﻿1
00:00:04,003 --> 00:00:24,003
‫** تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان **

2
00:00:25,003 --> 00:00:30,003
‫The Beguiled
‫Farsi/Persian Subtitle Ver 2.0
‫Synced for BluRay Version

3
00:00:30,497 --> 00:00:37,497
‫ترجمه و تنظیم:
‫<font color="#0080ff">Nima Sh & Sam</font>

4
00:00:38,000 --> 00:00:45,000
‫<font color="#00ffff">** Telegram.me/Nima_Ph4 **
‫** Telegram.me/Sa_mES **</font>

5
00:00:55,076 --> 00:01:00,076
‫<font color="#ff0000">! Rated R:
‫تماشای محتوای این اثر به افراد زیر 17 سال توصیه نمیشود !</font>

6
00:03:15,358 --> 00:03:17,826
‫بفرمایید.

7
00:03:21,698 --> 00:03:22,731
‫هیس...

8
00:03:24,634 --> 00:03:26,902
‫ترسیدی؟

9
00:03:26,904 --> 00:03:27,936
‫نه.

10
00:03:30,039 --> 00:03:31,373
‫آره.

11
00:03:31,375 --> 00:03:34,209
‫خب، منم همینطور.

12
00:03:34,211 --> 00:03:36,011
‫اصلا میتونی تکون بخوری؟

13
00:03:36,013 --> 00:03:39,247
‫تلاشمو میکنم. اگه
‫جایی برای رفتن باشه.

14
00:03:39,249 --> 00:03:42,651
‫مدرسه "فارنسورث" اون طرف جنگله

15
00:03:42,653 --> 00:03:45,520
‫مدرسه خانم مارتا فارنسورث"
‫برای خانم های جوان.

16
00:03:45,522 --> 00:03:47,022
‫مرد هم اونجا پیدا میشه؟

17
00:03:47,024 --> 00:03:51,026
‫فقط چهارتا دانش آموز، یه
‫معلم و خود خانم "فارنسورث".

18
00:03:51,028 --> 00:03:52,527
‫بردگان رفتن

19
00:03:52,529 --> 00:03:54,529
‫ولی فکر نکنم به تو به عنوان یه "یانکی" خوش
‫آمد بگن. [یانکی: سرباز های شمال آمریکا]

20
00:03:54,531 --> 00:03:57,165
‫ولی... خب به هرحال
‫بهتر از اینجاست.

21
00:03:57,167 --> 00:03:58,967
‫درسته.

22
00:04:00,737 --> 00:04:03,238
‫من دعوتت رو قبول میکنم.
‫میتونی یه کمکی بهم بکنی؟

23
00:04:10,947 --> 00:04:13,448
‫یکم فرصت میخوام، تا
‫نفسم بیاد سر جاش.

24
00:04:13,450 --> 00:04:15,083
‫باشه، آقا.

25
00:04:15,085 --> 00:04:17,152
‫بیا اینجا

26
00:04:23,693 --> 00:04:26,528
‫تو خیلی از برادرم سنگین تری.

27
00:04:26,530 --> 00:04:28,130
‫برادرت الان کجاست؟

28
00:04:28,132 --> 00:04:30,265
‫تو "تنسی" کشته شد.

29
00:04:30,267 --> 00:04:31,867
‫خب، اون کار هیچکدوم
‫از ما نبوده...

30
00:04:31,869 --> 00:04:34,136
‫من هیچوقت تو تنسی نبودم.

31
00:04:35,772 --> 00:04:37,105
‫اسمت چیه؟

32
00:04:37,107 --> 00:04:38,573
‫"آملیا دبنی"

33
00:04:38,575 --> 00:04:42,511
‫اسم من "مک‌برنی"‌ـه.
‫سرجوخه "جان مک‌برنی"

34
00:04:43,946 --> 00:04:46,181
‫از آشنایی باهاتون
‫خوشحال شدم، سرجوخه.

35
00:04:51,287 --> 00:04:52,954
‫راستی کجا داشتیم میرفتیم؟

36
00:04:52,956 --> 00:04:55,791
‫به مدرسه خانم "فارنسورث"
‫برای خانم های جوان.

37
00:04:55,793 --> 00:04:58,059
‫اونم فقط با پنج دانش‌آموز.

38
00:04:58,061 --> 00:05:00,061
‫دخترهای دیگه رفتن خونه.

39
00:05:00,063 --> 00:05:02,931
‫ولی دوشیزه "مارتا"
‫اونجارو باز نگه داشت.

40
00:05:02,933 --> 00:05:05,867
‫و بیشتر بخاطر این بود که ما، جای
‫دیگه ای رو واسه رفتن نداشتیم.

41
00:05:12,141 --> 00:05:14,976
‫خونه من تو "جورجیا"ست،
‫ولی مادرم فکر کرد که...

42
00:05:14,978 --> 00:05:18,313
‫اگه من یه مدت اینجا تو
‫"ویرجینیا" بمونم بهتره

43
00:05:18,315 --> 00:05:20,282
‫بخاطر وجود ارتش
‫"شرمن" تو اونجا.

44
00:05:20,284 --> 00:05:21,983
‫و نزدیکیش به "آتلانتا".

45
00:05:26,322 --> 00:05:28,924
‫تو فرار کردی؟

46
00:05:28,926 --> 00:05:32,727
‫من تو یگان ۶۶ نیویورک بودم.

47
00:05:34,530 --> 00:05:37,132
‫بهمون حمله شد

48
00:05:37,134 --> 00:05:38,900
‫من افتادم و...

49
00:05:39,669 --> 00:05:41,336
‫و همه چیز شروع به درخشیدن کرد.

50
00:05:41,338 --> 00:05:44,472
‫میخوای که برگردی؟ من
‫میتونم راه رو بهت نشون بدم.

51
00:05:44,474 --> 00:05:47,209
‫نه، الان نه.

52
00:05:47,211 --> 00:05:49,911
‫شاید بعدا وقتی که
‫خونریزی پام بند اومد.

53
00:05:55,017 --> 00:05:57,652
‫و الان فعل "بودن".

54
00:06:31,721 --> 00:06:33,188
‫دوشیزه "امیلی".

55
00:06:50,573 --> 00:06:52,874
‫دوشیزه "مارتا"

56
00:06:52,876 --> 00:06:54,743
‫"ماری" باهام بیا.

57
00:06:54,745 --> 00:06:56,211
‫کمک

58
00:06:56,213 --> 00:07:00,081
‫دوشیزه مارتا! بسه!
‫دوشیزه مارتا.

59
00:07:00,083 --> 00:07:01,216
‫"اِیمی"

60
00:07:01,218 --> 00:07:02,417
‫کمک!

61
00:07:03,886 --> 00:07:06,855
‫چی شده؟ تو حالت خوبه؟

62
00:07:09,592 --> 00:07:10,859
‫این چجوری اومده اینجا؟

63
00:07:10,861 --> 00:07:12,861
‫تو جنگل تنها بود.

64
00:07:12,863 --> 00:07:14,262
‫منم نتونستم همینطوری
‫اونجا ولش کنم، تا بمیره.

65
00:07:14,264 --> 00:07:16,598
‫تو که میدونی نباید
‫خیلی از اینجا دور بشی

66
00:07:16,600 --> 00:07:17,766
‫اون مرده؟

67
00:07:17,768 --> 00:07:19,267
‫آه...

68
00:07:21,304 --> 00:07:24,472
‫نه. نه هنوز.

69
00:07:24,474 --> 00:07:25,907
‫سریع باش.

70
00:07:25,909 --> 00:07:28,109
‫باید اونو به سمت ایوان ببریم.

71
00:07:30,780 --> 00:07:32,781
‫بلندش کنید ادوینا،
‫شونه اش رو بگیر.

72
00:07:32,783 --> 00:07:36,818
‫- بله، دوشیزه مارتا.
‫- دخترا،اونو به ایوان ببرید، سریع.

73
00:07:37,787 --> 00:07:40,255
‫همه باید کمک کنیم.
‫دخترا پاهاش رو بگیرید.

74
00:07:40,257 --> 00:07:42,791
‫یک، دو، سه.

75
00:07:42,793 --> 00:07:44,159
‫اون، ممکنه خطرناک
‫باشه دوشیزه مارتا.

76
00:07:44,161 --> 00:07:45,126
‫فقط بلندش کن.

77
00:07:45,128 --> 00:07:48,630
‫یگان ۶۶ نیویورک

78
00:07:48,632 --> 00:07:50,865
‫خوشحالم از اینکه
‫زندانی شما باشم.

79
00:07:55,471 --> 00:07:57,305
‫اون یه ترسوی واقعیه.

80
00:07:57,307 --> 00:07:59,607
‫میدونی اونا هر زن جنوبی ای
‫که ببینن، بهش تجاوز میکنن.

81
00:07:59,609 --> 00:08:01,476
‫میشه این حرفای مزخرفتو
‫تموم کنی، "جین"؟

82
00:08:01,478 --> 00:08:02,944
‫ولی واقعیته.

83
00:08:02,946 --> 00:08:04,946
‫همینجا ولش کن.

84
00:08:04,948 --> 00:08:08,416
‫تو نمیتونستی از صورتش تشخیص بدی که اون یه "یانکی‌"ـه, مگه نه؟
‫[یانکی ها سربازان مدافع ساحل شرقی بودند و بیشتر به نیویورک نسبت داده میشوند.]

85
00:08:08,418 --> 00:08:12,921
‫ایمی ازت میخوام که بری تو، پارچه آبی رو
‫برداری و اون رو روی در ورودی گره بزنی.

86
00:08:12,923 --> 00:08:16,224
‫پارچه آبی، واسه اینکه گشت بفهمه
‫که، ما یه یانکی زنده رو گرفتیم.

87
00:08:19,328 --> 00:08:20,996
‫چرا بقیه رو صدا نزدی؟

88
00:08:20,998 --> 00:08:22,931
‫وقتی که داشتن از زمین ها رد میشدن.
‫حتما دیدیشون.

89
00:08:22,933 --> 00:08:25,300
‫ببخشید خانم مارتا. من نمیدونستم
‫که نوبت من بود که مراقب باشم.

90
00:08:25,302 --> 00:08:26,501
‫تو نباید اینو فراموش کنی.

91
00:08:26,503 --> 00:08:28,336
‫دفعه بعد تکاپو کننده
‫ها میان تو باغمون...

92
00:08:28,338 --> 00:08:30,972
‫اونوقت ما بیشتر مرغ
‫هامون رو از دست میدیم.

93
00:08:30,974 --> 00:08:33,541
‫خیلی خب، حالا...

94
00:08:33,543 --> 00:08:35,210
‫مِری, برو اون بالا.

95
00:08:35,212 --> 00:08:37,512
‫- اگه سربازامون رو دیدی صدا بزن.
‫- باشه خانم

96
00:08:37,514 --> 00:08:39,781
‫ما باید زخم هاش رو بشوریم.

97
00:08:39,783 --> 00:08:43,118
‫آره. و بعدش باید بخیه بزنیم...

98
00:08:45,389 --> 00:08:49,190
‫ایمی مگه بهت نگفتم که پارچه آبی رو برداری
‫و برای اینکه گشت متوجه بشه به در ببندیش؟

99
00:08:49,192 --> 00:08:51,860
‫بعد از این همه خونی که او از
‫دست داده، اگر می‌بردنش میمرد.

100
00:08:51,862 --> 00:08:55,296
‫این کاری نیس که
‫مسیحی ها انجام میدن؟

101
00:08:55,298 --> 00:08:57,665
‫آره. آره. حق با شماست.

102
00:08:57,667 --> 00:08:59,334
‫مشخصا هست.

103
00:08:59,336 --> 00:09:01,036
‫او اینطوری زنده نمیموند.

104
00:09:01,038 --> 00:09:03,004
‫و حالا ما باید صبر کنیم
‫تا اون حالش بهتر بشه.

105
00:09:03,006 --> 00:09:04,039
‫قبل از اینکه ببرنش

106
00:09:04,041 --> 00:09:06,408
‫بیارینش تو. زود باشین!

107
00:09:06,410 --> 00:09:09,544
‫امیلی ازت میخوام که آب
‫گرم رو بذاری تا جوش بیاد.

108
00:09:09,546 --> 00:09:11,479
‫و به پارچه احتیاج داریم...

109
00:09:11,481 --> 00:09:13,548
‫هرچیزی که بتونیم
‫ازش چشم پوشی کنیم.

110
00:09:13,550 --> 00:09:15,483
‫آلیشیا، جین یکم
‫پارچه پیدا کنید.

111
00:09:15,485 --> 00:09:17,886
‫و تو اونو‌ به اتاق
‫موزیک میاری فهمیدی؟

112
00:09:17,888 --> 00:09:20,155
‫بله خانم. خیلی خب.

113
00:09:25,394 --> 00:09:26,728
‫دوشیزه ادوینا.

114
00:09:26,730 --> 00:09:28,496
‫در رو ببندین دخترا.

115
00:09:29,899 --> 00:09:31,232
‫به قیچی احتیاج دارم...

116
00:09:31,234 --> 00:09:32,801
‫بله خانم مارتا.

117
00:09:33,569 --> 00:09:34,803
‫بفرمایید...

118
00:10:04,100 --> 00:10:07,001
‫واسم پارچه بیشتری بیار، همین الان میخوام.
‫بله خانم مارتا.

119
00:10:29,959 --> 00:10:33,094
‫اینجا انقدر آهن هست که
‫واسه نعل کردن یه اسب کافیه!

120
00:10:33,096 --> 00:10:35,363
‫فکر کنم بیشترشو در اوردم.

121
00:10:44,840 --> 00:10:46,441
‫سوزن میخوام.

122
00:10:46,443 --> 00:10:49,043
‫برام سوزن و نخ بیار

123
00:11:30,686 --> 00:11:32,287
‫- بیا عقب.
‫- نمیتونم.

124
00:11:32,289 --> 00:11:33,154
‫بس کن.

125
00:11:33,156 --> 00:11:34,455
‫میشنوی چی میگن؟

126
00:11:34,457 --> 00:11:35,924
‫نه. هیس...

127
00:11:51,874 --> 00:11:54,275
‫اِدوینا برام آب بیار.

128
00:11:56,512 --> 00:11:57,745
‫میخوام تمیزش کنم.

129
00:11:57,747 --> 00:11:59,280
‫بله، خانم مارتا.

130
00:12:02,751 --> 00:12:04,552
‫فکرشو میکردم...

131
00:12:04,554 --> 00:12:05,687
‫اون میمیره؟

132
00:12:05,689 --> 00:12:07,488
‫امروز نه. فکر نکنم!

133
00:12:07,490 --> 00:12:09,257
‫چه اتفاقی میوفته پس؟

134
00:12:10,392 --> 00:12:13,561
‫خب ما اونو به نیروی
‫گشت تحویل میدیم...

