2
00:03:49,439 --> 00:03:50,773
. چقدر زيبا شدي

3
00:03:57,363 --> 00:03:59,240
. الان دمايِ هردوتامون مثلِ همه

4
00:04:19,969 --> 00:04:20,970
، " بِلا "

5
00:04:24,057 --> 00:04:26,392
. الان نسبت به من خيلي قوي تر شدي

6
00:04:33,650 --> 00:04:35,443
. حالا نوبتِ توئه که يه دفعه منو نشکني

7
00:04:38,071 --> 00:04:39,322
. دوستت دارم

8
00:04:40,239 --> 00:04:41,783
. منم دوستت دارم

9
00:04:52,961 --> 00:04:54,087
رِنِزمه " ؟ "

10
00:04:56,255 --> 00:04:57,590
. بي نظيره

11
00:04:57,674 --> 00:04:59,092
. کجاست ؟ . . بايد ببينمش

12
00:04:59,425 --> 00:05:00,510
. صبر کن ، صبر کن

13
00:05:01,761 --> 00:05:03,846
. اول بايد عطِشِت رو کنترل کني

14
00:05:07,350 --> 00:05:08,851
. آره ، بايد بريم شکار

15
00:05:54,689 --> 00:05:55,732
. چشماتُ ببند

16
00:06:00,570 --> 00:06:01,654
چي ميشنوي ؟

17
00:06:55,792 --> 00:06:57,251
. بلا " . . اينکارو نکن "

18
00:07:15,603 --> 00:07:16,687
! بلا " . . وايسا "

19
00:07:18,689 --> 00:07:21,234
متاسفم ، فکرنميکردم اينطرفا
. کسِ ديگه اي هم باشه

20
00:07:27,115 --> 00:07:28,449
. بايد از اينجا برم

21
00:07:28,783 --> 00:07:30,451
. . باشه ، ميتونم کمکت کنم

22
00:07:37,291 --> 00:07:38,459
. يا ، نه . .

23
00:08:04,986 --> 00:08:06,445
. حسابي تحت تاثير قرار گرفتم

24
00:08:06,904 --> 00:08:09,323
با اينکه وسطِ شکار بودي ، تونستي
. به راحتي از خونِ آدما فرار کني و از اونجا بري

25
00:08:09,532 --> 00:08:11,784
حتي خون آشام هاي بالغ و کامل ، هنوزم
. با انجام اينکار مشکل دارن

26
00:08:18,875 --> 00:08:20,168
. هنوز اينجايي

27
00:08:20,459 --> 00:08:21,586
. همينطورم خودت

28
00:08:22,670 --> 00:08:24,922
. . انتظار نداشتم تا اين حد

29
00:08:26,549 --> 00:08:27,592
، مثلِ خودت بنظر برسي . .

30
00:08:29,218 --> 00:08:30,720
. البته ، بجز اون چشمايِ ترسناکت

31
00:08:31,679 --> 00:08:34,140
. فعلا ميخوام فاصله امُ باهات حفظ کنم

32
00:08:34,765 --> 00:08:37,560
، اينکه اول ببينيم با من چطور کنار ميايي
. براي بچه خيلي بهتر و کم خطرتره

33
00:08:38,019 --> 00:08:39,854
از کِي تاحالا " رنزمه " برات مهم شده ؟

34
00:08:44,692 --> 00:08:45,985
. خيلي خب

35
00:08:48,112 --> 00:08:49,405
. بيا جلو يه کم بو بکِش

36
00:09:01,667 --> 00:09:04,128
. حالا ميتونم حرفايِ بقيه رو خوب درک کنم

37
00:09:05,546 --> 00:09:07,048
. جِيک " ، بدجور بويِ گَند ميدي "

38
00:09:11,677 --> 00:09:12,970
. . شماها

39
00:09:15,473 --> 00:09:16,933
. واقعا بهم ميايين . .

40
00:09:21,145 --> 00:09:22,688
ميخواي بريم دخترمونو ببينيم ؟

41
00:09:36,577 --> 00:09:38,079
. به خانواده خوش اومدي

42
00:09:40,498 --> 00:09:42,166
. " بي نظير شدي ، " بلا

43
00:09:42,500 --> 00:09:44,543
. يکي منتظرِ تا ببينتت

44
00:09:46,587 --> 00:09:47,797
رُز " ؟ "

45
00:10:21,789 --> 00:10:23,499
. « چه قشنگه »

46
00:10:28,796 --> 00:10:29,922
اين چي بود ديگه ؟

47
00:10:30,464 --> 00:10:32,842
اولين خاطره اي که ازت داره رو
. بهت نشون داد

48
00:10:34,760 --> 00:10:36,178
به من نشون داد ؟ . . چطوري ؟

49
00:10:38,472 --> 00:10:40,266
مگه من چطور ذهنِ بقيه رو ميخونم ؟

50
00:10:40,808 --> 00:10:42,393
آليس " چطور ميتونه آينده رو ببينه ؟ "

51
00:10:45,396 --> 00:10:46,814
. اون با استعدادِ

52
00:10:49,984 --> 00:10:51,819
يعني فقط دو روز بيرون از خونه بودم ؟

53
00:10:52,111 --> 00:10:53,988
. درجه ي رشدِش خيلي بي سابقه ـست

54
00:10:55,323 --> 00:10:58,034
. خيلي خب ، براي تجربه ي امروز کافيه

55
00:10:58,117 --> 00:10:59,118
، " جيکوب "

56
00:10:59,660 --> 00:11:01,037
. داره خوب پيش ميره

57
00:11:01,287 --> 00:11:03,247
. آره ، حالا بهترِ خيلي تحت فشار نذاريمش

58
00:11:05,416 --> 00:11:06,584
مشکلِت چيه ؟

59
00:11:08,377 --> 00:11:10,296
. " بهش بگو ، " جيکوب

60
00:11:10,421 --> 00:11:11,756
. عجب چيزي بشه

61
00:11:12,214 --> 00:11:13,424
. يه لحظه صبر کن

62
00:11:14,425 --> 00:11:15,426
، " بلا "

63
00:11:18,346 --> 00:11:19,388
. . ببين

64
00:11:20,723 --> 00:11:22,433
. درموردِ قضيه يِ گرگ بودنمه . .

65
00:11:22,558 --> 00:11:23,851
کدوم قضيه ي گرگ بودن ؟

66
00:11:26,896 --> 00:11:27,938
. . خب

67
00:11:28,898 --> 00:11:30,983
. خودت که ميدوني دستِ خودمون نيست . .

68
00:11:31,400 --> 00:11:33,277
. نميتونيم انتخاب کنيم با کي بايد اتفاق بيفته

69
00:11:33,486 --> 00:11:36,572
، و اونطور که فکرميکني ، نيست
. بلا " . . بهت قول ميدم "

70
00:11:36,906 --> 00:11:38,491
. رنزمه"ـرو از اينجا ببريد بيرون"

71
00:11:39,658 --> 00:11:40,826
، ادوارد " ، بهم دست نزن "

72
00:11:40,910 --> 00:11:42,286
. نميخوام بهت صدمه اي بزنم

73
00:11:49,960 --> 00:11:51,462
رويِ دخترِ من نشونه گذاري کردي ؟

74
00:11:51,587 --> 00:11:53,005
. دستِ خودم نبود

75
00:11:53,089 --> 00:11:54,131
. اون فقط يه بچه ـست

76
00:11:54,256 --> 00:11:55,341
. اونطور که فکرميکني نيست

77
00:11:55,424 --> 00:11:57,134
فکرميکني اگه اونطور که
فکرميکني بود ، " ادوارد " ميذاشت زنده بمونم ؟

78
00:11:57,426 --> 00:11:58,427
. هنوزم دارم درموردش فکرميکنم

79
00:11:58,511 --> 00:12:00,346
، من فقط يه بار بغلش کردم

80
00:12:00,679 --> 00:12:02,181
، " فقط يه بار . . " جيکوب

81
00:12:02,306 --> 00:12:04,350
اونوقت واسه من اومدي جلو و
. . با اون ادعايِ احمقانه يِ گرگيت

82
00:12:04,433 --> 00:12:06,102
ميخواي اونو ازم بگيري ؟ . .

83
00:12:06,936 --> 00:12:08,187
. اون مالِ منه

84
00:12:15,277 --> 00:12:16,612
. " مشکلي نيست ، " ليا

85
00:12:17,863 --> 00:12:19,281
. بايد ازش دور بموني

86
00:12:19,448 --> 00:12:20,699
. خودت که ميدوني نميتونم

87
00:12:24,120 --> 00:12:25,121
. " برو جلوشُ بگير ، " ادوارد

88
00:12:25,204 --> 00:12:26,956
. خودش گفت مشکلي نيست

89
00:12:27,039 --> 00:12:28,207
حرف نداره ، مگه نه ؟

90
00:12:31,961 --> 00:12:34,880
يادته تا سه روز پيش چقدر دلت ميخواست
دور و برَم باشي ؟

91
00:12:35,005 --> 00:12:36,006
ديگه اينطور نيستي ، درسته ؟

92
00:12:36,132 --> 00:12:37,091
. درسته

93
00:12:37,174 --> 00:12:38,342
. بخاطرِ اونه

94
00:12:39,468 --> 00:12:42,138
از همون اول ، " نِسي " بود که
. دلش ميخواست من اينجا باشم

95
00:12:42,304 --> 00:12:43,305
نِسي " ؟ "

96
00:12:44,056 --> 00:12:47,143
اسمِ هيولايِ درياچه يِ "نِس"ـو رو دخترم گذاشتي ؟

97
00:12:54,525 --> 00:12:55,734
سث " ، حالت خوبه ؟ "

98
00:12:58,863 --> 00:13:00,739
. سث " ، ببخشيد "

99
00:13:01,991 --> 00:13:03,159
. حالش خوب ميشه

100
00:13:07,496 --> 00:13:08,664
، " بلا "

101
00:13:10,166 --> 00:13:13,335
. تو منو بهتر از هرکسِ ديگه اي ميشناسي

102
00:13:13,711 --> 00:13:15,337
. . " تنها چيزي که برايِ " نِس

103
00:13:17,006 --> 00:13:20,009
برايِ " رنزمه " ميخوام ، اينه که . .
. خوشبخت و در امنيت باشه

