﻿1
00:00:10,680 --> 00:00:28,560
‫فاکس مووی با افتخار تقدیم می کند
‫Www.FoxMovie.Co

2
00:00:30,599 --> 00:00:35,599
‫مترجمین :
‫کلنل و الهه ، بهین موسویان و پابلیتو

3
00:00:52,600 --> 00:00:55,400
‫♪ برامون آبجوی خوب بیار ♪

4
00:00:56,440 --> 00:00:59,560
♪ برامون آبجوی خوب بیار ♪

5
00:01:01,120 --> 00:01:04,960
♪ به خاطر روی گل خانم پربرکت ♪

6
00:01:07,800 --> 00:01:10,680
♪ برامون آبجوی خوب بیار ♪

7
00:01:13,120 --> 00:01:14,880
الان دیگه خیلی باهوش نیستی، مگه نه؟

8
00:01:19,880 --> 00:01:21,680
روگن سلام رسوند

9
00:01:22,520 --> 00:01:24,440
من طلای پادشاه جذام رو می‌گیرم

10
00:01:25,760 --> 00:01:27,640
ولی دخل تو رو مجانی آوردم

11
00:01:29,640 --> 00:01:30,960
این یکی به خاطر پدره

12
00:01:36,960 --> 00:01:38,680
ماهی‌های زیادی واسه خوردن می‌خواد

13
00:01:39,840 --> 00:01:41,000
‫اره‌ماهی

14
00:01:41,080 --> 00:01:43,440
من یه زنبور رو توی خون غسل میدم و اونا مثل چی می‌خورنش

15
00:01:44,680 --> 00:01:46,920
ولی باهوش‌ها

16
00:01:48,120 --> 00:01:49,800
تو باید کاری کنی کنجکاو بشن

17
00:01:50,800 --> 00:01:52,360
واسه‌ی تو، من کبوتر رو انتخاب کردم

18
00:01:53,520 --> 00:01:56,080
چون فکر می‌کنی خیلی بزرگی

19
00:01:59,160 --> 00:02:01,160
تیر رو به سم آغشته کرده بودم

20
00:02:01,240 --> 00:02:02,920
تا مسیرهای تنفسیت رو ببنده

21
00:02:04,480 --> 00:02:07,000
پس هر نفست، عذابیه که حقته

22
00:02:09,040 --> 00:02:10,200
پس همینجور که داری غرق میشی

23
00:02:11,040 --> 00:02:12,320
به پدر فکر کن، جادوگر

24
00:02:14,120 --> 00:02:15,200
پدر رو یادت میاد؟

25
00:02:17,160 --> 00:02:18,640
یادت میاد باهاش چکار کردی؟

26
00:02:19,680 --> 00:02:21,120
اونو به یه هیولا تبدیل کردی

27
00:02:21,840 --> 00:02:23,440
و هیولاها هم نیاز به غذا دارن

28
00:04:32,360 --> 00:04:34,840
شصت بشکه آبجو، چهل و پنج بشکه شراب

29
00:04:34,920 --> 00:04:36,720
صد کیسه آرد گندم

30
00:04:37,400 --> 00:04:42,040
ماهی‌ها و گوشت‌ها رو نمک زدیم و هنوز مرغ توی چاله‌ها هست

31
00:04:42,120 --> 00:04:43,640
...ولی -
...چقدر وقت داریم قبل از اینکه -

32
00:04:43,720 --> 00:04:44,800
قحطی، بانوی من؟

33
00:04:45,360 --> 00:04:49,200
حداکثر سه چهار روز. تعداد خیلی زیادی موندن که باید بهشون غذا بدیم

34
00:04:49,560 --> 00:04:51,520
...یک تسلیم مشروط

35
00:04:52,560 --> 00:04:54,080
عاقلانه‌ترین کاریه که می‌تونیم انجام بدیم

36
00:04:54,160 --> 00:04:56,240
آره، تو هم که توی این کار خیلی خوبی -
مورگانا -

37
00:04:56,320 --> 00:04:57,720
چیه؟ این باعث زحمتت میشه؟

38
00:04:58,080 --> 00:05:00,160
تو هیچوقت توی ایستادگی در برابر عمو خوب نبودی

39
00:05:00,640 --> 00:05:02,200
مطمئنا از طرف من نه

40
00:05:02,560 --> 00:05:03,840
اگه آفریده‌هاتون به هجوم بردن

41
00:05:04,360 --> 00:05:06,480
به ذخیره‌های غذایی ادامه بدن، به زودی از گرسنگی می‌میریم

42
00:05:06,560 --> 00:05:08,280
...اونا هرچی بخوان رو می‌گیرین، توی خیابون رژه میرن

43
00:05:08,360 --> 00:05:10,000
اونا آفریده نیستن

44
00:05:10,080 --> 00:05:13,280
وقتی گرمیری‌ها خواستن شهرشون رو پس بگیرن تعجب نکنید

45
00:05:14,280 --> 00:05:16,520
اونوقت داخل دیوارها هم یه جنگ داری

46
00:05:16,600 --> 00:05:20,560
یقین داشته باشید کسی که بخواد یه شورش رو راه بندازه به زندان میفته

47
00:05:23,160 --> 00:05:26,240
نیاز به نگهبانی 24 ساعته اطراف ذخایر غذایی‌مون داریم

48
00:05:26,560 --> 00:05:28,720
کمک شما توی این موضوع قابل تقدیره

49
00:05:28,800 --> 00:05:30,480
بله، بانوی من

50
00:05:48,640 --> 00:05:50,920
اوضاع بین فی و مردم شهر چقدر خرابه؟

51
00:05:51,000 --> 00:05:51,880
بهم بگو

52
00:05:51,960 --> 00:05:54,640
تا الان فقط چندتا دعوا بوده. چیز جدی‌ای نیست

53
00:05:55,280 --> 00:05:58,160
ولی نگران وقتی هستم که غذا رو جیره‌بندی کنیم

54
00:05:59,520 --> 00:06:01,240
با کورا و بقیه حرف میزنم

55
00:06:02,360 --> 00:06:04,440
خبری از سنجاب نشد؟ -
نه هنوز -

56
00:06:05,480 --> 00:06:07,560
پیم و چندتا از فاون‌ها از صبح دارن بیرون رو می‌گردن

57
00:06:09,760 --> 00:06:11,520
پیداش می‌کنیم

58
00:06:11,600 --> 00:06:13,240
من خودمون رو اینجا گیر انداختم، مگه نه؟

59
00:06:18,000 --> 00:06:19,000
متاسفم

60
00:06:21,360 --> 00:06:22,680
انتخاب دیگه‌ای نبود

61
00:06:41,600 --> 00:06:42,520
اوثر

62
00:06:43,400 --> 00:06:44,400
داری چکار می‌کنی؟

63
00:06:44,880 --> 00:06:48,160
ما تصمیم گرفتیم گرمیر رو محاصره کنیم

64
00:06:48,240 --> 00:06:49,680
داری شوخی می‌کنی؟

65
00:06:50,120 --> 00:06:51,520
خیلی هم روش مصمم هستیم

66
00:06:51,600 --> 00:06:53,840
درمورد محاصره کردن چی می‌دونی؟

67
00:06:53,920 --> 00:06:55,760
خب نمی‌تونه اونقدرا هم پیچیده باشه، مگه نه؟

68
00:06:55,840 --> 00:06:59,320
ما فقط روشون سنگ و آتیش می‌ریزیم تا وقتی تسلیم بشن

69
00:07:01,880 --> 00:07:03,960
فکر نمی‌کنم ایده‌ی خوبی باشه

70
00:07:04,480 --> 00:07:06,200
ما هم نخواستیم تو اجازه بدی

71
00:07:08,200 --> 00:07:09,200
ولش کن

72
00:07:09,280 --> 00:07:10,600
ببخشید، سرورم

73
00:07:15,000 --> 00:07:16,520
کلیسا گرمیر رو از دست داده

74
00:07:17,480 --> 00:07:19,640
بذار سربازاشون واسه پس گرفتنش بمیرن

75
00:07:19,720 --> 00:07:23,000
فکر می‌کنم مردم دوست دارن ببینن که پادشاه‌شون
از عزت‌شون دفاع می‌کنه

76
00:07:23,520 --> 00:07:24,680
و اون رو پس می‌گیره

77
00:07:25,520 --> 00:07:27,240
این تصمیم قبلا گرفته شده، اوثر

78
00:07:28,480 --> 00:07:32,160
پدر کاردن و شوالیه‌های سرخش این محاصره رو رهبری می‌کنن

79
00:07:41,640 --> 00:07:43,360
گفتم ولش کن

80
00:08:19,640 --> 00:08:20,760
پدر کاردن

81
00:08:21,520 --> 00:08:22,560
مرد بزرگ

82
00:08:22,920 --> 00:08:23,840
سرورم

83
00:08:25,280 --> 00:08:26,400
لطفا

84
00:08:27,160 --> 00:08:29,320
"راهب ویکلو" صدام کنین کافیه، الهه‌ی من

85
00:08:29,880 --> 00:08:32,120
حرفی بزن که بهم نشون بده داریم پیش میریم

86
00:08:32,760 --> 00:08:33,600
پیش نمی‌ریم

87
00:08:37,280 --> 00:08:39,520
خواهش می‌کنم، بفرمایید داخل ، شما باید تشنه باشید

88
00:08:49,240 --> 00:08:50,840
من آب می‌خورم

89
00:08:59,360 --> 00:09:03,080
والاحضرت منو فرستادن تا یک سخن حکیمانه
برای زندگی در میدان جنگ کسب کنم