135
00:12:13,563 --> 00:12:16,364
‫و در عین حال من نمیخوام که
‫شما همش این اطرف پرسه بزنین.

136
00:12:16,366 --> 00:12:18,866
‫یا اینکه یواشکی بیاید
‫اطراف این اتاق فهمیدین؟

137
00:12:18,868 --> 00:12:23,171
‫راستی اسمش، سرجوخه
‫جان مک‌برنی ـه.

138
00:12:23,173 --> 00:12:24,572
‫خب اون قرار نیست
‫خیلی اینجا بمونه.

139
00:12:24,574 --> 00:12:27,408
‫و دونستن یا ندونستن اسمش
‫واسه ما فرقی نمیکنه.

140
00:12:28,777 --> 00:12:30,245
‫خیلی خب، امروز خیلی
‫حواس‌ پرتی بوده...

141
00:12:30,247 --> 00:12:32,880
‫پس درس واسه امروز کافیه.

142
00:12:32,882 --> 00:12:34,449
‫امروز کارای زیادی
‫برای رسیدگی داریم...

143
00:12:34,451 --> 00:12:35,917
‫اوم، خوبه.

144
00:12:35,919 --> 00:12:38,353
‫برید اتاق خیاطی،
‫زود باشین دخترا.

145
00:12:42,558 --> 00:12:44,792
‫من زیاد اینجا نمیمونم اِیمی...

146
00:12:44,794 --> 00:12:47,662
‫حواست باشه کارت
‫رو درست انجام بده.

147
00:12:48,931 --> 00:12:51,766
‫جین، همه ی ما مثل تو هستیم.

148
00:12:51,768 --> 00:12:55,737
‫- تو از اینجا نمیری چونکه هیچ جایی رو واسه رفتن نداری.
‫- راستش دارم!

149
00:12:55,739 --> 00:12:58,640
‫پدر من با "جنرال لی" هستش.
‫و اگه من بخوام...

150
00:12:58,642 --> 00:13:01,943
‫سربازا میان و همین
‫الان من رو پیشش میبرن.

151
00:13:01,945 --> 00:13:03,745
‫اگه کسی میدونست که او کجاست.

152
00:13:03,747 --> 00:13:05,280
‫دقیقا.

153
00:13:05,282 --> 00:13:06,881
‫مادرم واسم از "چارلستون"
‫نامه‌ ای نوشت.

154
00:13:06,883 --> 00:13:08,950
‫گفت که محاصره خیلی ترسناک بود.

155
00:13:08,952 --> 00:13:11,386
‫میگه که من احتمالا اینجا،
‫غذاهای بهتری تا تو خونه میخورم.

156
00:13:11,388 --> 00:13:12,620
‫همینطوره.

157
00:13:12,622 --> 00:13:14,789
‫تو نباید اون یانکی
‫رو به اینجا می‌اوردی.

158
00:13:14,791 --> 00:13:16,457
‫موافقم.

159
00:13:16,459 --> 00:13:18,393
‫اون احتمالا یه جاسوسه و شکم
‫آبی‌ هارو میاره به اینجا.

160
00:13:18,395 --> 00:13:19,627
‫اونم تو شب تا به
‫باغچه‌مون هجوم بیارند.

161
00:13:19,629 --> 00:13:20,962
‫فکر نکنم، دوشیزه جین.

162
00:13:20,964 --> 00:13:24,332
‫دوشیزه اِدوینا، تو از
‫اون شکم آبی نمیترسی؟

163
00:13:24,334 --> 00:13:25,566
‫نه.

164
00:13:25,568 --> 00:13:28,636
‫و این خیلی بی‌ادبیه که
‫به همچین اسمی، صداش کنیم.

165
00:13:28,638 --> 00:13:31,105
‫اون اسم داره.

166
00:13:31,107 --> 00:13:32,840
‫سرجوخه جان مک‌برنی.

167
00:13:32,842 --> 00:13:34,409
‫جان.

168
00:15:18,547 --> 00:15:21,549
‫بذار ببینم من درست
‫دارم انجامش میدم؟

169
00:15:21,551 --> 00:15:24,252
‫آره، ولی یکم دوختت رو
‫نزدیکتر بهم، انجام بده.

170
00:15:24,254 --> 00:15:26,187
‫خیلی خب.

171
00:15:56,985 --> 00:16:00,087
‫اینا نیروهای خودمون هستن، دوشیزه مارتا.
‫دارن از اینجا رد میشن.

172
00:16:00,089 --> 00:16:01,456
‫میشه بریم ببینیمشون؟

173
00:16:01,458 --> 00:16:03,057
‫نه. من نمیخوام که
‫اونا شمارو ببینن.

174
00:16:03,059 --> 00:16:04,091
‫فکر کنم یه سری زندانی گرفتن...

175
00:16:04,093 --> 00:16:06,294
‫برو طبقه بالا. همین الان!

176
00:16:12,301 --> 00:16:13,468
‫- الان چی میشه؟
‫- نمیتونم ببینم.

177
00:16:13,470 --> 00:16:15,403
‫هیس!

178
00:16:22,478 --> 00:16:24,078
‫چه خبره؟

179
00:16:24,080 --> 00:16:26,547
‫دارن این یانکی‌ هارو
‫میبرن به زندان تا بمیرن.

180
00:16:27,649 --> 00:16:30,451
‫عصر بخیر، کاپیتان.
‫عصر بخیر، خانم.

181
00:16:30,453 --> 00:16:32,720
‫فکر میکنی خانم مارتا چیزی
‫راجع‌ به اون مرد بهش میگه؟

182
00:16:34,323 --> 00:16:35,957
‫شما اینجا تنهایین، خانم؟

183
00:16:35,959 --> 00:16:37,592
‫فقط چند نفریم.

184
00:16:37,594 --> 00:16:38,626
‫خب...

185
00:16:38,628 --> 00:16:40,027
‫داره بهشون میگه؟

186
00:16:40,029 --> 00:16:41,829
‫معلوم نیست.

187
00:16:43,665 --> 00:16:45,833
‫خب، مراقب باشین، خانم.

188
00:16:45,835 --> 00:16:48,169
‫خیلی از این یانکی ها
‫از گروهشون جدا شدن.

189
00:16:48,171 --> 00:16:50,104
‫و همینطور ناامیدانه اطراف
‫این جنگل‌ها پرسه می‌زنند.

190
00:16:50,106 --> 00:16:53,174
‫شما کمی فشنگ اضافه ندارین؟

191
00:16:53,176 --> 00:16:54,308
‫برای چی میخواین، خانم؟

192
00:16:54,310 --> 00:16:55,810
‫پدرم هفت‌تیرش رو واسم گذاشته.

193
00:16:55,812 --> 00:16:58,813
‫و من احساس امنیت بیشتری دارم
‫اگه بتونم ازش استفاده کنم.

194
00:16:58,815 --> 00:17:01,916
‫بذارید ببینم.

195
00:17:04,019 --> 00:17:06,387
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.
‫- خواهش میکنم

196
00:17:06,389 --> 00:17:08,356
‫داره یه چیزی بهش میده

197
00:17:11,527 --> 00:17:14,161
‫دارن میرن.

198
00:17:14,163 --> 00:17:16,364
‫بهشون نگفت!

199
00:18:11,954 --> 00:18:14,689
‫این بالا چیکار
‫میکنی؟ بعدا میبینمت.

200
00:18:14,691 --> 00:18:17,725
‫داشتم یکم باهاش خصوصی صحبت میکردم.
‫بذار استراحت کنه.

201
00:18:17,727 --> 00:18:20,828
‫اون یکی از پرنده‌
‫های زخمی تو نیست.

202
00:18:31,607 --> 00:18:34,709
‫ما برای همه‌کسایی که از
‫بینمان رفته‌اند، دعا میکنیم.

203
00:18:35,644 --> 00:18:38,379
‫و ما دعا میکنیم که در طول شب...

204
00:18:38,381 --> 00:18:40,548
‫از هرگونه گزند و
‫آسیبی در امان بمانیم.

205
00:18:42,718 --> 00:18:44,118
‫آمین.

206
00:18:44,120 --> 00:18:45,786
‫آمین.

207
00:18:48,890 --> 00:18:51,692
‫کسی نمیخواد دعای
‫خاصی انجام بده؟

208
00:18:54,129 --> 00:18:57,431
‫من دعا میکنم که پروردگار...

209
00:18:57,433 --> 00:18:59,634
‫سلامتی سرباز زخمی
‫شده رو بهش برگردونه.

210
00:19:01,803 --> 00:19:06,374
‫ما برای بازگردانی سلامتی‌اش
‫و عزیمتش از اینجا دعا میکنیم

211
00:19:16,318 --> 00:19:18,653
‫- به نظرت زنده
‫میمونه؟ - نمیدونم.

212
00:19:18,655 --> 00:19:20,521
‫میدونی، اگر صداش
‫رو در شب نشنوی...

213
00:19:20,523 --> 00:19:22,523
‫اون میاد و گیرت میندازه

214
00:19:22,525 --> 00:19:24,825
‫میدونی که اینکارو میکنه.

215
00:19:24,827 --> 00:19:27,528
‫آروم برید به سمت اتاقتون دخترا.

216
00:19:39,474 --> 00:19:40,875
‫صبح بخیر.

217
00:19:40,877 --> 00:19:42,343
‫دیگه صبح شده.

218
00:19:42,345 --> 00:19:44,045
‫ساعت حدودا شش‌ـه.

219
00:19:46,682 --> 00:19:49,550
‫از آواز چکاوک‌ها فهمیدم...

220
00:19:51,353 --> 00:19:52,453
‫از پرنده ها خوشت میاد؟

221
00:19:52,455 --> 00:19:54,321
‫اوه، عاشقشونم.

222
00:19:54,323 --> 00:19:56,457
‫هرچیزی که وحشی باشه دوست دارم.

223
00:19:56,459 --> 00:19:57,792
‫وحشی و آزاد.

224
00:19:57,794 --> 00:19:59,694
‫فکر کنم اونا سینه‌سرخ باشن.

225
00:19:59,696 --> 00:20:02,329
‫میتونم بهت یکم از لونه هام
‫که، جمع کردم نشون بدم.

226
00:20:02,331 --> 00:20:04,432
‫باعث افتخارمه...

227
00:20:05,867 --> 00:20:08,969
‫من بهتره برم. خانم مارتا داره
‫میاد که باندهای زخمتون رو درست کنه.

228
00:20:08,971 --> 00:20:11,939
‫باشه. پس، ممنون، عزیزم.

229
00:20:21,683 --> 00:20:23,551
‫من نخود فرنگی دوست دارم.

230
00:20:25,388 --> 00:20:27,388
‫تو اینکار داری خیلی خوب میشی...

231
00:20:27,390 --> 00:20:29,056
‫اوهوم [نشانه تأیید]

232
00:20:29,058 --> 00:20:30,891
‫میتونم نخود فرنگی داشته باشم؟

233
00:20:30,893 --> 00:20:35,429
‫آره. اوه، انداختمش.

234
00:20:35,431 --> 00:20:37,531
‫میتونم یکی دیگه داشته باشم؟

235
00:20:37,533 --> 00:20:38,566
‫صبح بخیر.

236
00:20:38,568 --> 00:20:40,101
‫صبح بخیر.

237
00:20:40,103 --> 00:20:42,269
‫حال یانکی چطوره؟

238
00:20:42,271 --> 00:20:44,605
‫خوبه، خیلی بهتر شده.

239
00:20:44,607 --> 00:20:47,074
‫دوشیزه اِدوینا، اون تا کی
‫قراره تو اتاق موزیک بمونه؟

240
00:20:47,076 --> 00:20:48,576
‫تا وقتی که حالش بهتر بشه.

241
00:20:48,578 --> 00:20:50,211
‫ولی من چطور میتونم
‫ویالونم رو تمرین کنم؟

242
00:20:50,213 --> 00:20:52,246
‫اونم با وجود یک
‫دشمن تو اون اتاق...

243
00:20:52,248 --> 00:20:54,648
‫دوشیزه جِین... لطفا

244
00:20:56,184 --> 00:20:57,451
‫صبح بخیر دخترا!

245
00:20:57,453 --> 00:20:59,720
‫صبح‌بخیر، خانم مارتا.

246
00:20:59,722 --> 00:21:01,589
‫اِیمی تونستی قارچی پیدا کنی؟

247
00:21:01,591 --> 00:21:03,691
‫وقتی اون بیرون مشغول
‫جمع کردن سربازا بودی.

248
00:21:03,693 --> 00:21:06,193
‫آره، ولی مطمئن نیستم،
‫که واسه خوردن سالم باشن.

249
00:21:06,195 --> 00:21:09,096
‫خب ما بعدا بهشون
‫یه نگاهی میندازیم.

250
00:21:09,098 --> 00:21:10,664
‫بله خانم.

251
00:21:18,473 --> 00:21:21,842
‫مثل اینکه وجود این سرباز اینجا،
‫روی همه‌ی شما تاثیر گذاشته.

252
00:21:50,238 --> 00:21:53,407
‫برید به کار و درس
‫خوندنتون برسین.

253
00:21:53,409 --> 00:21:54,842
‫امروز موزیک نداریم؟

254
00:21:54,844 --> 00:21:57,144
‫نه، برو تو کتابخونه.

255
00:22:01,249 --> 00:22:02,650
‫صبح‌بخیر، سرجوخه.

256
00:22:02,652 --> 00:22:04,251
‫صبح‌بخیر, خانم.

257
00:22:05,654 --> 00:22:08,522
‫فکر کنم اینجا مزاحمتون شدم.

258
00:22:08,524 --> 00:22:10,925
‫بله. درواقع آره.

259
00:22:14,362 --> 00:22:16,430
‫شما کلماتتون رو
‫نمی‌سنجین، خانم.

260
00:22:16,432 --> 00:22:19,233
‫خیلی راحت حرفتون رو میزنید،
‫از اینکارتون خوشم میاد.

261
00:22:20,502 --> 00:22:22,136
‫واقعا؟

262
00:22:22,138 --> 00:22:23,771
‫به نظرتون واسه من فرقی میکنه...

263
00:22:23,773 --> 00:22:25,840
‫که خوشتون بیاد یا نه؟

264
00:22:25,842 --> 00:22:27,842
‫من مطمئنم که نظر من واسه
‫شما هیچ فرقی نمیکنه، خانم.

265
00:22:27,844 --> 00:22:29,844
‫من دنبال تعریف و
‫تمجید شما نیستم.

266
00:22:29,846 --> 00:22:32,179
‫نیستید؟ پس دنبال چی هستید؟

267
00:22:32,181 --> 00:22:35,316
‫هیچی. شما به اندازه
‫کافی، همه چیز بهم دادید.

268
00:22:35,318 --> 00:22:37,084
‫و من واقعا بابتش سپاس‌گذارم.

269
00:22:47,662 --> 00:22:49,363
‫نمیترسی از اینکه
‫شما رو تحویل بدم؟

270
00:22:49,365 --> 00:22:50,698
‫به سربازامون؟

271
00:22:50,700 --> 00:22:52,533
‫نه، فکر نکنم.