104
00:13:21,010 --> 00:13:22,011
، ببين

105
00:13:22,386 --> 00:13:24,221
، قبلا هيچکدوم از اين چيزا برام منطقي نبود

106
00:13:24,889 --> 00:13:27,016
، تو ، من . . هيچکدومِ اين چيزا منطقي نبود

107
00:13:27,600 --> 00:13:29,393
. اما ، حالا ميتونم دليلشُ بفهمم

108
00:13:29,768 --> 00:13:31,270
. دليلِ تمامِ اين چيزا ، همين بوده

109
00:13:56,712 --> 00:13:58,047
. بالاخره برگشتن

110
00:14:05,304 --> 00:14:06,555
. نوبتِ منه

111
00:14:14,396 --> 00:14:15,648
کجا ميخوابه ؟

112
00:14:15,898 --> 00:14:19,068
. " تو بغلِ من يا " ادوارد " يا " ازمه

113
00:14:26,283 --> 00:14:27,826
. تولدت مبارک

114
00:14:28,410 --> 00:14:30,246
. همين سه روز پيش بود که خون آشام شدم

115
00:14:30,621 --> 00:14:32,748
، خب . . درهرحال ميخوايم برات جشن بگيريم
. پس ، باهاش کنار بيا

116
00:14:39,588 --> 00:14:42,174
هنوزم از سوپرايز شدن متنفرم ، اين ويژگيم
. عوض نشده

117
00:14:42,675 --> 00:14:44,093
. از اين يکي حتما خوشِت مياد

118
00:14:48,806 --> 00:14:50,266
. به خونه خوش اومدي

119
00:14:51,850 --> 00:14:54,436
پيش خودمون گفتيم که
. حتما دلتون ميخواد يه خونه مالِ خودتون داشته باشيد

120
00:14:55,938 --> 00:14:57,106
بنظرت چطوره ؟

121
00:14:57,273 --> 00:14:58,941
. عاليه

122
00:15:01,277 --> 00:15:02,278
. بريد تو

123
00:15:12,204 --> 00:15:13,455
. خوش بگذره

124
00:15:40,858 --> 00:15:42,318
. اينجا اتاقِ " رنزمه " ميشه

125
00:15:53,329 --> 00:15:54,330
. اينجا هم اتاقِ مخصوصِ لباساست

126
00:15:57,916 --> 00:15:59,335
. همه ي اينارو " آليس " برات آماده کرده

127
00:16:01,670 --> 00:16:02,921
. معلومه

128
00:16:16,435 --> 00:16:17,561
. اينجا هم اتاقِ ماست

129
00:16:25,027 --> 00:16:26,779
. خون آشاما که نميخوابن

130
00:16:28,697 --> 00:16:30,240
. براي خوابيدن گذاشته نشده

131
00:17:53,115 --> 00:17:55,159
. قبلا واقعا جلويِ خودتُ ميگرفتي

132
00:17:58,787 --> 00:18:00,956
. هرگز از اينکار سير نميشم

133
00:18:01,290 --> 00:18:02,708
. هيچوقت خسته نميشيم

134
00:18:03,667 --> 00:18:06,795
نيازي نيست وسطِ کار استراحت کنيم يا اينکه
. بريم غذا بخوريم

135
00:18:07,880 --> 00:18:08,797
. . منظورم اينه که

136
00:18:09,631 --> 00:18:11,258
چطور بايد جلويِ خودمونو بگيريم ؟ . .

137
00:18:14,470 --> 00:18:17,973
، رُزالي " و " اِمِت " که اوضاعشون خيلي بد بود "
. . يه دهه طول کِشيد

138
00:18:18,056 --> 00:18:21,351
. تا ، تازه بتونيم تو پنج مايليشون وايسيم . .

139
00:18:24,480 --> 00:18:26,190
. فکرکنم ما بدتر از اونا باشيم

140
00:18:27,483 --> 00:18:28,817
. اونم بدجور

141
00:18:46,919 --> 00:18:48,337
به اين زودي تموم شد ؟

142
00:18:49,254 --> 00:18:50,672
رنزمه " کجاست ؟ "

143
00:18:50,964 --> 00:18:52,341
. موطلاييِ ازم دزديدش

144
00:18:55,052 --> 00:18:56,470
چيزاي زيادي شکونديد ؟

145
00:18:56,887 --> 00:18:58,180
، " امِت "

146
00:18:58,514 --> 00:18:59,515
. نه

147
00:19:13,278 --> 00:19:14,363
چارلي"ـه ؟"

148
00:19:15,322 --> 00:19:17,199
. هميشه دوبار در روز زنگ ميزنه

149
00:19:19,117 --> 00:19:20,661
. تو اوضاع و احوالِ خوبي نيست

150
00:19:22,871 --> 00:19:25,457
درنهايت ، بايد بهش بگيم که
. نتونستي زنده بموني

151
00:19:27,000 --> 00:19:28,627
. " اون بايد برات عزا بگيره ، " بلا

152
00:19:32,840 --> 00:19:34,716
. خيلي ، فردا انجامش ميديم

153
00:19:38,136 --> 00:19:39,972
. دلم براي اينجا تنگ ميشه

154
00:19:40,389 --> 00:19:42,599
. دوباره برميگرديم ، هميشه اينکارو ميکنيم

155
00:19:44,643 --> 00:19:45,644
، صبر کن ببينم

156
00:19:47,104 --> 00:19:48,981
. کسي چيزي درموردِ از اينجا رفتن بهم نگفته بود

157
00:19:49,606 --> 00:19:52,776
، وقتي بقيه مرگِ "بلا"ـرو باور کنن
. نميتونيم ريسک کنيم و اينجا بمونيم

158
00:19:53,777 --> 00:19:56,530
پس ، ميخوايد ناپديد بشيد ؟

159
00:19:56,655 --> 00:19:58,282
. جيکوب " ، چاره يِ ديگه اي نداريم "

160
00:20:39,364 --> 00:20:40,449
خبري شده ؟

161
00:20:43,285 --> 00:20:44,620
، " چارلي "

162
00:20:47,789 --> 00:20:49,207
. . " بلا "

163
00:20:53,378 --> 00:20:54,588
. نه ، اون چيزيش نشده

164
00:20:54,671 --> 00:20:56,256
. نه ، نه . . حالش خوبه

165
00:20:56,340 --> 00:20:57,633
. . برگشته خونه و

166
00:20:58,508 --> 00:21:00,344
. حالش بهتر شده . .

167
00:21:02,888 --> 00:21:05,140
براي چي چيزي بهم نگفته بودي ؟
. اينکه خبرِ خوبيه

168
00:21:06,725 --> 00:21:08,101
، صبر کن

169
00:21:08,185 --> 00:21:10,354
. اول بايد يه چيزيُ ببيني

170
00:21:10,854 --> 00:21:12,064
. بايد "بلا"ـرو ببينم

171
00:21:12,314 --> 00:21:13,649
، ببين

172
00:21:14,524 --> 00:21:17,736
، براي اينکه " بلا " حالش بهتر ميشد
. . بايد

173
00:21:20,739 --> 00:21:22,157
. تغيير ميکرد . .

174
00:21:23,575 --> 00:21:24,993
منظورت چيه که " تغيير ميکرد " ؟

175
00:21:31,166 --> 00:21:32,876
. اينطوري فايده نداره

176
00:21:33,502 --> 00:21:35,337
داري چه غلطي ميکني ؟

177
00:21:35,587 --> 00:21:37,714
، درواقع ، دنيايي که توش زندگي ميکني
. اوني نيست که فکرميکني

178
00:21:39,716 --> 00:21:42,260
. جيکوب " ، لباستُ تنِت کن "

179
00:21:44,346 --> 00:21:46,181
، شايد يه کم عجيب بنظر برسه

180
00:21:47,015 --> 00:21:49,184
. . اونم بدجور عجيب ، اما

181
00:21:50,727 --> 00:21:52,729
. چيزاي عجيب تر هميشه هرروز اتفاق ميفتن . .

182
00:21:53,563 --> 00:21:54,564
. باور کن

183
00:22:09,579 --> 00:22:11,039
. مشکلتونو حل کردم

184
00:22:11,581 --> 00:22:12,708
، داشتيد از اينجا ميرفتيد

185
00:22:12,874 --> 00:22:14,334
ازم انتظار داشتي چکار کنم ؟

186
00:22:14,418 --> 00:22:16,378
. متوجه نيستي تو چه خطري اونو انداختي

187
00:22:16,503 --> 00:22:18,839
وُلتوري " هرکسي رو که "
. چيزي درموردِ ما ميدونه ، ميکُشه

188
00:22:18,922 --> 00:22:21,008
، نه . . درموردِ شماها چيزي بهش نگفتم
. فقط درموردِ خودم گفتم

189
00:22:21,091 --> 00:22:22,843
. فقط بهش گفتم تو تغيير کردي

190
00:22:22,926 --> 00:22:25,095
. و همينطورم دخترخواهرمُ به سرپرستي گرفتيم

191
00:22:25,220 --> 00:22:27,639
، جيک " يه کم فکرکن "
. اون به همين راحتي بيخيالِ قضيه نميشه

192
00:22:27,723 --> 00:22:30,225
اصلا فکرکردي اون باعث ميشه
چه درد و رنجِ فيزيکي اي براي " بلا " درست بشه ؟

193
00:22:30,350 --> 00:22:33,437
مثلِ اين ميمونه که يه اتويِ خيلي داغ همينطور
. تويِ گلوش گير کرده باشه

194
00:22:33,562 --> 00:22:35,564
و تازه اينُ برفرضِ اين ميگم که
. اون بتونه عطشش رو کنترل کنه

195
00:22:35,689 --> 00:22:37,274
، تو اين مدت ، زندگيِ " چارلي " جهنمي شده بود

196
00:22:37,566 --> 00:22:39,901
و منم ميدونم اگه اون تو زندگيت باشه ، تو
. خيلي خيلي خوشحال تر ميشي

