1
00:00:33,440 --> 00:00:37,081
خب همه چيزاتو برداشتي؟
..ميتوني کل پرواز رو بازي کامپيوتري بکني

2
00:00:37,280 --> 00:00:39,965
يا فکر ميکني يه کتابي چيزي بخوني؟

3
00:00:40,120 --> 00:00:41,531
احتمالا يه چيزي بخونم

4
00:00:41,680 --> 00:00:45,162
اگه برات ايميل زدم براي جواب دادن بهم نترسي ها

5
00:00:45,320 --> 00:00:49,166
باشه؟ خيلي خوبه بعضي وقت ها به پدرت بگي که
تو فکرت چي ميگذره، يا چه کارا ميکني؟ ميدوني؟

6
00:00:49,360 --> 00:00:51,681
آره                -اگه ميخواي ميتونيم -
...با اسکايپ هفته اي يه بار همديگه رو ببينيم

7
00:00:51,840 --> 00:00:53,968
يا چيزي تو اين مايه ها -
خيله خب -

8
00:00:54,120 --> 00:00:55,565
آره. باشه

9
00:00:55,720 --> 00:00:57,927
طراحي‌هاي علومت رو برداشتي؟

10
00:00:58,120 --> 00:00:59,167
آره، فک کنم

11
00:00:59,320 --> 00:01:02,164
ضمنا عالي شده بودن، واقعا خيلي عالي شدن
مرسي

12
00:01:02,320 --> 00:01:03,651
مرسي

13
00:01:03,840 --> 00:01:06,286
لپ تاپ ـت شارژ داره؟ -
آره -

14
00:01:10,760 --> 00:01:14,481
،به نظرت وقتي رسيدي خونه
اولين کاري که ميکني چيه؟

15
00:01:14,640 --> 00:01:16,210
نميدونم

16
00:01:17,160 --> 00:01:20,642
واقعا از اين ارتباطي که داريم حال ميکنم
...ميدوني، فقط

17
00:01:20,800 --> 00:01:22,882
...جواب هات خيلي -
چي؟ -

18
00:01:23,640 --> 00:01:26,291
فقط همينجوري به تمرين پيانوت ادامه بده، باشه؟
کارت خيلي خوبه

19
00:01:26,520 --> 00:01:29,046
..و اونا تو مدرسه ات خيلي براش وقت صرف ميکنن

20
00:01:29,240 --> 00:01:31,368
فقط اين يادت باشه که موسيقي چيزي هستش که
واقعا تو زندگيت ازش استفاده ميکني

21
00:01:31,560 --> 00:01:34,291
...يادت نره که
از اين کنجدي ها هم ميخواي، مگه نه؟

22
00:01:34,480 --> 00:01:35,891
آره -
خيله خب -

23
00:01:37,960 --> 00:01:39,644
بفرما، ممنون

24
00:01:39,840 --> 00:01:41,444
باشه

25
00:01:41,640 --> 00:01:46,328
احتمالا تو ماه اکتبر يه سري بهت بزنم
... و به اولين اجرات برسم

26
00:01:46,520 --> 00:01:49,126
اگرم شد تا اونجا هستم مسابقه فوتبالت رو هم نگاه کنم

27
00:01:52,640 --> 00:01:55,484
شايد امسال اصلا فوتبال بازي نکنم

28
00:01:55,840 --> 00:01:58,081
خب، اشتباه بزرگي ميشه، باور کن

29
00:01:58,280 --> 00:02:01,011
بازيم اونقدرها هم خوب نيست -
،اوه، نه، خيلي خوبه بازيت -

30
00:02:01,200 --> 00:02:02,804
جدي ميگم

31
00:02:03,600 --> 00:02:07,400
منظورم اينه که، چندتا از کمپ هاي تمريني رو از دست دادم
پس احتمال اينکه بتونم بازي کنم، خيلي کمه

32
00:02:07,640 --> 00:02:09,768
خب آره، موقعيت رو براي مربيت توضيح بده

33
00:02:09,960 --> 00:02:12,884
ميدوني، مثلا پدرت تو اروپا زندگي ميکنه
و واقعا ميخواستي بري اونجا

34
00:02:13,080 --> 00:02:16,402
همين چرت و پرتا، تقصيرهارو بنداز گردن من
"پدر مادرم گند زدن، ولي من خيلي جدي هستم"

35
00:02:16,600 --> 00:02:18,648
،ولي من توش جدي نيستم بابا

36
00:02:18,840 --> 00:02:21,047
اونقدرها برام مهم نيست

37
00:02:21,880 --> 00:02:25,646
،خب، مجبور نيستي همين الان درباره اش تصميم بگيري
فقط بهش فکر کن

38
00:02:25,800 --> 00:02:29,850
کلا منظور من اينه که ورزش تيمي خيلي مهمه، ميدوني؟

39
00:02:31,880 --> 00:02:33,723
رسيديم

40
00:02:35,120 --> 00:02:37,407
عاشق اين فرودگاه ام، تو نيستي؟ -
آره، محشره -

41
00:02:37,600 --> 00:02:40,331
آره ميدونم، محشره مگه نه؟
برا ديدن مامانت هيجان زده اي؟

42
00:02:40,480 --> 00:02:41,845
آره، مامان و دوستام

43
00:02:42,000 --> 00:02:44,446
باشه، بليط و پاسپورتت رو چي، آوردي؟

44
00:02:44,680 --> 00:02:47,126
،باشه، برا ارتباط برقرار کردن
اعتماد به نفس کافي رو داري؟

45
00:02:47,320 --> 00:02:50,847
آره، قبلا هم اينکارو کردم -
آره، ولي اين يکي يه ذره قلق داره -

46
00:02:51,040 --> 00:02:53,646
،فقط يادت باشه که، وقتي فرود اومدين
...رو صندليت بمون

47
00:02:53,840 --> 00:02:57,526
تا يکي از خدمه هواپيما مياد و مي‌برتت پيش در، باشه؟

48
00:02:57,720 --> 00:03:01,042
مشکلي نيست -
باشه، خيله خوب -

49
00:03:02,080 --> 00:03:03,889
اوه پسر

50
00:03:04,760 --> 00:03:08,685
خب، به نظر ديگه بايد خدافظي کنيم

51
00:03:09,960 --> 00:03:11,644
باشه، بيا اينجا ببينم، واي خدايا

52
00:03:11,840 --> 00:03:14,366
تمام تلاشمو ميکنم که به اجرات برسم، باشه؟

53
00:03:15,520 --> 00:03:18,490
ميدوني، من بودم خودمو تو زحمت نمينداختم

54
00:03:19,080 --> 00:03:22,926
چي؟ چي باعث شده اين حرفو بزني؟ -
...ببين، نميخوام بي ادبي کنم، ولي خيلي راحت تره -

55
00:03:23,120 --> 00:03:26,044
اگه براي اجرا نياي .. -
چطور؟ -

56
00:03:26,240 --> 00:03:28,811
فقط بهتره يه وقتي بياي ديدنم که کاري نداشته باشم

57
00:03:29,000 --> 00:03:33,324
ميخوام اجراتو ببينم -
ببين، برا اينه که مامان خيلي ازت متنفره -

58
00:03:33,520 --> 00:03:37,650
،اگه تو اونجا باشي خيلي مضطرب ميشه
و بعدش باعث ميشه منم اضطراب داشته باشم

59
00:03:38,840 --> 00:03:41,446
ميدوني، بفرمايين
ممنون

60
00:03:42,200 --> 00:03:46,649
بهر حال وقتي برا پيش‌ هم ‌بودن نداريم -
نگران اونش نباش، يه کاريش ميکنيم -

61
00:03:46,840 --> 00:03:49,684
فقط نميخوام نگرانش باشي
ميدوني که؟

62
00:03:49,880 --> 00:03:52,326
منظور اينه که ميدوني که چقدر
دلم برات تنگ ميشه ديگه، درسته؟

63
00:03:56,640 --> 00:03:59,041
فکر ميکني چرا هنوز خيلي ازم متنفره؟

64
00:03:59,200 --> 00:04:02,921
نميدونم. فکر کنم از دنيل بيشتر از تو متنفر باشه

65
00:04:03,480 --> 00:04:06,768
درسته -
هي، نگرانش نباش، يه کاريش ميکنم -

66
00:04:06,920 --> 00:04:09,207
الان بايد به اين برسيم -
آره -

67
00:04:09,360 --> 00:04:11,203
ولي به نظرت کاريش نميشه کرد؟

68
00:04:11,400 --> 00:04:13,880
نميدونم -
ولي ميدوني که دوست دارم، درسته؟ -

69
00:04:14,080 --> 00:04:15,684
آره، ميدونم -
خيله خب -

70
00:04:15,880 --> 00:04:18,008
اين بهترين تابستون زندگيم بود

71
00:04:18,200 --> 00:04:20,089
واقعا؟ -
آره -

72
00:04:20,480 --> 00:04:21,527
خب براي منم همينطور

73
00:04:21,720 --> 00:04:24,326
ديدي؟ بهت گفتم که اين جريان يونان ميتونه خيلي عالي باشه

74
00:04:24,520 --> 00:04:26,602
و همينطور هم بود -
باشه، خيله خب -

75
00:04:26,760 --> 00:04:28,125
دوست دارم رفيق

76
00:04:28,320 --> 00:04:29,810
منم دوست دارم بابا -
باشه -

77
00:04:30,040 --> 00:04:32,361
باشه، بزن قدش، خيله خب

78
00:04:32,560 --> 00:04:34,528
خدافظ -
خيله خب، ميبينمت -

79
00:05:27,800 --> 00:05:32,400
<font color="#ff8040">زيرنويس و ترجمه از
Hamed Batlaghi & .:MILAD:.</font>

80
00:05:35,525 --> 00:05:38,525
TvShow.ir ارائه‌اي از تيم ترجمه

81
00:05:44,920 --> 00:05:46,365
باشه

82
00:06:20,960 --> 00:06:22,564
باشه

83
00:06:27,080 --> 00:06:28,241
خب جريان چيه؟

84
00:06:28,440 --> 00:06:31,171
عليه اش راي دادن -
چي؟ اون توربين بادي؟ -

85
00:06:31,360 --> 00:06:35,160
،شش ماه با اين آدما کار کردم، همشون قبولش داشتن
همه موافق بودن که برا منطقه عاليه

86
00:06:35,320 --> 00:06:36,367
پس چي شد يه دفعه؟

87
00:06:36,520 --> 00:06:38,966
حالا تصميم گرفتن که از قيافه اش روي اون تپه خوششون نمياد

88
00:06:39,160 --> 00:06:41,481
فکر ميکردم ديگه تمومه و عمليه -
بود -

89
00:06:41,680 --> 00:06:44,251
،اساسا ديگه تموم شده بود -
براي همين اعصاب آدم خورد ميشه
ميتونن همچين کاري بکنن؟ -

90
00:06:44,440 --> 00:06:47,649
آره، البته، اينکارو کردن
همين، ديگه تموم شد رفت

91
00:06:48,480 --> 00:06:50,881
متاسفم -
نه، مساله اينه که خيلي ناراحت کننده است -

92
00:06:51,040 --> 00:06:52,963
ديگه نميتونم تحملش کنم

93
00:06:55,320 --> 00:06:57,527
جدي گفتم
ميخوام اون کار "رمي" رو قبول کنم

94
00:06:57,720 --> 00:06:59,882
نه، نه، براي اون کار نکني بهتره

95
00:07:00,040 --> 00:07:01,963
چرا؟ -
براي دولت کار کني؟ -

96
00:07:02,120 --> 00:07:06,444
خب، فکر ميکنم اين دولت با بقيه فرق داره
ما به قانون نياز داريم، و تنها راهي که
بشه عمليش کرد همينه

97
00:07:06,600 --> 00:07:09,444
اين تنها راه نيست، شماها کارهاي
خيلي خب زيادي انجام دادين

98
00:07:09,600 --> 00:07:11,762
خب، خيلي درباره اش فکر کردم و
اين تنها راه عملي شدنشه

99
00:07:11,920 --> 00:07:14,161
باشه، پس بذار يادت بندازم که
از اين يارو خوشت نمياد

100
00:07:14,320 --> 00:07:17,085
،قبلا که براش کار مي کردي
همش ازش شاکي بودي

101
00:07:17,240 --> 00:07:19,561
آره خب، آدم عوضي هستش، ولي کارش درسته
از اين به بعد منم ميخوام اينجوري باشم

102
00:07:19,720 --> 00:07:21,131
باشه -
يه سليطه واقعي، باشه؟ -

103
00:07:21,280 --> 00:07:26,127
خب، هر دفعه که به اون يارو نگاه ميکنم
تنها چيزي که ميبينم، بلند پروازيه
شرمنده، فقط بهش اعتماد ندارم

104
00:07:26,280 --> 00:07:29,887
تنها دليلي که از کارآزاد رفته توکار دولتي، اينه که مردم پاچه خواريش رو بکنن

105
00:07:30,080 --> 00:07:31,445
خودش اصلا برام مهم نيست، باشه؟

106
00:07:31,680 --> 00:07:33,887
خيله خب -
فکر ميکنم بدبخت ميشي -

107
00:07:34,080 --> 00:07:36,560
با اون سياست بازي ها و توافق ها

108
00:07:36,760 --> 00:07:39,764
،حالا هر چي، تصميمو گرفتم
ديگه خسته شدم از اينکه دست رو دست بزارم

109
00:07:39,920 --> 00:07:42,651
و هي اين همه زحمت بکشم و يکي ديگه بياد از بينش ببره

110
00:07:42,800 --> 00:07:46,088
رمي همون کسي نيست که قبلا 
خودکارهاشو پرت ميکرد سمت دستيارش؟

111
00:07:46,240 --> 00:07:48,402
باشه، بايد يه سال پيش اينکارو قبول ميکردم

112
00:07:48,560 --> 00:07:52,770
و اون موقع به خاطر حجم زياد کارش ميترسيدم
ولي فکر کنم بهترين فرصت ممکنه

113
00:07:52,920 --> 00:07:55,241
و پولش هم بيشتره، ميخوام انجامش بدم

114
00:07:55,440 --> 00:07:58,171
باشه، مطمئني؟

115
00:07:58,360 --> 00:08:01,603
نه، از هيچي مطمئن نيستم، باشه؟ -
خيله خب -

116
00:08:01,800 --> 00:08:04,041
يعني، اگه من برم چه بلايي سر بقيه مياد؟

117
00:08:04,240 --> 00:08:06,766
مثلا فرانسواس، همه ـشون رو من حساب ميکنن

118
00:08:07,000 --> 00:08:08,365
نظرت چيه؟

119
00:08:08,560 --> 00:08:11,245
بايد قبولش کنم يا نه؟ -
نه، نه، نه، من نظري ندارم -

120
00:08:11,440 --> 00:08:15,445
،فقط نميخوام به خاطر اين توربين لعنتي
تصميم عجولانه بگيري

121
00:08:15,680 --> 00:08:18,331
مساله فقط اون نيست، متوجه اي؟
تمام تابستون داره رو مغزم راه ميره

122
00:08:18,560 --> 00:08:19,891
آره، ميدونم که همينطور بوده، ميدونم -
و بايد انجامش بدم -

123
00:08:20,080 --> 00:08:22,242
و دارم انجامش ميدم، دارم انجامش ميدم -
خيله خب پس همينکارو بکن -

124
00:08:22,400 --> 00:08:24,926
اينکارو مي کنم، خيلي خب؟

125
00:08:26,240 --> 00:08:28,208
اوه خدايا، ايکاش همه چي ساده‌تر بود

126
00:08:28,440 --> 00:08:31,046
منظورم اينه که، اگه برم گاييده ميشم
اگه بمونم هم گاييده ميشم

127
00:08:31,200 --> 00:08:32,440
هميشه همينجوريه

128
00:08:32,640 --> 00:08:35,086
آره، دنيا به گا رفته -
آره شايد -

129
00:08:35,320 --> 00:08:39,564
خدايا، بالاخره اومديم تعطيلات
و دخترامون برا اولين بار دو هفته است مريضن

130
00:08:39,760 --> 00:08:43,481
ميدونم، يه پسر معرکه دارم
يه ميليون مايل دورتر ازم زندگي ميکنه

131
00:08:44,000 --> 00:08:49,166
يا عشق زندگيت، که نميتونه گنداش رو تميز کنه
يا ياد بگيره که چطور خودشو اصلاح کنه

132
00:08:49,400 --> 00:08:52,643
منظورت کيه؟ درباره کاپيتان تميزه که اينجا نشسته
که حرف نميزني؟

133
00:08:52,840 --> 00:08:56,925
کاپيتان تميزه؟ هموني که تو اين سال ها نتونسته هيچ کاري بکنه

134
00:08:57,120 --> 00:09:00,442
مثلا تو اين لحظه انتظار چيو داشتي، خانمي؟

135
00:09:00,720 --> 00:09:02,290
خدا

136
00:09:03,400 --> 00:09:05,448
اوه نگاشون کن، چقدر نازن

137
00:09:05,640 --> 00:09:08,041
مثل دوقلوهاي بهم پيوسته ميمونن

138
00:09:08,240 --> 00:09:10,447
اوه خداي من، بايد ازشون عکس بگيرم

139
00:09:10,640 --> 00:09:14,247
هي، الا همه ي اون سيب رو خورد

140
00:09:14,880 --> 00:09:17,201
ميخواي غذا رو از دهنت بچه ت در بياري؟

141
00:09:17,360 --> 00:09:18,805
آره -
باشه -

142
00:09:18,960 --> 00:09:21,361
همه اش قهوه اي شده

143
00:09:21,520 --> 00:09:24,046
نه، نه، يه تيکه اش سالمه هنوز

144
00:09:27,640 --> 00:09:32,931
اِلا، اين مدرکي هست دال بر اينکه پدرت ازت غذا دزديده

145
00:09:33,080 --> 00:09:35,003
...اگه دچار اختلال غذايي يا سوئه تغذيه شدي

146
00:09:35,160 --> 00:09:36,685
يا مسيح -
تقصير من نيست... همه اشو تقصير مادرت ننداز -

147
00:09:36,840 --> 00:09:40,287
همه شو تقصير مادرت ننداز -
،اِلا، اين يه سيب خانوادگي هست -

148
00:09:40,440 --> 00:09:43,523
دارم ارزش به اشتراک گذاشتن رو بهت ياد ميدم
دوست دارم عزيزم

149
00:09:43,720 --> 00:09:45,245
چقدر دلنشين

150
00:09:45,480 --> 00:09:48,290
بعدا شما دخترا اين تعطيلات رو
خيلي متفاوت تر از ما به ياد ميارين

151
00:09:48,520 --> 00:09:50,568
حتما همينطوره
من و مادرم هم همينطوري هستيم

152
00:09:50,720 --> 00:09:53,166
اون چيزي که از دوران کودکي من يادشه با من خيلي فرق داره

153
00:09:53,360 --> 00:09:55,840
خواهشا فيلم نگير ديگه -
باشه -

154
00:09:56,440 --> 00:09:59,922
،خدايا، عاشق مامانتم
هميشه بهش سخت ميگيري

155
00:10:00,160 --> 00:10:03,528
چون دوران درب و داغون رو از دست دادي
و فقط دوران خوبش رو ديدي

156
00:10:03,680 --> 00:10:07,048
اوه، دوران درب و داغون
اين درب و داغون منو ياد يه چيزي ميندازه

157
00:10:07,200 --> 00:10:11,171
تا حالا داستان بچه گربه ام، "کلئوپاترا" رو بهت گفتم؟

158
00:10:11,720 --> 00:10:15,281
نه نه -
باشه، فکر کنم اگه بهت گفته بودم يادت ميموند -

159
00:10:15,480 --> 00:10:19,849
داستان ـه -- ميدوني وقتي يه دختر کوچولو بودم
يه گربه داشتم به اسمِ کلئوپاترا

160
00:10:20,000 --> 00:10:22,731
...هر بهار از حصار رد ميشد و حامله ميشد

161
00:10:22,880 --> 00:10:27,010
و هميشه سرآخر، دقيقا دوتا بچه دنيا مياورد

162
00:10:27,200 --> 00:10:28,770
دو تا بچه گربه ها؟ -
دوتا بچه گربه -

163
00:10:28,960 --> 00:10:30,928
هردفعه و هر سال، دو تا گربه

164
00:10:31,120 --> 00:10:32,724
منظورم اينه که فقط، شگفت انگيز بود

165
00:10:32,920 --> 00:10:36,766
،و بعدش يه روز که حدودا سي سالم شد بود
... داشتم با پدرم ناهار ميخوردم

166
00:10:36,920 --> 00:10:39,969
..و به ياد "کلوپترا" کوچولو افتادم و درباره اش بهش گفتم

167
00:10:40,200 --> 00:10:41,281
: و اونم گفت

168
00:10:41,480 --> 00:10:46,202
سخت ترين کاري که تا حالا مجبور به انجامش شدم»
«.کشتن اون بچه گربه هاي ناز بود

169
00:10:46,400 --> 00:10:47,606
«و من مونده بودم و گفتم:«چي؟

170
00:10:47,800 --> 00:10:50,531
و بعدش معلوم شد، اينجارو داشته باش

171
00:10:50,720 --> 00:10:53,644
بعضي وقت ها حتي هفت تا بچه هم دنيا مياورده

172
00:10:53,840 --> 00:10:54,887
اوه نه

173
00:10:55,040 --> 00:10:57,042
ولي پنج تاشون رو ورميداشته -
اوه نه -

174
00:10:57,200 --> 00:10:59,521
و مينداخته تو يه پلاستيک و درش رو ميبسته

175
00:10:59,720 --> 00:11:01,688
وحشتناکه

176
00:11:02,080 --> 00:11:03,127
...مثل اين بود که

177
00:11:03,320 --> 00:11:06,449
دروغ هايي که خودش و مادرم درباره گربه ها
بهم گفته بودن رو يادشون رفته بود

178
00:11:06,680 --> 00:11:09,729
چطور تصميم ميگرفتن که کدوم بچه گربه رو بکشن؟ -
راستش همينو ازش پرسيدم -

179
00:11:09,920 --> 00:11:13,447
کدوم ها رو انتخاب ميکردي
مثلا نازترين ها رو يا چاق ترين ها رو؟

180
00:11:13,600 --> 00:11:16,410
،ميدوني که، و بعدش گريه اش گرفت

181
00:11:16,600 --> 00:11:18,443
باباي بيچاره

182
00:11:18,680 --> 00:11:21,684
اوه، بهشون گفتيم که اينجا مي ايستيم
دخترا دلشون ميخواست خونه خراب ها رو ببينن

183
00:11:21,880 --> 00:11:22,927
بايد بايستيم؟

184
00:11:23,160 --> 00:11:24,650
خب، اِلا خيلي دلش ميخواست ببينه

185
00:11:24,840 --> 00:11:28,128
آره، ولي نبايد بيدارشون کنيم -
نميدونم -

186
00:11:28,320 --> 00:11:31,290
ميدوني موقع برگشت به فرودگاه
وايميستيم تا ببينن

187
00:11:31,480 --> 00:11:33,244
ميدوني که نمي ايستيم -
آره ، احتمالا نايستيم -

188
00:11:33,400 --> 00:11:34,561
اوه خدايا

189
00:11:34,720 --> 00:11:37,883
به اميد ديدار، خرابه ها
حالا چيه شما اصلا خوبه؟

190
00:11:38,080 --> 00:11:40,242
يکيشو ببيني، انگار همه ـشونو ديدي

191
00:11:41,120 --> 00:11:44,408
،اوه خداي من، چه والدين بدِ مزخرفي هستيم
بايد نگه ميداشتيم

192
00:11:44,560 --> 00:11:46,369
نه بابا، اشکال نداره -
جزو فرهنگ ـمونه، زودباش، برگرد -

193
00:11:46,520 --> 00:11:49,444
بايد به اين بچه ها شخصيت بديم -
آره، آره -

194
00:11:49,640 --> 00:11:53,725
داريم درس ارزشمندي بهشون ياد ميديم
اگه خوابالو باشين، تو اين دنيا بازنده اين

195
00:11:53,920 --> 00:11:55,888
...آره، وقتي دخترا به خاطر ده سال اعتياد

196
00:11:56,080 --> 00:11:59,289
...کوکائين و متافتامين رفتن به مرکز بازپروري

197
00:11:59,480 --> 00:12:02,484
،ميگن که
هيچ وقت موقع خواب احساس خوبي نداشتيم»

198
00:12:02,680 --> 00:12:06,844
:چون بابامون همشيه ميگفت
«."اگه خوابالو باشين، تو اين دنيا بازنده اين"
و همه اونا دوباره تقصير توئه

199
00:12:07,000 --> 00:12:10,288
آره خيله خب، پدرمادر مزخرفي هستيم -
ميدونم -

200
00:12:10,480 --> 00:12:13,086
خداحافظي با "هنک" خيلي سخت بود

201
00:12:13,800 --> 00:12:14,961
چرا؟ مگه ناراحت بود؟

202
00:12:15,160 --> 00:12:18,403
نه، تازه گفت بهترين تابستون عمرش بود

203
00:12:18,600 --> 00:12:19,931
،خب، عاليه، منظورم اينه که

204
00:12:20,120 --> 00:12:23,681
منظورم اينه که، من بودم زياد نگرانش نميشدم
چند باري باهم حرف زديم

205
00:12:23,880 --> 00:12:27,089
و ميدوني اصلي ترين مشغله فکري تو زندگيش چيه؟ -
چي؟ -

206
00:12:27,280 --> 00:12:31,285
ججوش در آوردن و اينکه در نظر دخترها چطور به نظر ميرسه
به نظرم بچه ات هم درست به جنابعالي رفته

207
00:12:31,520 --> 00:12:34,000
منظورت چيه؟ من اصلا اينجوري نيستم -
اوه، بيخيال -

208
00:12:34,160 --> 00:12:35,764
چيه مگه؟ -
تنها چيزي که بهش فکر ميکني همينه -

209
00:12:35,920 --> 00:12:38,651
چي؟ -
زن ها -

210
00:12:38,840 --> 00:12:42,287
منظورم اينه که ناراضي نيستم
خيلي بهم توجه ميکني

211
00:12:42,480 --> 00:12:47,008
ولي هيچ وقت از چشم چروني به دخترا دست برنميداري -
من هيچ وقت چشم چروني نميکنم، چشم چروني نميکنم -

212
00:12:47,240 --> 00:12:51,211
با چشم هام باهاشون عشق بازي ميکنم

213
00:12:51,560 --> 00:12:53,881
،اوه، واو، از اين يارو اسپانياييه خوشم مياد
يا شايدم يوناني باشه؟

214
00:12:54,120 --> 00:12:58,409
نميدونم اهل کجام، ولي خيلي پشمالو هستم

215
00:13:02,120 --> 00:13:05,966
...خب، فکر کنم ميدوني، "هنري" ممکنه،  ميدوني که

216
00:13:06,160 --> 00:13:07,207
چي؟

217
00:13:07,400 --> 00:13:10,085
با اون دختر کوچولو ملينا باشه

218
00:13:10,280 --> 00:13:13,284
...نميدونم، ازش خوشش اومده؟ ولي

219
00:13:13,520 --> 00:13:14,726
چيه مگه؟ -
شوخيت گرفته؟ -

220
00:13:14,920 --> 00:13:18,049
فکر ميکني برا چي گفت
که بهترين تابستون عمرش بوده؟

221
00:13:18,240 --> 00:13:21,687
چون من و اون خيلي بهمون خوش گذشت؟

222
00:13:22,400 --> 00:13:23,890
جسي -
نه، ها؟ -

223
00:13:24,080 --> 00:13:26,481
خب چي، فکر ميکني...؟ -
البته -

224
00:13:26,680 --> 00:13:29,001
همديگه رو بوسيدن؟ -
آره معلومه که بوسيدن، آره -

225
00:13:29,240 --> 00:13:32,323
آره، قسم خوردم که به کسي نگم ولي بهم گفت -
چي گفتش؟ -

226
00:13:32,520 --> 00:13:35,091
نبايد چيزي بهت بگم برا همين حرفي نميزنم

227
00:13:35,280 --> 00:13:37,009
زودباش -
باشه -

228
00:13:37,200 --> 00:13:41,649
....بهم گفت که نگرانه
ميدوني که، اينکه همديگه رو بوسيدن