90
00:09:07,680 --> 00:09:08,640
ممنون کافیه

91
00:09:10,280 --> 00:09:14,480
اطمینان دارم که با جهلم توی مسائل نظامی
خیلی باعث آزرده شدن‌تون میشم

92
00:09:18,880 --> 00:09:20,240
تاحالا شمشیر دستت گرفتی؟

93
00:09:20,320 --> 00:09:22,120
متاسفانه، من می‌ترسم

94
00:09:23,360 --> 00:09:25,760
بیشتر به طراحی تدابیر جنگی علاقه دارم

95
00:09:25,840 --> 00:09:27,800
ولی توی جنگ بیشتر از کتاب مقدس

96
00:09:27,880 --> 00:09:29,320
و تاریخچه‌ها میشه یاد گرفت

97
00:09:29,400 --> 00:09:30,360
این

98
00:09:31,800 --> 00:09:33,440
جنگ صلیبی واقعیه

99
00:09:34,120 --> 00:09:35,280
نه اورشلیم

100
00:09:35,800 --> 00:09:36,720
دقیقا اینجا

101
00:09:37,600 --> 00:09:38,600
فی

102
00:09:39,240 --> 00:09:40,880
دشمن واقعی خداست

103
00:09:41,280 --> 00:09:43,120
باهم هم نظریم

104
00:09:44,160 --> 00:09:45,160
همم.

105
00:09:46,600 --> 00:09:49,000
همچنین باید اعتراف کنم که

106
00:09:49,520 --> 00:09:51,440
خیلی علاقه‌مندم راهب گریان رو ببینم

107
00:09:52,760 --> 00:09:55,240
اونا میگن که با مهارت‌های غیرطبیعی رد فی‌ها رو می‌گیره

108
00:09:56,000 --> 00:09:57,560
اون بزرگ‌ترین سلاح ماست

109
00:09:58,320 --> 00:10:00,640
شنیدم رد کمپ‌شون توی مینتور رو با بو کشیدن زده

110
00:10:01,160 --> 00:10:04,000
ولی از دستش لیز خوردن

111
00:10:05,800 --> 00:10:08,360
این به اطلاع رم نرسیده بود

112
00:10:09,600 --> 00:10:11,480
چطوری این اطلاعات رو به دست آوردی؟

113
00:10:12,320 --> 00:10:13,560
بالاخره برادرها صحبت می‌کنن

114
00:10:14,200 --> 00:10:16,080
اتفاقی توی جاده شنیدمش

115
00:10:21,360 --> 00:10:24,520
والاحضرت مشتاقن که هر حمایتی نیاز دارید رو انجام بدن

116
00:10:25,400 --> 00:10:27,000
...بعد از عقب‌نشینی‌تون از گرمیر

117
00:10:27,080 --> 00:10:28,480
عقب‌نشینی‌ای در کار نبود

118
00:10:29,160 --> 00:10:31,000
ما گرمیر رو تصرف نکردیم

119
00:10:31,960 --> 00:10:34,000
اون یه ماموریت تجدید قوا برای افرادی بود

120
00:10:34,080 --> 00:10:36,240
که از ماه‌ها بودن توی میدون نبرد خسته شده بودن

121
00:10:36,320 --> 00:10:39,080
اونا داشتن مقررات وضع می‌کردن. شهر بی‌دفاع بود

122
00:10:39,520 --> 00:10:40,600
من شما رو رنجوندم

123
00:10:40,680 --> 00:10:41,520
نه

124
00:10:42,360 --> 00:10:43,400
نه، اصلا

125
00:10:44,360 --> 00:10:46,120
اما حقایق مهم هستن

126
00:10:47,240 --> 00:10:48,760
در عوض

127
00:10:49,120 --> 00:10:50,160
هیچ جای عقب‌نشینی نبود

128
00:10:51,400 --> 00:10:54,600
ما ساحره رو با فریب به دامی کشوندیم که هیچ راهی فراری نداره

129
00:10:54,680 --> 00:10:56,680
و برای همین حمد و ستایش بر خدا باد

130
00:10:57,040 --> 00:10:58,920
باید برای شمشیر ساحره ادعا بیاریم

131
00:10:59,000 --> 00:11:01,880
و براش تل هیزمی آتیش بزنیم که از اینجا تا رُم دیده بشه

132
00:11:03,120 --> 00:11:04,440
و لطفا مطمئن شو

133
00:11:04,920 --> 00:11:07,520
که لشکرکشی تو، لشکرکشی ماست

134
00:11:08,360 --> 00:11:09,320
فکر می‌کنم موافقی که

135
00:11:09,400 --> 00:11:11,560
پیروزی‌ها از آن من و تو نیست

136
00:11:12,080 --> 00:11:13,080
بلکه برای خداست

137
00:11:14,280 --> 00:11:15,920
یکم بیشتر مال منه تا تو

138
00:11:16,920 --> 00:11:19,080
پس بریم سراغ اون عقب‌نشینی‌ها

139
00:11:29,000 --> 00:11:30,360
ما چادرتون رو آماده می‌کنیم

140
00:11:33,000 --> 00:11:34,760
چند روز پیش ما می‌مونید؟

141
00:11:35,400 --> 00:11:37,160
تا زمانی که خدا بخواد

142
00:11:49,480 --> 00:11:52,080
یه لحظه، ملکه من؟ -
لطفا منو با اون اسم صدا نزن -

143
00:11:52,440 --> 00:11:53,600
شما این لقب رو به دست آوردید

144
00:11:53,680 --> 00:11:54,640
واقعا؟

145
00:11:55,720 --> 00:11:57,080
می‌ترسم همه رو به کشتن بدم

146
00:11:57,480 --> 00:11:59,080
شما حق داشتید گریمر رو بگیرید

147
00:11:59,680 --> 00:12:02,040
الان نباید تعلل کنید
هاکزبریج باید بعدی باشه

148
00:12:02,440 --> 00:12:03,440
هاکزبریج؟

149
00:12:04,440 --> 00:12:06,000
دو تا ارتش ما رو محاصره کردن

150
00:12:06,080 --> 00:12:08,800
مال تو قوی‌تره. تو به نهان دستور میدی

151
00:12:09,520 --> 00:12:10,840
به این آسونی‌ها نیست

152
00:12:10,920 --> 00:12:11,920
هست

153
00:12:12,400 --> 00:12:15,120
تو فقط از قدرت درونت می‌ترسی
داری ازش فرار می‌کنی

154
00:12:15,520 --> 00:12:16,440
ازش فرار می‌کنم؟

155
00:12:16,520 --> 00:12:18,280
وقتی که موقع عیش و نوشه

156
00:12:18,360 --> 00:12:19,800
داری از پس‌مونده‌هایی که نهان برات پرت می‌کنه تغذیه می‌کنی

157
00:12:20,800 --> 00:12:23,280
جنگل‌های اون سوی این دروازه‌ها پر از شوالیه‌های در حال پوسیدنه

158
00:12:23,360 --> 00:12:25,640
اگر یادت رفته بهت بگم -
و بعد چه اتفاقی افتاد؟ -

159
00:12:25,720 --> 00:12:28,800
ما پشت این دیوارها مخفی شدیم تا دوباره گرسنگی بکشیم
درست مثل مویکرگ

160
00:12:29,160 --> 00:12:32,160
فرار کردن یه راه‌حل نیست
باید بایستیم و بجنگیم

161
00:12:32,240 --> 00:12:34,920
من دارم سعی می‌کنم فی رو نجات بدم
ازم می‌خوای چیکار کنم؟

162
00:12:35,000 --> 00:12:36,760
ساحره گرگین خون باش

163
00:12:36,840 --> 00:12:38,720
و دشمنانت رو نابود کن

164
00:12:39,120 --> 00:12:41,520
به نهان دستور بده تا به کمپ‌های کوفتی اونا بره

165
00:12:41,600 --> 00:12:44,680
به قلب‌هاشون، به ذهن‌هاشون
از وسط تیکه تیکه‌اشون کن

166
00:12:44,760 --> 00:12:45,640
چطور؟

167
00:12:46,040 --> 00:12:48,160
...من حتی کنترل -
بذار شمشیر تو رو هدایت کنه -

168
00:12:49,560 --> 00:12:50,760
خودش می‌دونه باید چیکار کنه

169
00:12:53,160 --> 00:12:55,040
ازم می‌خوای یه جورایی یه هیولا بشم

170
00:12:55,640 --> 00:12:57,560
نمی‌تونیم از ذات واقعی خودمون فرار کنیم

171
00:13:15,560 --> 00:13:16,560
احمق

172
00:13:18,080 --> 00:13:19,080
احمق

173
00:13:19,480 --> 00:13:21,320
!احمق. احمق ترسو

174
00:13:22,000 --> 00:13:22,960
!تو یه ترسویی

175
00:13:23,040 --> 00:13:24,560
!توی ترسو، ترسو

176
00:13:27,120 --> 00:13:28,120
...بکشش

177
00:13:28,600 --> 00:13:29,840
وگرنه می‌سوزونمت

178
00:13:30,600 --> 00:13:32,080
قسم می‌خورم می‌سوزونمت

179
00:13:32,920 --> 00:13:33,920
!بکشش

180
00:13:36,280 --> 00:13:37,400
!بکشش

181
00:13:40,280 --> 00:13:43,120
‫!اینکارو می‌کنم، می‌کنم. می‌کنم
‫می‌کنم. می‌کنم، می‌کنم

