27:58,860 و به آهو ، اون آهو زل زده بود تو چشم هاي کارل 297 00:27:58,950 --> 00:28:00,842 و اون لحظه يه دفعه 298 00:28:07,179 --> 00:28:09,768 از بين رفت 299 00:28:09,768 --> 00:28:12,308 محو شد 300 00:28:12,357 --> 00:28:16,385 اين چيزي بود که وقتي به هوش اومد درباره اش حرف ميزد 301 00:28:18,097 --> 00:28:19,837 نه درباره ي تير خوردن 302 00:28:19,977 --> 00:28:22,590 يا اتفاقي که جاي کليسا افتاد 303 00:28:24,121 --> 00:28:25,898 اون درباره ي يه چيز قشنگ حرف زد 304 00:28:25,929 --> 00:28:28,609 يه موجود زنده 305 00:28:28,650 --> 00:28:31,734 هنوز حيات و زندگي برامون وجود داره 306 00:28:31,783 --> 00:28:34,385 شايد يه جايي مثل اينجا 307 00:28:34,496 --> 00:28:37,444 اون بيرون همه چيز نمُرده 308 00:28:37,543 --> 00:28:41,348 نمي تونه اينطوري باشه 309 00:28:41,551 --> 00:28:41,734 بعد از اين همه چيز که ديديم بايد به اندازه ي کافي 310 00:28:41,734 --> 00:28:45,085 قوي باشيم تا بتونيم هنوز بهش معتقد باشيم 311 00:28:45,123 --> 00:28:48,671 چرا اصلا کارل بايد تو همچين دنيايي زندگي کنه ؟ 312 00:28:50,993 --> 00:28:55,273 اون درباره ي آهو حرف زد ، لوري 313 00:28:55,303 --> 00:28:57,802 درباره ي آهو حرف زد 314 00:29:03,659 --> 00:29:05,014 اوه لعنتي 315 00:29:08,215 --> 00:29:10,939 بايد به خيابون برسيم تا ردمون رو تا جاي ماشين دنبال کنيم 316 00:29:10,989 --> 00:29:13,446 ببين . ما موفق نمي شيم . باشه ؟ بايد تلاشمون رو بکنيم رفيق 317 00:29:13,475 --> 00:29:15,654 يالا پاشو تو الان اين کيف ها رو ازم مي گيري 318 00:29:15,713 --> 00:29:18,250 و ميري از اينجا من تو رو تنها نمي ذارم 319 00:29:20,650 --> 00:29:21,939 خيلي خب 320 00:29:25,809 --> 00:29:27,985 چند تا تير ديگه برات مونده ؟ 321 00:29:28,005 --> 00:29:29,711 چهار تا . تو چي ؟ 322 00:29:29,730 --> 00:29:31,896 پنج تا و يکي هم تو لوله ي تفنگ 323 00:29:54,544 --> 00:29:58,129 اون هنوز سريعتر از تزريق خون داره خون از دست ميده 324 00:29:58,168 --> 00:30:00,384 و با اون ورم شکمش 325 00:30:00,443 --> 00:30:02,384 بيشتر از اين نمي تونيم منتظر بمونيم 326 00:30:02,433 --> 00:30:04,426 يا اينکه در غير اينصورت مي ميره 327 00:30:04,457 --> 00:30:06,916 حالا اينو بايد بدونم که 328 00:30:06,947 --> 00:30:08,952 ازم مي خواين اينکارو بکنم يا نه 329 00:30:08,962 --> 00:30:11,442 چون فکر کنم پسرتون ديگه وقتش داره تموم ميشه 330 00:30:14,032 --> 00:30:15,160 بايد يه تصميمي بگيرين 331 00:30:15,169 --> 00:30:17,733 يه تصميمي ؟ يه تصميم 332 00:30:17,752 --> 00:30:21,160 بايد بهم بگي چيکار کنيم 333 00:30:21,160 --> 00:30:23,218 بايد بگي چيکار کنيم 334 00:30:28,994 --> 00:30:30,545 انجامش ميديم 335 00:30:39,832 --> 00:30:41,827 خيلي خب ، گوشه ي تخت رو بگيرين 336 00:30:41,867 --> 00:30:43,566 بيايد ملافه ها رو جمع کنيم 337 00:30:43,566 --> 00:30:46,293 کيسه ي تزريق رو بذار رو ملافه 338 00:30:46,333 --> 00:30:50,212 خيلي خب . با شماره ي سه 339 00:30:50,243 --> 00:30:53,223 يک ، دو ، سه 340 00:31:12,516 --> 00:31:14,758 ريک ، لوري 341 00:31:14,790 --> 00:31:16,823 شايد بهتر باشه بريد بيرون 342 00:31:24,174 --> 00:31:26,129 اوه خداي من 343 00:31:26,161 --> 00:31:28,649 تو همينجا پيشش بمون 344 00:31:41,403 --> 00:31:44,173 کارل ؟ هنوز يه فرصت هستش 345 00:31:47,488 --> 00:31:49,518 اوتيس ؟ 