197
00:22:40,068 --> 00:22:42,571
جيکوب " ، اينقدر وانمود نکن که "
. اينکارو براي بقيه کردي

198
00:22:44,614 --> 00:22:45,907
. . متاسفم که همچين احساسي داري

199
00:22:46,450 --> 00:22:48,410
بخاطرِ اينکه . .
. اون تا ده دقيقه ي ديگه ميرسه اينجا

200
00:22:48,577 --> 00:22:49,578
چي ؟

201
00:22:49,745 --> 00:22:51,580
. اول يه کم چشماتُ ميسوزونه

202
00:22:53,874 --> 00:22:55,709
مهم ترين مسئله اينه که
. خيلي سريع حرکت نکني

203
00:22:56,043 --> 00:22:58,795
، سعي کن رويِ صندلي بشيني
. پاهاتُ روهم بذار

204
00:23:07,387 --> 00:23:10,015
. شايد بهتر باشه يه کوچولو آروم تر اينکارو بکني

205
00:23:10,098 --> 00:23:11,600
. حداقل سه بار در دقيقه بايد پلک بزني

206
00:23:15,270 --> 00:23:16,271
. خوبه

207
00:23:17,522 --> 00:23:19,399
. نسبت به شخصيت هايِ کارتوني

208
00:23:19,608 --> 00:23:21,693
، نفستُ نگه دار
. کمکت ميکنه عطشت رو کنترل کني

209
00:23:22,903 --> 00:23:25,906
يادت نره شونه هاتُ تکون بدي تا نشون بدي که
. داري نفس ميکِشي

210
00:23:29,201 --> 00:23:30,702
. اينقدر صاف نشين

211
00:23:31,620 --> 00:23:33,205
. آدما اينکارو نميکنن

212
00:23:36,625 --> 00:23:38,210
. باشه ، فهميدم

213
00:23:38,418 --> 00:23:40,295
. تکون بخورم ، پلک بزنم و خميده باشم

214
00:23:56,061 --> 00:23:57,270
. موفق باشي

215
00:24:10,826 --> 00:24:11,993
. " سلام ، " چارلي

216
00:24:15,914 --> 00:24:16,957
بلا " کجاست ؟ "

217
00:24:46,194 --> 00:24:47,195
. " بلا "

218
00:24:47,487 --> 00:24:48,613
. سلام ، بابا

219
00:24:53,160 --> 00:24:54,369
حالت خوبه ؟

220
00:24:55,912 --> 00:24:57,205
. بهتر از اين نميشه

221
00:24:58,707 --> 00:24:59,833
. مثلِ يه اسب سرحال و سرزنده ام

222
00:25:04,880 --> 00:25:08,550
ببينم ، تو که قرار نيست
تبديل به حيووني چيزي بشي ؟

223
00:25:11,553 --> 00:25:13,555
. از خداشِ که بتونه اينقدر باحال باشه

224
00:25:17,392 --> 00:25:19,227
. بهترِ يه کم تنهاشون بذاريم

225
00:25:33,742 --> 00:25:36,244
. . جيک " گفته بود که "

226
00:25:38,246 --> 00:25:40,081
. اينکار ضروري بوده . .

227
00:25:40,207 --> 00:25:41,416
منظورش چيه ؟

228
00:25:43,210 --> 00:25:44,628
. . بنظرم بهترِ که

229
00:25:44,753 --> 00:25:46,421
. ميخوام بدونم چه اتفاقي برات افتاده

230
00:25:46,588 --> 00:25:47,756
. نميتونم بگم

231
00:25:49,216 --> 00:25:50,717
فکرکنم حقشُ داشته باشم که
. بهم يه توضيحي بدي

232
00:25:50,800 --> 00:25:51,801
. درسته

233
00:25:53,970 --> 00:25:55,972
، اما . . اگه واقعا ميخواي برات توضيح بدم
. اونوقت ، ديگه نميتونم اينجا بمونم

234
00:25:56,223 --> 00:25:57,557
. بيخيال . . ديگه نميشه

235
00:25:57,641 --> 00:25:59,100
. ديگه نميشه همينطور بذاري و بري

236
00:25:59,392 --> 00:26:02,229
، بابا . . دليلش هرچي که باشه
. بايد بهم اعتماد کني

237
00:26:03,104 --> 00:26:04,105
. من حالم خوبه

238
00:26:04,606 --> 00:26:05,774
. حالم خيلي بهتر از خوبه

239
00:26:06,441 --> 00:26:07,734
با دونستنِ حقيقت ميتوني زندگي کني ؟

240
00:26:09,319 --> 00:26:10,737
ميتونم زندگي کنم ؟

241
00:26:12,572 --> 00:26:13,949
. " خب ، نميدونم . . " بلا

242
00:26:14,616 --> 00:26:17,160
همين تازگي پسري رو که
. . از بچگي ميشناختمشُ ديدم که

243
00:26:17,285 --> 00:26:19,287
. يهويي به يه سگِ خيلي گُنده تبديل شد . .

244
00:26:20,080 --> 00:26:22,123
، دخترم درظاهر بنظر ميرسه دخترمِ

245
00:26:22,916 --> 00:26:24,459
. اما . . نيست

246
00:26:27,462 --> 00:26:30,924
لطفا ميشه باورم کني و قبول کني فقط چيزايي که
لازم هست بدوني رو بهت ميگم ؟

247
00:26:33,843 --> 00:26:35,470
و ، نيازي نيست دراينمورد چيزي بدونم ؟

248
00:26:36,471 --> 00:26:37,472
. نه

249
00:26:37,973 --> 00:26:39,307
. واقعا ميگم ، نيازي نيست

250
00:26:44,938 --> 00:26:46,147
. . خب

251
00:26:48,149 --> 00:26:49,651
. نميخوام دوباره از دستت بدم . .

252
00:26:51,152 --> 00:26:52,487
. نميتونم

253
00:26:54,531 --> 00:26:55,824
. پس ، از دست نميدي

254
00:26:58,493 --> 00:26:59,661
. بهت قول ميدم

255
00:27:16,469 --> 00:27:17,846
. " دلم برات تنگ شده بود ، " بلا

256
00:27:19,639 --> 00:27:20,682
. خيلي دلم برات تنگ شده بود

257
00:27:23,143 --> 00:27:24,811
. منم دلم برات تنگ شده بود ، بابا

258
00:27:29,691 --> 00:27:30,692
، " چارلي "

259
00:27:33,903 --> 00:27:35,238
. اسمش "رنزمه"ـست

260
00:27:40,702 --> 00:27:41,786
دخترخواهرتِ ؟

261
00:27:43,872 --> 00:27:45,040
. دخترِ ماست

262
00:27:49,377 --> 00:27:50,378
، درسته

263
00:27:50,879 --> 00:27:52,047
. همون قضيه يِ فرزندخوندگيه

264
00:27:58,219 --> 00:27:59,554
رنزمه " ؟ "

265
00:28:03,558 --> 00:28:05,143
. " چشماش به تو رفته ، " بلا

266
00:28:13,443 --> 00:28:15,320
. فکرکنم نيازي به توضيح نيست

267
00:28:30,835 --> 00:28:32,003
. " کارِت عالي بود ، " بلا

268
00:28:32,337 --> 00:28:34,589
تاحالا نديده بودم هيچ خون آشامِ تازه متولد شده اي
. اينقدر از خودش مقاومت نشون بده

269
00:28:35,090 --> 00:28:37,425
، بنظرِ من که تازه متولد شده نيست

270
00:28:37,842 --> 00:28:39,677
. خيلي رام و اهليه

271
00:28:40,929 --> 00:28:42,680
. امت " ، عصبانيش نکن "

272
00:28:42,764 --> 00:28:43,807
. اون از همه امون قوي تره

273
00:28:44,516 --> 00:28:46,893
. بيخيال

274
00:28:52,941 --> 00:28:54,609
. امت " ، به خودت صدمه نزني "

275
00:28:57,779 --> 00:28:58,947
، خيلي خب
. با شماره ي سه شروع کنيد

276
00:28:59,280 --> 00:29:00,657
، يک

277
00:29:01,533 --> 00:29:02,951
، دو

278
00:29:04,327 --> 00:29:06,121
! سه

279
00:29:21,594 --> 00:29:22,637
اينجارو داشتيد ؟

280
00:29:28,977 --> 00:29:30,311
. ممنون

281
00:29:53,168 --> 00:29:55,170
، دوره ي زندگيم بعنوان يه انسان به پايان رسيده بود »

282
00:29:56,838 --> 00:29:58,840
، اما . . تاحالا اينقدر احساسِ زنده بودن نکرده بودم

283
00:30:00,925 --> 00:30:01,801
. . من ، براي خون آشام بودن

284
00:30:01,801 --> 00:30:02,594
. به دنيا اومده بودم . .