272
00:22:52,535 --> 00:22:54,969
‫من...

273
00:22:54,971 --> 00:22:57,705
‫... نمیگم که اینکارو
‫انجام نمیدین، ولی...

274
00:22:57,707 --> 00:23:00,908
‫میدونید، فکر کنم چیزهای خیلی بدتری
‫بود که میتونست واسم اتفاق بیوفته.

275
00:23:01,877 --> 00:23:03,544
‫من از زندان یا منظره‌ی
‫اون لذت نمیبرم...

276
00:23:03,546 --> 00:23:05,713
‫ولی هر چی هست بهتر از مُردن‌ـه.

277
00:23:05,715 --> 00:23:08,849
‫و اگه شما بهم کمک نمیکردین
‫من الان مرده بودم.

278
00:23:08,851 --> 00:23:10,618
‫نه در واقع.

279
00:23:13,889 --> 00:23:15,923
‫پاهاتون اذیتتون میکنه؟

280
00:23:15,925 --> 00:23:17,925
‫کمی.

281
00:23:17,927 --> 00:23:20,361
‫خب، شنیدم بی حسی خطرناکتره.

282
00:23:20,363 --> 00:23:22,596
‫درواقع...

283
00:23:22,598 --> 00:23:24,198
‫اگه بخوای یکم برندی داریم.

284
00:23:25,067 --> 00:23:26,600
‫خیلی خوبه‌.

285
00:23:26,602 --> 00:23:28,269
‫من واسه خوب بودنش به
‫شما تعارف نمیکنم...

286
00:23:28,271 --> 00:23:31,105
‫فقط واسه راحتی‌تونه.

287
00:23:31,107 --> 00:23:33,707
‫- بله، خانم
‫- سرجوخه مک‌برنی من
‫باید به شما یادآوری کنم که...

288
00:23:33,709 --> 00:23:34,942
‫شما اینجا یه مهمون نیستین.

289
00:23:34,944 --> 00:23:36,911
‫بلکه یک بازدیدکننده‌ی
‫ناخواسته‌این.

290
00:23:36,913 --> 00:23:39,413
‫و ما برای سرگرمی‌تون
‫اینجا نیستیم.

291
00:23:39,415 --> 00:23:41,715
‫خب من انتظارشم ندارم، خانم.

292
00:23:41,717 --> 00:23:44,652
‫گرچه من خیلی راحت سرگرم میشم

293
00:23:50,292 --> 00:23:51,926
‫چی شده، خانم؟

294
00:23:51,928 --> 00:23:54,428
‫میخواستم ببینم کاری هست
‫بخواین من انجام بدم؟

295
00:23:54,430 --> 00:23:56,363
‫نه، لازم نیست.

296
00:23:58,266 --> 00:24:01,435
‫تو به اندازه کافی کار و درس
‫داری که سرت رو گرم نگه داره.

297
00:24:01,437 --> 00:24:04,204
‫فقط میخواستم کمک کنم.

298
00:24:04,206 --> 00:24:05,239
‫نمیخواد.

299
00:24:05,241 --> 00:24:06,774
‫و دوشیزه آلیشیا، میتونی
‫به بقیه بگی که...

300
00:24:06,776 --> 00:24:09,376
‫ورود به این اتاق ممنوعه.

301
00:24:09,378 --> 00:24:11,178
‫بله، خانم.

302
00:24:18,720 --> 00:24:21,155
‫شما میتونید بهم
‫اعتماد کنید، خانم.

303
00:24:21,923 --> 00:24:23,924
‫خب، من شمارو نمیشناسم.

304
00:24:23,926 --> 00:24:26,660
‫خب فکر کنم اگر من
‫رو میشناختید، بهم...

305
00:24:26,662 --> 00:24:28,228
‫بهم اعتماد میکردید...

306
00:24:28,230 --> 00:24:30,864
‫برای اینکار شما به اندازه
‫کافی در اینجا نخواهید بود.

307
00:24:32,300 --> 00:24:33,701
‫خانم؟

308
00:24:34,502 --> 00:24:36,637
‫بله، سرجوخه؟

309
00:24:36,639 --> 00:24:37,972
‫میتونم

310
00:24:37,974 --> 00:24:41,508
‫امکانش هست، مقداری
‫صابون و تیغ داشته باشم؟

311
00:24:41,510 --> 00:24:43,711
‫بذار ببینم میتونم پیدا کنم.

312
00:24:44,346 --> 00:24:45,412
‫ممنون، خانم.

313
00:24:58,326 --> 00:25:00,394
‫مراقب "ای" هات باش.

314
00:25:02,764 --> 00:25:04,732
‫خیلی خوبه، دوشیزه جین.

315
00:25:33,728 --> 00:25:35,729
‫کارمون تموم شد؟

316
00:25:35,731 --> 00:25:38,799
‫تقریبا. این آخرین ردیفه.

317
00:25:42,637 --> 00:25:44,138
‫آلیشیا...

318
00:26:03,825 --> 00:26:05,259
‫اینو میخواستم دیشب برات بیارم.

319
00:26:05,261 --> 00:26:07,494
‫چون میترسیدم که تو تا
‫قبل از صبح بمیری...

320
00:26:07,496 --> 00:26:09,696
‫ولی بعدش با خودم گفتم از
‫اونجایی که بی‌هوشی...

321
00:26:09,698 --> 00:26:11,999
‫نمیتونی بخونیش.

322
00:26:12,001 --> 00:26:13,534
‫.این خیلی منطقیه

323
00:26:13,536 --> 00:26:15,402
‫شما کاتولیک هستین؟

324
00:26:15,404 --> 00:26:16,837
‫من رو غسل تعمید دادن.

325
00:26:16,839 --> 00:26:19,540
‫خب، پس اینم کتاب دعا برای شما.

326
00:26:19,542 --> 00:26:21,375
‫ممنون.

327
00:26:21,377 --> 00:26:24,845
‫فکر کردم اگر در نزدیکی مرگ
‫باشین احتیاج به اعتراف دارین.

328
00:26:24,847 --> 00:26:28,182
‫اوه، فکر کنم بتونم
‫یکم دیگه دووم بیارم.

329
00:26:29,551 --> 00:26:32,853
‫ادبم کجا رفته! من جان
‫پاتریک مک‌برنی هستم.

330
00:26:32,855 --> 00:26:34,188
‫از ملاقات با شما خوشحالم، آقا.

331
00:26:34,190 --> 00:26:36,356
‫منم همینطور، خانم.

332
00:26:42,597 --> 00:26:44,098
‫یه لحظه، خانم.

333
00:26:44,100 --> 00:26:45,966
‫با گوشواره‌های مروارید
‫من داری کجا میری؟

334
00:26:45,968 --> 00:26:48,869
‫اوه، دوشیزه ادوینا،
‫انقد نفرت‌انگیز نباشید.

335
00:26:48,871 --> 00:26:50,437
‫همه امروز لباس خوب پوشیدن.

336
00:26:50,439 --> 00:26:52,106
‫ولی نه با جواهرات من!

337
00:26:52,108 --> 00:26:53,440
‫اوه، من برشون میگردونم.

338
00:26:53,442 --> 00:26:56,076
‫و خود شما امروز صبح
‫چقد زیبا بودین...

339
00:26:56,078 --> 00:26:58,312
‫همه‌تون لباس خوب پوشیدین.

340
00:26:58,314 --> 00:26:59,246
‫من نه.

341
00:26:59,248 --> 00:27:01,081
‫من اون سنجاق زیبارو...

342
00:27:01,083 --> 00:27:03,317
‫از کریسمس پارسال ندیده بودم.

343
00:27:03,319 --> 00:27:05,285
‫برگرد سر کارت.

344
00:27:08,456 --> 00:27:11,058
‫صبر کنین. فرار نکنین.

345
00:27:11,060 --> 00:27:13,393
‫کاری داشتین باهام؟

346
00:27:35,316 --> 00:27:36,583
‫ممنون.

347
00:27:43,791 --> 00:27:47,194
‫یجوری شده، انگار داشتین
‫باهاش چاله میکندین...

348
00:27:49,164 --> 00:27:50,264
‫همینکارو داشتم میکردم...

349
00:27:51,633 --> 00:27:55,102
‫وسط جنگ با اون همه آهن، که
‫بالای سرمون شناور بودن...

350
00:27:56,171 --> 00:27:59,273
‫اولین فکرم این بود
‫که خودمو دفن کنم.

351
00:27:59,275 --> 00:28:01,308
‫و وقتی نتونستید اینکارو
‫بکنید، فرار کردید؟

352
00:28:01,310 --> 00:28:02,943
‫آره

353
00:28:02,945 --> 00:28:05,212
‫به خدا آره.

354
00:28:05,214 --> 00:28:08,482
‫اینکارتون زیاد شجاعانه نبوده...

355
00:28:08,484 --> 00:28:11,718
‫خب، شاید، ولی فکر
‫کنم هوشمندانه بود.

356
00:28:11,720 --> 00:28:13,921
‫چون زنده‌اید اینطور میگید؟

357
00:28:15,023 --> 00:28:17,257
‫و حالاهم با شما آشنا شدم.

358
00:28:19,627 --> 00:28:21,428
‫شما حتی منو نمیشناسید.

359
00:28:22,163 --> 00:28:24,131
‫اه، اسمتونو میدونم.

360
00:28:24,133 --> 00:28:26,633
‫دوشیزه ادوینا مورو.

361
00:28:26,635 --> 00:28:29,269
‫و چه چیز دیگه‌ای
‫راجع‌به من بهتون گفتن؟

362
00:28:30,071 --> 00:28:32,172
‫هیچی، به غیر از اسمتون.

363
00:28:32,174 --> 00:28:33,941
‫اسم دوست‌ داشتنی‌ایه.

364
00:28:36,978 --> 00:28:39,680
‫امیدوارم دخترا داستان
‫بهتون نگفته باشن!

365
00:28:39,682 --> 00:28:42,349
‫چرا اهمیت میدید که چه
‫چیزی راجبتون گفته باشن؟

366
00:28:42,351 --> 00:28:46,420
‫اهمیت نمیدم. فقط نمیخوام که
‫شما، راجبم اشتباه برداشت کنید.

367
00:28:46,422 --> 00:28:49,089
‫پس شما اهمیت میدید که
‫من راجبتون چی فکر میکنم؟

368
00:28:50,225 --> 00:28:52,993
‫شما اینجا فقط یه غریبه‌اید...

369
00:28:54,062 --> 00:28:56,396
‫و نمیخوام که شما گمراه شید...

370
00:28:56,398 --> 00:28:58,932
‫پس، فکر کنم شما بتونید من
‫رو از حقیقت مطلع کنید!

371
00:28:58,934 --> 00:29:01,568
‫و یکم راجب خودتون بهم بگید.

372
00:29:05,106 --> 00:29:06,907
‫اهل کجایید...

373
00:29:06,909 --> 00:29:08,675
‫دوشیزه ادوینا مورو؟

374
00:29:10,411 --> 00:29:13,347
‫خانه‌ی پدرم در "ریچموند" هستش.

375
00:29:13,349 --> 00:29:17,584
‫من وقتی خیلی جوون‌تر بودم،
‫"سوانا" رو ترک کردم...

376
00:29:17,586 --> 00:29:21,521
‫واسه کارهای پدرم، ما در
‫جاهای مختلفی زندگی کردیم.

377
00:29:21,523 --> 00:29:23,023
‫و شما منتظر عزیزی هستید...

378
00:29:23,025 --> 00:29:25,525
‫که وقتی جنگ تموم شد برگرده؟

379
00:29:27,895 --> 00:29:30,430
‫من کسی رو در ارتش ندارم.

380
00:29:30,432 --> 00:29:33,200
‫پس چجوری سر از همچین
‫جایی در آوردید؟

381
00:29:34,702 --> 00:29:36,803
‫شما چرا انقد به من علاقه دارید؟

382
00:29:36,805 --> 00:29:38,438
‫من فقط گمان میکنم
‫که شما و من...

383
00:29:38,440 --> 00:29:40,641
‫اینجا یکم خارج
‫از محل مناسبمونه.

384
00:29:42,443 --> 00:29:45,412
‫من شرط میبندم که شما
‫مستقل و سرخود اید.

385
00:29:45,414 --> 00:29:48,482
‫و اون دخترای دیگه اونا اصلا
‫نمیدونن که چجور بهت نزدیک بشن.

386
00:29:50,718 --> 00:29:53,320
‫و بعدش، البته، چهره زیباتونه.

387
00:29:54,956 --> 00:29:56,957
‫برای من مهم نیست.

388
00:29:56,959 --> 00:29:59,393
‫خب، برای بقیه مردم که مهمه...

389
00:29:59,395 --> 00:30:01,295
‫امیدوارم از اینکه این حرف
‫رو بهتون میزنم ناراحت نشید.

390
00:30:01,297 --> 00:30:03,263
‫ولی، در تمام
‫سفرهایی که داشتم...

391
00:30:03,265 --> 00:30:05,699
‫هیچکس رو به زیبایی
‫و ظرافت شما ندیدم.

392
00:30:10,305 --> 00:30:12,306
‫یه چیزی رو بهم میگین؟

393
00:30:12,308 --> 00:30:14,341
‫دوشیزه مورو...

394
00:30:15,910 --> 00:30:17,477
‫اشکالی نداره.

395
00:30:17,479 --> 00:30:21,481
‫اگه میتوستین هرچیزی داشته باشین
‫بزرگترین خواستتون چی بود؟

396
00:30:21,483 --> 00:30:24,651
‫هرچیزی توی دنیا...

397
00:30:28,022 --> 00:30:29,656
‫هرچی؟

398
00:30:31,592 --> 00:30:33,493
‫آره، هرچیزی.

399
00:30:35,330 --> 00:30:38,265
‫اینکه از اینجا خیلی دور بشم.

400
00:30:44,939 --> 00:30:46,340
‫روزخوش، سرجوخه مک‌برنی.

401
00:30:46,342 --> 00:30:47,407
‫جان...

402
00:31:30,319 --> 00:31:33,920
‫"به سمت من بیاید، تمام کسانی که
‫سخت‌کوش هستید و کار میکنید...

403
00:31:33,922 --> 00:31:35,555
‫... و من به شما آسودگی میدهم.

404
00:31:35,557 --> 00:31:38,358
‫بندگی من را بپذیرید و
‫از من یاد بگیرید...

405
00:31:38,360 --> 00:31:40,761
‫که من فروتن هستم...

406
00:31:40,763 --> 00:31:44,030
‫و شما باید آسودگی را
‫درون روحتان پیدا کنید.

407
00:31:44,032 --> 00:31:46,299
‫زیرا که بندگی من آسان...

408
00:31:48,836 --> 00:31:50,737
‫نمیتونی صبر کنی؟

409
00:31:51,406 --> 00:31:52,939
‫هیس!