346 00:31:51,410 --> 00:31:53,331 نه 347 00:32:00,577 --> 00:32:02,578 به پاتريشيا چيزي نميگيم 348 00:32:02,608 --> 00:32:06,010 نه تا بعد از عمل . بهش نياز دارم 349 00:32:24,704 --> 00:32:28,081 ما هر جا مي پيچيديم جلومون سبز ميشدن 350 00:32:28,132 --> 00:32:30,772 چيزي برامون نمونده بود همش 10 تا گلوله مونده بود 351 00:32:30,772 --> 00:32:33,351 بعد گفت ... گفت منو پوشش ميده 352 00:32:33,382 --> 00:32:35,103 و اينکه من بايد به رفتن ادامه بدم 353 00:32:35,313 --> 00:32:37,821 خب منم همين کارو کردم 354 00:32:37,842 --> 00:32:40,445 به حرکت کردن ادامه دادم اما 355 00:32:42,781 --> 00:32:46,023 برگشتم به عقب نگاه کردم و اون 356 00:32:50,469 --> 00:32:52,633 سعيمو کردم 357 00:32:52,674 --> 00:32:55,249 اون مي خواسته اوضاع رو راست و ريست کنه 358 00:33:44,885 --> 00:33:47,469 اندريا . صبرکن 359 00:33:47,598 --> 00:33:49,486 چي مي خواي ديل ؟ 360 00:33:49,526 --> 00:33:52,028 که اينو بهت بدم 361 00:33:52,088 --> 00:33:54,098 من دوست دارم 362 00:33:54,128 --> 00:33:57,024 پس برات يه تصميم گرفتم ... يه تصميم هايي 363 00:33:57,055 --> 00:34:00,907 دليلشو مي دونم اما اين تفنگ من نيست 364 00:34:00,947 --> 00:34:03,790 و تصميم هايي که برات گرفتم 365 00:34:03,790 --> 00:34:05,290 مربوط به من نبودن مربوط به تو بودن 366 00:34:12,455 --> 00:34:14,579 اما هنوز مي تونم ازت بخوام 367 00:34:14,739 --> 00:34:17,142 و اين تو رو مقصر نمي کنه يا 368 00:34:17,181 --> 00:34:19,950 بخواد منو در برابرت قرار بده اما هنوز مي تونم ازت بخوام 369 00:34:21,643 --> 00:34:23,128 لطفا 370 00:34:24,534 --> 00:34:27,339 از اينکارم پشيمونم نکن 371 00:34:31,011 --> 00:34:32,478 من ديدباني ميدم 372 00:34:34,086 --> 00:34:36,116 ... پس منو مي بخشي بخاطر 373 00:34:39,975 --> 00:34:42,092 منو مي بخشي ؟ 374 00:34:43,227 --> 00:34:45,640 دارم تلاشمو مي کنم 375 00:34:56,551 --> 00:35:00,018 من از وقتي بچه بودم اُتيس رو مي شناختم 376 00:35:00,128 --> 00:35:06,455 اون قبل از اينکه مادرم بميره اين مزرعه رو راه انداخت 377 00:35:23,945 --> 00:35:16,234 ديگه کيا ؟ 378 00:35:16,141 --> 00:35:18,896 ديگه کيا رو از دست دادي ؟ 379 00:35:22,144 --> 00:35:24,724 خودت بهم گفتي بايد هر جور شده وضعمو رو به راه کنم 380 00:35:26,352 --> 00:35:28,861 تو هم مي خواي همينکارو بکني ، درسته ؟ 381 00:35:28,901 --> 00:35:30,851 کدوم يکي ها ؟ 382 00:35:37,014 --> 00:35:38,814 نامادريم 383 00:35:41,944 --> 00:35:44,596 برادر ناتنيم 384 00:35:59,286 --> 00:36:01,772 انگار وضعيت جسميش پايدار شده 385 00:36:01,803 --> 00:36:03,623 اوه خدايا 386 00:36:14,750 --> 00:36:17,095 نمي دونم چي بگم 387 00:36:17,638 --> 00:36:19,832 منم همين طور . کاش مي تونستم 388 00:36:21,917 --> 00:36:24,155 حالا من جريان اُتيس رو چجوري به پاتريشيا بگم ؟ 389 00:36:28,122 --> 00:36:30,509 تو برو پيش کارل 390 00:36:31,778 --> 00:36:33,902 منم با هرشل ميرم 391 00:37:53,737 --> 00:37:55,687 پيشمون بمون 392 00:38:34,681 --> 00:38:37,183 حموم طبقه ي بالاست 393 00:38:37,234 --> 00:38:40,288 من برات لباس ميارم ممنونم 394 00:38:40,399 --> 00:38:43,011 خوب اندازه ت نميشن . مال اوتيس بودن 395 00:39:34,181 --> 00:39:37,109 چند تا تير برات مونده ؟ 396 00:39:37,170 --> 00:39:39,534 چهار تا . تو چي ؟ 397 00:39:39,534 --> 00:39:42,463 پنج تا و يکي هم تو لوله 398 00:39:42,463 --> 00:39:45,184 يالا 399 00:40:34,676 --> 00:40:37,523 آخرين تيرمه منم همين طور 400 00:40:40,263 --> 00:40:41,687 متاسفم 401 00:40:52,203 --> 00:40:54,166 بدش من 402 00:41:01,736 --> 00:41:03,336 مي کشمت 403 00:41:25,733 --> 00:41:25,828 ولم کن ... ولم کن 404 00:41:26,884 --> 00:41:29,340 405 00:41:30,322 --> 00:41:32,778 406 00:41:32,802 --> 00:41:40,802