229
00:13:41,880 --> 00:13:43,370
ميدوني، با زبون؟ زبون اون؟

230
00:13:43,520 --> 00:13:45,443
اينو پرسيد ازت؟ -
آره -

231
00:13:45,640 --> 00:13:50,089
ولي خيلي ناز بود، دستپاچه بود و رنگش
سُرخ شده بود، دهنشو گاز ميگرفت

232
00:13:50,280 --> 00:13:51,645
مثل همون موقع که بچه بود

233
00:13:51,840 --> 00:13:54,320
پس رابطه اش با "ملينا" واقعي بوده -
آره -

234
00:13:54,560 --> 00:13:56,483
حالا چي ميشه؟

235
00:13:56,680 --> 00:13:59,126
نميدونم، بايد باهم دوست باشن تو فيسبوک

236
00:13:59,320 --> 00:14:02,005
يه مدتي باهم در تماس باشن -
..چي ميشه اگه اونا -

237
00:14:02,160 --> 00:14:05,448
همه ي زندگيشون با هم باشن چي ميشه؟  -
خيلي قديمي فکر ميکني -

238
00:14:05,640 --> 00:14:07,369
...بعضي وقت ها
...نه، من فقط -

239
00:14:07,520 --> 00:14:09,887
...مگه يه دختر بچه دوازده ساله اي؟ منظورم اينه که

240
00:14:10,080 --> 00:14:12,686
عشق اولت، اصلا يادت هست که کي بوده؟

241
00:14:12,880 --> 00:14:16,805
آره، يادمه، تو بودي -
آره جون عمت، مثلا تو 23 سالگي باکره بودي ها -

242
00:14:17,040 --> 00:14:19,805
گفتي عشق اول نه اولين تجربه جنسي، باشه؟

243
00:14:20,040 --> 00:14:22,964
باشه، درست، مثلا من اولين زني بودم
که احساس ميکردي عاشقشي؟

244
00:14:23,160 --> 00:14:24,446
آره، آره تقريبا -
فکر نکنم -

245
00:14:24,640 --> 00:14:28,611
اولين نفري که حس ميکردم باهاش مرتبطم، قطعا
چيه مگه من عشق اول تو نبودم؟

246
00:14:29,760 --> 00:14:31,683
نه، معلومه که نبودي

247
00:14:34,440 --> 00:14:37,046
نه، فقط فکر ميکردم بودم

248
00:14:37,720 --> 00:14:40,326
جسي"، بس کن ديگه، احمقانه ست" -
چيز مهمي نيست -

249
00:14:40,560 --> 00:14:42,961
باشه، مگه چند سالته، بيخيال بابا

250
00:14:43,160 --> 00:14:46,209
من 41 سالمه و عاشق تو هستم

251
00:14:52,000 --> 00:14:55,482
تو خيلي خيلي... داري رو اين قيافه از خود راضيت کار ميکني

252
00:14:55,680 --> 00:15:01,642
معلومه که آره، بايد بهت ميگفتم که
يه چيزايي تو آستينم دارم

253
00:15:01,800 --> 00:15:05,043
گير يه نوجوون آمريکايي اُفتادم

254
00:15:05,320 --> 00:15:07,084
باورم نميشه

255
00:15:07,280 --> 00:15:09,760
بعدا مجبوريم همه اون کارا رو بکنيم؟

256
00:15:09,960 --> 00:15:12,088
چي؟ آها، آره، بيخيال بابا

257
00:15:12,280 --> 00:15:16,251
خيلي برا پاتريک اهميت داره
آريادني و استفاني، احتمالا الان اونجان و دارن آماده ميشن

258
00:15:16,440 --> 00:15:18,727
بچه ها ميخوام همين يه بارو خوش باشن -
.نه نه -

259
00:15:18,920 --> 00:15:21,002
نه، نه، منظورم بعد از اونجا و رفتن به هتل بود

260
00:15:21,200 --> 00:15:24,568
... مطمئن نيستم که بخوام برم
سلام عزيزم

261
00:15:24,760 --> 00:15:26,091
آره

262
00:15:26,320 --> 00:15:29,529
اوه، باشه، باشه، باشه
خب، اشکال نداره، اشکال نداره

263
00:15:29,720 --> 00:15:32,485
،از لندن بهم زنگ بزن
پرواز خوبي داشته باشي، خدافظ

264
00:15:32,640 --> 00:15:35,371
،بهش گفتن که گوشي هاشون رو خاموش کنن

265
00:15:35,520 --> 00:15:39,889
پروازشون داره بلند ميشه. ازش خواسته بودم از تو هواپيما
بهم زنگ بزنه، ميدوني که از پروازها خوشم نمياد

266
00:15:46,400 --> 00:15:47,925
چيه؟

267
00:15:49,680 --> 00:15:52,001
چي شده؟ -
...فقط -

268
00:15:52,200 --> 00:15:54,806
نميدونم، نميدونم

269
00:15:55,520 --> 00:15:57,887
فقط فکر نکنم که ديگه بتونم به اينکار ادامه بدم

270
00:15:58,080 --> 00:15:59,525
چي کاري؟

271
00:15:59,760 --> 00:16:03,651
...همين که هر تابستون و هر کريسمس مثل اين ميمونه که

272
00:16:05,080 --> 00:16:07,845
ميدونم، حال منم خراب ميکنه -
..فقط خيلي بد ميشد، ميدوني -

273
00:16:08,040 --> 00:16:12,489
انگار فرستاديمش مدرسه شبانه روزي يا همچين چيزي

274
00:16:12,680 --> 00:16:15,843
نميدونم، من و مادرش بايد يه کم بهتر با هم کنار بيايم

275
00:16:16,040 --> 00:16:18,771
ميدونم، مثل اين ميمونه که ميفرستيمش تو دل دشمن

276
00:16:18,960 --> 00:16:20,405
،ميدوني اين دفعه ديگه واقعا اذيتم کرد

277
00:16:20,600 --> 00:16:23,809
--مثل اين ميمونه که
داره وارد دبيرستان ميشه

278
00:16:24,000 --> 00:16:26,606
و چهار سال ديگه بايد خودش تنها زندگيش رو اداره کنه

279
00:16:26,800 --> 00:16:30,168
...شايد خبر خوبي باشه، فقط چهار سال ديگه بايد صبر کنيم -
نه، نه، نه، الان واقعا دوران حياتي هستش -

280
00:16:30,360 --> 00:16:34,843
فقط احساس ميکنم که بايد کنارش باشم
يا الان يا هيچ وقت، ميدوني چي ميگم؟

281
00:16:35,480 --> 00:16:37,403
نه، منظورت چيه؟

282
00:16:38,520 --> 00:16:42,491
فقط يه جورايي فکر ميکردم که يه جايي
تو وسط هاي راه مياد و با ما زندگي ميکنه

283
00:16:42,680 --> 00:16:44,489
حالا زمان خيلي سريع گذشته

284
00:16:44,680 --> 00:16:46,489
و رسيديم به اينجاي کار، ميره دبيرستان

285
00:16:46,680 --> 00:16:50,526
و دخترها تو زندگيشن. بعدشم يه دفعه مي‌بينيم که داره برا دانشگاه درخواست ميده

286
00:16:50,720 --> 00:16:52,484
آره، راست ميگي، شايد وقتش باشه

287
00:16:52,680 --> 00:16:57,049
واقعا فکر کنم ديگه وقتشه که همه اين چيزا رو به مادرش بگيم و ازش بپرسيم
که ميتونه بياد با ما زندگي کنه يا نه

288
00:16:57,240 --> 00:16:59,527
خيلي دوست داره با ما باشه
...ميتونيم بذاريمش تو اون

289
00:16:59,680 --> 00:17:01,967
اين... اين اتفاق هرگز نميوفته، خيلي خب؟

290
00:17:02,160 --> 00:17:05,767
خيله خب؟ حتي يه چيز هم که از نظر قانوني بهش ملزم نباشه رو هم بهم نميده

291
00:17:06,000 --> 00:17:09,447
ميخواي دوباره به اون وکيل ـه زنگ بزنيم؟ -
نه، از اون يارو خوشم نمياد. افتضاحه -

292
00:17:09,640 --> 00:17:11,085
ميخواي من به مادرش زنگ بزنم؟

293
00:17:11,280 --> 00:17:13,487
نه، خواهشا، ديگه اينکارو نکن

294
00:17:13,720 --> 00:17:16,451
ميدوني، بچه حتي نميدونه چطور يه توپ بيسبال رو پرتاب کنه

295
00:17:16,680 --> 00:17:18,125
کي اهميت ميده

296
00:17:18,320 --> 00:17:22,245
،با آرنجش توپ رو هدايت ميکنه
مثل دختر بچه ها پرتاب ميکنه

297
00:17:22,440 --> 00:17:25,091
تقصير تو که نيست -
نه دقيقا تقصير منه -

298
00:17:25,280 --> 00:17:29,046
يه پدر بايد اين چيزا رو به بچه اش ياد بده -
فقط به نظر از بيسبال خوشش نمياد -

299
00:17:29,240 --> 00:17:31,971
...الکي سرزنشش نکن -
نه اين يک نمونه ـست، يه کنايه ـست برا همه چي -

300
00:17:32,160 --> 00:17:36,051
داره چهارده ساله ميشه و به پدرش نياز داره

301
00:17:39,360 --> 00:17:41,522
جسي" من نميام شيکاگو زندگي کنم"

302
00:17:41,720 --> 00:17:45,361
مگه ازت خواستم بريم اونجا؟ اين از کجات
در آوردي، ها؟ فقط دارم با صداي بلند فکر ميکنم

303
00:17:45,560 --> 00:17:48,450
اين تنها چيزيه که به خودم قول داده بودم
که هيچوقت انجامش ندم

304
00:17:48,640 --> 00:17:50,449
و الان ميبينم که دارم اينکارو ميکنم

305
00:17:50,640 --> 00:17:54,645
گوش کن، تو يه پدر بي نظير هستي
عاشق رابطه اي هست که باهم دارين

306
00:17:54,840 --> 00:17:57,605
عاشق نامه هايي هست که براش ميفرستي -
اون حتي نامه ها رو نميخونه -

307
00:17:57,800 --> 00:18:01,486
معلومه که ميخونه ـشون فقط اونجور
که تو ميخواي ازشون تعريف نميکنه
،فقط ميدونم اگه اين سال ها رو از دست بدم

308
00:18:01,680 --> 00:18:03,762
ديگه هيچ وقت برنميگردن که تلافي کنم

309
00:18:05,680 --> 00:18:08,763
اوه خداي من -
چي شده؟ -

310
00:18:08,920 --> 00:18:11,287
همينجاست که تموم ميشه

311
00:18:12,240 --> 00:18:13,685
درباره چي حرف ميزني؟

312
00:18:13,880 --> 00:18:16,360
مردم همينجوري رابطه هاشون بهم ميخوره -
اوه خداي من -

313
00:18:16,560 --> 00:18:19,291
تو از موضوع پرت شدي -
نه، نه، اينو نشون ميکنم -

314
00:18:19,440 --> 00:18:25,129
امروز روزيه که و مثل يه بمب ساعتي هستي که زندگي هامون رو نابود ميکنه

315
00:18:25,480 --> 00:18:26,527
آره -
باشه -

316
00:18:26,720 --> 00:18:29,326
اولا، بمب ساعتي رو روشن نميکنن
تنظيمش ميکنن

317
00:18:29,520 --> 00:18:34,082
يه زمان سنج هم داره، براي همينه که تيک‌تيک ميکنه  -
..اوه، باشه بابا حالا هرچي، زمان داره و هرچي -
،ميدوني چيه؟ تيک‌تيکش از همين الان شروع شده

318
00:18:34,280 --> 00:18:38,126
و همينجوري اتفاق ميوفته
ناراحت هستي و طرف مقابل رو مقصر ميدوني

319
00:18:38,280 --> 00:18:42,001
تنفر رشد ميکنه و رابطه تون بهم ميخوره، همين
فقط داري اينکارو ميکني که جلوي منو بگيري -

320
00:18:42,160 --> 00:18:44,401
ابدا، ابدا -
چرا همينطوره، همينکارو داري ميکني -
...نه، نه، نه  -

321
00:18:44,600 --> 00:18:47,410
نه، راستش خودم هم از اينکه رابطه ـمون
اين همه مدت دووم آورده، تعجب ميکنم

322
00:18:47,640 --> 00:18:50,644
باشه، بقيه چيزهارو هم بگو -
براي يه مدتي رو مسير موازي بوديم -

323
00:18:50,800 --> 00:18:52,609
،ولي الان مسيرها بهم برخورد کردن
و من دارم ميرم غرب و تو داري ميري شرق

324
00:18:52,800 --> 00:18:56,088
باور کن، رابطه ها اينجوري تموم ميشه
ديدم که ميگم، باشه؟
...کاترين و الکساندرو، ماريان

325
00:18:56,320 --> 00:18:58,926
شوخي ميکني ديگه، درسته؟ -
خب، نه -

326
00:18:59,120 --> 00:19:00,406
شوخي ميکنم

327
00:19:00,600 --> 00:19:02,170
و هم نميکنم

328
00:19:02,520 --> 00:19:03,567
خيله خب؟

329
00:19:03,760 --> 00:19:05,330
...فقط

330
00:19:05,520 --> 00:19:08,364
همينجوريه -
چقدر ديگه تا خرابه ها مونده؟ -

331
00:19:08,560 --> 00:19:10,767
اوه، بسته بودن

332
00:19:11,000 --> 00:19:12,126
آره -
ما... - آره -

333
00:19:12,320 --> 00:19:16,041
عزيزم، تصميم گرفتيم تو راه برگشت
به فرودگاه بهشون سر بزنيم

334
00:19:16,240 --> 00:19:17,287
باشه؟ -
دقيقا -

335
00:19:17,480 --> 00:19:20,086
زود برميگرديم ديگه، درسته؟ -
آره، آره           - آره -

336
00:19:20,280 --> 00:19:22,521
چه اتقاقي برا سيب ـم افتاد؟

337
00:19:22,760 --> 00:19:24,967
...سيب ـت

338
00:19:25,094 --> 00:19:27,094
سيبت حتماً تموم بود ديگه

339
00:19:29,920 --> 00:19:31,649
درسته؟

340
00:19:47,200 --> 00:19:49,168
ليستو بده بهم -
دست من نيست -

341
00:19:49,360 --> 00:19:50,964
،داخل کيف پولته

342
00:19:51,160 --> 00:19:52,525
داخل کيف پولته

343
00:19:52,720 --> 00:19:54,529
باشه -
آره -

344
00:19:56,040 --> 00:19:58,202
باشه، من ژنرال هستم

345
00:20:02,200 --> 00:20:05,488
کي تو رو ژنرال کرده؟ -
ژنرال، باشه؟ -

346
00:20:10,040 --> 00:20:12,884
سرباز تميرکن تو به هيچي دست نميزني -
بله قربان -

347
00:20:29,594 --> 00:20:31,594
نينا برو آشپزحونه

348
00:20:35,520 --> 00:20:37,249
نينا

349
00:20:42,560 --> 00:20:44,324
آدرياني

350
00:20:44,760 --> 00:20:47,240
بايد بهتر از اينا بازي کني
نه نه نه

351
00:20:53,160 --> 00:20:54,764
گرفتمت

352
00:20:56,120 --> 00:20:58,646
بچه هاي تيم من کجان؟
بچه هاي تيم من کجان؟

353
00:21:12,800 --> 00:21:14,800
بريد دنبالِ گوجه فرنگي بگرديد

354
00:21:24,725 --> 00:21:27,525
اينه؟ -
آره -

355
00:21:31,040 --> 00:21:32,724
قرمزـه

356
00:21:34,649 --> 00:21:36,649
اين؟ -
خيلي خوبه -

357
00:21:39,760 --> 00:21:42,411
باشه، فلفل

358
00:21:44,440 --> 00:21:47,603
راستش هردوتاشو خوندم اوليش اسمش
اون دفعه» هست و دومي اسمش«اين دفعه» ست»

359
00:21:47,800 --> 00:21:49,848
نه اوليش «اين دفعه» ـست
«و دومي «اون دفعه

360
00:21:50,040 --> 00:21:53,601
.آره  - يه شوخي تو خونواده ـمون داريم -
...که "اين" ما رو دور هم جمع کرد

361
00:21:53,760 --> 00:21:56,001
و با "اون" پول آپارتمانمون رو داديم -
باشه -

362
00:21:56,160 --> 00:22:00,210
،ولي بايد يه کم برا سيلين عجيب باشه
طوري که تو اون کتاب به نظر ميرسه، نه؟

363
00:22:00,400 --> 00:22:02,050
چرا؟ فکر کنم بهش عادت کرده

364
00:22:02,240 --> 00:22:06,165
ولي دوميش خيلي سکسي ـه، رفيق
...وقتي هواپيما رو از دست ميده

365
00:22:06,320 --> 00:22:10,882
و برا روزها و روزها با هم سکس ميکنن
انگار که فردايي وجود نداره، منظورم اينه که عجب

366
00:22:11,080 --> 00:22:13,447
واو، شما دوتا واقعا اينکارو کردين؟

367
00:22:14,160 --> 00:22:16,640
اينکارو کردين، ها؟ -
کتاب سوم "جسي" رو خوندي؟ -

368
00:22:16,800 --> 00:22:18,723
راستش از دوتاي اولي خيل بهتره

369
00:22:18,920 --> 00:22:21,685
قطعا نوشتنش از سرهم کردن دو تاي اولي خيلي بيشتر طول داد

370
00:22:21,880 --> 00:22:25,726
نه سومي رو نخوندم، منظورم اينه که
زنم دادش بهم، ولي خيلي طولاني ـه برام

371
00:22:25,920 --> 00:22:27,843
حتي عنوانش هم درازه
عنوانش چي بود؟

372
00:22:28,000 --> 00:22:31,686
... هنرپيشه هاي موقت توليد يک نمايش طولاني ولي با»

373
00:22:31,840 --> 00:22:35,561
«صحنه ي کوتاه به اسم گريز.... -
خب، دقيقا منظور منم همينه -

374
00:22:35,760 --> 00:22:37,762
تنها تو نيستي، بقيه هم فکر ميکردن خيلي طولانيه

375
00:22:37,960 --> 00:22:40,884
اولي کتاب بهتري ـه، جاه طلبي بيشتري توش موج ميزنه

376
00:22:44,720 --> 00:22:46,131
چي شده؟

377
00:22:46,320 --> 00:22:50,006
نه، ميگه که از همه ي کتاب ها خوشش مياد

378
00:22:50,200 --> 00:22:51,770
همينطوره

379
00:22:52,280 --> 00:22:54,009
...خب

380
00:22:54,200 --> 00:22:56,362
منظورم اينه که، عاشق اينجام، خيلي محشره

381
00:22:56,600 --> 00:22:58,887
اون گوجه ها انقدر محشرن که
... که ميتونم

382
00:22:59,680 --> 00:23:01,284
بوشون کنم

383
00:23:01,480 --> 00:23:03,164
بوي خيلي خوبي ميدن

384
00:23:03,400 --> 00:23:06,131
آره... "پاتريک" خيلي بهشون افتخار ميکنه

385
00:23:06,360 --> 00:23:09,489
،ميدونم احمقانه ـست ولي وقتي ميخواستيم پاريس رو ترک کنيم

386
00:23:09,680 --> 00:23:13,571
برا اينجا اومدن خيلي دستپاچه بودم
و حالا که نزديک رفتنمون شده، دلم نميخواد برم

387
00:23:13,760 --> 00:23:16,161
چرا دستپاچه بودي؟ -
آره چرا؟ -

388
00:23:16,360 --> 00:23:20,251
نميدونم، اينجا پر از هزاران سال افسانه
و حوادث غم انگيز هستش

389
00:23:20,400 --> 00:23:22,209
و فکر ميکردم يه حادثه غم انگيز ممکنه برامون اتفاق بيوفته

390
00:23:22,360 --> 00:23:25,330
فکر ميکردي "مينوتور" ميخواد بچه هاتو بخوره؟
(نوعي جانور افسانه اي با بالا تنه گاو و پايين انسان )

391
00:23:25,520 --> 00:23:28,285
آره، دقيقا

392
00:23:31,200 --> 00:23:33,680
...همه ي مدتي که اينجا بودم، داشتم روي

393
00:23:33,880 --> 00:23:37,168
ايده اي درباره يه گروه از آدم هاي مختلف
با ناهنجاري هاي مغزي کار ميکردم

394
00:23:37,360 --> 00:23:42,321
پس کتاب يه روز از زندگي اينا رو به تصوير ميکشه
اونم از ديدگاه خاص هر کدومشون

395
00:23:42,520 --> 00:23:45,364
مثلا يه پيرزني هست که وضعيتي داره که
...باعث ميشه حس کني

396
00:23:45,520 --> 00:23:47,488
که توي مرحله حاد "دژاوو" هستين
(حسي که انگار اتفاقي قبل‌تر هم افتاده باشد)

397
00:23:47,640 --> 00:23:50,928
،انگار هر تجربه اي که داره
حس ميکنه که قبلا داشته ـش

398
00:23:51,080 --> 00:23:54,050
منظورم اينه که، ممکنه پيش ما نشسته
و داره
باهامون حرف ميزنه و معمولي به نظر ميرسه، درسته؟

399
00:23:54,280 --> 00:23:57,443
،ولي تو سرش، به خودش ميگه که
قبلا اينو نگفته بود؟

400
00:23:57,640 --> 00:24:01,201
،منظورم اينه که، ديروز همينجا نبوديم
و دقيقا همين گفتگو رو انجام نميداديم؟

401
00:24:01,400 --> 00:24:03,243
پس درست مثل دژاوو؟ -
آره، بجز اينکه هميشه براش اينجوريه -

402
00:24:03,440 --> 00:24:06,410
موضوع اصلي همينه ديگه، درسته
هر اتفاقي که براش ميوفته

403
00:24:06,600 --> 00:24:10,764
صبحونه، روزنامه، يه فيلم
بر اين باوره که قبلا باهاش روبرو شده

404
00:24:10,960 --> 00:24:15,363
اين يه بيماري واقعيه؟ -
...آره، اسمش هست، ماندگاري دژا -

405
00:24:15,560 --> 00:24:17,483
واقعيه، ولي نميتونم تلفظش کنم -
باشه -

406
00:24:17,680 --> 00:24:21,810
بعدش دو تا شخصيت ديگه هستن
با مشکل اخلال تشخيص چهره

407
00:24:22,000 --> 00:24:26,369
مثلا يه يارو هست که برا بيست سال
نميتونه چهره زنشو تشخيص بده

408
00:24:26,560 --> 00:24:30,042
خودشو تو آينه نگاه ميکنه و حس ميکنه
...با اون مردي که

409
00:24:30,280 --> 00:24:32,009
داره بهش نگاه ميکنه، ارتباطي نداره

410
00:24:32,240 --> 00:24:35,767
و اون يکي ديگه شخصيت دقيقا برعکسشه
...يه زن خونه دار ميانسال

411
00:24:35,960 --> 00:24:38,930
با خاطره دقيق و قطعي از تمام چهره هايي که تا حالا ديده

412
00:24:39,160 --> 00:24:42,004
،و تازه اون تو يه شهر بزرگ زندگي ميکنه
ولي برا اون مثل يه شهر کوچيکه

413
00:24:42,200 --> 00:24:46,524
مثلا يه راننده تاکسي از جلوش رد ميشه
...و با خودش ميگه: «اوه، اين همون راننده ايه که

414
00:24:46,680 --> 00:24:49,081
«.کريسمس سه سال قبل منو تا پاساژ رسوند

415
00:24:49,240 --> 00:24:52,130
:يا مثلا يه پيرزن داره تو خيابون راه ميره و با خودش ميگه

416
00:24:52,280 --> 00:24:55,204
«.اون پارسال تو مترو دو صندلي عقب تر از من نشسته بود»

417
00:24:55,360 --> 00:24:59,331
پس هر کسي رو که ميبينه، احساس ميکنه
باهاشون صميمي و مرتبطه

418
00:24:59,560 --> 00:25:00,766
خب، من بيشتر شبيه يارو اوليه هستم

419
00:25:00,960 --> 00:25:04,123
انگار بيشتر وقت ها با هيچي ارتباط برقرار نميکنم، مرد

420
00:25:04,320 --> 00:25:07,324
هي آکليس، آنا، سلام بچه ها

421
00:25:08,840 --> 00:25:10,046
اين بچه رو نگاه کنين

422
00:25:10,240 --> 00:25:12,447
داره بهترين تابستون زندگيش رو سپري ميکنه

423
00:25:20,200 --> 00:25:23,124
خب، داشتي ميگفتي که سه تا شخصيت هستن، درسته؟

424
00:25:23,320 --> 00:25:25,641
،نه فقط سه تا شخصيت نيستن
يه گروه کامل هستن

425
00:25:25,840 --> 00:25:29,447
،مثلا الان دارم رو يه فصل کار ميکنم
درباره يه جوون يوناني به اسم آکليس

426
00:25:29,600 --> 00:25:31,523
من؟ -
خب، اسمش رو از تو گذاشتم -

427
00:25:31,720 --> 00:25:36,248
و اين يارو تو يه حلقه گير کرده، جايي که تنها چيزي که ميبينه
تغييرات ناگهاني همه چيزاي دوروبرشه، درسته؟

428
00:25:36,440 --> 00:25:40,490
مثلا به دريا نگاه ميکنه و به روزي  فکر ميکنه
که قراره خشک بشه و پر از فسيل بشه

429
00:25:40,680 --> 00:25:42,330
خب، نميدونم

430
00:25:42,560 --> 00:25:44,164
چيه مگه؟ -
به نظر من بيش از حد متظاهر مياد -

431
00:25:44,360 --> 00:25:46,931
نه، نه، نه، متظاهر نيست، قول ميدم
بامزه ميشه

432
00:25:47,120 --> 00:25:49,282
خيلي خنده دار
...مثلا، مثلا يه کتاب رو ورميداره

433
00:25:49,480 --> 00:25:52,882
:و يه دفعه به اين فکر ميوفته که
« آخرين آدمي که اينو ميخونه کيه؟ »

434
00:25:53,080 --> 00:25:56,687
و اين خنده داره؟ -
بعضي وقت ها يه جورايي اينجوري فکر ميکنم -

435
00:25:56,840 --> 00:26:00,401
،خب، باشه، پس هيچي هيجانزده اش نمي کنه
نه سينه نه ماشين و نه مشروب

436
00:26:00,600 --> 00:26:02,011
فقط درباره مرگ فکر ميکنه؟

437
00:26:02,240 --> 00:26:05,483
خب، نه فقط مرگ و مير، خيله خب؟ -
مثلا تغيير شکل چيزها، ميدوني؟ -

438
00:26:05,680 --> 00:26:08,729
مثلا آينده خيلي دور رو ميبينه -
باشه -

439
00:26:08,960 --> 00:26:10,962
من از اين ايده براي يک رمان خوشم مياد

440
00:26:11,160 --> 00:26:15,802
ولي بايد شخصيت يه پيرمرد مثل منو اضافه کني
...يه بيچاره که يادش نمياد صبحونه چي خورده

441
00:26:16,000 --> 00:26:20,050
ولي هنوز اون آهنگي که وقتي چهارده سالش بوده
...و شيلا کمبل داشته

442
00:26:20,200 --> 00:26:22,851
لخت توي کاباره ي جوري ميرقصيده رو يادشه

443
00:26:23,040 --> 00:26:24,610
اينم عمليه -
باشه -

444
00:26:24,800 --> 00:26:28,202
تو اين آدمها رو داري که تو زمان گُم شدن، درسته؟
ولي ارتباطشون چيه؟

445
00:26:28,360 --> 00:26:30,727
قراره سکس کنن؟
به همچين چيزي هم نياز داري؟

446
00:26:30,880 --> 00:26:34,282
زمان نيست که توش گم شدن، متوجهي؟ 
يه چيزِ ادراکيه ، موضوع اينه

447
00:26:34,440 --> 00:26:37,762
نه، دارم فکر ميکنم که کل رمان رو تو يه فيلم به تصوير بکشم

448
00:26:37,960 --> 00:26:41,965
مثل فيلم "در بارانداز" که هر شخصيتي يه جوري مياد
و با يکي ديگه ارتباط برقرار ميکنه

