1 00:00:23,700 --> 00:00:23,824 ت 2 00:00:23,825 --> 00:00:23,949 تر 3 00:00:23,950 --> 00:00:24,074 ترج 4 00:00:24,075 --> 00:00:24,199 ترجم 5 00:00:24,200 --> 00:00:24,324 ترجمه 6 00:00:24,325 --> 00:00:24,449 ترجمه 7 00:00:24,450 --> 00:00:24,574 ترجمه ش 8 00:00:24,575 --> 00:00:24,699 ترجمه شد 9 00:00:24,700 --> 00:00:24,824 ترجمه شده 10 00:00:24,825 --> 00:00:24,949 ترجمه شده 11 00:00:24,950 --> 00:00:25,074 ترجمه شده ت 12 00:00:25,075 --> 00:00:25,199 ترجمه شده تو 13 00:00:25,200 --> 00:00:25,324 ترجمه شده توس 14 00:00:25,325 --> 00:00:25,449 ترجمه شده توسط 15 00:00:25,450 --> 00:00:25,574 ترجمه شده توسطِ 16 00:00:25,575 --> 00:00:25,699 ترجمه شده توسطِ 17 00:00:25,700 --> 00:00:25,824 ترجمه شده توسطِ 18 00:00:25,825 --> 00:00:25,949 ترجمه شده توسطِ - 19 00:00:25,950 --> 00:00:26,074 ترجمه شده توسطِ -= 20 00:00:26,075 --> 00:00:26,199 ترجمه شده توسطِ -= 21 00:00:26,200 --> 00:00:26,324 ترجمه شده توسطِ -= D 22 00:00:26,325 --> 00:00:26,449 ترجمه شده توسطِ -= D 23 00:00:26,450 --> 00:00:26,574 ترجمه شده توسطِ -= D & 24 00:00:26,575 --> 00:00:26,699 ترجمه شده توسطِ -= D & 25 00:00:26,700 --> 00:00:26,824 ترجمه شده توسطِ -= D & X 26 00:00:26,825 --> 00:00:26,949 ترجمه شده توسطِ -= D & X 27 00:00:26,950 --> 00:00:27,074 ترجمه شده توسطِ -= D & X = 28 00:00:27,075 --> 00:00:29,575 ترجمه شده توسطِ -= D & X =- 29 00:00:31,487 --> 00:00:34,467 بذاريد داستاني قديمي رو ، از سر براتون تعريف کنيم 30 00:00:34,877 --> 00:00:38,194 و اونوقت خواهيم ديد که . چقدر اون داستانُ به خوبي ميشناسيد 31 00:00:39,169 --> 00:00:41,808 روزي روزگاري ، دو قلمروي پادشاهي ، بودن که 32 00:00:41,910 --> 00:00:43,811 . بدترين همسايه هاي هم به شمار ميومدن 33 00:00:43,906 --> 00:00:46,839 چنان اختلاف و ناسازگاريِ بزرگي ، بينِشون بود که 34 00:00:47,041 --> 00:00:49,459 ، گفته شده تنها يک قهرمان بزرگ يا 35 00:00:49,633 --> 00:00:52,641 يک شرورِ ترسناک هست که . شايد بتونه اونارو باهم خوب کنه 36 00:00:52,825 --> 00:00:56,105 در يک پادشاهي مردمي چون من و ، شما زندگي ميکردن 37 00:00:56,195 --> 00:00:59,793 به همراه پادشاهي حريص و . خودبين که بر اونها حکمراني ميکرد 38 00:01:00,557 --> 00:01:03,266 مردم اون کشور ، همگي به . . ثروت و زيباييِ 39 00:01:03,421 --> 00:01:06,168 همسايه هاشون غبطه ميخوردن و . ناراضي بودن 40 00:01:06,634 --> 00:01:08,845 ، درمورد پادشاهي ديگر ، سرزمينِ "مور"ـها 41 00:01:08,898 --> 00:01:13,304 پُر از عادت هاي عجيب و . موجوداتِ زيباس 42 00:01:13,834 --> 00:01:16,639 و نه نيازي به پادشاه داشتن و ، نه ملکه 43 00:01:16,679 --> 00:01:18,900 . فقط اعتمادِشون به هم کافي بود 44 00:01:20,766 --> 00:01:24,678 در درختي بزرگ روي تخته سنگي ، " بزرگ در سرزمين " مور 45 00:01:24,716 --> 00:01:26,781 کسي زندگي ميکرد که . روحيه يِ بي نظيري داشت 46 00:01:26,859 --> 00:01:29,893 ، شايد فکرکنيد اون فقط يه دخترِ عاديه 47 00:01:30,709 --> 00:01:33,709 . اما ، اون هر دختري نبود 48 00:01:33,958 --> 00:01:36,662 . اون يه پري بود 49 00:02:04,384 --> 00:02:06,268 . تموم شد 50 00:02:06,975 --> 00:02:10,946 . و اسمِش ، " ملِفيسِنت " بود « ملفيسنت به معنيِ شيطان هست » 51 00:02:20,337 --> 00:02:24,111 ، " صبح بخير ، آقاي " شانتوول . چه کلاه قشنگيه 52 00:02:29,712 --> 00:02:31,949 . نه ، نه ، نکن 53 00:02:36,142 --> 00:02:39,016 . نخورد به هدف 54 00:02:39,498 --> 00:02:41,088 . صبح بخير - . صبح بخير - 55 00:02:49,201 --> 00:02:51,197 . عاشقِ طرز راه رفتنِتونم ، دخترا 56 00:03:07,438 --> 00:03:09,898 اين همه شلوغي براي چيه ؟ - . . نگهباناي مرز - 57 00:03:09,925 --> 00:03:12,202 چرا تو بايد بهش بگي ؟ . من ميخوام بهش بگم 58 00:03:12,221 --> 00:03:15,167 ، " يه قوانيني وجود داره ، " فِتِل . ايندفعه رو من ميگم ، دفعه ي بعديُ تو بگو 59 00:03:15,249 --> 00:03:17,153 . . نگهباناي مرز - . نه ، دفعه ي پيش تو گفته بودي - 60 00:03:17,228 --> 00:03:19,378 درنتيجه ، ايندفعه رو من ميگم و . دفعه ي بعدشَم " تيسوئِلت " ميگه 61 00:03:19,488 --> 00:03:20,880 چي بگيد ؟ 62 00:03:20,938 --> 00:03:23,747 ! باشه - . ممنون - 63 00:03:23,849 --> 00:03:25,439 . . ملفيسنت " ، نگهباناي مرز " 64 00:03:25,465 --> 00:03:29,169 نگهباناي مرز ، يه دزدِ انسان . توي استخرِ جواهرات پيدا کردن 65 00:03:30,537 --> 00:03:32,043 . ببخشيد 66 00:03:36,759 --> 00:03:39,462 با اين بال هاي گُنده ـش . هميشه عجله داره 67 00:03:39,512 --> 00:03:43,299 ، انسان ها ، اونَم اينجا . اميدوارم اين يه جنگ ديگه نباشه 68 00:03:54,578 --> 00:03:56,473 . من نميترسم 69 00:03:56,799 --> 00:04:00,745 درضمن ، تاحالا هيچ آدميُ . از نزديک نديدم 70 00:04:00,876 --> 00:04:02,583 . بيا بيرون 71 00:04:02,832 --> 00:04:05,452 . نه ، ميخوان منو بکُشن 72 00:04:05,688 --> 00:04:08,599 . درضمن ، قيافه ـشون خيلي ترسناکه 73 00:04:09,434 --> 00:04:11,500 . اين کاملا گُستاخانه بود 74 00:04:11,612 --> 00:04:15,674 ، " به حرفِش گوش نکن ، " بالتازار . تو کاملا خوش قيافه اي 75 00:04:17,607 --> 00:04:21,644 ، دزديدن کارِ درستي نيست . اما ، آدمارو هم بخاطرِش نميکُشيم 76 00:04:22,056 --> 00:04:25,934 . بيا بيرون ، فورا بيا بيرون 77 00:04:37,355 --> 00:04:39,386 تو کاملا بزرگ و بالغي ؟ 78 00:04:39,743 --> 00:04:41,270 . نه 79 00:04:41,681 --> 00:04:44,556 . فکرکنم فقط يه پسره 80 00:04:44,595 --> 00:04:48,537 . و فکرکنم تو هم فقط يه دختري 81 00:04:48,547 --> 00:04:50,077 تو کي هستي ؟ 82 00:04:50,120 --> 00:04:53,659 استفان " هستم ، تو کي هستي ؟ " 83 00:04:53,737 --> 00:04:55,667 . ملفيسنت " هستم " 84 00:04:58,694 --> 00:05:00,690 . آره ، درسته 85 00:05:01,307 --> 00:05:03,103 . بايد پسِش بدي 86 00:05:03,482 --> 00:05:05,135 چيُ ؟ 87 00:05:25,649 --> 00:05:29,494 اگه ميدونستم ميخواي بندازيش دور که . نگهِش ميداشتم 88 00:05:29,535 --> 00:05:31,266 . ننداختمِش دور 89 00:05:31,273 --> 00:05:34,920 ، فرستادمِش خونه . همون کاري که ميخوام با تو بکنم 90 00:05:38,776 --> 00:05:42,918 . يه روزي ، همينجا و توي قلعه زندگي ميکنم 91 00:05:46,846 --> 00:05:48,719 الان کجا زندگي ميکني ؟ 