410
00:31:52,941 --> 00:31:54,441
‫خیلی خب.

411
00:31:56,177 --> 00:32:00,814
‫"زیرا که بندگی من آسان
‫و بارم سبک وزن هست..."

412
00:32:33,281 --> 00:32:35,549
‫شب‌بخیر، سرجوخه.

413
00:32:47,562 --> 00:32:49,963
‫من خواستار کمک خداوند
‫برای ارتشمون هستم.

414
00:32:49,965 --> 00:32:52,632
‫و یک بازگشت امن برای مردانمون.

415
00:32:52,634 --> 00:32:53,900
‫بله.

416
00:33:03,444 --> 00:33:05,312
‫یک، دو، سه، چهار

417
00:33:05,314 --> 00:33:07,113
‫پنج، شش، هفت، هشت.

418
00:33:07,115 --> 00:33:08,815
‫یک، دو، سه، چهار.

419
00:33:08,817 --> 00:33:11,585
‫پنج، شش، هفت، هشت.

420
00:33:13,955 --> 00:33:14,988
‫ووو!

421
00:33:17,525 --> 00:33:19,493
‫آماده‌ای؟ آره.

422
00:33:19,495 --> 00:33:20,927
‫.خیلی خب

423
00:33:24,600 --> 00:33:26,867
‫اینکارو نکن!

424
00:33:31,472 --> 00:33:32,873
‫خب، تو باید...

425
00:34:00,334 --> 00:34:02,435
‫بیا، هِنری...

426
00:34:05,706 --> 00:34:06,740
‫خیلی خب.

427
00:34:10,311 --> 00:34:11,778
‫بیا اینجا.

428
00:34:14,715 --> 00:34:17,317
‫سرجوخه مک‌برنی یکی
‫از دکمه‌هاشو بهم داد.

429
00:34:28,663 --> 00:34:30,564
‫دوشیزه اِیمی.

430
00:34:41,409 --> 00:34:43,910
‫مارا ببخش و هدیه‌هایت
‫را ارزانی بدار...

431
00:34:43,912 --> 00:34:46,112
‫که از خوبی باسخاوتت
‫دریافت میکنیم...

432
00:34:46,114 --> 00:34:49,082
‫از طریق عیسی مسیح،
‫ای پروردگار ما.

433
00:34:49,084 --> 00:34:50,350
‫آمین.

434
00:34:50,352 --> 00:34:51,952
‫آمین.

435
00:34:53,421 --> 00:34:56,089
‫به نظرم ما میتونیم...

436
00:34:56,091 --> 00:34:57,390
‫از حضور غیرمنتظره‌ی

437
00:34:57,392 --> 00:34:58,792
‫سرجوخه مک‌برنی در این خانه

438
00:35:02,363 --> 00:35:04,531
‫البته تا زمانی که پاشون
‫خوب بشه، درس بگیریم.

439
00:35:06,534 --> 00:35:08,768
‫و ما میتونیم درباره‌ نحوه‌ی
‫یادگیری دلسوزی و محبت‌

440
00:35:08,770 --> 00:35:11,438
‫و هرچیزی که از حضور اون در
‫اینجا یاد میگیریم، بحث کنیم.

441
00:35:12,573 --> 00:35:14,674
‫نظرتون چیه؟

442
00:35:17,111 --> 00:35:18,945
‫دوشیزه آلیشیا، چی فکر میکنی؟

443
00:35:18,947 --> 00:35:21,781
‫به نظرت از حضورش در اینجا ما
‫چه چیزی رو میتونیم یاد بگیریم؟

444
00:35:21,783 --> 00:35:24,150
‫خب، شاید اون به ما
‫یادآوری میکنه که...

445
00:35:24,152 --> 00:35:27,387
‫چیزهای بیشتری به جز
‫درس در این دنیا هست...

446
00:35:27,389 --> 00:35:30,857
‫خب، به نظر من این تنها چیزیه که
‫برای یه خانم جوان مثل تو مناسبه.

447
00:35:31,959 --> 00:35:34,327
‫اگه ما درس‌هامون رو درست وقتی
‫که جوان هستیم یاد بگیریم...

448
00:35:34,329 --> 00:35:37,664
‫میتونیم یه زندگی شاد و آرام
‫رو انتظار داشته باشیم.

449
00:35:37,666 --> 00:35:41,134
‫اونم وقتی که با حواس‌پرتی‌های
‫دنیا روبرو میشیم...

450
00:35:42,738 --> 00:35:45,405
‫با حضور این دشمن نفرت‌انگیز

451
00:35:45,407 --> 00:35:46,940
‫این یه یادآوریه به ما...

452
00:35:46,942 --> 00:35:49,609
‫...که جنگ هنوز ادامه داره

453
00:35:49,611 --> 00:35:51,911
‫و فداکاری‌ها و دعاهایی
‫که ما باید انجام بدیم...

454
00:35:51,913 --> 00:35:55,649
‫هوم، من میتونم بگم که
‫هر نفسی از هوای تازه

455
00:35:55,651 --> 00:35:59,019
‫بیرون به همه‌ی ما رواست.

456
00:35:59,021 --> 00:36:00,687
‫من شنیدم که اون یه مزدور ـه...

457
00:36:00,689 --> 00:36:02,489
‫پس شاید اون حتی یه
‫دشمن واقعی هم نباشه...

458
00:36:02,491 --> 00:36:03,957
‫مزدور چیه؟

459
00:36:03,959 --> 00:36:05,825
‫یعنی اینکه به اون از طرف ارتش
‫بهش پول میدن، تا مبارزه کنه.

460
00:36:05,827 --> 00:36:07,761
‫پس بخاطر دلیلش نمیجنگه...

461
00:36:07,763 --> 00:36:09,829
‫خب، ما در این‌باره نمیدونیم.

462
00:36:09,831 --> 00:36:11,765
‫اون به نظر میاد که در
‫مورد طبیعت بدونه...

463
00:36:11,767 --> 00:36:14,534
‫پس من انتظار دارم که ازش راجب
‫گیاهان و حیات وحش یاد بگیرم.

464
00:36:15,536 --> 00:36:18,004
‫به نظر آدم حساسی میاد...

465
00:36:18,839 --> 00:36:20,173
‫جدی؟

466
00:36:21,442 --> 00:36:24,644
‫به نظرم آدم با درک و فهمیه.

467
00:36:24,646 --> 00:36:29,549
‫واقعا؟ تو باید بیشتر نظراتت رو با
‫ما درمیون بذاری دوشیزه اِدوینا.

468
00:36:31,986 --> 00:36:35,055
‫به عنوان مسیحی‌های
‫مذهبی بعد از شام...

469
00:36:35,057 --> 00:36:38,291
‫ما برای دعاکردن به سرجوخه
‫می‌پیوندیم، قبل از اینکه بخوابیم.

470
00:36:38,293 --> 00:36:39,926
‫بله، دوشیزه مارتا.

471
00:36:42,863 --> 00:36:44,464
‫بریم؟

472
00:36:49,503 --> 00:36:51,504
‫و سرجوخه...

473
00:36:51,506 --> 00:36:54,007
‫دوست دارین برای دعای
‫شب به ما ملحق شین؟

474
00:36:54,009 --> 00:36:55,508
‫بله، خانم.

475
00:36:55,510 --> 00:36:57,243
‫ولی قبلش بیاید
‫یکم موزیک بشنویم.

476
00:36:57,245 --> 00:36:58,812
‫اگه اذیتتون نمیکنه.

477
00:36:58,814 --> 00:37:00,046
‫اوه، نه اصلا.

478
00:37:00,048 --> 00:37:01,548
‫نه، من خیلی دوست
‫دارم کمی موزیک بشنوم.

479
00:37:01,550 --> 00:37:03,216
‫خانم جین؟

480
00:37:03,218 --> 00:37:04,818
‫بله، خانم.

481
00:37:19,233 --> 00:37:21,568
‫خانم جین، خیلی زیبا میزنید.

482
00:37:21,570 --> 00:37:23,002
‫مگه نه؟

483
00:37:23,004 --> 00:37:24,471
‫درواقع.

484
00:38:25,599 --> 00:38:27,000
‫ممکنه یانکی‌ها باشن؟

485
00:38:27,002 --> 00:38:27,834
‫احتمالا نه.

486
00:38:27,836 --> 00:38:29,569
‫ممکنه یکی از افراد خودمون باشه.

487
00:38:29,571 --> 00:38:32,138
‫اِدوینا، همینجا با دخترا وایسا.

488
00:38:32,140 --> 00:38:35,441
‫اگه سربازای دشمن باشن،
‫من سه بار روی در میزنم.

489
00:38:35,443 --> 00:38:36,843
‫ما میریم سمت جنگل
‫و اونجا می‌بینیمت.

490
00:38:36,845 --> 00:38:37,977
‫سرجوخه چی؟

491
00:38:37,979 --> 00:38:39,245
‫خب اون تو شرایطی نیس که
‫بتونه اینجارو ترک کنه.

492
00:38:39,247 --> 00:38:40,814
‫پس میمونه.

493
00:38:40,816 --> 00:38:42,882
‫ساکت! همتون.

494
00:39:07,508 --> 00:39:09,542
‫میتونم کمکتون کنم، آقایون؟

495
00:39:09,544 --> 00:39:11,377
‫فکر کنم از افراد
‫خودمون باشن، امیدوارم.

496
00:39:11,379 --> 00:39:13,313
‫- دوشیزه اِدوینا چیکار کنیم؟
‫- نگران نباشین.

497
00:39:13,315 --> 00:39:15,215
‫نگران نباشین، دخترا.

498
00:39:19,687 --> 00:39:21,588
‫از همین طرف.

499
00:39:24,892 --> 00:39:27,193
‫چرا اونا اینجان؟

500
00:39:31,699 --> 00:39:34,400
‫به نظرت اومدن دنبال سرجوخه؟

501
00:39:34,402 --> 00:39:36,703
‫شاید.

502
00:39:36,705 --> 00:39:40,607
‫- پس چرا ما تحویلش نمیدیم؟
‫- دارن میان؟
‫- من خیلی ترسیدم...

503
00:39:46,714 --> 00:39:49,849
‫همه چی روبراهه. اونا دو نفرن.
‫دو نفر از افراد خودمون.

504
00:39:49,851 --> 00:39:52,051
‫بهشون یه چیزی دادم بخورن.
‫توی آشپز‌خونه هستن.

505
00:39:52,053 --> 00:39:54,888
‫اصلا چرا اومدن؟ که... آه...
‫پیشنهاد کمک بدن؟

506
00:39:54,890 --> 00:39:57,390
‫ارتش قراره که این
‫محوطه رو ترک کنه.

507
00:39:57,392 --> 00:40:00,093
‫و تا الان، هنوز در مورد
‫سرجوخه چیزی بهشون نگفتم.

508
00:40:01,195 --> 00:40:04,898
‫اما میتونم ازشون بخوام که
‫سرجوخه رو با خودشون ببرند.

509
00:40:04,900 --> 00:40:07,267
‫اما اون نمیتونه بدون آسیب
‫زدن به پاش اسب سواری کنه.

510
00:40:07,269 --> 00:40:08,768
‫خب، میتونم بهشون بگم
‫که اون زخمی شده...

511
00:40:08,770 --> 00:40:11,237
‫و شاید اونا برگردن سراغش.

512
00:40:11,239 --> 00:40:14,240
‫اما ممکنه هفته ها طول بکشه.
‫شاید هم چند ماه!

513
00:40:14,242 --> 00:40:16,910
‫احتمالا برای اینکه همین الان
‫ببرنش پافشاری خواهند کرد.

514
00:40:16,912 --> 00:40:18,912
‫و کی میدونه چه اتفاقی
‫ممکنه براش پیش بیاد!

515
00:40:18,914 --> 00:40:22,115
‫ممکنه بهش شلیک کنند و کنار
‫جاده ولش کنن تا بمیره.

516
00:40:22,117 --> 00:40:24,918
‫میتونم به سرجوخه اجازه بدم تا
‫وقتی که حالش خوب بشه اینجا بمونه.

517
00:40:24,920 --> 00:40:27,020
‫بعد میتونیم بفرستیمش پی کارش.
‫تنهایی.

518
00:40:27,022 --> 00:40:28,454
‫اوه، بله.

519
00:40:28,456 --> 00:40:30,590
‫باید این خیریه‌ی مسیحی
‫رو هم در نظر بگیرم...

520
00:40:30,592 --> 00:40:33,927
‫همینجوری داری درموردش صحبت
‫میکنی که انگار خودش اینجا نیست!

521
00:40:33,929 --> 00:40:36,529
‫در اینکه ما اونو به عنوان
‫دشمن در نظر بگیریم شکی هم هست؟

522
00:40:36,531 --> 00:40:38,331
‫دوشیزه مارتا، خواهش میکنم!

523
00:40:41,368 --> 00:40:42,869
‫من به سرجوخه مک‌برنی
‫اجازه میدم...

524
00:40:42,871 --> 00:40:45,872
‫تا وقتی که پاش خوب
‫شه، اینجا بمونه.

525
00:40:45,874 --> 00:40:47,440
‫اما اگر حتی یه
‫نفرتون هم مخالفه...

526
00:40:47,442 --> 00:40:49,943
‫من همین الان به سرباز ها میگم
‫که در موردش تصمیم بگیرند...

527
00:40:49,945 --> 00:40:52,245
‫که چه سرنوشتی در
‫انتظارش خواهد بود!

528
00:40:52,247 --> 00:40:55,181
‫هیچ کدوم مخالفتی
‫ندارید؟ دوشیزه جین؟

529
00:40:57,618 --> 00:41:00,787
‫خب، پس. اون پیش ما میمونه.

530
00:41:04,125 --> 00:41:06,392
‫تصمیم گرفته شد!

531
00:41:06,394 --> 00:41:08,795
‫حالا برید بخوابید. همتون!

532
00:41:08,797 --> 00:41:11,564
‫یالا دخترا! برید ببینم!

533
00:41:11,566 --> 00:41:13,132
‫میشه بریم به سربازا
‫خوش‌آمد بگیم؟

534
00:41:13,134 --> 00:41:14,233
‫نه، نه، نه.

535
00:41:14,235 --> 00:41:16,102
‫اصلا دلم نمیخواد هوایی‌شون کنم!

536
00:41:16,104 --> 00:41:18,471
‫بیاید دخترا. دوشیزه ادوینا.

537
00:41:22,009 --> 00:41:24,811
‫امشب، عجب شبی بود!

538
00:41:24,813 --> 00:41:28,314
‫باید اعتراف کنم، وقتی،
‫اونا منو دیدند...

539
00:41:28,316 --> 00:41:30,783
‫گفتن:« هیچ چیزی ترسناک تر از...

540
00:41:30,785 --> 00:41:32,652
‫یک زن وحشت‌زده
‫با یه تفنگ نیست!»