449
00:26:42,200 --> 00:26:44,885
در بار انداز" رو ديدي؟" -
روي اسکله؟ -
(فيلمي با بازي مارلون بلاندو  =  On the Waterfront)

450
00:26:45,480 --> 00:26:46,891
همون که  "براندو" توش بازي ميکنه؟ -
آره -

451
00:26:47,080 --> 00:26:51,483
آره آره، خب اولين فصل کتاب آخر هفته ي افتتاحيه 
در ميدون ساعت تو سال 1954 هستش

452
00:26:51,680 --> 00:26:56,607
،اون پيرزنه با بيماري حاد دژاوو
وارد صحنه نمايش ميشه، درسته؟

453
00:26:56,840 --> 00:27:01,323
،بغير از اينکه تموم مدت داره با خودش فکر ميکنه که
« قبلا اينو نديدم؟ »

454
00:27:01,520 --> 00:27:04,205
آره -
...خيله خب و يه فصل ديگه داستان توي -

455
00:27:04,400 --> 00:27:05,925
سال 1979 هست که تو پاريس ـه
و يه کلاس آموزش فيلم رو نشون ميده

456
00:27:06,120 --> 00:27:11,524
و بعدش بازنگري کارهاي "کازان" رو در سال 1993 تو مونيخ داريم
(اليا کازان: کارگردان و نويسنده آمريکايي سازنده ي در بار انداز)

457
00:27:11,720 --> 00:27:18,046
خب اين همون گم شدن تو زمانه ديگه -
چطوره اينا گم شدن تو زمان نيست؟
آره درسته، زمان ـه ولي بيشتر جنبه ادراکي داره -

458
00:27:18,440 --> 00:27:21,171
ازش خوشت نمياد؟ -
فکر کنم خيلي طولاني بشه -

459
00:27:21,360 --> 00:27:23,249
خب، من ازش خوشم اومد

460
00:27:23,440 --> 00:27:26,967
به حرفاش گوش نکن، آقا دوچرخه درست ميکنه
حتما برام بفرستش

461
00:27:27,640 --> 00:27:28,687
حتما

462
00:27:31,560 --> 00:27:33,722
مواظب باش

463
00:27:39,640 --> 00:27:43,201
تو فرانسه، ما داخل گوجه رو با گوجه
و فلفل رو با فلفل پر ميکنيم

464
00:27:43,360 --> 00:27:48,287
ما برا هردوتاش از يه چيز استفاده ميکنيم
به خاطر تاثير خاصي که تو مزه اش ايجاد ميکنن

465
00:27:48,520 --> 00:27:49,760
باشه

466
00:27:51,960 --> 00:27:54,645
...اوه، سيلين حواست باشه زياد پرشون نکني

467
00:27:54,840 --> 00:27:57,411
چون بعدا که ميره تو فر، ممکنه پف کنه و بريزه بيرون

468
00:27:57,600 --> 00:27:58,965
باشه، گرفتم -
کثيف کاري ميشه -

469
00:27:59,120 --> 00:28:03,330
"کارت خيلي خوبه، "سيلين -
و مخصوصا حرفاي اين "استفانو" رو گوش نکن -

470
00:28:04,240 --> 00:28:08,723
چون تا حالا اين غذا رو درست نکرده
و تا جايي که يادمه، هيچ غذايي درست نکرده

471
00:28:10,280 --> 00:28:11,611
...ميدوني، منظورم اينه که

472
00:28:12,800 --> 00:28:14,086
ولش کن

473
00:28:14,240 --> 00:28:16,322
ولش کن، ولش کن

474
00:28:19,200 --> 00:28:20,690
...دارين دعوا ميکنين بچه ها

475
00:28:20,920 --> 00:28:24,641
اونم با چاقو؟
باشه، بس کنين، با چاوق دعوا نکنين

476
00:28:24,840 --> 00:28:27,969
دعوا نميکنيم، داريم مذاکره ميکنيم -
آره -

477
00:28:28,120 --> 00:28:30,043
باشه، «مذاکره»! اسمشو گذاشتين اين؟

478
00:28:35,480 --> 00:28:37,369
اين يه سيستمي هستش که براي خودمونه

479
00:28:37,560 --> 00:28:39,608
پس سيستمي پيدا کردين که رو شما جواب ميده؟

480
00:28:39,760 --> 00:28:42,889
فکر ميکردم بهش ميگن رابطه، ولي از
سيستم هم خوشم مياد، خيلي خوبه

481
00:28:43,040 --> 00:28:44,963
با حاله نه؟ -
نه زياد -

482
00:28:52,560 --> 00:28:54,085
قبلا از اون سيستم استفاده ميکرديم

483
00:29:08,720 --> 00:29:10,688
خيلي دور نشين بچه ها

484
00:29:49,000 --> 00:29:52,721
،خب نمي خوام بدون اينکه از همه تشکر کرده باشم
اين وعده غذايي رو تموم کنيم

485
00:29:52,920 --> 00:29:54,604
و مخصوصا تو پاتريک

486
00:29:54,800 --> 00:29:58,043
روحمون هم خبر نداشت که تو اين
شش هفته اخير قراره چه اتفاقي بيوفته

487
00:29:58,240 --> 00:30:00,288
...وقتي يه نامه از طرف دانشگاه مياد

488
00:30:00,520 --> 00:30:03,444
...و ما رو به پلوپنيزِ جنوبي يونان دعوت ميکنه

489
00:30:03,640 --> 00:30:05,768
اونم به خونه با صفاي يه نويسنده بزرگ؟

490
00:30:05,960 --> 00:30:08,201
حتما، چرا قبول نکنيم؟

491
00:30:08,760 --> 00:30:11,809
...و بعدش، امروز صبح تو فرودگاه

492
00:30:12,000 --> 00:30:15,322
،هنک برگشت و بهم گفت که
اين بهترين تابستون عمرش بوده

493
00:30:15,520 --> 00:30:17,841
چه خوب -
،و منم بايد همينو بگم -

494
00:30:18,080 --> 00:30:21,926
پس ازت ممنونم، "پاتريک"، و نه فقط بخاطر کاري که
...برا خودم و خونواده ام انجام دادي

495
00:30:22,120 --> 00:30:25,203
بلکه  براي همه ي کارهاي بزرگي که
تو عمرت انجام دادي، پس به سلامتي پاتريک

496
00:30:30,520 --> 00:30:34,889
ممنون، ممنون، ممنون، ميدوني وقتي
،اولين بار تو فرودگاه ديدمت، پيش خودم فکرکردم

497
00:30:35,080 --> 00:30:38,323
«.عمرا مردي که اينجوري لباس ميپوشه يه نويسنده باشه»

498
00:30:42,600 --> 00:30:45,683
ولي الان، الان فکر ميکنم که رازتو فهميدم

499
00:30:46,240 --> 00:30:48,766
ما نويسنده هاي بزرگ زيادي تو چند دهه ي اخير داشتيم

500
00:30:48,920 --> 00:30:53,209
ولي هيچ کدومشون با کسي جالبتر از
خودشون زندگي نميکردند

501
00:30:55,880 --> 00:30:57,211
بهت گفته بودم که

502
00:30:57,400 --> 00:31:00,961
...و سيلين، باعث افتخار ما بود که تو

503
00:31:01,160 --> 00:31:04,004
و  دخترهاي سرزنده و شگفت انگيزت رو پيش خودمون داشتيم

504
00:31:04,200 --> 00:31:08,410
و خيلي خوشحالم که تونستين با دوست خوبم ناتاليا آشنا بشين

505
00:31:08,600 --> 00:31:11,285
که شوهرش آلياس برام مثل يه برادر بود

506
00:31:11,960 --> 00:31:14,964
واقعا برا پرده تون متاسفم -
نبايد بهشون گيلاس ميداديم -

507
00:31:15,160 --> 00:31:17,447
نه، نه تقصير من بود -
خيلي قشنگه -

508
00:31:17,680 --> 00:31:20,160
و پدربزرگ، پدربزرگ، ممنون که منو آنا
رو تو اين تابستون با خودتون شريک کردين

509
00:31:20,360 --> 00:31:21,930
چون ميدونين، فقط مجبورم ميکنه که کار کنم

510
00:31:22,120 --> 00:31:25,681
،ولي وقتي آنا رو ميارم
ميذاره سر ميز آدم بزرگ ها بشينم

511
00:31:25,880 --> 00:31:28,326
به ميز آدم بزرگ ها خوش اومدين

512
00:31:31,240 --> 00:31:34,244
شما دوتا چند وقته که با هم هستين؟ -
از تابستون پارسال -

513
00:31:34,440 --> 00:31:37,489
،يک سال پيش تو روزهاي آخري که پيش پدربزرگ بودم
باهم آشنا شديم

514
00:31:37,680 --> 00:31:40,843
قبل اينکه مجبور بودم برگردم به آتن -
آره، تو شب اختتاميه نمايشم باهم آشنا شديم -

515
00:31:41,040 --> 00:31:43,930
داشتم تو شهر اپيداوروس يکي از  نمايشنامه هاي شکسپير رو اجرا ميکردم

516
00:31:44,120 --> 00:31:47,124
تو نقش کي رو بازي ميکردي؟ -
من پرديتا بودم، حکايتِ زمستان -
(قهرمانِ زنِ حکايتِ زمستان)

517
00:31:47,320 --> 00:31:48,606
و کارش فوق العاده بود

518
00:31:48,840 --> 00:31:51,923
پاتريک، يادته رفته بوديم ديدن اون نمايش؟ -
...آه، پرديتا » -

519
00:31:52,080 --> 00:31:54,890
...وقتي که ميرقصي، آرزو ميکنم موجي از دريا باشي »

520
00:31:55,080 --> 00:31:57,890
«.که هرگز کاري جز رقصيدن انجام ندهي

521
00:31:58,840 --> 00:32:02,731
طوري که الان اجراش کردي خيلي بهتر از
اون يارويي بود که باهاش بازي ميکردي

522
00:32:02,920 --> 00:32:04,843
مردم هنوز دارن درباره اون نمايش حرف ميزنن

523
00:32:05,040 --> 00:32:07,805
آره، ولي جشن بعدش خيلي بهتر بود
اونجا باهم آشنا شديم

524
00:32:08,000 --> 00:32:11,322
من يه موتورسيکلت مال کارخونه بيرمنگهام  داشتم

525
00:32:11,880 --> 00:32:14,850
چه خوب -
کل شب برا خودمون چرخ زديم -

526
00:32:15,040 --> 00:32:18,522
و بعدش بايد ميرسوندمش به محل تئاتر
تا وسيله هاشو برداره

527
00:32:18,720 --> 00:32:20,882
و هيشکي اونجا نبود -
آره، هيچ وقت فراموشش نميکنم -

528
00:32:21,120 --> 00:32:25,409
صحنه نمايش بيرون بود و ظرفيت گنجايش
دوازده هزار نفرو داشت
و حالا ديگه کاملا خالي شده بود

529
00:32:26,160 --> 00:32:28,811
و تنها روي يکي از رديف هاي عقب نشسته بود

530
00:32:29,000 --> 00:32:34,040
...پس من رفتم روي صحنه و يه چيزي زمزمه کردم

531
00:32:34,240 --> 00:32:37,403
انعکاس صدا تو اونجا باور نکردني بود
...ميتونستم تکون خوردن دهنش رو ببينم

532
00:32:37,640 --> 00:32:41,122
،و بعدش سه ثانيه بعد
گوش هام ميتونستن صداشو بشنوم

533
00:32:41,280 --> 00:32:42,850
چي ميگفت؟

534
00:32:45,600 --> 00:32:47,364
باشه -
خصوصيه، خصوصيه -

535
00:32:47,560 --> 00:32:50,928
و چند روز بعدش مجبور شد که برگرده به پاريس

536
00:32:51,080 --> 00:32:54,766
چطور با هم در ارتباط بودين؟ -
با اسکايپ، از اون موقع به بعد تقريبا هر روز -

537
00:32:54,960 --> 00:32:59,329
و وقتي جدا بوديم يه چيز خاص هم داشتيم
...لپ تاپ هامونو ميذاشتيم کنار بالش

538
00:32:59,520 --> 00:33:01,170
و با هم ميخوابيديم

539
00:33:01,320 --> 00:33:03,368
اه، اين هم عشقِ جديدـه

540
00:33:03,560 --> 00:33:06,325
و وقتي بيدار ميشدم
معمولا تصوير ايستاده بود

541
00:33:06,520 --> 00:33:10,809
و صورت آنا تو يه موقعيت بامزه بود
:مثل اين

542
00:33:12,160 --> 00:33:14,049
ميشه يه سوال ازتون بپرسم؟

543
00:33:14,240 --> 00:33:15,287
خواهشا؟
آره -

544
00:33:15,480 --> 00:33:18,131
وقتي با اسکايپ ارتباط برقرار ميکردين
ميدونين که...؟

545
00:33:18,320 --> 00:33:21,608
ديوونه‌بازي هم در مي آوردين؟ -
خدا، همه ش دنبال چيزاي مبتذلي؟ -

546
00:33:21,800 --> 00:33:24,087
نه حرف بد بد نمي زنم، فقط دارم
نقش يه انسان شناس آماتور رو بازي ميکنم

547
00:33:24,280 --> 00:33:27,124
که در يه سطح نظري به دنياي مجازي علاقه منده

548
00:33:27,320 --> 00:33:29,561
حالا ديگه انسان شناس شدي براي ما؟ -
آره -

549
00:33:29,760 --> 00:33:33,401
،براي مثال، سکس در آينده نزديک
...و باور کنين اينا رو از خودم در نميارم

550
00:33:33,600 --> 00:33:38,049
ولي مثل وصل کردن دوشاحه به پريز يه 
... چيزي رو به آلت تناسليت وصل ميکني

551
00:33:38,280 --> 00:33:42,171
،و بعدش ميتونين با هرکسي که دلتون بخواد
آميزش مجازي داشته باشين

552
00:33:42,360 --> 00:33:45,170
ميتونين همه ي تنظميماتش رو برنامه‌ ريزي کنين

553
00:33:45,360 --> 00:33:50,127
،ميتونين دقيقا اون کلمه هايي رو که ميخواين
مرلين مونرو" تو گوشتون زمزمه کنه رو تايپ کنين"

554
00:33:50,280 --> 00:33:51,805
شايد ازش خوشم بياد

555
00:33:51,960 --> 00:33:53,485
اوه، جدي؟ -
آره -

556
00:33:54,080 --> 00:33:56,082
اوه ممنون، ممنون
بيا بيا بيا

557
00:33:56,280 --> 00:33:59,523
منظورم اينه که، چرا که نه؟
...بيشتر چيزاي که داريم تجربه ميکنيم

558
00:33:59,720 --> 00:34:02,963
داره تو دنياي مجازي اتفاق ميوفته، ميدونين که؟

559
00:34:03,120 --> 00:34:07,045
...شما نويسنده اين، به نظرتون وقتي يه کامپيوتر بتونه يه کتابي

560
00:34:07,200 --> 00:34:09,885
بهتر از«جنگ و صلح» بنويسه، چه احساسي بهتون دست ميده؟  -
هيچوقت اين اتفاق نميوفته -
(اثر تولستوي)

561
00:34:10,040 --> 00:34:13,010
،پدربزرگ، به نظر من تنها چيزي که سؤاله
اينه که کِي قراره اين اتفاق بيوفته؟

562
00:34:13,200 --> 00:34:17,250
فکر کنم منم احتمالا همون حسي بهم دست بده
... که کاسپاروف داشت، همه اون شطرنج بازها رو

563
00:34:17,400 --> 00:34:20,449
يادتونه که، ديگه نميتونستن حريف اون کامپيوتر خفن بشن -
«آره، «ديپ بلو -

564
00:34:20,600 --> 00:34:23,365
يادتونه اولش فکر ميکرديم که يه کامپيوتر هيچوقت
نميتونه بهترين نفر ما رو شکست بده، درسته؟

565
00:34:23,520 --> 00:34:27,127
«.ماشين ها اون غرايز انساني رو داخلشون ندارن »

566
00:34:27,320 --> 00:34:30,244
ولي حالا، حتي نميتونيم باهاشون رقابت کنيم

567
00:34:30,440 --> 00:34:34,081
يه بار يه مستندي رو ديدم که توش داشتن
رو يه موش آزمايشگاهي کار ميکردن

568
00:34:34,280 --> 00:34:35,770
،و آقا موش ـه سيم پيچي شده بود

569
00:34:35,960 --> 00:34:38,930
و ميتونست با فشار دادن يه کليد ارضاء بشه

570
00:34:39,120 --> 00:34:43,569
...و دانشمند ها يه جورايي به اين موجود کوچولو رقت انگيز ميخنديدن

571
00:34:43,760 --> 00:34:47,810
درحاليکه همه ي غذاهاش و آب و چيزاي ديگه شو ناديده ميگرفت و هيچکار ديگه نميکرد ...

572
00:34:48,000 --> 00:34:49,684
و سرآخر فقط ميمُرد

573
00:34:49,880 --> 00:34:52,247
فکرکنم آينده بشريت هم همينطوري باشه

574
00:34:52,480 --> 00:34:53,766
...ميدونيد ديگه، فقط اينجوري

575
00:34:55,280 --> 00:34:57,123
و بعدش ميميره

576
00:34:57,360 --> 00:34:59,408
خب خب، شايد اينطور باشه

577
00:34:59,600 --> 00:35:04,686
،ولي هر نسل از بشريت بر اين باوره که
...دارن آخر دنيا رو مشاهده ميکنن

578
00:35:05,080 --> 00:35:07,526
ولي من حس ميکنم که واقعا دارم توش زندگي ميکنم

579
00:35:07,720 --> 00:35:12,248
باشه، خيله خب، من يه سوال ازت دارم، پاتريک
...فکر ميکنم خيلي از آدما همين حس رو دارن، ميدونين که

580
00:35:12,440 --> 00:35:15,842
،مثلا ما يه جورايي عقده لذت رو داريم
...به فيلم هاي مستهجن معتاديم

581
00:35:16,040 --> 00:35:19,328
ماده گراها دارن بذر انسان رو روي تکنولوژي ميپاشن

582
00:35:19,520 --> 00:35:22,649
و در همون موقع، کامپيوتر ها دارن
قوه ادراک به دست ميارن، درسته

583
00:35:22,840 --> 00:35:26,322
،خب، سؤال من اينه که
اين تصور از نفس خودمون ـه که بخوايم باهاش شروع کينم؟

584
00:35:26,560 --> 00:35:30,360
خب، جوابت روي سردر معبد آپولو در دلفي نوشته شده
(منطقه باستاني در يونان)

585
00:35:30,600 --> 00:35:34,605
«اونجا نوشته، :«گوناتي سافتون
«!که معنيش ميشه، «خودتو بشناس
(gnothi seauton)

586
00:35:34,800 --> 00:35:37,280
آره، ولي ما يه جورايي حدودا 99 درصد
به طور خودکار عمل ميکنيم

587
00:35:37,480 --> 00:35:40,563
نه، نه، شخصيت ما، يا اين چيزي که
به عنوان خودمون بهش فکر ميکنيم، درسته؟

588
00:35:40,720 --> 00:35:43,326
فقط يه بخش کوچيکي از فعاليت هاي مغزمون هستن

589
00:35:43,480 --> 00:35:46,802
بيشترشون فعاليت هاي خودکار بدنمون هستن
پس اين چيزي که ما واقعا داريم ازش صرفنظر ميکنيم، چيه؟

590
00:35:47,040 --> 00:35:50,886
نه نه، اگه اين درک ازنفس، به نظر تو
...درصد خيلي کوچيکي ازش وجود داره

591
00:35:51,120 --> 00:35:53,407
چطوره که هميشه درباره ش خيلي ميشنوم؟

592
00:35:53,600 --> 00:35:57,571
خب، درست مثل آلت من، منظورم اينه که
...اونقدراهم بزرگ نيست، فقط يه بخش کوچيکي از منه

593
00:35:57,800 --> 00:36:00,644
ولي به توجه زيادي نياز داره -
نال آقا هم همينطور -

594
00:36:01,440 --> 00:36:03,283
و شما دوتا چطور باهم آشنا شدين؟

595
00:36:03,480 --> 00:36:05,005
نميدوني؟ -
چي رو؟ -

596
00:36:05,200 --> 00:36:06,884
خب، بايد کتاب هاي جسي رو بخوني

597
00:36:07,080 --> 00:36:10,482
آره مخصوصا اگه دقيقا دلت ميخواد بدوني
سکس با من چه طورياست ، حتما بخونشون

598
00:36:10,640 --> 00:36:13,644
حتما بخونش -
ببخشيدا استيفانوس  -

599
00:36:13,840 --> 00:36:15,968
منظورم اينه که خوب نوشته شده

600
00:36:16,160 --> 00:36:18,527
آره -
ممنون، ما حدود هجده سال پيش باهم آشنا شديم -

601
00:36:18,720 --> 00:36:22,122
..يه جورايي يه ذره عاشق همديگه شديم، و بعدش

602
00:36:22,360 --> 00:36:26,888
همديگه رو گُم کرديم
و يه دهه بعدش، دوباره بهم برخورديم

603
00:36:26,930 --> 00:36:32,285
نه، نه، بهم برنخورديم، عزيزم    -نخورديم؟ -
...تو يه کتاب نوشتي که از ملاقات ما الهام گرفته بود

604
00:36:32,480 --> 00:36:35,529
آره آره آره -
و من درباره اش خوندم و رفتم دنبالش -

605
00:36:35,720 --> 00:36:37,210
خيلي عاشقانه بوده -
همينطور بود -

606
00:36:37,400 --> 00:36:40,051
نه واقعا، نه واقعا، نه واقعا
...يادش رفته بود که بگه

607
00:36:40,240 --> 00:36:42,402
...ازدواج کرده و بچه داره و اينا
اينا فقط جزئيات ـه، جزئيات -

608
00:36:42,600 --> 00:36:44,170
آره، اون قسمتش فاجعه بود

609
00:36:44,360 --> 00:36:46,408
فاجعه نبود، غيرقابل اجتناب بود

610
00:36:46,640 --> 00:36:49,291
،و اولين باري که بدون کاندوم سکس کرديم
دوقلوها درست شدن

611
00:36:49,440 --> 00:36:52,842
و از اون موقع به بعد همه چي عوض شد
شرمنده که اينو ميگم

612
00:36:53,000 --> 00:36:55,526
اونقدرا هم بد نيستن
دختراتون خيلي خوشکلن

613
00:36:55,720 --> 00:36:57,643
اونا بامزه ان

614
00:36:58,600 --> 00:37:01,365
باشه، نه، نه
پستي بلندي هاي خودشو داره، باشه

615
00:37:01,560 --> 00:37:04,245
،باشه، بذار همين الان بگم، آنا
که چطور يه مرد رو حفظ کني

616
00:37:04,440 --> 00:37:08,525
بايد بذاري توي همه بازي هاي احمقانه اي -
که خوششون مياد برنده شن - اوه، باشه

617
00:37:08,720 --> 00:37:11,724
اولين شبي که با جسي آشنا شدم، داشتيم
پينبال بازي ميکرديم و البته من داشتم ميبُردم

618
00:37:11,880 --> 00:37:14,121
اين شالوده دروغيني از کل رابطه ي ماست، همينطوره

619
00:37:14,320 --> 00:37:17,290
و در دقايق آخر، گذاشتم که توپ از وسط رد بشه -
نه، نه حتي تو يه بازي هم نميتونه منو ببره -

620
00:37:17,440 --> 00:37:18,885
،باعث ميشه اعتماد به نفسشون بره بالا

621
00:37:19,040 --> 00:37:23,011
،اگه نميذاشتم تو همه بازي ها برنده بشه
احتمالا هيچ وقت سکس نميکرديم

622
00:37:23,200 --> 00:37:27,205
،متاسفم که اين حرفو ميزنم، ولي
آقا خيلي رو مردونگيش تعصب داره

623
00:37:27,400 --> 00:37:29,448
آرزوش اينه که يه زن جذاب و مشنگ داشته باشه

624
00:37:29,680 --> 00:37:33,480
بزرگترين هدف زندگيمه، يه زن مشنگ -
آرزو داره -

625
00:37:36,840 --> 00:37:38,490
...خب

626
00:37:40,000 --> 00:37:41,684
بله؟

627
00:37:42,120 --> 00:37:44,327
پس شما نويسنده هستي؟

628
00:37:46,080 --> 00:37:47,684
آره، آره، البته

629
00:37:47,880 --> 00:37:50,770
خب شما، کتاب مينويسي؟

630
00:37:53,200 --> 00:37:55,407
يه چندتايي نوشتم، آره، آره

631
00:37:57,160 --> 00:37:59,208
واو، تا حالا يه نويسنده نديده بوده

632
00:37:59,400 --> 00:38:03,086
نديده بودي؟ -
شما واقعا بايد باهوش باشي -

633
00:38:03,240 --> 00:38:07,848
،ميدونين، من بعضي وقت ها که خسته ام
حتي نميتونم اسم خودم رو هم بنويسم

634
00:38:08,000 --> 00:38:10,128
از چه کتاب هايي خوشت مياد حالا؟

635
00:38:10,680 --> 00:38:13,604
،خب، من از داستان هايي خوشم مياد که
پشتش معناي خاصي خوابيده باشه

636
00:38:13,800 --> 00:38:16,724
مثل يه داستان عاشقانه زيبا -
اوه، البته، آره -

637
00:38:16,920 --> 00:38:20,891
....ميدونيد يه بار يه کتابي خوندم، به اسم رومئو

638
00:38:21,040 --> 00:38:22,371
ژوليت

639
00:38:23,000 --> 00:38:24,684
درسته؟ -
آره -

640
00:38:24,840 --> 00:38:26,126
اوه آره
پس ميشناسينش؟

641
00:38:26,320 --> 00:38:29,961
آره، خيلي خوبه، دراصل يه نمايشنامه ـست
کتاب نيست، نمايشنامه ـست

642
00:38:30,560 --> 00:38:34,642
اوه، فکر ميکردم يه کتابه که از رو يه -
فيلم الهام گرفته شده     - نه نه نمايشنامه ست

643
00:38:34,840 --> 00:38:36,808
باشه، نمايشنامه ـست

644
00:38:37,680 --> 00:38:40,650
راستش، همه شو نخوندم، چون ميدوني
..بعضي وقت ها

645
00:38:40,800 --> 00:38:43,326
...بايد برسم و اون مجله هارو هم بخونم

646
00:38:43,520 --> 00:38:46,205
تا دقيقا بدونم که تو زندگي بقيه مردم چي ميگذره

647
00:38:46,400 --> 00:38:49,768
اوه، اين خيلي مهمه -
باشه، شما خيلي خيلي باهوش هستين -

648
00:38:49,960 --> 00:38:54,329
و شرط ميبندم، آلت خيلي بزرگي هم داري

649
00:38:54,560 --> 00:38:58,929
به نظرتون چرا من انقدر زياد جذب اين زن شدم؟

650
00:38:59,120 --> 00:39:02,488
واقعا -
و بخش خنده دارش همينجاست -

651
00:39:02,680 --> 00:39:06,321
بخشي از آقاي متعصب که خنده دار نيست، باشه؟

652
00:39:06,520 --> 00:39:10,844
،همين امروز بعد از اينکه هنري رو رسونديم فرودگاه
...بهم ميگه که با وجود اينکه

653
00:39:11,000 --> 00:39:13,844
يه پيشنهاد شغلي محشر دارم، ازم ميخواد که همه شو
بيخيال شم و باهاش برم شيکاگو

654
00:39:14,000 --> 00:39:19,370
من اينو نگفتم، گفتم دلم براش تنگ شده، -  تا بتونيم هر آخرهفته برا زن سابقش، بچه داري کنيم -

655
00:39:19,520 --> 00:39:21,488
فکر کردم با کسي رابطه داره -
هي، هي، بچه ها، بس کنين  -

656
00:39:21,640 --> 00:39:24,041
حتما امروز خداحافظي با هنک خيلي براتون سخت بوده، درسته؟

657
00:39:24,240 --> 00:39:26,607
آره، البته -
و منظورم اينه که، بچه خيلي فوق العاده اي ـه -

658
00:39:26,840 --> 00:39:29,889
آره، بهش بگين هيچي نشده دلم برا -
پاي شطرنجم تنگ شده     - حتما

659
00:39:30,040 --> 00:39:34,045
اگه من و استفانو از هم جدا بشيم
من درخواست حضانت کامل بچه ها رو ميکنم

660
00:39:34,240 --> 00:39:35,651
...خب، اينجوري برا يه مدتي خيلي خوبه

661
00:39:35,840 --> 00:39:39,925
چون اينجوري من و دوست دختر بيست سالم
يه کم جامون بيشتر باز ميشه و مزاحم نداريم

662
00:39:40,120 --> 00:39:42,327
من عاشق مرد ها هستم -
منم عاشق توام -

663
00:39:46,360 --> 00:39:49,648
باشه، يه داستان براتون دارم که شوهرم خيلي دوسش داره

664
00:39:49,840 --> 00:39:53,970
و هر چيزي که لازم باشه
درباره جنس مونث و مذکر بدونين بهتون ميگه

665
00:39:54,200 --> 00:39:55,247
باشه، آماده اين؟

666
00:39:55,440 --> 00:39:58,125
آره -
...مادرم پرستار بود -

667
00:39:58,320 --> 00:40:01,767
پس  وقتي مردم از کما بيرون ميومدن پيششون بود -
اوه، اين خيلي بده -

668
00:40:01,960 --> 00:40:03,689
گوش کن، گوش کن -
دارم گوش ميکنم -

669
00:40:03,920 --> 00:40:06,287
داستان جالبيه -
دارم گوش ميکنم -

670
00:40:06,480 --> 00:40:09,450
: خب اون کسي بود که بهشون ميگفت

671
00:40:09,640 --> 00:40:14,089
سلام، من کاترينا هستم »
شما همين الان از کما اومدين بيرون

672
00:40:14,880 --> 00:40:18,885
...شما توي يه تصادف ماشين خيلي بد بودين »

673
00:40:19,080 --> 00:40:21,401
...حالتون خوب ميشه »

674
00:40:22,000 --> 00:40:24,606
«.حالتون خوب ميشه
و ميدونيد ديگه از اينجور چيزها

675
00:40:24,800 --> 00:40:28,361
...ميگفت تک تک زن ها اولين کاري که ميکرد

676
00:40:28,560 --> 00:40:32,531
،اولين عکس العملي که نشون ميداد
:حال بقيه رو ميپرسيد

677
00:40:32,680 --> 00:40:35,411
«حال بچه هام چطوره؟»
«شوهرم چطوره؟»

678
00:40:36,000 --> 00:40:37,525
«کس ديگه اي صدمه نديده؟»

679
00:40:37,720 --> 00:40:43,090
ولي همه ي مردها بدون استثنا
..وقتي همه ي اين چيزا بهشون گفته ميشد

680
00:40:43,280 --> 00:40:46,045
اول از همه چکار ميکردن؟ ...