285
00:30:18,234 --> 00:30:19,861
. هرچيزي سرِ جاي خودش برگشته بود

286
00:30:23,698 --> 00:30:26,117
حتي بنظر ميرسيد " ولتوري " هم ، وضعيتِ
. جديدِ منو قبول کرده

287
00:30:26,743 --> 00:30:28,244
گرچه ، درنهايت ازمون مدرکي برايِ
. خون آشام بودنم ميخواستن

288
00:30:32,582 --> 00:30:34,000
: بنظر ميرسيد فقط يه دشمن برامون به جا مونده

289
00:30:35,543 --> 00:30:36,544
. " زمان "

290
00:30:38,129 --> 00:30:39,881
، رنزمه " با سرعت زيادي رشد ميکرد "

291
00:30:44,594 --> 00:30:47,055
همگي نگران بوديم که
. تا کِي ميتونيم اونو درکنارمون داشته باشيم

292
00:30:48,848 --> 00:30:50,725
اينطوري ، تک تکِ لحظاتمون
. « ارزشمندتر ميشد

293
00:30:51,392 --> 00:30:52,894
. ببين ، دونه برفه

294
00:30:53,728 --> 00:30:54,771
. قشنگه

295
00:30:55,563 --> 00:30:56,814
چرا نميري يکي ديگه بياري ؟

296
00:31:01,945 --> 00:31:04,113
ادوارد " فکرميکنه "
. بتونيم يه جوابي تو برزيل پيدا کنيم

297
00:31:05,865 --> 00:31:07,742
قبيله هايي اونجا هستن که
. ممکنه چيزي دراينمورد بدونن

298
00:31:24,634 --> 00:31:25,718
اون کي بود ؟

299
00:31:26,803 --> 00:31:29,264
. فکرکنم دخترعمومون از " دِنالي " باشه

300
00:31:33,601 --> 00:31:34,727
! " ايرينا "

301
00:31:57,875 --> 00:32:00,295
تانيا " ، "ايرينا"ـرو قانع کرده که "
. بياد و باهامون صحبت کنه

302
00:32:00,420 --> 00:32:02,088
. مثلِ اينکه نظرش عوض شده

303
00:32:02,171 --> 00:32:04,549
. حتما نتونسته ديدنِ "جيکوب"ـو تحمل کنه

304
00:32:04,757 --> 00:32:06,593
. اِيکاش ميشد باهاش حرف بزنم

305
00:32:06,718 --> 00:32:09,053
، عضوِ خانواده امونِ
. حتما مياد پيشمون

306
00:33:19,290 --> 00:33:21,542
. چه سوپرايزِ لذت بخشي

307
00:33:24,212 --> 00:33:25,505
چي ميخواي ؟

308
00:33:27,882 --> 00:33:28,966
هان ؟

309
00:33:31,886 --> 00:33:35,098
. بايد گزارشِ يه جرمُ بدم

310
00:33:37,266 --> 00:33:38,935
. . " خانواده يِ " کالن

311
00:33:39,936 --> 00:33:42,939
. کارِ وحشتناکي انجام دادن . .

312
00:33:45,233 --> 00:33:47,527
. با اجازه . . عزيزم

313
00:34:06,337 --> 00:34:07,588
. اوه ، خداي من

314
00:34:40,872 --> 00:34:42,039
چي شده ، " آليس " ؟

315
00:34:43,124 --> 00:34:44,208
، ولتوري"ـها"

316
00:34:45,793 --> 00:34:46,961
. دارن ميان سراغمون

317
00:34:47,295 --> 00:34:51,966
، " آرو " ، " کايوس " ، " مارکوس "
. . تمامِ محافظ هاشون و

318
00:34:52,175 --> 00:34:53,176
. " ايرينا " . .

319
00:34:53,384 --> 00:34:54,385
. عزيزم ، بيا پيشم

320
00:34:56,721 --> 00:34:58,055
براي چي ؟

321
00:34:58,139 --> 00:34:59,265
ايرينا " تويِ جنگل چي ديده بود ؟ "

322
00:34:59,348 --> 00:35:00,683
. فقط داشتيم قدم ميزديم

323
00:35:01,309 --> 00:35:02,935
. نِس " داشت دونه هايِ برفُ از آسمون ميگرفت "

324
00:35:06,647 --> 00:35:07,940
، درسته

325
00:35:11,652 --> 00:35:13,946
ايرينا " فکرميکنه که "
. رنزمه " يه بچه يِ جاودانه ـست "

326
00:35:17,158 --> 00:35:19,327
، بچه هايِ فناناپذير خيلي زيبا بودن

327
00:35:19,702 --> 00:35:20,828
، خيلي دلربا و فريبنده بودن

328
00:35:20,953 --> 00:35:22,914
. نزديکشون که ميشدي ، عاشقشون ميشدي

329
00:35:22,997 --> 00:35:25,708
اما ، رشدشون تو همون سِني که
. تبديل ميشن ، قطع ميشه

330
00:35:26,501 --> 00:35:28,669
نه ميشد اونارو آموزش داد و
. نه اينکه جلوشونو گرفت

331
00:35:30,046 --> 00:35:32,799
فقط يه ذره خشمِشون . . ميتونست
. تمامِ يه روستارو نابود کنه

332
00:35:39,806 --> 00:35:41,474
، انسان ها درموردِ خرابي ها باخبر شدن

333
00:35:42,725 --> 00:35:43,851
. داستان هاي زيادي درموردشون پخش شد

334
00:35:44,519 --> 00:35:46,354
، ولتوري " مجبور شد دخالت کنه "

335
00:35:51,692 --> 00:35:54,028
چون ، اون بچه ها نميتونستن
. . از رازمون محافظت کنن

336
00:35:54,153 --> 00:35:55,404
. بايد نابود ميشدن . .

337
00:36:03,412 --> 00:36:04,413
! نه

338
00:36:05,748 --> 00:36:06,874
! نه

339
00:36:07,208 --> 00:36:08,626
! نه

340
00:36:10,711 --> 00:36:13,548
بوجود آورنده هايِ اونا خيلي بهشون وابسته بودن و
. براي محافظت از اونا ميجنگيدن

341
00:36:17,260 --> 00:36:19,262
. قبيله هاي جادوگريِ خيلي قديمي از هم پاشيده شدن

342
00:36:19,679 --> 00:36:21,848
. انسان هاي بيشُماري کُشته شدن

343
00:36:24,350 --> 00:36:26,185
. . رسم و رسوم ، دوستان

344
00:36:26,435 --> 00:36:28,396
. حتي خانواده ها هم از بين رفتن . .

345
00:36:28,563 --> 00:36:30,273
! نه . . نه

346
00:36:30,398 --> 00:36:31,482
! مادر -
! نه -

347
00:36:31,566 --> 00:36:33,025
! مادر

348
00:36:38,030 --> 00:36:40,616
پس ، مادرِ "دنالي"ـها يه بچه يِ ناميرا
بوجود آورده بود ؟

349
00:36:40,908 --> 00:36:41,909
. درسته

350
00:36:42,785 --> 00:36:44,245
. و . . تاوانش رو هم داد

351
00:37:07,435 --> 00:37:09,896
. هيچيِ " رنزمه " مثلِ اون بچه ها نيست

352
00:37:10,479 --> 00:37:13,482
، اون خودش اينطوري به دنيا اومده
. کسي گازش نگرفته ، هرروز هم که داره رشد ميکنه

353
00:37:13,608 --> 00:37:15,610
نميشه اينارو براي " ولتوري " توضيح بديد ؟

354
00:37:15,776 --> 00:37:17,987
تويِ تصويرهايِ ذهنيِ " ايرينا " تونسته
. به اندازه ي کافي مدرک گير بياره

355
00:37:23,075 --> 00:37:24,160
. خب ، باهاشون ميجنگيم

356
00:37:24,285 --> 00:37:26,454
. اونا سلاح هايِ خيلي قدرتمندي دارن

357
00:37:27,079 --> 00:37:28,623
. هيچکس نميتونه دربرابرِ " جين " دووم بياره

358
00:37:28,956 --> 00:37:30,791
. اَلِک " حتي از اونَم بدتره "

359
00:37:31,000 --> 00:37:32,627
. خب ، خودمون قانعشون ميکنيم

360
00:37:32,835 --> 00:37:35,129
، ميخوان بيان مارو بکُشن
. نه اينکه باهامون حرف بزنن

361
00:37:35,463 --> 00:37:36,964
. نه ، حق با توئه

362
00:37:37,465 --> 00:37:38,633
. اونا به حرفمون گوش نميدن

363
00:37:40,426 --> 00:37:41,761
. اما ، شايد بقيه بتونن قانعشون کنن

364
00:37:41,844 --> 00:37:43,804
کارلايل " ، تو که دوستاي زيادي "
. تو همه جاي دنيا داري

365
00:37:43,930 --> 00:37:45,264
. ازشون نميخوام بخاطرِ ما بجنگن

366
00:37:45,348 --> 00:37:46,766
. نيازي به جنگ نيست ، ميخوايم برامون شهادت بدن

367
00:37:47,308 --> 00:37:49,268
اگه به اندازه ي کافي کسايي رو
، داشته باشيم که از حقيقت باخبر باشن

368
00:37:49,352 --> 00:37:51,479
شايد اينطوري بتونيم
. ولتوري " رو قانع کنيم به حرفمون گوش بده "

369
00:37:52,146 --> 00:37:53,856
. ميتونيم از دوستامون بخوايم اينکارو بکنن

370
00:38:07,828 --> 00:38:09,080
. . حداقل اينطوري

371
00:38:09,080 --> 00:38:09,872
. ميتونيم دوباره بريم لندن . .

372
00:38:09,956 --> 00:38:12,083
. خيلي وقته اونجا نرفتيم

373
00:38:12,833 --> 00:38:16,212
، خيلي خب
. بريم کارُ تموم کنيم

374
00:38:20,216 --> 00:38:21,634
. آليس " ازم خواسته اينو بهتون برسونم "

375
00:38:22,343 --> 00:38:25,012
اون و " جاسپر " ديشب از منطقه ي ما رد شدن و
. به سمتِ اقيانوس رفتن

376
00:38:27,014 --> 00:38:28,057
کارلايل " ؟ "

377
00:38:29,642 --> 00:38:30,851
. اونا مارو ترک کردن

378
00:38:31,519 --> 00:38:32,520
براي چي ؟

379
00:38:34,063 --> 00:38:35,231
. اون چيزي دراينمورد بهمون نگفته بود

380
00:38:37,483 --> 00:38:38,526
ميشه ببينمش ؟

381
00:38:45,866 --> 00:38:49,203
هرچقدر که ميتونيد شاهد جمع کنيد ، قبل از اينکه »
، برف ها رويِ زمين بشينه

382
00:38:49,704 --> 00:38:51,038
« . اونا اون موقع هست که از راه ميرسن

383
00:38:54,500 --> 00:38:57,211
، معلوم بود " آليس " ازمون چي خواسته »
. اما . . هنوز يه سوالي مونده بود

384
00:38:58,379 --> 00:39:01,340
چرا بايد اون و " جاسپر " درست تو همين لحظه اي که
بهشون نياز داريم ، از پيشمون برن ؟

385
00:39:02,049 --> 00:39:03,050
مگه اونا از چي باخبر بودن ؟

386
00:39:05,845 --> 00:39:09,557
سفرمون براي پيدا کردن شاهدها با سفري به سمتِ
. « شمال با ديدنِ نزديک ترين خويشاوندان شروع شد