92 00:05:49,860 --> 00:05:51,762 . تو يه طويله 93 00:05:51,802 --> 00:05:53,934 پس پدر و مادرت هم کشاورزَن ؟ 94 00:05:54,079 --> 00:05:56,781 . پدر و مادرم مُردن 95 00:05:58,968 --> 00:06:00,838 . منم همينطور 96 00:06:04,124 --> 00:06:06,321 . دوباره همديگه رو ميبينيم 97 00:06:06,334 --> 00:06:08,971 خودت که ميدوني واقعا ديگه . نبايد برگردي اينجا 98 00:06:09,013 --> 00:06:10,852 . برات امن نيست 99 00:06:13,936 --> 00:06:17,974 و اگه خودم اين تصميمُ بگيرم چي ؟ اگه برگردم ، تو بازم همينجايي ؟ 100 00:06:19,060 --> 00:06:20,662 . شايد 101 00:06:23,311 --> 00:06:25,116 چي شد ؟ 102 00:06:25,153 --> 00:06:28,355 . انگشترِت ؛ آهن پري هارو ميسوزونه 103 00:06:28,402 --> 00:06:30,235 . ببخشيد 104 00:06:36,974 --> 00:06:39,048 . از بالِت خوشم مياد 105 00:06:40,692 --> 00:06:44,198 ملفيسنت " به اين فکرميکرد که چطور " . . استفان " که چيز زيادي " 106 00:06:44,240 --> 00:06:47,045 ، تو اين دنيا نداره . . . . براي اينکه دستاشون بتونن 107 00:06:47,087 --> 00:06:50,064 ، دوباره همديگه رو بگيرن . . . انگشترُ از دستِش درآورد و پرت کرد 108 00:06:50,100 --> 00:06:52,844 . اونوقت بود که قلبِش به لرزه افتاد 109 00:06:53,115 --> 00:06:56,821 اينطور بود که دزد جواني که ، اميد دزديدن جواهرُ در دل داشت 110 00:06:57,267 --> 00:07:00,210 . چيزي گرانبهاتر از جواهرُ دزديد 111 00:07:00,247 --> 00:07:02,117 ملفيسنت " ؟ " 112 00:07:04,265 --> 00:07:06,170 ملفيسنت " ؟ " 113 00:07:10,705 --> 00:07:14,340 ، بعد از اين همه وقت . ببين کي برگشته 114 00:07:15,704 --> 00:07:17,802 . فکرکردم به ريسکِش ميَرزه 115 00:07:18,329 --> 00:07:21,307 حالا براي سرگرمي چکار ميکني ؟ 116 00:07:30,350 --> 00:07:34,388 استفان " و " ملفيسنت " بي شباهت ترين " . دوستاي هم شدن 117 00:07:35,065 --> 00:07:38,708 و براي لحظه اي ، بنظر ميرسيد که . . حداقل در درونِ اونها 118 00:07:38,737 --> 00:07:43,176 تنفرِ قديميِ بين انسان و پري . . . به فراموشي سپرده شده بود 119 00:07:44,049 --> 00:07:48,453 و اون دوستي ، کم کم داشت . تبديل به چيز ديگه اي ميشد 120 00:07:55,465 --> 00:07:57,884 ، و براي تولد شانزده سالگي 121 00:07:57,911 --> 00:08:00,463 . استفان " به " ملفيسنت " هديه اي داد " 122 00:08:02,567 --> 00:08:05,568 . ميگفت اون بوسه يِ عشقِ واقعي بوده 123 00:08:08,083 --> 00:08:10,324 . اما ، براي هميشه نبود 124 00:08:12,108 --> 00:08:13,909 ، همينطور که سال ها ميگذشت 125 00:08:14,003 --> 00:08:17,038 جاه طلبيِ " استفان " اونو ، از " ملفيسنت " دور و دورتر ميکرد 126 00:08:17,265 --> 00:08:21,268 و اونو به سمت پادشاهي انسان ها ، جذب ميکرد 127 00:08:21,382 --> 00:08:24,630 درحاليکه " ملفيسنت " ، قوي ترينِ ، پري ها 128 00:08:24,733 --> 00:08:28,333 . به پا خواست تا محافظِ سرزمين " مور " شود 129 00:09:14,911 --> 00:09:17,273 ملفيسنت " بعضي وقتا خودش تنهايي " ، پرسه ميزد و 130 00:09:17,573 --> 00:09:20,612 بعضي وقتا از خودش ميپرسيد که . استفان " ممکنه کجا باشه " 131 00:09:20,876 --> 00:09:24,822 اون کسي بود که هرگز حرص و طمعِ انسان هارو درک نکرده بود ؛ 132 00:09:25,211 --> 00:09:27,738 . اما ، داشت ياد ميگرفت 133 00:09:28,180 --> 00:09:32,217 پادشاه انسان ها که درمورد قدرتِ ، رو به رشدِ سرزمين " مور " شنيده بود 134 00:09:32,441 --> 00:09:35,491 . تصميم به نابود کردنش گرفت 135 00:09:56,011 --> 00:09:58,011 ! افراد ، توقف کنيد 136 00:09:59,530 --> 00:10:01,268 ! افراد ، توقف کنيد 137 00:10:11,939 --> 00:10:13,936 . اونجاس 138 00:10:14,446 --> 00:10:18,451 سرزمين اسرارآميز " مور " که ، هيچکس بخاطر ترس از 139 00:10:18,502 --> 00:10:22,406 موجوداتِ جادويي که در کمينِشون هست ؛ . جرأت قدم گذاشتن در اونجارو نداره 140 00:10:22,434 --> 00:10:24,886 ! من که ميگم . . بريد لهِشون کنيد 141 00:10:44,437 --> 00:10:46,933 . بيشتر از اين جلو نميريد 142 00:10:48,120 --> 00:10:51,934 ، يک پادشاه از يه پريِ بالدار 143 00:10:52,038 --> 00:10:54,238 . دستور نميگيره 144 00:10:55,940 --> 00:11:00,023 . تو پادشاهِ من نيستي 145 00:11:05,936 --> 00:11:07,670 . سرِشُ برام بياريد 146 00:11:07,771 --> 00:11:09,317 ، تمام نيروها 147 00:11:13,264 --> 00:11:14,864 ! حمله 148 00:11:19,429 --> 00:11:22,378 . به پا خيزيد و درکنارَم مقاومت کنيد 149 00:11:27,385 --> 00:11:29,585 . صبر کنيد 150 00:11:41,798 --> 00:11:43,798 . موجوداتِ تاريکي هستن 151 00:12:05,606 --> 00:12:07,914 ! حمله 152 00:13:05,580 --> 00:13:07,106 ! تو 153 00:13:10,335 --> 00:13:12,079 ! براي پادشاه 154 00:13:19,243 --> 00:13:22,906 ، سرزمين " مور " رو بدست نمياريد ! نه الان و نه هرگز 155 00:13:23,008 --> 00:13:24,568 . . تو 156 00:14:03,188 --> 00:14:06,223 ، وقتي روي تخت سلطنت نشستم 157 00:14:07,026 --> 00:14:11,463 ، به مردم قول دادم که يه روزي 158 00:14:11,878 --> 00:14:16,369 سرزمين " مور " و گنج هاشُ . بدست مياريم 159 00:14:17,474 --> 00:14:20,733 ، همگيتون براي من 160 00:14:20,816 --> 00:14:25,232 سوگند وفاداري خورديد و . . و حالا 161 00:14:30,668 --> 00:14:32,665 . اعليحضرت 162 00:14:35,691 --> 00:14:38,413 . در جنگ شکست خورديم 163 00:14:38,458 --> 00:14:42,053 يعني ميراثِ من همينه ؟ 164 00:14:42,489 --> 00:14:46,129 . ميبينم که همگي منتظرِ مرگ من هستيد 165 00:14:46,675 --> 00:14:50,207 ، زمان زيادي نمونده اما ، بعدش چي ؟ 166 00:14:50,323 --> 00:14:52,883 ، جانشيني رو انتخاب ميکنم که 167 00:14:53,099 --> 00:14:56,886 . به تخت بشينه و مراقب دخترم باشه 168 00:14:57,748 --> 00:15:01,059 بين شماها ، کي لياقتِ اينکارو داره ؟ 169 00:15:02,288 --> 00:15:05,282 ! اون موجود بالدارُ بکُشيد 170 00:15:05,461 --> 00:15:07,511 ! انتقامَمو بگيريد 171 00:15:08,164 --> 00:15:11,564 ، و بعد از مرگِ من . اون شخص به تخت خواهد نشست 172 00:15:38,855 --> 00:15:40,828 ملفيسنت " ؟ " 173 00:15:41,640 --> 00:15:43,738 ملفيسنت " ؟ " 174 00:15:51,389 --> 00:15:54,811 حالا زندگي با آدما چطوره ؟ 