681
00:40:46,240 --> 00:40:47,480
به کيرشون نگاه ميکردن

682
00:40:49,800 --> 00:40:52,610
خب ميدونين چيه؟
بايد مطمئن شي هنوز سرجاشه، خيله خب؟

683
00:40:52,840 --> 00:40:54,888
بايد مطمئن شي هنوز کار ميکنه، مجبوري

684
00:40:55,080 --> 00:40:57,048
سرحاله و هنوز کارشو خوب انجام ميده

685
00:40:57,240 --> 00:41:02,087
،آره، آره، آره، و بالاخره، بالاخره
يادشون ميوفتاد که حال بچه هاشون رو بپرسن

686
00:41:02,280 --> 00:41:05,409
يا اينکه اگه کس ديگه اي که ممکنه
توي تصادف کشته شده

687
00:41:05,600 --> 00:41:06,681
و از اينجور چيزا

688
00:41:06,880 --> 00:41:10,282
مگه همين خودش همه چيزو مشخص نميکنه؟
اول کير، بعد بقيه دنيا

689
00:41:10,480 --> 00:41:12,005
کير، کير، کير، کير، کير

690
00:41:12,240 --> 00:41:13,730
باشه، باشه

691
00:41:13,920 --> 00:41:16,924
ولي اگه ميشه به اصطلاح اکيدا جنسيتي
...برامون توضيح بدين که

692
00:41:17,160 --> 00:41:20,642
...چرا هر زني وقتشو تلف ميکنه و عصباني ميشه

693
00:41:20,840 --> 00:41:25,050
يا خودشو به زحمت ميندازه تا يه مرد رو عوض کنه؟ -
دقيقا، همه اش زيست شانسي ـه اين وسط مشکل چيه؟ -

694
00:41:25,240 --> 00:41:27,720
و تو خيلي تو کار موضوع رو عوض کردن استادي

695
00:41:27,960 --> 00:41:31,681
نه، نه، منظورم اينه آقا نابغه ـست تو اين کار -
فقط منظورم اينه که مثل اين ميمونه که -
...از دست يه قورباغه چون

696
00:41:31,880 --> 00:41:34,042
سبزـه ناراحت باشيم... -
آره، دقيقا -

697
00:41:34,240 --> 00:41:38,768
حالا که اين حرف هارو شنيدم
...تو اين فکرم که آيا اين ايده عشق ابدي

698
00:41:38,960 --> 00:41:40,405
هنوز به ما مربوط ميشه يا نه؟

699
00:41:40,640 --> 00:41:44,122
منظورم اينه که، ميدونيم که
در نهايت ازهم جدا ميشيم

700
00:41:44,320 --> 00:41:46,926
قطعا -
پدرو مادرت هنوز با هم زندگي ميکنن؟ -

701
00:41:47,120 --> 00:41:48,849
به هيچ وجه -
نه، پدرمادر تو چي؟ -

702
00:41:49,040 --> 00:41:51,930
آره با هم هستن، ولي ميتونستن طلاق بگيرن -
آره، ميتونستن -

703
00:41:52,080 --> 00:41:55,607
،فکر کنم اگه پول بيشتري داشتن
تا الان پيش هم نميموندن

704
00:41:55,800 --> 00:42:00,328
خدايا شماها ديدتون خيلي محسابه‌گر هستش
من داخل نسل اشتباهي دنيا اومدم

705
00:42:00,520 --> 00:42:03,842
.... مادر مادربزرگم، تو بستر مرگش يه نامه ي

706
00:42:04,080 --> 00:42:06,970
26صفحه اي براي کل خانواده نوشت

707
00:42:07,160 --> 00:42:10,642
و سه صفحه درباره لباس هايي که
...تو يه نمايشنامه پوشيده بود توضيح داد

708
00:42:10,880 --> 00:42:13,963
و فقط يک پاراگراف درباره همسرش -
اونم بازيگر بود؟ -

709
00:42:14,160 --> 00:42:16,049
...نه... اون يه

710
00:42:16,360 --> 00:42:18,044
...اون يه

711
00:42:18,200 --> 00:42:21,170
خياط لباس هاي زنونه، خياط لباس هاي زنونه -
خياط لباس هاي زنونه -

712
00:42:21,360 --> 00:42:23,647
و کلي دوست شگفت انگيز داشت

713
00:42:23,840 --> 00:42:27,811
،و درباره پدر پدربزرگم
به سه واقعه اشاره کرد

714
00:42:28,000 --> 00:42:31,447
رفت جنگ، ما بخاطر شغلش تغيير مکان داديم، و اينکه مُرد

715
00:42:33,880 --> 00:42:37,680
نصيحت اصليش اين بود که خودمونو صرف عشق خيالي نکنيم

716
00:42:37,880 --> 00:42:41,930
دوستي و کار، بهترين خوشبختي رو براش به ارمغان آوردن

717
00:42:42,120 --> 00:42:43,565
واقعا موافقم

718
00:42:43,760 --> 00:42:46,127
منظورم اينه که، چيزي که پدرمون رو در مياره همينه ديگه، درسته؟

719
00:42:46,320 --> 00:42:50,564
اين فکر داشتن نيمه گمشده و
... کسي که مياد و مارو کامل ميکنه

720
00:42:50,760 --> 00:42:54,128
و ما رو از مراقب خودمون بودن نجات مبده

721
00:42:54,320 --> 00:42:57,483
با استفانو، من انتظار هام رو خيلي پايين ميارم

722
00:42:57,720 --> 00:43:00,007
ميدونم که هيچ کدوم از نيازهامو برآورده نميکنه

723
00:43:00,200 --> 00:43:01,531
قطعا نميکنم

724
00:43:01,760 --> 00:43:03,728
مادربزرگ چي؟
اون نيمه گمشده شما بود؟

725
00:43:03,920 --> 00:43:08,209
خب، اينطوري جذاب به نظر مياد ولي 
مادربزرگت منطقي تر از اين چيزا بود

726
00:43:08,400 --> 00:43:11,210
از خودش مواظبت ميکرد و
از منم خواست همينکارو بکنم

727
00:43:11,440 --> 00:43:13,727
براي همين فضاي بيشتري براي تعامل داشتيم

728
00:43:13,920 --> 00:43:16,810
آره، ايده آل به نظر ميرسه -
راستش همينطوره، همينطوره -

729
00:43:17,000 --> 00:43:19,571
ولي بايد واضح باشه که همسر من امروز
اينجا نيست

730
00:43:19,760 --> 00:43:23,560
ما هيچوقت يک نفر نبوديم، هميشه دو نفر بوديم
و ترجيح ميداديم همينطوري باشه

731
00:43:24,120 --> 00:43:26,088
خيلي قشنگه

732
00:43:26,280 --> 00:43:30,365
فکر ميکنم شوهرم هميشه ميخواسته که تقريبا منو استعمار کنه، ميدونيد چي ميگم؟

733
00:43:31,040 --> 00:43:32,690
من تورو استعمار ميکنم؟

734
00:43:34,000 --> 00:43:38,005
آره ولي منم تورو استعمار ميکنم، عزيزم -
باشه -

735
00:43:38,200 --> 00:43:39,804
...ولي گذشته از تمام اين حرف ها

736
00:43:40,320 --> 00:43:44,609
،عشق شخصي به شخص ديگه نيست که اهميت داره
عشق به زندگيه که مهمه

737
00:43:44,800 --> 00:43:47,531
،خوب شد اينو گفتي پاتريک
چون از پس زندگي ميتونم بربيام

738
00:43:47,720 --> 00:43:51,520
،ولي از طرف ديگه در مورد آريادني
ما بهتر از يه صحنه تراژديک يوناني نيستيم، درسته؟

739
00:43:51,720 --> 00:43:54,451
...و بالاتر از اون، خانم از منطقه ي ماني هست

740
00:43:54,640 --> 00:43:56,563
که هميشه کارشون به ديوونگي ميکشه

741
00:43:59,600 --> 00:44:01,921
درباره هتل ازشون سوال کن

742
00:44:02,960 --> 00:44:07,727
هي، هي بچه ها، امشب نميتونيم از اون
اتاق هتل استفاده کنيم، ميتونين پولتون رو
پس بگيرين يا خودتون ازش استفاده کنين؟

743
00:44:07,920 --> 00:44:11,527
نه، نه پولمونو پس نميدن، رفيق -
ميخواين ازش فرار کنين؟ چون حتما بايد برين -

744
00:44:11,720 --> 00:44:14,769
،نه، هديه عالي بهمون دادين
... ولي برا بستن چمدون ها

745
00:44:15,000 --> 00:44:17,128
و آماده کردن دخترا خيلي استرس دارم -
نه نه نه نه -

746
00:44:17,320 --> 00:44:20,563
قرار گذاشتيم بچه ها. ما حواسمون به بچه ها هست
عاشق اونجا ميشين

747
00:44:20,760 --> 00:44:22,808
حواسمون به بچه هاتون هست -
خيلي خيلي خوبه -

748
00:44:23,000 --> 00:44:26,607
مسير رفتنتون به هتل خيلي تماشايي ـه -
همينطوره    - و مطمئن باشين پشيمون نميشين -

749
00:44:26,800 --> 00:44:29,087
و اگه نريد خيلي به ما برميخوره

750
00:44:29,280 --> 00:44:31,123
باشه، ممنون

751
00:44:31,280 --> 00:44:33,203
حتما ميرين

752
00:44:34,000 --> 00:44:35,968
...خب، وقتي من به الياس فکر ميکنم

753
00:44:36,160 --> 00:44:38,925
...چيزي که بيشتر از همه درباره ش دلم براش تنگ ميشه

754
00:44:39,120 --> 00:44:42,408
طوري بود که هميشه شب ها کنارم دراز ميکشيد هستش

755
00:44:42,600 --> 00:44:46,650
بعضي وقتا دست هاش رو دراز رو سينه ام پهن ميکرد

756
00:44:46,840 --> 00:44:52,131
...و نميتونستم تکون بخورم، من
حتي نميتونستم نفس بکشم

757
00:44:52,320 --> 00:44:54,402
ولي احساس امنيت ميکردم

758
00:44:55,440 --> 00:44:57,249
کاملاً

759
00:44:58,080 --> 00:45:02,768
و دلم براي سوت زدن هاش وقتي
توي خيابون راه ميرفت هم تنگ ميشه

760
00:45:02,960 --> 00:45:06,169
و هر وقت کاري ميکنم به اين فکر ميکنم
:که اگه اون بود چي بهم ميگفت

761
00:45:06,360 --> 00:45:09,682
«.امروز که هوا سرده، شال گردن بنداز»

762
00:45:10,080 --> 00:45:16,087
ولي اخيرا، دارم چيزهاي کوچيکي رو فراموش ميکنم

763
00:45:16,280 --> 00:45:21,207
،خاطراتش يه جورايي داره محو ميشه
...و دارم فراموشش ميکنم

764
00:45:21,440 --> 00:45:26,446
...و انگار
،دوباره دارم از دستش ميدم

765
00:45:26,640 --> 00:45:32,522
،برا همين بعضي وقت ها خودمو مجبور ميکنم که
همه جزييات صورتش يادم بياد

766
00:45:32,720 --> 00:45:37,009
،رنگ دقيق چشم هاش
...لب هاش، دندون هاش

767
00:45:37,200 --> 00:45:40,602
بافت هاي پوستش، موهاش

768
00:45:41,360 --> 00:45:44,569
با رفتنش همه اينها هم رفت

769
00:45:45,320 --> 00:45:46,845
،و بعضي وقت ها، هميشه نه ها

770
00:45:47,000 --> 00:45:48,650
...ولي بعضي وقت ها

771
00:45:48,840 --> 00:45:50,968
دقيقا ميتونم ببينمش

772
00:45:51,160 --> 00:45:53,970
انگار يه ابر ميره کنار و اون پيداش ميشه

773
00:45:54,160 --> 00:45:55,650
و تقريبا ميتونم لمسش کنم

774
00:45:55,840 --> 00:46:02,041
ولي بعدش... دنياي واقعي برميگرده
و دوباره ناپديد ميشه

775
00:46:03,000 --> 00:46:05,480
...برا مدتي، هرروز اينکارو ميکردم

776
00:46:05,680 --> 00:46:07,967
وقتي خورشيد هنوز طلوع نکرده بود

777
00:46:08,200 --> 00:46:11,886
طلوع خورشيد يه جوري باعث ناپديد شدنش ميشد

778
00:46:12,480 --> 00:46:19,011
و همينطوري مثل طلوع و غروب خورشيد مياد و ميره

779
00:46:19,200 --> 00:46:22,443
همه چيز بيدوام و زود گذره

780
00:46:24,200 --> 00:46:26,328
درست مثل زندگي ما

781
00:46:26,520 --> 00:46:30,206
ظاهر ميشيم و ناپديد ميشيم

782
00:46:30,400 --> 00:46:33,609
و برا بعضي ها خيلي مهم هستيم

783
00:46:33,920 --> 00:46:38,448
ولي ما فقط... تو اين دنيا رهگذريم

784
00:46:41,600 --> 00:46:44,604
«به افتخار «رهگذر بودن تو دنيا
«به افتخار «رهگذر بودن تو دنيا

785
00:46:44,800 --> 00:46:47,201
«به افتخار «رهگذر بودن تو دنيا
«به افتخار «رهگذر بودن تو دنيا

786
00:46:56,160 --> 00:46:59,607
و بالاخره صورتش رو توي انعکاس شيشه پنجره ميبينه

787
00:46:59,800 --> 00:47:02,280
و يه دفعه متوجه ميشه که ديگه يه
پسر بچه ي 9 ساله نيست، درسته؟

788
00:47:02,480 --> 00:47:05,484
،يه دفعه پير به نظر ميرسه
ريش در آورده،  چشماش اشک آلود هستن

789
00:47:05,680 --> 00:47:09,321
اين يکي غمناک به نظر مياد
...اولش فکر کردم ميخواي داستان کسي رو بهم بگي

790
00:47:09,520 --> 00:47:11,887
که يه دوست خيالي داره... -
کدوم يکي؟ -

791
00:47:12,080 --> 00:47:13,241
هموني که وقتي طرف پنجاه سالش ميشه

792
00:47:13,440 --> 00:47:15,920
دوست خياليش دوباره سروکله ش پيدا ميشه -
مرغ مگس خوار؟ -

793
00:47:16,120 --> 00:47:18,805
آره، همون -
از اون يکي خوشت مياد؟ -

794
00:47:19,000 --> 00:47:21,731
...اون نامه رو يادته که دادي بخونم

795
00:47:21,920 --> 00:47:24,685
و تو بيست سالگيت، برا وقتي که
چهل سالت شد نوشته بودي؟

796
00:47:24,880 --> 00:47:28,327
آره، اولين جمله شو يادمه
،جسي عزيز چهل ساله »
«اميدوارم طلاق نگرفته باشي

797
00:47:28,520 --> 00:47:32,366
،نه، اصلا اين تيکه اش يادم نبود
منظورم همه ي چيزهاي ديگه که توش نوشته هستش

798
00:47:32,560 --> 00:47:33,641
تو که همون آدمي

799
00:47:33,840 --> 00:47:37,401
منظورم اينه که، هميشه فکر ميکنيم که داريم رشد ميکنيم
ولي ديگه نميتونيم اينقدرم عوض بشيم

800
00:47:37,560 --> 00:47:40,040
ميدوني که فکر ميکنم چطور خيلي عوض شدم؟ -
چطور؟ -

801
00:47:40,200 --> 00:47:42,885
وقتي جوونتر بودم فقط ميخواستم
که زمان سريعتر بگذره

802
00:47:43,040 --> 00:47:44,849
چرا؟ -
...تا بتونم رو پاي خودم بايستم -

803
00:47:45,040 --> 00:47:47,646
تا بتونم از دست پدرمادرم و مدرسه
،و همه اون مزخرفات راحت بشيم

804
00:47:47,880 --> 00:47:51,009
ميدوني فقط ميخواستم چشمامو ببندم و بعدش که بلند شدم يه بزرگسال باشم

805
00:47:51,200 --> 00:47:54,682
،و حالا که حس ميکنم همچين اتفاق افتاده
دلم ميخواد همه چي آهسته پيش بره

806
00:47:54,880 --> 00:47:58,282
خيلي عجيبه، من هميشه اين حس رو داشتم
...که بدون توجه به اينکه کجاي زندگيم هستم

807
00:47:58,520 --> 00:48:02,161
همه ـش يا يه خاطره ـست يا يک رويا -
آره، هميشه اينطوري فکر ميکردي -

808
00:48:02,400 --> 00:48:06,564
خودم هم همينطور، مثلا، واقعا اين زندگي منه؟
مثلا همين الان داره اتفاق ميوفته؟

809
00:48:06,760 --> 00:48:08,524
آره همينطوره -
مي دونم -

810
00:48:08,720 --> 00:48:12,281
هرسال به نظر ميرسه که نسبت به همه
...چيزهايي که هيچوقت درکشون نميکنم

811
00:48:12,480 --> 00:48:15,165
احساس غوطه ور بودن و حقارت بيشتري ميکنم

812
00:48:15,360 --> 00:48:18,807
همش دارم همينو بهت ميگم، هيچي نميدوني -
ميدونم، خودم ديگه دارم اينو ميفهمم -

813
00:48:19,040 --> 00:48:20,724
ولي ندونستم و درک نکردن خيلي هم بد نيست

814
00:48:20,880 --> 00:48:26,091
منظورم اينه که موضوع اصلي اينه که نگاه کني
و جستجو کني و مشتاق بموني، درسته؟

815
00:48:26,280 --> 00:48:28,851
ميدونم، درسته، فقط ايکاش يه ذره آسون تر بود

816
00:48:29,040 --> 00:48:30,326
منظورت چيه؟

817
00:48:30,520 --> 00:48:33,410
ميدوني که، مثلا تو يه سطح معيني از اشتياق ميمونديم، ميدوني چي ميگم؟

818
00:48:33,600 --> 00:48:35,887
منظورم اينه که، قبلا خيلي طبيعي تر بود

819
00:48:36,080 --> 00:48:39,801
،يادمه وقتي جوونتر بودم
...منو دوست هاي نويسنده ام، ما

820
00:48:40,000 --> 00:48:43,482
حس ميکرديم که داريم يه کار مهم ميکنيم
ميدوني، مثلا الان دوران تاخت ماست

821
00:48:43,680 --> 00:48:46,047
ولي همه ـتون يه مشت آدم خودخواه عوضي بودين، درسته؟

822
00:48:46,200 --> 00:48:48,089
نه، خيله خب، شايد

823
00:48:48,320 --> 00:48:51,802
...نمي دونم. ولي بودن اون همه انرژي و خلاقيت

824
00:48:52,000 --> 00:48:54,002
،و هر جاه طلبي که اين ملت دارن
...ميدوني مثل اين ميمونه که

825
00:48:54,240 --> 00:48:58,131
فکر کنم براي اينکه انگيزه ـت رو حفظ کني
بايد يه ذره فريبنده باشي

826
00:48:58,320 --> 00:49:01,369
مردهاي جوون يه چيزي دارن که هميشه خودشون رو با هم مقايسه ميکنن

827
00:49:01,560 --> 00:49:04,689
کلي تابلو اعلانات دارن که بر اساس اونا
در مورد خودشون قضاوت ميکنن

828
00:49:04,920 --> 00:49:07,207
خودت قبلا هميشه اينکارو ميکردي -
چکار، منظورت با چيه؟ -

829
00:49:07,400 --> 00:49:09,880
،مثلا... رامبو تو هفده سالگيش اينو نوشته
(شاعر فرانسوي  Arthur Rimbaud)

830
00:49:10,040 --> 00:49:14,329
فجورل فلان چي رو تو سي سالگيش نوشته -
اوه، آره درسته، "بالزاک"هر روز قبل از صبحونه -
يه کتاب مينوشتت، ولي من چه غلطي ميکنم

831
00:49:14,520 --> 00:49:17,524
آره، ولي زن ها زياد اينطوري فکر نميکنن -
اين طوري فکر نميکنين؟ -

832
00:49:17,760 --> 00:49:20,491
نه، شايد بخاطر اينه که چيزايي که بخوايم
خودمونو باهاش مقايسه کنيم، خيلي کمترن

833
00:49:20,720 --> 00:49:25,089
،بيشتر زنهايي که تو زندگيشون موفقيتي کسب ميکنن
اولين باري که درباره شون ميشنوي 50 سالشونه

834
00:49:25,280 --> 00:49:28,443
چون قبل از اون خيلي براشون سخته که
به شناخت لازم برسن

835
00:49:28,640 --> 00:49:31,849
اونا برا سي سال تقلا ميکنن يا بچه بزرگ
... ميکنن

836
00:49:32,040 --> 00:49:35,886
يا قبل از اينکه بفهمن واقعا تو زندگي
چي ميخوان، خونه نشين ميشن

837
00:49:36,040 --> 00:49:40,125
راستش يه چيزي رو ميدوني؟ يه جورايي آزادي بيشتري داره
مجبور نيستيم کل زندگيمون رو صرف
... مقايسه کردن

838
00:49:40,280 --> 00:49:43,887
،خودمون با مارتين لوترکينگ
گاندي يا تولستوي بکنيم

839
00:49:44,120 --> 00:49:45,690
پس ژاندارک چي، درسته؟

840
00:49:45,840 --> 00:49:48,889
،منظورم اينه که با اينکه يه نوجوون بود
...فرانسه رو نجات داد، پس

841
00:49:49,080 --> 00:49:51,447
حالا کيه که بخواد ژاندارک باشه؟
فرانسه رو فراموش کن

842
00:49:51,640 --> 00:49:54,769
اونو که به چوب بستن و آتيش زدن
تازه باکره هم بود، باشه؟

843
00:49:54,960 --> 00:49:56,405
باشه -
برا من که الهام بخش نيست -

844
00:49:56,600 --> 00:49:58,523
چه دستاورد بزرگي

845
00:50:00,920 --> 00:50:02,410
اوه خدا -
چيه؟ -

846
00:50:02,680 --> 00:50:03,841
هيچي، بيخيال

847
00:50:04,040 --> 00:50:06,327
چيه؟ -
اين خيلي عجيبه -

848
00:50:07,800 --> 00:50:09,882
منظورت چيه؟ -
هيچي، فقط همين -

849
00:50:10,080 --> 00:50:12,970
.. همينکه داريم قدم ميزنيم و صحبت ميکنيم

850
00:50:13,160 --> 00:50:15,925
اونم درباره چيزهايي غير از برنامه ريزي و کار و غذا

851
00:50:16,120 --> 00:50:19,920
آره، منظورم اينه که از آخرين باري که
اينجوري بيخيال بوديم چقدر ميگذره؟

852
00:50:20,760 --> 00:50:22,888
تو هم چيزي رو که من ميشنوم، ميشنوي؟

853
00:50:23,480 --> 00:50:25,403
صداي دريا؟ -
نه -

854
00:50:25,680 --> 00:50:28,365
پس چي؟ اوه، صداي پاي بچه ها نيست

855
00:50:28,560 --> 00:50:32,042
،کسي نيست که بهش حرف بزنيم
...چيزي نيست که بايد تميزش کنيم

856
00:50:32,240 --> 00:50:34,049
بي عدالتي هم انجام نميشه...