387
00:39:44,550 --> 00:39:46,052
ادوارد " ، همه چي مرتبه ؟ "

388
00:39:47,428 --> 00:39:49,096
چرا بهمون نگفته بوديد ميخوايد بياييد اينجا ؟

389
00:39:50,806 --> 00:39:51,891
موضوع ، "ايرينا"ـئه ؟

390
00:39:52,433 --> 00:39:53,434
خبري ازش شنيديد ؟

391
00:39:53,601 --> 00:39:54,769
. نه دقيقا

392
00:39:55,269 --> 00:39:57,104
چرا عروسِت تو ماشين نشسته ؟

393
00:39:57,396 --> 00:39:58,814
چرا يه گرگ با خودت آوردي ؟

394
00:39:58,898 --> 00:40:00,066
. از اينجا ميتونم بوشُ احساس کنم

395
00:40:00,566 --> 00:40:02,443
، خانواده ام تو خطر هستن
. بايد بهمون کمک کنيد

396
00:40:02,568 --> 00:40:03,652
چي شده ؟

397
00:40:04,945 --> 00:40:05,905
، توضيحِش سخته

398
00:40:05,988 --> 00:40:07,823
، اما . . ازتون ميخوام با ذهنِ باز فکرکنيد
ميتونيد اينکارو بکنيد ؟

399
00:40:08,115 --> 00:40:09,450
. البته

400
00:40:14,830 --> 00:40:15,915
. خيلي خب

401
00:40:16,582 --> 00:40:18,000
. وقتشه با آدمايِ جديدي آشنا بشي

402
00:40:18,125 --> 00:40:19,418
اگه ازم خوششون نياد ، چي ؟

403
00:40:19,752 --> 00:40:22,129
. عاشقت ميشن -
. حتما -

404
00:40:22,213 --> 00:40:23,464
. وقتي درکِت کنن ، ازت خوششون مياد

405
00:40:23,589 --> 00:40:25,758
بخاطرِ اينه که
. تاحالا با کسي مثلِ تو آشنا نشدن

406
00:40:30,429 --> 00:40:31,472
. خيلي خب

407
00:40:41,732 --> 00:40:43,317
. اينطوري " ولتوري " سراغِ همه امون مياد

408
00:40:43,734 --> 00:40:45,152
. اون موجودُ از اينجا ببر

409
00:40:45,236 --> 00:40:46,362
. اوني که بنظر ميرسه ، نيست

410
00:40:46,445 --> 00:40:47,738
. اين يه جرمه

411
00:40:58,791 --> 00:41:00,167
. بکِش کنار

412
00:41:00,292 --> 00:41:02,211
. تو رگ هاش خون داره

413
00:41:02,753 --> 00:41:04,088
. ميتونيد گرمايِ بدنشُ احساس کنيد

414
00:41:04,463 --> 00:41:05,589
. ميتونم احساسش کنم

415
00:41:05,673 --> 00:41:07,258
. من پدرِ واقعيش هستم

416
00:41:07,883 --> 00:41:09,844
. بلا " هم مادرشه " -
. امکان نداره -

417
00:41:09,927 --> 00:41:12,555
، درسته . . وقتي هنوز انسان بودم
. اونُ به دنيا آوردم

418
00:41:12,680 --> 00:41:14,140
. تاحالا هرگز همچين چيزي نشنيده بودم

419
00:41:14,265 --> 00:41:15,599
، اگه بذاريد
. خودش بهتون همه چيُ نشون ميده

420
00:41:20,187 --> 00:41:22,189
. تانيا " ، اينقدرُ بهمون بدهکاري "

421
00:41:22,982 --> 00:41:25,985
، بخاطرِ اينکه خواهرت نذاشت بهش توضيح بديم
. حالا همگي محکوم به مرگ شديم

422
00:41:34,326 --> 00:41:35,327
. نترس

423
00:41:37,329 --> 00:41:38,789
. اينطوري ارتباط برقرار ميکنه

424
00:41:53,387 --> 00:41:54,471
. درسته

425
00:41:57,016 --> 00:41:58,559
. اون ناميرا نيست

426
00:42:02,563 --> 00:42:05,357
ميدونستم بقيه ي خانواده امون هم »
، با اين ترس روبرو ميشن

427
00:42:07,359 --> 00:42:08,944
، ترس از ناشناخته ها

428
00:42:11,155 --> 00:42:12,364
. « " ترس از " ولتوري

429
00:42:20,080 --> 00:42:21,332
. آمون " . . خواهش ميکنم "

430
00:42:23,042 --> 00:42:24,168
. " نميتونم بهت کمک کنم ، " کارلايل

431
00:42:24,293 --> 00:42:25,669
. اگه موضوعِ مهمي نبود ، ازت نميخواستم

432
00:42:25,878 --> 00:42:27,046
. بايد از اينجا بريد

433
00:42:39,600 --> 00:42:40,976
. ميخوام درموردش بشنوم

434
00:42:42,686 --> 00:42:44,855
، تاحالا با هيچکدوم از دوستايِ " آميون " آشنا نشدم

435
00:42:44,980 --> 00:42:46,482
. هميشه دوست داره منو از بقيه مخفي کنه

436
00:42:46,607 --> 00:42:48,025
. دليلشُ نميشه توصيف کرد

437
00:43:02,873 --> 00:43:05,125
. کارلايل " هستم " -
. بنجامين " هستم " -

438
00:43:30,818 --> 00:43:32,569
. بنجامين " ميتونه رويِ عناصر اثر بذاره "

439
00:43:33,320 --> 00:43:35,572
از اينجاست که من کنترلِ فوق العاده
. رو خودم پيدا ميکنم

440
00:44:00,889 --> 00:44:01,932
اونا کيَن ؟

441
00:44:02,933 --> 00:44:04,351
، " سِنا " و " زَفرينا "

442
00:44:04,893 --> 00:44:06,186
. از آمازون اومدن

443
00:44:16,196 --> 00:44:18,782
اومدنِ " سنا " و " زفرينا " به اين معني بود که »
، صدايِ درخواستِ ما

444
00:44:18,866 --> 00:44:21,035
. حتي به دورترين مناطقِ دنيا هم رسيده

445
00:44:21,452 --> 00:44:23,495
درحاليکه بقيه درحالِ پيدا کردنِ شاهدهايي که
، نزديک تر بهمون بودن ، ميگشتن

446
00:44:29,043 --> 00:44:31,962
يه وطن پرستي که " کارلايل " براي اولين بار
، تويِ ميدونِ جنگ تويِ " يورک تاون " باهاش آشنا شده بود

447
00:44:32,046 --> 00:44:34,131
تبديل به يکي از متفاوت ترين و بعيدترين دوستِمون
. تبديل شد

448
00:44:36,633 --> 00:44:38,802
. خفه شو

449
00:44:41,221 --> 00:44:43,891
، از اولين حمله يِ بريتانيا متنفر بودم

450
00:44:44,558 --> 00:44:46,810
. و از دوميش هم خيلي بيشتر متنفرم

451
00:44:47,311 --> 00:44:48,479
حتي از گروهِ " بيتلز " ؟

452
00:44:49,521 --> 00:44:50,564
جدي ميگي . . " گَرِت " ؟

453
00:44:52,107 --> 00:44:53,776
. عادت هايِ قديمي رو به سختي ميشه کنار گذاشت

454
00:44:54,193 --> 00:44:56,320
. کارلايل " بهت احتياج داره "

455
00:44:58,822 --> 00:45:00,074
. بنظر ميرسه باحال باشه

456
00:45:01,241 --> 00:45:02,326
! کمک

457
00:45:02,409 --> 00:45:04,370
. اما ، بهترِ اول غذامُ بخورم

458
00:45:04,745 --> 00:45:06,413
! کمکم کنيد . . کنيد

459
00:45:15,339 --> 00:45:17,383
، هرکدوم تک تک باهامون توافق کردن »

460
00:45:17,466 --> 00:45:18,884
. هرکدوم تونستن حقيقتُ ببينن

461
00:45:25,682 --> 00:45:29,019
کارلايل " دوستاي ايرلنديشُ قانع کرده بود که "
، باهامون به " فورکس " بيان

462
00:45:30,813 --> 00:45:32,856
، با اينکه از کمکشون متشکر بوديم

463
00:45:32,940 --> 00:45:35,734
، اما ، عطشي که دربرابرِ خونِ انسان داشتن
. وضعيت رو پيچيده تر ميکرد

464
00:45:41,281 --> 00:45:44,701
، خانه بدوش هايي که " رزالي " و " امت " فرستاده بودن
. حتي غيرقابل پيش بيني تر از بقيه بودن

465
00:45:46,370 --> 00:45:47,621
. . بخصوص " پيتر " که

466
00:45:47,704 --> 00:45:50,040
قبلا درکنارِ " جاسپر " بعنوانِ . .
. « يه تازه متولد شده ، جنگيده بود

467
00:45:52,000 --> 00:45:53,836
. چقدر چشم قرمز اينجاست

468
00:45:53,919 --> 00:45:55,838
. قبول کردن که تو اين منطقه شکار نکنن

469
00:45:58,674 --> 00:46:00,300
. اما ، بايد يه جايي برن و تغذيه کنن

470
00:46:02,970 --> 00:46:05,556
هرچقدر که خون آشام هايِ بيشتري
، پاشونو تو منطقه يِ اونا ميذاشتن

471
00:46:05,639 --> 00:46:06,723
. کوييلِت " هايِ بيشتري تبديل ميشدن "

472
00:46:07,057 --> 00:46:09,226
طبيعتشون مجبورشون ميکرد که
. « به گروهِشون ملحق بشن

473
00:46:12,229 --> 00:46:14,481
. هِي . . آروم باش

474
00:46:14,565 --> 00:46:15,983
. چيزي نيست

475
00:46:16,358 --> 00:46:17,901
. مشکلي پيش نمياد

476
00:46:21,447 --> 00:46:24,658
بالاخره ، " کارلايل " و " ازمه " با آخرين شاهدها »
. « برگشتن

