﻿1
00:00:13,443 --> 00:00:32,443
**ارائه شده توسط وبسایت پرشین تو مووی**

2
00:00:33,616 --> 00:00:36,553


3
00:01:03,713 --> 00:01:07,618


4
00:01:27,937 --> 00:01:32,276


5
00:01:34,678 --> 00:01:37,611
<i>چیزهای قشنگ برای فروش دارم</i>

6
00:01:37,613 --> 00:01:40,682
<i>هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار
چه به زبان پشتون چه فارسی دری </i>
(منظور اینه در قبال خوندن یا نوشتن نامه یا چیزای دیگه از مردم پول دریافت کنه!!چون اون زمان اکثرا خوندن و نوشتن بلد نبودن)

7
00:01:40,684 --> 00:01:43,518
- چیزهای قشنگ برای فروش دارم

8
00:01:43,520 --> 00:01:46,321
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

9
00:01:46,323 --> 00:01:49,660
به زبان پشتون یا فارسی دری. چیزهای قشنگ برای فروش دارم

10
00:01:55,931 --> 00:01:59,667
من دیدم که به یک زن جنس فروختی
من با چشمای خودم دیدمت

11
00:01:59,669 --> 00:02:01,369
...اوه!! نه من همچین کاری نکردم
!این کار رو کردی

12
00:02:01,371 --> 00:02:02,869
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

13
00:02:02,871 --> 00:02:06,741
زبان پشتون یا فارسی دری. چیزهای قشنگ برای فروش دارم

14
00:02:06,743 --> 00:02:08,545
پروانه

15
00:02:10,413 --> 00:02:12,613
این تنها چیز با ارزشی هست که برای ما باقی مونده

16
00:02:12,615 --> 00:02:16,550
من تا حالا نپوشیدمش
حتی یکبار هم

17
00:02:16,552 --> 00:02:18,985
کجا میخواستی بپوشی ش
پروانه؟

18
00:02:18,987 --> 00:02:22,690
- بیا درس خوندنت رو ادامه بدیم. باشه؟؟
- باشه بابا

19
00:02:22,692 --> 00:02:27,829
حالا درباره جاده ابریشم چی میتونی  بهم بگی؟؟

20
00:02:27,831 --> 00:02:29,566
جاده ابریشم

21
00:02:30,800 --> 00:02:34,338
بابا من چیزی درباره جاده ابریشم یادم نمیاد

22
00:02:35,137 --> 00:02:37,938
شاید اگه جاده ابریشم رو مثل یه قصه فرض کنیم بهتر یاد بگیری ش

23
00:02:37,940 --> 00:02:41,709
قصه ها در قلب ما باقی خواهند موند
حتی وقتی که همه چیز از دست رفته باشن

24
00:02:41,711 --> 00:02:45,545
مردم ما از ابتدا  از همون ابتدا همیشه قصه میگفتند

25
00:02:45,547 --> 00:02:47,784
زمانی که ما پارت بودیم
(پارت ها زمانی بر سرزمین پارس حکومت میکردند)
و خراسان بودیم

26
00:02:50,687 --> 00:02:54,454
[بابا] <i>یک سرزمین گسسته در چنگال کوه های هندوکش</i>

27
00:02:54,456 --> 00:02:58,658
<i>سوزانده شده توسط چشمان آتشین صحراهای شمالی</i>

28
00:02:58,660 --> 00:03:01,696
<i>زمین سنگی سیاه
در برابر قله های یخی </i>

29
00:03:01,698 --> 00:03:05,736
<i>سرزمین ما اسکلت های خشک شده هیولاها بود</i>

30
00:03:06,802 --> 00:03:08,468
ما آریانا بودیم

31
00:03:08,470 --> 00:03:10,940
<i>سرزمین نجابت و افتخار </i>

32
00:03:12,442 --> 00:03:15,143
<i>ما مسیری به همه جا بودیم</i>

33
00:03:15,145 --> 00:03:17,814
<i>خوبی ها  رو از شرق به غرب  میبردیم</i>

34
00:03:19,015 --> 00:03:20,680
<i>ما ستاره ها رو مطالعه میکردیم</i>

35
00:03:20,682 --> 00:03:23,884
<i>و متوجه نظم آنها در میان بی نظمی شدیم </i>

36
00:03:23,886 --> 00:03:27,954
<i>ما دانشمند بودیم
فیلسوف بودیم, و قصه گو بودیم </i>

37
00:03:27,956 --> 00:03:31,626
<i>به سوال ها پاسخ داده میشد و باز سوال های بیشتری می آمد </i>

38
00:03:31,628 --> 00:03:35,128
<i>ما متوجه جایگاهمان در هستی شدیم </i>

39
00:03:35,130 --> 00:03:38,833
<i>ولی ما در لبه امپراتوری هایی بودیم که با یا یکدیگر در جنگ بودند</i>

40
00:03:38,835 --> 00:03:41,668
<i>همینطور که مرز ها تغییر میکرد و باز دوباره تغییر میکرد</i>

41
00:03:41,670 --> 00:03:44,640
-
- <i>در طی هزاران سال </i>

42
00:03:45,874 --> 00:03:49,746
<i>یکی از این حاکمان قدرتمند کوروش کبیر پارس بود </i>

43
00:03:51,647 --> 00:03:54,550
<i>بعد اسکندر کبیر مقدونی بود</i>

44
00:03:55,184 --> 00:03:57,884
<i>بعد امپراتوری مائوریا آمد </i>

45
00:03:57,886 --> 00:03:59,821
<i>چنگیز خان</i>

46
00:03:59,823 --> 00:04:02,190
<i>و به همین ترتیب ادامه یافت </i>

47
00:04:02,192 --> 00:04:04,758
<i>هربار خونریزی بود</i>

48
00:04:04,760 --> 00:04:06,963
<i>و هر بار عده ای بازمانده </i>

49
00:04:08,063 --> 00:04:10,566
<i>الگویی که به صورت نا تمامی خودش را تکرار میکرد </i>

50
00:04:12,068 --> 00:04:14,134


51
00:04:14,136 --> 00:04:15,902
<i>پروانه ، وقتی من جوان بودم</i>

52
00:04:15,904 --> 00:04:19,907
<i>میدونستم صلح چه حسی داره
!!.همینجا تو همین شهر</i>

53
00:04:19,909 --> 00:04:24,078
<i>بچه ها به مدرسه میرفتند
زنان به دانشگاه میرفتند </i>

54
00:04:24,080 --> 00:04:26,881
<i>تمامی امپراتوری ها ما را فراموش کرده بودند</i>

55
00:04:26,883 --> 00:04:28,082
<i>حداقل برای یک مدت کوتاهی </i>

56
00:04:28,084 --> 00:04:29,684


57
00:04:29,686 --> 00:04:31,686
- <i>ولی اون صلح خیلی طول نکشید </i>

58
00:04:31,688 --> 00:04:34,554
<i>زمین زیر پای ما سست شد</i>

59
00:04:34,556 --> 00:04:36,890
<i>همیشه نامعلوم بود همه چیز(اشاره به جنگ های داخلی و خارجی)</i>

60
00:04:36,892 --> 00:04:40,126
<i>ابتدا یک کودتا شکل گرفت
بعد یک هجوم خارجی</i>

61
00:04:40,128 --> 00:04:41,831
<i>و بعد یک جنگ داخلی</i>

62
00:04:42,998 --> 00:04:44,564
<i>در اون هرج و مرج</i>

63
00:04:44,566 --> 00:04:47,703
<i>بعضی دنباله رو افرادی شدند که فکر میکردند اون افراد شاید بتونن نظم رو برگردونند </i>

64
00:04:49,072 --> 00:04:50,737
<i>ولی این دنباله روی یک بهای سنگینی داشت </i>

65
00:04:50,739 --> 00:04:54,107
ما تصمیم گرفتیم یک جایگاه مخصوصی برای زنان قائل باشیم

66
00:04:54,109 --> 00:04:58,212
زنان نباید بیرون از خانه بروند و توجه بقیه رو جلب کنند

67
00:04:58,214 --> 00:05:02,749
اگر زنی خودش را به نمایش بگذارد اون زن توسط شریعت اسلامی لعنت خواهد شد

68
00:05:02,751 --> 00:05:05,152
و نباید انتظار داشته باشه که به بهشت بره

69
00:05:05,154 --> 00:05:07,722
همه چیز عوض شد ،
پروانه

70
00:05:07,724 --> 00:05:09,827
قصه ها یاد آور اون چیز ها هستند برای ما

71
00:05:13,762 --> 00:05:16,864
پروانه ، اصلا گوش میدادی؟؟

72
00:05:16,866 --> 00:05:18,131
آره ، بابا

73
00:05:18,133 --> 00:05:22,003
چرا درباره اجداد عشایرمون و تپه های پر از طلا شون

74
00:05:22,005 --> 00:05:24,541
به من چیزی نمیگی؟؟

75
00:05:25,275 --> 00:05:26,907
خب؟؟

76
00:05:26,909 --> 00:05:28,678
دو هزار سال قبل

77
00:05:29,611 --> 00:05:32,748
- خب؟
... دو هزار سال قبل

78
00:05:33,782 --> 00:05:36,883
<i>یک شاهدخت باختری وجود داشت</i>

79
00:05:36,885 --> 00:05:39,320
<i>که تاجی داشت</i>

80
00:05:39,322 --> 00:05:41,289
<i>و؟؟</i>

81
00:05:41,291 --> 00:05:43,157
<i>..و/</i>
- <i>پروانه</i>

82
00:05:43,159 --> 00:05:45,626
دور شو
از وسائلم دور شو

83
00:05:45,628 --> 00:05:48,895
برو اونور برو اونور سگ احمق

84
00:05:48,897 --> 00:05:51,832
هی ، تو!! فکر کردی داری چیکار میکنی؟؟

85
00:05:51,834 --> 00:05:53,099
چرا این دختر داره داد میزنه؟؟

86
00:05:53,101 --> 00:05:55,335
اون فقط یه بچه ست
اون هیچ منظوری نداشت

87
00:05:55,337 --> 00:05:57,104
اون داره توجه ها رو به سمت خودش جلب میکنه

88
00:05:57,106 --> 00:05:59,674
اون باید توی خونه باشه ، نه اینکه توی بازار خودش رو به نمایش بگذاره

89
00:05:59,676 --> 00:06:03,010
من غیر از یک نوزاد هیچ پسری تو خونه ندارم
من نیاز دارم تا دخترم بهم کمک کنه

90
00:06:03,012 --> 00:06:04,679
!!وقتی داریم باهات حرف میزنیم وایستا
...من یک

91
00:06:04,681 --> 00:06:05,983
!!گفتم پاشو وایستا

92
00:06:08,585 --> 00:06:10,120


93
00:06:12,722 --> 00:06:14,854
- من تو رو میشناسم
- بله ، ادریس

94
00:06:14,856 --> 00:06:17,090
من یه زمانی معلم تو بودم
تو یه دانش آموز خوب بودی

95
00:06:17,092 --> 00:06:19,994
تو وقتم رو هدر دادی, چیزایی بهم یاد دادی که هیچ ارزشی نداشتند

96
00:06:19,996 --> 00:06:23,631
!!.من به طالبان ملحق شدم و الان با دشمنان اسلام میجنگم

97
00:06:23,633 --> 00:06:28,201
!!خب ، اگه من یک دشمنم ، پس خدا یک پای من رو به خاطر گناهانم ازم گرفته

98
00:06:28,203 --> 00:06:30,071
داری منو مسخره میکنی
پیرمرد؟؟

99
00:06:30,073 --> 00:06:33,708
من پام رو تو جنگ از دست دادم
جنگی که ما با هم جنگیدیم

100
00:06:33,710 --> 00:06:35,876
- این دختر چند سالشه؟؟
- ادریس

101
00:06:35,878 --> 00:06:37,845
- اون بچه ست.
- اون به اندازه کافی بزرگ هست تا ازدواج کنه

102
00:06:37,847 --> 00:06:39,679
من چند وقت دیگه دنبال یک همسر برای ازدواج هستم

103
00:06:39,681 --> 00:06:41,681
دخترم در حال حاضر قولش رو به کسی دیگه دادیم

104
00:06:41,683 --> 00:06:43,383
!!خب ، اون باید خودش رو به صورت مناسب بپوشونه

105
00:06:43,385 --> 00:06:45,785
- !!شاید تو باید دست از نگاه کردن بهش برداری
- چی گفتی بهم؟؟

106
00:06:45,787 --> 00:06:47,955
گفتم اینقدر به دخترم نگاه نکن

107
00:06:47,957 --> 00:06:49,823
- !!من میتونم تو رو بکشم
- ادریس.

108
00:06:49,825 --> 00:06:52,025
- مواظب حرف زدنت باش
- بسه دیگه !! بیا بریم

109
00:06:52,027 --> 00:06:54,729


110
00:06:54,731 --> 00:06:56,364
تو خوبی؟؟

111
00:06:56,366 --> 00:06:58,198
بله ، بابا

112
00:06:58,200 --> 00:06:59,736
!!دخترکم

113
00:07:00,236 --> 00:07:01,837
بیا دیگه الان بریم خونه

114
00:07:15,318 --> 00:07:17,318


115
00:07:17,320 --> 00:07:18,956
پروانه؟

116
00:07:20,123 --> 00:07:23,224
تو به اون پسره گفتی من رو به کسی قول دادی

117
00:07:23,226 --> 00:07:25,059
من قراره ازدواج کنم؟

118
00:07:25,061 --> 00:07:27,861
البته که نه
!!تو هنوز بچه ای

119
00:07:27,863 --> 00:07:30,263
من میخوام که تو بازی کنی و قصه بگی

120
00:07:30,265 --> 00:07:32,133
من برای همچین چیزایی دیگه خیلی بزرگ شدم

121
00:07:32,135 --> 00:07:35,236
برای قصه گفتن خیلی بزرگ شدی؟؟
تو همیشه عاشق قصه گفتن بودی که

122
00:07:35,238 --> 00:07:37,174
چه فایده؟؟

123
00:07:49,152 --> 00:07:51,986
من با مامان جان حرف میزنم و همه چیز رو رو به راه میکنم

124
00:07:51,988 --> 00:07:53,720
خواهش میکنم چیزی درباره لباس نگو

125
00:07:53,722 --> 00:07:57,960


126
00:07:58,995 --> 00:08:01,895
خب پس هیچ وقت من نمیتونم آخرش رو بشنوم

127
00:08:01,897 --> 00:08:04,231
- آخر چی رو؟؟
- هیچی مامان جان

128
00:08:04,233 --> 00:08:06,866
!![بابا] ما لباس قشنگ پروانه رو نمیفروشیم

129
00:08:06,868 --> 00:08:09,369
!!.بابا, من منظورم این نبود

130
00:08:09,371 --> 00:08:11,438
ما پول لازم داریم
بابا

131
00:08:11,440 --> 00:08:15,241
میتونیم کمی دیگه هم صبر کنیم. فکر میکنم
اوضاع و خرید فروشمون بهتر بشه

132
00:08:15,243 --> 00:08:18,311
اگر اوضاع بهتر شد, اونوقت ما مجبور نیستیم اون لباس رو بفروشیم، حتما

133
00:08:18,313 --> 00:08:22,117
ولی خب آسمون بلنده و زمین هم سفته
ما مجبوریم به زودی اون رو بفروشیم

134
00:08:23,149 --> 00:08:24,184
خب ، نظرتون درباره یه قصه کوچیک قبل از شام چیه؟؟

135
00:08:24,186 --> 00:08:27,787
و برای حداقل مدتی از فکر لباس هم میایم بیرون

136
00:08:27,789 --> 00:08:30,357
!!شاید پروانه بخواد چیزی برای ما بخونه

137
00:08:30,359 --> 00:08:33,060
الان نه مامان جان.
من خسته م.

138
00:08:33,062 --> 00:08:35,930
اون بهم میگه دیگه بچه نیست

139
00:08:35,932 --> 00:08:38,199
برا همین دیگه قصه دوست نداره

140
00:08:38,201 --> 00:08:41,801
دخترک ناز من اینقد برای بزرگ شدن عجله نداشته باش

141
00:08:41,803 --> 00:08:44,171
شاید بزرگ شدن،  اونجوری که انتظار داشته باشی نباشه

142
00:08:44,173 --> 00:08:47,441
آب نداریم ، امروز صبح به اندازه کافی آب نیاوردی

143
00:08:47,443 --> 00:08:49,375
ولی یه نصف سطل دم در هست

144
00:08:49,377 --> 00:08:53,480
وقتی من بچه بودم و آب میاوردم هیچ وقت سطل خالی نمیموند

145
00:08:53,482 --> 00:08:55,349
- هی
- [مادر] دخترا بسه دیگه.