857
00:50:34,240 --> 00:50:37,005
آره، خب آخرين بار کي بود حالا؟

858
00:50:37,840 --> 00:50:40,810
اينکه مجبور نيستيم جايي باشيم؟ -
آره -

859
00:50:41,440 --> 00:50:43,727
يادته تو باغ  لوکزامبورگ قدم ميزديم؟ -
آره -

860
00:50:43,920 --> 00:50:46,764
هميشه رو اون ميزهاي سيماني پينگ پونگ -
دهنت رو سرويس ميکردم؟
مبارک باشه -

861
00:50:46,920 --> 00:50:48,843
يه زني که دوقلو توي شکمش بوده رو شکست دادي ،

862
00:50:49,000 --> 00:50:51,890
چه مرد شريف و با وقاري -
بهتر از باختن به زني که دوقلو تو شکمش ـه هست که -

863
00:50:52,040 --> 00:50:53,883
باشه -
اوه خدا-

864
00:50:54,560 --> 00:50:55,925
ميدوني چي فکر ميکنم؟

865
00:50:56,080 --> 00:51:00,051
،فکر ميکنم که از وقتيکه از خونه پدر مادرمون ميايم بيرون
تا وقتيکه بچه دار ميشيم

866
00:51:00,280 --> 00:51:03,124
اين تنها بازه زماني هست
که زندگي کاملا در اختيار خودته

867
00:51:03,320 --> 00:51:05,607
فکر کنم يه دهه از همچين زماني رو تجربه کردم
عالي بود

868
00:51:05,800 --> 00:51:08,007
...مثل يه روز يا هفته يا سال محشر

869
00:51:08,160 --> 00:51:10,049
و طولاني بود

870
00:51:10,240 --> 00:51:13,403
زياد فرق نميکرد -
نه، من قبلا زمان از دستم در ميرفت -

871
00:51:13,560 --> 00:51:17,565
،از طريق شغل و دوست پسر هام و همچين چيزايي
...و حالا ميتونم همه ي جزئيات

872
00:51:17,760 --> 00:51:21,685
هفت سال گذشته رو بر اساس همه اتفاقاتي
که تو زندگي دخترا ميوفته رو بهت يگم

873
00:51:21,840 --> 00:51:24,684
آره، درسته، دقيقا -
تو هم اينکارو ميکني؟ - -

874
00:51:24,920 --> 00:51:27,491
آره، آره، - منظورم اينه که، زمان الان ديگه -
نشونه گذاري شده        - جدي

875
00:51:27,680 --> 00:51:29,444
چيه مگه -
....نه نه نه، فقط -

876
00:51:29,640 --> 00:51:33,281
غافلگير شدم، از اينکه تو ميتوني اينکارو بکني
نه، ولي... باشه، يه امتحان سريع

877
00:51:33,520 --> 00:51:35,761
اوه، نه -
آگوست 2009؟ -

878
00:51:35,920 --> 00:51:39,083
زوباش، آگوست که خيلي هم نگذشته
زياد سخت نيست

879
00:51:39,320 --> 00:51:41,243
چه اتفاقي افتاد اون روز؟

880
00:51:41,400 --> 00:51:43,402
آگوست 2009، با پدرو مادرت تو تعطيلات بوديم

881
00:51:43,560 --> 00:51:46,643
اول نينا آبله مُرغون گرفت
و خيلي زود هم اِلا مريض شد

882
00:51:46,840 --> 00:51:49,764
تحت تاثير قرار گرفتم -
آره، خب حالا ستاره طلايي ميگيرم؟ -

883
00:51:50,000 --> 00:51:51,490
شايد

884
00:51:52,760 --> 00:51:55,366
هي، ميشه يه سوال ازت بپرسم؟ -
حتما -

885
00:51:55,560 --> 00:52:00,043
،اگه امروز برا اولين بار تو قطار همديگه رو ميديديم
برات جذاب بودم؟

886
00:52:00,240 --> 00:52:03,050
معلومه -
نه، منظورم همينطوري که الان هستم -

887
00:52:03,240 --> 00:52:05,481
باهام سرصحبت رو باز ميکردي؟

888
00:52:05,720 --> 00:52:08,246
ازم ميخواستي باهات از قطار پياده شم؟

889
00:52:09,560 --> 00:52:12,643
خب، منظورم اينه که داري يه سوال نظري ميپرسي

890
00:52:12,840 --> 00:52:16,561
منظورم اينه که موقعيت زندگي من چطور ميشد
از لحاظ فني، خيانت بهت حساب نميشد؟

891
00:52:16,760 --> 00:52:18,603
باشه، چرا فقط نميتوني بگي آره؟ -
چرا گفتم، گفتم معلومه -

892
00:52:18,800 --> 00:52:21,770
نه، نه، نه، ميخواستم يه چيز عاشقانه بگي
ولي خرابش کردي، باشه؟

893
00:52:21,960 --> 00:52:24,930
باشه، باشه، خيله خب، صبر کن
...اگه همين الان تو قطار ميديدمت

894
00:52:25,160 --> 00:52:27,686
چشمام رو روت قفل ميکردم و
... ميومدم طرفت

895
00:52:27,840 --> 00:52:29,126
:و ميگفتم
سلام خوشگله »

896
00:52:29,280 --> 00:52:32,602
« . تو منو به اندازه يه بزنر داخل يه مزرعه فلفل هشري ميکني

897
00:52:32,800 --> 00:52:34,882
!بس کن، حالمو بهم زدي

898
00:52:35,080 --> 00:52:39,290
بزنر؟ نه، راستش، امتحانت رو رد شدي

899
00:52:39,480 --> 00:52:42,051
،و حقيقت اينه که تو قطار نميومدي مخمو بزني

900
00:52:42,240 --> 00:52:44,720
،حتي متوجه منم نميشدي
...يه مادر چاق ميانسال

901
00:52:44,920 --> 00:52:47,321
که داره موهاش رو از دست ميده -
...خيله خب، داري -

902
00:52:48,080 --> 00:52:49,127
آره. اين توصيفِ منه

903
00:52:49,320 --> 00:52:51,607
تو برنامه چيده بودي که توي اين امتحان رد بشم

904
00:52:51,800 --> 00:52:54,167
باشه، درسته درسته -
همينکارو کردي. خب -

905
00:52:54,400 --> 00:52:58,769
،ولي توي دنياي واقعي کچل خان
... توي روز بازي و وقتي اهميت داره

906
00:52:58,960 --> 00:53:03,284
باهات توي قطار صحبت کردم. خب؟
من اينکارو کردم. اين بهترين کاري بوده که تا حالا کردم

907
00:53:03,480 --> 00:53:05,209
واقعاً؟ بُزها رو نگاه کن -
سلام -

908
00:53:05,400 --> 00:53:07,243
سلام -
آره سلام -

909
00:53:08,280 --> 00:53:12,285
ولي ميدوني اين اصلاً سوال خوبي نيست

910
00:53:12,480 --> 00:53:16,724
سوال اصلي بايد اين باشه که
... اگه من ميخواستم از قطار پياد بشي

911
00:53:16,960 --> 00:53:18,883
خب؟ -
با من پياده ميشدي؟ -

912
00:53:19,080 --> 00:53:21,367
نه البته که نه
يه سري منتظرم هستن

913
00:53:21,560 --> 00:53:26,282
... ميدوني يه بُزِ نرِ حشريِ 41 ساله

914
00:53:26,480 --> 00:53:30,121
چقدر مورمورش ميشه آدم
من الان مورمورم شد. کمک

915
00:53:30,320 --> 00:53:32,288
باورم نميشه 41 سالم شده

916
00:53:32,520 --> 00:53:34,841
آره منم
خيلي پير شدي

917
00:53:35,040 --> 00:53:37,441
فکر نميکردم بعد از 40 ساله شدن هم با کسي بخوابم

918
00:53:37,640 --> 00:53:40,405
راستش، تو مسن‌ترين کسي هستي که باهاش خوابيدم

919
00:53:40,600 --> 00:53:43,922
افتخاريه. ولي ميدونم مسن‌ترين کسي
نيستم که براش دهني رفتي

920
00:53:44,120 --> 00:53:45,451
چي؟

921
00:53:45,640 --> 00:53:48,166
اون کنفرانس توي ورشو

922
00:53:48,400 --> 00:53:50,721
کدوم کنفرانس؟ -
لک والسا -

923
00:53:50,920 --> 00:53:52,524
لک والسا؟

924
00:53:52,680 --> 00:53:54,762
چي داري ميگي؟ -
چيزي نيست -

925
00:53:54,960 --> 00:53:57,930
مربوط به قبل از با هم بودنمون بود
ميتوني بهش اعتراف کني

926
00:53:58,120 --> 00:54:02,409
يادم مياد درباره اينکه چطوري باعث شد 
احساساتت غليان کنه، حرف ميزدي

927
00:54:02,600 --> 00:54:06,286
قطعاً براش دهني رفتي. قطعاً -
باشه. تو واقعاً ديوونه‌اي -

928
00:54:06,480 --> 00:54:09,802
اون گورباچف بود
... آمريکاييِ دونات‌دوستِ
(رهبر شوروي سابق)

929
00:54:10,000 --> 00:54:13,527
عقده‌ايِ فوتبالِ جغرافي تعطيل ...
اون گورباچف بود

930
00:54:13,720 --> 00:54:15,768
ببخشيد رهبرهاي بلوک شرق رو قاطي کردم

931
00:54:15,960 --> 00:54:17,121
بعد هم من براش دهني نرفتم

932
00:54:17,320 --> 00:54:19,971
ابداً. خب؟ حرفتو پس بگير -
خيلي خب -

933
00:54:20,160 --> 00:54:21,730
خداي من

934
00:54:22,720 --> 00:54:24,848
پس واتسلاو هاول بود؟
(رئيس جمهور چک)

935
00:54:25,040 --> 00:54:27,281
خيلي خب. ميدوني

936
00:54:28,720 --> 00:54:32,088
گوش کن. ميخواستم صبر کنم اينو بعداً بهت بگم

937
00:54:32,280 --> 00:54:34,328
ولي حالا هر چي که هست با رازداري مشکل دارم

938
00:54:34,520 --> 00:54:36,682
چيه؟ توي سرت تومور داري؟
قراره بميري؟

939
00:54:36,880 --> 00:54:39,201
نه نه. از اين چيزها نيست. خب؟

940
00:54:39,360 --> 00:54:42,204
خب راستش يه جورايي شبيهِ همينه

941
00:54:43,040 --> 00:54:44,166
مادربزرگم مُرد

942
00:54:44,360 --> 00:54:47,569
چي؟ کِي؟ -
آره. بابام قبل از ناهار اس.ام.اس زد -

943
00:54:47,800 --> 00:54:49,802
متاسفم. چرا بهم نگفتي؟

944
00:54:49,960 --> 00:54:53,681
همه توقعش رو داشتن
خيلي عمر کرده بود و زندگي خوبي داشت

945
00:54:53,840 --> 00:54:55,524
ـ96 سالش بود

946
00:54:55,680 --> 00:54:58,365
پس بعد از مرگ پدربزرگت زياد زنده نموند؟

947
00:54:58,560 --> 00:54:59,721
کمتر از يه سال

948
00:54:59,880 --> 00:55:03,441
جالبش اينجاست که اين زن، لعنتي يه قديس بود

949
00:55:03,600 --> 00:55:06,604
توي جنگ پرستار بود
از همه‌مون مراقبت کرد

950
00:55:06,800 --> 00:55:09,849
ميدوني. حتي يه حرف نادرست هم درباره کسي نزد

951
00:55:10,040 --> 00:55:11,849
کاش ميديدمش -
چيزي نيست -

952
00:55:12,040 --> 00:55:16,011
مشکلي نيست. چون اين اواخر
حوصله ديدن آدم‌هاي جديد رو نداشت

953
00:55:16,200 --> 00:55:19,602
... يعني بعد از يه عمري که مثل قند شيرين بود

954
00:55:19,800 --> 00:55:22,610
وقتي بابابزرگ مُرد، يه جورايي بدخلق شد

955
00:55:22,840 --> 00:55:24,842
پيش مياد ديگه. توي سوگ شوهرش بوده، نه؟

956
00:55:25,040 --> 00:55:28,965
بابام گفت منتظر مرگ بود

957
00:55:29,160 --> 00:55:32,130
چند سال زن و شوهر بودن؟ -
ـ74 سال

958
00:55:32,320 --> 00:55:35,767
لعنت. اصلاً چطور ممکنه؟

959
00:55:35,960 --> 00:55:37,246
ميدونم

960
00:55:37,440 --> 00:55:41,286
ما اگه 74 سال با هم باشيم چند سالمون ميشه؟

961
00:55:41,520 --> 00:55:43,409
از کي بايد بشماريم؟

962
00:55:43,600 --> 00:55:47,730
فکر کنم از اولين باري که با هم سکس داشتيم -
آره. خوبه -

963
00:55:47,920 --> 00:55:51,003
خيلي خب -
پس از 1994 -

964
00:55:51,240 --> 00:55:53,846
خيلي خب 1994

965
00:55:55,160 --> 00:55:59,643
ـ56 سال از الان -
آره. 98 سالمون ميشه -

966
00:56:01,680 --> 00:56:05,162
ميتوني 56 سالِ ديگه هم با من کنار بياي؟

967
00:56:05,360 --> 00:56:08,125
من نميدونم بتونم باهات کنار بيام

968
00:56:08,280 --> 00:56:10,886
فکر کردن درباره‌ي تغييري که
طي اين دوران ديدن، ديوونه‌کننده است

969
00:56:11,040 --> 00:56:13,486
وقتي با هم آشنا شدن هيچکدوم برق نداشتن

970
00:56:13,680 --> 00:56:15,887
بابابزرگم با اسب ميبردش مدرسه

971
00:56:16,080 --> 00:56:17,366
چقدر عاشقانه -
ميدونم -

972
00:56:17,600 --> 00:56:19,967
وقتي فارغ‌التحصيل شدن بابابزرگم والديکتوريان بود
و مامان‌بزرگم سليداتوريان بود
(کساني که خطابه و نطق جشن فارغ‌التحصيلي را ميخوانند)

973
00:56:20,160 --> 00:56:21,207
چي هست اين‌ها؟

974
00:56:21,360 --> 00:56:23,488
بابابزرگم شاگرد اول بود
و مامان‌بزرگم شاگرد دوم

975
00:56:23,640 --> 00:56:27,326
مطمئنم مادربزرگت به عمد چند تا سوال رو اشتباه جواب داده
تا مطمئن بشه پدربزرگت احساس تهديد نکنه

976
00:56:27,480 --> 00:56:31,121
اگه ميخواسته باهاش بخوابه بهتر بوده همينکارو کنه -
آره. مشخضاً ميدوني مثلِ کي ديگه -

977
00:56:31,320 --> 00:56:36,770
خيلي خب. به هر حال بعد از بابام اس.ام.اس داد
بهش زنگ زدم تا بگم متاسفم

978
00:56:36,960 --> 00:56:38,485
ولي فکر کنم گند زدم

979
00:56:38,680 --> 00:56:41,251
يه جا بهش گفتم
"بابا يتيم شدي ديگه"

980
00:56:41,440 --> 00:56:43,761
ميدوني اون هم براش بامزه نبود

981
00:56:43,960 --> 00:56:46,440
نه. اصلاً بامزه نيست -
آره. فکر کنم نيست -

982
00:56:46,600 --> 00:56:48,204
اون نفرِ بعديه. بعد هم تو -
ميدونم -

983
00:56:48,400 --> 00:56:52,041
خب بابام گفت اون‌‌ها ميخوان يه تشريفات
تدفينِ مشترک داشته باشن

984
00:56:52,200 --> 00:56:56,046
خب؟ ميخوان خاکسترهاشون
يکي بشه و به عنوان يه نفر دفن بشه

985
00:56:56,200 --> 00:56:58,009
پدربزرگت مراسم نداشت؟

986
00:56:58,160 --> 00:57:00,731
نه. به هم قول دادن توي مراسمِ همديگه شرکت نکنن

987
00:57:00,880 --> 00:57:02,086
اوه جداً؟

988
00:57:02,240 --> 00:57:05,050
يه جورايي دوست دارم تو توي مراسمم شرکت کني

989
00:57:05,400 --> 00:57:06,447
چي؟ -
نه ميدونم -

990
00:57:06,640 --> 00:57:09,246
چي؟ -
ميدوني ... توي کت و شلوار تصورت کردم -

991
00:57:09,480 --> 00:57:12,927
براي يه بار هم شده صورتت رو کامل اصلاح کردي
دست دخترها رو گرفتي. نميدونم. خوشم مياد

992
00:57:13,120 --> 00:57:14,451
تو قراره بيشتر از من زندگي کني

993
00:57:14,640 --> 00:57:17,962
خب خواهيم ديد
يا فکر کنم يکي ازمون خواهد ديد

994
00:57:18,600 --> 00:57:21,331
فکر ميکني بخواي با من توي تشريفات تدفين باشي؟

995
00:57:21,520 --> 00:57:24,729
بيام تگزاس؟ -
توي پاريس که اينکارو نميکنيم -

996
00:57:24,960 --> 00:57:26,962
باشه. چقدر از تهِ دل ميخواي اونجا باشم؟

997
00:57:27,160 --> 00:57:29,606
ميدوني که  دوست دارم بيام
ولي پروازش گرونه

998
00:57:29,840 --> 00:57:32,286
راستش راحت‌تره تنهايي برم

999
00:57:32,480 --> 00:57:34,164
اوه سلام -
سلام رفيق -

1000
00:57:34,360 --> 00:57:37,887
اگه منم اونجا نباشم راحت‌تر ميتوني
دهن پسرعمو دخترعموهات رو سرويس کني

1001
00:57:38,080 --> 00:57:39,320
آره. درسته -
آره -

1002
00:57:39,560 --> 00:57:41,847
توي شهرتون اين چيزها رايج نيست؟

1003
00:57:42,040 --> 00:57:44,566
به سوال جواب ندادي -
کدوم سوال؟ -

1004
00:57:44,760 --> 00:57:48,651
تو ميتوني منو 56 سالِ ديگه تحمل کني؟

1005
00:57:48,840 --> 00:57:50,365
مشتاقم ببينم ميتونم يا نه

1006
00:57:50,560 --> 00:57:52,210
ايول. داري واقعاً عمليش ميکني

1007
00:57:52,440 --> 00:57:57,048
شهدِ سکست مثلِ شراب عمرش 
زياد ميشه و جا مي‌افته

1008
00:57:57,760 --> 00:57:59,489
عاشقِ اسپانياييِ پرموي من برگشته

1009
00:57:59,680 --> 00:58:02,126
يوناني. من الان يوناني ام -
اوه. الان يوناني هستي -

1010
00:58:02,320 --> 00:58:04,129
اينو نگاه کن

1011
00:58:05,240 --> 00:58:08,562
اينجا منو يادِ يه فيلمي مينداره که نوجووني ديدم

1012
00:58:08,760 --> 00:58:11,366
يه فيلم سياه‌و‌سفيد براي دهه 50 بود
(اشاره به فيلم سفر به ايتاليا از روبرتو روسليني)

1013
00:58:11,520 --> 00:58:14,603
يادم مياد يه زوج توي خرابه‌‌هاي شهر پمپي قدم ميزدن

1014
00:58:14,800 --> 00:58:17,406
و به اون جسدهايي که چند قرنه اونجاست نگاه ميکردن
(اشاره به بازمانده‌هاي آتشفشان چندين قرن قبل)

1015
00:58:17,600 --> 00:58:20,080
يادمه جسدها توي خواب گير افتاده بودن

1016
00:58:20,280 --> 00:58:22,806
و با اينجال همديگه رو عاشقانه بغل کرده بودن

1017
00:58:23,200 --> 00:58:26,443
نميدونم چرا. ولي بعضي موقع‌ها
... اين تصوير توي ذهنم هست

1018
00:58:26,640 --> 00:58:29,120
وقتي که خوابيدي و منو بغل کردي

1019
00:58:29,320 --> 00:58:33,325
اين تصوير که زير خاکستر آتشفشان زنده به گور شديم؟
به اين فکر ميکني؟

1020
00:58:33,520 --> 00:58:34,851
اصلاً جالب نيست

1021
00:58:35,040 --> 00:58:37,884
نميدونم
وحشتناک نيست

1022
00:58:38,040 --> 00:58:41,123
جسدهايي هم بود که بچه‌هاي کوچيک بينشون خوابيده بودن

1023
00:58:41,320 --> 00:58:42,526
آره. خيلي قشنگه -
آره -

1024
00:58:42,720 --> 00:58:44,370
فکر کنم جوون و يه کمي مريض بودم

1025
00:58:44,520 --> 00:58:47,603
ميدوني توي اون سن درباره مردن با کسي
که دوستش داري خيالپردازي ميکني

1026
00:58:47,760 --> 00:58:49,364
ميخواي با من بميري؟ -
درسته -

1027
00:58:49,560 --> 00:58:51,881
... شايد. اگه

1028
00:58:52,080 --> 00:58:55,607
ميدوني، اگه شبِ اولي بود که با هم بوديم
... و خيلي وقت پيش بود شايد

1029
00:58:55,800 --> 00:58:57,529
ولي الان نه. ميخوام زنده بمونم

1030
00:58:57,720 --> 00:59:00,405
منم ميخواستم يه چيز عاشقانه بگي و گند زدي بهش

1031
00:59:00,560 --> 00:59:03,404
واي نه. گند زدم

1032
00:59:03,600 --> 00:59:05,967
باشه اگه هر دو تامون 98 سالمون شد ميتوني دوباره ازم بپرسي

1033
00:59:06,160 --> 00:59:08,242
... ولي از اون موقع زودتر

1034
00:59:10,080 --> 00:59:11,525
شرمنده

1035
00:59:11,680 --> 00:59:15,127
اين عبادتگاهيه که درباره‌اش بهت گفتم
براي دوره بيزانس ـه

1036
00:59:15,320 --> 00:59:17,129
ـ1000 سال قدمتشه
ميتونيم بريم داخل؟ -

1037
00:59:17,320 --> 00:59:19,527
آره فکر کنم

1038
00:59:19,720 --> 00:59:21,609
اينو نگاه کن

1039
00:59:21,800 --> 00:59:24,246
کسي نيست؟

1040
00:59:25,200 --> 00:59:29,524
اين يه معبد براي سنت اوديلياست
قديسِ

1041
00:59:29,680 --> 00:59:32,968
مردم از همه جا ميان و هديه‌هاشون رو اينجا ميذارن
... تا کورها

1042
00:59:33,120 --> 00:59:35,441
بتونن قدرت بيناييشون رو به دست بيارن

1043
00:59:35,640 --> 00:59:37,051
مطمئنم جواب ميده

1044
00:59:37,200 --> 00:59:38,964
... اين نقاشي‌هاي اينجا

1045
00:59:39,160 --> 00:59:43,609
منو يادِ اون راهب‌هاي ژاپني ميندازن
ميدوني حسِ ناپايداري رو به آدم ميده

1046
00:59:43,800 --> 00:59:46,007
با آب ورنگ و روي سنگ توي روزهاي گرم نقاشي ميکنن

1047
00:59:46,160 --> 00:59:48,606
ولي وقتي تموم ميشه بخار ميشه

1048
00:59:49,120 --> 00:59:51,851
فقط چشم‌ها خراب شده
به کوري ربط داره؟

1049
00:59:52,040 --> 00:59:54,646
نه. منم همين فکرو ميکردم
... ولي مراقبِ اينجا

1050
00:59:54,840 --> 00:59:58,162
بهم گفت تُرک‌هاي عثماني
زمانِ اشغالِ اينجا، اينکارو کردن

1051
00:59:59,160 --> 01:00:02,767
تموم شد پس
ديگه غذاي تُرکي نميخورم

1052
01:00:02,960 --> 01:00:06,362
خيلي خب
اينکارت لرزه بر اندامِ جامعه بين‌الملل ميندازه

1053
01:00:06,560 --> 01:00:09,689
خيلي خب باشه
پس ديگه کير تُرکيِ ديگه‌اي رو ساک نميزنم

1054
01:00:10,400 --> 01:00:12,562
خيلي خب
اين کارت تاثير شديدي توي دنيا ميذاره

1055
01:00:12,760 --> 01:00:14,205
واي خيلي وحشتناکه

1056
01:00:14,400 --> 01:00:18,564
واي يادم رفت تو يه مسيحيِ پنهاني هستي
خيلي بده توي يه کليسا جوک‌هاي دهني تعريف کنم؟

1057
01:00:19,160 --> 01:00:22,369
يه جورايي هست. خب؟
ما کارهاي بدتر از اين هم کرديم

1058
01:00:29,720 --> 01:00:32,371
دخترها دوباره ازم پرسيدن عروسيمون چطوري بوده

1059
01:00:32,600 --> 01:00:33,965
جداً؟ چي گفتي؟

1060
01:00:34,160 --> 01:00:36,970
گفتم خيلي معمولي بوده

1061
01:00:37,160 --> 01:00:39,561
ديگه خيلي معمولي بوده
اونقدري که خودمون هم يادمون نيست

1062
01:00:39,760 --> 01:00:41,125
خيلي با ترس و لرز بوده

1063
01:00:41,360 --> 01:00:45,490
نميدونم چرا اينقدر ميخوان ازدواج کنيم
براشون مهمه

1064
01:00:45,680 --> 01:00:48,650
توي يه کليساييم. ميخواي ازدواج کنيم؟ -
نه -

1065
01:00:48,880 --> 01:00:52,407
مربوط به اون داستان‌هاي تخيليه که خيلي دوست دارن

1066
01:00:53,120 --> 01:00:54,929
... يادته وقتي کوچيک بودن

1067
01:00:55,120 --> 01:01:00,126
آخر هر کارتوني اينجوري ميگفتن
"دارن ازدواج ميکنن"

1068
01:01:00,320 --> 01:01:05,326
... حالا چه پينوکيو و پدرش بود
يا دانلد داک و خواهرزاده‌هاش

1069
01:01:09,800 --> 01:01:12,167
... اگه قراره 56 سالِ ديگه با هم بگذرونيم

1070
01:01:12,360 --> 01:01:15,250
خب؟ -
دوست داري چيِ من تغيير کنه؟ -

1071
01:01:15,920 --> 01:01:17,968
چيه؟ -
اينم يکي ديگه از اون سوال‌هاييه که نميشه برنده شد -

1072
01:01:18,120 --> 01:01:20,361
بهش جواب نميدم -
منظورت چيه؟ -

1073
01:01:20,520 --> 01:01:23,251
حتي يه چيز از من هم
نيست که بخواي تغيير کنه؟

1074
01:01:23,400 --> 01:01:25,607
من بي‌نقصم؟ -
خيلي خب -

1075
01:01:25,800 --> 01:01:28,610
فقط يه چيز -
... اگه يه چيزتو ميتونستم تغيير بدم -

1076
01:01:28,800 --> 01:01:32,441
اين بود که ديگه نميذاشتم
تلاش کني منو تغيير بدي

1077
01:01:32,640 --> 01:01:34,449
واقعاً آچاربه‌دستِ ماهري هستي

1078
01:01:34,640 --> 01:01:37,962
خب من حواسم بهت هست
ميدونم چطوري کار ميکني

1079
01:01:38,160 --> 01:01:40,083
اينجوري فکر ميکني؟ -
آره. من همه چيزو درباره‌ات ميدونم -

1080
01:01:40,280 --> 01:01:43,011
بيا از اينجا رد بشيم -
راستش فکر کنم نميدوني -

1081
01:01:43,520 --> 01:01:47,525
نه؟ باشه
من تو رو بهتر از هر کسي روي اين کره‌ي خاکي ميشناسم

1082
01:01:47,760 --> 01:01:50,240
ولي شايد خيلي معلوم نيست -
... الان -

1083
01:01:50,440 --> 01:01:53,171
چيه؟ -
خيلي عاليه. احساس ميکنم بهت نزديکم -

1084
01:01:53,360 --> 01:01:54,805
... ولي بعضي وقت‌ها

1085
01:01:55,000 --> 01:01:58,368
نميدونم. احساس ميکنم تو ...
هليوم تنفس ميکني و من اکسيژن

1086
01:01:58,920 --> 01:02:00,160
چي باعث شد همچين حرفي بزني؟

1087
01:02:00,400 --> 01:02:03,006
ميبيني؟ من سعي ميکنم ارتباط برقرار کنم -
بيخيال. من سعي ميکنم خودم باشم -

1088
01:02:03,160 --> 01:02:05,208
و تو مسخره‌بازي درمياري

1089
01:02:05,360 --> 01:02:07,886
دقيقاً چيزيه که دارم درباره‌اش صحبت ميکنم -
بيخيال -

1090
01:02:08,120 --> 01:02:10,441
... اگه واقعاً بخوايم همديگه رو بشناسيم

1091
01:02:10,640 --> 01:02:13,928
فکر کنم احتمالاً بايد اول خودمون رو بهتر بشناسيم

1092
01:02:14,640 --> 01:02:16,165
آره

1093
01:02:16,520 --> 01:02:20,241
اون دوستم رو يادته؟
جرج؟ که اهل نيويورک بود؟

1094
01:02:20,440 --> 01:02:21,566
نه

1095
01:02:21,800 --> 01:02:23,882
اوه نه، مالِ قبل از آشناييمون بود -
... چي؟ -

1096
01:02:24,080 --> 01:02:26,401
نه نه
... به هر حال. اون يکي از دوست‌هام بود

1097
01:02:26,600 --> 01:02:30,321
... که وقتي فهميد سرطان خون داره و احتمالاً قراره بميره

1098
01:02:30,520 --> 01:02:33,444
اعتراف کرد اولين چيزي که توي
ذهنش اومد، احساس آرامش بود

1099
01:02:33,640 --> 01:02:35,051
آرامش؟از دستِ چي؟ -
آره -

1100
01:02:35,240 --> 01:02:39,404
قبل از اينکه بفهمه 9 ماه ديگه براي زندگي وقت داره
نگرانِ پول بود

1101
01:02:39,600 --> 01:02:44,401
و بعدش اينجوري فکر کرد
"عاليه، پول کافي براي 9 ماه زندگي رو دارم. موفق شدم"

1102
01:02:44,600 --> 01:02:46,045
... يعني

1103
01:02:46,280 --> 01:02:51,127
بالاخره تونست از هر چيزي توي زندگي لذت ببره
حتي از گير کردن توي ترافيک

1104
01:02:51,320 --> 01:02:55,609
از نگاه کردن به مردم، خيره شدن به صورتشون هم لذت ميبرد
همين چيزهاي کوچيک