477
00:46:27,411 --> 00:46:29,538
چندنفر اومدن ؟ -
. هجده تا -

478
00:46:29,913 --> 00:46:31,290
. دوستايِ خوبي داريد

479
00:46:31,665 --> 00:46:32,666
آليس " چي ؟ "

480
00:46:35,878 --> 00:46:37,671
. حالا همه امون تو ليستِ " آرو " هستيم

481
00:46:38,005 --> 00:46:40,257
هميشه با کارات باعث ميشي که
. قرن ها از دستِ اونا فراري باشم

482
00:46:40,841 --> 00:46:42,342
. " عجب دوستي هستي ، " کارلايل

483
00:46:43,135 --> 00:46:44,470
. اليستر " ، بيا با بقيه آشنا بشو "

484
00:46:44,845 --> 00:46:48,056
، بهت که گفته بودم ، اگه قرار باشه جنگي شروع بشه
. من نميخوام با " ولتوري " درگير بشم

485
00:46:48,140 --> 00:46:49,558
. کار به جنگ نميکِشه

486
00:46:51,268 --> 00:46:52,895
. ميرم تو اتاقِ زيرشيرووني

487
00:47:01,528 --> 00:47:02,946
. آدمِ خيلي اجتماعي اي نيست

488
00:47:04,740 --> 00:47:07,242
، درِ خونه امونو به رويِ هجده خون آشام باز کرديم »

489
00:47:07,868 --> 00:47:09,286
. تعداد زيادي از اونا استعدادهايي دارن

490
00:47:12,372 --> 00:47:14,333
، زفرينا " ميتونه ذهنِ بقيه رو کنترل کنه "

491
00:47:15,167 --> 00:47:17,544
ميتونه کاري کنه بقيه اون چيزي رو که
. « خودش ميخواد ، ببينن

492
00:47:43,111 --> 00:47:45,864
، اگه الان دستمُ تو دستش نگرفته بود
. ميتونستم قسم بخورم اينا واقعيه

493
00:47:46,990 --> 00:47:48,242
. من که چيزي نميبينم

494
00:47:51,328 --> 00:47:53,539
، " ادوارد "
. بهم نگفته بودي زنِت حفاظ دارِ

495
00:47:57,251 --> 00:47:58,585
حفاظ دار " چيه ديگه ؟ "

496
00:47:59,503 --> 00:48:01,296
. اونايي که قبلا ديده بودم ، با تو فرق دارن

497
00:48:02,005 --> 00:48:03,382
. يه نوع قدرتِ دفاعيه

498
00:48:04,424 --> 00:48:06,260
براي اينه که قبلا هم نميتونستم
. ذهنتُ بخونم

499
00:48:06,593 --> 00:48:07,886
. براي همين بود که " آرو " نميتونست ذهنتُ بخونه

500
00:48:07,970 --> 00:48:09,680
. استعدادِ خيلي قوي اي داري

501
00:48:11,014 --> 00:48:12,766
. درسته ، اون يه "حفاظ دار"ـه

502
00:48:13,350 --> 00:48:14,726
. اگه اينطور نبود ، الان از پا دراومده بود

503
00:48:14,935 --> 00:48:17,020
. يا اينکه يه کم وُلتاژِت داره اغراق ميکنه

504
00:48:17,938 --> 00:48:19,398
. شايد فقط رو آدماي ضعيف جواب ميده

505
00:48:23,485 --> 00:48:25,279
. گرت " . . من بودم اينکارو نميکردم "

506
00:48:31,618 --> 00:48:34,580
. عجب زنِ شگفت انگيزي هستي

507
00:48:37,207 --> 00:48:39,418
حالا توانِشُ داريد که
، بزنيد همه جارو داغون کنيد

508
00:48:40,043 --> 00:48:42,421
براي همينم هست که بايد
. مراحل تغييرِتونو کنترل کنيد

509
00:48:43,589 --> 00:48:47,384
، وقتي مادرتون عصبيتون ميکنه
. نبايد عصبي بشيد و کله اشو از جاش بکنيد

510
00:48:57,269 --> 00:48:59,146
هرکسي که هست . . کسي نيست که
. به اينجا دعوت شده باشه

511
00:49:51,823 --> 00:49:53,909
، " والدِمير " . . " استِفان "

512
00:49:54,534 --> 00:49:55,994
. از خونه اتون خيلي دور هستيد

513
00:49:56,411 --> 00:49:58,038
اينجا چکار ميکنن ؟

514
00:49:58,121 --> 00:50:00,582
شنيديم " ولتوري " ميخواد
. بهتون حمله کنه

515
00:50:00,832 --> 00:50:02,417
و ميدونيم که دلتون نميخواد
. به تنهايي باهاشون روبرو بشيد

516
00:50:03,001 --> 00:50:04,586
کاري که تهمتِش بهمون زده شده رو
. انجام نداديم

517
00:50:04,670 --> 00:50:07,506
، " کارلايل "
. برامون مهم نيست چکار کردي و نکردي

518
00:50:07,631 --> 00:50:09,800
، هزاران سالِ که منتظريم

519
00:50:10,217 --> 00:50:13,804
. تا شرِ اين ايتاليايي هايِ پس مونده رو بکنيم

520
00:50:14,388 --> 00:50:16,556
. نميخوايم با " ولتوري " بجنگيم

521
00:50:16,640 --> 00:50:17,933
. چه حيف

522
00:50:18,517 --> 00:50:21,144
. چقدر شاهدهايِ " آرو " اينطوري نا اميد ميشن

523
00:50:21,353 --> 00:50:23,814
خيلي دلشون ميخواد يه جنگِ درست و حسابي
. داشته باشن

524
00:50:25,982 --> 00:50:27,275
شاهدهايِ " آرو " ؟

525
00:50:28,694 --> 00:50:30,529
هنوزم اميدواريد که
به حرفتون گوش بدن ؟

526
00:50:32,572 --> 00:50:35,033
وقتي " آرو " بخواد يکي رو از افرادِ گروه هايِ
، ديگه رو مالِ خودش داشته باشه

527
00:50:35,117 --> 00:50:39,162
خيلي طول نميکِشه تا بالاخره يه مدرکي رو بکنن که
ثابت کنه اون گروه مرتکبِ يه جرمي شدن و
. اون آدمارو مالِ خودش بکنه

528
00:50:39,246 --> 00:50:40,622
پس ، قبلا هم اينکارو کرده بوده ؟

529
00:50:40,872 --> 00:50:44,042
، به ندرت همچين اتفاقي ميفته
. هرگز متوجه نشده بودم که اينکارُ با يه الگو انجام ميده

530
00:50:44,167 --> 00:50:47,921
مثلِ اينکه هميشه يه کسي رو که ادعا ميکنه
، تويِ افکارش پشيموني رو ديده . . ميبخشه

531
00:50:48,130 --> 00:50:50,132
، آدمي که انتخاب ميشه
. . هميشه يه قدرتِ خاصي درونش داره

532
00:50:50,590 --> 00:50:52,759
و هميشه هم بهشون به جايگاهي . .
. تويِ نگهبانا داده ميشه

533
00:50:52,884 --> 00:50:54,302
. تمامِ اينا مربوط به "آليس"ـه

534
00:50:54,928 --> 00:50:57,389
. اون هيچکسي رو با قدرتِ " آليس " نداره -
. براي همينم " آليس " از اينجا رفت -

535
00:50:57,514 --> 00:50:58,890
اون شاهد براي چي لازم داره ؟

536
00:50:59,015 --> 00:51:01,560
براي اينکه بعد از اينکه
، يه قبيله و گروهُ کاملا نابود ميکنه و ميکُشه

537
00:51:02,269 --> 00:51:04,438
بعدا اين خبرُ پخش کنه که
. اون عدالتُ برپا کرده

538
00:51:08,442 --> 00:51:10,110
، " بنجامين " ، " تيا "

539
00:51:10,193 --> 00:51:12,279
. از اينجا ميريم -
کجا ميخواي بري ؟ -

540
00:51:12,779 --> 00:51:14,948
چي باعث شده فکرکني که
فقط " آليس " براشون کافيه ؟

541
00:51:15,699 --> 00:51:17,868
چي ميتونه جلوشونو بگيره که
بعدا سراغِ " بنجامين " نرن ؟

542
00:51:17,993 --> 00:51:19,119
. . " يا سراغِ " زفرينا " يا " کِيت

543
00:51:19,244 --> 00:51:20,954
يا هرکسِ ديگه اي که يه قدرتي داره ؟ . .
يا بقيه يِ کسايي که ميخوان داشته باشن ؟

544
00:51:21,329 --> 00:51:22,706
. هدفِ اونا مجازات نيست ، بدست آوردنِ قدرته

545
00:51:23,039 --> 00:51:24,332
. ميخوان قدرتِ بقيه رو مالِ خودشون داشته باشن

546
00:51:24,708 --> 00:51:26,835
، شايد " کارلايل " ازتون نخواد بجنگيد
. اما . . من ازتون ميخوام

547
00:51:27,335 --> 00:51:30,172
، نه فقط بخاطرِ خانواده يِ خودم
. . بلکه ، بخاطرِ خودتون و

548
00:51:31,256 --> 00:51:32,883
همينطورم اينکه بتونيد . .
. هروطور که دوست داريد ، زندگي کنيد

549
00:51:41,308 --> 00:51:42,476
. گرگينه ها درکنارِتون ميجنگن

550
00:51:43,477 --> 00:51:45,479
. هيچوقت هيچ ترسي از خون آشاما نداشتيم

551
00:51:47,481 --> 00:51:48,607
. ما هم همينطور

552
00:51:49,649 --> 00:51:52,152
اولين باري نيست که
. ميخوام دربرابرِ يه پادشاه بجنگم

553
00:51:53,153 --> 00:51:54,488
. ما هم بهتون ملحق ميشيم

554
00:51:54,613 --> 00:51:55,614
. نه

555
00:51:56,990 --> 00:51:58,825
. " ميخوام کارِ درستُ انجام بدم ، " آمون

556
00:51:59,117 --> 00:52:00,827
. تو هم ، هرکاري که دلت ميخواد بکن

557
00:52:04,080 --> 00:52:05,165
. ما هم درکنارتون ميجنگيم

558
00:52:05,499 --> 00:52:06,583
. همينطورم ما

559
00:52:10,921 --> 00:52:12,672
. انگار خيلي کارِ سختي نبود

560
00:52:13,673 --> 00:52:15,425
. بهترِ اميدوار باشيم کار به جنگ نکِشه

561
00:52:15,926 --> 00:52:17,093
. خواهيم ديد

562
00:52:26,603 --> 00:52:28,021
با اينکه ميدونستيم ارتشِ " آرو " داره »
. . به سمتمون حرکت ميکنه

563
00:52:29,022 --> 00:52:31,483
. اما ، همگي از خودشون شجاعت نشون دادن . .