182
00:13:43,200 --> 00:13:47,080
انجامش میدم، انجامش میدم، انجامش میدم

183
00:14:12,720 --> 00:14:13,720
نیموئه

184
00:14:16,640 --> 00:14:18,600
خیالم راحت شد دیدم سالم و در امانی

185
00:14:20,480 --> 00:14:21,600
نه از تو ممنون

186
00:14:23,440 --> 00:14:25,600
آرتور. مورگانا، پیم

187
00:14:25,680 --> 00:14:28,080
دلم می‌خواد با مرلین جادوگر آشنا بشید

188
00:14:30,640 --> 00:14:31,480
پدرم

189
00:14:32,520 --> 00:14:34,000
پدرت؟

190
00:14:34,520 --> 00:14:36,040
بادوم پرید تو گلوم

191
00:14:41,360 --> 00:14:42,680
وای خدایان، جدی میگی؟

192
00:14:45,880 --> 00:14:49,000
تو واقعا خجالت سرت نمیشه
بعد از کاری که کردی اومدی اینجا

193
00:14:49,080 --> 00:14:51,720
دشمنانم جاسوس فرستادن تا شمشیر رو بگیرن

194
00:14:54,120 --> 00:14:56,600
چرا باید توی قلعه کولزین این بلاها سرم بیاد؟

195
00:14:57,400 --> 00:15:00,400
...خاطرات محرمانه لینور رو به اشتراک بذار -
تا گول بخورم و بهت اعتماد کنم -

196
00:15:00,480 --> 00:15:01,760
با عقل جور درنمیاد

197
00:15:01,840 --> 00:15:04,240
هنوزم دلم می‌خواد اون شمشیر رو ببینم که از بین رفته

198
00:15:05,920 --> 00:15:07,520
اما الان سرنوشت شما درهم پیچیده شده

199
00:15:08,800 --> 00:15:11,120
باید با هم کار کنیم تا از تو و پری ها محافظت کنیم

200
00:15:11,200 --> 00:15:13,400
و تو دقیقا چه زمانی دوست پری ها بودی؟

201
00:15:14,080 --> 00:15:15,280
به مدت ۷۰۰ سال

202
00:15:15,360 --> 00:15:18,000
من در شکاف بین انسان‌ها و پری ها ایستادم

203
00:15:18,080 --> 00:15:19,600
خون و زحمتم رو پای اینکار گذاشتم

204
00:15:19,680 --> 00:15:22,440
تا اونها رو از پاره کردن گلوی همدیگه دور نگه دارم

205
00:15:22,520 --> 00:15:25,200
بیشتر از اینکه برنده بشم، باختم -
چی می‌خوای؟ -

206
00:15:26,600 --> 00:15:29,280
با کامبر، پادشاه یخ برای زندگی تو به توافق رسیدم

207
00:15:31,880 --> 00:15:33,480
من ازت نخواستم اینکارو بکنی

208
00:15:34,040 --> 00:15:36,320
من با یه هدیه نفیس در حضورش حاضر شدم

209
00:15:37,320 --> 00:15:39,760
...که ادعای اوثر برای تاج و تخت رو تضعیف می‌کنه و

210
00:15:40,320 --> 00:15:41,320
از خودش رو قدرت می‌بخشه

211
00:15:43,480 --> 00:15:46,920
در عوض به عنوان زندانی در بارگاه و دربارش دعوت شدی

212
00:15:47,000 --> 00:15:48,920
و ازت توقع میره تا با شمشیر بری اونجا

213
00:15:49,000 --> 00:15:50,200
اما زندگیت بخشیده میشه

214
00:15:50,280 --> 00:15:53,480
به سختی میشه گفت پیشنهاد یه دوسته -
!نه، این پیشنهاد یه رقیبه -

215
00:15:54,440 --> 00:15:57,000
برای همین، تمام کسانی که احاطه‌اش کردن همینن
دشمن و رقیب

216
00:15:57,080 --> 00:15:59,880
پس باید بجنگیم و بهشون نشون بدیم کی وارث حقیقیه

217
00:15:59,960 --> 00:16:01,840
جنگیدن مساوی با مرگه

218
00:16:04,680 --> 00:16:05,920
فی چی؟

219
00:16:07,680 --> 00:16:10,240
اگر من این پیشنهاد رو قبول کنم
چه اتفاقی برای اونها میفته؟

220
00:16:14,520 --> 00:16:16,640
با من به ساحل گداها سفر کن

221
00:16:17,320 --> 00:16:19,040
و با کامبر گفتگو کن

222
00:16:20,600 --> 00:16:23,080
مهاجمان به فی نزدیک‌تر از کلیسا هستن

223
00:16:23,520 --> 00:16:26,400
با هم می‌تونیم از اونها دفاع کنیم و نظرش رو برگردونیم

224
00:16:31,880 --> 00:16:33,160
افکار من رو می‌دونی

225
00:16:36,480 --> 00:16:37,400
آرتور؟

226
00:16:42,040 --> 00:16:43,840
اگر شمشیر رو به این شاه یخ بدی

227
00:16:44,200 --> 00:16:46,400
تو تبدیل به برگ برنده اون میشی

228
00:16:47,120 --> 00:16:49,920
اون یه مهاجمه و بر ضد اوثر پندراگون دنبال هم‌پیمان می‌گرده

229
00:16:50,280 --> 00:16:51,920
و تو تبدیل به قدرت نفوذی اون میشی

230
00:16:56,480 --> 00:16:58,400
به نظر می‌سه مشاور های من موافق هستن

231
00:16:58,760 --> 00:16:59,760
برای اولین بار

232
00:17:04,160 --> 00:17:05,920
التماست می‌کنم تجدیدنظر کنی

233
00:17:08,120 --> 00:17:09,120
معذرت می‌خوام

234
00:17:12,320 --> 00:17:15,720
دوستامون هنوزم گم میشن
باید تلاش‌هامون برای جستجو رو از سر بگیریم

235
00:17:19,360 --> 00:17:20,360
خسته به نظر میای

236
00:17:22,000 --> 00:17:23,360
...لطفا شب رو بمون

237
00:17:24,080 --> 00:17:25,120
به عنوان مهمان ما

238
00:17:50,920 --> 00:17:51,920
خواهر

239
00:17:57,720 --> 00:17:59,720
چه مدت اونجا بودی؟ -
چی؟ -

240
00:18:01,400 --> 00:18:03,280
داشتی جاسوسی منو می‌کردی؟ -
دیوونه شدی؟ -

241
00:18:04,120 --> 00:18:05,560
چی می‌خوای آرتور؟

242
00:18:07,520 --> 00:18:08,880
می‌خوام برای یه بارم که شده حرف بزنیم

243
00:18:09,760 --> 00:18:11,920
ما هم‌خونیم
و تنها عضو خانواده‌ای هستیم که هر دو تامون داریم

244
00:18:12,000 --> 00:18:15,080
...پس اگر چیزی بود که می‌خوای بهم بگی
من همینجام

245
00:18:19,800 --> 00:18:21,000
...دیدار با عمو

246
00:18:24,040 --> 00:18:25,360
یه طعم تلخی رو به جا می‌ذاره

247
00:18:27,800 --> 00:18:29,320
و اینکه تو رفتی پیشش

248
00:18:30,000 --> 00:18:31,120
تا برای دعای خیر التماسش کنی

249
00:18:32,240 --> 00:18:34,480
حتی بعد از اون بلاهایی که سرمون آورد

250
00:18:35,040 --> 00:18:36,400
آرتور. تو از بین تمام چیزها

251
00:18:36,480 --> 00:18:38,080
شمشیر رو براش آوردی -
این چیزی نبود که اتفاق افتاد -

252
00:18:38,160 --> 00:18:39,800
یه سری مسابقه بود -
!اوه مسابقه -

253
00:18:39,880 --> 00:18:41,120
!خب -
آره یه مسابقه -

254
00:18:41,200 --> 00:18:43,080
!تا تلاش کنم یه چیزی باشم. هر چیزی

255
00:18:47,360 --> 00:18:50,520
تو این موضوع رو توی سر من زدی، اونطوری که تو رو گرفت و من نتونستم جلوش رو بگیرم

256
00:18:53,520 --> 00:18:54,640
اما من... من چی بودم؟

257
00:18:55,920 --> 00:18:58,000
من ۱۲ سالم بود. با قرض و قوله

258
00:18:59,000 --> 00:19:00,040
...قرض‌هایی که

259
00:19:00,120 --> 00:19:03,200
تا همین امروز مثل غل و زنجیرهای لعنتی روی تنم سنگینی می‌کنن

260
00:19:03,680 --> 00:19:05,080
این به خاطر پدرمونه

261
00:19:06,160 --> 00:19:08,800
تو خاک و گل برای یه تیکه نقره غلت می‌زد

262
00:19:10,400 --> 00:19:11,680
مثل یه گدای بوگندو

263
00:19:15,480 --> 00:19:18,880
پس آره، اگه... اگه انداختن یه پسر لوس بابایی از روی اسبش