146
00:08:55,351 --> 00:08:58,418
- ...یا بعد از شام برو اب بیار

147
00:08:58,420 --> 00:09:00,921
یا میتونی کهنه کثیف زکی رو بشوری

148
00:09:00,923 --> 00:09:03,456
- چطوری؟
- بهترم

149
00:09:03,458 --> 00:09:04,925
الان که هستی بهترم.

150
00:09:04,927 --> 00:09:10,064
شاید اگه تو اینقد موهات رو نشوری اینقد زود آب تموم نشه

151
00:09:10,066 --> 00:09:12,999
- پروانه
- [بابا] باید کمی احترام بذاری

152
00:09:13,001 --> 00:09:15,802
چرا غذا نمیخوری
هوم؟

153
00:09:15,804 --> 00:09:20,043
- همه چیز بهتر میشه وقتی شکمت پر باشه
- چشم مادر

154
00:09:25,814 --> 00:09:28,851


155
00:09:30,986 --> 00:09:33,387
زکی زکی صبر کن تا من آستینتو بدم بالا

156
00:09:33,389 --> 00:09:34,989
نه ، ماما جان

157
00:09:34,991 --> 00:09:37,992
- بیا . بفرما
-

158
00:09:37,994 --> 00:09:42,128
همه کشمش ها رو نخور پروانه
بذارشون برای زکی

159
00:09:42,130 --> 00:09:45,465
چرا تو اون کشمش بزرگ توی لقمه ت رو نمیدی بهش؟؟

160
00:09:45,467 --> 00:09:47,835
اوه ولی اون کشمش نیست

161
00:09:47,837 --> 00:09:49,939
اون یه خال سیاه مویی هستش

162
00:09:50,807 --> 00:09:53,342
پروانه از ثریا معذرت خواهی کن

163
00:09:57,145 --> 00:09:58,781
پروانه؟؟

164
00:10:02,518 --> 00:10:04,884


165
00:10:04,886 --> 00:10:07,153
[ادریس]
اون اینجاست من دیدمش

166
00:10:07,155 --> 00:10:08,922
- ...اگه یه زن حضور داره
- بابا?

167
00:10:08,924 --> 00:10:10,794
خودت رو همین الان بپوشون

168
00:10:12,895 --> 00:10:15,128
این همون مرده
دشمن اسلام

169
00:10:15,130 --> 00:10:18,398
اون کتاب های ممنوعه داره ، و به زن ها توسط اون کتاب ها درس میده

170
00:10:18,400 --> 00:10:20,301
- ولمون کن
- اون کاری نکرده

171
00:10:20,303 --> 00:10:25,205
- نور الله علی زی تو باید با ما بیای

172
00:10:25,207 --> 00:10:26,574
بابا

173
00:10:26,576 --> 00:10:29,143
- شما نمیتونید اونو ببرید
- بابا

174
00:10:29,145 --> 00:10:31,277
- بابا جان

175
00:10:31,279 --> 00:10:33,379


176
00:10:33,381 --> 00:10:35,215
اونو کجا میبرن؟؟

177
00:10:35,217 --> 00:10:37,218
به زندان

178
00:10:37,220 --> 00:10:40,123
اونا توی پل چرخی درس خوبی بهش میدن

179
00:10:41,189 --> 00:10:43,224
- بابا!!

180
00:10:43,226 --> 00:10:44,892
بابا

181
00:10:44,894 --> 00:10:46,527


182
00:10:46,529 --> 00:10:48,331


183
00:11:06,515 --> 00:11:10,484
ماما جان
میتونم لامپ رو روشن کنم؟؟

184
00:11:10,486 --> 00:11:13,921
هیشش پروانه ، زکی رو بیدار میکنی

185
00:11:13,923 --> 00:11:15,889
ولی اگه اونا بابا رو ول کنن

186
00:11:15,891 --> 00:11:18,658
اونوقت باید چراغا روشن باشه تا بابا بتونه خونه رو ببینه

187
00:11:18,660 --> 00:11:22,198
چجوری میتونه بیاد خونه ، اون حتی عصاش رو هم با خودش نبرده تا بتونه راه بره

188
00:11:24,634 --> 00:11:27,368
برو بخواب
همه چیز بخیر میشه

189
00:11:27,370 --> 00:11:30,370
از کجا میدونی ماما جان؟
از کجا میدونی؟؟

190
00:11:30,372 --> 00:11:34,044
ساکت باش پروانه
اون به اندازه کافی نگرانی داره

191
00:11:42,518 --> 00:11:45,451


192
00:11:45,453 --> 00:11:47,388
هی
زکی بس کن

193
00:11:47,390 --> 00:11:48,989


194
00:11:48,991 --> 00:11:50,990
بلند شو پروانه ، بازیگوشی بسه

195
00:11:50,992 --> 00:11:52,558
چرا؟
چه خبره؟

196
00:11:52,560 --> 00:11:54,228
من و تو میریم تا بابا رو پیدا کنیم

197
00:11:54,230 --> 00:11:58,132
اون پسره گفت بابا رو میبرن پل چرخی
خب ما هم میریم همونجا دنبالش

198
00:11:58,134 --> 00:12:00,033
ولی ما نمیتونیم بریم بیرون
بدون بابا.

199
00:12:00,035 --> 00:12:02,136
ثریا داره یک نامه مینویسه برای فرمانده زندان

200
00:12:02,138 --> 00:12:04,504
برای اعتراض به دستگیری نور الله
و درخواست آزادی ش رو میکنه

201
00:12:04,506 --> 00:12:07,474
- حداقل میتونم اون نامه رو بهشون بدم
- ماما جان. این ممنوعه

202
00:12:07,476 --> 00:12:10,677
چیزی مون نمیشه اگه توجهی رو به سمت خودمون جلب نکنیم

203
00:12:10,679 --> 00:12:12,479
- ...ولی ما نمیتونیم
- زود باش پروانه

204
00:12:12,481 --> 00:12:15,284
عصای کمکی بابات رو هم بیار
باید بریم

205
00:12:22,725 --> 00:12:24,159


206
00:12:25,294 --> 00:12:27,029
ماما

207
00:12:47,382 --> 00:12:49,248
هی

208
00:12:49,250 --> 00:12:51,187
هی ، تو

209
00:12:53,555 --> 00:12:56,356
سلام،.میتونی  راه پل چرخی رو بهمون نشون بدی؟؟

210
00:12:56,358 --> 00:13:00,661
سلام ، آه ، به سمت شرقه
از رودخونه بگذرید

211
00:13:00,663 --> 00:13:03,162
- ولی خیلی دوره
- ممنون ، اقا.

212
00:13:03,164 --> 00:13:06,403
گوش کن.از سمت شهر قدیمی برید وگرنه دستگیر میشید

213
00:13:21,049 --> 00:13:23,050


214
00:13:23,052 --> 00:13:26,356


215
00:13:27,490 --> 00:13:30,190
-
- تو چرا تنهایی بیرونی؟؟

216
00:13:30,192 --> 00:13:32,125
- شوهرت کجاست
- من چاره ای نداشتم

217
00:13:32,127 --> 00:13:35,061
حق ندارید بیرون باشید بدون شوهر یا برادرت

218
00:13:35,063 --> 00:13:37,096
- ببخشید ، میدونم
- میفهمی؟

219
00:13:37,098 --> 00:13:40,167
- من یه نامه اعتراضی به دستگیری شوهرم رو دارم میبرم
- برو خونه

220
00:13:40,169 --> 00:13:41,667
- نه
- منظورت چیه که نه؟

221
00:13:41,669 --> 00:13:43,402
این نور الله علی زاده ست
شوهرم.

222
00:13:43,404 --> 00:13:46,105
- اون دیشب دستگیر شد بدون هیچ اتهامی علیه ش
- عکس ها هم ممنوع هستن

223
00:13:46,107 --> 00:13:49,542
- من کسی رو تو خونه ندارم
- چی کار داری میکنی؟ به من عکس نشون میدی؟

224
00:13:49,544 --> 00:13:53,047
- تنهایی بیرون از اینجا! برو خونه
- جز بچه ها کسی توی خونه نیست

225
00:13:53,049 --> 00:13:57,453
تو هیچ کاری اینجا نداری.برو خونه
همین الان

226
00:13:58,687 --> 00:14:00,557
تو الان دنبال دردسر میگردی

227
00:14:09,631 --> 00:14:12,266
تو داری به شوهرت توهین میکنی
به قومت توهین میکنی

228
00:14:12,268 --> 00:14:14,401
من باید بفهمم چه اتفاقی براش افتاده

229
00:14:14,403 --> 00:14:18,074
-
- خفه شو

230
00:14:19,775 --> 00:14:23,013


231
00:14:32,454 --> 00:14:35,455
رفتن به زندان هیچ چیزی رو عوض نمیکنه

232
00:14:35,457 --> 00:14:38,258
-
- اگه یه دردسر دیگه ای مثل این درست کنی

233
00:14:38,260 --> 00:14:42,128
شوهرت به شدت به خاطر این گستاخی تو مجازات میشه

234
00:14:42,130 --> 00:14:46,068
و اگه یه بار دیگه تو رو تنهایی ببینم اینجا دستگیرت میکنم

235
00:14:46,769 --> 00:14:48,303
حالا برو

236
00:14:50,106 --> 00:14:52,572


237
00:14:52,574 --> 00:14:54,474


238
00:14:54,476 --> 00:14:56,343
ماما جان

239
00:14:56,345 --> 00:14:58,314
منو ببر خونه

240
00:14:59,682 --> 00:15:02,318


241
00:15:30,478 --> 00:15:32,581


242
00:15:37,153 --> 00:15:38,421


243
00:16:04,746 --> 00:16:06,446
- بیشتر
- هیشش

244
00:16:06,448 --> 00:16:09,248
برو آب بیار پروانه ، هیچی نداریم

245
00:16:09,250 --> 00:16:11,621
- بیا

246
00:16:40,915 --> 00:16:43,218
برو بیرون

247
00:16:44,352 --> 00:16:46,555
میخوای چیکار کنی؟

248
00:16:47,555 --> 00:16:49,558
برو بیرون از اینجا
اونا میبیننت

249
00:16:50,458 --> 00:16:52,258
هی ، وایستا

250
00:16:52,260 --> 00:16:54,630
وقتی بهت میگم وایستا

251
00:16:59,735 --> 00:17:01,538
از این طرف

252
00:17:03,005 --> 00:17:05,272
وایستا

253
00:17:05,274 --> 00:17:06,872
شما پسرا کجا میرید؟

254
00:17:06,874 --> 00:17:08,577
دیدی؟
دیدی؟

255
00:17:10,478 --> 00:17:12,446
- هی ! تو دختر
- هی

256
00:17:12,448 --> 00:17:14,583
- بیا
- ولش کن

257
00:17:19,287 --> 00:17:21,955
پرونه ، این فقط یه نصف سطله که.

258
00:17:21,957 --> 00:17:23,823
این همه راهو رفتی نتونستی همه شون رو پر کنی؟؟

259
00:17:23,825 --> 00:17:27,494
زکی ، هیشش بیدارش نکن

260
00:17:27,496 --> 00:17:30,796
هیشش زکی
ماما جان!

261
00:17:30,798 --> 00:17:32,733
هیشش
آرومش کن

262
00:17:32,735 --> 00:17:34,400
ماما جان

263
00:17:34,402 --> 00:17:35,936
یه قصه براش بگو

264
00:17:35,938 --> 00:17:37,571
..ماما

265
00:17:37,573 --> 00:17:40,307
در زمان های خیلی قدیم

266
00:17:40,309 --> 00:17:43,909
یک روستای کوچیکی تو پای کوه های هندوکش بود

267
00:17:43,911 --> 00:17:46,812
- ماما جان رو میخوام
- هییشش گوش کن

268
00:17:46,814 --> 00:17:51,284
روستایی ها با هم هماهنگ شده بودن تا بذر های گرانبها رو جمع کنن

269
00:17:51,286 --> 00:17:55,688
و خب اونجا رقصیدن و آواز خوندن و
خندیدن و خوردن هم بود

270
00:17:55,690 --> 00:17:57,890
همه خوشحال بودن

271
00:17:57,892 --> 00:17:59,892
<i>مخصوصا یک پسر</i>

272
00:17:59,894 --> 00:18:03,929
<i>که بیشتر از هر کس دیگه ای  رقصید و آواز خوند و خندید و غذا خورد</i>

273
00:18:03,931 --> 00:18:06,800


274
00:18:06,802 --> 00:18:09,304


275
00:18:19,081 --> 00:18:23,716
<i>وقتی که روستاییها مشغول رقصیدن و آواز خوندن
و خندیدن غذا خوردن بودن</i>

276
00:18:23,718 --> 00:18:24,853
<i>هیولاها اومدن</i>

277
00:18:26,988 --> 00:18:29,858


278
00:18:32,460 --> 00:18:35,631
<i>هیولاها الاغ ها رو ترسوندن و درخت ها رو خوردن</i>

279
00:18:39,802 --> 00:18:42,869
<i>اونها بیشتر چیز های با ارزش رو در کل روستا دزدیدن</i>

280
00:18:42,871 --> 00:18:44,503


281
00:18:44,505 --> 00:18:46,342
<i>بذر هایی که برای محصول سال بعد بودن رو دزدیدند</i>

282
00:18:49,812 --> 00:18:53,612
<i>بعد اونها فرار کردند به سمت کوه های هندو کش
...جایی که اربابشون اونجا قرار داشت</i>

283
00:18:53,614 --> 00:18:57,484
<i>پادشاه فیل مخوف که دو میخ آهنی بزرگ به جای عاج داشت</i>

284
00:18:57,486 --> 00:19:00,853
- <i>غووووووور</i>

285
00:19:00,855 --> 00:19:04,523
!!غوووووووور !! غووووووووور

286
00:19:04,525 --> 00:19:06,827
!!  غووووووووور

287
00:19:06,829 --> 00:19:08,695


288
00:19:08,697 --> 00:19:10,332
ماما جان

289
00:19:10,966 --> 00:19:13,770


290
00:19:17,773 --> 00:19:20,842


291
00:19:34,089 --> 00:19:36,592


292
00:19:38,861 --> 00:19:43,466
لطفا غذا بخور ماما جان
وقتی شکمت پر باشه بهتر میشی

293
00:19:50,773 --> 00:19:52,408


294
00:20:02,418 --> 00:20:05,418
دیگه غذایی برامون نمونده

295
00:20:05,420 --> 00:20:07,622
من میرم مغازه

296
00:20:12,494 --> 00:20:15,531


297
00:20:18,766 --> 00:20:21,437
- سلام.
- سلام دوازده تا پرتقال لطفا

298
00:20:22,036 --> 00:20:23,639
100 افغانی

299
00:20:24,806 --> 00:20:26,375
ممنون

300
00:20:28,709 --> 00:20:32,212
سلام شش تا سیب چقدر میشه؟

301
00:20:32,214 --> 00:20:34,613
سلام بچه ، من نمیتونم بهت جنس بفروشم

302
00:20:34,615 --> 00:20:36,949
ولی آقا خواهش میکنم میشه من شش تا سیب داشته باشم

303
00:20:36,951 --> 00:20:40,719
- برو بابات رو بیار تا برات غذا بخره
- پدر من دستگیر شده