564
00:52:32,776 --> 00:52:35,195
به زودي قرارِ که با قدرت هايِ تاريکِ
، جِين " روبرو بشيم "

565
00:52:35,612 --> 00:52:38,281
، " و بدتر از اون . . قدرتِ فلج کردنِ برادرشِ " الک

566
00:52:39,449 --> 00:52:41,993
اون ميتونه توانِ ديدن و شنيدن و
. « لمس کردن رو از بقيه بگيره

567
00:52:59,052 --> 00:53:00,387
. بهش ملحق نشدم

568
00:53:00,846 --> 00:53:02,764
. من با " کارلايل"  نيستم

569
00:53:11,231 --> 00:53:12,399
الک " ؟ "

570
00:53:33,795 --> 00:53:35,213
. هرگز برعليهِ شما کاري نميکنم

571
00:53:35,589 --> 00:53:37,132
، معلومه که نميکني

572
00:53:37,924 --> 00:53:40,594
. توشيرو"ـيِ عزيزم"

573
00:53:58,236 --> 00:54:02,449
مثلِ اينکه " کارلايل " هنوز
. منتظرتِ که بري بهش ملحق بشي

574
00:54:11,875 --> 00:54:14,878
. مثلِ اينکه " کارلايل " قصدِ جونشُ کرده

575
00:54:16,296 --> 00:54:17,464
، ناراحت کننده ـست

576
00:54:18,381 --> 00:54:19,633
مگه نه ؟

577
00:54:20,926 --> 00:54:23,595
آرو " ميخواد قبل از اينکه "
، بهمون حمله بکنه ، مارو ناتوان کنه

578
00:54:24,054 --> 00:54:27,724
جين " و " الک " بخاطرِ اينکه ميتونم حرکاتشونو "
. پيش بيني کنم ، اول ميخوان منو از پا دربيارن

579
00:54:27,807 --> 00:54:29,434
. چه حيف که همگي مثلِ تو " حفاظ دار " نيستيم

580
00:54:30,226 --> 00:54:31,811
. کمکي که تويِ جنگيدن بهم نميکنه

581
00:54:31,937 --> 00:54:32,979
، نه . . اما ، اگه بتوني گسترشش بدي

582
00:54:33,146 --> 00:54:34,314
. ميتوني به بقيه امون کمک کني

583
00:54:34,439 --> 00:54:35,565
منظورت چيه ؟

584
00:54:35,649 --> 00:54:37,150
يعني کسايِ ديگه اي رو
. بجز خودت با حفاظت ، محافظت کني

585
00:54:37,233 --> 00:54:38,318
امکانش هست ؟

586
00:54:38,401 --> 00:54:40,403
با گذشتِ زمان ، قدرت ها ميتونن
. گسترش پيدا کنن

587
00:54:40,487 --> 00:54:42,322
، اولش ، قدرتم فقط تويِ کفِ دستم بود

588
00:54:42,739 --> 00:54:44,783
. حالا ميتونم تو تمامِ بدنم گسترشش بدم

589
00:54:44,908 --> 00:54:46,868
چطور ميتوني انجامش بدي ؟

590
00:54:47,827 --> 00:54:49,788
. بهم بگو

591
00:54:49,996 --> 00:54:51,498
. بايد پيشِ خودت تصورش کني

592
00:54:52,832 --> 00:54:54,292
، ببيني چطور حفاظت حرکت ميکنه

593
00:54:57,253 --> 00:54:58,505
. چه رنگي داره

594
00:54:59,881 --> 00:55:01,633
حالا پيش خودت تصور کن که
. داري گسترشش ميدي

595
00:55:03,009 --> 00:55:04,678
. طوري که تمامِ مناطقِ پشتت رو محافظت کنه

596
00:55:17,857 --> 00:55:19,859
فکرکنم يه چيزي لازم داره که
. بهش انگيزه بده

597
00:55:25,865 --> 00:55:28,034
. نه
. مشکلي نيست ، ميتونم تحملش کنم -

598
00:55:28,201 --> 00:55:29,494
. الان اينو ميگه ، بعدا پشيمون ميشه

599
00:55:29,703 --> 00:55:32,205
، " تمرکز کن . . " بلا
. وگرنه بدجور صدمه ميبينه

600
00:55:34,624 --> 00:55:36,501
، " ادوارد "
. هنوز آمادگيشُ ندارم

601
00:55:38,503 --> 00:55:40,005
، ببخشيد
. گفتم که هنوز آماده نيستم

602
00:55:40,463 --> 00:55:41,965
. پسر ، نميتوني بهش انگيزه بدي

603
00:55:42,048 --> 00:55:43,049
ميخواي خودت امتحان کني ؟

604
00:55:54,394 --> 00:55:55,395
! " کيت "

605
00:55:55,979 --> 00:55:57,564
. انگار هنوز خوب انگيزه نگرفتي

606
00:55:57,689 --> 00:55:59,399
ميخواي برم "رنزمه"ـرو بيدار کنم ؟

607
00:55:59,858 --> 00:56:00,900
مگه زده به مُخِت ؟

608
00:56:02,402 --> 00:56:03,403
. خيلي خب

609
00:56:03,528 --> 00:56:05,113
. اين يکيُ با تمامِ قدرتم انجام ميدم

610
00:56:39,689 --> 00:56:41,733
، يه کم درد داره
. اما . . ميشه تحملش کرد

611
00:56:48,156 --> 00:56:49,282
. خيلي خب ، بايد دوباره انجامش بديم

612
00:56:50,366 --> 00:56:51,367
امت " ؟ "

613
00:56:52,702 --> 00:56:53,703
. بيخيال

614
00:56:54,662 --> 00:56:56,164
. . موسيقيِ نرم و زيبايي درجريانِ که

615
00:56:56,289 --> 00:57:00,668
نرم تر از گلبرگ هايِ گُلِ رُزي که . .
. . رويِ زمين سقوط ميکنن

616
00:57:01,961 --> 00:57:05,006
يا شبنم هايي که شبانه به آرومي . .
. . از آب هايي که بينِ ديوارهايي که سايه اشون

617
00:57:05,882 --> 00:57:08,343
با نورِ کم سويي پيداست . .
، جاري هست ، درحرکت هست

618
00:57:11,096 --> 00:57:14,933
موسيقي اي که خوابي شيرين رو
. از سويِ آسمان هايِ زيبا ، برايمان به ارمغان مي آورد

619
00:57:28,988 --> 00:57:30,073
مامان ؟

620
00:57:30,573 --> 00:57:31,574
بله ؟

621
00:57:31,825 --> 00:57:34,786
خاله " آليس " و عمو " جاسپر " بخاطرِ اينکه
. . ما قرارِ بميريم

622
00:57:35,203 --> 00:57:36,913
از اينجا فرار کردن ؟ . .

623
00:57:42,377 --> 00:57:43,419
. نه

624
00:57:47,215 --> 00:57:49,551
، فکرکنم براي اينکه تو امنيتِ بيشتري باشيم
. از اينجا رفتن

625
00:57:50,343 --> 00:57:52,637
. آدماي ديگه هم به همين خاطر اينجان

626
00:57:53,847 --> 00:57:56,141
. هرگز اجازه نميدم کسي بهت صدمه اي بزنه

627
00:58:03,189 --> 00:58:04,941
. بيا بغلم . . بخواب

628
00:58:25,086 --> 00:58:26,504
. چقدر عجيبه

629
00:58:27,755 --> 00:58:30,592
از لحاظ جسمي ، حس ميکنم که
. ميتونم يه تانکُ به راحتي درب و داغون کنم

630
00:58:31,259 --> 00:58:33,761
. از لحاظ روحي ، بدجور آشفته و خسته ام

631
00:58:38,516 --> 00:58:39,726
بنظرت چطوره يه حمام بري ؟

632
00:58:59,746 --> 00:59:01,623
. خودم يادمه چطور بايد لباسمُ دربيارم

633
00:59:02,415 --> 00:59:04,417
. آره ، خودم بهتر ميتونم برات انجامش بدم

634
00:59:12,425 --> 00:59:13,593
، " بلا "

635
00:59:16,137 --> 00:59:19,057
هميشه عادتِ بدي داشتم که
، تورو دست کم ميگرفتم

636
00:59:22,101 --> 00:59:23,895
. . با خودم فکرميکردم ، با هرمانعي که مواجه بشي

637
00:59:25,271 --> 00:59:27,148
. خودت نميتوني از پسِش بربيايي . .