1105
01:02:55,800 --> 01:02:57,529
بعدش چي شد؟

1106
01:02:57,720 --> 01:02:59,006
منظورت چيه؟

1107
01:02:59,200 --> 01:03:01,043
خب، مثلاً هنوز زنده است؟

1108
01:03:01,240 --> 01:03:03,891
نه. خيلي وقت پيش مُرد

1109
01:03:05,880 --> 01:03:09,168
ديشب وقت يه خواب ديدم که دارم يه کتاب ميخونم

1110
01:03:09,360 --> 01:03:11,806
يه کتابِ کلاسيکِ گمدشه بود
"عياران"

1111
01:03:12,000 --> 01:03:14,480
عياران؟ -
آره يعني ولگردي، خانه به دوشي -

1112
01:03:14,720 --> 01:03:17,166
اين ولگردهاي جوون -
کتابش واقعاً هست؟ -

1113
01:03:17,360 --> 01:03:21,490
نه. ولي واقعاً عالي بود
يه چيز نو و بامزه و تجربي بود. خيلي انرژي داشت

1114
01:03:21,680 --> 01:03:24,968
خوشم مياد توي خوابت هم کتاب ميخوني -
ميدونم. هميشه هم کتاب‌هاي خيلي خوبي ان -

1115
01:03:25,160 --> 01:03:27,242
من خواب‌هاي اکشن و قهرماني خيلي بزرگ ميبينم

1116
01:03:27,440 --> 01:03:32,241
مثلاً مثل يه سوپرقهرمان پرواز ميکنم
و از ديوارها رد ميشم

1117
01:03:32,720 --> 01:03:35,041
آخرش هم ارضا ميشم

1118
01:03:37,160 --> 01:03:40,528
من سعي‌ام رو ميکنم روياهات
رو به حقيقت تبديل کنم عزيزم

1119
01:03:54,720 --> 01:03:56,609
هنوز اونجاست

1120
01:03:59,720 --> 01:04:01,529
هنوز اونجاست

1121
01:04:13,240 --> 01:04:14,969
هنوز اونجاست

1122
01:04:19,240 --> 01:04:21,163
هنوز اونجاست

1123
01:04:27,520 --> 01:04:29,045
رفت

1124
01:04:43,200 --> 01:04:44,850
کارت اعتباريتون رو لازم دارم

1125
01:04:45,040 --> 01:04:46,644
فکر کنم پول اتاق حساب شده

1126
01:04:46,840 --> 01:04:50,845
... بله درسته ولي کارت اعتباري براي

1127
01:04:51,040 --> 01:04:53,361
براي خرج‌هاي احتماليه -
چيزهاي فرعي -

1128
01:04:53,560 --> 01:04:54,641
درسته. البته

1129
01:04:54,840 --> 01:04:55,966
آقاي والاس -
بله -

1130
01:04:56,160 --> 01:04:58,367
من طرفدار شديد اين دو تا کتاب هستم

1131
01:04:58,520 --> 01:05:00,761
شوهرم توي قرارِ اولمون کتاب شما رو به من داد

1132
01:05:00,920 --> 01:05:04,481
و وقتي کتاب دوم بيرون اومد، براي هم بلند بلند ميخونديم

1133
01:05:05,400 --> 01:05:08,802
ميشه لطفاً برامون امضاش کنيد؟ -
البته. البته -

1134
01:05:10,000 --> 01:05:13,561
من طرح جلد اين نسخه‌هاي يوناني رو دوست دارم
خيلي قشنگه

1135
01:05:14,160 --> 01:05:17,881
اسم‌هاتون چيه؟ -
براي سوفيا و پاولوس بنويسيد -

1136
01:05:18,080 --> 01:05:19,730
خيلي خب

1137
01:05:21,560 --> 01:05:23,289
ترجمه يونانيش چطوره؟

1138
01:05:23,520 --> 01:05:25,010
:خب اينجوري ميگن

1139
01:05:27,960 --> 01:05:32,170
ولي مطمئن نيستم ترجمه درستي باشه -
حتماً. چون انگليسيش رو نخونديد -

1140
01:05:32,400 --> 01:05:33,765
دقيقاً

1141
01:05:35,240 --> 01:05:36,571
عاليه

1142
01:05:36,760 --> 01:05:38,000
شما هم ميتونيد امضاش کنيد؟

1143
01:05:38,560 --> 01:05:41,325
من؟ -
بله. شما مادلينِ واقعي هستيد،درسته؟ -

1144
01:05:42,640 --> 01:05:44,324
مادلين؟ نه راستش

1145
01:05:44,520 --> 01:05:47,444
يعني مردم فکر ميکنن منم
ولي ابداً من نيستم

1146
01:05:47,640 --> 01:05:49,449
قوه تخيلش خيلي قويه

1147
01:05:50,120 --> 01:05:53,249
ميشه لطف کنيد؟
خيلي براي شوهرم ارزش داره

1148
01:05:54,960 --> 01:05:58,646
من نميتونم کتابي رو که ننوشتم امضا کنم -
خوشحال ميشه امضا کنه -

1149
01:05:58,840 --> 01:06:00,604
باشه -
عاليه. ممنون -

1150
01:06:00,800 --> 01:06:02,689
خوشحال ميشم اينکارو کنم

1151
01:06:07,240 --> 01:06:09,641
ممنون

1152
01:06:10,920 --> 01:06:13,082
عاليه. خيلي ممنونم

1153
01:06:17,240 --> 01:06:18,401
نگاه کن

1154
01:06:18,600 --> 01:06:20,602
خيلي قشنگه -
آره -

1155
01:06:20,800 --> 01:06:23,406
تميز. با تهويه‌ي هوا

1156
01:06:23,600 --> 01:06:26,206
عاشقشم. خدايا -
فوق‌العاده نيست؟ -

1157
01:06:29,240 --> 01:06:32,164
وانِ حموم. خداي من

1158
01:06:32,360 --> 01:06:34,010
هي. اينو ببين

1159
01:06:34,200 --> 01:06:38,967
استفانوس و آريادني برامون يه
بطر شراب و يه ماساژ زن و شوهري گرفتن

1160
01:06:39,160 --> 01:06:41,686
لطف کردن. بايد براشون قبل از رفتن يه کادو بگيريم

1161
01:06:41,780 --> 01:06:45,785
نميدونم. بايد يادمون باشه براي بچه‌ها
هم يه چيزي بگيريم - آره حتماً

1162
01:06:52,160 --> 01:06:54,288
واي دلم براي دخترها تنگ شده

1163
01:06:54,480 --> 01:06:55,527
من نه

1164
01:06:55,720 --> 01:06:58,087
منظره‌ي خيلي قشنگيه

1165
01:06:58,320 --> 01:07:02,245
... تنها منظره‌اي که من بهش علاقه‌مندم

1166
01:07:02,400 --> 01:07:08,282
چيه؟ چيه؟ -
... دقيقاً همينجاست -

1167
01:07:11,200 --> 01:07:14,124
آره. خودشه

1168
01:07:29,440 --> 01:07:30,930
چيه؟

1169
01:07:31,680 --> 01:07:37,881
جالبه. تا امروز متوجه نشده بودم
ولي همه‌ي قرمزيِ ريش‌هات رفته

1170
01:07:38,160 --> 01:07:42,006
اين يکي از چيزهاييت بود که عاشقم کرد
احمقانه است

1171
01:07:44,400 --> 01:07:49,088
نرفته. فقط سفيد شده

1172
01:07:49,280 --> 01:07:53,126
نميخواي بگي عشقت وابسته به رنگدونه‌‌هاست که؟

1173
01:07:53,320 --> 01:07:56,563
هان؟ نه؟ -
... نه ولي ميدوني -

1174
01:07:57,640 --> 01:07:59,961
توي مژه‌هاي دخترهامون قرمزي ميبينم

1175
01:08:00,160 --> 01:08:03,801
بهشون نگاه ميکنم و منو يادِ زماني
که با هم آشنا شديم ميندازه

1176
01:08:08,320 --> 01:08:10,209
... ميدوني مشتاقِ چي ام؟

1177
01:08:10,360 --> 01:08:12,567
هان؟ چي؟ -
... که بعدش -

1178
01:08:12,760 --> 01:08:15,240
بعدش؟ -
... ميدوني -

1179
01:08:15,880 --> 01:08:19,123
چي؟ -
فردا کنارِ تو از خواب بيدار بشم -

1180
01:08:19,360 --> 01:08:22,170
يعني بدون نينا و الا که بپرن روي سر و کولمون؟

1181
01:08:22,320 --> 01:08:24,049
دقيقاً

1182
01:08:24,480 --> 01:08:27,086
چند ساله نشنيدم فکر کني

1183
01:08:27,280 --> 01:08:29,442
فکر کنم؟ -
آره -

1184
01:08:31,640 --> 01:08:36,487
قبلاً با صداي باز و بسته شدن چشم‌هات بلند ميشدم

1185
01:08:36,680 --> 01:08:40,366
اون ذهنت که با سرعت دو ميليون
مايل در ساعت حرکت ميکنه

1186
01:08:40,560 --> 01:08:44,485
دلم براي فکر کردنت تنگ شده

1187
01:08:45,320 --> 01:08:48,403
وقتي گفتي ميتني صداي فکر کردنم رو بشنوي
فکر کردم واقعاً ميتوني

1188
01:08:48,640 --> 01:08:51,803
ولي فقط براي پلک زدنمه
چقدر احمق و رمانتيک بودم من

1189
01:08:52,000 --> 01:08:54,241
از چيزهاي مورد علاقه‌ام بود

1190
01:08:56,680 --> 01:08:59,126
منم دلم براي فکر کردن تنگ شده

1191
01:08:59,960 --> 01:09:02,964
ديگه فکر کردن توي صبح بسه
ديگه سکسِ صبحگاهي بسه

1192
01:09:03,200 --> 01:09:05,248
فردا

1193
01:09:06,400 --> 01:09:10,200
خيلي منتظرشم
فکر نکنم خوابم ببره

1194
01:09:12,880 --> 01:09:15,724
من همين الان منتظرشم

1195
01:09:16,040 --> 01:09:17,280
خيلي خب

1196
01:09:17,480 --> 01:09:22,281
خيلي خب. بيا ديگه حرف نزنيم تا بتونيم سکس کنيم

1197
01:09:22,480 --> 01:09:27,930
خواب، بيدار شدن، فکر کردن و دوباره سکس

1198
01:09:37,000 --> 01:09:39,480
جواب نده -
نه -

1199
01:09:39,680 --> 01:09:40,920
اوه. لعنتي. کيه؟

1200
01:09:41,120 --> 01:09:43,088
چه اهميتي داره؟ -
خيلي خب -

1201
01:09:45,000 --> 01:09:49,767
گفتم فقط کارِ ضروري بود زنگ بزنن
اميدوارم بچه‌ها حالشون خوب باشه

1202
01:09:50,440 --> 01:09:51,851
خيلي خب

1203
01:09:52,080 --> 01:09:54,321
هنريه. خيلي خب

1204
01:09:54,520 --> 01:09:56,488
سلام عزيزم. حالت خوبه؟

1205
01:09:57,040 --> 01:09:58,769
لندني؟

1206
01:10:01,000 --> 01:10:02,650
رسيده بودي؟ خيلي خب

1207
01:10:05,240 --> 01:10:07,971
نه نه. پيداش کرديم

1208
01:10:08,280 --> 01:10:11,648
فرد ايميلش ميکنيم. نگران نباش
آره آره

1209
01:10:13,320 --> 01:10:17,723
آره. اون‌ها هم دلشون برات تنگ شده
از طرفِ تو ميبوسمشون

1210
01:10:17,880 --> 01:10:19,609
آره

1211
01:10:20,920 --> 01:10:22,763
باشه. بهشون ميگم

1212
01:10:22,960 --> 01:10:24,246
با مامانت موفق باشي

1213
01:10:24,440 --> 01:10:26,920
آره. منم دوست دارم
خداحافظ

1214
01:10:27,160 --> 01:10:28,764
خيلي خب

1215
01:10:29,600 --> 01:10:30,886
خب

1216
01:10:31,120 --> 01:10:34,488
حالش خوبه. ميگه رسيد از شيکاگو زنگ ميزنه

1217
01:10:34,680 --> 01:10:37,331
چرا من نميتونم باهاش حرف بزنم؟
دفعه دومته اين کارو کردي

1218
01:10:37,520 --> 01:10:39,602
ميتونستي تلفن رو راحت بدي به من

1219
01:10:39,800 --> 01:10:41,962
فرصت نداشت
گفت هواپيما داشت مسافر سوار ميکرد

1220
01:10:42,160 --> 01:10:43,446
چي رو يادش رفته؟ چي بود؟

1221
01:10:43,640 --> 01:10:47,201
پروژه‌ي علومش
ولي فردا براش ايميل ميکنيم. مشکلي پيش نمياد

1222
01:10:47,400 --> 01:10:49,482
نبايد اون حرفو درباره‌ي مادرش ميزدي

1223
01:10:49,720 --> 01:10:52,803
چي؟ چي گفتم؟ -
"با مادرت موفق باشي" -

1224
01:10:53,000 --> 01:10:55,207
بيخيال -
من منظوري نداشتم -

1225
01:10:55,400 --> 01:10:59,530
ميدونم. ولي خوب نيست
همه چيزو دوباره يادش ميندازه. کاش اينکارو نميکردي

1226
01:10:59,720 --> 01:11:04,123
مثلاً فکر ميکني فراموش ميکنه؟ اين که صورت مسئله رو
پاک کني کارِ آمريکايي‌هاست. انگار اصلاً اتفاق نيافتاده

1227
01:11:04,360 --> 01:11:05,805
چرا ذهنش درگير اين مسئله بشه؟

1228
01:11:06,000 --> 01:11:09,049
اگه خودش نخواد الان درباره‌اش فکر کنه چي؟

1229
01:11:09,280 --> 01:11:12,250
مهم نيست -
چرا هست. مهمه -

1230
01:11:12,440 --> 01:11:14,090
... اون روز هم يه شوخي کردم

1231
01:11:14,280 --> 01:11:18,046
که مامانش و من بايد يه مسابقه بزرگ
کشتي توي گل و لاي برگزار کنيم

1232
01:11:18,240 --> 01:11:20,971
کشتي توي گل و لاي؟ توي اينو گفتي؟ -
اون هم خنديد -

1233
01:11:21,160 --> 01:11:24,562
شايد اون حس شوخ طبعي بيشتري از تو داشته باشه
بيخيال

1234
01:11:24,800 --> 01:11:29,124
درباره اين موضوع صحبت کرديم ديگه. وقتي درباره مامانش
بد ميگي اون فکر ميکنه درباره خودش داري بدي ميگي

1235
01:11:29,320 --> 01:11:33,689
من چيز بدي درباره مامانش نگفتم. يه شوخي کردم
همونقدر که براي مامانش شوخيه براي منم هست

1236
01:11:33,880 --> 01:11:38,169
ميدونم ميدونم
ولي چرا اصلاً بحثشو وسط بکشيم؟

1237
01:11:38,360 --> 01:11:39,885
فکر کنم الان به قدر کافي بزرگ شده باشه

1238
01:11:40,080 --> 01:11:43,448
يعني ميدونه ميونه‌ي من و مادرش چقدر بده

1239
01:11:43,640 --> 01:11:47,008
مادرش و من -
منم کاري نکردم. همه چي از طرفِ اونه -

1240
01:11:47,240 --> 01:11:50,722
خيلي خب. اون ازم متنفره
من شوهرش رو خيلي وقت پيش کردم

1241
01:11:50,920 --> 01:11:52,684
يا بايد بگم شوهرش منو کرد؟

1242
01:11:53,320 --> 01:11:54,924
آره. درسته

1243
01:11:55,160 --> 01:11:58,960
شوخي کردن درباره اين حقيقت که من و مادرش
همديگه رو دوست نداريم مسئله نيست

1244
01:11:59,120 --> 01:12:01,964
اين بهش آسيب روحي نميزنه
اين اتفاق قبلاً هم افتاده

1245
01:12:02,120 --> 01:12:05,124
حالا تو ميخواي گناه خودت رو به پاي من بنويسي
و منو سرزنش کني

1246
01:12:05,280 --> 01:12:06,327
نه. نميخوام اينکارو کنم

1247
01:12:06,520 --> 01:12:11,082
ميدوني اگه از يه ديدِ ديگه نگاه کنيم و اون بتونه با اين
قضيه شوخي کنه، شايد بتونه بهتر با اين قضيه کنار بياد

1248
01:12:11,280 --> 01:12:16,161
باشه. حق با تو ـه. مثلِ هميشه
بيا ديگه درباره‌اش صحبت نکنيم. باشه؟

1249
01:12:17,240 --> 01:12:21,370
درسته. تقصيرِ کسي نيست اگه مامانش
الکلي و از نظر رواني دگرآزاري داره

1250
01:12:21,600 --> 01:12:23,443
اين حرفو نزن

1251
01:12:23,600 --> 01:12:25,887
يعني حالم بد ميشه وقتي مجبوره با اون باشه

1252
01:12:26,080 --> 01:12:28,924
ولي قاضي‌ها فرض ميکنن
که زن‌ها غريزه‌ي مادري دارن

1253
01:12:29,120 --> 01:12:31,851
اون غريزه‌ي مادري "مده‌آ" رو داره
(زني جادوگر در افسانه‌هاي يوناني)

1254
01:12:32,000 --> 01:12:33,445
مده‌آ؟

1255
01:12:33,640 --> 01:12:35,768
آره. بالاخره يه افسانه‌ي يونانيه ديگه

1256
01:12:35,960 --> 01:12:37,883
... در اصل يه نمايشنامه از "اوي‌ريپيديس" ـه. ولي

1257
01:12:38,120 --> 01:12:40,771
يه زن که دو تا بچه‌اش رو ميکشه
تا از شوهر سابقش انتقام بگيره

1258
01:12:41,000 --> 01:12:43,651
اون هم رسماً داره همينکارو ميکنه
هنري رو اذيت ميکنه تا به تو برسه

1259
01:12:43,880 --> 01:12:47,521
نه داره زندگيِ منو از طريقِ اون جهنم ميکنه
اين کاريه که داره ميکنه

1260
01:12:47,720 --> 01:12:52,203
بعضي وقت‌ها هم تو چيزهايي ميگي
که ديگه خيلي زياده‌رويه

1261
01:12:52,400 --> 01:12:55,165
منو به خاطرِ مسائلي که توي زندگي
خودت و زنت هست سرزنش نکن

1262
01:12:55,360 --> 01:12:59,046
زنِ سابق. زنِ سابق
خيلي وقته گذشته

1263
01:12:59,240 --> 01:13:02,130
تو بايد باهاش يه کم بهتر کنار ميومدي
تا اينقدر از ما متنفر نميشد

1264
01:13:02,320 --> 01:13:04,527
باشه. باشه. من گند زدم

1265
01:13:05,080 --> 01:13:07,560
... واقعاً بازنويسي کردنت توي گذشته رو خيلي دوست دارم

1266
01:13:07,760 --> 01:13:12,448
که هر چيزي توي زندگيمون خوب نيست
به حساب من گذاشته ميشه

1267
01:13:13,080 --> 01:13:15,765
تو هم الان داري اين بدبختي هنري رو گردن من ميندازي؟

1268
01:13:15,960 --> 01:13:18,122
کدوم بدبختي؟
از چي حرف ميزني؟

1269
01:13:18,320 --> 01:13:23,724
بذار بهت بگم درباره چي داريم صحبت ميکنم
نقل مکان به شيکاگو و ول کردنِ زندگيم

1270
01:13:24,640 --> 01:13:28,884
حالا که اشاره کردي هنري به تو نياز داره
فکر ميکني من چه حسي پيدا ميکنم؟

1271
01:13:29,080 --> 01:13:31,003
من بدبختم، خب؟

1272
01:13:31,200 --> 01:13:33,248
الان چطوري ميتونم اون کارو قبول کنم؟ -
خيلي خب -

1273
01:13:33,440 --> 01:13:36,364
بهم بگو. خيلي احساس ميکنم مقصرم -
بيا اينجا -

1274
01:13:36,560 --> 01:13:40,042
خودت داري انتخاب ميکني اينجوري به قضيه نگاه کني؟
خب؟

1275
01:13:40,240 --> 01:13:43,323
توي طبيعت زن‌ها هست که
به رشيد و تکامل بچه‌ها اهميت بدن

1276
01:13:43,560 --> 01:13:45,449
به چي؟ -
به رشيد -

1277
01:13:45,640 --> 01:13:48,723
به رشد؟ -
باشه. من اصلاً اون کلمه‌ي کوفتي رو نميتونم تلفظ کنم -

1278
01:13:48,920 --> 01:13:53,642
من به طور طبيعي احساس بدي درباره همه چيز دارم
و تو انجوري نگاهم ميکني. انگار که تقصيرِ منه

1279
01:13:53,840 --> 01:13:56,684
چجوري نگاهت ميکنم؟ - نگاهِ "من فراموش کردم -
"پروژه‌ي علومش رو توي کيفش بذارم

1280
01:13:56,880 --> 01:13:59,247
ميدونم سرزنش ميکني -
من که چيزي نگفتم -

1281
01:13:59,440 --> 01:14:03,161
نه چيزي نگفتي. نيازي نبود بگي
هميشه تقصيرِ منه

1282
01:14:03,360 --> 01:14:05,249
آره. درسته

1283
01:14:05,480 --> 01:14:07,482
... روي يخچالِ سرِ کار خوندم

1284
01:14:07,680 --> 01:14:11,651
ميدوني اون حرف‌‌هاي آهنربادار که ملت
... باهاش جمله درست ميکنن

1285
01:14:11,880 --> 01:14:16,568
يکي اين جمله درست کرده بود
... زن‌ها جاودانگي را در باغِ گسترده فداکاري"

1286
01:14:16,800 --> 01:14:18,802
"جستجو ميکنند ...

1287
01:14:21,680 --> 01:14:23,808
اين يه نشانه‌ي قطعي از خداست -
آره -

1288
01:14:24,000 --> 01:14:28,164
اون جمله خيلي هم درسته و 10000 سال
هم به همين صورت بوده ولي ديگه بسه

1289
01:14:28,400 --> 01:14:30,289
من نميخوام يکي از اون زن‌ها باشم

1290
01:14:30,520 --> 01:14:34,127
مثل ازدواج که براي همنجسگراها مهمه
يا جلوگيري از بارداري که براي حقوق زن‌ها مهمه

1291
01:14:34,360 --> 01:14:38,763
اينجوري منم مثل ميليون‌ها زني که مجبور شدن
اميدشون رو از دست بدن، بايد اميدم رو از دست بدم

1292
01:14:38,960 --> 01:14:42,885
من نميخوام اينکارو بکنم. اين از منيتِ من مسئله
بزرگتريه و از من اهميتِ بيشتري داره

1293
01:14:46,840 --> 01:14:49,730
براوو
کميته نوبل داره يادداشت برميداره

1294
01:14:49,960 --> 01:14:52,884
يه ... يه لحظه صبر کن
ميخوام سوئد رو خبر کنم
(مبدا جايزه نوبل)

1295
01:14:53,080 --> 01:14:56,527
حتماً تحملِ اين همه ظلم زنانه خودش يه کار تمام وقته

1296
01:14:56,760 --> 01:14:58,683
درسته هست -
... تو با رشد کردن توي طبقه متوسط -

1297
01:14:58,840 --> 01:15:00,763
پاريس خيلي رجر کشيدي

1298
01:15:00,920 --> 01:15:04,606
درد و رنج توي گودال‌هاي سوربن
... توي دوره‌ي پسافمينيستي

1299
01:15:04,760 --> 01:15:06,842
واقعاً نميتونم تصور کنم -
تو يه عوضي هستي -

1300
01:15:07,440 --> 01:15:10,523
ميدوني چيه عزيزم؟
کِي ميريم شيکاگو؟

1301
01:15:10,720 --> 01:15:13,610
ميخوام مطمئن بشم ميتونيم يه خونه‌ي خوب پيدا کنيم

1302
01:15:13,800 --> 01:15:17,202
و بتونم پرده بدوزم ...
و روتختي‌هاي سِت انتخاب کنم

1303
01:15:17,400 --> 01:15:20,165
خب اينجوري ميخواي عصرِ امروز رو بگذرونيم؟

1304
01:15:20,360 --> 01:15:22,647
اين کاريه که ميخواي بکني؟ -
تو شروع کردي -

1305
01:15:22,840 --> 01:15:26,561
نه. تو اوني هستي که درباره‌‌ي
اين بحث خفه نميشي

1306
01:15:26,760 --> 01:15:29,923
ولي اگه ميخواي درباره‌اش حرف زني
... يعني واقعاً بشينيم حرف بزنيم

1307
01:15:30,120 --> 01:15:34,205
من ترجيح ميدم يه بحثِ منطقيِ
غيراحساسي داشته باشيم

1308
01:15:34,360 --> 01:15:36,010
فکر ميکني بتونيم اينکارو بکنيم؟

1309
01:15:36,200 --> 01:15:39,044
بزن بريم. غيراحساسي. منطقي

1310
01:15:39,240 --> 01:15:42,244
تو هميشه نقش تنها آدم منطقي رو بازي ميکني

1311
01:15:42,400 --> 01:15:45,961
و منم غيرمنطقي و هيستريک و
... با هورمون‌هاي خل‌وچلي ام

1312
01:15:46,160 --> 01:15:47,605
چون احساسات دارم

1313
01:15:47,800 --> 01:15:50,531
تو عقب مي‌ايستي و از بالا به همه چيز نگاه ميکني

1314
01:15:50,720 --> 01:15:53,166
که يعني هر چيزي تو ميگي درسته

1315
01:15:53,400 --> 01:15:54,890
من هيچوقت کاري نمکينم

1316
01:15:55,080 --> 01:15:58,801
دنيا با مردهاي بي‌احساس و منطقي که
تصميم‌هاي تخمي ميگيرن به گا رفته

1317
01:15:59,000 --> 01:16:03,449
سياستمدارها بدونِ دليل جنگ راه ميندازن
سران شرکت‌ها تصميم ميگيرن محيط‌زيست رو نابود کنن

1318
01:16:03,640 --> 01:16:06,530
چني و رامسفلد خيلي آدم‌هاي منطقي‌اي هستن

1319
01:16:06,720 --> 01:16:08,563
چني و رامسفلد. باشه قبوله

1320
01:16:08,760 --> 01:16:11,843
"راه حل نهايي"
خيلي تفکرِ منطقي‌اي پشتش هست
(اشاره به طرح بزرگ نابودي يهوديان در جنگ جهاني دوم)

1321
01:16:12,080 --> 01:16:13,411
خيلي خب. پس کار به اونجا رسيده؟

1322
01:16:13,600 --> 01:16:17,047
ما در مقابل راه حل نهايي؟
خيلي خب. بيا انجامش بديم. باشه

1323
01:16:17,240 --> 01:16:19,083
بذار اين سوالو ازت بپرسم. خب؟

1324
01:16:19,240 --> 01:16:22,084
... فکر ميکني با حضورِ مداوم‌ترِ من و تو

1325
01:16:22,280 --> 01:16:24,760
کمکي به زندگيِ هنري ميشه؟

1326
01:16:25,760 --> 01:16:27,046
شروع شد -
نه -

1327
01:16:27,240 --> 01:16:31,131
تو ول‌کن نيستي. پس بيا درباره‌اش حرف بزنيم
... بذار فقط يه سوال ازت بپرسم

1328
01:16:31,680 --> 01:16:33,887
... فکر ميکني با حضورِ مداوم‌ترِ من و تو

1329
01:16:34,040 --> 01:16:36,202
زندگيِ هنک(هنري) بهتر ميشه؟

1330
01:16:36,440 --> 01:16:39,250
آره. فکر ميکنم اگه با ما زندگي ميکرد، بهتر ميشد -
خيلي خب -

1331
01:16:39,440 --> 01:16:42,284
من فکر ميکنم مامانش يه جنده‌ي منفورِ الکيه

1332
01:16:42,480 --> 01:16:46,007
و موقعي که توي پاريس بوديم و داشتم زايمان ميکردم
... و تقريباً داشتم ميمردم، از فرصت استفاده کرد

1333
01:16:46,240 --> 01:16:49,722
تا قانوناً هنري رو از نيويورک خارج کنه
گاييدمش