541
00:41:34,756 --> 00:41:39,025
‫وقتی که برگشتم، سرجوخه افتخار میدید که
‫با هم یه "برندی" بخوریم؟ [نوعی نوشیدنی]

542
00:41:39,027 --> 00:41:41,227
‫خیلی خوشحال خواهم شد، خانم.

543
00:41:58,212 --> 00:42:01,014
‫فکر میکنی چقدر اینجا موندگاره؟

544
00:42:01,016 --> 00:42:03,649
‫بنظز میاد، دوشیزه
‫مارتا ازش خوشش اومده.

545
00:42:03,651 --> 00:42:04,984
‫منم فکر میکنم اونم بدش نمیاد!

546
00:42:04,986 --> 00:42:07,153
‫چی میخوای بدونی؟

547
00:42:07,155 --> 00:42:10,123
‫من خصوصی باهاش صحبت کردم.

548
00:42:10,125 --> 00:42:11,657
‫تو فکر کردی، چون
‫تو پیداش کردی...

549
00:42:11,659 --> 00:42:13,659
‫یه جور رابطه خاص بین
‫شما ها وجود داره؟

550
00:42:13,661 --> 00:42:15,461
‫تو فقط داری حسودی میکنی! هیس!

551
00:42:21,902 --> 00:42:23,936
‫حتما برات خسته کننده بوده.

552
00:42:26,040 --> 00:42:29,709
‫نمیتونم بگم کار
‫چندان راحتی هم بود!

553
00:42:29,711 --> 00:42:31,511
‫خب، من قدرت شما رو تحسین میکنم.

554
00:42:31,513 --> 00:42:33,212
‫میدونم این برای تو
‫هم سخته که قوی بمونی.

555
00:42:33,214 --> 00:42:35,515
‫همیشه برای این دخترا، قوی باشی.

556
00:42:35,517 --> 00:42:37,917
‫اونا خیلی خوش‌شانس ان که خانومی مثل
‫شما اوضاع رو براشون درست میکنه.

557
00:42:37,919 --> 00:42:41,888
‫من فقط دارم سعی میکنم، چیزی رو بهشون بدم
‫که برای گذروندن این دوره بهش احتیاج دارن.

558
00:42:41,890 --> 00:42:44,757
‫اون بیرون، که اونا قراره
‫برن دنیای بسیار متفاوتیه.

559
00:42:44,759 --> 00:42:46,392
‫فکر نکنم متوجه این موضوع بشن.

560
00:42:46,394 --> 00:42:49,062
‫نه اونا نمیتونن درک
‫کنن اون بیرون چطوریه.

561
00:42:50,932 --> 00:42:52,965
‫بعضی وقتا خیلی خسته میشم...

562
00:42:54,034 --> 00:42:56,069
‫دعا میکنم که بلاخره
‫این وضعیت تموم شه...

563
00:42:56,071 --> 00:42:57,870
‫اصلا نمیتونم هیچ قسمتی از
‫این موضوع رو درک کنم...

564
00:42:57,872 --> 00:42:59,405
‫چه رنج هایی که دیگران کشیدن.

565
00:42:59,407 --> 00:43:01,574
‫هیچ درکی وجود نداره
‫که بشه ادراک کرد.

566
00:43:01,576 --> 00:43:02,809
‫[تایید]

567
00:43:04,111 --> 00:43:06,312
‫قبل از جنگ کسی رو داشتید؟

568
00:43:13,554 --> 00:43:15,021
‫بله داشتم.

569
00:43:17,958 --> 00:43:19,992
‫خب، متاسفم.

570
00:43:22,863 --> 00:43:24,630
‫همه خیلی چیزا رو از دست دادند.

571
00:43:24,632 --> 00:43:26,299
‫من یه ترسو بودم که
‫اونجا رو ترک کردم.

572
00:43:27,601 --> 00:43:29,602
‫شما نمیتونین درک کنین
‫که یه جنگ چطوریه...

573
00:43:29,604 --> 00:43:31,504
‫تا وقتی که واقعا ببینینش.

574
00:43:32,906 --> 00:43:34,607
‫باید خیلی مخرب بوده باشه.

575
00:43:36,110 --> 00:43:38,478
‫من تازه از "دابلین"
‫مهاجرت کرده بودم و...

576
00:43:39,313 --> 00:43:41,948
‫... هیچی نداشتم.

577
00:43:41,950 --> 00:43:45,284
‫سیصد دلار گرفتم تا جای یه
‫نفر دیگه رو تو جنگ بگیرم.

578
00:43:45,286 --> 00:43:46,886
‫متوجه‌ام.

579
00:43:46,888 --> 00:43:49,522
‫ما هممون چیز هایی برخلاف
‫شخصیتمون انجام دادیم.

580
00:43:51,458 --> 00:43:54,360
‫ما هممون امیدواریم که
‫بتونید به خونتون برگردید.

581
00:44:00,134 --> 00:44:03,169
‫ممنون بابت
‫هم‌نشینی‌تون، سرجوخه.

582
00:44:05,272 --> 00:44:09,642
‫منو ببخشید، ولی باید اصرار
‫کنم که شما کمی استراحت کنید.

583
00:44:09,644 --> 00:44:13,646
‫پس، شبتون بخیر خانم. شبتون بخیر...
‫عصر... عصر خوبی داشته باشید.

584
00:44:13,648 --> 00:44:15,381
‫عصرتون بخیر، سرجوخه.

585
00:44:37,437 --> 00:44:38,905
‫میبینم که راه افتادید!

586
00:44:41,008 --> 00:44:43,843
‫دوشیزه مارتا، دوشیزه مارتا!
‫بیاید ببینید!

587
00:44:43,845 --> 00:44:45,545
‫چی شده؟

588
00:44:45,547 --> 00:44:48,347
‫مراقب باشید. همه وزنتون رو
‫روی پای اسیب دیده نندازید.

589
00:44:48,349 --> 00:44:49,549
‫بله، خانم.

590
00:44:51,018 --> 00:44:52,952
‫من هنوزم معتقدم که تو
‫کار طبیعت دخالت نکنیم...

591
00:44:52,954 --> 00:44:54,720
‫اما اگر شما میخواید
‫ریسک این کارو بکنید...

592
00:44:54,722 --> 00:44:57,023
‫اوه، سرجوخه! خواهش میکنم.

593
00:44:57,025 --> 00:44:58,391
‫خودتونو نگه دارید.

594
00:44:58,393 --> 00:44:59,825
‫دوشیزه امی، میتونین
‫بیرون به من کمک کنین؟

595
00:44:59,827 --> 00:45:01,961
‫بله. البته!

596
00:45:08,635 --> 00:45:09,669
‫روز خوش، سرجوخه.

597
00:45:09,671 --> 00:45:11,137
‫خانم‌ها.

598
00:45:11,139 --> 00:45:12,872
‫نوبت توعه. تو باغچه آشپز خونه.

599
00:45:12,874 --> 00:45:16,008
‫درسته. من دارم همون‌طور که
‫میبینید به سرجوخه کمک میکنم.

600
00:45:16,010 --> 00:45:17,643
‫مطمئنم که میتونیم
‫روی شما حساب کنیم!

601
00:45:17,645 --> 00:45:21,047
‫نه، کافیه! من تصمیم
‫میگیرم کی لازمه کار کنه.

602
00:45:21,049 --> 00:45:22,582
‫برید سر کارتون دخترا!

603
00:45:22,584 --> 00:45:24,083
‫بله، خانم

604
00:45:28,355 --> 00:45:31,457
‫این منو یاد اولین باری میندازه
‫که همدیگر رو دیدیم. من و تو‌.

605
00:45:38,532 --> 00:45:40,600
‫رُز هاتون باید هرس بشن.

606
00:45:40,602 --> 00:45:43,936
‫اون پرچین ها هم
‫که شکلشون افتضاحه.

607
00:45:43,938 --> 00:45:46,505
‫کل باغچه‌تون نیاز به مراقبت اساسی داره.
‫من فردا بهش رسیدگی میکنم.

608
00:45:46,507 --> 00:45:48,941
‫نه اتفاقا! [فرانسوی]
‫شما اصلا انصاف سرتون نمیشه؟

609
00:45:48,943 --> 00:45:52,211
‫سرجوخه مک‌برنی شما خیلی
‫تجربه باغبونی دارید؟

610
00:45:52,213 --> 00:45:54,513
‫آره یه چیزایی بلدم.

611
00:45:54,515 --> 00:45:57,850
‫خب، اگر همچین استعدادی
‫در باغبونی دارید...

612
00:45:57,852 --> 00:46:00,920
‫... میتونید بعدها هم در
‫دوران نقاهتتون کمکمون کنید.

613
00:46:00,922 --> 00:46:02,588
‫باعث افتخاره، خانم.

614
00:46:05,359 --> 00:46:07,994
‫بیا. دوشیزه امی، کار هات
‫مونده که انجام ندادی.

615
00:47:41,188 --> 00:47:43,322
‫اینم یکم آب، اگر لازمتون شد.

616
00:47:43,324 --> 00:47:46,459
‫آره خیلی لازمش داشتم!
‫ممنون دخترم.

617
00:47:46,461 --> 00:47:48,561
‫دوشیزه مارتا به من گفتن
‫که برگردم سر درسام.

618
00:47:48,563 --> 00:47:51,197
‫منم بهش گفتم که برای یه
‫سری کارا بهم احتیاج دارید.

619
00:47:51,199 --> 00:47:52,498
‫آره من روی کمکت...

620
00:47:52,500 --> 00:47:55,034
‫تو جمع و جور کردن کار های منِ
‫دست و پا چلفتی حساب میکنم!

621
00:47:55,036 --> 00:47:57,103
‫هم اون، و هم اینکه همراهم باشی.

622
00:47:58,505 --> 00:48:00,639
‫گوش کن، به بقیه چیزی نگیا...

623
00:48:00,641 --> 00:48:03,542
‫اما تو رو به عنوان بهترین
‫دوستم تو کل این جا حساب میکنم.

624
00:48:03,544 --> 00:48:05,644
‫- واقعا؟
‫- آره واقعا!

625
00:48:05,646 --> 00:48:08,714
‫خدای من! اگر به خاطر تو نبود،
‫من هنوز زیر اون درخت نشسته بودم.

626
00:48:13,587 --> 00:48:15,488
‫ممنونم، بانوی من.

627
00:48:28,902 --> 00:48:32,405
‫بهتره که هیچ حرف بدی در
‫مورد ما به سرجوخه نزنی.

628
00:48:32,407 --> 00:48:35,174
‫جدا، چرا من باید
‫همچین کاری بکنم؟

629
00:49:53,453 --> 00:49:59,592
‫سرجوخه. داشتم فکر
‫میکردم که پاتون چطوره؟

630
00:49:59,594 --> 00:50:01,994
‫یکم... آه، کم و بیش تیر میکشه.

631
00:50:01,996 --> 00:50:04,129
‫منم همین انتظارو داشتم.

632
00:50:04,131 --> 00:50:07,500
‫بعدا میفهمید که چرا من کسی بودم که با
‫راه رفتن روی اون پاتون مخالفت میکردم.

633
00:50:07,502 --> 00:50:09,368
‫- بله، خانم!
‫- اگرچه...

634
00:50:09,370 --> 00:50:13,572
‫من این تمایل شما رو برای
‫فعال بودن تحسین میکنم.

635
00:50:14,708 --> 00:50:16,175
‫میشه ببینم؟

636
00:50:16,177 --> 00:50:17,743
‫بله، خانم.

637
00:50:27,954 --> 00:50:29,588
‫خب...

638
00:50:33,627 --> 00:50:38,297
‫بخیه ها... ام... اونا
‫خیلی خوب نگه داشتن.

639
00:50:38,299 --> 00:50:40,866
‫زخمتون داره به سرعت خوب میشه.

640
00:50:40,868 --> 00:50:44,703
‫فکر میکنین کِی
‫حالم کاملا خوب بشه؟

641
00:50:44,705 --> 00:50:47,540
‫به من که باشه، میگم
‫همین الانم خوب شدید!

642
00:50:47,542 --> 00:50:49,208
‫اره جراح های ارتش هم
‫بودن همین رو میگفتن.

643
00:50:49,210 --> 00:50:51,577
‫شما آماده‌اید که
‫به جنگ برگردید.

644
00:50:52,379 --> 00:50:53,979
‫پس، دلتون میخواد
‫که من برم درسته؟

645
00:50:53,981 --> 00:50:55,748
‫- من همچین حرفی نزدم.
‫- بله، البته که نزدید!

646
00:50:55,750 --> 00:50:58,717
‫شما، شما انقدر خانم مؤدبی هستین که
‫در این مورد رک و بی پرده حرف نزنین.

647
00:50:58,719 --> 00:51:02,488
‫من همونقدر رُک هستم که باید باشم!
‫سرجوخه مک‌برنی.

648
00:51:02,490 --> 00:51:04,156
‫حالا که بحثش رو وسط کشیدید.
‫من فکر میکنم زخم اون پا...

649
00:51:04,158 --> 00:51:07,426
‫تا آخر هفته به اندازه کافی
‫خوب خواهد شد که شما برید.

650
00:51:08,228 --> 00:51:10,062
‫خب، آخر هفته که
‫چند روز دیگه‌ست.

651
00:51:10,064 --> 00:51:11,730
‫بله. درسته.

652
00:51:12,532 --> 00:51:14,166
‫من کجا باید برم.

653
00:51:14,168 --> 00:51:18,671
‫باید بگم که کم کم باید
‫برید پی کارتون، سرجوخه.

654
00:51:18,673 --> 00:51:22,074
‫اگرچه فکر کنم یک سری یگان
‫سرباز ها رو بین راه پیدا کنید.

655
00:51:22,076 --> 00:51:23,809
‫در مسیر اصلی به سمت "ریچ‌موند".

656
00:51:27,614 --> 00:51:30,683
‫خب، باغچه‌تون به مراقبت
‫مستمر احتیاج داره.

657
00:51:30,685 --> 00:51:33,018
‫منظورم اینه که، یه باغبان
‫تمام وقت احتیاج دارید.

658
00:51:33,020 --> 00:51:34,853
‫شاید.

659
00:51:34,855 --> 00:51:38,023
‫اما به نظرم، در این مدت ها
‫هم کم و بیش حواسشون بوده.

660
00:51:40,927 --> 00:51:44,029
‫مایه خجالته، اینطور نیست؟ که
‫من نمیتونم بدون کمک بمونم.

661
00:51:56,409 --> 00:51:58,243
‫کِی؟

662
00:51:58,245 --> 00:52:00,212
‫دقیقا نمیدونم.

663
00:52:00,214 --> 00:52:02,648
‫ولی اون ازش خواسته که بره.

664
00:52:02,650 --> 00:52:04,950
‫خب، پس ما باید این مدت رو
‫انقدر براش لذت‌بخش کنیم...

665
00:52:04,952 --> 00:52:07,453
‫که اون اصلا تصمیم
‫به ترک ما نگیره!