175 00:15:57,296 --> 00:16:00,159 . ملفيسنت " ، اومدم بهت هشدار بدم " 176 00:16:00,870 --> 00:16:02,966 . اونا ميخوان تورو بکُشن 177 00:16:03,560 --> 00:16:06,466 هيچي نميتونه جلوي پادشاه "هنري"ـو . بگيره 178 00:16:08,354 --> 00:16:12,315 . خواهش ميکنم ، بايد بهم اعتماد کني 179 00:16:15,503 --> 00:16:17,747 ، از چيزاي زيادي باهم صحبت کردن و 180 00:16:17,789 --> 00:16:20,589 . از سال هايي که از دست رفته بود 181 00:16:21,163 --> 00:16:25,304 و اون ، " استفان " و حماقت و . جاه طلبيشُ بخشيد 182 00:16:26,211 --> 00:16:29,974 و انگار که اون اتفاق ها ، مربوط به . سال ها پيش بوده 183 00:16:32,079 --> 00:16:33,979 تشنه ـيي ؟ 184 00:17:08,411 --> 00:17:10,308 ملفيسنت " ؟ " 185 00:19:25,805 --> 00:19:27,388 اين چيه ؟ 186 00:19:29,956 --> 00:19:32,757 . انتقامِتونو گرفتم ، قربان 187 00:19:33,817 --> 00:19:36,299 اونو شکست دادي ؟ 188 00:19:38,963 --> 00:19:41,251 . آفرين ، پسرم 189 00:19:41,278 --> 00:19:44,153 کاريُ کردي که بقيه در انجامِش . با شکست مواجه شدن 190 00:19:44,554 --> 00:19:47,117 . پاداشِت رو خواهي گرفت 191 00:19:49,145 --> 00:19:51,209 ، تمام تلاشَمو ميکنم تا 192 00:19:51,379 --> 00:19:54,104 . جانشينِ لايقي باشم 193 00:19:54,248 --> 00:19:55,952 . اعليحضرت 194 00:22:07,636 --> 00:22:09,284 ! گرفتمت 195 00:22:13,811 --> 00:22:16,400 . پرنده يِ شرور - . تبديل به آدم شو - 196 00:22:29,864 --> 00:22:31,479 ! اين يه شيطانه 197 00:22:44,847 --> 00:22:47,246 با هيکلِ خوشگلم چکار کردي ؟ 198 00:22:47,280 --> 00:22:49,956 ترجيح ميدادي بذارم اينقدر بزنتِت تا بميري ؟ 199 00:22:51,251 --> 00:22:54,587 . مطمئن نيستم - . اينقدر غُر نزن - 200 00:22:54,685 --> 00:22:56,771 . جونِتُ نجات دادم 201 00:22:59,585 --> 00:23:01,487 . ببخشيد 202 00:23:01,924 --> 00:23:04,440 چي صِدات کنم ؟ - . " دياوال " - 203 00:23:05,619 --> 00:23:09,498 . و درعوض نجات جونَم ، در خدمتِتونَم 204 00:23:09,706 --> 00:23:11,576 . هرچي که لازم داشته باشيد 205 00:23:12,517 --> 00:23:14,441 . بال ميخوام 206 00:23:15,598 --> 00:23:18,404 . ميخوام تو بالِ من باشي 207 00:23:37,149 --> 00:23:40,454 ، اولين خواسته ي ايشونو اعلام ميکنم 208 00:23:40,557 --> 00:23:43,257 . " اعليحضرت . . پادشاه " استفان 209 00:24:06,595 --> 00:24:09,565 ، اينکارو با من کرد که 210 00:24:09,631 --> 00:24:11,702 . بتونه پادشاه بشه 211 00:24:31,064 --> 00:24:33,231 حالا چکار کنيم ، بانو ؟ 212 00:25:08,864 --> 00:25:10,464 ! اون 213 00:25:11,466 --> 00:25:13,366 ! بال هاش 214 00:26:00,709 --> 00:26:02,609 . يه دختره 215 00:26:02,811 --> 00:26:07,310 . خداي من ، دختره - ! دختره - 216 00:26:27,572 --> 00:26:31,267 خب ؟ - . هيچي نديدم - 217 00:26:31,648 --> 00:26:35,786 . . اما ، اونجا يه - چي ؟ - 218 00:26:37,756 --> 00:26:39,572 . يه بچه بود 219 00:26:40,984 --> 00:26:44,018 پادشاه " استفان " و ملکه . بچه دار شدن 220 00:26:48,683 --> 00:26:50,656 . قراره مراسم غسل تعميد داشته باشن 221 00:26:51,637 --> 00:26:54,512 . ميگن قراره يه مهموني بزرگ باشه 222 00:26:55,531 --> 00:26:59,978 . يه مهموني بزرگ ، براي يه بچه 223 00:27:01,051 --> 00:27:04,028 . چه خوب 224 00:27:19,759 --> 00:27:22,885 تمام مردمِ به مراسم غسل تعميد ، اومده بودن 225 00:27:22,913 --> 00:27:24,973 ، حتي اون سه پري ـيي که 226 00:27:25,048 --> 00:27:28,013 . به قصدِ خوبي و صلح اومده بودن 227 00:27:28,050 --> 00:27:31,020 ! بچه اونجاس - . چه بچه يِ خوشگليه - 228 00:27:31,181 --> 00:27:34,043 ، خواهشا تمرکز کنيد . مجبورم نکنيد دوباره بگم 229 00:27:41,264 --> 00:27:43,921 . تبريک ميگم ، اعليحضرت 230 00:27:44,196 --> 00:27:46,814 من " ناتگرس " از دسته ي پري هايِ . سرزمين " مور " هستم 231 00:27:47,029 --> 00:27:48,880 . فليتل " هستم ، جناب اعليحضرت " 232 00:27:49,114 --> 00:27:51,876 . و من هم " تيسِلويت " هستم ، اعليحضرت 233 00:27:52,974 --> 00:27:55,221 . براي دخترمون هديه آوردن 234 00:27:56,090 --> 00:27:57,972 ، اينا که هر هديه يِ قديمي ـيي نيستن 235 00:27:58,104 --> 00:28:00,933 . متوجهيد که ، ما جادويي هستيم 236 00:28:00,994 --> 00:28:02,972 . و خيلي هم با بچه ها خوبيم 237 00:28:06,286 --> 00:28:07,908 . خيلي خب 238 00:28:12,315 --> 00:28:14,004 ، آرورا"ـيِ خوشگلم" 239 00:28:14,159 --> 00:28:18,171 . برات آرزوي نعمت زيباييُ دارم 240 00:28:23,433 --> 00:28:27,072 . آرزوي من اينه که هرگز افسرده نباشي 241 00:28:27,492 --> 00:28:31,034 در روزهاي زندگيت ، هميشه خوشبخت و . خوشحال باشي 242 00:28:36,885 --> 00:28:38,703 . کوچولويِ قشنگم 243 00:28:39,085 --> 00:28:42,301 . . آرزوي من برات اينه که بتوني 244 00:29:03,322 --> 00:29:05,370 ! " ملفيسنت " 245 00:29:16,619 --> 00:29:18,601 . خب ، خب 246 00:29:23,473 --> 00:29:27,301 ، چه جمع دوست داشتني ـيي اينجا داري . " پادشاه " استفان 247 00:29:31,515 --> 00:29:34,858 . . خانواده هاي سلطنتي ، نجيب زاده ها 248 00:29:34,961 --> 00:29:37,161 . . مردم محترم و با اصالت و 249 00:29:39,227 --> 00:29:41,442 ، چه جالب 250 00:29:42,761 --> 00:29:44,973 . حتي مردم پست و سطح پايين 251 00:29:51,949 --> 00:29:56,412 ، بايد بگم واقعا خيلي به دلَم خورد که 252 00:29:56,441 --> 00:29:59,288 . ديدم برام دعوتنامه نفرستادي 253 00:29:59,719 --> 00:30:01,677 . اينجا بهت خوشامد گفته نميشه 254 00:30:10,592 --> 00:30:12,252 . عزيزم 255 00:30:12,453 --> 00:30:14,853 . چه وضعيتِ ضايعي پيش اومده 256 00:30:15,023 --> 00:30:16,606 حس نميکني بهت توهين شده ؟ 257 00:30:17,960 --> 00:30:19,818 . آخه چرا ؟ نه 258 00:30:22,554 --> 00:30:26,407 و براي اينکه نشون بدم ، هيچ قصد بدي ندارم 259 00:30:26,678 --> 00:30:31,149 منم ميخوام يه هديه رو . به بچه ـتون تقديم کنم 260 00:30:31,253 --> 00:30:33,344 . نه ، ما هديه ي تورو نميخوايم 261 00:30:36,667 --> 00:30:40,082 . از پرنسس دور بمون - . آره ، برو کنار - 262 00:30:57,179 --> 00:31:00,260 . همگيتون خوب گوش کنيد 263 00:31:02,537 --> 00:31:05,905 ، شاهزاده خانم حتما بايد 264 00:31:06,008 --> 00:31:08,508 ، توي نعمت و به زيبايي بزرگ بشه 265 00:31:08,720 --> 00:31:12,433 از طرف همه ي کسايي که . اونو ميبينن ، دوست داشته بشه 266 00:31:12,550 --> 00:31:14,605 . چه هديه يِ خوبي 267 00:31:18,195 --> 00:31:20,112 . اينکارو نکن 268 00:31:35,093 --> 00:31:36,691 ، اما 269 00:31:38,704 --> 00:31:43,181 قبل از اينکه خورشيد ، در شونزدهمين سالِ تولدِش غروب کنه 270 00:31:43,563 --> 00:31:47,942 انگشتِش توي دوک نخ ريسي ، زخم ميشه و 271 00:31:48,146 --> 00:31:50,956 . و مثل اينکه مُرده باشه ، به خواب ميره 272 00:31:51,498 --> 00:31:55,996 . خوابي که هرگز از اون بيدار نميشه 273 00:31:56,554 --> 00:31:59,185 ، ملفيسنت " ، لطفا اينکارو نکن " . التماسِت ميکنم 274 00:32:01,629 --> 00:32:03,567 . خوشم مياد التماسَم ميکني 275 00:32:05,574 --> 00:32:07,318 . يه بار ديگه بگو 276 00:32:25,514 --> 00:32:27,017 . التماسِت ميکنم 277 00:32:28,483 --> 00:32:30,017 . باشه 278 00:32:34,659 --> 00:32:37,316 ، پرنسس ميتونه 279 00:32:37,419 --> 00:32:39,819 ، از خوابِ مرگِش بيدار بشه 280 00:32:40,700 --> 00:32:42,754 . . اما ، فقط 281 00:32:43,798 --> 00:32:46,391 . با بوسه يِ عشقِ واقعي ميتونه . . 282 00:32:48,336 --> 00:32:51,010 . اين نفرين تا ابد براش بجا ميمونه 283 00:32:51,516 --> 00:32:54,510 هيچ قدرتي روي زمين نيست که . بتونه تغييرِش بده 284 00:33:09,689 --> 00:33:12,035 ، پادشاه " استفان " به تماميِ افرادِش 285 00:33:12,072 --> 00:33:14,968 دستور داد که تمام چرخ هاي نخ ريسيِ . پادشاهي رو جمع کنن 286 00:33:15,241 --> 00:33:17,692 چرخ هاي نخ ريسي نابود و ، سوزونده شدن 287 00:33:17,807 --> 00:33:19,548 ، تا هرگز استفاده نشن و 288 00:33:19,765 --> 00:33:23,136 و در عميق ترين سياه چالِ قصر . انداخته شدن 289 00:33:24,346 --> 00:33:27,831 بطور مخفيانه ، امنيت بچه رو ، به پري هايِ جادويي سپُرد و 290 00:33:27,934 --> 00:33:29,934 ، بهشون اعتماد کرد و 291 00:33:30,036 --> 00:33:32,531 ، اونها بچه رو به مدت شانزده سال 292 00:33:32,633 --> 00:33:35,633 . به مخفي گاهي دور افتاده بردن 293 00:33:39,497 --> 00:33:43,450 استفان " خودشُ پشت ديوارهاي " ، قصر زنداني کرده بود 294 00:33:43,973 --> 00:33:47,047 ، درحاليکه سربازهايش همه جارو 295 00:33:47,150 --> 00:33:49,250 . به دنبالِ شکارِ " ملفيسنت " بودن 296 00:33:50,497 --> 00:33:53,202 اما ، " ملفيسينت " ديوارهايي . . براي خودش ساخته بود که 297 00:33:53,404 --> 00:33:55,894 " به اينصورت سرزمين " مور . . . . ديگه هرگز 298 00:33:55,997 --> 00:33:58,897 . از برخورد با هيچ انساني عذاب نکِشه . . 299 00:34:01,019 --> 00:34:04,209 و بخاطر غمي که نفرينِش . . با خودش بجا گذاشته بود 300 00:34:04,312 --> 00:34:06,712 . در خوشي و لذت به سر ميبرد . . 301 00:34:10,190 --> 00:34:12,814 پري ها مسئوليت بزرگ کردنِ . . آرورا " رو " 302 00:34:12,868 --> 00:34:16,830 در کلبه ي کوچکِ بي خطري . . . در جنگل ، شروع کردن 303 00:34:17,862 --> 00:34:20,528 نه ! اين چيه ديگه ؟ 304 00:34:20,735 --> 00:34:22,616 . چه وحشتناکه 305 00:34:22,659 --> 00:34:24,234 . بياييد 306 00:34:25,709 --> 00:34:28,492 . يه بچه ي کوچکتر لازم داريم 307 00:34:28,598 --> 00:34:30,177 . يا يه بدنِ بزرگتر براي خودمون 308 00:34:30,278 --> 00:34:33,751 نه ، چيزي که لازم داريم . يه تغيير قيافه يِ مناسبه 309 00:34:33,842 --> 00:34:35,411 يعني چي ؟ 310 00:34:35,484 --> 00:34:37,666 ، بايد خودمونو هماهنگ کنيم ديگه نه ؟ 311 00:34:37,768 --> 00:34:39,768 بايد اونقدر هيکلِمون بزرگ باشه که . بتونيم مراقب بچه باشيم 312 00:34:39,888 --> 00:34:42,371 . جمع شيد ، خانما 313 00:34:43,439 --> 00:34:45,115 . آماده باشيد 314 00:34:45,192 --> 00:34:47,309 ، يک ، دو ، سه ! بزرگ ميشيم 315 00:34:51,032 --> 00:34:53,673 ، چه خوب پيش رفت . خوب بود 316 00:34:54,821 --> 00:34:57,966 ، هيچ سوالي نباشه . ما ديگه پري نيستيم 317 00:34:58,129 --> 00:35:00,516 سه تا زنِ روستايي هستيم که . . بچه يِ يتيمِمونو 318 00:35:00,620 --> 00:35:03,686 ، توي جنگل بزرگ ميکنيم . . . از پرواز کردن خبري نيست 319 00:35:03,858 --> 00:35:06,007 پرواز نکنيم ؟ - . نه ، نه - 320 00:35:06,429 --> 00:35:08,363 . و جادو هم بي جادو - جادو هم نباشه ؟ - 321 00:35:08,442 --> 00:35:10,799 . آره ، خودت که شنيدي - . اما ، ما وسط ناکجا آباديم که - 322 00:35:10,935 --> 00:35:13,015 . هيچکس مارو اينجا پيدا نميکنه 323 00:35:19,387 --> 00:35:23,036 ، اينجايي چرا هميشه قايم ميشي ؟ 324 00:35:23,460 --> 00:35:25,436 . بيا ، بيا بريم 325 00:35:44,217 --> 00:35:47,760 کارِ زشتي بود که نزديک بود . بخاطر اينکار احساس تاسف کني 326 00:35:57,313 --> 00:36:00,475 . ازت متنفرم ، جونورِ کوچيک 327 00:36:06,058 --> 00:36:09,519 پري ها حتما نتونستن کاراشونو . خوب باهم تقسيم کنن 328 00:36:10,739 --> 00:36:12,585 چرا گريه ميکنه ؟ 329 00:36:12,716 --> 00:36:14,670 . شايد گرسنه ـشه 330 00:36:15,107 --> 00:36:17,125 . خب بهش غذا بده 331 00:36:37,238 --> 00:36:40,549 با اين سه تا که مراقبش هستن ، آخرسر . از گرسنگي هلاک ميشه 332 00:37:23,256 --> 00:37:25,464 چيه ؟ - . داري تقلب ميکني - 333 00:37:25,505 --> 00:37:27,932 . خودم ديدم - . دوباره از سر شروع ميکنيم - 334 00:37:27,967 --> 00:37:29,479 . هرطور ميخواي 335 00:37:29,523 --> 00:37:32,329 . بزِ پفکيِ حريص 336 00:37:34,458 --> 00:37:36,523 ! بزِ پفکي 337 00:37:39,889 --> 00:37:41,714 . اينکارو نکن 338 00:37:42,176 --> 00:37:44,266 . کاري نکردم 339 00:37:45,511 --> 00:37:48,589 . يکي داره يه کاري ميکنه - . من که نيستم - 340 00:37:48,626 --> 00:37:52,707 شما دوتا داريد اذيتم ميکنيد و . منم تحملِتون نميکنم 341 00:37:53,684 --> 00:37:55,659 . تمومش کن 342 00:38:14,587 --> 00:38:16,540 . همَش تقصيرِ شماهاس 343 00:38:27,356 --> 00:38:29,627 . بيخيال ، بامزه ـس 344 00:38:31,669 --> 00:38:34,739 ، با گذشتِ روزها . . استفان " تاريکتر ميشد و " 345 00:38:34,785 --> 00:38:38,660 پارانويا و انتقام داشت اونو . . . از پا درمياورد 346 00:38:38,741 --> 00:38:41,276 . بکِشيدِش پايين - ! مشعلُ بياريد - 347 00:38:41,378 --> 00:38:43,078 ! آتش بزنيد 348 00:38:43,280 --> 00:38:45,080 ! آماده 349 00:38:45,439 --> 00:38:47,239 ! آزادِش کنيد 350 00:39:35,078 --> 00:39:37,017 . نا اميدم کرديد 351 00:39:38,057 --> 00:39:40,405 . اون ديوار سوزونده نميشه 352 00:39:40,971 --> 00:39:42,924 . اون ديوار نابودنشدنيه 353 00:39:47,134 --> 00:39:50,136 . هيچي نيست که نابودنشدني باشه 354 00:39:50,250 --> 00:39:53,092 . " نه ديوار و نه " ملفيسنت 355 00:39:53,198 --> 00:39:55,230 ! نه حتي اون نفرينِش 356 00:40:13,228 --> 00:40:15,575 . کارگراي آهنُ بياريد 357 00:40:53,322 --> 00:40:57,801 ببين ؛ هيولا کوچولو نزديکه که . از دره پرت بشه پايين 358 00:41:23,641 --> 00:41:25,231 چيه ؟ 