1334
01:16:50,280 --> 01:16:52,408
باشه. من باهات موافقم

1335
01:16:52,600 --> 01:16:55,729
باشه ولي متاسفانه نميتونيم از آمريکا خارجش کنيم

1336
01:16:55,960 --> 01:16:58,566
ولي ميتونيم، اگه بخوايم بريم پيشش

1337
01:16:58,800 --> 01:17:01,246
ميدونم حرکت بزرگيه

1338
01:17:01,440 --> 01:17:05,445
ولي تو چي فکر ميکني؟
راهي هست که تو توي آمريکا خوشحال باشي؟

1339
01:17:05,680 --> 01:17:10,288
يعني خيلي از حيطه‌ي احتمال هم خارجه؟
اينکه بتوني يه شغل قابل‌مقايسه پيدا کني؟

1340
01:17:10,440 --> 01:17:11,771
شغل قابل‌مقايسه؟ -
آره -

1341
01:17:11,920 --> 01:17:13,331
شوخيت گرفته؟ -
نه -

1342
01:17:13,520 --> 01:17:16,444
چرا هميشه منم که بايد مصالحه کنم؟

1343
01:17:16,640 --> 01:17:19,007
خيلي احساساتي نشو -
... يعني بايد -

1344
01:17:19,200 --> 01:17:21,931
نقل مکان کردن به شيکاگو براي من خيلي ناراحت‌کننده است

1345
01:17:22,120 --> 01:17:26,330
من نميگم بايد بريم
فقط ميخوام درباره‌اش حرف بزنيم

1346
01:17:26,520 --> 01:17:29,251
ميشه مثلاً دو ثانيه دوستم
باشي تا بتونيم صحبت کنيم؟

1347
01:17:29,440 --> 01:17:30,680
دو ثانيه -
خيلي خب -

1348
01:17:30,840 --> 01:17:33,844
اون موقع رو يادته 35 دقيقه دير
... رفتي مدرسه دنبالِ دخترها

1349
01:17:34,040 --> 01:17:38,841
و خيلي استرس گرفته بودي چون ميدونستي توي
حياط هستن و فکر ميکنن چه اتفاقي برات افتاده

1350
01:17:39,040 --> 01:17:41,884
خب. اين حسيه که من تمام وقت دارم

1351
01:17:42,080 --> 01:17:46,165
حالم داغونه. ولش کردم اونجا
و الان ميخوام برم دنبالش

1352
01:17:46,320 --> 01:17:49,005
هميشه وقتي ميذاريش بره اينجوري ميشي

1353
01:17:49,200 --> 01:17:51,168
ناراحتي، براي همين دعوا راه ميندازي

1354
01:17:51,720 --> 01:17:53,370
اون حالش خويه

1355
01:17:53,600 --> 01:17:56,490
اون بچه فوق‌العاده‌ايه، خب؟

1356
01:17:56,680 --> 01:17:59,251
ولي حقيقت اينه که مثلِ سابق به تو نياز نداره

1357
01:17:59,440 --> 01:18:03,843
تو فرصت باهاش بودن رو توي هر روز از دورانِ
کودکيش از دست دادي. واقعاً از دست دادي

1358
01:18:04,040 --> 01:18:07,681
ميتوني به خاطرش گريه کني
ولي اون داره بزرگ ميشه

1359
01:18:08,000 --> 01:18:10,367
تو از يه جهاتِ ديگه پدر فوق‌العاده‌اي هستي

1360
01:18:10,560 --> 01:18:16,169
مثلِ ميليون‌ها نفرِ ديگه طلاق گرفتي
... ايده‌آل بود؟ نه. ولي

1361
01:18:16,680 --> 01:18:20,401
گوش کن. اگه در عرض يه ماه ميخواي
... من از کارم استعقا بدم

1362
01:18:20,600 --> 01:18:24,082
و همه‌ي چيزهايي که اين سال‌ها براش
کار ميکردم رو ول کنم، فقط بهم بگو

1363
01:18:24,240 --> 01:18:27,847
... ولي الان
همونجوري فکر ميکنم که هميشه ميکردم

1364
01:18:28,040 --> 01:18:32,250
من اگه اون زنِ سابقِ مريضت بهمون سرپرستي
مشترک بده، به آمريکا ميام

1365
01:18:32,440 --> 01:18:36,968
ولي همه‌ي آخرهفته‌هامون به گه تبديل ميشه
توي هر نيمسال کمتر از 30 روز ميبينيمش

1366
01:18:37,120 --> 01:18:41,842
به نظرم ارزشش رو نداره به خاطر اون مدتِ کم
کل زندگيمون رو تغيير بديم

1367
01:18:42,040 --> 01:18:44,122
ميدونم. حق با تو ـه -
درسته؟ -

1368
01:18:44,360 --> 01:18:46,761
ميبيني. منم که منطقي ام

1369
01:18:48,400 --> 01:18:50,880
واي. موقعيتِ گهيه. ميدوني

1370
01:18:51,120 --> 01:18:54,806
هنک کاري نکرده ولي اونه
که داره در حقش نامردي ميشه

1371
01:18:55,040 --> 01:18:57,441
ما همه‌مون توسط پدرومادرهامون
چيزهايي بهمون تحميل ميشه

1372
01:18:57,640 --> 01:19:00,644
اگه به خاطرِ من نبود هم ازدواجتون
جورِ ديگه‌اي تموم ميشد

1373
01:19:00,880 --> 01:19:03,451
قطعاً -
... يا حتي بدترش، توسط -

1374
01:19:03,600 --> 01:19:06,410
دو تا پدرو مادرِ بدبخت بزرگ ميشد -
درسته -

1375
01:19:07,840 --> 01:19:10,207
من واقعاً توي اين قضيه گند زدم

1376
01:19:12,640 --> 01:19:15,962
يعني با اومدن به پاريس با من گند زدي؟

1377
01:19:16,120 --> 01:19:20,250
نه. منظورم اين نبود. بس کن -
ميدونستم اين کار هزينه زيادي داره -

1378
01:19:20,480 --> 01:19:22,767
بهت گفتم اين کارو نکني، خب؟ -
بس کن -

1379
01:19:23,320 --> 01:19:28,486
خيلي خب. من با تو دو سال اومدم
نيويورک و همه چيزم رو ول کردم

1380
01:19:28,680 --> 01:19:31,365
... من بايد براي زايمان دوقلوها توي فرانسه ميبودم

1381
01:19:31,560 --> 01:19:34,530
و ميخواستم پيشِ مادرم باشم
تو هم همينو ميخواستي

1382
01:19:34,680 --> 01:19:37,160
درسته -
اين تنها چيزيه که ازت خواستم -

1383
01:19:37,360 --> 01:19:40,330
تنها يه چيز و تو ميخواي تا ابد منو سرزنش کني؟

1384
01:19:40,960 --> 01:19:44,646
بس کن، ميشه؟
بس کن

1385
01:19:44,880 --> 01:19:50,205
اگه نميخواي برگرديم آمريکا، برنميگرديم
والسلام

1386
01:19:50,400 --> 01:19:52,309
... خب؟ من دارم سعي ميکنم يه راهي پيدا کنم

1387
01:19:52,360 --> 01:19:55,443
تا حضورِ مداوم‌تري توي زندگيش داشته باشم

1388
01:19:55,640 --> 01:19:58,405
و ايده‌آلم اينه که به عنوان يه خانواده اينکارو انجام ديم

1389
01:19:59,240 --> 01:20:01,481
به عنوان يه خانواده" يا چي به جاش؟"

1390
01:20:01,640 --> 01:20:03,483
اين حرفت يعني چي؟

1391
01:20:04,760 --> 01:20:08,890
من يه تهديد تهاجمي‌انفعالي توي
هر چيزي که ميگي حس ميکنم

1392
01:20:09,080 --> 01:20:13,802
يا اينکارو بکن يا ازت تا آخرِ عمرمون متنفر ميشم

1393
01:20:14,000 --> 01:20:15,570
ميدوني؟

1394
01:20:16,040 --> 01:20:17,804
درست ميگم؟

1395
01:20:19,320 --> 01:20:22,642
ميدوني چيه؟ ميدوني چيه؟
من يه چيزي حس ميکنم

1396
01:20:22,880 --> 01:20:27,408
فکر ميکنم مشکل اينه که تو نميخواي
من يه شغل قابل‌توجه‌تر داشته باشم

1397
01:20:27,600 --> 01:20:31,002
توي يه سطوحي هم با هر
... دستاورِدِ من احساسِ خطر ميکني

1398
01:20:31,200 --> 01:20:34,044
که نَکنه موقعيتت رو توي رابطه‌مون تقليل بده

1399
01:20:34,240 --> 01:20:36,607
موقعيت من توي رابطه‌مون؟

1400
01:20:36,800 --> 01:20:40,805
من هر ترم دو تا درس توي دانشکده‌ي
کوفتيِ آمريکايي تدريس ميکنم

1401
01:20:41,000 --> 01:20:43,765
خب؟ اينه که يه موقعيت محسوب ميشه

1402
01:20:43,960 --> 01:20:46,440
... من فکر نميکنم اتفاقي باشه که

1403
01:20:46,640 --> 01:20:49,769
دقيقاً همون موقعي که من يه موقعيتِ عاليِ
شغلي دارم، تو همچين حسي داري

1404
01:20:49,920 --> 01:20:54,084
تمام اين رشته‌ي افکارت مزخرفِ
کامله و خودت هم اينو ميدوني

1405
01:20:54,640 --> 01:20:56,847
يه سوال برات دارم

1406
01:20:57,080 --> 01:21:02,120
اگه ما دخترها رو نداشتيم و مرخرفاتِ ديگه نبود
باز هم پيشِ هم ميمونديم؟

1407
01:21:02,320 --> 01:21:04,049
چي؟

1408
01:21:04,240 --> 01:21:07,369
تو شهردارِ خُلِ شهرِ کسخل‌هايي
اينو ميدوني؟

1409
01:21:07,560 --> 01:21:11,201
ميدوني من چي فکر ميکنم؟ فکر ميکنم
تو بايد بري شيکاگو. فکر ميکنم هنري بهت نياز داره

1410
01:21:11,400 --> 01:21:13,971
و فکر ميکنم منم بايد با دخترها توي
پاريس بمونم و اين شغل رو قبول کنم

1411
01:21:14,160 --> 01:21:15,525
چرا داري اينکارو ميکني؟

1412
01:21:15,760 --> 01:21:17,410
اين يه فکرِ مسخره است

1413
01:21:17,640 --> 01:21:21,884
من قراره تو و دخترها رو از دست بدم؟ عمراً
چرا همه چيزو اينقدر سخت ميکني؟

1414
01:21:22,080 --> 01:21:25,641
جسي تو با من خوشحال نيستي
دار منو به خاطرِ دور کردن از پسرت سرزنش ميکني

1415
01:21:25,840 --> 01:21:28,491
... اين يه جوابِ کاملاً غيرمنطقيه

1416
01:21:28,680 --> 01:21:31,809
به چيزيه که دارم سعي ميکنم
آروم آروم براش جواب پيدا کنم

1417
01:21:32,080 --> 01:21:37,007
گوش کن جسي
ما 6 هفته اخير رو اينجا گذرونديم

1418
01:21:37,800 --> 01:21:39,928
و عالي هم بود

1419
01:21:40,440 --> 01:21:45,082
تو تونستي هر روز نوشتنت رو ادامه بدي
و هوا هم خيلي خوب بود

1420
01:21:45,600 --> 01:21:48,251
ولي من نميخواستم بيام يونان -
ميدونم -

1421
01:21:48,440 --> 01:21:51,171
خب؟
هر لحظه ممکن بود انقلابي رخ بده

1422
01:21:51,360 --> 01:21:54,489
خداي من -
... مردم پنير فتا و روغن زيتون ميخورن -

1423
01:21:54,680 --> 01:21:58,765
و شاد رفتار ميکنن ولي در اصل
درباره‌ي اينکه چقدر عصباني هستن صحبت ميکنن

1424
01:21:58,960 --> 01:22:01,884
و اين منو گيج ميکنه
منم نميدونم چي قراره پيش بياد

1425
01:22:02,080 --> 01:22:04,048
باشهو. بذار من بهت بگم چي پيش مياد

1426
01:22:04,240 --> 01:22:07,323
همون چيزي که هميشه پيش مياد

1427
01:22:07,560 --> 01:22:09,562
هيچي

1428
01:22:09,880 --> 01:22:13,282
خيلي خب. ميدوني من تقريباً
هيچ وقتي براي خودم نداشتم

1429
01:22:13,440 --> 01:22:16,649
ـ10000 تا ايميل دارم که بايد جواب بدم و جواب ندادم

1430
01:22:16,840 --> 01:22:17,966
فکر ميکني من ندارم؟

1431
01:22:18,200 --> 01:22:21,647
تمامِ روز غذا درست ميکنم و
انِ تو و پسرت رو از دستشويي پاک ميکنم

1432
01:22:21,840 --> 01:22:23,842
در حالي که جنابعالي با رفقاي
رمان‌نويست صحبت ميکني

1433
01:22:24,080 --> 01:22:29,689
بلاه بلاه بلاه تو نابغه‌اي
بلاه بلاه بلاه. نه تو نابغه‌اي

1434
01:22:29,880 --> 01:22:34,886
و همون لحظه‌اي که با هنري خداحافظي ميکني
... پيشنهاد ميکني شغل روياييم رو ول کنم

1435
01:22:35,080 --> 01:22:36,889
خب. که شغل روياييت شد؟

1436
01:22:37,080 --> 01:22:40,084
امروز عصر مطمئن نبودي بخوايش

1437
01:22:40,280 --> 01:22:42,089
اصلاً به حرف‌‌هاي خودت گوش ميکني؟

1438
01:22:42,240 --> 01:22:46,643
بله. اين شغلِ روياييِ منه
چون شک دارم دليل نميشه نخوامش

1439
01:22:46,840 --> 01:22:48,251
باشه -
ولي براي تو چرا مهمه؟ -

1440
01:22:48,480 --> 01:22:52,041
تو پياده‌رويِ دوساعته‌ي متفکرانه‌ات
رو زيردرخت‌هاي زيتون ميکني

1441
01:22:52,240 --> 01:22:54,481
سقراط. بايد يه ردا هم تنت کني

1442
01:22:55,080 --> 01:22:56,320
يه ساعته

1443
01:22:56,520 --> 01:23:00,047
از وقتي بري تا وقتي دوباره بياي دو ساعت ميشه

1444
01:23:00,280 --> 01:23:01,441
من هيچوقت نميتونم اينکارو بکنم

1445
01:23:01,640 --> 01:23:05,929
تو خوب به خودت ميرسي
من به خودت و بقيه‌ي چيزها ميرسم

1446
01:23:06,160 --> 01:23:08,925
يه جايي ميريم. تو وسائل خودت رو جمع ميکني
من هر چيزِ ديگه‌اي هست بايد جمع کنم

1447
01:23:09,080 --> 01:23:12,482
تو هيچوقت اجازه نميدي وسائل دخترها رو جمع کنم
هيچوقت

1448
01:23:12,680 --> 01:23:15,047
چون هيچ کفشي نيست و
کلي هم لباسِ زيرِ کثيف هست

1449
01:23:15,200 --> 01:23:16,565
باشه. درسته
هر چي تو بگي

1450
01:23:16,800 --> 01:23:20,486
نه. من خوشحالم که تو وقتشو
... داري درباره کائنات تفکر کني

1451
01:23:20,720 --> 01:23:23,246
چون من ندارم
به ندرت وقتِ فکر کردن دارم

1452
01:23:23,440 --> 01:23:25,522
کار ميکنم، بچه‌ تروخشک ميکنم
کار ميکنم، بچه‌ تروخشک ميکنم

1453
01:23:25,720 --> 01:23:29,566
ميشه يه لحظه صبر کني؟
بايد بخش اصلي ارکسترم رو تنظيم کنم

1454
01:23:29,800 --> 01:23:34,408
ميدوني چيه؟ تنها موقعي که فرصت فکر کردن
پيدا ميکنم موقعيه که توي اداره دارم ميرينم

1455
01:23:34,600 --> 01:23:37,843
شروع ميکنم با افکارم کلنجار برم
با بوي گُه

1456
01:23:38,040 --> 01:23:41,761
اين جمله‌ي خوبيه
يه روز از اين توي يه کتاب استفاده ميکنم

1457
01:23:41,960 --> 01:23:44,930
آره. مطمئنم اينکارو ميکني
بهترين خط توي کتاب هم ميشه

1458
01:23:45,120 --> 01:23:49,330
در ضمن ديگه هيچوقتِ هيچوقت از من
... يا چيزهايي که ميگم يا انجام ميدم

1459
01:23:49,520 --> 01:23:53,127
توي کتاب‌هاي کوفتيت استفاده نميکني
از دخترها هم همينطور

1460
01:23:53,320 --> 01:23:56,005
باشه. اولاً نبايد با يه نويسنده ميپريدي

1461
01:23:56,200 --> 01:23:58,646
دوماً توي کتاب قبلي يا ايني
که الان دارم مينويسم نبودي

1462
01:23:58,880 --> 01:24:01,451
سوماً من درباره هر کوفتي که بخوام مينويسم

1463
01:24:01,680 --> 01:24:03,444
مثلِ هميشه زندگيمون در خدمتِ تو ـه

1464
01:24:03,680 --> 01:24:07,048
نه نه اين مزخرفِ زن خونه‌اي که انگار
من تحميل کردم رو تحويلِ من نده

1465
01:24:07,240 --> 01:24:08,366
الان دهه 50 نيست

1466
01:24:08,600 --> 01:24:12,525
ببخشيد که داستانِ ظلم و ستمِ کوچولو
... و قشنگت رو با حقيقت خراب کردم

1467
01:24:12,720 --> 01:24:15,929
ولي منم که هر روز توي خونه‌ام و با
مزخرفات سروکله ميزنم

1468
01:24:16,080 --> 01:24:18,242
چون تو تا ساعتِ 6.30 سرِ کاري -
6 -

1469
01:24:18,440 --> 01:24:22,411
تو بچه‌‌ها رو ميبري مدرسه منم ميرم دنبالشون
اين منصفانه است. قرارمون هم همينه

1470
01:24:22,600 --> 01:24:28,482
ما توي فرانسه و پاريس زندگي ميکنم به خدا -
تو هم هر روز يادم ميندازيش -

1471
01:24:28,680 --> 01:24:32,401
من کلِ زندگيم رو حولِ تو چرخوندم
و خودت هم ميدوني. خب؟

1472
01:24:32,600 --> 01:24:35,649
پس ببخشيد اگه اين تعطيلاتِ تابستوني
... که واقعاً تعطيلات هم هست

1473
01:24:35,880 --> 01:24:39,487
چون من فقط ديدم توي دريا ورجه وورجه ميکني
و سالاد ميلومبوني

1474
01:24:39,720 --> 01:24:43,850
ولي اين نشنون‌دهنده‌ي اين نيست که
زندگيت داره به عنوانِ برده‌ي خونگي ميگذره

1475
01:24:44,040 --> 01:24:47,442
ميدوني من چيِ مردها رو دوست دارم؟
هنوز به جادو اعتقاد دارن

1476
01:24:47,680 --> 01:24:50,126
پري‌هاي کوچيکي اين اطراف هستن
که جوراب‌هاشون رو برميدارن

1477
01:24:50,320 --> 01:24:54,484
پري‌هاي کوچيکي ماشين ظرفشويي رو خالي ميکنن
پري‌هاي کوچيکي به بچه‌ها کرم ضدآفتاب ميزنن

1478
01:24:54,680 --> 01:24:58,082
پري‌هاي کوچيکي که سالاد يوناني درست ميکنن
و تو مثلِ خوک ميخوري

1479
01:24:58,320 --> 01:24:59,890
باشه. گوش کن چي ميگم. خب؟

1480
01:25:00,080 --> 01:25:03,004
تو توي رسيدگي به ما عالي هستي
واقعا هستي

1481
01:25:03,240 --> 01:25:06,801
يعني به بچه‌ها رسيدگي ميکني
به دوست‌هات رسيدگي ميکني

1482
01:25:07,000 --> 01:25:10,925
به دنيا رسيدگي ميکني
قبل از اينکه مادر هم بشي همينجوري بودي

1483
01:25:11,160 --> 01:25:12,810
الان فقط برجسته‌تر شده

1484
01:25:13,040 --> 01:25:16,010
... ولي. من اينو چند ساله بهت ميگم

1485
01:25:16,200 --> 01:25:19,409
بايد يه ذره توي رسيدگي به خودت بهتر عمل کني

1486
01:25:19,600 --> 01:25:22,046
خيلي خب. براي من رئيس‌وار صحبت نکن

1487
01:25:22,240 --> 01:25:26,006
منم که هر روز ساعتِ 6 خونه‌ام. 6.30 نه
من قابل اعتمادم

1488
01:25:26,200 --> 01:25:30,524
تا حالا توي عمرت با يه پرستارِ بچه هماهنگ کردي؟
نه

1489
01:25:30,720 --> 01:25:34,884
اسمِ اون دکترِ کودکان چيه؟ -
ازم امتحان نگير.. واقعاً حوصله‌امو سر ميبره -

1490
01:25:35,040 --> 01:25:39,011
آره. باشه. ميدوني چيه؟
من هر شب خونه‌ام و شام درست ميکنم

1491
01:25:39,200 --> 01:25:42,283
بچه‌ها رو حموم ميبرم و براشون قصه ميخونم
بعضي موقع‌ها خونه هستي

1492
01:25:42,480 --> 01:25:46,565
بعضي وقت‌ها توي يه مراسمي توي دانشگاه هستي
يا تورِ تبليغاتيت هستي. خب؟

1493
01:25:46,760 --> 01:25:49,923
وقتي هم بهت الهام ميشه نوشتنت رو ادامه ميدي

1494
01:25:50,160 --> 01:25:52,970
منم بعضي موقع‌ها ايده‌هايي بهم الهام ميشه
ميدوني؟

1495
01:25:53,120 --> 01:25:55,964
ميخواي بنويسي؟ بنويس -
... نه، ولي يادت باشه -

1496
01:25:56,160 --> 01:25:58,731
من قبلاً ميخوندم و گيتار ميزدم و آهنگ ميساختم

1497
01:25:58,960 --> 01:26:02,328
هنوز هم دوست دارم
ولي نميرسم. وقت ندارم

1498
01:26:02,520 --> 01:26:06,445
خيلي خب. نکته اول اينکه نويسندگيِ من سرگرميم نيست

1499
01:26:06,680 --> 01:26:09,047
دوماً. اي کاش ميتونستي وقتشو پيدا کني

1500
01:26:09,240 --> 01:26:12,369
يه جوري وقتشو پيدا ميکني که
درباره 8 ساعت از روز غُر بزني

1501
01:26:12,600 --> 01:26:16,889
ببين من عاشقِ نوعِ خودندنت هستم.خب؟

1502
01:26:17,440 --> 01:26:21,843
من کل زندگيم رو به خاطرِ خوندنِ تو به فنا دادم

1503
01:26:22,040 --> 01:26:25,931
... اگر يک هشتمِ انرژي‌اي رو که

1504
01:26:26,120 --> 01:26:28,600
... صرفِ غر زدن و ناله کردن و نگراني ميکني

1505
01:26:28,800 --> 01:26:33,488
اگه اون انرژي رو صرفِ آکورد زدن کني
مثلِ "جنگو راينهارت" ميشي

1506
01:26:39,280 --> 01:26:41,851
خيلي خب

1507
01:26:42,040 --> 01:26:44,247
کفش‌هات رو فراموش کردي

1508
01:26:49,360 --> 01:26:51,089
خدايا

1509
01:27:04,400 --> 01:27:05,765
فکر ميکني داري برنده ميشي؟

1510
01:27:06,720 --> 01:27:07,846
... آدم‌هاي کمي هستن که ميفهمن

1511
01:27:08,040 --> 01:27:12,170
بچه داشتن براي يه زنِ فعال يا احساساتي يعني چي

1512
01:27:12,320 --> 01:27:15,369
بعضي از دوست‌هام گفتن
"خودت ميبيني. از پنجره پرتشون ميکني بيرون"

1513
01:27:15,560 --> 01:27:20,282
ولي حقيقتش اينه که حي يکبار هم به صدمه زدن بهشون 
فکر نکردم ولي صدها بار به تموم کردن کارِ خودم فکر کردم

1514
01:27:21,000 --> 01:27:24,482
خيلي سردرگم بودم و تو هميشه 
توي تور احمقانه‌ي کتابت بودي

1515
01:27:24,640 --> 01:27:28,326
يا به خاطرِ مسخره‌بازي‌هاي سرپرستيِ هنري نبودي
منم نميخواستم يه سربار باشم

1516
01:27:28,480 --> 01:27:31,086
الان ميفهمم چرا "سيلويا پلات" سرش رو کرد توي توستر
(شاعر زنِ آمريکايي که خودکشي کرد)

1517
01:27:31,280 --> 01:27:33,726
اجاق گاز بود -
با کلمات بازي نکن -

1518
01:27:33,920 --> 01:27:36,810
ميدوني منطورم چيه
توستر، اجاق گاز، يه چيزه

1519
01:27:37,000 --> 01:27:40,561
ميدوني چند دفعه با دخترها تنها بودم و 
گريه ميکردن و نميدونستم بايد چيکار کنم؟

1520
01:27:40,720 --> 01:27:44,008
ميدوني وقتي يه مادر ندونه بايد 
چيکار کنه چه احساسِ گناهي ميکنه؟

1521
01:27:44,160 --> 01:27:47,369
فکر ميکني فقط خودت اين حس رو داري؟

1522
01:27:47,520 --> 01:27:49,966
فکر نميکنم تو درک کني. خب؟

1523
01:27:50,200 --> 01:27:53,204
ميدوني ترسِ پنهانيِ من از هر مردي چيه؟

1524
01:27:53,400 --> 01:27:57,405
اينه که همه‌شون ميخوان منو به يه
زنِ خونه‌دارِ مطيع تبديل کنن

1525
01:27:57,560 --> 01:28:00,769
خب. هيچکسي نميتونه همچين کاري کنه
خيلي خب؟

1526
01:28:01,320 --> 01:28:05,609
... من قول ميدم. راحت‌تره سرت رو توي يه توستر جا داد

1527
01:28:05,840 --> 01:28:08,525
تا تو رو به يه چيز مطيع تبديل کرد ...