264
00:19:18,960 --> 00:19:21,680
به من ذره‌ای احترام می‌بخشه، بذار باشه

265
00:19:22,040 --> 00:19:23,520
تو از اون بهتری برادر

266
00:19:23,600 --> 00:19:25,360
این چیزی نیست که قلعه میگه

267
00:19:25,440 --> 00:19:27,280
اینطوری ارزش یه انسان رو می‌سنجی؟

268
00:19:27,760 --> 00:19:29,520
با قلعه؟ -
با زمین -

269
00:19:29,600 --> 00:19:30,600
با عنوان

270
00:19:31,280 --> 00:19:33,040
این... این عادی‌ترین روشه

271
00:19:33,120 --> 00:19:34,280
تو عادی نیستی

272
00:19:42,360 --> 00:19:43,840
یه چیزی داره اذیتت می‌کنه

273
00:19:46,680 --> 00:19:48,360
آره، ارتش ما رو احاطه کرده

274
00:19:48,440 --> 00:19:51,160
...آره. اما تو توی این چند هفته جابجا شدی و

275
00:19:55,280 --> 00:19:56,760
به خاطر همون دختر اهل صومعه‌اس؟

276
00:20:00,840 --> 00:20:02,280
خوبم -
نیازی نیست اینکارو بکنیم -

277
00:20:02,360 --> 00:20:04,680
...من می‌تونم اینجا کنارت باشم. من -
خوبم. ممنون -

278
00:20:10,280 --> 00:20:12,240
...خب پس

279
00:20:17,160 --> 00:20:19,600
بهش اجازه نمیدم از اون شمشیر دست بکشه آرتور

280
00:20:20,000 --> 00:20:21,840
اینطور که به نظر میاد، چاره‌ای نداره

281
00:20:21,920 --> 00:20:23,200
همیشه یه چاره‌ای هست

282
00:20:23,280 --> 00:20:25,200
ترجیح میدی مرگش رو ببینی تا تسلیمش کنی؟

283
00:20:25,280 --> 00:20:28,400
ترجیح میدم حین جنگیدن و شمشیر به دست بمیره

284
00:20:29,440 --> 00:20:31,240
اعتماد به اونا برابر با مرگه

285
00:20:32,880 --> 00:20:34,200
کسی هم هست که بهش اعتماد داشته باشی؟

286
00:20:54,640 --> 00:20:57,360
سرنوشتت خیلی بزرگتر از چیزیه که باور داری

287
00:20:57,840 --> 00:21:01,160
می‌دونی، تو از این و اون پیروی می‌کنی چون از قدرت خودت می‌ترسی

288
00:21:01,240 --> 00:21:04,600
اما کالیاک به من گفت کی قراره بزرگترین جادوگر بریتانیا بشه

289
00:21:04,680 --> 00:21:06,560
و اون فرد، ساحره گرگین خون نیست

290
00:21:06,640 --> 00:21:08,120
اون تویی مورگانا

291
00:21:24,880 --> 00:21:27,120
ما رو نگران کردی پسرم

292
00:21:27,200 --> 00:21:28,320
این خودشه؟

293
00:21:29,640 --> 00:21:31,880
این همون راهب گریان مشهوره؟

294
00:21:32,320 --> 00:21:35,880
سرورم ابوت ویکلو رو در لشکرکشی بر ضد فی

295
00:21:35,960 --> 00:21:37,720
برای نظارت بر ما فرستادن

296
00:21:41,680 --> 00:21:43,760
خب... برای ما چی آوردی؟

297
00:21:46,320 --> 00:21:47,440
شوالیه سبز

298
00:21:51,200 --> 00:21:53,200
خدا امروز بهمون لبخند زده

299
00:21:56,560 --> 00:21:57,800
اوه بله

300
00:21:59,280 --> 00:22:00,360
...این یکی

301
00:22:00,840 --> 00:22:03,200
این یکی دوست داره بالای درخت‌ها قایم بشه و به مردای من شلیک کنه

302
00:22:03,720 --> 00:22:06,640
یکی از اونا حین سواری از بین مینتور، توی دستای خودم جون داد

303
00:22:07,280 --> 00:22:09,880
اگر یادم باشه. اسمش پیتر بود

304
00:22:10,560 --> 00:22:11,960
چهارده سالش بود، پسر قصاب

305
00:22:12,440 --> 00:22:14,200
یکی از تیر‌های خاردار توی گلوش زده بودن

306
00:22:14,720 --> 00:22:16,760
حین پایین دادن خون خودش مرد

307
00:22:17,800 --> 00:22:19,800
به این موضوع افتخار می‌کنی شوالیه سبز؟

308
00:22:22,080 --> 00:22:23,040
نه؟

309
00:22:23,120 --> 00:22:24,080
جوابی نداری؟

310
00:22:25,040 --> 00:22:26,040
ازش خوشمون میاد

311
00:22:26,400 --> 00:22:29,680
برای آروم‌ترها برادر سالت و آشپزخونه‌هاش رو داریم

312
00:22:35,400 --> 00:22:36,560
اسرارآمیزه

313
00:22:38,360 --> 00:22:40,440
اون تقریبا برای انسان‌ها غش می‌کنه

314
00:22:41,680 --> 00:22:43,000
بعضیا می‌تونن، آره

315
00:22:43,480 --> 00:22:45,040
و همینطور هم پخش میشن

316
00:22:48,680 --> 00:22:49,720
..نزدیک آتش

317
00:22:50,720 --> 00:22:51,800
...یا فولاد

318
00:22:53,360 --> 00:22:55,400
تو برامون آواز می‌خونی

319
00:22:56,400 --> 00:22:59,800
و هر چیزی که باید درباره ساحره‌ات بدونیم بهمون میگی

320
00:23:01,960 --> 00:23:03,840
حرف‌های منو می‌خوای کشیش؟

321
00:23:04,240 --> 00:23:05,680
اوه، آره، آره

322
00:23:07,120 --> 00:23:08,120
مطمئنی؟

323
00:23:09,720 --> 00:23:11,080
من خیلی چیزا می‌دونم

324
00:23:13,600 --> 00:23:14,720
رازهای زیاد

325
00:23:22,640 --> 00:23:24,000
ببریدش پیش برادر سالت

326
00:24:01,720 --> 00:24:03,200
این هیاهو برای چی بود؟

327
00:24:04,200 --> 00:24:07,320
اوه، ما فقط یه مکالمه لذت‌بخش با پدر کاردن

328
00:24:07,400 --> 00:24:08,480
داشتیم

329
00:24:08,560 --> 00:24:11,960
فهمیدیم که فرد خیلی منطقی‌ایه

330
00:24:12,040 --> 00:24:13,960
دقیقا در چه زمینه‌ای؟

331
00:24:14,840 --> 00:24:18,480
خب، ما بهش گفتیم می‌خوایم شهر گریمر رو محاصره کنیم

332
00:24:18,560 --> 00:24:21,000
و به نظر خیلی رام‌شدنی می‌اومد

333
00:24:21,080 --> 00:24:23,880
البته که اونا ساحره رو بگیرن، ما شمشیر رو می‌گیریم

334
00:24:23,960 --> 00:24:28,400
اما ما توافق کردیم که بیشتر منطقه های اشغالی رو برگردونیم

335
00:24:29,760 --> 00:24:30,600
...پس

336
00:24:32,320 --> 00:24:33,240
به سلامتی

337
00:24:34,320 --> 00:24:36,480
تو از پشت بهم خنجر زدی

338
00:24:36,560 --> 00:24:38,680
فکر کردیم از این ابتکارمون تعریف و تمجید می‌کنی

339
00:24:42,880 --> 00:24:45,760
می‌دونی که یه مذاکره کننده افتضاحی اوثر

340
00:24:47,320 --> 00:24:49,760
خب، فکر کنم هیچی از این نوشته رو متوجه نشده باشی؟

341
00:24:49,840 --> 00:24:51,480
کاتبمون حاضر بود

342
00:24:51,560 --> 00:24:52,960
...مطمئنم شرایطی رو پیدا می‌کنید که

343
00:24:53,040 --> 00:24:54,480
تا حدی مطلوب و خوشایند باشه

344
00:24:55,680 --> 00:24:58,720
مثلا کی می‌خواد سر این مرزهای جدید مذاکره کنه؟

345
00:24:59,480 --> 00:25:01,640
اونا سر نصف مردم آکویتانیا مصیب و بلای خانمان‌سوز آوردن

346
00:25:01,720 --> 00:25:03,640
داشتی می‌گفتی؟

347
00:25:03,720 --> 00:25:04,640
‫اوه!

348
00:25:04,720 --> 00:25:06,400
‫این شراب اصلا بهم نمیسازه

349
00:25:06,480 --> 00:25:07,520
‫درسته، حالا توی مرز ها

350
00:25:07,600 --> 00:25:10,520
‫شاید یه سری نکاتی از زیر دستمون در رفته باشه

351
00:25:10,600 --> 00:25:12,480
‫مطمئنیم تو همه نشونه هارو برام
‫از بین میبری

352
00:25:12,560 --> 00:25:14,440
‫- آتر، برو طبیبو بیار
‫- بله، مادر؟

353
00:25:14,520 --> 00:25:16,000
‫- برو اون طبیب لعنتی رو...
‫- چیو بیارم؟

354
00:25:18,080 --> 00:25:19,400
‫البته، فراموش کردم اینم بگم

355
00:25:19,480 --> 00:25:20,920
‫که

356
00:25:21,000 --> 00:25:23,120
‫از بورلی جویا شدم

357
00:25:23,200 --> 00:25:24,880
‫محتاطانه عمل کردیم، البته

358
00:25:24,960 --> 00:25:27,640
‫با توجه به شرایط تولدمون

359
00:25:28,040 --> 00:25:30,120
‫ساده نیست، مطمئن باش

360
00:25:30,200 --> 00:25:33,120
‫خودتو به آب و آتیش زدی که هیچ
‫اثری ازت به جا نمونه

361
00:25:33,200 --> 00:25:34,720
‫هرچند،

362
00:25:34,800 --> 00:25:36,800
‫به کمک منابع تاج،

363
00:25:37,800 --> 00:25:40,240
‫یه نشونه ای پیدا کردیم...