304
00:20:40,721 --> 00:20:42,924
متاسفم ، شاید اگه بعدا بیای بتونم بهت بدم

305
00:20:48,229 --> 00:20:50,533


306
00:21:01,209 --> 00:21:03,678


307
00:21:06,648 --> 00:21:08,782
واقعا دزدیده شده
ولی میدونی

308
00:21:08,784 --> 00:21:12,455
سلام میتونم یک کیلو برنج بخرم؟

309
00:21:14,022 --> 00:21:16,156
- سلام
- هی تو

310
00:21:16,158 --> 00:21:18,023
دختر

311
00:21:18,025 --> 00:21:19,461
!!هی وایستا

312
00:21:22,531 --> 00:21:24,000
وقتی بهت میگم وایستا

313
00:21:27,201 --> 00:21:29,704


314
00:21:32,240 --> 00:21:34,443
!!برو ! برو خونه

315
00:21:37,246 --> 00:21:38,778
[پروانه]
من کیفو پرت کردم

316
00:21:38,780 --> 00:21:40,546
- هیشش.
- من پولو گم کردم

317
00:21:40,548 --> 00:21:42,749
- سرتو بالا نگه دار
- میتونم برم آب بیارم ولی

318
00:21:42,751 --> 00:21:44,821
نگرانش نباش الان

319
00:21:45,720 --> 00:21:47,853
من یه تیکه نان برات نگه داشتم

320
00:21:47,855 --> 00:21:51,493
من برات گرمش کردم و الان تازه و خوبه!! باشه؟؟

321
00:22:12,747 --> 00:22:15,749
- [پروانه] چیکار باید بکنیم؟؟
- نمیدونم

322
00:22:15,751 --> 00:22:18,984
شاید اگه صبح زود برم قبل از اینکه بازار شلوغ بشه

323
00:22:18,986 --> 00:22:20,753
فایده نداره
پروانه

324
00:22:20,755 --> 00:22:24,291
فروشنده های مغازه واسه فروختن جنس به تو ریسک نمیکنن تا به دردسر بیفتن

325
00:22:24,293 --> 00:22:26,892
ماما جان یه پسر عمو تو مزار شریف داره

326
00:22:26,894 --> 00:22:28,994
من میتونم برای اونا نامه بنویسم تا کمکمون کنن

327
00:22:28,996 --> 00:22:33,567
!!ولی ما تاحالا حتی ندیدیمشون
از کجا میدونی که کمکمون میکنن؟؟

328
00:22:33,569 --> 00:22:35,037
ما الان غذا لازم داریم

329
00:24:20,842 --> 00:24:22,775
اینا لباسای برادرت بود

330
00:24:22,777 --> 00:24:25,981
کمی بهت بزرگه ولی میتونیم درستش کنیم

331
00:24:27,381 --> 00:24:30,215
شبیه پسرا شدم؟؟

332
00:24:30,217 --> 00:24:32,952
!!شبیه سلیمان شدی

333
00:24:32,954 --> 00:24:35,155
- خیلی شبیه ش شدی
- ماما جان

334
00:24:35,157 --> 00:24:37,756
چقد پسر خوبی بود

335
00:24:37,758 --> 00:24:41,026
خیلی بزرگتر از الانی که هستی نبود

336
00:24:41,028 --> 00:24:42,130
هیششش

337
00:24:43,364 --> 00:24:45,365
مشکلی نیست ماما جان

338
00:24:45,367 --> 00:24:48,901
پروانه میره به مغازه برای غذا و آب

339
00:24:48,903 --> 00:24:51,906
این تنها راهشه
هیچ راهی برامون نمونده

340
00:25:09,858 --> 00:25:12,224


341
00:25:12,226 --> 00:25:15,462
ولی این آب میوه ها گرم ن
من آب میوه گرم نمیخوام

342
00:25:15,464 --> 00:25:18,134


343
00:25:27,109 --> 00:25:29,278


344
00:25:41,957 --> 00:25:45,058
-..آره این چیزیه که گفتم ، ولی میدونی

345
00:25:45,060 --> 00:25:47,359
!!سلام ! سلام

346
00:25:47,361 --> 00:25:49,161
ببخشید ، سلام!

347
00:25:49,163 --> 00:25:51,898
!سلام ! سلام
بیا تو پسر

348
00:25:51,900 --> 00:25:55,071
- من که قرار نیست بیام اونجا تحویلت بدم؟ درسته؟
-

349
00:25:57,238 --> 00:26:00,042
میدونی که چجوریه درسته؟

350
00:26:02,244 --> 00:26:04,310
خب ! بذار بشنویمش

351
00:26:04,312 --> 00:26:09,185
من یک کیلو برنج میخوام ، نیم کیلو عدس میخوام
کمی هم کشمش میخوام

352
00:26:10,418 --> 00:26:12,051
یه کمی؟

353
00:26:12,053 --> 00:26:14,419
من باید خودم حدس بزنم که چقد میخوای؟

354
00:26:14,421 --> 00:26:16,121
- بله

355
00:26:16,123 --> 00:26:19,058
این یکی خیلی مشخص نبود!

356
00:26:19,060 --> 00:26:23,396
از آهن ضعیف شمشیر تیز درست نمیشه

357
00:26:23,398 --> 00:26:25,965
نگاه کن نیششو باز کرده

358
00:26:25,967 --> 00:26:29,468
بچه کوچیک نمیدونه که سر چی داریم دستش میندازیم

359
00:26:29,470 --> 00:26:32,006
ممنون
ممنونم خیلی ممنون

360
00:26:53,061 --> 00:26:55,160
داری چایی رو میریزی

361
00:26:55,162 --> 00:26:56,832
ببخشید عمو

362
00:27:04,171 --> 00:27:06,406
کی هستی؟؟ چرا زل زده بودی به من؟؟

363
00:27:06,408 --> 00:27:07,907
- اسمت چیه؟
- اسم من؟

364
00:27:07,909 --> 00:27:10,275
- من تو از یه جایی میشناسم
- ..نه... نمیشناسی

365
00:27:10,277 --> 00:27:13,378
- چیچی؟؟
- ..تو منو نمیشناسی

366
00:27:13,380 --> 00:27:15,180
- میشناسمت
- !!نه

367
00:27:15,182 --> 00:27:17,951
- !!من میشناسم تو رو !! تو پروانه ای
- نه نیستم

368
00:27:17,953 --> 00:27:20,356
من شاذیه م!! یادت میاد؟؟
از مدرسه

369
00:27:21,857 --> 00:27:25,058
- شاذیه؟
- اون موقع ها موهای بلند داشتم!! تو هم داشتی

370
00:27:25,060 --> 00:27:27,260
- دلاور
- به هیچکی نگو

371
00:27:27,262 --> 00:27:28,798
بیا اینم کلاهت

372
00:27:30,064 --> 00:27:31,865
تو یه اسم پسرونه لازم داری

373
00:27:31,867 --> 00:27:34,434
تا دفعه بعدی که کسی ازت اسمتو پرسید مردد نباشی

374
00:27:34,436 --> 00:27:36,301
من الان دلاورم

375
00:27:36,303 --> 00:27:37,936
یعنی شجاع

376
00:27:37,938 --> 00:27:40,305
- کجایی؟
- من ، من باید برم

377
00:27:40,307 --> 00:27:42,410
خوشحال شدم دیدمت

378
00:27:44,144 --> 00:27:45,948
دلاور

379
00:27:46,648 --> 00:27:48,615
ماما جان لطفا بشین

380
00:27:48,617 --> 00:27:53,186
- الان نزدیک به حکومت نظامیه !!اگه برنگرده چی؟
- ...اون حالش خوبه ! من

381
00:27:53,188 --> 00:27:54,520
کی گرسنه س؟؟

382
00:27:54,522 --> 00:27:57,090
پروانه

383
00:27:57,092 --> 00:27:59,324
خدا را شکر که تو رو بهم برگردوند

384
00:27:59,326 --> 00:28:02,896
ماما جان داری نان رو له میکنی

385
00:28:02,898 --> 00:28:04,967
چه بوی خوبی داره این نان پروانه

386
00:28:10,237 --> 00:28:12,272


387
00:28:12,274 --> 00:28:13,976
زکی

388
00:28:18,380 --> 00:28:20,315
منم!! ببین

389
00:28:22,150 --> 00:28:24,986
من اینا رو مخصوص واسه تو آوردم

390
00:28:27,988 --> 00:28:30,956
- پروانه؟

391
00:28:30,958 --> 00:28:33,059
اگه بری بیرون و آب بیاری

392
00:28:33,061 --> 00:28:35,261
زکی تا موقع برگشتنت بهت عادت میکنه

393
00:28:35,263 --> 00:28:37,429
- ولی من خسته م
- پروانه ! زود باش

394
00:28:37,431 --> 00:28:39,131
الان دیگه تقریبا ساعت خاموشی شروع میشه

395
00:28:39,133 --> 00:28:43,005


396
00:29:06,995 --> 00:29:09,231
خیلی شبیه اونی

397
00:29:10,098 --> 00:29:11,630
برو لباس های سلیمان رو عوض کن از تنت در بیار

398
00:29:11,632 --> 00:29:13,433
میزنی کثیفشون میکنی

399
00:29:13,435 --> 00:29:15,236
همین الان هم کثیفن

400
00:29:23,143 --> 00:29:25,410
فیل

401
00:29:25,412 --> 00:29:27,280
-چی؟

402
00:29:27,282 --> 00:29:30,582
اون میخواد قصه ت رو درباره فیل ادامه بدی

403
00:29:30,584 --> 00:29:32,584
فیل

404
00:29:32,586 --> 00:29:34,323
،...خب

405
00:29:35,323 --> 00:29:36,555
در روستا،

406
00:29:36,557 --> 00:29:38,992
زیر کوهستان های هندوکوش

407
00:29:38,994 --> 00:29:41,530
روستایی های بیچاره گریه میکردند و اشک غم میریختند

408
00:29:42,464 --> 00:29:43,897


409
00:29:43,899 --> 00:29:48,333
<i>اونا نمیدونستن که بدون کیسه ارزشمند بذر هاشون چیکار کنن</i>

410
00:29:48,335 --> 00:29:51,103
<i>اونها چیزی برای کاشتن تو بهار نداشتن</i>

411
00:29:51,105 --> 00:29:53,372
<i>و چیزی هم برای خوردن تو زمستون بعدی نداشتن</i>

412
00:29:53,374 --> 00:29:57,209
<i>اما پسر گریه نکرد و اشک غم نریخت</i>

413
00:29:57,211 --> 00:29:59,411
<i>...اون به سمت کوه نگاه کرد و فریاد زد</i>

414
00:29:59,413 --> 00:30:01,680
من از تو نمیترسم

415
00:30:01,682 --> 00:30:05,385
پادشاه فیل بزرگ و عاج دار و بد

416
00:30:05,387 --> 00:30:08,557


417
00:30:11,426 --> 00:30:15,128
<i>خب ، شاید اون کمی ترسیده بود</i>

418
00:30:15,130 --> 00:30:18,697
<i>:اون به روستایی هایی که داشتن اشک غم میریختند گفت</i>

419
00:30:18,699 --> 00:30:22,234
<i>که اون قبل از بهار کیسه بذر ها رو برمیگردونه</i>

420
00:30:22,236 --> 00:30:25,103
من حتما کیسه بذر ها رو قبل از بهار برمیگردونم

421
00:30:25,105 --> 00:30:27,607
- <i>ولی اونا خندیدن</i>

422
00:30:27,609 --> 00:30:31,744
<i>اونا خندیدن و خندیدن چون اون یه بچه بود
نه یک جنگجوی بزرگ</i>

423
00:30:31,746 --> 00:30:34,513
<i>پسر هنوز قولش رو تکرار میکرد</i>

424
00:30:34,515 --> 00:30:38,517
من گفتم ، من کیسه بذر ها رو قبل از بهار برمیگردونم

425
00:30:38,519 --> 00:30:40,285
<i>و اون روستا رو ترک کرد</i>

426
00:30:40,287 --> 00:30:42,655
<i>و به سمت صدای غرش پادشاه فیل حرکت کرد</i>

427
00:30:42,657 --> 00:30:44,590


428
00:30:44,592 --> 00:30:46,461
<i>غرش</i>

429
00:30:49,063 --> 00:30:51,533


430
00:30:53,534 --> 00:30:56,170


431
00:30:59,073 --> 00:31:01,139


432
00:31:01,141 --> 00:31:07,149


433
00:31:16,623 --> 00:31:19,157
ماما جان ! حالا که من یه پسرم

434
00:31:19,159 --> 00:31:22,160
میتونیم بریم به زندان و بابا رو پیدا کنیم

435
00:31:22,162 --> 00:31:24,696
نه پروانه! ما نمیتونیم این کار رو بکنیم

436
00:31:24,698 --> 00:31:26,198
- چرا نمیتونیم؟؟
- هیششش

437
00:31:26,200 --> 00:31:28,667
!به همین سادگی نیست پروانه

438
00:31:28,669 --> 00:31:30,535
ولی ما باید تلاش کنیم

439
00:31:30,537 --> 00:31:33,138
- هیچ کاری از دست ما برنمیاد
- حقیقت نداره

440
00:31:33,140 --> 00:31:35,611
بس کن پروانه ! تو داری ناراحتش میکنی

441
00:31:45,820 --> 00:31:48,654
هی ! هی ! من بهت گفتم وایستا
چرا باز داری میدوی؟

442
00:31:48,656 --> 00:31:50,723
تو باید وقتی بهت گفتن وایستی

443
00:31:50,725 --> 00:31:54,327
برقع ت کجاست؟(نوعی چادر که تمام بدن زن رو میپوشونه حتی صورت)
چرا تو اینجوری لباس پوشیدی تو بیرون از خونه ت؟؟

444
00:31:54,329 --> 00:31:57,830
شوهرم برقع من رو گرفته ! من دارو لازم داشتم باید میخریدم

445
00:31:57,832 --> 00:31:59,599
بس کنید بس کنید

446
00:31:59,601 --> 00:32:02,702
شوهرت باید مجازات بشه که اجازه داده تو این شکلی بیای بیرون

447
00:32:02,704 --> 00:32:05,404
- !!لطفا! لطفا !لطفا
-تو باید مجازات بشی

448
00:32:05,406 --> 00:32:08,243


449
00:32:09,677 --> 00:32:12,347
بمون داخل!! جایی که بهش تعلق داری

450
00:32:22,157 --> 00:32:25,127


451
00:32:29,863 --> 00:32:32,601
!دلاور. دلاور

452
00:32:34,902 --> 00:32:36,936
خب؟ تو اسمتو یادت اومد؟

453
00:32:36,938 --> 00:32:39,738
نه فکر نکنم
میتونم همینجوری برم

454
00:32:39,740 --> 00:32:41,676
خیلی بد شد.
میتونستم کمی ازت کمک بگیرم

455
00:32:46,714 --> 00:32:49,782
- من چیزی دیدم
- چی میخوای بگی؟

456
00:32:49,784 --> 00:32:51,283
من باید کمک میکردم

457
00:32:51,285 --> 00:32:54,820
- تو اگه کمکشون میکردی یه شلاق خوب نصیبت میشد! همین
- ولی من پسر نیستم

458
00:32:54,822 --> 00:32:56,755
تو پسر نیستی
تو دختر نیستی

459
00:32:56,757 --> 00:33:00,560
من یه کمک نیاز دارم چون این سینی خیلی داره سنگین میشه
میتونی کمک کنی؟

460
00:33:00,562 --> 00:33:04,730
دماغمو بخوارون زود باش. اگه سینی رو ول کنم بندش پاره میشه

461
00:33:04,732 --> 00:33:06,299
بهتر شد

462
00:33:06,301 --> 00:33:07,867
- آتیش
- چی؟

463
00:33:07,869 --> 00:33:10,636
اسممو یادم اومد
اسمم آتیش

464
00:33:10,638 --> 00:33:12,972
- این یه اسم واقعی نیست
- معنی ش میشه آتش

465
00:33:12,974 --> 00:33:16,708
من میدونم معنی ش چیه
ولی بازم این اسم نیست

466
00:33:16,710 --> 00:33:18,811
خب پس این اسم مناسب منه

467
00:33:18,813 --> 00:33:20,415
منم پس آتیش صدات میکنم

468
00:33:21,548 --> 00:33:24,617
وقتی پسر باشی هر جا که دلت بخواد میری

469
00:33:24,619 --> 00:33:26,420
آتیش خان

470
00:33:34,829 --> 00:33:36,561
کجا داریم میریم؟

471
00:33:36,563 --> 00:33:38,300
میبینی

472
00:33:53,848 --> 00:33:55,880
اگه کسی ببینه ما رو چی؟

473
00:33:55,882 --> 00:33:58,350
من معمولا وانمود میکنم که اینجا کار میکنم

474
00:33:58,352 --> 00:34:00,589
اگه خودت شبیه کسی باشی که باورش داری پس اونها هم باورش میکنن