359 00:41:43,843 --> 00:41:45,405 . سلام 360 00:41:57,352 --> 00:42:00,186 . از اينجا برو ، برو 361 00:42:01,212 --> 00:42:02,779 . برو 362 00:42:04,574 --> 00:42:06,671 . از بچه ها خوشم نمياد 363 00:42:08,775 --> 00:42:10,775 . بغلَم کن 364 00:42:29,790 --> 00:42:31,976 . برو ، برو ، برو 365 00:42:43,726 --> 00:42:45,675 ، همونطور که " ملفيسنت " گفته بود 366 00:42:45,777 --> 00:42:49,677 آرورا " در نعمت و به زيبايي " . بزرگ شد 367 00:42:52,583 --> 00:42:54,329 . چه پرنده يِ خوشگلي 368 00:42:55,484 --> 00:42:59,977 به دور از قصرِ بزرگ و باشکوهي که ، به ياد نداشت 369 00:43:02,794 --> 00:43:05,543 ، همينطور که فصل ها ميگذشت و 370 00:43:05,645 --> 00:43:07,845 ، گُل ها شکوفا و بزرگ ميشدن 371 00:43:07,976 --> 00:43:10,176 . اون هم بزرگ ميشد 372 00:43:23,230 --> 00:43:24,734 . سلام 373 00:43:24,836 --> 00:43:26,536 . آفرين 374 00:43:33,171 --> 00:43:36,438 ، از ديدنِ دنياي اطرافِش و 375 00:43:40,506 --> 00:43:44,857 چيزهايي که در فرايِ ديوارِ هولناکِ . پُر از تيغِ بيرون بود ، شگفت زده ميشد 376 00:43:54,879 --> 00:43:57,117 . هيولا کوچولويِ کنجکاويه 377 00:43:58,047 --> 00:44:01,719 اون تنها کسي نبود که . آرزوي عبور از اون ديوارُ داشت 378 00:44:07,918 --> 00:44:10,449 خودشه ؟ ملفيسنت"ـه ؟" 379 00:44:10,619 --> 00:44:12,240 . نميدونم 380 00:44:15,506 --> 00:44:17,522 . اونو بيار پيشِ من 381 00:44:22,140 --> 00:44:24,103 . فقط يه دختر روستاييِ خِنگه 382 00:45:16,750 --> 00:45:18,950 ! خودشه - ! خودشه - 383 00:46:23,604 --> 00:46:27,194 چطور تونستي اينکارو باهام بکني ؟ - . خودت گفته بودي براي هرکاري درخدمتي - 384 00:46:27,363 --> 00:46:29,039 . آره ، اما نه اينکه سگ باشم 385 00:46:29,220 --> 00:46:32,582 . گرگ بود ، نه سگ - . چه فرقي داره - 386 00:46:32,785 --> 00:46:36,422 اونا کثيف و شرورَن و . پرنده هارو شکار ميکنن 387 00:46:36,533 --> 00:46:39,963 باشه ، دفعه ي بعدي . به يه کرمِ کوچولو تبديلِت ميکنم 388 00:46:40,013 --> 00:46:43,773 ، با کمالِ ميل حاضرَم کرم بشم . . هرچيزي باشه جز يه چيز کثيف و بوگندويِ 389 00:46:53,049 --> 00:46:55,137 . در عجبَم 390 00:48:36,395 --> 00:48:38,342 . ميدونم اونجايي 391 00:48:38,444 --> 00:48:40,257 . نترس 392 00:48:43,403 --> 00:48:45,252 . من نميترسم 393 00:48:46,066 --> 00:48:47,914 . پس بيا بيرون 394 00:48:48,698 --> 00:48:50,607 . اونوقت تويي که وحشت ميکني 395 00:48:51,147 --> 00:48:52,896 . نه ، نميترسم 396 00:49:09,575 --> 00:49:11,306 . ميدونم تو کي هستي 397 00:49:12,595 --> 00:49:14,176 واقعا ؟ 398 00:49:15,997 --> 00:49:18,239 . تو پريِ مادرخونده ـمي 399 00:49:20,981 --> 00:49:23,614 چي ؟ - . پريِ مادرخونده - 400 00:49:24,231 --> 00:49:26,811 . تمام زندگيمو مراقبَم بودي 401 00:49:27,043 --> 00:49:29,142 . هميشه ميدونستم يه جايي نزديکَمي 402 00:49:30,716 --> 00:49:32,277 چطوري ؟ 403 00:49:32,378 --> 00:49:35,914 از سايه ـت ، از وقتي که کوچيک بودم . هميشه دنبالَم بوده 404 00:49:36,353 --> 00:49:39,397 ، هرجايي که ميرفتم . سايه ـت هميشه همراهَم بود 405 00:49:42,358 --> 00:49:45,816 . تورو يادمه ، پرنده يِ خوشگل 406 00:49:47,800 --> 00:49:49,574 . اين "دياوال"ـه 407 00:49:54,074 --> 00:49:55,656 . " سلام ، " آرورا 408 00:49:57,623 --> 00:50:00,409 . از وقتي کوچيک بودي ، ميشناسمت 409 00:50:07,454 --> 00:50:09,516 همه چي همونطوريه که . تصور ميکردم باشه 410 00:50:10,324 --> 00:50:12,026 . واقعا خيلي زيباس 411 00:50:12,128 --> 00:50:13,897 . . هميشه ميخواستم به اينجا 412 00:51:00,960 --> 00:51:03,022 . شب بخير ، هيولا کوچولو 413 00:51:15,921 --> 00:51:17,751 . مسخره ـم ميکني 414 00:51:18,268 --> 00:51:20,179 . ميدونم داري چکار ميکني 415 00:51:21,213 --> 00:51:24,671 . دقيقا ميدونم که داري چکار ميکني 416 00:51:24,823 --> 00:51:27,888 . قربان ، ملکه خواستن شمارو ببينن 417 00:51:28,641 --> 00:51:30,421 . تنهام بذار 418 00:51:30,465 --> 00:51:32,248 . قربان ، ايشون حالِشون خوب نيست 419 00:51:32,349 --> 00:51:36,049 پرستارا ميترسن که نکنه . ايشون امشبُ نتونن زنده بمونن 420 00:51:39,837 --> 00:51:43,248 مگه نميبيني داريم باهم صحبت ميکنيم ؟ 421 00:51:51,410 --> 00:51:54,427 ، وقتي نفرين از بين بره . ملفيسنت " مياد سراغَم " 422 00:51:54,630 --> 00:51:58,274 . و اون روز . . من آماده خواهم بود 423 00:52:12,488 --> 00:52:14,820 . چقدر اينا قشنگن 424 00:53:30,160 --> 00:53:32,258 . من نفرينُ از بين ميبرم 425 00:53:33,609 --> 00:53:35,581 . ديگه اين نفرين به جا نميمونه 426 00:53:37,261 --> 00:53:39,770 . من نفرينُ برميدارم 427 00:53:40,445 --> 00:53:42,418 . ديگه نفريني درکار نيست 428 00:53:44,328 --> 00:53:47,104 . نفرينَمو برميدارم 429 00:53:47,210 --> 00:53:49,496 . ديگه نفريني درکار نيست 430 00:53:50,224 --> 00:53:52,820 . نفرينَمو برميدارم 431 00:53:53,031 --> 00:53:55,707 . ديگه نفريني درکار نيست 432 00:53:58,229 --> 00:54:01,436 . ديگه نفريني درکار نيست 433 00:54:09,446 --> 00:54:13,146 ، اين نفرين تا ابد باقي ميمونه 434 00:54:13,249 --> 00:54:17,749 هيچ قدرتي روي زمين نيست که . بتونه تغييرِش بده 435 00:54:38,003 --> 00:54:40,418 تمام آدماي خوب بال دارن ؟ 436 00:54:43,078 --> 00:54:44,837 . بيشترِشون 437 00:54:45,237 --> 00:54:47,321 پس ، چرا تو نداري ؟ 438 00:54:47,753 --> 00:54:50,076 . بقيه ي پري هاي ديگه پرواز ميکنن 439 00:54:52,458 --> 00:54:54,995 ، منم يه زماني بال داشتم . اونارو ازم دزديدن 440 00:54:55,071 --> 00:54:57,385 . فقط همينو ميتونم درموردش بگم 441 00:54:57,617 --> 00:54:59,327 چه رنگي بودن ؟ 442 00:55:00,132 --> 00:55:01,895 بزرگ بودن ؟ 