666
00:52:07,455 --> 00:52:08,787
‫باید به دوشیزه مارتا
‫پیشنهاد بدیم...

667
00:52:08,789 --> 00:52:11,223
‫که سرجوخه شام رو به
‫همراه ما دور میز بخوره.

668
00:52:11,225 --> 00:52:15,227
‫آره حتما باید تو این مدت که تو اتاقش
‫تنها شام میخورده، احساس تنهایی میکرده.

669
00:52:15,229 --> 00:52:18,497
‫باید بهش یکم مهمان‌نوازی
‫به سبک جنوبی رو نشونش بدیم.

670
00:52:36,516 --> 00:52:38,150
‫دوشیزه اِدوینا مورو!

671
00:52:46,026 --> 00:52:47,926
‫دلم برای در کنار شما
‫بودن تنگ شده بود.

672
00:52:48,495 --> 00:52:50,062
‫واقعا؟

673
00:52:50,830 --> 00:52:51,897
‫البته!

674
00:52:52,832 --> 00:52:55,401
‫شما خودتون نمیدونین
‫که چقدر تنها هستین!

675
00:52:58,271 --> 00:53:02,141
‫دوشیزه فارنسورث پیشنهاد داده
‫که کم کم باید مستقل بشم.

676
00:53:02,143 --> 00:53:04,143
‫من نمیخوام که شما برید.

677
00:53:04,145 --> 00:53:06,078
‫منم نمیخوام که برم.

678
00:53:09,215 --> 00:53:11,050
‫من دوستت دارم، اِدوینا.

679
00:53:14,354 --> 00:53:18,957
‫لطفا... هیچ‌وقت این حرفو وقتی
‫واقعا منظورتون این نیست، نزنین!

680
00:53:18,959 --> 00:53:21,393
‫من واقعا دارم میگم.

681
00:53:21,395 --> 00:53:24,530
‫خدای من! من دقیقا میدونستم که چه حسی
‫بهت دارم، همون اولین باری که حرف زدیم.

682
00:53:24,532 --> 00:53:28,467
‫من از ترس اینکه، نذاری دیگه بیام کنارت
‫خیلی ترسیدم و نتونستم بهت چیزی بگم.

683
00:53:30,303 --> 00:53:33,038
‫الان فقط به این دلیل دارم بهت
‫میگم، چون وقتم کمه. [برای موندن]

684
00:53:33,040 --> 00:53:34,873
‫ممکنه اخرین شانس من باشه.

685
00:53:35,975 --> 00:53:39,244
‫من فهمیدم که به اندازه کافی
‫برای تو خوب نیستم، اِدوینا.

686
00:53:39,246 --> 00:53:41,447
‫- نه اینطور نیست.
‫- چرا هست!

687
00:53:42,749 --> 00:53:45,818
‫شما انقدر به خودتون باور ندارید
‫که فکر میکنید کافی نیستید.

688
00:53:48,321 --> 00:53:50,222
‫من از این جنگ خسته شدم.

689
00:53:52,025 --> 00:53:53,992
‫می‌خوام که غرب رو ببینم.

690
00:53:55,995 --> 00:53:59,898
‫اگه بتونی به "ریچ‌موند"
‫برسی، پدرم میتونه کمکت کنه.

691
00:54:02,068 --> 00:54:03,836
‫با من بیا.

692
00:54:07,108 --> 00:54:09,374
‫سرجوخه؟

693
00:54:09,376 --> 00:54:11,944
‫دوشیزه مارتا شما رو دعوت
‫کرده که با ما شام بخورید.

694
00:54:26,926 --> 00:54:31,163
‫اوه، شنیدی؟ دوشیزه مارتا سرجوخه
‫رو برای شام امشب دعوت کرده.

695
00:54:35,702 --> 00:54:38,203
‫- درست شد؟
‫- تقریبا تمومه.

696
00:55:01,761 --> 00:55:04,563
‫دوشیزه الیسیا، خامه‌ش زیاده.

697
00:55:08,334 --> 00:55:10,702
‫این خنده‌تون رو تموم کنین!

698
00:55:11,304 --> 00:55:12,838
‫وقار نشون بدین.

699
00:55:27,987 --> 00:55:30,155
‫دوشیزه اِدوینا، این
‫لباس خیلی بهتون میاد.

700
00:55:30,157 --> 00:55:31,657
‫ممنون.

701
00:55:31,659 --> 00:55:33,192
‫شانه های جذاب تری هم
‫میتونست وجود داشته باشه!

702
00:55:33,194 --> 00:55:35,194
‫اگر همه ما می‌تونستیم
‫اینطوری لباس بپوشیم.

703
00:55:35,196 --> 00:55:37,362
‫من نمیتونم بگم که
‫برای همه مناسبه...

704
00:55:37,364 --> 00:55:40,265
‫... برای یک مدرسه بانوان جوان.

705
00:55:40,267 --> 00:55:42,801
‫البته همه ما میدونیم که، دوشیزه
‫اِدوینا به جوامع روستایی عادت داره...

706
00:55:42,803 --> 00:55:44,203
‫با شکل های مختلف!

707
00:55:44,205 --> 00:55:48,874
‫پیشنهاد میکنم که موضوع
‫صحبت رو عوض کنیم.

708
00:55:48,876 --> 00:55:51,343
‫و اینکه دوشیزه اِدوینا
‫شالش رو در بپوشه.

709
00:55:54,848 --> 00:55:56,481
‫بله.

710
00:55:56,483 --> 00:56:00,252
‫اینطوری دیگه چیزی برای
‫تفکر در این بحث نمیمونه.

711
00:56:01,888 --> 00:56:05,457
‫این بهترین وعده غذایی بود که در
‫این مدت طولانی داشتم. ممنون خانم.

712
00:56:05,459 --> 00:56:07,025
‫با تشکر فراوان. [فرانسوی]

713
00:56:08,528 --> 00:56:11,129
‫دوشیزه آلیسیا خودش
‫این پای رو درست کرده.

714
00:56:12,465 --> 00:56:13,966
‫امیدوارم پای سیب
‫دوست داشته باشید.

715
00:56:13,968 --> 00:56:17,469
‫من عاشق پای سیب هستم!
‫دسر مورد علاقمه.

716
00:56:17,471 --> 00:56:19,938
‫این از روی دستور
‫پخت منه؟ آلیسیا؟

717
00:56:20,874 --> 00:56:22,241
‫درسته.

718
00:56:24,043 --> 00:56:27,212
‫من سیب ها رو چیدم.
‫خیلی لذیذ هستند.

719
00:56:28,681 --> 00:56:30,549
‫پای سیب دسر مورد علاقه منم هست.

720
00:56:30,551 --> 00:56:32,117
‫واقعا؟

721
00:56:34,822 --> 00:56:38,557
‫ما خوش شانس بودیم که آب
‫کافی برای باغمون داشتیم.

722
00:56:38,559 --> 00:56:40,158
‫بله، خانم.

723
00:56:42,395 --> 00:56:44,096
‫یکم موسیقی گوش کنیم؟

724
00:57:16,763 --> 00:57:18,997
‫آهنگ زیبایی ـه جِین.

725
00:57:19,599 --> 00:57:21,433
‫اینطور نیست؟

726
00:57:21,435 --> 00:57:24,569
‫همیشه فکر میکردم که
‫یه آهنگ رومانتیک ـه.

727
00:57:24,571 --> 00:57:25,804
‫اره نسبتا.

728
00:57:31,210 --> 00:57:34,980
‫مادمازل، افتخار
‫رقص به من میدید؟

729
00:57:36,482 --> 00:57:38,183
‫بله. بچرخ!

730
00:57:39,585 --> 00:57:41,320
‫اوه، صبر کن.

731
00:57:42,588 --> 00:57:43,822
‫دوشیزه مورو.

732
00:57:43,824 --> 00:57:46,792
‫شانس این رو نداشتم
‫که بهتون بگم...

733
00:57:46,794 --> 00:57:49,428
‫که چقدر امشب دلبرا شدید.

734
00:57:49,430 --> 00:57:51,797
‫ممنون.

735
00:57:51,799 --> 00:57:54,132
‫میتونم عصر به ملاقاتتون بیام؟

736
00:57:54,134 --> 00:57:57,035
‫یکم مشروب دوست دارید سرجوخه؟ [مشروب
‫برای تسهیل هضم، مخصوصا بعد از شام.]

737
00:57:58,571 --> 00:58:00,038
‫البته، خانم.

738
00:58:03,109 --> 00:58:04,609
‫چه عصر زیبایی ـه، خانم.

739
00:58:04,611 --> 00:58:05,811
‫اینطور نیست؟

740
00:58:05,813 --> 00:58:06,812
‫موسیقی بسیار زیباست.

741
00:58:06,814 --> 00:58:09,247
‫بله، همینطوره.

742
00:58:12,820 --> 00:58:15,153
‫پدر من یه انبار مشروب
‫داشت زمان خودش...

743
00:58:15,155 --> 00:58:16,822
‫این خونه همیشه مهمونی برپا بود.

744
00:58:16,824 --> 00:58:19,958
‫مردم از همه جا مسافرت
‫میکردند تا به اینجا بیان.

745
00:58:19,960 --> 00:58:21,660
‫پس حتما جای باشکوهی بوده، خانم.

746
00:58:23,530 --> 00:58:25,764
‫بله. بله باشکوه بود.

747
00:58:25,766 --> 00:58:28,166
‫کالسکه ها صف میکشیدند.

748
00:58:28,168 --> 00:58:30,535
‫لباس های شب، بسیار
‫بسیتر زیبا بودند.

749
00:58:30,537 --> 00:58:35,273
‫مردانی در جامه های یک تکه و کامل،
‫شام هایی با‌شکوه و مراسم های رقص.

750
00:58:35,275 --> 00:58:37,843
‫خب، پس به سلامتی
‫شما، دوشیزه مارتا

751
00:58:37,845 --> 00:58:40,245
‫شما شجاع ترین زنی
‫هستید که من میشناسم.

752
00:58:43,484 --> 00:58:46,518
‫نه، شجاعت...

753
00:58:46,520 --> 00:58:49,087
‫شجاعت داره کار لازمه رو انجام میده.
‫[نگه‌داری از بچه ها]

754
00:58:50,890 --> 00:58:52,357
‫- بهم بگید سرجوخه...
‫- بله خانم؟

755
00:58:52,359 --> 00:58:54,659
‫فکر میکنید این جنگ
‫به زودی تموم میشه؟

756
00:58:54,661 --> 00:58:56,995
‫بله خیلی زود.

757
00:58:56,997 --> 00:58:59,431
‫حتی زودتر از اینکه شما
‫جنوبی ها بخواید قبولش کنید.

758
00:59:01,034 --> 00:59:02,367
‫میدونم.

759
00:59:02,369 --> 00:59:04,770
‫و با یکم کمک این اطراف
‫شما رو به راه میشید.

760
00:59:05,371 --> 00:59:06,972
‫کمک یک مرد.

761
00:59:11,544 --> 00:59:13,779
‫خیلی زیباست، دوشیزه جین.

762
00:59:15,381 --> 00:59:17,082
‫دخترا!

763
00:59:17,084 --> 00:59:19,785
‫بیاید برای دعای عصرمون جمع شیم.

764
00:59:30,196 --> 00:59:31,563
‫خدای بزرگ...

765
00:59:31,565 --> 00:59:33,732
‫تقاضای کمک تو رو
‫برای مدرسه‌مون داریم.

766
00:59:33,734 --> 00:59:35,067
‫و همچنین تقاضای کمک تو رو...

767
00:59:35,069 --> 00:59:37,069
‫برای اعضای شجاع ارتش‌مون داریم.

768
00:59:37,071 --> 00:59:40,038
‫و تقاضای مراقبت از دوستمون،
‫سرجوخه مک‌برنی رو داریم.

769
00:59:40,040 --> 00:59:41,773
‫همونطور که کم کم راه
‫برگشت رو پیدا میکنه.

770
00:59:41,775 --> 00:59:44,910
‫بله، بله دوشیزه اِیمی.

771
00:59:44,912 --> 00:59:49,681
‫موندن سرجوخه مک‌برنی در اینجا
‫به همه ما یک درس مهم داد...

772
00:59:49,683 --> 00:59:53,485
‫اینکه دشمن، به عنوان یک فرد، اون
‫چیزی نیست که ما فکرش رو میکنیم.

773
00:59:54,921 --> 00:59:58,156
‫بیاید سر هامون رو برای لحظه
‫ای آرامش و سکوت خم کنیم.

774
01:00:16,876 --> 01:00:18,510
‫شب بخیر، دوشیزه اِدوینا.

775
01:00:20,947 --> 01:00:23,448
‫شب بخیر سرجوخه.

776
01:00:23,450 --> 01:00:25,350
‫شب بخیر خانم.

777
01:00:28,221 --> 01:00:31,389
‫خواهش میکنم! من که کاری نکردم.

778
01:00:31,391 --> 01:00:33,191
‫دخترا! ساکت!

779
01:00:35,461 --> 01:00:36,828
‫شما باید استراحت بکنید.

780
01:00:36,830 --> 01:00:39,297
‫البته. شب خوش خانم.

781
01:00:39,299 --> 01:00:41,099
‫ممنون... ممنون بابت
‫مهمان نوازیتون.

782
01:00:41,101 --> 01:00:42,901
‫شب بخیر سرجوخه.

783
01:02:33,045 --> 01:02:34,479
‫برید بخوابید.

784
01:02:35,081 --> 01:02:36,648
‫جان؟

785
01:02:40,519 --> 01:02:41,987
‫اِدوینا.

786
01:02:43,089 --> 01:02:45,624
‫عزیزم، صبر کن.

787
01:02:46,792 --> 01:02:48,760
‫اِدوینا...

788
01:02:48,762 --> 01:02:51,763
‫ببین، فقط، خواهش میکنم...

789
01:02:51,765 --> 01:02:53,598
‫- نه!
‫- اِدوینای دوست داشتنی خواهش میکنم.

790
01:02:53,600 --> 01:02:55,900
‫نه! نه!

791
01:02:55,902 --> 01:02:59,170
‫نه٬ نه، نه!

792
01:03:15,421 --> 01:03:16,888
‫- یکم طناب بیار.
‫- اون مُرده؟

793
01:03:16,890 --> 01:03:19,124
‫یکم طناب بیارید. باید
‫جلوی خون‌ریزی رو بگیریم.

794
01:03:19,126 --> 01:03:22,560
‫- زود باش!
‫- چه اتفاقی افتاده؟

795
01:03:22,562 --> 01:03:26,298
‫من انقدر ترسیده بودم، که به سختی تونستم از
‫اتاق بیام بیرون، چون خودم تجربه‌ش رو داشتم.

796
01:03:26,300 --> 01:03:29,067
‫اونطوری که اومد داخل
‫واقعا وحشتناک بود.