364
00:25:41,240 --> 00:25:43,760
‫از یه دختر دهاتی به اسم سیلویا

365
00:25:44,760 --> 00:25:45,880
‫توی مزرعه کار می کرده

366
00:25:46,520 --> 00:25:48,000
‫نسبتا نزدیک قصر،

367
00:25:48,720 --> 00:25:49,800
‫و بعدش هم مرده،

368
00:25:50,560 --> 00:25:52,400
‫به طور مرموزی هم مرده

369
00:25:52,480 --> 00:25:56,080
‫بعد از نوشیدن یه لیوان شراب ادویه دار

370
00:26:01,000 --> 00:26:03,920
‫فقط 19 سالش بوده

371
00:26:05,280 --> 00:26:07,640
‫این دختر همون دختره؟

372
00:26:08,320 --> 00:26:11,680
‫همون مادرم که به قتل رسوندیش؟

373
00:26:15,720 --> 00:26:18,480
‫این چند روز اخیر،

374
00:26:19,320 --> 00:26:22,960
‫خیلی به سیلویا فکر می کردم

375
00:26:23,640 --> 00:26:27,440
‫به اینکه اگر زنده بود چه جور
‫مادری برام می شد؟

376
00:26:28,040 --> 00:26:29,080
‫و بیا صادق باشیم

377
00:26:29,160 --> 00:26:32,000
‫اصلا جای تعجب نداره که بچه ات مرده
‫به دنیا اومد

378
00:26:33,080 --> 00:26:37,640
‫میشه گفت زندگی درون تو، برای هر
‫بچه ای خیلی کار سختیه

379
00:26:38,280 --> 00:26:40,280
‫با وجود اون همه خون سردی
‫که توی بدنت جریان داره

380
00:26:41,600 --> 00:26:45,160
‫پس با وجود هر خیال باطلی که این چند روز
‫داشتم

381
00:26:47,440 --> 00:26:49,000
‫از زندگی که هیچوقت بهش نرسیدم

382
00:26:50,360 --> 00:26:53,240
‫یا از محبتی که هیچوقت دریافت نکردم...

383
00:26:55,040 --> 00:26:58,360
‫بزار این گفتگوی پایانی بینمون

384
00:26:59,680 --> 00:27:01,040
‫تمام شک و شبهه هارو برطرف کنه

385
00:27:02,240 --> 00:27:04,640
‫من الان

386
00:27:05,280 --> 00:27:06,520
‫و تا ابد

387
00:27:08,520 --> 00:27:09,640
‫پسر تو خواهم بود

388
00:27:37,520 --> 00:27:38,360
‫بورلی!

389
00:27:39,120 --> 00:27:41,320
‫بورلی، زود باش بیا

390
00:27:45,680 --> 00:27:48,960
‫- الان طبیب رو خبر میکنم
‫- خودتو به دردسر ننداز، اون مرده

391
00:27:49,040 --> 00:27:50,680
‫- اما شاید هنوز...
‫- گفتم اون...

392
00:27:52,560 --> 00:27:53,400
‫مرده

393
00:28:04,880 --> 00:28:06,040
‫اسبتو آماده کن

394
00:28:09,880 --> 00:28:12,680
‫پیغامی دارم که باید برسونی

395
00:28:13,560 --> 00:28:14,560
‫بله...

396
00:28:15,120 --> 00:28:16,160
‫چشم سرورم

397
00:28:26,840 --> 00:28:28,600
‫سرورمون، آتر پندراگون

398
00:28:28,680 --> 00:28:31,600
‫خدمت ملکه ی پرها ضمن پیروزیشون در ارتش
‫تبریک عرض میکنن

399
00:28:32,280 --> 00:28:35,080
‫اما بنده رو با شرایطی برای تسلیم
‫شدنتون به اینجا فرستادن

400
00:28:35,160 --> 00:28:37,480
‫- تسلیمی در کار نیست...
‫- شرایطتون رو بگید

401
00:28:38,000 --> 00:28:41,880
‫ارتش پری ها باید طی 24 ساعت آینده
‫سلاحاشون رو تسلیم کرده و گرمیر رو ترک کنن

402
00:28:41,960 --> 00:28:45,200
‫و در همین حین به پیش نیروی ها نظامی
‫حاظر میشید

403
00:28:45,280 --> 00:28:46,840
‫و بابت جنایاتی که مرتکب شدید مورد داوری
‫قرار میگیرید

404
00:28:46,920 --> 00:28:48,160
‫چه جنایاتی؟

405
00:28:49,640 --> 00:28:51,160
‫شما سرزمینشون رو تصرف کردید

406
00:28:51,600 --> 00:28:53,160
‫من سرزمینشون رو آزاد کردم

407
00:28:53,240 --> 00:28:54,440
‫خب ایشون سرزمینو پس میخواد

408
00:28:54,520 --> 00:28:58,320
‫تنها دلیلی که ما اینجاییم اینه که پادشاه از
‫زیر محافظت مردم من شونه خالی کرد

409
00:28:58,400 --> 00:28:59,640
‫اجازه میدید حرف تموم شه؟

410
00:29:01,120 --> 00:29:03,880
‫در صورتیکه ملکه ی پری ها با
‫صلح خودش رو تسلیم کنه

411
00:29:04,480 --> 00:29:06,400
‫پادشاه هم مادای بیشتری از خودشون
‫نشون میدن

412
00:29:06,480 --> 00:29:09,560
‫به گونه ای که بهتون اجازه بدن در سال های متمادی
‫در سیاه چالشون به زندگی عادیتون ادامه بدین

413
00:29:09,640 --> 00:29:12,120
‫و مالکیت تنها داراییشون رو هم
‫بهتون واگذار میکنن

414
00:29:12,680 --> 00:29:13,840
‫یعنی شمشیر قدرت

415
00:29:16,640 --> 00:29:17,760
‫بقیه ی پری ها چی؟

416
00:29:18,800 --> 00:29:19,880
‫اونا چی میشن؟

417
00:29:20,880 --> 00:29:22,720
‫اگر اونا هم از شهر و سلاح هاشون
‫دست بکشن

418
00:29:22,800 --> 00:29:24,520
‫میدونن به خونه های خودشون برگردن

419
00:29:24,600 --> 00:29:27,480
‫کدوم خونه ها؟
‫پدر کارئن تا دونه آخرشونو سوزوند

420
00:29:28,000 --> 00:29:29,760
‫خب میتونن جای دیگه ای برن

421
00:29:30,360 --> 00:29:33,040
‫کجا مثلا؟ وسط راه و جاده ها که شوالیه ها قرمز
‫هم سلاخیشون کنن؟

422
00:29:33,120 --> 00:29:36,000
‫- خانم شما تو جایگاهی نیستین که...
‫- توه نه اتفاقا هستم

423
00:29:40,080 --> 00:29:43,120
‫اتفاقا یکی از پادشاهان وایکینگ پیشنهاد
‫خوبی بابت بدست آوردن شمشیر بهم کرده

424
00:29:43,200 --> 00:29:46,040
‫و در ازاش از حفاظت خیلی چیزارو
‫بر عهده میگیرن

425
00:29:47,760 --> 00:29:49,720
‫این دقیقا همون چیزیه که منم آمادم
‫بهتون پیشنهادش بدم

426
00:29:54,920 --> 00:29:57,080
‫این شمشیر،
‫شمشیر نخستین پادشاهانه

427
00:29:59,480 --> 00:30:03,280
‫اگر آتر پن دراگون مدعیه که لیاقتش رو داره،
‫پس بهتره که ثابت کنه

428
00:30:04,560 --> 00:30:07,080
‫برای تمام مردم و قوم پر ها شاه باشید

429
00:30:10,080 --> 00:30:11,080
‫حالا هم میتونید برید

430
00:30:19,360 --> 00:30:20,760
‫و محض اطلاع

431
00:30:22,600 --> 00:30:25,840
‫اگر احیانا پادشاه حفاظت امثالتون
‫رو تضمین کنه

432
00:30:26,520 --> 00:30:30,200
‫شما در ازاش حاظرید خودتون
‫رو تسلیم کنید؟

433
00:30:30,280 --> 00:30:31,160
‫جوابشو نده

434
00:30:35,120 --> 00:30:36,120
‫بله حاظرم!