475
00:34:01,855 --> 00:34:03,758
دیدی؟ ما نظافتچی هستیم

476
00:34:36,023 --> 00:34:37,990
منتظر چی هستی؟

477
00:34:37,992 --> 00:34:40,392
این آبنات ها یا برای ماست یا موش ها میخورنش

478
00:34:40,394 --> 00:34:42,794
من باید یه راهی پیدا کنم تا بابا م رو ببینم

479
00:34:42,796 --> 00:34:45,597
میتونی بابای منو داشته باشی! من نمیخوامش

480
00:34:45,599 --> 00:34:49,434
پدر من رو بردن زندان و ما از اون موقع هیچی خبری ازش نداریم

481
00:34:49,436 --> 00:34:52,004
- !اونا نمیذارن ببینی ش پروانه
- ولی من الان یه پسرم

482
00:34:52,006 --> 00:34:55,740
بازم فرقی نداره . اونا یه نگه ش میدارن یا ولش میکنن بره ! کاری از دست تو برنمیاد

483
00:34:55,742 --> 00:34:57,943
تو نمیدونی

484
00:34:57,945 --> 00:35:01,416
متاسفم ولی همینجوریه

485
00:35:03,851 --> 00:35:08,687
ممکنه یه راهی باشه ولی پول زیادی لازم داری براش

486
00:35:08,689 --> 00:35:10,622
پول برا چی؟

487
00:35:10,624 --> 00:35:13,829
تو با رشوه خیلی کارا میتونی بکنی!! خیلی کار ها

488
00:35:18,432 --> 00:35:20,802
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

489
00:35:22,403 --> 00:35:24,403
چه پشتو چه فارسی دری

490
00:35:24,405 --> 00:35:26,408
چیزای فوق العاده دارم برای فروش

491
00:35:27,407 --> 00:35:29,908
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

492
00:35:29,910 --> 00:35:32,410
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

493
00:35:32,412 --> 00:35:34,650
اون مردی که قبلا اینجا مینشست چه اتفاقی براش افتاده؟

494
00:35:35,950 --> 00:35:38,017
این یه سوال ساده ست

495
00:35:38,019 --> 00:35:39,852
نمیدونی؟

496
00:35:39,854 --> 00:35:42,787
از کجا باید بدونم؟سوال رو جواب بده کجاست؟

497
00:35:42,789 --> 00:35:45,957
- اون رفت به مزار شریف
- و تو چی ش میشی؟

498
00:35:45,959 --> 00:35:50,465
من نوه ش هستم ،
آتیش

499
00:35:52,499 --> 00:35:54,399
بلدی بخونی؟

500
00:35:54,401 --> 00:35:58,439
- چیزی واسه خوندن داری؟ من میتونم هم پشتون هم فارسی دری بخونم
- اینو بخون

501
00:36:01,675 --> 00:36:03,711
بذار ببینیم که تو خوب بلدی؟

502
00:36:05,780 --> 00:36:07,716


503
00:36:10,418 --> 00:36:12,787
زود باش! از پاکت درش بیار نامه رو

504
00:36:15,122 --> 00:36:16,722
"...رزاق عزیز"

505
00:36:16,724 --> 00:36:19,725
بلندتر ، یا من مجبورم جای دیگه ببرم نامه رو بخونه واسم

506
00:36:19,727 --> 00:36:23,129
"رزاق عزیز من امیدوارم این نامه به دست تو توی کابل برسه

507
00:36:23,131 --> 00:36:26,131
من برات خبرای بد دارم

508
00:36:26,133 --> 00:36:31,372
من متاسفم که بگم هاله بیگوم در مسیر رفتن به عروسی خواهرش فوت کرد
(بیگوم در افغانستان نوعی لقب برای احترام به زنان بزرگ هست)

509
00:36:32,606 --> 00:36:36,041
اتوبوسی تو مسافرتش به زمین مین برخورد کرد

510
00:36:36,043 --> 00:36:38,477
مچروحیتش خیلی بزرگتر  از تحملش بود

511
00:36:38,479 --> 00:36:40,845
و اون چند ساعت بعدش مرد

512
00:36:40,847 --> 00:36:43,481
من میدونم این شاید یه شوک بزرگ برای تو باشه

513
00:36:43,483 --> 00:36:45,818
اما بدون که وقتی من آخرین بار با هاله صحبت کردم

514
00:36:45,820 --> 00:36:48,523
او درباره مهربونی هایی که در حقش کرده بودی به من گفت

515
00:36:50,023 --> 00:36:52,124
خداوند خیرت بدهد

516
00:36:52,126 --> 00:36:54,763
راهنمای مسیرت باشد و به تو قوت قلب بدهد

517
00:36:58,099 --> 00:36:59,867
متاسفم

518
00:37:05,907 --> 00:37:08,410


519
00:37:32,499 --> 00:37:35,501
آه دختر عزیزم اینجاست

520
00:37:35,503 --> 00:37:37,202
زیر غبار کابل

521
00:37:37,204 --> 00:37:38,937


522
00:37:38,939 --> 00:37:41,539
پروانه ، چی به زکی دادی؟

523
00:37:41,541 --> 00:37:43,809
- یه تیکه آب نباته
-یه تیکه؟؟

524
00:37:43,811 --> 00:37:46,010
!آه

525
00:37:46,012 --> 00:37:48,481
!اون به اندازه ای بزرگ هست که خفه ش کنه

526
00:37:48,483 --> 00:37:51,216
بذار باشه ! ثریا تو داری خوشی ش رو ازش میگیری و ضد حال میزنی بهش

527
00:37:51,218 --> 00:37:52,917


528
00:37:52,919 --> 00:37:54,220
آو

529
00:37:54,222 --> 00:37:57,122
قصه رو ادامه بده پروانه

530
00:37:57,124 --> 00:37:59,258
- برای زکی

531
00:37:59,260 --> 00:38:01,693
اون پسر جوان بود

532
00:38:01,695 --> 00:38:06,265
و به مردمش قول داده بود که کیسه بذر های با ارزش رو برگردونه

533
00:38:06,267 --> 00:38:08,501
فیل؟
فیل؟

534
00:38:08,503 --> 00:38:11,604
بله
و فیل

535
00:38:11,606 --> 00:38:14,874
توی شب پسر به سمت درختای کاج حرکت کرد

536
00:38:14,876 --> 00:38:17,912
در مسیرش به سمت کوهستان تا با پادشه فیل روبه رو بشه

537
00:38:24,852 --> 00:38:27,720
<i>چیزی داشت اونو توی تاریکی تعقیب میکرد</i>

538
00:38:27,722 --> 00:38:30,725
<i>ولی اون به قدری وحشت زده شده بود که نمیتونست برگرده و ببینه چیه</i>

539
00:38:32,093 --> 00:38:33,725
<i>اون شروع کرد به دویدن </i>

540
00:38:33,727 --> 00:38:35,930
<i>و اون چیزی هم که تعقیبش میکرد شروع کرد به دویدن</i>

541
00:38:38,666 --> 00:38:41,870
<i>پسر تند تر دوید و اون تعیب کننده ش هم سرعتش رو بیشتر کرد</i>

542
00:38:43,070 --> 00:38:44,702
<i>اون توی شب داشت میدوید</i>

543
00:38:44,704 --> 00:38:48,543
<i>و توسط یک اهریمن ناشناس داشت تعیقب میشد تا جایی که دیگه نتونست بدوه</i>

544
00:38:49,142 --> 00:38:51,010
<i>اون به پایین تپه افتاد و غلت خورد</i>

545
00:38:51,012 --> 00:38:52,948
- <i>پایین</i>

546
00:38:54,081 --> 00:38:56,148
<i>پایین</i>

547
00:38:56,150 --> 00:38:57,751
<i>پایین</i>

548
00:39:02,322 --> 00:39:04,058


549
00:39:12,300 --> 00:39:17,202
[مادر] <i>پسرعموی عزیزم ! خیلی سال شده  از وقتی که با هم صحبت کردیم</i>

550
00:39:17,204 --> 00:39:22,106
<i>ولی من دارم برای شما مینویسم تا به شما بگویم که شوهرم دستگیر شده</i>

551
00:39:22,108 --> 00:39:26,081
<i>و ما هیچ خبری نداریم که چه وقت  آزاد میشود</i>

552
00:39:27,914 --> 00:39:31,686
<i>خانواده من  در یک موقعیت ناامید کننده قرار دارند و ما به کمک شما نیاز داریم</i>

553
00:39:32,653 --> 00:39:34,620
<i>دختر بزرگ من به سن ازدواج رسیده</i>

554
00:39:34,622 --> 00:39:39,561
<i>و من تقاضا دارم که دختر من را به عنوان عروست برای جوانترین پسرت اجمل در نظر بگیری</i>

555
00:39:40,660 --> 00:39:43,729
<i>لطفا ما را از کابل بیرون ببر</i>

556
00:39:43,731 --> 00:39:46,932
<i>تا شاید ما یک راه نجاتی بیابیم</i>

557
00:39:46,934 --> 00:39:49,334
<i>ما سر بار تو نخواهیم شد </i>

558
00:39:49,336 --> 00:39:51,236
<i>ما مهارت داریم و قوی هستیم</i>

559
00:39:51,238 --> 00:39:54,006
<i>و نیاز به کمی توجه  و کمک داریم</i>

560
00:39:54,008 --> 00:39:57,946
<i>خداوند شما رو خیر دهد! فاطمه</i>

561
00:40:01,314 --> 00:40:04,316
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

562
00:40:04,318 --> 00:40:07,186
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

563
00:40:07,188 --> 00:40:08,620
هرچی نوشتنی  داری بیار

564
00:40:08,622 --> 00:40:10,789
این لباس چنده؟

565
00:40:10,791 --> 00:40:12,224
سلام! این دست دوزه

566
00:40:12,226 --> 00:40:14,392
- چند؟
- 3,000.

567
00:40:14,394 --> 00:40:17,062
احمق نباش
من بهت 300 تا میدم

568
00:40:17,064 --> 00:40:18,696
2,000.

569
00:40:18,698 --> 00:40:20,633
کار دست توی مزار شریفه

570
00:40:20,635 --> 00:40:24,639
دختر شما خیلی خوشحال میشه که همچین لباس زیبایی رو بپوشه

571
00:40:26,640 --> 00:40:28,742
اون زن منه

572
00:40:29,376 --> 00:40:31,109
1,500.

573
00:40:31,111 --> 00:40:32,847
ببین چه برقی میزنه

574
00:40:34,215 --> 00:40:36,718
بیا این 1000 تا

575
00:40:45,026 --> 00:40:47,859
- چقد در آوردی؟
- هزار تا

576
00:40:47,861 --> 00:40:50,428
فکر کنم این برای یه رشوه خوب کافی باشه

577
00:40:50,430 --> 00:40:52,664
- واقعا؟
- مطمئنا

578
00:40:52,666 --> 00:40:56,401
منم دارم پول جمع میکنم
هرچقدر پول که بتونم از پدرم مخفی کنم

579
00:40:56,403 --> 00:40:59,608
و داره به مقدار خوبی جمع میشه

580
00:41:00,206 --> 00:41:02,006
میبینی؟

581
00:41:02,008 --> 00:41:04,776
من نمیخوام تا همیشه اینجا بمونم.میدونی

582
00:41:04,778 --> 00:41:07,745
- تو حالا  کنار دریا بودی؟
- نه

583
00:41:07,747 --> 00:41:08,946
منم نبودم

584
00:41:08,948 --> 00:41:13,352
‫ولی شنیدم که ماه ، آب رو
‫تا ساحل می‌کشونه جلو

585
00:41:13,354 --> 00:41:15,287
بعد دوباره عقب میبرتش

586
00:41:15,289 --> 00:41:16,854
میخوام برم اینو ببینم

587
00:41:16,856 --> 00:41:21,827
من میخوام پام رو بذارم رو ماسه های گرم
بعد بذارم تو چاله های آب تا خنک بشه

588
00:41:21,829 --> 00:41:26,164
پدرت چی؟
به تو وابسته نیست؟

589
00:41:26,166 --> 00:41:27,768
من پسر خوبی م

590
00:41:28,769 --> 00:41:30,772
ولی اون یه پدر خوب نیست

591
00:41:32,907 --> 00:41:35,274
- دریا میخوای بری چیکار کنی؟

592
00:41:35,276 --> 00:41:40,312
یه چیزایی میخرم و میفروشمشون
مثل کاری که اینجا میکنم، ولی دیگه برای خودم

593
00:41:40,314 --> 00:41:44,416
مردمایی هستن که کنار دریا میرن و هیچ کاری نمیکنن

594
00:41:44,418 --> 00:41:47,820
اونا فقط اونجا میشینن و با عینک هاشون به دریا نگاه میکنن

595
00:41:47,822 --> 00:41:49,921
یا با تیوب های شناور
شنا میکنن

596
00:41:49,923 --> 00:41:52,890
خب من میتونم اون چیزا ها رو بهشون بفروشم

597
00:41:52,892 --> 00:41:55,894
ممم به نظر خوب میاد دلاور

598
00:41:55,896 --> 00:41:58,062
و شاید منم باهات اومدم

599
00:41:58,064 --> 00:42:00,235
- تو کجا میری؟
-دعا کن واسم

600
00:42:07,842 --> 00:42:11,410
- چرا اینقد زود برمیگردی؟
- من کمی برنج و کشمش برای زکی آوردم

601
00:42:11,412 --> 00:42:13,211
چیکار داری میکنی پروانه؟

602
00:42:13,213 --> 00:42:14,812
من دارم میرم تا بابا رو پیدا کنم

603
00:42:14,814 --> 00:42:16,481
- نه نمیکنی اینکار و
- دارم میرم

604
00:42:16,483 --> 00:42:18,517
نمیتونی قبل از ساعت خاموشی برگردی خونه

605
00:42:18,519 --> 00:42:20,885
من میرم ! نمیتونی جلوی من رو بگیری

606
00:42:20,887 --> 00:42:24,323
ماما جان همینجوری ش هم که تو احمق بازی در نیاری کلی کشیده

607
00:42:24,325 --> 00:42:26,425
- من باید پیداش کنم
- !پروانه

608
00:42:26,427 --> 00:42:28,162
!پروانه

609
00:42:29,229 --> 00:42:30,298


610
00:43:29,889 --> 00:43:32,960


611
00:43:34,093 --> 00:43:35,494
ببخشید

612
00:43:35,496 --> 00:43:37,995
سلام!! سلاامم

613
00:43:37,997 --> 00:43:39,965
- !ببخشید

614
00:43:39,967 --> 00:43:42,300
- چی میخوای؟

615
00:43:42,302 --> 00:43:45,102
- گفتم چی میخوای؟
- میخوام پدرم رو ببینم

616
00:43:45,104 --> 00:43:48,039
-کی؟
- پدرم! نورالله علی زی

617
00:43:48,041 --> 00:43:49,975
دو هفته پیش بدون هیچ اتهامی آوردنش اینجا

618
00:43:49,977 --> 00:43:52,910
- برو بیرون از اینجا
- من پول دارم!!... 1000 افغانی

619
00:43:52,912 --> 00:43:55,914
- اگه بهم قول بدی کمک کنی میتونم بدمش به تو
- هی، چیکار داری میکنی؟

620
00:43:55,916 --> 00:43:58,550
هیچی! دارم از دست یه بچه خلاص میشم

621
00:43:58,552 --> 00:44:00,619
لطفا باز کنید

622
00:44:00,621 --> 00:44:03,454
من باید پدرم رو ببینم
من باید ببینمش

623
00:44:03,456 --> 00:44:05,957


624
00:44:05,959 --> 00:44:08,829
حالا گمشو از اینجا بیرون مگه اینکه بازم کتک بخوای

625
00:44:09,396 --> 00:44:11,396


626
00:44:11,398 --> 00:44:12,934


627
00:44:14,235 --> 00:44:16,938


628
00:44:38,425 --> 00:44:41,361


629
00:44:48,068 --> 00:44:52,874
اونا میگن همیشه وقتی رعد و برق میزنه بارون نمیاد

630
00:44:54,974 --> 00:44:59,577
آخرین چیزی که ازش شنیدیم این بود که پسر افتاد پایین

631
00:44:59,579 --> 00:45:04,983
او از تپه پایین افتاد و به یک خواب عمیق فرو رفت

632
00:45:04,985 --> 00:45:08,287
ولی همه چیز از بین نرفته بود

633
00:45:08,289 --> 00:45:12,390
اون توسط یک پیرزن پیدا شد

634
00:45:12,392 --> 00:45:13,994
اون یک تنبک داشت

635
00:45:15,528 --> 00:45:20,365
یک تمبک جادویی که به ضرب آهنگ زیبا

636
00:45:20,367 --> 00:45:22,600
<i>که قلب پسر رو بیدار کرد</i>

637
00:45:22,602 --> 00:45:26,441


638
00:45:30,610 --> 00:45:33,178


639
00:45:33,180 --> 00:45:37,448
<i>...اون میدونست که پسر دنبال چیزی هست !! پس ازش پرسید</i>

640
00:45:37,450 --> 00:45:39,984
دنبال چی هستی؟

641
00:45:39,986 --> 00:45:43,555
...خب پادشاه فیل مخوف ، پلنگ هاش رو فرستاده تا بذر ها رو بدزدن

642
00:45:43,557 --> 00:45:46,024


643
00:45:46,026 --> 00:45:49,428
هیچ کس تا حالا نتونسته از پس پادشاه فیل بربیاد

644
00:45:49,430 --> 00:45:53,034
- میدونم
- خب، چی باعث شده که فکر کنی تو میتونی؟

645
00:45:53,566 --> 00:45:55,033
من باید بتونم

646
00:45:55,035 --> 00:45:56,635
من باید بتونم
همین

647
00:45:56,637 --> 00:45:59,537
این یه جواب خوب نیست

648
00:45:59,539 --> 00:46:04,111
به هر حال ، پیرزن بهش گفت باید یه چیز رو پیدا کنه

649
00:46:05,713 --> 00:46:08,379
<i>یه چیزی که بدرخشه</i>

650
00:46:08,381 --> 00:46:10,716
<i>یه چیزی که به تله بندازه </i>

651
00:46:10,718 --> 00:46:13,050
<i>و چیزی که آروم کننده باشه</i>

652
00:46:13,052 --> 00:46:17,155
<i>تنها در اون صورت هست که شاید بتونه از پس پادشاه فیل بربیاد</i>

653
00:46:17,157 --> 00:46:19,057
بدشون به من
لطاف!