443 00:55:04,719 --> 00:55:08,138 اينقدر بزرگ بودن که وقتي راه ميرفتم ؛ . پشتم روي زمين کِشيده ميشدن 444 00:55:09,592 --> 00:55:11,676 . و خيليَم قوي بودن 445 00:55:11,719 --> 00:55:15,305 ميتونستن تا بالاي ابرها و . برخلاف جهت باد منو ببرن 446 00:55:15,857 --> 00:55:18,254 و هيچوقتَم اشتباه نميکردن و . کِشيده نميشدن 447 00:55:18,653 --> 00:55:20,619 . نه حتي يه بار 448 00:55:20,764 --> 00:55:22,745 . ميتونستم بهشون اعتماد کنم 449 00:55:48,900 --> 00:55:51,873 . داره مياد 450 00:55:57,105 --> 00:55:59,103 کارگرات کجان ؟ 451 00:55:59,919 --> 00:56:01,873 . توي تختخوابشون هستن ، اعليحضرت 452 00:56:01,899 --> 00:56:03,844 بي هيچ درنگي اونارو برميگردوني . سرِ کار 453 00:56:04,108 --> 00:56:05,972 . اونا خسته هستن ، عاليجناب 454 00:56:06,022 --> 00:56:08,609 به محض اينکه آفتاب زد ، اونارو . سرِ کار ميارم 455 00:56:10,873 --> 00:56:12,971 . بايد همين حالا برگردن سرِ کار 456 00:56:13,016 --> 00:56:15,013 . الان صبحِ خيلي زوده 457 00:56:18,041 --> 00:56:20,115 . باشه 458 00:56:21,018 --> 00:56:23,018 . باشه 459 00:56:23,066 --> 00:56:25,907 . الان . . صبح خيلي زوده 460 00:56:27,050 --> 00:56:29,055 . پس برو بيدارِشون کن 461 00:56:29,189 --> 00:56:30,723 عاليجناب ؟ 462 00:56:31,509 --> 00:56:33,303 . برو بيدارِشون کن 463 00:56:33,403 --> 00:56:35,048 . و فورا بيارِشون سرِ کار 464 00:56:35,090 --> 00:56:38,091 . وقتِمون داره تموم ميشه ، زودباش 465 00:57:07,917 --> 00:57:09,480 آرورا " ؟ " 466 00:57:10,126 --> 00:57:11,770 . بيا اينجا 467 00:57:20,815 --> 00:57:22,363 . بشين 468 00:57:26,767 --> 00:57:28,776 چيزي هست که بايد درموردش . باهات حرف بزنم 469 00:57:28,952 --> 00:57:30,640 چيه ؟ 470 00:57:32,415 --> 00:57:35,385 ، يه شيطون تو اين دنياس 471 00:57:36,335 --> 00:57:38,972 . و نميتونم تورو ازش دور نگه دارم 472 00:57:39,957 --> 00:57:42,097 . من ديگه 16 سالمِه ، مادرخونده 473 00:57:42,449 --> 00:57:44,462 . ميتونم مراقب خودم باشم 474 00:57:44,625 --> 00:57:46,474 . متوجهم 475 00:57:48,688 --> 00:57:51,908 . . اينو نميخواستم بگم - . يه نقشه اي دارم - 476 00:57:52,381 --> 00:57:56,420 وقتي بزرگ شدم ، ميخوام همينجا . توي " مور " با شما زندگي کنم 477 00:57:56,914 --> 00:57:58,919 . اونوقت ميتونيم مراقب همديگه باشيم 478 00:58:04,826 --> 00:58:07,032 نيازي نيست صبر کني تا بزرگتر بشي ؛ 479 00:58:07,764 --> 00:58:09,697 . ميتونم از الان همينجا زندگي کني 480 00:58:10,934 --> 00:58:12,546 . پس همينکارو ميکنم 481 00:58:13,514 --> 00:58:16,661 تو يه درخت ميخوابم و تمشک و . گردوي سياه ميخورم 482 00:58:16,924 --> 00:58:19,536 . و اونوقت تمام آدماي خوب دوستَم ميشن 483 00:58:21,838 --> 00:58:24,587 تا ابد توي زندگيم همينجا با . خوشبختي زندگي ميکنم 484 00:58:24,897 --> 00:58:27,459 . فردا درموردش به خاله هام ميگم 485 00:58:30,274 --> 00:58:32,182 . تا فردا 486 00:58:33,152 --> 00:58:35,031 . چقدر هيجانزده ـم 487 00:58:50,576 --> 00:58:52,129 خاله ها ؟ 488 00:58:52,322 --> 00:58:55,444 ، من ديگه 16 سالمِه . منم زندگي خودمو ميخوام 489 00:58:55,749 --> 00:58:58,854 . نه ، خيلي دوسِتون دارم 490 00:58:58,990 --> 00:59:01,388 . اما ، ديگه وقت خداحافظيه 491 00:59:01,608 --> 00:59:03,624 . شماها خيلي باهام مهربون بوديد 492 00:59:03,709 --> 00:59:06,793 بجز اون وقتي که اشتباهي . عنکبوت به خوردَم داديد 493 00:59:11,367 --> 00:59:12,917 . سلام 494 00:59:15,504 --> 00:59:17,377 ، ببخشيد که مزاحمت ميشم 495 00:59:17,536 --> 00:59:19,442 اما ، توي راهَم به قلعه يِ ، پادشاه " استفان " هستم 496 00:59:19,493 --> 00:59:22,089 . و حالا . . بدجور گُم شدم 497 00:59:22,135 --> 00:59:23,870 کمکي از دستم برمياد ؟ 498 00:59:24,552 --> 00:59:27,093 ، ببخشيد ، تقصير من بود . . من عجولانه اومدم و 499 00:59:33,388 --> 00:59:35,087 . ببخشيد 500 00:59:38,115 --> 00:59:39,890 . از اونطرفه 501 00:59:44,148 --> 00:59:45,947 . قلعه 502 00:59:51,484 --> 00:59:54,279 اسمت چيه ؟ - . " فيليپ " - 503 00:59:56,529 --> 00:59:58,295 . " سلام ، " فيليپ 504 00:59:58,967 --> 01:00:03,035 اسم تو چيه ؟ - . " آرورا " - 505 01:00:04,341 --> 01:00:06,216 . " سلام ، " آرورا 506 01:00:11,825 --> 01:00:14,667 از ديدنت خوشحال شدم و ، بازم بابت اينکه همچين 507 01:00:14,769 --> 01:00:16,969 بي دست و پاي احمقيَم . ازت عذرخواهي ميکنم 508 01:00:18,461 --> 01:00:21,719 . بخشيده شدي - . خوبه - 509 01:00:24,894 --> 01:00:26,703 . ديگه از اينجا ميرم 510 01:00:27,434 --> 01:00:29,098 . خداحافظ 511 01:00:40,705 --> 01:00:42,789 دوباره اينجا ميايي ؟ 512 01:00:44,330 --> 01:00:46,452 . هيچي نميتونه جلومو بگيره 513 01:00:47,926 --> 01:00:51,827 . پس به زودي ميبينمت - . به زودي - 514 01:00:51,900 --> 01:00:53,671 . " خداحافظ ، " فيليپ 515 01:00:53,773 --> 01:00:56,581 . فعلا . . خداحافظ 516 01:01:05,243 --> 01:01:07,012 . اينقدر اينطوري نکن 517 01:01:12,640 --> 01:01:14,213 خب ؟ 518 01:01:14,550 --> 01:01:16,631 . اون پسر جوابِمونه 519 01:01:17,992 --> 01:01:20,160 . " نه ، " دياوال - . آره - 520 01:01:20,262 --> 01:01:23,021 بوسه ي عشق واقعي ، يادته ؟ . اون ميتونه نفرينُ از بين ببره 521 01:01:23,125 --> 01:01:25,130 بوسه ي عشق واقعي ؟ 522 01:01:25,391 --> 01:01:27,750 هنوز نفهميدي ؟ 523 01:01:28,804 --> 01:01:32,031 چون همچين چيزي وجود نداره بود که . همچين نفريني روش گذاشتم 524 01:01:33,510 --> 01:01:37,988 ، شايد تو اينطوري فکرميکني اما . . " آرورا " چي ؟ 525 01:01:39,840 --> 01:01:42,301 . اون پسر ميتونه تنها فرصتِش باشه 526 01:01:42,328 --> 01:01:44,804 . درهرحال ، سرنوشتِش همينه 527 01:01:46,834 --> 01:01:50,529 ، هرکاري ميخواي بکن . به هرچي ميخواي منو تبديل کن 528 01:01:50,632 --> 01:01:54,226 ، پرنده ، کِرم . ديگه برام مهم نيست 529 01:02:00,666 --> 01:02:03,347 . خيلي خوشحالم که فردا داريم ميريم 530 01:02:04,379 --> 01:02:06,439 . تو فردا جايي نميري 531 01:02:06,476 --> 01:02:08,859 . فردا تولد 16 سالگيِ "آرورا"ـئه 532 01:02:08,896 --> 01:02:12,741 و " استفان " بهمون گفته بود که . روز بعد از تولدِش ببريمِش 533 01:02:12,843 --> 01:02:16,005 . نخير ، گفت روزِ تولدِش ببريمِش 534 01:02:16,061 --> 01:02:18,322 . نه ، گفت روزِ بعد 535 01:02:18,429 --> 01:02:20,338 . همون روز - . روزِ بعدش - 536 01:02:20,494 --> 01:02:22,570 . همون روز - . روزِ بعدش - 537 01:02:22,736 --> 01:02:24,307 . همون روز ، همون روز - . فرداش ، فرداش - 538 01:02:24,366 --> 01:02:25,955 . همون روز - . روزِ بعدش - 539 01:02:26,037 --> 01:02:27,733 . تمومِش کنيد 540 01:02:32,856 --> 01:02:34,451 چيه ؟ 