435
00:31:01,520 --> 00:31:02,520
‫خون آمیزاد

436
00:31:09,480 --> 00:31:10,520
‫متوجه نمیشم

437
00:31:17,560 --> 00:31:19,080
‫نمیخوام بهت آسیبی برسونم

438
00:31:40,081 --> 00:31:50,081
‫وب سایتی خاص برای کاربرانی خاص
‫Www.FoxMovie.Co

439
00:31:50,082 --> 00:31:57,082
‫مترجمین :
‫کلنل و الهه ، بهین موسویان و پابلیتو

440
00:32:01,920 --> 00:32:03,200
‫تو منو میشناسی، رفیق؟

441
00:32:06,240 --> 00:32:09,240
‫تاحالا اسم برادر سالت و طباخ خونه اش
‫به گوشت خورده؟

442
00:32:16,760 --> 00:32:19,400
‫اجازه بده تورو با دوستهام آشنا کنم

443
00:32:20,520 --> 00:32:22,400
‫اسموشونو گذاشتم " انگشتان پروردگار"

444
00:32:23,920 --> 00:32:26,600
‫اسم هر کدومشون اسم یه فرشته اس

445
00:32:29,280 --> 00:32:30,640
‫این اسمش مایکله

446
00:32:32,240 --> 00:32:36,560
‫میبینی؟ وقتی مایکلو فرو کنم توی آتش
‫درخشش زیبایی از خودش آزاد میکنه

447
00:32:37,760 --> 00:32:39,160
‫حتی منم میتونم ببینم

448
00:32:39,840 --> 00:32:41,760
‫نور حقیقت

449
00:32:42,680 --> 00:32:44,440
‫چرا که مایکل حقیقت محضه

450
00:32:46,680 --> 00:32:49,160
‫با مایکل فقط میتونی درباره
‫از حقیقت بگی

451
00:32:54,640 --> 00:32:55,600
‫اوه اوه

452
00:32:56,400 --> 00:32:57,600
‫اما خیال تخت

453
00:33:00,480 --> 00:33:01,960
‫با همشون آشنا میشی

454
00:33:06,120 --> 00:33:08,000
‫- کی این اتفاق افتاد؟
‫- همین چند ساعت پیش

455
00:33:08,080 --> 00:33:09,720
‫یه مشت وحشی و دار و دستش ریختن
‫سرش و تا میخورده زدنش

456
00:33:09,800 --> 00:33:11,440
‫فقط چون یه صلیب قرمز رو در
‫خونش بود

457
00:33:11,520 --> 00:33:14,000
‫- خب همشون رو در خونه هاشون صیلب قرمز
‫دارن
‫- میدونم

458
00:33:17,720 --> 00:33:19,000
‫اسمت چیه؟

459
00:33:21,080 --> 00:33:22,080
‫جوابشو بده

460
00:33:25,160 --> 00:33:26,440
‫بالوف

461
00:33:26,840 --> 00:33:29,760
‫میدونی که شوالیه های سرخ اول
‫شهر رو تصرف کردن؟ مگه نه؟

462
00:33:31,360 --> 00:33:33,440
‫و غیر مسیحی ها هم که سرشون
‫بی کلاه مونده

463
00:33:34,200 --> 00:33:37,320
‫یا بالای دارن و یا دارن میسوزوننشون؟

464
00:33:38,120 --> 00:33:41,080
‫به همین دلیل هم اکثر مردم گرمیر روی دراشون
‫یه صلیب قرمز کشیدن

465
00:33:41,160 --> 00:33:42,360
‫تا از خونواده هاشون محافظت کنن

466
00:33:43,600 --> 00:33:46,560
‫این جوونا جنگ و دعوا تو خون هاشونه

467
00:33:47,120 --> 00:33:48,560
‫بعد از جنگ...

468
00:33:49,920 --> 00:33:50,800
‫اونا..

469
00:33:55,160 --> 00:33:57,120
‫بعد از جنگ هنوز داغ دلشون تازه اس

470
00:33:57,200 --> 00:33:58,840
‫مرتبا با اینو و اون درگیری پیدا میکنن

471
00:33:58,920 --> 00:34:01,160
‫پس برین گمشین تو همون غارهایی
‫که ازش اومدین

472
00:34:01,240 --> 00:34:02,760
‫چون شما با حیوون فرقی ندارین

473
00:34:02,840 --> 00:34:05,720
‫تو این جهان و تمدنش هم جایی ندارین

474
00:34:06,600 --> 00:34:07,680
‫بسه دیگه!

475
00:34:11,440 --> 00:34:12,800
‫بیارش جلو ببینم

476
00:34:26,800 --> 00:34:29,160
‫وقتی این سرزمینو فتح مردیم
‫من شیر فهمتون کردم

477
00:34:29,240 --> 00:34:31,200
‫هیچ ادمیزادی نبایست آسیب ببینه

478
00:34:33,360 --> 00:34:36,200
‫ازتون خواهش نکردم! بعنوان ملکه اتون
‫بهتون دستور دادم

479
00:34:44,480 --> 00:34:45,720
‫چی روی دستاته؟

480
00:34:51,440 --> 00:34:52,560
‫خون آدمیزاد

481
00:34:52,640 --> 00:34:53,800
‫خون آدمیزاد

482
00:34:53,880 --> 00:34:54,920
‫یادت باشه خودت منو تحریک کردی

483
00:35:01,160 --> 00:35:02,600
‫فکر کردی خنده داره؟

484
00:35:04,920 --> 00:35:06,080
‫آخ!

485
00:35:07,960 --> 00:35:10,440
‫یبار دیگه تحریکم کن، اونموقع است که
‫سرته که زده میشه

486
00:35:10,520 --> 00:35:12,160
‫دست کثیفتو...

487
00:35:14,920 --> 00:35:16,040
‫وایسا عقب!

488
00:35:20,720 --> 00:35:21,600
‫برین!

489
00:35:35,280 --> 00:35:36,560
‫از دروازه، دارشون بزنید!

490
00:35:38,800 --> 00:35:40,600
‫از دروازه دارشون بزنید!

491
00:35:54,480 --> 00:35:56,000
‫این یکی زود کم میاره

492
00:35:57,360 --> 00:35:58,360
‫یکم سوپ بخورم،

493
00:35:59,880 --> 00:36:01,120
‫باز ادامه میدیم

494
00:36:26,000 --> 00:36:27,960
‫نترس، مردک خاکستر

495
00:36:29,640 --> 00:36:30,600
‫گازت نمیگیرم

496
00:36:32,760 --> 00:36:33,880
‫همون چشم هاس

497
00:36:35,840 --> 00:36:37,440
‫نشان خانوادگی خاکستر ها

498
00:36:38,960 --> 00:36:41,520
‫قرن هاست مثل اونا تو این سرزمین ها
‫پیدا نشده بود

499
00:36:42,920 --> 00:36:45,640
‫تو چجوری اینجارو پیدا کردی؟

500
00:36:50,520 --> 00:36:52,400
‫اومدی مردنمو تماشا کنی؟

501
00:36:52,480 --> 00:36:53,760
‫چرا بهشون چیزی نگفتی؟

502
00:36:56,680 --> 00:36:57,560
‫قبلا...

503
00:36:58,760 --> 00:37:01,120
‫میتونستی بگی، اما الان نگفتی، چرا؟

504
00:37:01,200 --> 00:37:03,120
‫چون تمام قبیله ی پری ها باهم برادرن

505
00:37:03,200 --> 00:37:04,720
‫حتی اونایی که گم شدن

506
00:37:08,880 --> 00:37:11,320
‫این عذاب کشیدنا،
‫تورو طهارت میبخشه

507
00:37:13,040 --> 00:37:14,720
‫تو پیغومشونو جا به جا میکنی

508
00:37:16,240 --> 00:37:17,960
‫اما خودت هم خوب میدونی که دروغه

509
00:37:19,800 --> 00:37:22,000
‫درونت حسش میکنم، برادر

510
00:37:22,080 --> 00:37:23,280
‫تو برادر من نیستی

511
00:37:23,360 --> 00:37:26,120
‫اینقدر اون مغزتو شست و شو دادن

512
00:37:27,240 --> 00:37:30,280
‫که دیگه فرق بین مهربونی و

513
00:37:31,360 --> 00:37:32,320
‫نفرت و نمیفهمی

514
00:37:33,920 --> 00:37:35,240
‫کی این بلا رو سرت آورده؟

515
00:37:36,360 --> 00:37:37,880
‫ما روح های نجات یافته اییم

516
00:37:40,080 --> 00:37:41,040
‫روح تو

517
00:37:42,120 --> 00:37:44,360
‫اینو به اون کوچولو هایی که آتیششون
‫زدی بگو

518
00:37:44,440 --> 00:37:46,000
‫من بچه هارو اذیت نمی کنم

519
00:37:46,080 --> 00:37:47,640
‫تو خونه هاشونو آتیش میزنی،

520
00:37:48,000 --> 00:37:51,080
‫پدر و مادرشونو سر میبری،

521
00:37:51,160 --> 00:37:53,040
‫و بعدم می ایستی یه گوشه و تماشا میکنی
‫که برادران سرخ

522
00:37:53,720 --> 00:37:55,920
‫با اسب هاشون از روشون رد شن

523
00:37:56,000 --> 00:37:59,280
‫و همه اینا رو با همون چشمای گریونت
‫تماشا میکنی

524
00:37:59,920 --> 00:38:01,360
‫این تورو یه گناهکار میکنه

525
00:38:02,640 --> 00:38:03,520
‫برادر!

526
00:38:04,880 --> 00:38:05,920
‫تو بلدی بجنگی

527
00:38:07,640 --> 00:38:09,360
‫تاحالا هیچی حتی نزدیکش ندیدم

528
00:38:10,000 --> 00:38:12,920
‫تو میتونی بزرگ ترین پهلوان ما باشی

529
00:38:15,600 --> 00:38:17,480
‫ملت ات بهت نیاز دارن

530
00:38:17,560 --> 00:38:18,840
‫تو جزئی از ملت من نیستی

531
00:38:21,160 --> 00:38:22,240
‫پس بگو بهشون

532
00:38:24,440 --> 00:38:26,040
‫اگر اینجا واقعا جاییه که بهش
‫تعلق داری

533
00:38:27,840 --> 00:38:29,080
‫بهشون بگو واقعا چی هستی

534
00:38:38,440 --> 00:38:39,880
‫من برات دعا میکنم

535
00:38:40,960 --> 00:38:42,200
‫و منم برای تو

536
00:39:23,080 --> 00:39:24,120
‫یه لحظه...