654
00:46:19,059 --> 00:46:21,059
من ندارمشون!

655
00:46:21,061 --> 00:46:23,028
پس بهتره که بری و دنبالشون بگردی

656
00:46:23,030 --> 00:46:28,600
و باید عجله کنی ! اگر بذر ها زود کاشته نشن محصول نمیدن

657
00:46:28,602 --> 00:46:30,102
بله میدونم.

658
00:46:30,104 --> 00:46:32,470
او بهش گفت به سمت شرق برو

659
00:46:32,472 --> 00:46:35,409
شرق اونوریه

660
00:46:36,543 --> 00:46:39,745
هنوزم چیزی پسر رو تعقیب میکرد

661
00:46:39,747 --> 00:46:43,151
<i>و هنوز او نمیتونست باهاش رو به رو بشه</i>

662
00:47:02,769 --> 00:47:06,171
- اون پول رو نگرفت؟
- من فکر نکنم رشوه روی اونها جواب بده

663
00:47:06,173 --> 00:47:09,774
نه ، نه فکر کنم به اندازه کافی نبوده

664
00:47:09,776 --> 00:47:11,709
اون پول شاید توهین براش حساب شده

665
00:47:11,711 --> 00:47:15,247
تو باید بیشتر پول جمع کنی و دفعه بعدی باهوشتر عمل کنی

666
00:47:15,249 --> 00:47:18,682
- آه
- باید باهوش تر هم باشم؟

667
00:47:18,684 --> 00:47:22,387
من شنیدم یه یارویی هست ش که برای کار های کوچیک پول خوبی میده

668
00:47:22,389 --> 00:47:24,388
بیا

669
00:47:24,390 --> 00:47:26,691
آقا ! ما اومدیم کار کنیم

670
00:47:26,693 --> 00:47:29,827
- و شما؟
من دلاورم و این هم آتیشه

671
00:47:29,829 --> 00:47:31,629
ما برادریم

672
00:47:31,631 --> 00:47:34,066
آتیش چه چور اسمیه دیگه؟

673
00:47:34,068 --> 00:47:35,700
نمیدونم
از پدرم بپرس

674
00:47:35,702 --> 00:47:39,407
- پدرت کجاست؟
- او توسط روس ها شهید شد

675
00:47:40,273 --> 00:47:42,207
ما هر کاری که بخواهی میتونیم انجام بدیم

676
00:47:42,209 --> 00:47:43,578
البته به شرطی که حقوقش مناسب باشه

677
00:47:45,845 --> 00:47:47,481


678
00:47:55,822 --> 00:47:58,122
این آخریشه فکر کنم

679
00:47:58,124 --> 00:47:59,825
ما کجاییم؟

680
00:47:59,827 --> 00:48:02,794
دیر شد! شما پسر ها به اندازه کافی قوی نیستید

681
00:48:02,796 --> 00:48:04,729
این خیلی بیبشتر از کاری بود که گفتی

682
00:48:04,731 --> 00:48:06,798
بفرمایید
حالا برید پایین

683
00:48:06,800 --> 00:48:09,334
هی ، ما هر کاری که خواستی رو انجام دادیم

684
00:48:09,336 --> 00:48:12,169
صبر کن
تو گفتی ما رو برمیگردونی

685
00:48:12,171 --> 00:48:14,305
من تاکسی نیستم!
خودتون برگردید خونه تون

686
00:48:14,307 --> 00:48:17,809
من همین الانش هم دیرم شده !! چون شماها طول دادید کامیون رو پر کنید

687
00:48:17,811 --> 00:48:19,579
صبر کن

688
00:48:37,264 --> 00:48:39,330
من باید کمی استراحت کنم

689
00:48:39,332 --> 00:48:42,336
توی مسیر بمون ! اینجا شاید مین کاشته شده باشه

690
00:49:04,557 --> 00:49:07,559
این حتی نزدیک کافی هم نیست ! ما باید کار بهتری پیدا کنیم

691
00:49:07,561 --> 00:49:10,662
- چه کاری؟
- من شنیدم آجر سازی پول خوبی میده

692
00:49:10,664 --> 00:49:12,600
ولی اون کار سختیه

693
00:49:14,334 --> 00:49:16,501
کاش من قویتر بودم

694
00:49:16,503 --> 00:49:18,702
ولی تو یه برادر بزرگتر داری ، درسته؟

695
00:49:18,704 --> 00:49:21,273
اون قبلا تو رو به مدرسه میاورد روی شونه هاش

696
00:49:21,275 --> 00:49:24,175
اسمش چی بود؟

697
00:49:24,177 --> 00:49:25,612
سلیمان

698
00:49:27,780 --> 00:49:30,182
اون مرد

699
00:49:30,184 --> 00:49:32,684
چجوری؟
مریض بود؟

700
00:49:32,686 --> 00:49:35,352
- نمیدونم
- ولی مادرت باید گفته باشه که

701
00:49:35,354 --> 00:49:37,525
اون درباره ش حرف نمیزنه
باشه؟

702
00:49:39,892 --> 00:49:41,528
باشه

703
00:49:44,697 --> 00:49:47,666
ببین چی گیر آوردم

704
00:49:47,668 --> 00:49:51,669
من اینو تو یه جعبه کوچیکی که پدرم
وسایلشو توش نگه میداره پیدا کردم

705
00:49:51,671 --> 00:49:54,905
باورت میشه آب اینقدر آبی باشه؟

706
00:49:54,907 --> 00:49:56,710
خیلی قشنگه

707
00:50:04,651 --> 00:50:07,551
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

708
00:50:07,553 --> 00:50:10,821
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

709
00:50:10,823 --> 00:50:13,494
هرچی نوشتنی  داری بیار
هرچی خوندنی داری بیار

710
00:50:14,461 --> 00:50:16,461
من دفعه آخر بهت پول ندادم

711
00:50:16,463 --> 00:50:19,296
- چقد بهت بدهکارم؟
- ...اشکالی نداره ! من

712
00:50:19,298 --> 00:50:21,535
چیه؟ توبرای خبر های بد پول نمیگیری؟

713
00:50:24,704 --> 00:50:26,671


714
00:50:26,673 --> 00:50:29,274
کی بهت خوندن رو یاد داده؟
معلم فلج؟

715
00:50:29,276 --> 00:50:31,008
بله. عموم

716
00:50:31,010 --> 00:50:33,477
میتونی به خوبی که بلدی بخونی ، بنویسی هم؟

717
00:50:33,479 --> 00:50:34,748
بله میتونم

718
00:50:36,650 --> 00:50:38,318
بیا

719
00:50:40,887 --> 00:50:43,457
من اینو نگه داشتم که لازمش داشته باشی

720
00:50:44,557 --> 00:50:46,992
نشونم بده ! نشونم بده کجا اسمشو نوشته

721
00:50:46,994 --> 00:50:49,463
کجا میگه : هاله؟

722
00:50:51,564 --> 00:50:53,367
اینجا!! میبینی؟؟

723
00:50:54,034 --> 00:50:55,669
هاله

724
00:51:13,452 --> 00:51:15,820
میدونی معنی ش چی میشه؟

725
00:51:15,822 --> 00:51:17,490
نه

726
00:51:18,724 --> 00:51:22,626
بعضی وقت ها که آسمون صافه به ماه که نگاه کنی

727
00:51:22,628 --> 00:51:25,298
میتونی یه خط روشن دورش ببینی

728
00:51:26,532 --> 00:51:29,934
اون خط روشن اسمش هاله ست

729
00:51:29,936 --> 00:51:33,374
همسر من به خاطر اون خط روشن اسمشو گذاشتن هاله

730
00:51:42,548 --> 00:51:44,349
- بیا.
- این خیلی زیاده.

731
00:51:44,351 --> 00:51:46,584
بحث نکن با من

732
00:51:46,586 --> 00:51:47,822
ممنون

733
00:51:56,595 --> 00:51:59,396


734
00:51:59,398 --> 00:52:03,068
بس کن زکی.
میخوای مال تو رو هم بکشم؟

735
00:52:03,070 --> 00:52:05,102


736
00:52:05,104 --> 00:52:07,939
ساکتش کن من میخوام بخوابم

737
00:52:07,941 --> 00:52:11,843
- چت شده تو رو؟
- چرا برای زکی یه قصه نمیگی؟

738
00:52:11,845 --> 00:52:13,544
هممون دوست داریم

739
00:52:13,546 --> 00:52:16,914
خب ، زکی میخوای بدونی چه اتفاقی برای پسر افتاد؟

740
00:52:16,916 --> 00:52:18,615


741
00:52:18,617 --> 00:52:20,885
بله بله
و فیل

742
00:52:20,887 --> 00:52:22,454


743
00:52:22,456 --> 00:52:26,758
پسر دوید و دوید . قلبش به شدت از ترس میزد

744
00:52:26,760 --> 00:52:29,928
<i>و چیزی که تعقیبش میکرد به هیچ وجه متوقف نشد</i>

745
00:52:29,930 --> 00:52:32,696


746
00:52:32,698 --> 00:52:36,503
<i>پس پسر پشت یک درختی مخفی شد و منتظر شد تا شجاعتشو به دست بیاره</i>

747
00:52:41,073 --> 00:52:43,874


748
00:52:43,876 --> 00:52:47,111
<i>یک پیرزنی سعی داشت از بزش شیر بگیره</i>

749
00:52:47,113 --> 00:52:49,546
<i>ولی کمرش خیلی درد میکرد</i>

750
00:52:49,548 --> 00:52:54,986
کمرم خیلی درد میکنه

751
00:52:54,988 --> 00:52:59,624
<i>پسر دلش براش سوخت و
بهش گفت بره و زیر سایه درخت استراحت کنه</i>

752
00:52:59,626 --> 00:53:01,693
<i>و او به جاش بره و شیر بگیره</i>

753
00:53:01,695 --> 00:53:03,794
لطفا زیر سایه درخت بشین

754
00:53:03,796 --> 00:53:06,467
و من به جات شیر میگیرم

755
00:53:13,706 --> 00:53:15,740
<i>وقتی اون شیر گرفتن از بز رو تموم کرد</i>

756
00:53:15,742 --> 00:53:18,843
<i>پیرزن شیر گرم و دوست داشتنی رو با او شریک شد</i>

757
00:53:18,845 --> 00:53:22,814
- <i>این خوشمزه ترین شیری بود که تا حالا خورده بود</i>

758
00:53:22,816 --> 00:53:25,483
<i>واون از پیرزن به خاطر بزش تعریف کرد</i>

759
00:53:25,485 --> 00:53:27,684
بزهای شما خیلی سخاوتمند هستن

760
00:53:27,686 --> 00:53:30,921
<i>در عوض ، پیرزن بهش یک آینه داد</i>

761
00:53:30,923 --> 00:53:35,126
ببین چجوری میدرخشه؟

762
00:53:35,128 --> 00:53:37,629
<i>پسر به خاطر آینه خیلی خوشحال شد</i>

763
00:53:37,631 --> 00:53:42,737
<i>ولی وقتی توی آینه نگاه کرد
بازتاب چیزی که تعقیبش میکرد رو توی آینه دید</i>

764
00:53:47,039 --> 00:53:48,705
چیکار میکنی؟
ماما جان؟

765
00:53:48,707 --> 00:53:51,508
دارم لباس های خوب ثریبا رو مرتب میکنم

766
00:53:51,510 --> 00:53:53,845
من باید اونا رو تو بازار بفروشم؟

767
00:53:53,847 --> 00:53:56,851
هیش ، هیش ، هیش پروانه
دیگه وقتشه بخوابی

768
00:54:04,990 --> 00:54:08,626
من فقط باید یه راهی پیدا کنم که به پیشاور برسم

769
00:54:08,628 --> 00:54:10,762
و از وانجا میتونم کارامو راست و ریست کنم

770
00:54:10,764 --> 00:54:13,164
فکر کنم توی گوا یک ساحل باشه

771
00:54:13,166 --> 00:54:15,533
جایی که توریست هاش خیلی پولدارن

772
00:54:15,535 --> 00:54:17,734
اگه اونا پولدار باشن
اونا سنگ های آبی منو میخرن

773
00:54:17,736 --> 00:54:21,071
و اونجوری میتونم کاسبی م رو راه بندازم و هم بعدا بهم ملحق شی

774
00:54:21,073 --> 00:54:23,207
وقتی که بابا رو پیدا کردم

775
00:54:23,209 --> 00:54:25,545
وقتی که بابا ت رو پیدا کردی

776
00:54:26,613 --> 00:54:28,948


777
00:54:44,798 --> 00:54:46,097
100.

778
00:54:46,099 --> 00:54:47,599
من بهت 85 تا میدم

779
00:54:47,601 --> 00:54:48,832
- 90 تا
- 82 تا

780
00:54:48,834 --> 00:54:50,834
85 تا و این آخرشه

781
00:54:50,836 --> 00:54:53,474
85 و یه خوشه انگور و این آخرشه

782
00:54:58,244 --> 00:55:02,713
شما به خودکار خیلی فشار میارین
ولی نوشتنون خوبه

783
00:55:02,715 --> 00:55:05,485
اگه آرومتر تمرین کنی
راحت تر میشه

784
00:55:10,990 --> 00:55:13,660


785
00:55:21,101 --> 00:55:24,037


786
00:55:42,289 --> 00:55:44,658
صبر کن
یه لحظه صبر کن

787
00:55:46,293 --> 00:55:48,158
چیه بچه؟

788
00:55:48,160 --> 00:55:51,863
تو قبلا درباره مردی که اینجا مینشست ازم پرسیدی
همون معلمه

789
00:55:51,865 --> 00:55:54,999
- عموت؟
- اون به مزار شریف نرفت

790
00:55:55,001 --> 00:55:58,169
اونو به زندان انداختن
ولی اون هیچ کار اشتباهی نکرده

791
00:55:58,171 --> 00:55:59,736
- کدوم یکی
- چی؟

792
00:55:59,738 --> 00:56:02,039
- کدوم زندون؟
- پل چرخی

793
00:56:02,041 --> 00:56:05,578
الان یه هفته شده و خانواده م هیچ خبری ازش ندارن

794
00:56:07,646 --> 00:56:09,613
چهارشنبه برو دم در زندان

795
00:56:09,615 --> 00:56:11,282
سراغ روشن رو بگیر
اون پسر عمومه

796
00:56:11,284 --> 00:56:14,854
بهش بگو رزاق تو رو فرستاده
و اون اگه بتونه کمکت میکنه

797
00:56:37,811 --> 00:56:40,613


798
00:56:41,280 --> 00:56:42,680
دلاور!