1528
01:28:08,760 --> 01:28:11,730
فکر کنم از زمانِ زايمان خودم رو بازيابي نکردم

1529
01:28:11,920 --> 01:28:14,651
وقتي به دنيا اومدن نميدونستم بايد چيکار کنم

1530
01:28:14,840 --> 01:28:18,731
مردم از زن‌ها توقعِ داشتنِ 
اين غريزه رو که فعال ميشه، دارن

1531
01:28:18,920 --> 01:28:20,649
مثلِ يه عنترِ ماده

1532
01:28:20,840 --> 01:28:23,844
ولي من اصلاً نميدونستم چطور بايد کاري رو انجام بدم

1533
01:28:24,120 --> 01:28:27,761
خيلي دوستشون داشتم
و همه کارها رو داشتم اشتباه انجام ميدادم

1534
01:28:27,960 --> 01:28:32,568
تو اغلب نبودي و بهم زنگ ميزدي و
... ميپرسيدي روزم چطوري سپري شد

1535
01:28:32,760 --> 01:28:36,481
و من حتي نميتونستم بهت بگم
... چون از اينکه از هيچي سر درنيارم

1536
01:28:36,680 --> 01:28:37,806
خيلي احساسِ شرمندگي ميکردم

1537
01:28:38,040 --> 01:28:40,008
من فکر ميکنم عالي اين کارو انجام دادي -
نه. اينجوري نبود -

1538
01:28:40,200 --> 01:28:43,647
چرا بود
پس توي تظاهر بهش خوب کارت رو انجام دادي

1539
01:28:44,320 --> 01:28:47,529
... يادمه تنها راهي که ميتونستم بخوابونمشون

1540
01:28:47,720 --> 01:28:51,281
اين بود که اون کالسکه‌ي دو نفره رو از پله‌ها پايين بکشم

1541
01:28:51,480 --> 01:28:54,131
و نصفه شب چندين و چند ساعت با اون راهشون ببرم

1542
01:28:54,320 --> 01:28:57,881
تا "پيگال" ميرفتم و برميگشتم
يه دفعه هم نزديک بود ازم دزدي بشه

1543
01:28:58,080 --> 01:29:02,483
تنها دليلي که يارو بهم حمله نکرد اين بود که
خيلي دردناک داشتم نگاهش ميکردم

1544
01:29:02,680 --> 01:29:07,129
تنها نکته مثبتِ بالاي 35 سال بودن 
اينه که خيلي بهت تجاوز نميشه

1545
01:29:07,920 --> 01:29:09,809
يه جا خونده بودم. راسته

1546
01:29:10,000 --> 01:29:12,401
خداي من

1547
01:29:13,760 --> 01:29:18,527
... يه دفعه يادمه نگاه ميکردم دوقلوها روي ترامپولين بودن

1548
01:29:18,720 --> 01:29:20,643
... خيلي خوشگل بودن

1549
01:29:20,840 --> 01:29:23,207
منم خوشحال بودم چون اون‌ها خوشحال بودن

1550
01:29:23,400 --> 01:29:26,563
ميدوني يکيشون از اين هولاهوپ‌ها داشت
(... حلقه‌اي براي چرخاندن دورکمر و)

1551
01:29:26,760 --> 01:29:29,570
که داشت ازش به عنوان طنابِ بازي استفاده ميکرد

1552
01:29:29,800 --> 01:29:34,010
بعد اون يکي خواستش و سرِ اين دعواشون شد

1553
01:29:34,200 --> 01:29:36,248
و توي يه چشم به هم زدن همه‌ي اين چيزها رو ديدم

1554
01:29:36,440 --> 01:29:40,729
اين حسودي کوچيک و خودخواهي و ميدوني ديگه

1555
01:29:40,920 --> 01:29:47,485
يادمه به اين فکر کردم که
"خيلي خب. اين حالتِ طبيعي انسانيه"

1556
01:29:47,680 --> 01:29:53,210
ميدوني هميشه يه چيزِ کوچيکي درونِ آدم ناراضيه

1557
01:29:53,400 --> 01:29:56,244
يعني خودمون رو ببين ديگه

1558
01:29:56,440 --> 01:30:00,570
ما اينجاييم. الان توي "باغ عدن" هستيم
(منظور جايي بسيار زيبا)

1559
01:30:00,760 --> 01:30:03,286
و نميتونيم دعوامون رو کنار بذاريم

1560
01:30:03,840 --> 01:30:06,366
من فکر نميکنم يه حالتِ طبيعي انساني يه دونه باشه

1561
01:30:06,560 --> 01:30:08,085
حالت‌هاي انسان چندگانه است

1562
01:30:08,280 --> 01:30:11,568
... اگه اين چيزيه که موقعِ بازيِ دخترها ميبيني

1563
01:30:11,800 --> 01:30:13,962
يعني تو دپرسي

1564
01:30:15,000 --> 01:30:17,207
خيلي خب. شايد هستم

1565
01:30:17,400 --> 01:30:21,530
نه. ولي وقتي من ميبينم دارن دعوا ميکنن
يه انرژيِ زيبا ميبينم که به سمتِ جلو حرکت ميکنه

1566
01:30:21,680 --> 01:30:25,002
و اجازه نميده کسي مراحمشون بشه
يا چيزي رو که ميخوان ازشون بگيره

1567
01:30:25,200 --> 01:30:28,090
من خوشم مياد دعوا ميکنن
بهم نسبت بهشون اميد ميده

1568
01:30:28,280 --> 01:30:30,442
اين براي اينه که تو خشم رو يه احساسِ مثبت ميدوني

1569
01:30:30,640 --> 01:30:35,328
،ميدوني تو هميشه کارت به اذيت کردنِ خودت
کارت، بچه‌ها و من ختم ميشه

1570
01:30:37,360 --> 01:30:38,805
بعد تو اصلاً عصباني نميشي؟

1571
01:30:39,000 --> 01:30:41,970
وقتي هم بشم چيزِ مثبتي تلقيش نميکنم

1572
01:30:44,080 --> 01:30:45,969
يه چيزي رو ميدوني؟

1573
01:30:48,160 --> 01:30:50,891
اونجوري که تو توي کتاب‌هات مينويسي
... مردم ميان پيشم و فکر ميکنن

1574
01:30:51,080 --> 01:30:55,051
من به يا وحشي تو مايه‌‌ي "هنري ميلر" عشقبازي ميکنم
(نويسنده‌اي که در شرح صحنه‌هاي جنسي صريح بود)

1575
01:30:56,680 --> 01:31:01,288
تو هر دفعه دوست داري مثلِ قبل سکس داشته باشي

1576
01:31:01,480 --> 01:31:03,050
وقتي همونجوري لذت ميبري چه نيازي هست

1577
01:31:03,240 --> 01:31:07,040
بوس بوس، سينه سينه، کُـــس

1578
01:31:07,240 --> 01:31:09,846
من آدم لذت‌هاي ساده و ابتدايي ام

1579
01:31:10,040 --> 01:31:12,646
آره. خيلي ساده

1580
01:31:12,840 --> 01:31:15,411
ميخواستم اينو هم بعدش بهت بگم

1581
01:31:15,600 --> 01:31:19,650
تو در هيچ سطحي مثلِ "هنري ميلر" نيستي

1582
01:31:21,360 --> 01:31:24,330
ميدوني چيه؟
اين اتاق مورمورم ميکنه

1583
01:31:24,520 --> 01:31:27,729
توقعِ يه جاي جالب و عجيب داشتم
مثلِ خودِ يونان

1584
01:31:27,960 --> 01:31:30,042
اينجا معرکه است -
ما اينجا چه غلطي ميکنيم؟ -

1585
01:31:30,240 --> 01:31:33,881
همه چيزش از قبل برنامه‌ريزي شده
انگار که قراره بوده ما اين شبِ عالي رو سپري کنيم

1586
01:31:34,080 --> 01:31:37,084
هيچ جايي براي اتفاقاتِ يهويي نيست
اين چيزها از زندگيمون رفته

1587
01:31:37,280 --> 01:31:40,090
احمقانه است و جواب نميده -
کاملاً واضحه -

1588
01:31:40,280 --> 01:31:43,648
آريادني و استفانوسِ منحرف رو به 
خاطرِ اين کارشون نفرين ميکنم

1589
01:31:43,840 --> 01:31:45,330
ماساژ زن و شوهري؟

1590
01:31:45,560 --> 01:31:48,040
اين ديگه چه کوفتيه؟
از نطرِ من غيراخلاقيه

1591
01:31:48,240 --> 01:31:50,971
مجبور نيستيم انجامش بديم. خب؟

1592
01:31:51,160 --> 01:31:53,401
بيخيال. اينجا اونقدرها هم بد نيست

1593
01:31:53,600 --> 01:31:55,329
من از اتاق‌هاي هتل خوشم مياد

1594
01:31:55,520 --> 01:31:57,124
فکر ميکنم جذاب هستن

1595
01:31:57,360 --> 01:31:59,442
آره ميدونم خوشت مياد

1596
01:32:00,600 --> 01:32:02,682
آقاي تورِ کتاب

1597
01:32:04,360 --> 01:32:07,011
آقاي راديسون هيلتون
(هتل‌هاي معروف بين‌المللي)

1598
01:32:08,280 --> 01:32:12,205
اون موقع رو يادمه که براي 
کتاب‌خواني توي واشنگتن بودي

1599
01:32:12,400 --> 01:32:16,883
وقتي موبايلت اون شب اجباراً شکست
چقدر جوره با داستان

1600
01:32:17,840 --> 01:32:21,526
به جونِ بچه‌هات قسم بخور اون زنه مالِ 
کتابفروشي رو نکردي. اميلي

1601
01:32:22,160 --> 01:32:24,970
به جونِ من قسم بخور اون دختره اميلي رو نکردي

1602
01:32:25,160 --> 01:32:27,527
من حسودي نميکنم
چون آدمِ حسودي نيستم

1603
01:32:27,720 --> 01:32:30,883
ولي فقط ميخوام بدونم
مرد باش و حقيقت رو بگو

1604
01:32:32,640 --> 01:32:35,883
من سرِ کلِ زندگيم قسم ميخورم، باشه؟

1605
01:32:36,080 --> 01:32:38,651
چيزِ بزرگتري ندارم که سرش قسم بخورم

1606
01:32:38,840 --> 01:32:40,763
براي هيچکسِ ديگه‌اي اين قسمو نميخورم

1607
01:32:42,280 --> 01:32:45,648
... اگه دنبالِ اجازه‌اي که صلاحيتِ منو رد کني

1608
01:32:45,840 --> 01:32:47,683
اين اجازه رو بهت نميدم

1609
01:32:47,880 --> 01:32:51,327
خب؟ من عاشقتم

1610
01:32:51,960 --> 01:32:55,601
و من سرش دعوايي ندارم. خب؟

1611
01:32:55,840 --> 01:32:58,002
... ولي اگه يه ليستِ بلندبالا

1612
01:32:58,200 --> 01:33:01,522
از چيزهايي درباره خودت ميخواي که منو عصباني ميکنه
ميتونم بهت بدم

1613
01:33:01,760 --> 01:33:04,161
آره. ميخوام بشنوم -
باشه. خيلي خب -

1614
01:33:04,320 --> 01:33:08,848
بيا با شماره يک شروع کنيم -
شماره‌ي يک: تو يه احمقِ آشغالي

1615
01:33:09,040 --> 01:33:11,611
خب؟ هستي
... توي پيدا کردنِ کسي که

1616
01:33:11,800 --> 01:33:15,247
بيشتر از شش ماه مسخره‌بازي‌هاي 
تو رو تحمل کنه موفق باشي

1617
01:33:15,480 --> 01:33:19,849
ولي من کلِ پکيجت رو قبول ميکنم
ديوونگي و فوق‌العاده بودنت رو

1618
01:33:20,040 --> 01:33:24,250
ميدونم تغيير نميکني و نميخوام هم تغيير کني
"بهش ميگن" پذيرفتنِ به خاطرِ خودِ فرد

1619
01:33:24,440 --> 01:33:29,480
من ازت يه سوال پرسيدم. موقعي که من اون 
... کالسکه‌ي دونفره رو از پله‌ها پايين مي‌آوردم

1620
01:33:29,680 --> 01:33:33,765
و توي "پيگال" داشت به کونم تجاوز ميشد
تو اون دختره اميلي برونته رو کردي؟
(بازي يا کلمات اميلي و اميلي برونته نويسنده معروف)

1621
01:33:34,000 --> 01:33:36,731
من نميدونم کدوم اميلي رو ميگي؟
کدوم اميلي؟ از کي داري حرف ميزني؟

1622
01:33:36,960 --> 01:33:39,486
هموني که ايميل‌هاي قشنگ 
درباره داستايوفسکي مينوشت

1623
01:33:39,680 --> 01:33:41,842
"واي جسي. کاملاً حق با تو ـه"

1624
01:33:42,040 --> 01:33:46,364
"مفتش بزرگ عميق‌ترين بخشِ کل ادبيات روسيه است"

1625
01:33:46,560 --> 01:33:48,369
... اگه داري ازم ميپرسي

1626
01:33:48,600 --> 01:33:52,730
که من به تو، دخترها و زندگي‌اي 
... که با هم ساختيم تعهد دارم

1627
01:33:52,920 --> 01:33:56,447
جواب يه بله‌ي بزرگه

1628
01:33:56,640 --> 01:33:59,883
پس تو اونو کردي 
خيلي ممنونم

1629
01:34:00,080 --> 01:34:04,961
تا حالا من درباره اون موقعي که رفتي پيشِ
 دوست‌پسرِ قديمت، بعد از اينکه مادرش مُرد، پرسيدم؟ نه

1630
01:34:05,200 --> 01:34:08,647
ميخواي بدوني چرا؟
چون ميدونم اون کونِ فرانسويت چطري کار ميکنه

1631
01:34:08,840 --> 01:34:13,164
و تضمين ميکنم که حداقل براش دهني رفتي
ولي اينو هم ميدونم که منو دوست داري

1632
01:34:13,360 --> 01:34:16,648
خب؟ منم مشکلي ندارم که
که تو يا آدميزادِ با پيچيدگيهاش هستي

1633
01:34:16,880 --> 01:34:20,805
من نميخوام زندگي‌اي داشته باشم
... که هر دو نفر صاحب هم باشن

1634
01:34:21,000 --> 01:34:24,891
اينکه هر دو نفر توي چهارچوبِ جعبه‌اي 
که ديگران درستش کردن محصور باشن

1635
01:34:25,080 --> 01:34:29,085
چون اين‌ يه مشت مزخرفِ خفه‌کننده است

1636
01:34:29,440 --> 01:34:31,966
خداي من

1637
01:34:47,320 --> 01:34:50,722
ميدوني اينجا چه خبره؟
ساده است

1638
01:34:52,320 --> 01:34:54,402
فکر نميکنم ديگه دوستت داشته باشم

1639
01:36:08,240 --> 01:36:10,561
خانوم؟ -
الان نميخوام صحبت کنم -

1640
01:36:10,760 --> 01:36:12,922
اينجا تنهاييد يا منتظر کسي هستيد؟

1641
01:36:13,160 --> 01:36:14,730
تنها هستم و خوشحال هم ميشم تنها باشم

1642
01:36:14,920 --> 01:36:18,481
من آدم عصباني‌اي هستم و به بچه‌هام، شغلم
و هر کسي که دوست دارم آسيب ميزنم

1643
01:36:18,680 --> 01:36:20,808
... درستِ عين خودميد

1644
01:36:21,000 --> 01:36:23,844
خيلي خب. الان حوصله ندارم
اومدم اينجا تنها باشم

1645
01:36:24,040 --> 01:36:28,204
من داشتم از اون طرفِ کافه نگاهت ميکردم
و اصلاً نميخوام ناراحتت کنم

1646
01:36:28,400 --> 01:36:31,768
ولي با فاصله زياد خوشگلترين 
زني هستي که اينجا هست

1647
01:36:31,960 --> 01:36:34,327
خيلي ممنون -
ميخوام يه نوشيدني برات بگيرم -

1648
01:36:34,520 --> 01:36:37,000
شايد هم باهات صحبت کنم
و يه ذره بشناسمت

1649
01:36:37,200 --> 01:36:38,611
اينجا براي کار اومدي؟

1650
01:36:39,880 --> 01:36:42,804
خيلي خب. که اينطور
دوست‌پسر داري؟

1651
01:36:43,000 --> 01:36:44,240
ديگه نه

1652
01:36:44,440 --> 01:36:47,649
واي. متاسف شدم نشديم
ميخواي درباره‌اش صحبت کني؟

1653
01:36:48,160 --> 01:36:49,605
من با غريبه‌ها صحبت نميکنم

1654
01:36:49,760 --> 01:36:53,651
مسئله همينجاست. من غريبه نيستم
نه نه. ما قبلاً همديگه رو ديديم

1655
01:36:54,600 --> 01:36:56,682
تابستونِ 1994

1656
01:36:58,640 --> 01:37:01,086
منو با کسِ ديگه‌اي اشتباه گرفتي -
نه -

1657
01:37:01,600 --> 01:37:04,729
ما حتي عاشقِ همديگه هم شديم -
واقعاً؟ -

1658
01:37:06,480 --> 01:37:09,848
خيلي مبهم، آدمِ دوست‌داشتني 
... و رمانتيکي رو يادم مياد که

1659
01:37:10,040 --> 01:37:14,250
کاري کرد من احساسِ تنهايي نکنم
کسي که براي هويتم احترام قائل بود

1660
01:37:14,400 --> 01:37:17,210
خودمم. من همون يارو هستم

1661
01:37:18,080 --> 01:37:19,650
فکر نميکنم

1662
01:37:19,840 --> 01:37:23,003
ببين. من يه چيزي درباره امشب ميدونم که تو نميدوني

1663
01:37:23,760 --> 01:37:25,000
واقعاً؟ چيه؟

1664
01:37:25,560 --> 01:37:27,801
يه چيزِ مهم

1665
01:37:28,120 --> 01:37:33,206
من ميدونم چون راستش اين شب رو تجريه کرده بودم

1666
01:37:33,400 --> 01:37:35,846
چطوري؟ -
من يه مسافرِ زمانم -

1667
01:37:37,440 --> 01:37:38,726
خيلي خب

1668
01:37:38,920 --> 01:37:43,642
نه من يه ماشينِ زمان توي اتاقم دارم
اومدم نجاتت بدم. همونطور که گفتم اينکارو ميکنم

1669
01:37:43,840 --> 01:37:47,686
منو از چي نجات بدي؟ -
از اينکه مزخرفاتِ زندگي کورت کنه -

1670
01:37:47,920 --> 01:37:49,126
اين چيزها مزخرف نيست

1671
01:37:49,320 --> 01:37:52,085
... بهت اطمينان ميدم اون يارويي که خيلي مبهم يادت ميادش

1672
01:37:52,280 --> 01:37:55,204
... همون آدمِ دوست‌داشتنيِ رمانتيکي که توي قطار ديديش

1673
01:37:56,440 --> 01:37:57,601
منم

1674
01:37:58,200 --> 01:38:00,123
تويي؟ -
آره -

1675
01:38:00,320 --> 01:38:02,766
فکر کنم نشناختمت

1676
01:38:03,840 --> 01:38:05,205
مثل گُه شدي

1677
01:38:06,800 --> 01:38:10,122
خب چي ميشه گفت؟
توي فضا و زمان شرايط سخته

1678
01:38:10,320 --> 01:38:13,244
... از طرفِ ديگه تو

1679
01:38:13,440 --> 01:38:16,330
حتي زيباتر از چيزي شدي که يادم مياد

1680
01:38:17,320 --> 01:38:18,446
مزخرفه

1681
01:38:18,640 --> 01:38:20,608
جسي. اين بازي نيست

1682
01:38:20,760 --> 01:38:25,288
اگه جذاب بشي به پاينن‌تنه ميرسي و چيزي که بعدش 
ميدونم اينه که دارم توي شيکاگو کره بادوم‌زميني ميخرم

1683
01:38:25,440 --> 01:38:27,807
با يه ذره مخ زدن نميتوني وضعيتو بهتر کني

1684
01:38:28,000 --> 01:38:30,924
نميخوام مختو بزنم. اشتباه متوجه شدي

1685
01:38:31,120 --> 01:38:33,930
نه نه
من اينجا فقط به عنوان يه پيغام‌رسون اومدم

1686
01:38:34,120 --> 01:38:37,408
من همين تازگي کلي راه از آينده اومدم

1687
01:38:37,640 --> 01:38:41,850
... همين چند لحظه پيش با 82 ساله‌ي خودت بودم

1688
01:38:42,040 --> 01:38:45,567
که يه نامه بهم داد تا برات بخونم

1689
01:38:45,760 --> 01:38:47,125
پس اومدم اينجا

1690
01:38:47,640 --> 01:38:49,483
من هنوز توي دهه‌ي هشتادِ زندگيم زنده‌ام؟

1691
01:38:49,680 --> 01:38:51,762
اوه. آره

1692
01:38:52,640 --> 01:38:54,881
کونِ فرانسويم چطوره؟ -
عاليه -

1693
01:38:55,080 --> 01:38:57,048
خيلي خب -
واقعا عاليه -

1694
01:38:57,280 --> 01:39:00,921
برام مهم نيست چه شکلي ام -
اينجوري بگيم که خيلي دوست‌دا‌شتنني‌تر شدي

1695
01:39:01,160 --> 01:39:03,162
عاليه -
ميخواي برات بخونمش؟ -

1696
01:39:03,360 --> 01:39:06,204
انتخابِ ديگه‌اي هم دارم؟ -
... حتماً. اگه علاقه نداري -

1697
01:39:06,360 --> 01:39:07,646
نه نه

1698
01:39:07,840 --> 01:39:11,162
بخونش -
خيلي خب. خب شروع ميکنم -

1699
01:39:11,360 --> 01:39:16,446
سلينِ عزيز. من دارم از اون"
... طرفِ جنگل‌ها برات مينويسم

1700
01:39:16,640 --> 01:39:20,122
... اين نامه شمعي رو روشن ميکنه که -
بس کن -

1701
01:39:20,320 --> 01:39:23,847
من هيچوقت همچين متني نمينويسم. خيلي گل‌منگليه
اون طرفِ جنگل‌ها" کدوم جنگل‌ها؟"

1702
01:39:24,040 --> 01:39:26,202
ميشه لطفاً ادامه بدم؟ -
آره -

1703
01:39:26,400 --> 01:39:29,324
من اين مردِ جوان رو برات ميفرستم

1704
01:39:29,560 --> 01:39:30,971
بله. جوان

1705
01:39:31,160 --> 01:39:34,369
و او محافظِ تو خواهد بود

1706
01:39:34,560 --> 01:39:38,724
خدا ميدونه چقدر مشکل داره
... و کل زندگيش در تقلاي اين بوده

1707
01:39:38,920 --> 01:39:44,290
که با کسايي که دوستشون داره ارتباط داشته 
باشه و پيششنو باشه

1708
01:39:44,480 --> 01:39:47,484
و به خاطرِ اين عميقاً متاسفه

1709
01:39:48,520 --> 01:39:50,443
ولي تو تنها اميدشي

1710
01:39:52,040 --> 01:39:55,965
سلين. توصيه من به تو اينه

1711
01:39:56,600 --> 01:39:59,126
تو داري واردِ بهترين سال‌هاي زندگيت ميشي

1712
01:39:59,320 --> 01:40:02,210
... الان که نشستم و به گذشته نگاه ميکنم

1713
01:40:03,160 --> 01:40:06,403
... اين سال‌هاي ميانسالي فقط يه ذره از زماني که

1714
01:40:06,640 --> 01:40:08,324
ـ12 سالت بود سخت‌تره

1715
01:40:08,560 --> 01:40:12,451
... و متيو و ونسا کلِ شب رو

1716
01:40:12,640 --> 01:40:15,211
با آهنگ‌هاي "بي جيز" رقصيدن ...
چقدر عشقِ تو عميقه؟

1717
01:40:15,440 --> 01:40:17,568
اين نميدونم چيه. بگذريم

1718
01:40:17,760 --> 01:40:19,922
سلين. تو مشکلي برات پيش نمياد

1719
01:40:20,120 --> 01:40:24,205
دخترهات بزرگ ميشن تا به نمادها 
و نمونه‌ايي از فمينيسم تبديل بشن

1720
01:40:24,360 --> 01:40:26,249
قشنگ بود -
آره -

1721
01:40:26,440 --> 01:40:30,126
الان متوجه شدم يه پي‌نوشت پايينش هست
به نظر مهم مياد

1722
01:40:30,320 --> 01:40:32,322
شايد بهتر باشه از اينها رد شم

1723
01:40:32,520 --> 01:40:34,284
آره. ردش کن. لطفاً رد شو -
باشه -

1724
01:40:34,480 --> 01:40:36,164
مطمئني؟ -
آره -

1725
01:40:36,360 --> 01:40:37,964
خيلي خب -
چيزهاي خسته‌کننده‌اش -

1726
01:40:38,160 --> 01:40:42,802
خيلي خب. همينجوري گفته و 
... بعد نکاتِ اقتصادي و

1727
01:40:43,000 --> 01:40:45,446
... چيزهاي طالع‌بيني و
خيلي خب

1728
01:40:45,680 --> 01:40:49,844
... پي‌نوشت: در ضمن، بهترين

1729
01:40:51,280 --> 01:40:56,366
... در ضمن، بهترين سکسِ من موقعي اتفاق افتاد که

1730
01:40:56,560 --> 01:40:59,325
توي پلوپونيزِ جنوبي بودم

1731
01:40:59,520 --> 01:41:01,443
از دستش نده

1732
01:41:01,640 --> 01:41:07,249
کلِ موجوديتِ سکسيِ من 
واردِ يه مرحله‌ي خارق‌العاده شد

1733
01:41:07,440 --> 01:41:10,364
خارق‌العاده عاليه -
نميدونم منظورش چي بوده -

1734
01:41:10,560 --> 01:41:13,291
خيلي خب جسي
ميشه اين بازي احمقانه رو تمومش کني؟

1735
01:41:13,720 --> 01:41:17,327
ما توي يکي از داستان‌هاي تو نيستيم. خب؟

1736
01:41:17,680 --> 01:41:21,924
شنيدي توي اتاق بهت چي گفتم؟
شنيدي چي گفتم؟

1737
01:41:22,560 --> 01:41:25,609
آره. شنيدم

1738
01:41:26,320 --> 01:41:28,926
چي؟ اينکه ديگه دوستم نداري؟

1739
01:41:29,640 --> 01:41:32,928
من فکر کردم جدي نگفتي
... ولي اگه جدي گفتي

1740
01:41:33,880 --> 01:41:38,169
لعنت بهش. يه چيزي رو ميدوني؟
تو درست مثلِ دختر کوچولوها و بقيه شدي

1741
01:41:38,400 --> 01:41:40,402
ميخواي توي داستان‌هاي افسانه‌هاي زندگي کني

1742
01:41:40,600 --> 01:41:42,762
من فقط سعي ميکنم اوضاع رو بهتر کنم

1743
01:41:42,960 --> 01:41:45,725
بهت ميگم تحتِ هر شرايطي عاشقتم
بهت ميگم زيبايي

1744
01:41:45,880 --> 01:41:48,963
بهت ميگم کونت وقتي 80 سالت هم هست قشنگه

1745
01:41:50,640 --> 01:41:53,769
من دارم سعي ميکنم بخندونمت -
باشه -

1746
01:41:54,000 --> 01:41:57,209
خب؟
من با اينهمه مصيبت‌هات کنار ميام

1747
01:41:57,560 --> 01:42:01,770
و اگه فکر کردي که من يه سگي ام که
دائم برميگردم، اشتباه کردي

1748
01:42:01,960 --> 01:42:05,851
ولي اگه عشقِ واقعي ميخواي، همينه

1749
01:42:06,040 --> 01:42:08,884
اين زندگيِ واقعيه
بدونِ نقص نيست ولي واقعيه

1750
01:42:09,080 --> 01:42:13,210
و اگه نميتوني ببينيش پس کوري
خب؟ منم تسليم ميشم

1751
01:42:21,840 --> 01:42:24,047
خدايا

1752
01:42:51,280 --> 01:42:53,806
خب، درباره اين ماشينِ زمان بگو

1753
01:42:57,040 --> 01:42:58,883
منظورت چيه؟

1754
01:42:59,120 --> 01:43:01,088
چطوري کار ميکنه؟

1755
01:43:02,800 --> 01:43:05,007
خب. پيچيده است

1756
01:43:08,720 --> 01:43:11,963
حتماً بايد لخت بشم تا عمل کنه؟

1757
01:43:14,480 --> 01:43:15,811
جدي ميگم

1758
01:43:16,040 --> 01:43:19,647
آره آره. در اصل مسئله‌ي مهميه

1759
01:43:19,880 --> 01:43:24,408
يعني لباس‌ها توي پيوستارِ فضا-زمان نميتونن سفر کنن

1760
01:43:28,840 --> 01:43:32,128
توي خيلي باهوشي -
واي -

1761
01:43:32,320 --> 01:43:35,529
فضا-زمان؟ -
پيوستار -

1762
01:43:36,120 --> 01:43:39,841
پيوستار -
آره. واقعاً -

1763
01:43:40,400 --> 01:43:43,961
ميدوني يه چيزي درباره نامه‌ات هست بهش فکر کردم

1764
01:43:44,160 --> 01:43:46,242
خب؟ -
... ميدوني -

1765
01:43:46,440 --> 01:43:49,205
تو به پلوپنيزِ جنوبي اشاره کردي؟

1766
01:43:49,400 --> 01:43:53,724
آره آره
الان هم توي پلوپنيزِ جنوبي هستيم

1767
01:43:53,920 --> 01:43:56,571
... فکر ميکني ممکنه امشب باشه

1768
01:43:56,760 --> 01:43:59,969
که هنوز توي دهه 80 زندگيت 
هم داري درباره‌اش حرف ميزني؟

1769
01:44:00,240 --> 01:44:01,810
... خب

1770
01:44:03,200 --> 01:44:06,647
حتماً شبي که قراره داشته 
باشيم، شبِ فوق‌العاده‌اي بوده