537
00:39:30,360 --> 00:39:32,000
‫- مزاحم شدم؟
‫- حرفشم نزن

538
00:39:32,400 --> 00:39:33,400
‫خواهش میکنم

539
00:39:37,280 --> 00:39:38,600
‫چی شده؟

540
00:39:46,920 --> 00:39:48,560
‫پس همچین حسی داره؟

541
00:39:53,480 --> 00:39:54,320
‫درسته

542
00:39:57,760 --> 00:39:59,520
‫پادشاه آتر برامون یه پیغام رسان فرستاده

543
00:40:00,880 --> 00:40:02,360
‫اما میترسم بیخیال شم

544
00:40:05,480 --> 00:40:06,400
‫طبیعیه!

545
00:40:06,960 --> 00:40:09,360
‫اما اگر بیخیال شم،
‫این عذاب متوقف میشه؟

546
00:40:11,920 --> 00:40:12,760
‫میشه؟

547
00:40:13,320 --> 00:40:14,480
‫ای کاش میدونستم

548
00:40:16,840 --> 00:40:17,920
‫خب که چی؟

549
00:40:18,800 --> 00:40:20,240
‫چه فرقی میکنه مثلا؟

550
00:40:20,320 --> 00:40:22,280
‫فرقش اینه که زندگیت میتونه
‫ادامه داشته باشه

551
00:40:22,360 --> 00:40:23,840
‫اما اینجوری مردمم میمیرن

552
00:40:23,920 --> 00:40:25,640
‫تو نمیتونی اونا رو نجات بدی، نیموئه

553
00:40:26,840 --> 00:40:28,680
‫بقای آدمیزاد رو دوش ماست

554
00:40:32,480 --> 00:40:33,920
‫اول، رودخونه هارو میگیرن

555
00:40:35,920 --> 00:40:37,760
‫پس پری ها مجبور میشن برن و
‫تو جنگل ها پناه میگیرن

556
00:40:39,520 --> 00:40:41,480
‫میان سراغ جنگلا

557
00:40:42,160 --> 00:40:43,560
‫پری ها میرن تو غارها میمونن

558
00:40:45,200 --> 00:40:46,360
‫بعد مرداب ها

559
00:40:47,320 --> 00:40:49,720
‫بعضی هاشون به سنگ کوه تکامل پیدا میکنن

560
00:40:51,000 --> 00:40:52,960
‫بعضی هاشون به تونل های زیرزمینی

561
00:40:54,280 --> 00:40:59,120
‫بعد آدمیزاد معدن میسازه و میره دنبال
‫آهنی که اونجا دفنه

562
00:41:00,160 --> 00:41:02,480
‫و این چرخه 1000 ساله که همینه

563
00:41:04,720 --> 00:41:06,200
‫نمیتونی تغییرش بدی، نیموئه

564
00:41:09,080 --> 00:41:11,400
‫- پس منم تو سرنوشتشون شریک میشم
‫- نه

565
00:41:13,120 --> 00:41:14,160
‫چرا نه؟

566
00:41:21,280 --> 00:41:22,960
‫من مال تو نیستم که بخوای نجاتم بدی

567
00:41:23,360 --> 00:41:25,400
‫پس قربانی شدن در راه تو به چه دردی میخوره

568
00:41:25,480 --> 00:41:27,480
‫وقتی دیگه هیچ کاری نمیمونه
‫که تورو به وسیله اش بپرستم؟

569
00:41:29,040 --> 00:41:30,720
‫هر احمقی میتونه بمیره

570
00:41:30,800 --> 00:41:32,280
‫زندگی کردنه که جربزه میخواد

571
00:41:37,200 --> 00:41:39,880
‫لطفا بازم به پیشنهاد پادشاه آیس فکر کن

572
00:41:46,680 --> 00:41:47,840
‫خواهش میکنم

573
00:41:53,280 --> 00:41:54,160
‫میلادی؟

574
00:41:55,960 --> 00:41:56,840
‫میلادی؟

575
00:41:58,040 --> 00:42:01,120
‫- اوه، با منی؟
‫- شما تو قصر زندگی میکنین، درسته؟

576
00:42:01,520 --> 00:42:04,160
‫- بله، در حال حاظر
‫- میشه براتون تمیزکاری کنم؟

577
00:42:04,240 --> 00:42:06,360
‫سخت کار میکنم و برای دستمزدم
‫هم غذا کافیه

578
00:42:06,440 --> 00:42:07,480
‫اصلا براتون گرون تموم نمیشه

579
00:42:07,840 --> 00:42:09,000
‫من خودم تمیزکاری میکنم

580
00:42:09,080 --> 00:42:10,200
‫ممنون

581
00:42:10,280 --> 00:42:11,280
‫من خیاطی هم بلدم

582
00:42:11,880 --> 00:42:12,800
‫متاسفم

583
00:42:14,040 --> 00:42:14,960
‫کفاشی؟

584
00:42:15,440 --> 00:42:16,280
‫طباخی؟

585
00:42:16,920 --> 00:42:19,760
‫پدرم در بستره بیماریه و همونطور که
‫میبینین من باید کار کنم

586
00:42:20,200 --> 00:42:22,360
‫من خودم نیازی ندارم ولی میتونم برات
‫یه کاری دست و پا کنم

587
00:42:22,440 --> 00:42:25,920
‫من مطمئنم اگر منو بیارید داخل،
‫توی قصر به این درندشتی هیچکس متوجه هم نمیشه

588
00:42:26,760 --> 00:42:28,960
‫اگر از کارم راضی نبودین،
‫بفرستینم برم اصلا

589
00:42:29,040 --> 00:42:31,040
‫من واقعا دنبال زیر دست نیستم

590
00:42:31,120 --> 00:42:33,520
‫پس همینجوری ول کنم بابام بمیره دیگه؟ آره؟

591
00:42:34,000 --> 00:42:34,920
‫چی؟ نه!

592
00:42:38,360 --> 00:42:40,160
‫تو هم یکی از اونایی، مگه نه؟

593
00:42:41,920 --> 00:42:43,440
‫همونایی که خودشونو جا آدمیزاد جا
‫میزنن

594
00:42:44,600 --> 00:42:45,520
‫عین همون دختره

595
00:42:46,440 --> 00:42:47,480
‫گمشو بابا

596
00:42:48,440 --> 00:42:49,840
‫نیستی، میدونی که؟

597
00:42:51,320 --> 00:42:52,360
‫تو آدمیزاد نیستی

598
00:43:16,080 --> 00:43:17,280
‫شوالیه ی سبز؟

599
00:43:21,400 --> 00:43:22,960
‫اسکورل؟ نه

600
00:43:23,520 --> 00:43:26,200
‫نه نه نه نه نه نه

601
00:43:26,280 --> 00:43:28,720
‫- باید تورو از اینجا ببریم بیرون
‫- باید همین الان از اینجا بری

602
00:43:28,800 --> 00:43:31,080
‫- برو، اسکورل
‫- من تورو اینجا ول نمی کنم

603
00:43:31,160 --> 00:43:32,040
‫پرسیوال!

604
00:43:34,800 --> 00:43:35,800
‫من نمیتونم

605
00:43:37,480 --> 00:43:38,680
‫پام فلجه

606
00:43:40,440 --> 00:43:41,560
‫نمیتونم بدوم

607
00:43:43,120 --> 00:43:44,040
‫منو ول کن

608
00:43:45,960 --> 00:43:47,040
‫نمیکنم

609
00:43:47,560 --> 00:43:48,960
‫نیموئه بهت احتیاج داره

610
00:43:52,240 --> 00:43:53,320
‫پرسیوال،

611
00:43:53,960 --> 00:43:56,240
‫ای کاش منم 1 هزارم این نترسی
‫تورو داشتم

612
00:43:58,880 --> 00:44:00,000
‫حالا زانو بزن

613
00:44:00,080 --> 00:44:01,240
‫زود، زود

614
00:44:06,040 --> 00:44:07,600
‫یه شوالیه ی پری...

615
00:44:09,360 --> 00:44:10,720
‫...کسیه که یه سرزمین داره

616
00:44:13,240 --> 00:44:15,440
‫به بادوامی یک رودخونه عظیم

617
00:44:19,040 --> 00:44:21,560
‫و به صداقت کمان آرون

618
00:44:26,240 --> 00:44:27,800
‫ما در سپیده دم متولد شدیم...

619
00:44:31,320 --> 00:44:32,960
‫تا در شفق عبور کنیم

620
00:44:37,920 --> 00:44:39,000
‫حالا شجاع باش

621
00:44:40,880 --> 00:44:42,800
‫عجله کن، قبل از اینکه برگردن

622
00:44:43,560 --> 00:44:45,040
‫شوالیه ی سبز دستور دادن

623
00:44:50,680 --> 00:44:51,840
‫ببین اینجا چی داریم؟

624
00:44:51,920 --> 00:44:54,000
‫نه! ولش کن بره! اون فقط یه پسر بچه اس!

625
00:44:54,640 --> 00:44:56,680
‫چشماتو از حدقه در میارم

626
00:45:00,200 --> 00:45:01,200
‫دیگه خیلی دیر شده

627
00:45:06,360 --> 00:45:07,640
‫همگی خوبین؟

628
00:45:19,680 --> 00:45:20,680
‫پدر کاردن

629
00:45:20,760 --> 00:45:21,920
‫سرورم

630
00:45:25,840 --> 00:45:28,480
‫ما متوجهیم که با ساحره گفتمانی شد

631
00:45:30,040 --> 00:45:32,600
‫امیدوار بودیم، در واقع توافق کردیم...