797
01:03:29,069 --> 01:03:32,137
‫بعد هم اِدوینا شروع
‫کرد باهاش مقابله کردن.

798
01:03:36,142 --> 01:03:38,476
‫باید ببریمش سر فیلم.

799
01:03:38,478 --> 01:03:41,479
‫- شنیدی که چی گفتم! زودباش!
‫- من کاری نکردم!

800
01:03:41,481 --> 01:03:45,450
‫بلندش کنین. کمکم کنین.
‫کمکم کنین تکونش بدیم.

801
01:03:45,452 --> 01:03:47,152
‫ساکت! ساکت باشید.

802
01:03:47,154 --> 01:03:50,088
‫- میخوای چیکار کنی؟
‫- ساکت! برید تو اتاقاتون.

803
01:03:50,090 --> 01:03:54,059
‫برید! همتون برید تو
‫اتاقتون، همین الان. برید!

804
01:03:58,998 --> 01:04:02,967
‫-باید قطعش کنیم.
‫- چی؟!

805
01:04:02,969 --> 01:04:07,539
‫پا ش بدجوری شکسته، من نمیتونم درستش کنم!
‫من که یه جراح نیستم!

806
01:04:07,541 --> 01:04:10,008
‫- داره خون زیادی از دست میده!
‫- خواهش میکنم.

807
01:04:10,010 --> 01:04:11,343
‫این پا تا صبح از بین میره!
‫[عفونت و سیاه‌شدگی پا]

808
01:04:11,345 --> 01:04:12,610
‫میخوای من چیکار کنم؟

809
01:04:12,612 --> 01:04:15,880
‫میخوای بمیره؟ نه! نه!

810
01:04:15,882 --> 01:04:18,016
‫اِدوینا. به من نگاه کن.

811
01:04:18,018 --> 01:04:20,285
‫یک پارچه و یکم "کلروفروم" لازم دارم.
‫[ماده ای که در گذشته برای بیهوشی استفاده میشد.]

812
01:04:20,287 --> 01:04:23,688
‫برو توی "دودخانه". همین الان ارّه رو بیار.
‫[محل دودن دادن گوشت ماهی یا پوست دباغی شده.]

813
01:04:23,690 --> 01:04:24,723
‫زودباش!

814
01:04:24,725 --> 01:04:27,759
‫سریع! زودباش! داره
‫خون از دست میده.

815
01:04:30,162 --> 01:04:31,963
‫اِدوینا...

816
01:04:31,965 --> 01:04:33,765
‫کتاب آناتومی رو برام بیار.

817
01:04:40,806 --> 01:04:42,707
‫"روح من برای خداوندگار
‫صبر کرده است...

818
01:04:42,709 --> 01:04:45,543
‫بیش از عده‌ای که در انتظار سپیده‌دم هستند."
‫[Pslam 130 قسمت پنجم. این مرثیه
‫ایست که معمولا مسیحیان برای از دنیا رفته‌گان میخوانند و طلب آمرزش میکنند.]

819
01:05:40,466 --> 01:05:42,100
‫یا عیسی مسیح!

820
01:05:42,102 --> 01:05:44,702
‫با من چیکار کردید؟

821
01:05:48,040 --> 01:05:49,474
‫اوه، یا عیسی مسیح.

822
01:05:49,476 --> 01:05:51,543
‫من چندین روز بود که
‫منتظر صحبت با تو بودم.

823
01:05:51,545 --> 01:05:52,944
‫نمیدونید که چقدر من متاسف هستم.

824
01:05:52,946 --> 01:05:55,647
‫متاسفی؟ میتونستی جلوش رو بگیری!

825
01:05:55,649 --> 01:05:57,816
‫- چرا جلوش رو نگرفتی؟
‫- نتونستم.

826
01:05:57,818 --> 01:06:00,118
‫بلاخره پیداش شد! قصاب‌مون!

827
01:06:00,120 --> 01:06:02,554
‫ما جونت رو نجات دادیم،
‫چاره دیگه‌ای نداشتیم.

828
01:06:02,556 --> 01:06:05,723
‫چاره‌ی دیگه ای نداشتی؟ یا میخواستی
‫برای نیومدن به اتاقت تنبیه‌ام کنی؟

829
01:06:05,725 --> 01:06:07,425
‫اون یه اتفاق بود، اون
‫جونت رو نجات داده.

830
01:06:07,427 --> 01:06:10,295
‫تو بدتر از اونی! این
‫نقشه رو با هم کشیدید؟

831
01:06:10,297 --> 01:06:11,663
‫حالا من درخدمتت هستم که
‫هر کاری بگی انجام بدم!

832
01:06:11,665 --> 01:06:14,499
‫جان، خواهش میکنم! از من دور شو!

833
01:06:15,301 --> 01:06:16,835
‫برای دردش یکم مسّکن بیارید.

834
01:06:16,837 --> 01:06:18,736
‫برات یه بطری مشروب میاریم.

835
01:06:18,738 --> 01:06:22,907
‫بهم نگفته بودید که اینجا به
‫خونه برای زن های دیوونه‌ست!

836
01:06:47,533 --> 01:06:50,602
‫دوشیزه مارتا، الان
‫باید چیکار کنیم؟

837
01:06:50,604 --> 01:06:53,872
‫مِری گفت که چندتا سرباز "یونین" رو دیده که نزدیک میشن.
‫[ارتش یونین یا فدرال، ارتشی بود که برای اتحاد در دوران جنگ داخلی آمریکا جنگید.]

838
01:06:56,142 --> 01:06:57,542
‫اگه بذاریم بره،
‫به اونا ملحق میشه.

839
01:06:57,544 --> 01:06:59,844
‫اون‌وقت ممکنه بهشون درمورد
‫باغ‌مون و گاومون بگه.

840
01:06:59,846 --> 01:07:01,546
‫اونا رو میکشونه اینجا.

841
01:07:01,548 --> 01:07:02,780
‫دقیقا.

842
01:07:07,120 --> 01:07:09,387
‫ای هرزه‌های انتقام‌جو!

843
01:07:57,102 --> 01:07:58,903
‫حالتون چطوره؟

844
01:08:03,943 --> 01:08:07,478
‫من سعی کردم که شک دوشیزه مارتا
‫رو نسبت به خودمون کم کنم.

845
01:08:09,582 --> 01:08:12,083
‫خیلی نگران شما بودم.

846
01:08:13,352 --> 01:08:16,421
‫- شما به‌زودی دوباره قوی خواهید شد.
‫- خفه شو!

847
01:08:19,925 --> 01:08:21,659
‫میتونم چیزی براتون بیارم؟

848
01:08:23,095 --> 01:08:24,896
‫برام کلیدا رو بیار!

849
01:08:24,898 --> 01:08:27,298
‫اگه کلیدا گم بشن،
‫دوشیزه مارتا متوجه میشه.

850
01:08:27,300 --> 01:08:28,933
‫اون‌وقت من به این
‫خاطر تو دردسر میافتم.

851
01:08:28,935 --> 01:08:31,936
‫فقط برام بیارشون.

852
01:08:31,938 --> 01:08:35,807
‫باید یه یدک ازش تو کشوی
‫میزش باشه، کنار جواهراتش.

853
01:08:37,977 --> 01:08:39,510
‫نه.

854
01:08:42,047 --> 01:08:43,848
‫اون کلیدو برام بیار!

855
01:08:45,117 --> 01:08:46,517
‫باشه.

856
01:08:48,120 --> 01:08:49,687
‫میارم.

857
01:09:23,656 --> 01:09:25,390
‫کی اونجاست؟

858
01:09:27,826 --> 01:09:29,060
‫جین هستم.

859
01:09:32,264 --> 01:09:33,631
‫جین...

860
01:09:33,633 --> 01:09:35,833
‫درو یه لحظه باز کن... میشه؟

861
01:09:38,337 --> 01:09:39,737
‫خواهش میکنم.

862
01:09:50,783 --> 01:09:53,351
‫جین. جین، کجا داری میری؟

863
01:09:53,353 --> 01:09:56,020
‫فقط دارم میرم بیرون.
‫میرم تو باغ، سرجوخه.

864
01:09:58,223 --> 01:09:59,924
‫میشه برام یه آهنگ بزنی؟

865
01:10:00,726 --> 01:10:02,026
‫این کارو برام انجام میدی؟ جین؟

866
01:10:02,028 --> 01:10:04,395
‫یه دونه... از اون آهنگ
‫های قشنگ رو میزنی برام؟

867
01:10:04,397 --> 01:10:06,431
‫قشنگ، مثل خودت. خواهش میکنم.

868
01:10:08,500 --> 01:10:10,935
‫من آدم بدی نیستم، جین، واقعا.

869
01:10:13,038 --> 01:10:16,040
‫فکر میکنی بتونی از من...

870
01:10:16,042 --> 01:10:18,710
‫پیش دوشیزه مارتا
‫و بقیه خوب بگی؟

871
01:10:18,712 --> 01:10:20,311
‫میدونی، شاید قضایا
‫به حالت قبل برگردن.

872
01:10:20,313 --> 01:10:22,113
‫همونطوری که قبلا بودن.

873
01:10:27,553 --> 01:10:29,854
‫میشه ازش بخوای که
‫بذاره من بمونم؟

874
01:10:29,856 --> 01:10:31,723
‫به نظر که اینکارو میکنه.

875
01:10:31,725 --> 01:10:36,160
‫نه، منظورم اینه که، واقعا از
‫ته دلش بذاره و خوشحال باشه.

876
01:10:36,162 --> 01:10:38,930
‫طوری که خودش باهام صحبت کنه، و
‫بذاره شماها باهام صحبت کنید.

877
01:10:40,766 --> 01:10:43,067
‫میشه ببینی اینکارو میکنه یا نه؟

878
01:10:44,870 --> 01:10:47,572
‫- بله آقا.
‫- ممنونم، جین.

879
01:11:06,558 --> 01:11:08,793
‫کاش فقط میرفت.

880
01:11:08,795 --> 01:11:11,929
‫باید منتظر سربازای یونین باشیم که از
‫اینجا رد بشن. که به زودی هم رد میشن.

881
01:11:11,931 --> 01:11:13,631
‫انتظار دارم که سربازای
‫ما مقاومت کنن.

882
01:11:13,633 --> 01:11:16,634
‫- دوشیزه مارتا، من ترسیده‌م
‫- میدونم، عزیزم.

883
01:11:16,636 --> 01:11:19,070
‫اون به من گفته که اگر هر سر
‫و صدای درست کنم منو میکشه.

884
01:11:19,072 --> 01:11:21,773
‫اوه، ساکت باش. خواهش میکنم.
‫ما باید قوی باشیم.

885
01:11:21,775 --> 01:11:24,442
‫اون نمیخواست بهش آسیب برسونه.
‫اون که آسیب ندیده، دیده؟

886
01:11:24,444 --> 01:11:26,110
‫قصد اسیب رسوندن بهش رو داشت.

887
01:11:26,112 --> 01:11:27,712
‫ما که مطمئن نیستیم
‫قصد و غرض اون چیه.

888
01:11:27,714 --> 01:11:30,381
‫با من مقابله نکن، دختر.

889
01:11:30,383 --> 01:11:32,150
‫من فکر نکنم اون قصد آسیب
‫رسوندن به هیچ کس رو داشته باشه.

890
01:11:32,152 --> 01:11:35,119
‫شاید هم نه. ولی ما
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم.

891
01:11:39,959 --> 01:11:41,592
‫خب، خب، خب. بکشید عقب ببینم.

892
01:11:41,594 --> 01:11:44,996
‫شما خانم های دوست‌داشتنی جنوبی
‫امروز دارید چی یاد میگیرید؟

893
01:11:44,998 --> 01:11:47,465
‫- هنر تحمیل نظر؟
‫- تو چرا نمیری؟

894
01:11:47,467 --> 01:11:49,233
‫کمکت میکنیم قدرتت رو بدست
‫بیاری اونوقت میتونی بری.

895
01:11:49,235 --> 01:11:52,303
‫عه پس الان میتونم برم؟
‫همینطوری بدون پام!

896
01:11:52,305 --> 01:11:53,971
‫دیگه دلتون نمیخواد جای
‫دیگه منو قطع کنین؟

897
01:11:53,973 --> 01:11:55,673
‫من هر وقت دلم بخواد میرم!

898
01:11:55,675 --> 01:11:57,508
‫از الان به بعد همه چیز این
‫اطراف تغییر خواهد کرد!

899
01:11:57,510 --> 01:11:59,243
‫بذارید براتون بگم
‫چطوری قراره بشه.

900
01:11:59,245 --> 01:12:01,646
‫اصلا میدونین اِدوینا چرا منو
‫هل داد که از پله ها بیافتم؟

901
01:12:01,648 --> 01:12:05,082
‫و چرا این دوشیزه مارتا
‫جونتون پای عزیز منو قطع کرد؟

902
01:12:05,084 --> 01:12:07,985
‫برای اینکه نتونم برم تو
‫اتاق اون، یا اتاق اِدوینا!

903
01:12:07,987 --> 01:12:09,987
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- اونا خیلی هم از این حرکت خوششون نیومده.

904
01:12:09,989 --> 01:12:12,890
‫- کافیه دیگه! - من
‫بهتون میگم کِی کافیه!

905
01:12:14,126 --> 01:12:16,327
‫سرجوخه مک‌برنی، لطفا داد نزنید!

906
01:12:16,329 --> 01:12:18,095
‫با این کارتون هِنری
‫رو میترسونید.

907
01:12:20,033 --> 01:12:21,232
‫اِیمی...

908
01:12:22,501 --> 01:12:24,836
‫اِیمی از من دور بمون...

909
01:12:37,851 --> 01:12:40,084
‫اشکال نداره. همه‌چیز روبه‌راهه.

910
01:12:42,621 --> 01:12:44,989
‫دوشیزه مارتا، باید چیکار کنیم؟

911
01:12:44,991 --> 01:12:48,359
‫آره، خوبه. همه چیز
‫رو‌به‌راه میشه.

912
01:12:51,331 --> 01:12:52,530
‫برو اون پارچه‌ی آبی رو بیار‌.

913
01:12:52,532 --> 01:12:54,198
‫تو هم برو جلوی درِ جلویی.

914
01:12:54,200 --> 01:12:57,201
‫وانمود کن انگار که
‫داری گردو جمع میکنی.

915
01:12:57,203 --> 01:13:00,538
‫پارچه رو میبندی به در دروازه
‫و برمیگردی درست همین‌جا.

916
01:13:00,540 --> 01:13:03,307
‫- میتونی اینکارو انجام بدی؟
‫- بله دوشیزه مارتا.

917
01:13:03,309 --> 01:13:05,109
‫آفرین، خوبه. عجله کنید.

918
01:13:08,146 --> 01:13:10,114
‫دوشیزه اِیمی داری
‫اونجا چیکار میکنی؟

919
01:13:29,235 --> 01:13:31,135
‫برو داخل و همونجا بمون.