799
00:56:42,682 --> 00:56:48,186
با همچین کاری من تا بخوام به دریا برسم پیرزن شدم

800
00:56:48,188 --> 00:56:51,021
یا شاید پیرمرد شدی

801
00:56:51,023 --> 00:56:52,892


802
00:56:56,229 --> 00:57:00,330
بشین و استراحت کن دلاور ! منم یه قصه برات میگم

803
00:57:00,332 --> 00:57:03,604
- یه قصه؟
- آره یه قصه

804
00:57:04,704 --> 00:57:06,269
تو گذشته های خیلی دور

805
00:57:06,271 --> 00:57:10,841
پسری بود که باید کیسه بذر های ارزشمند رو به روستاش برمیگردوند

806
00:57:10,843 --> 00:57:14,278
این یه قصه شاده؟
یا یه غصه غمگین؟

807
00:57:14,280 --> 00:57:16,584
صبر کن خودت میبینی

808
00:57:17,916 --> 00:57:20,952
به پسر گفته شده که سه چیز نیاز داره

809
00:57:20,954 --> 00:57:24,122
تا بتونه از پس پادشاه فیل بر بیاد

810
00:57:24,124 --> 00:57:27,992
چیزی که بدرخشه ! چیزی که به دام بندازه!
..و چیزی که

811
00:57:27,994 --> 00:57:30,863
هی شما دوتا بیاید اینجا

812
00:57:32,231 --> 00:57:34,064
زود باشید

813
00:57:34,066 --> 00:57:35,666
من اون پسر رو میشناسم

814
00:57:35,668 --> 00:57:38,202
عجله کنید بیاید اینجا

815
00:57:38,204 --> 00:57:39,836
زودباش

816
00:57:39,838 --> 00:57:42,642
بهتره که کاری که بهمون گفته شده رو انجام بدیم

817
00:57:45,744 --> 00:57:47,780
تکون بخور بچه تنبل

818
00:57:52,285 --> 00:57:55,122


819
00:57:55,988 --> 00:57:58,021
خب اینا کارگرای جدیدن؟

820
00:57:58,023 --> 00:58:00,892
زبونت کجاست؟ احمقی مگه؟

821
00:58:00,894 --> 00:58:04,095
‫"ادریس" پیشنهاد داد که
‫یه مسابقه‌ی مچ‌اندازی راه بندازیم

822
00:58:04,097 --> 00:58:05,095


823
00:58:05,097 --> 00:58:08,198
تا ببینیم که اگر به اندازه کافی قوی هستید برای مت کار کنید

824
00:58:08,200 --> 00:58:10,834
من دیدم اونجا به جای کار کردن نشسته بودید

825
00:58:10,836 --> 00:58:12,836
ادریس صبر کن فعلا

826
00:58:12,838 --> 00:58:14,805
کمی چای برام درست کن

827
00:58:14,807 --> 00:58:17,110


828
00:58:18,778 --> 00:58:21,713
بذار ببینم چقد ضعیف هستید شماها ! تو ، کوچیکتره

829
00:58:21,715 --> 00:58:22,979


830
00:58:22,981 --> 00:58:25,251
اون حتی نمیتونه دستشو بکشه

831
00:58:26,885 --> 00:58:29,188
بلند شو و برامون چایی درست کن

832
00:58:30,456 --> 00:58:33,925
عمو من فکر میکنم شما کارگر جدید نیاز دارید

833
00:58:33,927 --> 00:58:36,794
- این یکی خوب نیست
- بسه ادریس

834
00:58:36,796 --> 00:58:38,428
بچه بدبخت رو ولش کن

835
00:58:38,430 --> 00:58:40,934
اینا کوچیک های خام هستن

836
00:58:44,771 --> 00:58:47,070
من تو رو میشناسم

837
00:58:47,072 --> 00:58:49,275
- ...تو دختر معلمی

838
00:58:50,209 --> 00:58:52,945


839
00:58:54,747 --> 00:58:56,881
- ادریس

840
00:58:56,883 --> 00:58:58,883
تفنگ رو پس بیار

841
00:58:58,885 --> 00:59:00,917
گفتم تفنگ رو پس بیار

842
00:59:00,919 --> 00:59:03,823
- !ادریس

843
00:59:22,242 --> 00:59:24,041
بیا بیرون الان

844
00:59:24,043 --> 00:59:26,280


845
00:59:27,380 --> 00:59:29,412
بیا بیرون الان

846
00:59:29,414 --> 00:59:32,719
ادریس ، شروع شده
ما داریم به سمت غرب میریم

847
00:59:33,787 --> 00:59:36,553
به ما دستور داده شده تا سریع بریم

848
00:59:36,555 --> 00:59:38,789
من میدونم تو کی هستی

849
00:59:38,791 --> 00:59:40,293
میشنوی؟

850
00:59:41,394 --> 00:59:43,494
بیا اینجا زود باش

851
00:59:43,496 --> 00:59:45,229


852
00:59:45,231 --> 00:59:47,868
همین حالا! تو بزدل کوچیک

853
00:59:49,903 --> 00:59:53,874
میخواستی بجنگی؟
حالا این شانس تو هستش که بجنگی

854
00:59:55,842 --> 00:59:57,244
تو یه مرد شدی

855
01:00:16,428 --> 01:00:18,331


856
01:00:20,200 --> 01:00:22,499
اون رفت

857
01:00:22,501 --> 01:00:24,568
اگه برگرده چی؟

858
01:00:24,570 --> 01:00:26,870
خوش شانس خواهد بود

859
01:00:26,872 --> 01:00:28,439
کجاییم ما؟

860
01:00:28,441 --> 01:00:30,841
من هر وقت فرار میکنم میومدم اینجا

861
01:00:30,843 --> 01:00:34,914
فکر کنم راهش کوچیکتر شده یا شاید من بزرگتر شدم

862
01:00:35,615 --> 01:00:37,383
اینجا به نظر خیلی قدیمی میاد

863
01:00:38,284 --> 01:00:39,950
یه کفشم رو گم کردم

864
01:00:39,952 --> 01:00:43,454
منم کلاهم رو گم کردم
هرچند فکر میکنم بیبرون باشه

865
01:00:43,456 --> 01:00:45,291
چرا زدی ش؟

866
01:00:47,860 --> 01:00:50,363
وقتی اونا پدرم رو گرفتن اون یکی از اونها بود

867
01:00:52,497 --> 01:00:54,231
بیشتر درباره پسره بهم بگو

868
01:00:54,233 --> 01:00:55,932
کدوم پسر؟

869
01:00:55,934 --> 01:00:57,901
پسر قصه

870
01:00:57,903 --> 01:01:00,637
پسر سردش شده بود

871
01:01:00,639 --> 01:01:04,242
<i>اگر چه خورشید در آسمان میسوخت ولی گرمایی تولید نمیکرد</i>

872
01:01:04,244 --> 01:01:07,245
[شاذیه] <i>ولی اون یه کلاه گرم و یک کت بزرگ داشت</i>

873
01:01:07,247 --> 01:01:08,979
<i>نه ، نداشت</i>

874
01:01:08,981 --> 01:01:11,448
<i>...اون در حال حاضر یکی از اون سه چیز رو پیدا کرده بود</i>

875
01:01:11,450 --> 01:01:13,350
<i>یک آینه ای که میدرخشید </i>

876
01:01:13,352 --> 01:01:16,988
<i>ولی هر وقت که به داخل آینه نگاه میکرد میدید که چیزی پشت سرش هست</i>

877
01:01:16,990 --> 01:01:19,657
<i>یه چیز ترسناک
یه چیز مخوف</i>

878
01:01:19,659 --> 01:01:22,626
- <i>یک اسب!</i>
- <i>نه شاذیه! اسب نه</i>

879
01:01:22,628 --> 01:01:24,528
- <i>چرا یه اسب بود</i>

880
01:01:24,530 --> 01:01:28,131
<i>و اون یه اسب پیری بود که موقع راه رفتن استخون هاش تق تق صدا میداد</i>

881
01:01:28,133 --> 01:01:31,369
- <i>اصلا ترسناک نبود</i>

882
01:01:31,371 --> 01:01:35,673
<i>باشه ! پسر دلش برای اسب سوخت و بهش یونجه داد</i>

883
01:01:35,675 --> 01:01:37,642
<i>و اونا همه شون با خوشحالی تا ابد با هم زندگی کردن</i>

884
01:01:37,644 --> 01:01:40,378
<i>این وسط داستانه ، نه آخرش </i>

885
01:01:40,380 --> 01:01:43,146
<i>از دری که توی سنگ ها حک شده بود </i>

886
01:01:43,148 --> 01:01:45,448
- <i>یه مرد گرد بیرون اومد</i>

887
01:01:45,450 --> 01:01:49,519
تو یونجه های من رو هدر دادی
برای اسب پیری که به زودی میمیره

888
01:01:49,521 --> 01:01:52,622
<i>مرد گرد پسر رو توی عمق یک چاه قدیمی انداخت</i>

889
01:01:52,624 --> 01:01:55,228
آه!!

890
01:01:56,496 --> 01:01:59,129
<i>در پایین چاه زمرد وجود داشت</i>

891
01:01:59,131 --> 01:02:03,200
<i>و مرد گرد اونها رو میخواست بیاره بالا
برای  غرامت یونجه های هدر رفته ش</i>

892
01:02:03,202 --> 01:02:05,568
تو اون زمرد ها رو برای من میاری

893
01:02:05,570 --> 01:02:07,604
- <i>اسمش چی بود؟</i>
- <i>مرد گرد؟</i>

894
01:02:07,606 --> 01:02:09,372
نه، پسره

895
01:02:09,374 --> 01:02:12,609
تو نمیتونی یه قصه برای یه پسری بگی و اسمی به اون پسر ندی

896
01:02:12,611 --> 01:02:14,544
بهش یه اسمی بده
قبل اینکه خودم بهش اسم بدم

897
01:02:14,546 --> 01:02:16,414
سلیمان.

898
01:02:16,416 --> 01:02:18,919
اسمش سلیمانه

899
01:02:19,552 --> 01:02:21,385
اسم خوبیه

900
01:02:21,387 --> 01:02:24,354
سلیمان ته چاه زمرد دراز کشید

901
01:02:24,356 --> 01:02:27,457
- <i>ناگهان اسکلت هایی رو دید</i>

902
01:02:27,459 --> 01:02:32,296
<i>سه اسکلتی که هر کدوم زمردی رو توی دست های استخونی شون چنگ زده بودن</i>

903
01:02:32,298 --> 01:02:34,131
- <i>اون داد زد برای کمک.</i>
-!!کمک

904
01:02:34,133 --> 01:02:37,267
<i>اسب پیر بیچاره از بالا توی چاه رو نگاه کرد</i>

905
01:02:37,269 --> 01:02:40,171
<i>ولی اسب یه کار خیلی خارق العاده انجام داد</i>

906
01:02:40,173 --> 01:02:43,106
<i>اون با صدای همه حیوانات شیهه ای کشید</i>

907
01:02:43,108 --> 01:02:47,280


908
01:02:52,751 --> 01:02:56,053
<i>سلیمان بالا رفت و رفت تا بالا</i>

909
01:02:56,055 --> 01:02:58,421
<i>و اون از اسب برای نجات جونش تشکر کرد</i>

910
01:02:58,423 --> 01:03:01,260
- ممنونم که جونم رو نجات دادی

911
01:03:06,131 --> 01:03:08,599
<i> ...سلیمان سه تا زمرد تو دستش داشت</i>

912
01:03:08,601 --> 01:03:11,602
- <i>و اون از مرد گرد در ازاش درخواست غذا کرد</i>

913
01:03:11,604 --> 01:03:13,336
<i>اون گرسنه بود</i>

914
01:03:13,338 --> 01:03:15,606
<i>ولی مرد گرد بدجنس و بی ارزش بود </i>

915
01:03:15,608 --> 01:03:19,477
<i>او یک تور ماهیگیری رو به سمت سلیمان پرتاب کرد
و بهش گفت غذای خودش رو به دست بیاره</i>

916
01:03:19,479 --> 01:03:22,747
- <i>این دقیقا همون چیزی بود که سلیمان نیاز داشت</i>
- !ها!ها

917
01:03:22,749 --> 01:03:25,149
<i>چیزی که باهاش میشه به دام انداخت</i>

918
01:03:25,151 --> 01:03:26,751
<i>ولی به محض اینکه سلیمان رفت</i>

919
01:03:26,753 --> 01:03:30,488
<i>روح سه تا اسکلت از اون سه زمرد بیرون اومدن</i>

920
01:03:30,490 --> 01:03:33,457
<i>گشتن و چرخیدن و مرد گرد رو ترسوندن</i>

921
01:03:33,459 --> 01:03:36,760
<i>و انتقام ترسناکی به خاطر گرفتن جونشون از اون مرد گرد گرفتند</i>

922
01:03:36,762 --> 01:03:39,131


923
01:03:41,034 --> 01:03:44,667
<i>سلیمان و اسب سفرشون رو به سمت کوهستان ادامه دادن</i>

924
01:03:44,669 --> 01:03:48,171
<i>ولی اسب  هی کند و کندتر میشد</i>

925
01:03:48,173 --> 01:03:51,541
<i>او نیاز داشت که استراحت کند
خیلی خیلی پیر شده بود</i>

926
01:03:51,543 --> 01:03:54,445
<i>و سلیمان یک سرپناهی برای اسب درست کرد</i>

927
01:03:54,447 --> 01:03:57,148
<i>و بهش گفت منتظرش بمونه</i>

928
01:03:57,150 --> 01:03:59,517
- <i>...اسب اعتراض کرد</i>

929
01:03:59,519 --> 01:04:03,454
<i>ولی سلیمان میدونست باید با پادشاه فیل و پلنگ ها رو به رو بشه</i>

930
01:04:03,456 --> 01:04:05,088
<i>با همه شون به تنهایی</i>

931
01:04:05,090 --> 01:04:07,126
من دوباره میبینمت
اسب پیر

932
01:04:09,327 --> 01:04:11,398
<i>و او تنها رفت </i>

933
01:04:23,809 --> 01:04:26,142
فردا چهار شنبه ست

934
01:04:26,144 --> 01:04:29,148
من برمیگردم اونجا
به زندان

935
01:04:30,749 --> 01:04:33,085
بعد اونا میذارن من ببینم پدرم رو

936
01:04:54,273 --> 01:04:56,307
از حالا به بعد توی خونه میمونی

937
01:04:56,309 --> 01:04:58,575
- این خیلی خطرناکه
- نه ماما جان

938
01:04:58,577 --> 01:05:00,778
- ما به خوبی از پیش مبیریم بیرون رو
- "ما"؟؟

939
01:05:00,780 --> 01:05:04,715
من و دلاور ! اونم یه دختر
ما با هم کار میکنیم

940
01:05:04,717 --> 01:05:08,452
ما به پسر عموم توی مزار نامه نوشتیم تا قرار یک عروسی رو بگذاریم براای خواهرت توی مزار

941
01:05:08,454 --> 01:05:10,588
اونا جواب نامه رو دادن و قبول کردن

942
01:05:10,590 --> 01:05:13,457
یکی پس فردا میاد دنبالمون تا ما رو ببره

943
01:05:13,459 --> 01:05:15,358
- تو دیگه لازم نیست این کار رو بکنی
- چی؟؟

944
01:05:15,360 --> 01:05:17,361
ما نمیتونیم اینجوری ادامه بدیم

945
01:05:17,363 --> 01:05:19,863
- ما نمیتونیم وابسه به تو باشیم تا زنده بمونیم
- چرا؟؟؟

946
01:05:19,865 --> 01:05:21,731
من به خوبی میتونم خرج شما رو بدم

947
01:05:21,733 --> 01:05:23,901
این شغلی برای یه بچه نیست

948
01:05:23,903 --> 01:05:26,437
چجوری میتونیم بدون بابا بریم؟؟

949
01:05:26,439 --> 01:05:28,905
هر روز با زخم و تاول میای خونه

950
01:05:28,907 --> 01:05:32,611
هر روز میری بیرون ،
و من نمیدونم که باز دوباره میبینمت یا نه

951
01:05:33,746 --> 01:05:35,745
من نمیتونم تو رو هم از دست بدم

952
01:05:35,747 --> 01:05:37,747
من نمیام

953
01:05:37,749 --> 01:05:40,818
بابا ممکنه برگرده خونه
و هیچ کسی مننتظرش نباشه اینجا؟

954
01:05:40,820 --> 01:05:43,254
تا کی باید منتظر بمونیم؟

955
01:05:43,256 --> 01:05:45,689
تا وقتی در موردت بفهمن و تو رو هم ازم بگیرن؟

956
01:05:45,691 --> 01:05:47,925
تا وقتی که مجبور بشم زکی رو بفرستم بیرون تا برمون خرجی در بیاره؟؟

957
01:05:47,927 --> 01:05:50,227
بذار من برم بابا رو ببینم قبل از اینکه بریم

958
01:05:50,229 --> 01:05:52,428
بذار برم بهش بگم کجا داریم میریم

959
01:05:52,430 --> 01:05:54,832
- !پروانه
- بذار من عصاش رو براش ببرم

960
01:05:54,834 --> 01:05:56,566
بعدش من با شما میام

961
01:05:56,568 --> 01:06:00,504
بعدش من یه خواهر خوب و یه دختر خوب میشم

962
01:06:00,506 --> 01:06:02,109
قول میدم

963
01:06:02,909 --> 01:06:04,510
قول میدم

964
01:06:07,313 --> 01:06:10,117


965
01:06:19,592 --> 01:06:21,258
خواهش میکنم نرو

966
01:06:21,260 --> 01:06:23,827
خواهش میکنم ! الان خیلی خطرناکه

967
01:06:23,829 --> 01:06:26,396
ماما جان!! من میرم

968
01:06:26,398 --> 01:06:28,265
من امشب قبل از ساعت خاموشی میام

969
01:06:28,267 --> 01:06:30,800
- !!نه، سلیمان
- ماما جان.