541 01:02:36,274 --> 01:02:38,218 چطور تونستي ؟ 542 01:02:41,475 --> 01:02:43,729 . بايد درمورد چيزي باهاتون حرف بزنم 543 01:02:43,911 --> 01:02:46,019 بله ، عزيزم . . چيه ؟ 544 01:02:52,436 --> 01:02:54,962 ، متاسفم که اينو بهتون ميگم 545 01:02:55,165 --> 01:02:56,914 . اما ، من فردا شونزده سالم ميشه 546 01:02:58,106 --> 01:03:00,074 . آره ، زودباش ، بذارِش اونجا 547 01:03:07,673 --> 01:03:09,415 . فردا از خونه ميرم 548 01:03:13,827 --> 01:03:15,553 . ببين ، دخترجوون 549 01:03:15,628 --> 01:03:19,268 من شونزده سالُ تو اين کلبه يِ ، درب و داغون با اين دوتا 550 01:03:19,340 --> 01:03:21,318 . . خنگ نگذروندم که 551 01:03:21,385 --> 01:03:23,707 . تو روز آخر بزني اينطوري نابودِش کني 552 01:03:23,841 --> 01:03:26,468 . . تورو برميگردونيم پيش پدرت بي هيچ 553 01:03:27,118 --> 01:03:28,860 پدرم ؟ 554 01:03:30,179 --> 01:03:32,693 . شماها که گفته بوديد پدر و مادرم مُردن 555 01:03:35,313 --> 01:03:38,037 . فکرکنم بهتره اول بشيني 556 01:03:51,410 --> 01:03:53,160 پريِ مادرخونده ؟ 557 01:03:54,577 --> 01:03:56,302 . اينجام 558 01:03:57,783 --> 01:04:00,350 کِي ميخواستي بهم بگي که من نفرين شدم ؟ 559 01:04:05,073 --> 01:04:06,897 اين حقيقت داره ؟ 560 01:04:09,653 --> 01:04:11,225 . درسته 561 01:04:13,141 --> 01:04:16,202 . خاله هام ميگفتن کارِ يه پريِ شرور بوده 562 01:04:16,698 --> 01:04:19,627 . من . . اسمشُ يادم نيست 563 01:04:19,997 --> 01:04:23,653 . . ميگفتن ، چي بود 564 01:04:23,912 --> 01:04:25,553 . " ملفيسنت " 565 01:04:37,204 --> 01:04:38,796 تويي ؟ 566 01:04:42,547 --> 01:04:44,585 تو " ملفيسنت " هستي ؟ 567 01:04:48,121 --> 01:04:51,050 . نه ، بهم دست نزن 568 01:04:51,891 --> 01:04:54,298 . تو شرورترين آدم دنيايي 569 01:04:54,973 --> 01:04:56,792 ! تويي 570 01:05:05,594 --> 01:05:07,197 ! اون پسرُ پيدا کن 571 01:05:24,713 --> 01:05:27,713 . همگي به سمتِ شرقي حرکت کنيد 572 01:05:27,816 --> 01:05:30,916 ، هيچ نگهباني نبايد دمِ دروازه باشه . . ميخوام که خودش 573 01:05:30,953 --> 01:05:32,904 . ببخشيد مزاحمتون ميشم ، اعليحضرت 574 01:05:34,881 --> 01:05:37,113 . اين دخترُ جلوي دروازه پيدا کرديم 575 01:05:37,315 --> 01:05:39,443 . ادعا ميکنه پرنسسِ 576 01:05:45,428 --> 01:05:48,390 . " پدر ، منم . . " آرورا 577 01:05:59,270 --> 01:06:01,528 . درست شبيه مادرتي 578 01:06:03,952 --> 01:06:08,092 ، يه روز زودتر تورو برگردوندن . به اون سه تا احمق گفته بودم که 579 01:06:08,477 --> 01:06:10,850 . ببريدش توي اتاقِش و درُ به روش ببنديد 580 01:06:10,974 --> 01:06:12,566 . برو 581 01:06:13,002 --> 01:06:15,673 ، تورُ آماده کنيد . ملفيسنت " داره مياد " 582 01:06:16,095 --> 01:06:19,480 . خوبه آدم دوباره کوچيک بشه 583 01:06:19,683 --> 01:06:24,152 ، پاهامو نيگا . عاشقِ پاهاي کوچولوم هستم 584 01:06:24,238 --> 01:06:27,112 ، توجه کنيد . بايد " آرورا " رو پيدا کنيم 585 01:06:27,485 --> 01:06:29,693 . پادشاه سرِ همگيمونو ميزنه 586 01:07:11,572 --> 01:07:13,075 . صبر کنيد 587 01:07:15,133 --> 01:07:16,907 پرنسس ؟ 588 01:07:24,590 --> 01:07:27,779 . دنبال يه دختر ميگردم - . البته که ميگردي - 589 01:07:32,838 --> 01:07:34,716 . يه اسب لازم دارم 590 01:08:06,142 --> 01:08:07,672 . " سريع تر ، " دياوال 591 01:08:55,629 --> 01:08:57,829 ! " سريع تر ، " دياوال ! سريع تر 592 01:09:34,772 --> 01:09:37,066 . تموم شد 593 01:10:06,525 --> 01:10:09,949 ، نگهبانارو بردن تو . توي قلعه منتظرت هستن 594 01:10:10,416 --> 01:10:13,579 ، اگه وارد اونجا بشيم . ديگه هرگز زنده بيرون نمياييم 595 01:10:15,668 --> 01:10:17,713 . پس تو نيا 596 01:10:18,061 --> 01:10:20,146 . اين جنگِ تو نيست 597 01:10:22,893 --> 01:10:25,082 . دستت درد نکنه 598 01:10:25,620 --> 01:10:27,275 . " تورو لازم دارم ، " دياوال 599 01:10:27,377 --> 01:10:29,926 . " بدون تو از پسِش برنميام ، " دياوال 600 01:10:30,885 --> 01:10:32,627 . صداتُ ميشنوم 601 01:10:40,696 --> 01:10:42,544 . نگاش کن 602 01:10:43,546 --> 01:10:45,980 . ببينيد چکار کرديد 603 01:10:47,515 --> 01:10:49,538 . فقط خوابيده 604 01:10:52,738 --> 01:10:55,416 که فقط خوابيده ؟ 605 01:10:59,246 --> 01:11:01,462 . فقط خوابيده 606 01:11:02,705 --> 01:11:05,904 ! فقط تا ابد خوابيده 607 01:11:06,282 --> 01:11:07,803 اون بوسه چي ؟ 608 01:11:07,872 --> 01:11:09,902 . درسته ، بوسه يِ عشق واقعي 609 01:11:13,004 --> 01:11:15,594 . عشق واقعي که وجود نداره 610 01:11:15,662 --> 01:11:18,670 ، اما ، اين تنها فرصتشِه . اعليحضرت 611 01:11:32,475 --> 01:11:34,046 بانو ؟ 612 01:12:38,229 --> 01:12:39,944 حالا چکار کنيم ؟ 613 01:12:40,046 --> 01:12:42,665 نميتونيم تسليم بشيم که ، ميتونيم ؟ . بيخيال ، دخترا 614 01:12:42,776 --> 01:12:44,888 اما ، حتي نميدونيم از کجا بايد . شروع کنيم 615 01:12:44,952 --> 01:12:47,893 آخه عشق واقعي که . از روي درخت نميفته زمين 616 01:12:59,765 --> 01:13:01,326 . ببخشيد 617 01:13:01,910 --> 01:13:04,421 واقعا شرمندَم و نميدونم که . کجا هستم 618 01:13:04,503 --> 01:13:06,865 . توي قلعه ي پادشاه " استفان " هستي 619 01:13:10,316 --> 01:13:12,351 . ميخواستم همينجا باشم 620 01:13:12,762 --> 01:13:14,736 . گرچه ، يادم نمياد چطوري رسيدم اينجا 621 01:13:14,773 --> 01:13:17,817 براي چي اومدي اينجا ؟ - . پدرم منو براي ديدن پادشاه فرستاده - 622 01:13:17,885 --> 01:13:20,797 پدرت کيه ؟ - . " پادشاه " جان " از " افستِد - 623 01:13:21,100 --> 01:13:22,800 ! يه شاهزاده 624 01:13:33,624 --> 01:13:35,225 . " آرورا " 625 01:13:36,275 --> 01:13:38,275 . اونو ميشناسه 626 01:13:39,525 --> 01:13:41,288 براي چي خوابيده ؟ 