920
01:14:10,276 --> 01:14:11,676
‫کمک!

921
01:14:18,550 --> 01:14:20,251
‫ولم کنید!

922
01:14:20,253 --> 01:14:22,086
‫دوشیزه مارتا چی گفت؟ ولم کنید!

923
01:14:22,088 --> 01:14:23,821
‫چرا داری علامت میفرستی؟

924
01:14:34,800 --> 01:14:38,336
‫دوشیزه مارتا! اِیمی.

925
01:14:38,338 --> 01:14:42,006
‫به چی فکر کردی؟ فکر کردی میتونی به دختر
‫کوچولو رو بفرستی دستوراتت رو اجرا کنه؟

926
01:14:42,008 --> 01:14:44,141
‫سرجوخه مک‌برنی. خواهش میکنم.

927
01:14:45,677 --> 01:14:47,311
‫اشکال نداره.

928
01:14:48,680 --> 01:14:50,881
‫با ما بیاید داخل‌.

929
01:14:54,186 --> 01:14:58,055
‫یه بطری دیگه بوربن
‫تو زیرزمین داریم.

930
01:15:00,692 --> 01:15:02,226
‫برو پس.

931
01:15:15,340 --> 01:15:18,442
‫برو انجا و بشین. بشینین.

932
01:15:18,444 --> 01:15:20,344
‫بشینید! همه‌تون بشینید.

933
01:15:22,881 --> 01:15:25,683
‫اِیمی، فکر کردم ما
‫باهم دوست هستیم.

934
01:15:25,685 --> 01:15:27,918
‫من اصلا نمیخواستم به هیچ
‫کدومتون صدمه‌ای بزنم.

935
01:15:30,989 --> 01:15:35,292
‫حالا نگاهم کنین. نگاه
‫کنین باهام چیکار کردین.

936
01:15:35,294 --> 01:15:40,331
‫ترجیح میدم بمیرم تا اینکه یه مردی
‫باشم که بدون پا اینور و اونور میره.

937
01:15:40,333 --> 01:15:43,367
‫چرا وقتی شانسش رو
‫داشتید منو نکشتید!

938
01:15:43,369 --> 01:15:47,171
‫دارم میبینم که همه‌تون چطوری به من نگاه میکنین!
‫با خودتون میگید نفرت و کثافت رو نگاه میکنید.

939
01:15:47,173 --> 01:15:49,874
‫دیگه حتی یه مرد هم نیستم!

940
01:15:49,876 --> 01:15:51,575
‫من محبت شما رو دیدم
‫و بهتون اعتماد کردم.

941
01:15:51,577 --> 01:15:54,278
‫و شما، شما با من بازی کردید!
‫و تیکه تیکه‌ام کردید.

942
01:15:57,382 --> 01:15:59,216
‫خب، من به اندازه کافی خباثت
‫و شیطنت شما رو دیدم...

943
01:15:59,218 --> 01:16:00,885
‫شش تا گلوله هم تو این
‫تفنگ برام مونده...

944
01:16:00,887 --> 01:16:03,087
‫و نفر بعدی که از شما تصمیم به
‫یه کاری بگیره، به خدا قسم که...

945
01:16:03,089 --> 01:16:04,388
‫یه گلوله حرومش میکنم!

946
01:16:04,390 --> 01:16:05,723
‫شنیدید چی گفتم؟

947
01:16:08,861 --> 01:16:11,062
‫شلیک بعدی، هدفش
‫یکی از شما هایید.

948
01:16:13,999 --> 01:16:16,233
‫اِدوینا! اِدوینا، نه...

949
01:16:16,235 --> 01:16:19,437
‫داری چیکار میکنی؟ نه! نه!

950
01:16:32,751 --> 01:16:34,318
‫تو چی میخوای؟

951
01:17:40,485 --> 01:17:44,155
‫چطور گذاشتی که با
‫اون تنها بمونه؟

952
01:17:44,157 --> 01:17:45,789
‫آلیشیا! خواهش میکنم،
‫بذار یکم فکر کنم.

953
01:17:45,791 --> 01:17:47,958
‫من میدونستم که آوردن اون به اینجا
‫از اول هم اشتباه بود، اِیمی.

954
01:17:47,960 --> 01:17:52,997
‫نمیتونی اونو مقصر بدونی. اون از
‫روی پاک بودن قلبش اینکارو کرد.

955
01:17:52,999 --> 01:17:55,466
‫سعی دارم که فکر کنم. باید
‫خودمونو از شرش خلاص کنیم.

956
01:17:55,468 --> 01:17:57,501
‫ما جامون اینجا امن نیست...

957
01:17:57,503 --> 01:17:59,537
‫وقتی که اون توی خونه‌ست.

958
01:18:01,339 --> 01:18:03,908
‫نمیتونیم تو جنگل ولش کنیم؟

959
01:18:04,843 --> 01:18:07,378
‫نه، خیلی خطرناکه.

960
01:18:08,446 --> 01:18:10,214
‫میتونیم دارش بزنیم!

961
01:18:10,216 --> 01:18:12,016
‫وحشی‌گری راه حل ما نیست!

962
01:18:12,018 --> 01:18:13,851
‫نمیتونیم اینجا اینطوری ادامه بدیم.
‫اونم با وجود اون.

963
01:18:13,853 --> 01:18:15,653
‫میدونم. برای همین
‫لازم دارم که فکر کنم.

964
01:18:15,655 --> 01:18:17,188
‫تو فکر یه نقشه هستم.

965
01:18:17,190 --> 01:18:19,690
‫میتونم بهش بگم که نمیتونه
‫پیش افراد خاصی بره.

966
01:18:19,692 --> 01:18:21,325
‫تو نمیتونی هیچ کدوم از کار های
‫برنامه‌ریزی شده رو انجام بدی.

967
01:18:21,327 --> 01:18:22,793
‫واقعا یه احمقی، اگر فکر کنی که اون هیچ
‫کدوم از این پیشنهادا رو قبول میکنه.

968
01:18:22,795 --> 01:18:25,162
‫- دخترا! خواهش میکنم، لطفا.
‫- هنوزم نمیتونیم بریم دنبال کمک؟

969
01:18:25,164 --> 01:18:28,365
‫من نمیتونم، نمیتونم شما رو
‫پیش اون اینجا تنها بذارم.

970
01:18:30,068 --> 01:18:32,369
‫اون از قارچ ها خوشش اومده بود.

971
01:18:39,377 --> 01:18:43,247
‫همونایی که ما براش سرو کردیم.
‫سرجوخه خوشش اومد.

972
01:18:45,217 --> 01:18:48,052
‫اگه، اِیمی که نوع
‫خاصی رو میاورد...

973
01:18:48,853 --> 01:18:51,455
‫یه چیزی مخصوص اون؟

974
01:19:02,000 --> 01:19:04,435
‫به نظرت میتونی
‫اینکارو بکنی؟ اِیمی؟

975
01:19:07,372 --> 01:19:10,140
‫به نظرت میتونی
‫قارچ هارو پیدا کنی؟

976
01:19:13,245 --> 01:19:15,512
‫خب، باید خیلی ساکت باشی.

977
01:19:17,949 --> 01:19:20,251
‫باید خیلی زود بری...

978
01:19:21,086 --> 01:19:23,921
‫... بیرون از خونه.

979
01:19:23,923 --> 01:19:26,624
‫- باشه؟
‫- باشه، دوشیزه مارتا.

980
01:19:26,626 --> 01:19:28,492
‫اون اصلا نباید ببیندت.

981
01:19:34,399 --> 01:19:36,600
‫پس این کاریه که میکنیم.

982
01:19:36,602 --> 01:19:39,036
‫قراره یه سوپ خوش‌مزه درست کنیم.

983
01:19:42,274 --> 01:19:45,009
‫برای یه همراهی بزرگ
‫دعوتش میکنیم...

984
01:19:46,711 --> 01:19:50,114
‫یکم گوشت ران دودی و کمی
‫هم بیسکوییت آماده میکنیم.

985
01:19:50,116 --> 01:19:52,983
‫بعد هم قارچ هارو در ...

986
01:19:52,985 --> 01:19:55,185
‫... یکم کره و شراب سرخ میکنیم.

987
01:22:04,716 --> 01:22:07,084
‫اجازه بدید‌...

988
01:22:07,086 --> 01:22:09,186
‫- خواهش میکنم.
‫- بفرمایید.

989
01:22:10,555 --> 01:22:12,556
‫- عصر بخیر، خانم.
‫- عصر بخیر.

990
01:22:12,558 --> 01:22:14,124
‫خانم ها.

991
01:22:14,126 --> 01:22:16,593
‫سرجوخه مک‌برنی.

992
01:22:16,595 --> 01:22:18,929
‫ما میخواستیم که شما
‫بدونید بدون هیچ قصد بدی...

993
01:22:18,931 --> 01:22:20,764
‫این غذا رو براتون
‫آماده کردیم...

994
01:22:20,766 --> 01:22:23,700
‫تا نشون دهنده حسن ختام برای
‫سفری باشه که شما در پیش دارید.

995
01:22:23,702 --> 01:22:28,138
‫خب، ممنون بابت نادیده
‫گرفتن غضب من...

996
01:22:28,140 --> 01:22:31,742
‫- اصلا بهش فکر نکنید.
‫- خواستم بابت تمام این چیزا ازتون تشکر کنم.

997
01:22:31,744 --> 01:22:33,444
‫این مثل...

998
01:22:33,446 --> 01:22:36,280
‫این مثل بهترین وعده غذایی
‫هست که تا به حال دیدم.

999
01:22:36,282 --> 01:22:39,349
‫پس، "نوش جانتون". [به فرانسوی]

1000
01:22:40,552 --> 01:22:43,821
‫- بله.
‫- صبر کنین، صبر کنین یه لحظه.

1001
01:22:43,823 --> 01:22:45,889
‫باید دعا بخونیم.

1002
01:22:47,325 --> 01:22:49,426
‫خداوندگارا این غذا
‫را بر ما ببخشای...

1003
01:22:49,428 --> 01:22:52,763
‫و شکرگذاری ما رو برای نعمت
‫هایی که عطا کردی بپذیر.

1004
01:22:52,765 --> 01:22:54,131
‫آمین.

1005
01:22:54,133 --> 01:22:55,666
‫آمین.

1006
01:23:00,638 --> 01:23:03,407
‫میشه برام یکم شراب
‫بریزی، ماری؟ لطفا؟

1007
01:23:07,145 --> 01:23:08,712
‫ممنون.

1008
01:23:14,285 --> 01:23:16,153
‫- ممنون.
‫- خواهش میکنم.

1009
01:23:16,155 --> 01:23:18,121
‫دوشیزه اِیمی امروز
‫این قارچ هارو چیده.

1010
01:23:18,123 --> 01:23:20,324
‫- یکم میل دارید سرجوخه؟
‫- بله، البته.

1011
01:23:20,326 --> 01:23:21,758
‫من عاشق اینا هستم.

1012
01:23:34,205 --> 01:23:35,906
‫ممنونم، دوشیزه ماری.

1013
01:23:38,109 --> 01:23:39,576
‫دوشیزه مورو؟

1014
01:23:44,849 --> 01:23:48,452
‫دوشیزه اِدوینا، شما
‫قارچ دوست ندارید؟

1015
01:23:49,821 --> 01:23:53,023
‫بله، علاقه چندانی ندارم.

1016
01:23:53,025 --> 01:23:54,758
‫بسیار خب.

1017
01:24:02,133 --> 01:24:03,800
‫ممنون

1018
01:24:18,149 --> 01:24:19,716
‫خدای من!

1019
01:24:26,559 --> 01:24:28,825
‫دوشیزه ایمی شما خودتون
‫این قارچ ها رو چیدید؟

1020
01:24:31,362 --> 01:24:32,896
‫بسیار خوش مزه هستند.

1021
01:24:40,572 --> 01:24:43,373
‫من خیلی قرار نیست
‫اینجا بمونم...

1022
01:24:43,375 --> 01:24:45,776
‫اما، در مدتی که اینجا هستم...

1023
01:24:45,778 --> 01:24:48,078
‫تمام تلاشم رو میکنم
‫که برای شما...

1024
01:24:48,080 --> 01:24:50,814
‫حالتی رو فراهم کنم که تمام بد
‫اقبالی های من رو فراموش کنید.

1025
01:24:53,418 --> 01:24:55,586
‫دوشیزه آلیشیا...

1026
01:24:55,588 --> 01:24:58,422
‫بهمون بگید، قلاب‌دوزی
‫تون تا کجا پیش رفته؟

1027
01:24:58,424 --> 01:25:01,224
‫به خوبی پیش رفته.

1028
01:25:01,226 --> 01:25:04,962
‫واقعا باید بگم که اون رُز
‫ها دلربا به نظر میان.

1029
01:25:04,964 --> 01:25:06,597
‫و این گوشت بریده شده
‫کاملا سرخ و فریبندست.

1030
01:25:06,599 --> 01:25:09,433
‫همیشه یکی از مورد
‫علاقه هام بوده.

1031
01:25:20,812 --> 01:25:22,346
‫جان؟

1032
01:25:29,388 --> 01:25:31,054
‫نمیتونم نفس بکشم.

1033
01:25:31,056 --> 01:25:33,123
‫جان؟

1034
01:25:33,125 --> 01:25:34,925
‫چی شده؟

1035
01:25:34,927 --> 01:25:36,259
‫چی...

1036
01:25:41,432 --> 01:25:43,400
‫چی...

1037
01:25:43,402 --> 01:25:44,801
‫مشکل چیه؟

1038
01:25:54,979 --> 01:25:56,880
‫دوشیزه اِیمی؟

1039
01:26:36,688 --> 01:26:40,023
‫بخیه هات رو تو یه خط صاف
‫نگه‌دار، همون‌طوری که یادت دادم.

1040
01:26:43,461 --> 01:26:44,861
‫ادوینا.

1041
01:26:46,030 --> 01:26:47,464
‫اِدوینا...؟

1042
01:26:48,299 --> 01:26:50,100
‫بله دوشیزه مارتا؟

1043
01:26:56,040 --> 01:26:58,108
‫انقدر محکم هم نه
‫دوشیزه اِیمی...

1044
01:28:00,772 --> 01:28:01,972
‫آمین.

1045
01:28:03,452 --> 01:28:13,452
‫ترجمه و تنظیم:
‫<font color="#0080ff">Nima Sh & Sam</font>

1046
01:28:14,893 --> 01:28:21,893
‫<font color="#0080ff">** Telegram.me/Nima_Ph4 **</font>
‫<font color="#80ffff">** Telegram.me/Sa_mES **</font>

1047
01:28:22,998 --> 01:28:27,998
‫The Beguiled
‫Farsi/Persian Subtitle Ver 2.0
‫Synced for Bluray Version

1048
01:28:33,732 --> 01:28:37,132
!‫Hope You Enjoyed
‫;) Happy Filmming