970
01:06:30,802 --> 01:06:34,271
- تو نمیتونی برگردی
- بذار بره الان

971
01:06:34,273 --> 01:06:36,409
بذار پروانه بره

972
01:06:39,811 --> 01:06:42,515


973
01:06:43,615 --> 01:06:45,552
!!آه

974
01:06:52,457 --> 01:06:54,561
پروانه

975
01:07:27,927 --> 01:07:29,595


976
01:07:30,595 --> 01:07:32,231
!دلاور

977
01:07:33,666 --> 01:07:36,600
تو ترسوندی منو نصف جونم کردی

978
01:07:36,602 --> 01:07:38,602
من دنبالت همه جا رو گشتم

979
01:07:38,604 --> 01:07:41,537
چرا؟ میخوای امروز با من چای فروشی کنی؟

980
01:07:41,539 --> 01:07:45,441
- نه، من نمیتونم
- هی، کمی آبنات برای زکی میخوای؟

981
01:07:45,443 --> 01:07:48,280
ما داریم کابل رو ترک میکنیم
فردا

982
01:07:49,881 --> 01:07:51,749
داری منو ترک میکنی؟؟

983
01:07:51,751 --> 01:07:54,885
قرار گذاشتن
کاری از دست من برنمیاد

984
01:07:54,887 --> 01:07:59,023
خواهر من توی مزار شریف ازدواج میکنه

985
01:07:59,025 --> 01:08:00,624
من دارم برمیگردم به زندان

986
01:08:00,626 --> 01:08:02,626
من یکی رو پیدا کردم که میتونه بهم کمک کنه

987
01:08:02,628 --> 01:08:04,861
و من لازم دارم پول بیشتری به دست بیارم تا بتونم به نگهبان رشوه بدم

988
01:08:04,863 --> 01:08:06,763
من امروز لازمش دارم

989
01:08:06,765 --> 01:08:09,932
تو فقط یه مشت دیگه به شکمت میخوری
این یه فکر احمقانه س

990
01:08:09,934 --> 01:08:11,769
من نمیخوام ایندفه این اتفاق بیفته

991
01:08:11,771 --> 01:08:14,905
- من گفتم این یه فکر احمقانه س
- خواهش میکنم کمکم کن

992
01:08:14,907 --> 01:08:16,774
میخوای چیکار کنی؟

993
01:08:16,776 --> 01:08:20,043
یه خورده پول جادو کنی تو دستات مثل اون قصه های بچه گونه ت؟؟

994
01:08:20,045 --> 01:08:22,745
اینجوری نمیشه ،
پروانه

995
01:08:22,747 --> 01:08:24,715
من نمیتونم کمکت کنم

996
01:08:24,717 --> 01:08:28,819
حالا فرار کن برو سمت مزار شریف
و یه جشن عروسی خوبی داشته باش

997
01:08:28,821 --> 01:08:32,922
شاید اونا برای تو هم یه شوهر خوب پیدا کنن
و همه مشکلاتت تموم بشه

998
01:08:32,924 --> 01:08:35,359
تا بعد عروسی
حداقل

999
01:08:35,361 --> 01:08:36,796
تو احمقی

1000
01:08:39,932 --> 01:08:41,601
!دلاور

1001
01:08:42,668 --> 01:08:44,304
!!شاذیه

1002
01:08:52,812 --> 01:08:54,944
!!شاذیه

1003
01:08:54,946 --> 01:08:56,879
با ما بیا

1004
01:08:56,881 --> 01:08:59,416
نمیتونم

1005
01:08:59,418 --> 01:09:02,554
بابام تا خود مزار میاد دنبالم تا بکشتم

1006
01:09:04,423 --> 01:09:07,427
من نمیتونم کابل رو ترک کنم،
پروانه ، اینجوری نه

1007
01:09:09,628 --> 01:09:12,363
- بیا ، بگیر اینو
- من نمیتونم پول تو رو بگیرم

1008
01:09:12,365 --> 01:09:14,334
خواهش میکنم بگیرش

1009
01:09:17,436 --> 01:09:19,837
برو و بابا ت رو ببین

1010
01:09:19,839 --> 01:09:23,907
بهش بگو دخترش یه دختر خوبیه

1011
01:09:23,909 --> 01:09:27,580
!!بگو دلاور اینو گفت

1012
01:09:33,853 --> 01:09:36,587
!!هی ، دلاور

1013
01:09:36,589 --> 01:09:38,721
چیه؟؟

1014
01:09:38,723 --> 01:09:41,458
من تو رو توی ساحلی که درباره ش حرف میزدی میبینمت

1015
01:09:41,460 --> 01:09:44,127
جایی که ماه آب رو هل میده

1016
01:09:44,129 --> 01:09:46,029
20 سال بعد از الان

1017
01:09:46,031 --> 01:09:49,166
من فکر نکنم اون موقع بتونم تو رو بشناسم آتیش

1018
01:09:49,168 --> 01:09:53,372
خب ، تو میتونی به من یه سری سنگ آبی خشگل بفروشی
با قیمت زیاد

1019
01:09:55,407 --> 01:09:57,477
پس تا دفعه بعد

1020
01:10:00,478 --> 01:10:02,745
پس تا دفعه بعد

1021
01:10:02,747 --> 01:10:05,485


1022
01:10:11,756 --> 01:10:13,759


1023
01:10:20,799 --> 01:10:23,033
سلام علیکم
شما فاطمه هستید؟

1024
01:10:23,035 --> 01:10:24,234
بله من فاطمه م

1025
01:10:24,236 --> 01:10:27,503
من پسر پسرعموی شما هستم اسمم محمده
عبدل من رو از مزار فرستاده

1026
01:10:27,505 --> 01:10:29,873
خانواده ت رو جمع کن
ما باید همین الان فورا بریم

1027
01:10:29,875 --> 01:10:33,644
نه ، میبینی، تو قرار نبود اینقدر زود بیای

1028
01:10:33,646 --> 01:10:36,180
پسرم بیرونه! ما باید منتظرش باشیم تا برگرده

1029
01:10:36,182 --> 01:10:37,948
داره یه جنگ شروع میشه
نشنیدید مگه؟؟

1030
01:10:37,950 --> 01:10:40,050
ما باید همین الان بریم
قبل از اینکه راه ها رو ببندن

1031
01:10:40,052 --> 01:10:42,819
ما باید منتظر باشیم تا اون برگرده
!!من باید منتظر دخترم باشم

1032
01:10:42,821 --> 01:10:45,122
پسر ؟ دختر؟؟ کدومشه؟؟

1033
01:10:45,124 --> 01:10:46,989
وسائلت رو جمع کن ما همین الان میریم

1034
01:10:46,991 --> 01:10:49,892
من بدون پروانه نمیرم
ما باید صبر کنیم

1035
01:10:49,894 --> 01:10:51,895
خودت رو خوش شانس حساب کن پیرزن
که دارم با خودم میبرمت

1036
01:10:51,897 --> 01:10:53,896
دختر و بچه بیشتر می ارزن

1037
01:10:53,898 --> 01:10:55,798
من این همه راه رو نیومدم واسه هیچی

1038
01:10:55,800 --> 01:10:58,235
اگه الان نریم دیگه نمیتونیم بریم اصلا

1039
01:10:58,237 --> 01:11:00,770
- بچه م ! بده بهم بچه م رو
- بریم

1040
01:11:00,772 --> 01:11:02,674
- زکی! زکی

1041
01:11:03,709 --> 01:11:06,243
بچه م رو بده
بچه م رو بده

1042
01:11:06,245 --> 01:11:08,415
- نه! بده ش به من
- !بریم ! بریم

1043
01:11:19,825 --> 01:11:21,594


1044
01:11:23,562 --> 01:11:25,828
- سلام کوچولو
- سلام

1045
01:11:25,830 --> 01:11:29,132
کجا داری میری با اون عصای پیرمرد؟

1046
01:11:29,134 --> 01:11:31,735
این مال بابا مه

1047
01:11:31,737 --> 01:11:34,707
دارم براش میبرم
توی زندان

1048
01:11:35,840 --> 01:11:37,477
دارم میبینم

1049
01:11:38,244 --> 01:11:40,479
ما اونوری داریم میریم

1050
01:11:47,652 --> 01:11:49,285
- بچه م رو بده

1051
01:11:49,287 --> 01:11:52,823
- !!اگه میخوای بچه رو نگه داری با من بیا
- !!زکی

1052
01:11:52,825 --> 01:11:54,858
دخترم
اون بیرونه

1053
01:11:54,860 --> 01:11:57,261
پس تو چه احمقی هستی که اون تنهایی فرستادی اون بیرون؟

1054
01:11:57,263 --> 01:12:00,163
سوار شو
وگرنه اون تنها بچه ت نخواهد بود که امروز از دستش میدی

1055
01:12:00,165 --> 01:12:02,966
...نکن
!!بچه م رو بده

1056
01:12:02,968 --> 01:12:04,868
ساکتش کن

1057
01:12:04,870 --> 01:12:06,837
التماست میکنم

1058
01:12:06,839 --> 01:12:11,744
- !!منتظر دخترم بمون

1059
01:12:53,117 --> 01:12:54,987


1060
01:12:58,957 --> 01:13:02,191
بیا ثریا ما باید یه آتیش درست کنیم

1061
01:13:02,193 --> 01:13:03,993


1062
01:13:03,995 --> 01:13:05,796
من دنبال روشن هستم

1063
01:13:05,798 --> 01:13:08,131
!هی
من دنبال روشن هستم

1064
01:13:08,133 --> 01:13:11,601
من دنبال روشن هستم
من دنبال روشن هستم

1065
01:13:11,603 --> 01:13:14,837
من دنبال روشن هستم
من دنبال روشن هستم

1066
01:13:14,839 --> 01:13:17,039
- !در رو باز کن
- برو کنار از جلوی در! بچه احمق

1067
01:13:17,041 --> 01:13:19,309
- من دنبال روشن هستم
- گمشو از اینجا بیرون

1068
01:13:19,311 --> 01:13:21,278
- !من دنبال روشن هستم
- تو احمقی؟

1069
01:13:21,280 --> 01:13:22,878
- من دنبال روشن هستم
- !خفه شوو

1070
01:13:22,880 --> 01:13:24,247
- اینجا چیکار میکنی؟؟
-

1071
01:13:24,249 --> 01:13:27,184
چیزی نیست
این پسر منه

1072
01:13:27,186 --> 01:13:29,688
داخل تو رو میخوان

1073
01:13:31,389 --> 01:13:33,323
اون بچه نیاز به تربیت داره

1074
01:13:33,325 --> 01:13:35,128
این مربوط به خودمه

1075
01:13:38,097 --> 01:13:41,898
محض رضای خدا اینجا چیکار میکنی؟؟؟

1076
01:13:41,900 --> 01:13:45,368
امروز چهارشنبه س
من اومدم پسر عموت روشن رو ببینم

1077
01:13:45,370 --> 01:13:48,638
اینجا جنگ شروع شده

1078
01:13:48,640 --> 01:13:50,774
روشن رفته بجنگه

1079
01:13:50,776 --> 01:13:55,048
‫ما از شهر اومدیم که زندان رو از افرادی که
‫حاضر نیستن برامون بجنگن، پاکسازی کنیم

1080
01:13:56,281 --> 01:13:58,080
- معلم...
- زنده س؟

1081
01:13:58,082 --> 01:13:59,749
نمیدونم

1082
01:13:59,751 --> 01:14:03,856
معلم بابای منه
من پروانه م دخترش

1083
01:14:04,990 --> 01:14:07,660
کمکش کن ! لطفا

1084
01:14:09,894 --> 01:14:13,029
‫اگه تا قبل از غروب خورشید
‫برنگشتم، از اینجا برو

1085
01:14:13,031 --> 01:14:16,800
‫تا می‌تونی از اینجا دور
‫شو و فرار کن!

1086
01:14:16,802 --> 01:14:19,168
نمیتونی بعد از غروب آفتاب اینجا بمونی
میفهمی؟

1087
01:14:19,170 --> 01:14:20,703
- ممنونم
- میفهمی؟؟؟

1088
01:14:20,705 --> 01:14:22,838
- بله
- تا اون موقع خودت رو قایم کن

1089
01:14:22,840 --> 01:14:24,876


1090
01:14:34,786 --> 01:14:38,888
زمانی اینجا یک پسر جوان بود به نام سلیمان

1091
01:14:38,890 --> 01:14:41,858
‫اون می‌دونست که قلبش مقدر
‫شده که به مردمش خدمت کنه،

1092
01:14:41,860 --> 01:14:43,896
و وقتش داشت تموم میشد

1093
01:14:51,170 --> 01:14:52,802


1094
01:14:52,804 --> 01:14:56,306
ممنونم
خیلی ممنون

1095
01:14:56,308 --> 01:14:59,842
- بیا! سوار ماشین شو
- ما باید برای دخترم برگردیم

1096
01:14:59,844 --> 01:15:02,648
!!من گفتم بیا اینجا همین الان

1097
01:15:03,314 --> 01:15:05,248
ما با تو نمیایم

1098
01:15:05,250 --> 01:15:07,050
ماما جان؟؟

1099
01:15:07,052 --> 01:15:10,153
تو همین الان میای
میشنوی؟؟

1100
01:15:10,155 --> 01:15:13,925
تو میای اینجا همونجوری که بهت گفتم

1101
01:15:15,126 --> 01:15:17,929
تو بیا اینجا همین الان

1102
01:15:19,063 --> 01:15:22,798
ما با تو نمیایم
فقط سوار ماشینت شو و از ما دور شو

1103
01:15:22,800 --> 01:15:26,136
سوار ماشین شید
!!همین الان سوار ماشین شید

1104
01:15:26,138 --> 01:15:28,274
!ماما جان

1105
01:15:32,777 --> 01:15:35,947
سلیمان! سلیمان

1106
01:15:37,482 --> 01:15:39,818
!شجاع باش سلیمان

1107
01:15:42,487 --> 01:15:44,823


1108
01:16:08,280 --> 01:16:11,050


1109
01:16:13,384 --> 01:16:15,287


1110
01:16:30,302 --> 01:16:32,068
بدو ثریا

1111
01:16:32,070 --> 01:16:34,270
- زکی رو بگیر و همین الان بدو
-  !ماما

1112
01:16:34,272 --> 01:16:36,308
برو ! همینطور بدو

1113
01:16:40,978 --> 01:16:45,016
تو... بذار... ما... بریم.