627 01:13:41,367 --> 01:13:43,638 . گرفتارِ يه طلسمِه 628 01:13:43,979 --> 01:13:46,174 اون زيبا نيست ؟ 629 01:13:46,994 --> 01:13:49,837 . زيباترين دختريِ که تاحالا ديدم 630 01:13:51,081 --> 01:13:53,120 ميخواي بوسِش کني ؟ 631 01:13:54,400 --> 01:13:55,995 . خيلي زياد 632 01:13:56,005 --> 01:13:58,011 . خب بوسِش کن 633 01:13:59,333 --> 01:14:02,904 مطمئن نيستم ، آخه خيلي نميشناسمِش ؛ . فقط يه بار همديگه رو ديديم 634 01:14:03,030 --> 01:14:07,486 مگه تاحالا درمورد عشق در نگاه اول . نشنيدي ؟ بوسِش کن ديگه 635 01:14:11,840 --> 01:14:13,860 گفتيد که طلسم شده ؟ 636 01:14:15,102 --> 01:14:16,772 ! بوسِش کن 637 01:15:08,974 --> 01:15:10,890 . درست انجامش ندادي 638 01:15:10,943 --> 01:15:13,215 . بايد بوسه ي عشق واقعي باشه 639 01:15:13,319 --> 01:15:15,968 . مطمئن بودم خودشه - چکار ميکنيد ؟ - 640 01:15:16,051 --> 01:15:17,841 . بايد بازم دنبالِش بگرديم 641 01:15:24,640 --> 01:15:26,539 . گفته بودم که 642 01:15:50,848 --> 01:15:53,201 . ازت نميخوام منو ببخشي 643 01:15:54,354 --> 01:15:57,678 چون کاري باهات کردم که . نابخشودنيه 644 01:16:00,342 --> 01:16:02,559 ، من به شدت 645 01:16:02,661 --> 01:16:05,361 . توي تنفر و انتقام گُم شده بودم 646 01:16:08,291 --> 01:16:10,299 . آرورا"ـيِ عزيزم" 647 01:16:12,300 --> 01:16:15,349 اون يه ذره اي هم که از قلبَم . مونده بودُ ازم دزديدي 648 01:16:15,956 --> 01:16:18,539 . و حالا تورو براي هميشه از دست دادم 649 01:16:29,834 --> 01:16:33,363 ، قسم ميخورم ، تا زماني که زنده ـم 650 01:16:33,467 --> 01:16:35,767 . هرگز نذارم آسيبي بهت برسه 651 01:16:36,897 --> 01:16:39,467 . . و روزي نخواهد بود که 652 01:16:39,570 --> 01:16:42,070 . بدون ديدنِ لبخندِت بگذرونم . . 653 01:17:10,498 --> 01:17:12,846 . سلام ، مادرخونده 654 01:17:18,156 --> 01:17:20,170 . سلام ، هيولا کوچولو 655 01:17:32,760 --> 01:17:35,326 . که عشق واقعي وجود نداره 656 01:17:47,952 --> 01:17:49,864 . اينجاس ، قربان 657 01:18:03,944 --> 01:18:06,261 حالا برميگرديم به سرزمين " مور " ؟ 658 01:18:08,294 --> 01:18:10,319 . اگه خودت همينو بخواي 659 01:18:43,318 --> 01:18:45,156 . تمومِش کن - . برگرد - 660 01:19:12,454 --> 01:19:14,333 . به اژدها تبديل شو 661 01:19:50,683 --> 01:19:52,417 ! " فرار کن ، " آرورا 662 01:22:00,655 --> 01:22:02,329 ! کافيه 663 01:22:07,782 --> 01:22:09,718 چه حسي داره ؟ 664 01:22:10,773 --> 01:22:13,956 چطوره که يه پريِ بدونِ بال باشي ؟ 665 01:22:16,770 --> 01:22:19,516 اونَم تو دنيايي که . بهش تعلق نداري 666 01:23:08,568 --> 01:23:10,099 ! اونو بکُشيد 667 01:23:10,301 --> 01:23:11,901 ! بکُشيدِش 668 01:23:45,641 --> 01:23:47,399 ! بهش شليک کنيد 669 01:24:51,197 --> 01:24:52,875 . تموم شد 670 01:26:12,285 --> 01:26:15,303 ملفيسنت " ديوارهايِ پُر از تيغِشُ " ، برداشت و 671 01:26:15,331 --> 01:26:17,190 ، تاجِشُ از سر برداشت و 672 01:26:18,774 --> 01:26:22,576 آرورا " رو دعوت کرد به اونجا بياد و " ، ببينه " مور " قبلا چه شکلي بوده 673 01:26:22,765 --> 01:26:26,146 در اون زماني که " ملفيسينت " دختربچه اي ، بيش نبود و 674 01:26:26,317 --> 01:26:28,231 . قلبِش درخشان و زيبا بود 675 01:26:28,888 --> 01:26:31,384 ، فعلا ، اون سرزمين دوباره برگشته بود 676 01:26:34,918 --> 01:26:37,338 . اما ، فقط همين نبود 677 01:26:48,400 --> 01:26:51,435 ، اونجاس ! زودباشيد ، منتظرن 678 01:26:51,538 --> 01:26:53,066 . صبر کنيد 679 01:26:53,878 --> 01:26:56,383 اين تاجُ به "آرورا"ـيِ کوچيکِمون . . تقديم ميکنيم ، کسي که 680 01:26:56,485 --> 01:26:59,542 . . بهترين سال هايِ زندگيمونو . . 681 01:26:59,974 --> 01:27:01,715 . فراموشش کن 682 01:27:06,534 --> 01:27:09,478 . پادشاهيِ ما باهم متحد شدن 683 01:27:11,558 --> 01:27:14,026 ! اين هم از ملکه يِ شما 684 01:27:15,678 --> 01:27:20,141 ديديد که ، داستان دقيقا اونطوري که . براتون گفته بودن ، پيش نرفت 685 01:27:20,245 --> 01:27:22,251 ، و من بايد اينو خوب بدونم 686 01:27:22,353 --> 01:27:26,553 چرا که ، من بودم که . بهش " زيباي خفته " ميگفتن 687 01:27:59,966 --> 01:28:02,475 ، درنهايت . پادشاهيِ من بالاخره متحد شد 688 01:28:02,502 --> 01:28:04,988 ، نه بدست يه قهرمان يا يه شرور 689 01:28:05,016 --> 01:28:07,081 ، همونطور که افسانه پيش بيني کرده بود 690 01:28:07,283 --> 01:28:11,074 بلکه بدست کسي که هم قهرمان بود و ، هم شرور 691 01:28:12,258 --> 01:28:14,694 . . و اسمِش 692 01:28:14,721 --> 01:28:16,427 . ملفيسنت " بود " . . 693 01:28:16,451 --> 01:28:16,507 ت 694 01:28:16,508 --> 01:28:16,564 تر 695 01:28:16,565 --> 01:28:16,621 ترج 696 01:28:16,622 --> 01:28:16,679 ترجم 697 01:28:16,680 --> 01:28:16,736 ترجمه 698 01:28:16,737 --> 01:28:16,793 ترجمه 699 01:28:16,794 --> 01:28:16,850 ترجمه ش 700 01:28:16,851 --> 01:28:16,907 ترجمه شد 701 01:28:16,908 --> 01:28:16,964 ترجمه شده 702 01:28:16,965 --> 01:28:17,021 ترجمه شده 703 01:28:17,022 --> 01:28:17,079 ترجمه شده ت 704 01:28:17,080 --> 01:28:17,136 ترجمه شده تو 705 01:28:17,137 --> 01:28:17,193 ترجمه شده توس 706 01:28:17,194 --> 01:28:17,250 ترجمه شده توسط 707 01:28:17,251 --> 01:28:17,307 ترجمه شده توسطِ 708 01:28:17,308 --> 01:28:17,364 ترجمه شده توسطِ 709 01:28:17,365 --> 01:28:17,421 ترجمه شده توسطِ 710 01:28:17,422 --> 01:28:17,479 ترجمه شده توسطِ - 711 01:28:17,480 --> 01:28:17,536 ترجمه شده توسطِ -= 712 01:28:17,537 --> 01:28:17,593 ترجمه شده توسطِ -= 713 01:28:17,594 --> 01:28:17,650 ترجمه شده توسطِ -= D 714 01:28:17,651 --> 01:28:17,707 ترجمه شده توسطِ -= D 715 01:28:17,708 --> 01:28:17,764 ترجمه شده توسطِ -= D & 716 01:28:17,765 --> 01:28:17,821 ترجمه شده توسطِ -= D & 717 01:28:17,822 --> 01:28:17,879 ترجمه شده توسطِ -= D & X 718 01:28:17,880 --> 01:28:17,936 ترجمه شده توسطِ -= D & X 719 01:28:17,937 --> 01:28:17,993 ترجمه شده توسطِ -= D & X = 720 01:28:17,994 --> 01:28:24,494 ترجمه شده توسطِ -= D & X =-