632
00:45:33,240 --> 00:45:38,040
‫که هرگونه معامله ای که صورت گرفت،
‫با کلیسا هماهنگ بشه

633
00:45:38,400 --> 00:45:39,560
‫هماهنگ بشه؟

634
00:45:40,880 --> 00:45:46,000
‫همونجوری که حملتون به روستای
‫پری هارو با ما هماهنگ کردین؟

635
00:45:46,080 --> 00:45:48,360
‫با تمام احترامی که براتون قائلم، سرورم

636
00:45:48,440 --> 00:45:50,160
‫تطهیر قبیله ی پری...

637
00:45:51,000 --> 00:45:52,280
‫یه جور خیریه ای

638
00:45:52,640 --> 00:45:53,760
‫یه جور کار دوستانه

639
00:45:54,440 --> 00:45:56,280
‫یه ماموریت بدون هیچ چشم داشتی
‫برای دریافت پاداش

640
00:45:56,360 --> 00:45:58,400
‫و شما سرزمین های مارو از چنگمون در آوردین

641
00:45:58,880 --> 00:46:00,600
‫مردممونو ترور کردین

642
00:46:00,680 --> 00:46:02,880
‫تعداد زیادیشون رو بر علیه تاج و تخت کردین

643
00:46:02,960 --> 00:46:05,160
‫و فرستادین تو چنگال اون
‫دختره ی دهاتی قبیله پری

644
00:46:05,240 --> 00:46:08,320
‫و بعدم با گستاخی تمام ادعاتون میشه

645
00:46:08,400 --> 00:46:10,840
‫که یه حرکت دوستانه اس؟

646
00:46:10,920 --> 00:46:14,000
‫سرورم، پدر کاردن که یه سیاستمدار نیستن

647
00:46:14,400 --> 00:46:15,640
‫سرباز خداست

648
00:46:16,480 --> 00:46:18,280
‫البته قصدم بی ااحترامی نبود

649
00:46:19,520 --> 00:46:22,480
‫سرورمون خواستار شمشیر قدرته، البته

650
00:46:23,760 --> 00:46:26,120
‫کلیسا هم همینطور

651
00:46:26,840 --> 00:46:29,560
‫کشف کردن همچین اثر مقدسی

652
00:46:29,640 --> 00:46:32,520
‫با آنچنان نومیدی رو به روشون میکنه که...

653
00:46:33,160 --> 00:46:34,000
‫اما...

654
00:46:34,880 --> 00:46:36,200
‫به عنوان دوست

655
00:46:36,920 --> 00:46:39,520
‫ما نیاز های سرورمون رو می فهمیم

656
00:46:39,600 --> 00:46:42,520
‫به خصوص در این دوران نا مطمئن

657
00:46:43,280 --> 00:46:45,880
‫بنابراین ، من یک مبادله پیشنهاد میکنم

658
00:46:47,120 --> 00:46:48,680
‫شمشیر ساحره

659
00:46:49,960 --> 00:46:53,880
‫سوزوندن این خراب کار مطمئنن روحیه ی مارو خراب می کنه

660
00:46:58,840 --> 00:47:00,000
‫نه.

661
00:47:01,960 --> 00:47:02,800
‫نه ؟

662
00:47:02,880 --> 00:47:05,000
‫دختر پری مردم عادی رو با شور و شوق خودش تحریک کرده

663
00:47:05,080 --> 00:47:07,920
‫سوزوندنش الان
‫فقط مردم رو بیشتر تحریک می کنه

664
00:47:08,000 --> 00:47:12,200
‫ما باید فعلا اونو مثل یک جایزه نگهش داریم
‫تا وقتی که آبا از آسیاب بی افته

665
00:47:13,600 --> 00:47:18,040
‫فقط اون موقع ما بررسی می کنیم که
‫اونو تحویل کلیسا بدیم یا نه .

666
00:47:18,120 --> 00:47:20,400
‫و پری پشت دیوارهای گرمر ؟

667
00:47:20,480 --> 00:47:23,080
‫- آیا تو ...
‫- اوه ، باید کشتی هایی داده بشه

668
00:47:23,160 --> 00:47:24,360
‫برای سفر به شمال

669
00:47:24,440 --> 00:47:27,200
‫بذار هر بلایی که می خواد سرشون بیاد
‫به ما چه ربطی داره

670
00:47:27,760 --> 00:47:30,880
‫این به عنوان پیروزی پری ها در مقابل کلیسا دیده میشه

671
00:47:33,080 --> 00:47:36,000
‫خوب ، اگه کلیسا استثنایی قائل میشه

672
00:47:36,080 --> 00:47:40,320
‫ما 5000 سرباز آماده کردیم
‫تا به شکایت شما جواب بدیم

673
00:47:40,680 --> 00:47:42,480
‫گستاخانست !

674
00:47:44,600 --> 00:47:48,000
‫ما باید فورا این موضوع رو با پدر مقدس در میون بذاریم

675
00:48:10,360 --> 00:48:11,920
‫حالا ، تو گوش کن ، پدر کاردن

676
00:48:12,000 --> 00:48:14,280
‫قبل از اینکه به پادشاه انگلستان اعلام جنگ کنی ...

677
00:48:14,360 --> 00:48:16,600
‫یه پادشاه دروغین . پسر یک فاحشه

678
00:48:16,960 --> 00:48:19,920
‫و شما ، راهب بزرگ ویکلاو ، تو کمپ منی

679
00:48:20,480 --> 00:48:21,840
‫بهتره که اینو یادت بمونه

680
00:48:26,120 --> 00:48:27,080
‫این چیه ؟

681
00:48:28,440 --> 00:48:31,840
‫دیده بان پری ها . تو آشپزخونه گرفتمش
‫داشتن تلاش می کرد شوالیه سبز رو آزاد کنه .

682
00:48:33,000 --> 00:48:34,480
‫چند نفر دیگه باهاتن ، پسر ؟

683
00:48:35,920 --> 00:48:36,920
‫چند نفر ؟

684
00:48:37,440 --> 00:48:40,200
‫- به اندازه ای که تو شوالیه ی آشغال رو بکشن .
‫- اوی

685
00:48:44,200 --> 00:48:46,040
‫بده برادر سالت بسنجتش

686
00:48:47,200 --> 00:48:49,840
‫و بگو با اون زبون پلیدش شروع کنه .

687
00:48:51,520 --> 00:48:52,680
‫اون فقط یه پسر بچست

688
00:48:56,440 --> 00:48:57,560
‫اون هیچ تهدیدی برای ما نیست

689
00:48:57,960 --> 00:48:59,120
‫تو .

690
00:49:01,000 --> 00:49:02,000
‫ببرش.

691
00:49:18,560 --> 00:49:20,120
‫چرا منو خجالت زده می کنی ؟

692
00:49:22,640 --> 00:49:23,480
‫چرا ؟

693
00:49:38,760 --> 00:49:40,240
‫بله ؟

694
00:49:42,160 --> 00:49:43,120
‫یه نامه ای بود .

695
00:49:45,440 --> 00:49:47,440
‫پادشاه اوتر کشتی ها رو به پری ها پیشنهاد کرد .

696
00:49:50,560 --> 00:49:51,960
‫در ازای تسلیم شدن من .

697
00:49:52,600 --> 00:49:55,160
‫- نه ، نه ، نه
‫- این کار درسته

698
00:49:55,240 --> 00:49:57,800
‫- نه ، ما یه راه دیگه پیدا می کنیم .
‫- هیچ راه دیگه ای نیست

699
00:49:59,720 --> 00:50:00,760
‫من جوابمو فرستادم

700
00:50:01,680 --> 00:50:02,680
‫من قبولش کردم .

701
00:50:04,640 --> 00:50:05,600
‫تو نمی تونی .

702
00:50:06,160 --> 00:50:07,000
‫مجبورم .

703
00:50:07,520 --> 00:50:08,680
‫من ... من ترکت نمی کنم.

704
00:50:08,760 --> 00:50:10,080
‫مجبوری .

705
00:50:11,000 --> 00:50:12,120
‫من بهت اعتماد دارم .

706
00:50:12,760 --> 00:50:13,840
‫و اونا بهت نیاز دارن .

707
00:50:17,400 --> 00:50:19,040
‫- من ترکت نمی کنم .
‫- باید این کارو بکنی

708
00:50:22,680 --> 00:50:23,640
‫اونا سالم می مونند

709
00:50:25,200 --> 00:50:26,200
‫پری ها زنده می مونند .

710
00:50:59,600 --> 00:51:12,800
‫مرجع تخصصی دانلود فیلم و سریال
‫Www.FoxMovie.Co

711
00:51:13,801 --> 00:51:18,801
‫مترجمین :
‫کلنل و الهه ، بهین موسویان و پابلیتو

712
00:52:04,280 --> 00:52:05,400
‫پدر کاردن .

713
00:52:06,880 --> 00:52:09,840
‫من آیدسم ، دختر بزرگ کامبر ،

714
00:52:09,920 --> 00:52:12,760
‫تنها وارث حقیقی خاندان پندراگون

715
00:52:13,240 --> 00:52:16,200
‫تو کمک مارو درخواست کردی
‫که ساحره ی خونین گرگ رو بکشی .

716
00:52:18,400 --> 00:52:19,840
‫پدر من پاسخ مثبت داد