1114
01:16:50,522 --> 01:16:52,792


1115
01:16:55,594 --> 01:16:57,493
در رو باز کن

1116
01:16:57,495 --> 01:16:58,962
با این داری چیکار میکنی؟

1117
01:16:58,964 --> 01:17:02,769
اون مرده ! دارم میذارمش با بقیه
در رو باز کن بذار رد شم

1118
01:17:17,582 --> 01:17:19,282
- حرکت کن! حرکت کن! جرکت کن! جرکت کن!
- بایست!

1119
01:17:19,284 --> 01:17:22,852
- به خط بایستید ! همه تون ! همه تون
- !بایست

1120
01:17:22,854 --> 01:17:24,421
!من گفتم بایست

1121
01:17:24,423 --> 01:17:26,590
‫بزودی تاریک میشه

1122
01:17:26,592 --> 01:17:29,191
رزاق؟

1123
01:17:29,193 --> 01:17:31,194
رزاق؟ رزاق؟

1124
01:17:31,196 --> 01:17:34,597


1125
01:17:34,599 --> 01:17:37,333


1126
01:17:37,335 --> 01:17:40,173


1127
01:17:42,573 --> 01:17:44,541
سلیمان

1128
01:17:44,543 --> 01:17:46,813
سلیمان

1129
01:17:47,345 --> 01:17:48,611
<i>آینه میدرخشه</i>

1130
01:17:48,613 --> 01:17:50,950
<i>ازش استفاده کن و پلنگ ها رو کور کن</i>

1131
01:18:03,262 --> 01:18:06,363
<i>اون تور ماهی گیری به دام میندازتشون
بنداز دور همه شون</i>

1132
01:18:06,365 --> 01:18:08,835
ها

1133
01:18:12,905 --> 01:18:15,638


1134
01:18:15,640 --> 01:18:18,311


1135
01:18:25,918 --> 01:18:27,987


1136
01:18:31,956 --> 01:18:34,326


1137
01:18:43,701 --> 01:18:46,168
رزاق! رزاق

1138
01:18:46,170 --> 01:18:49,004
رزاق! من اومدم دنبال پدرم

1139
01:18:49,006 --> 01:18:50,910
من اومدم دنبال بابا م

1140
01:18:51,543 --> 01:18:54,043
بذارش زمین

1141
01:18:54,045 --> 01:18:56,147
گفتم بذارش زمین

1142
01:19:01,519 --> 01:19:04,154
میبینی؟
داره چه اتفاقی میفته؟

1143
01:19:04,156 --> 01:19:07,390
کجا داری میبری ش؟
کی اون بیرونه؟

1144
01:19:07,392 --> 01:19:09,993
اونطرف و نگاه کن، نمی‌تونی؟

1145
01:19:09,995 --> 01:19:12,164
این فقط یه مرده
چه اهمیتی داره؟

1146
01:19:13,298 --> 01:19:14,166


1147
01:19:15,968 --> 01:19:18,568
برو

1148
01:19:18,570 --> 01:19:20,369
برو

1149
01:19:20,371 --> 01:19:22,305
‫برو، مگر اینکه بخوای منو بکشی!

1150
01:19:22,307 --> 01:19:24,175


1151
01:19:26,010 --> 01:19:28,677
من جیغ میزنم و لعنتت میکنم

1152
01:19:28,679 --> 01:19:32,681
تا زمانیکه آخرین نفسم بدنم رو ترک کنه

1153
01:19:32,683 --> 01:19:34,387
برو

1154
01:19:36,021 --> 01:19:37,619


1155
01:19:37,621 --> 01:19:40,459
تو دیوونه ای! دیوونه ای

1156
01:19:42,059 --> 01:19:44,296
میتونی همینجا  بیرون اینجا بمیری هیچ مهم نیست

1157
01:19:44,729 --> 01:19:46,061
بمیر

1158
01:19:46,063 --> 01:19:48,364


1159
01:19:48,366 --> 01:19:51,403


1160
01:20:09,720 --> 01:20:11,490
‫سلیمان

1161
01:20:12,557 --> 01:20:14,160
‫سلیمان

1162
01:20:15,360 --> 01:20:16,626
‫سلیمان

1163
01:20:16,628 --> 01:20:18,627


1164
01:20:18,629 --> 01:20:21,467


1165
01:20:23,802 --> 01:20:26,237
من نیومدم تو رو بکشم

1166
01:20:29,508 --> 01:20:34,013


1167
01:20:37,049 --> 01:20:38,782
‫سلیمان!!

1168
01:20:38,784 --> 01:20:40,516
<i>با قصه ت آرومش کن</i>

1169
01:20:40,518 --> 01:20:43,319
<i>قصه ای که ماما جان نمیتونه درباره ش حرف بزنه</i>

1170
01:20:43,321 --> 01:20:44,753
<i>بهش بگو</i>

1171
01:20:44,755 --> 01:20:46,655
‫سلیمان!!

1172
01:20:46,657 --> 01:20:48,658
اسم من سلیمانه

1173
01:20:48,660 --> 01:20:50,760
- <i>بهش بگو چه اتفاقی افتاد</i>

1174
01:20:50,762 --> 01:20:53,430
<i>بهش قصه خودت رو بگو</i>

1175
01:20:53,432 --> 01:20:54,797
اسم من سلیمانه

1176
01:20:54,799 --> 01:20:57,100
مادرم یه نویسنده س

1177
01:20:57,102 --> 01:20:58,834
پدرم یک معلمه

1178
01:20:58,836 --> 01:21:02,372
و خواهرهام همیشه با هم دعوا میکنن

1179
01:21:02,374 --> 01:21:04,774
یه روزی من یه اسباب بازی تو خیابون پیدا کردم

1180
01:21:04,776 --> 01:21:06,743
من برش داشتم

1181
01:21:06,745 --> 01:21:08,477
اون منفجر شد

1182
01:21:08,479 --> 01:21:10,180


1183
01:21:10,182 --> 01:21:12,815
من یادم نمیاد بعدش چه اتفاقی افتاد

1184
01:21:12,817 --> 01:21:14,617
چون اون پایانش بود

1185
01:21:14,619 --> 01:21:17,654
<i>داره جواب میده ! بهش بگو سلیمان ! بهش بگو!</i>

1186
01:21:17,656 --> 01:21:20,190
اسم من سلیمانه!

1187
01:21:20,192 --> 01:21:22,158
مادرم یه نویسنده س

1188
01:21:22,160 --> 01:21:24,394
پدرم یک معلمه

1189
01:21:24,396 --> 01:21:27,329
و خواهرهام همیشه با هم دعوا میکنن

1190
01:21:27,331 --> 01:21:28,864
یه روزی من یه اسباب بازی تو خیابون پیدا کردم

1191
01:21:28,866 --> 01:21:31,367
من برش داشتم

1192
01:21:31,369 --> 01:21:32,604
اون منفجر شد

1193
01:21:39,443 --> 01:21:41,246
این پایانش بود!!

1194
01:21:42,613 --> 01:21:44,183
اسم من سلیمانه!

1195
01:21:46,151 --> 01:21:47,617
مادرم یه نویسنده س

1196
01:21:47,619 --> 01:21:49,718
یه روزی من یه اسباب بازی تو خیابون پیدا کردم

1197
01:21:49,720 --> 01:21:51,421
پدرم یک معلمه

1198
01:21:51,423 --> 01:21:54,457
- <i>من برش داشتم..</i>
- و خواهرهام همیشه با هم دعوا میکنن

1199
01:21:54,459 --> 01:21:55,891
<i>اون منفجر شد.</i>

1200
01:21:55,893 --> 01:21:57,827
یه روزی من یه اسباب بازی تو خیابون پیدا کردم.

1201
01:21:57,829 --> 01:22:00,163
<i>من یادم نمیاد بعدش چه اتفاقی افتاد.</i>

1202
01:22:00,165 --> 01:22:02,297
من برش داشتم.

1203
01:22:02,299 --> 01:22:04,436
<i>چون اون پایانش بود.</i>

1204
01:22:07,472 --> 01:22:09,471
[پروانه]
<i>فیل تغییر شکل داد</i>

1205
01:22:09,473 --> 01:22:11,874
<i>اون کیسه بذر رو از وسط کوهستان برداشت</i>

1206
01:22:11,876 --> 01:22:14,444
<i>و به سلیمان پسش داد.</i>

1207
01:22:14,446 --> 01:22:17,446
<i>سلیمان به روستای خودش برگشت.</i>

1208
01:22:17,448 --> 01:22:20,682
<i>اونجا چقد رقصیدن و آواز خوندن بود</i>

1209
01:22:20,684 --> 01:22:23,254
<i>و خندیدن و غذا خوردن بود.</i>

1210
01:22:30,695 --> 01:22:32,363
رزاق؟

1211
01:22:38,603 --> 01:22:39,868
بابا؟

1212
01:22:39,870 --> 01:22:42,507
بابا؟
اون زنده س؟

1213
01:22:43,909 --> 01:22:47,409
این خون اون نیست
اون زنده ست

1214
01:22:47,411 --> 01:22:48,680


1215
01:23:02,460 --> 01:23:04,396


1216
01:23:07,831 --> 01:23:10,600
از اینجا برو دیگه الان بچه
همین الان

1217
01:23:10,602 --> 01:23:13,272
هرچقد که میتونی سریعتر

1218
01:24:15,599 --> 01:24:16,966


1219
01:24:16,968 --> 01:24:18,767
اون ماهه

1220
01:24:18,769 --> 01:24:20,371


1221
01:24:25,977 --> 01:24:27,613
ثریا

1222
01:24:28,545 --> 01:24:31,748
- ث... ری... ثریا

1223
01:24:31,750 --> 01:24:33,983
- ماما؟
- ثریا

1224
01:24:33,985 --> 01:24:36,351
خب...

1225
01:24:36,353 --> 01:24:37,789


1226
01:24:40,959 --> 01:24:45,264
[پروانه] <i>ما سرزمینی هستیم که
مردمانش بزرگترین گنجینه آن است.</i>

1227
01:24:49,634 --> 01:24:53,639
<i>ما در لبه امپراتوری هایی هستیم
که با یکدیگر در جنگ هستند</i>

1228
01:24:55,973 --> 01:24:57,610
پر...

1229
01:24:59,643 --> 01:25:01,579
پروانه.

1230
01:25:03,348 --> 01:25:07,684
ما یک سرزمین گسسته در چنگال کوه های های  هندوکش هستیم

1231
01:25:07,686 --> 01:25:11,256
سوزانده شده توسط چشمان آتشین صحراهای شمالی

1232
01:25:12,557 --> 01:25:16,728
زمین سنگی سیاه
در برابر قله های یخ

1233
01:25:18,330 --> 01:25:21,797
ما آریانا هستیم

1234
01:25:21,799 --> 01:25:24,736
<i>سرزمین نجابت</i>

1235
01:25:26,103 --> 01:25:29,739
<i>قدرت کلماتت را بالا ببر
نه صدایت را</i>

1236
01:25:29,741 --> 01:25:32,941
<i>این باران است که باعث میشود گل بروید</i>

1237
01:25:32,943 --> 01:25:35,347
<i>نه غرش آسمان</i>

1238
01:25:35,349 --> 01:25:40,349
<i><font color=RED>::..WwW.Persian2Movie.Com..::

1239
01:27:52,183 --> 01:27:57,220
<i>♪ حجاب ماه
زیر ابرها ♪</i>

1240
01:27:57,222 --> 01:28:02,691
<i>♪ زندگی به جلو هل میدهد
از میان یک پوشش سیاه ♪</i>

1241
01:28:02,693 --> 01:28:07,730
<i>♪ دایره ای از جنس حلقه نور،  تاج را تشکیل میدهد ♪</i>

1242
01:28:07,732 --> 01:28:11,702
<i>♪ تا بدرخشد ♪</i>

1243
01:28:13,036 --> 01:28:18,039
<i>♪ بدون لحظه های رنگارنگ
که در آسمان ها منتظر است ♪</i>

1244
01:28:18,041 --> 01:28:23,578
<i>♪ غبار را باز کن
همانطور که شب از بین میرود  ♪</i>

1245
01:28:23,580 --> 01:28:28,551
<i>♪ سایه بلند خواهد شد
باد شدت خواهد گرفت ♪</i>

1246
01:28:28,553 --> 01:28:32,888
<i>♪و ماه قیام خواهد کرد ♪</i>

1247
01:28:32,890 --> 01:28:38,127
<i>♪ اکنون چشمانت را ببند ♪</i>

1248
01:28:38,129 --> 01:28:43,199
<i>♪با امواج حرکت کن ♪</i>

1249
01:28:43,201 --> 01:28:46,535
<i>♪ با خوشی برقص ♪</i>

1250
01:28:46,537 --> 01:28:48,604
<i>♪ تا باور کنی ♪</i>

1251
01:28:48,606 --> 01:28:54,612
<i>♪ تو تمام آنچه که باید باشی هستی ♪</i>

1252
01:29:15,232 --> 01:29:20,703
<i>♪ همه در سکون دور هم جمع شدند ♪</i>

1253
01:29:20,705 --> 01:29:25,874
<i>♪ افتاده در آتش
تاج مشتعل ♪</i>

1254
01:29:25,876 --> 01:29:31,113
<i>♪ رقصنده در میان دود
تا صدای چوب ♪</i>

1255
01:29:31,115 --> 01:29:34,652
<i>♪ شعله ها بیرون می آیند ♪</i>

1256
01:29:36,120 --> 01:29:41,257
<i>♪ نفس اقیانوس
نفس زمین ♪</i>

1257
01:29:41,259 --> 01:29:46,695
<i>♪ نفس کوه
زخم های غرق شده ما ♪</i>

1258
01:29:46,697 --> 01:29:50,932
<i>♪ صدای بیدار کننده امواج ♪</i>

1259
01:29:50,934 --> 01:29:55,870
<i>♪ برو در صداهای شب ♪</i>

1260
01:29:55,872 --> 01:30:01,276
<i>♪ اکنون چشمانت را ببند  ♪</i>

1261
01:30:01,278 --> 01:30:06,349
<i>♪ با امواج حرکت کن ♪</i>

1262
01:30:06,351 --> 01:30:09,651
<i>♪ با خوشی برقص ♪</i>

1263
01:30:09,653 --> 01:30:11,620
<i>♪ تا باور کنی ♪</i>

1264
01:30:11,622 --> 01:30:17,693
<i>♪ تو تمام آنچه باید باشی هستی ♪</i>

1265
01:30:17,695 --> 01:30:22,965
<i>♪ به سمت ماه شنا کن ♪</i>

1266
01:30:22,967 --> 01:30:25,801
<i>♪ رویای ترک کردن آتش را داشته باش ♪</i>

1267
01:30:25,803 --> 01:30:28,236
<i>♪ در تمام مدت♪</i>

1268
01:30:28,238 --> 01:30:33,242
<i>♪ در دریا غرق شو♪</i>

1269
01:30:33,244 --> 01:30:36,244
<i>♪ برقص حتی بالاتر ♪</i>

1270
01:30:36,246 --> 01:30:40,181
<i>♪ تاج خوابیده است ♪</i>

1271
01:30:40,183 --> 01:30:42,885
<i>♪ در قلب تو ♪</i>

1272
01:30:42,887 --> 01:30:47,922
<i>♪ اکنون چشمانت را ببند ♪</i>

1273
01:30:47,924 --> 01:30:52,994
<i>♪ با امواج حرکت کن ♪</i>

1274
01:30:52,996 --> 01:30:56,265
<i>♪ با خوشی برقص ♪</i>

1275
01:30:56,267 --> 01:30:58,367
<i>♪ تا باور کنی ♪</i>

1276
01:30:58,369 --> 01:31:04,209
<i>♪ تو تمام آنچه باید باشی هستی ♪</i>

1277
01:32:51,948 --> 01:32:57,856
آن سلسله موهایت اگر بر سر بازار
بازار شود از نفسش تازه چو گلزار

1278
01:33:16,072 --> 01:33:21,012
[به دل می ...
بس است دیگر..]