638
00:59:29,609 --> 00:59:30,944
. اما . . حالا تونستي

639
00:59:32,612 --> 00:59:34,906
دليلِ اينکه حالا بقيه يه چيزي
. براي جنگيدن دارن ، تو هستي

640
00:59:36,908 --> 00:59:38,243
. تو خانواده يِ من هستي

641
00:59:55,176 --> 00:59:56,636
. ميرم آبُ باز کنم

642
01:00:30,837 --> 01:00:32,839
آليس " کاري کرده بود که مطمئن باشه " »
، فقط من بتونم پيامشُ بفهمم
« جِي جِنکيز " ، سياتل ، بعدا نامه رو نابود کن " »

643
01:00:33,673 --> 01:00:36,009
بخاطرِ اينکه " آرو " فقط ذهنِ منو
. « نميتونست بخونه

644
01:00:43,808 --> 01:00:45,977
عجيبه که تصميم گرفتي امروزُ بيخيالِ
. تمرينايِ ذهنيت بشي

645
01:00:46,853 --> 01:00:49,856
، اگه خودم "رنزمه"ـرو نبرم پيشِ پدرم
. اونوقت ، خودش به ديدنمون مياد

646
01:00:51,190 --> 01:00:53,526
، بيست و هفت تا خون آشام و يه آدم

647
01:00:54,360 --> 01:00:55,570
. اصلا چيزِ خوبي نيست

648
01:00:56,529 --> 01:00:58,489
ميدونم اين چيزيِ که
. به " ادوارد " گفته بودي

649
01:01:02,201 --> 01:01:04,370
. هرچي

650
01:01:05,705 --> 01:01:08,541
خوشحالم که تونستم از پيشِ اون
. زالوهايِ بدبو بزنم بيرون

651
01:01:11,669 --> 01:01:12,670
. ببخشيد

652
01:01:13,212 --> 01:01:14,380
، خودم ميدونم

653
01:01:14,714 --> 01:01:16,382
. اونا آدمايِ خوبيَن

654
01:01:18,092 --> 01:01:19,093
. . اما ، بيخيال

655
01:01:19,427 --> 01:01:21,554
. . دراکولاهايِ شماره يک و دو . .

656
01:01:24,932 --> 01:01:26,559
. خيلي يه جوريَن . .

657
01:01:39,906 --> 01:01:41,532
. بالاخره اومدي . . بيا اينجا

658
01:01:43,409 --> 01:01:45,578
. ببين چي شدي

659
01:01:45,912 --> 01:01:47,080
. انگار نيم فوت بزرگ تر شدي

660
01:01:47,914 --> 01:01:48,915
. جدي ميگم

661
01:01:49,582 --> 01:01:50,792
. انگار شش اينچ بزرگ تر شدي

662
01:01:52,126 --> 01:01:53,836
. بياييد تو ، غذا آماده ـست

663
01:01:53,920 --> 01:01:55,296
يه درختُ بايد تزيين کنيم . . خوبه ؟

664
01:01:55,546 --> 01:01:58,299
راستش . . يه چندتا کار هست که
. بايد انجامشون بدم

665
01:01:58,383 --> 01:01:59,717
زود برميگردم ، باشه ؟

666
01:02:01,886 --> 01:02:03,721
. زودباش . . بيا بريم

667
01:02:11,521 --> 01:02:13,606
، نامه اي که " آليس " برام نوشته بود »
. يه اميدِ تازه اي بهم داد

668
01:02:14,607 --> 01:02:16,609
. شايد يه نقشه اي کِشيده باشه

669
01:02:17,777 --> 01:02:19,737
، " و . . شايد " جِي جنکز
. « کليدِ حلِ معما باشه

670
01:02:42,635 --> 01:02:44,929
. با آقايِ " جنکز " قرار ملاقات دارم -
. از اينطرف -

671
01:02:48,141 --> 01:02:50,143
. " خانمِ " کالن

672
01:02:50,560 --> 01:02:52,061
. واقعا خوشحالم که تماس گرفتيد

673
01:03:05,575 --> 01:03:08,077
هميشه مشتري هايِ خصوصيم رو
. اينجا ملاقات ميکنم

674
01:03:08,161 --> 01:03:10,246
. از تويِ دفتر بودن ، خيلي راحت تره

675
01:03:10,955 --> 01:03:12,373
. و آدمايِ بيشتري دور و برمون هستن

676
01:03:14,709 --> 01:03:16,419
جِي " ، چه جور کاري انجام ميدي ؟ "

677
01:03:16,752 --> 01:03:18,337
. اينکار و اونکار

678
01:03:19,172 --> 01:03:21,841
، هميشه کارِ متفاوتي انجام ميدم
. براي همينم هست که کارَم باحاله

679
01:03:24,093 --> 01:03:25,761
خيلي وقته " آليس " و "جاسپر"ـو ميشناسي ؟

680
01:03:27,013 --> 01:03:30,308
براي بيش از بيست ساله که
. باهاشون کار ميکنم

681
01:03:30,433 --> 01:03:34,312
و همکارِ مرحومم هم پونزده سال قبل از اينکه
. با اونا کار کنم ، اونارو ميشناخته

682
01:03:34,395 --> 01:03:35,605
. . اون

683
01:03:37,231 --> 01:03:39,317
. بطورِ غيرعادي اي خوب مونده . .

684
01:03:41,319 --> 01:03:42,695
. درسته

685
01:03:46,157 --> 01:03:49,911
مطمئنم که آقايِ " جاسپر " دارن
. از تعطيلاتشون لذت ميبرن

686
01:03:51,412 --> 01:03:53,623
بهتون نگفته بود که ميخواد کجا بره ؟

687
01:03:53,748 --> 01:03:56,834
، نه . . نه ، نگفته
. . وقتي اومده بود سفارششُ بده

688
01:03:56,918 --> 01:03:58,961
. بهم گفت که ميخواد بره تعطيلات . .

689
01:04:01,088 --> 01:04:03,007
سفارشش آماده شده ؟

690
01:04:03,132 --> 01:04:04,342
. البته

691
01:04:05,134 --> 01:04:07,136
. هيچوقت سفارش هارو دير انجام نميدم

692
01:04:26,239 --> 01:04:27,823
مشکلي هست ؟

693
01:04:30,284 --> 01:04:31,285
. نه

694
01:04:34,247 --> 01:04:36,541
شوهرم و من فکرميکرديم که
. قرارِ همگي باهم به مسافرت بريم

695
01:04:36,666 --> 01:04:38,501
. جاسپر " گفته بود فقط دونفر قرارِ به مسافرت برن "

696
01:04:38,709 --> 01:04:40,211
. کاملا واضح اينو بهم گفته بود

697
01:04:40,461 --> 01:04:41,671
. خودم اشتباه فکرکردم

698
01:04:44,590 --> 01:04:46,467
مثلِ اينکه ، قرار نيست
. همچين اتفاقي بيفته

699
01:05:07,822 --> 01:05:09,824
، آينده اي که " آليس " ديده بود »
. کاملا واضح بود

700
01:05:13,744 --> 01:05:15,663
، رنزمه " قرارِ آينده اي داشته باشه "

701
01:05:17,582 --> 01:05:19,500
اما . . من و " ادوارد " قرار نيست
. « بخشي از آينده اش باشيم

702
01:05:26,007 --> 01:05:27,341
چطوري ؟

703
01:05:47,028 --> 01:05:48,487
، رنزمه"ـيِ عزيزم" »

704
01:05:49,196 --> 01:05:51,115
. فکرميکردم قرارِ تا ابد درکنار هم باشيم

705
01:05:52,074 --> 01:05:54,076
اما ، مثلِ اينکه اين " تا ابد " . . قرار نيست
. اونقدري که فکرميکردم ، باشه

706
01:05:55,036 --> 01:05:57,121
ميدونم چرا " آليس " اين سرنخ هارو
، برام گذاشته

707
01:05:57,747 --> 01:05:59,040
. براي اين بوده که تورو در امنيت نگه دارم

708
01:06:00,625 --> 01:06:03,044
، تمامِ چيزايي که تو و " جيکوب " لازم داريد
. تويِ اين کوله پشتي هست

709
01:06:05,087 --> 01:06:06,380
، جيکوب " ازت محافظت ميکنه "

710
01:06:07,131 --> 01:06:09,050
و کمکت ميکنه درموردِ
. « افسانه هايِ " تيکونا " چيزايِ زيادي ياد بگيري

711
01:06:13,137 --> 01:06:14,722
نظريه يِ رُمانتيکيِ . . مگه نه ؟

712
01:06:15,514 --> 01:06:18,392
اينکه چندتا آدمِ خوب . . ميتونن
. يه نيرويِ شيطاني رو شکست بدن

713
01:06:19,602 --> 01:06:23,230
بايد اعتراف کنم که
. . حتي باعث شدي منم براي يه لحظه

714
01:06:23,981 --> 01:06:25,107
. حرفاتُ باور کنم . .

715
01:06:27,943 --> 01:06:30,363
. موفق باشي . . اين لازمت ميشه

716
01:06:35,034 --> 01:06:36,035
. به سلامتي

717
01:06:46,003 --> 01:06:47,296
. برف داره رو زمين ميشينه

718
01:06:48,214 --> 01:06:49,382
. هنوز امروزُ وقت داريم

719
01:06:56,972 --> 01:06:59,308
خوشحالم از اينکه " چارلي " تونسته
. يکيُ پيدا کنه که مراقبش باشه

720
01:07:00,101 --> 01:07:01,560
. بلا " ، هيچکسي تسليم نميشه "

721
01:07:04,105 --> 01:07:06,148
. خيلي خب . . هديه هارو باز کنيد

722
01:07:06,816 --> 01:07:08,192
. سث " ، " ليا " . . اينقدر نخوريد "

723
01:07:10,027 --> 01:07:11,487
. جيک " . . تو اول شروع کن "

724
01:07:12,363 --> 01:07:14,573
چي برام خريدي ؟ -
. من بهت هيچي نميدم -

725
01:07:15,533 --> 01:07:16,701
نه ، بيخيال . . چي برام خريدي ؟

726
01:07:16,784 --> 01:07:18,244
، بابا . . وقت نداشتيم هديه اتُ کادو کنيم

727
01:07:18,327 --> 01:07:19,495
. اما . . اين مالِ توئه

728
01:07:25,209 --> 01:07:27,586
يه سفرِ ماهيگيريِ پنج روزِ
. به رودخونه يِ "فريژر"ـه

729
01:07:27,920 --> 01:07:29,046
. براي خودتون و "سو"ـئه

730
01:07:29,547 --> 01:07:30,840
. فردا بايد حرکت کنيد

731
01:07:31,173 --> 01:07:33,592
، خيلي خوبه . . ممنون

732
01:07:34,552 --> 01:07:35,761
اما . . فردا ؟
. نميتونم فردا از اينجا برم

733
01:07:36,095 --> 01:07:37,847
. همه چيزُ سرِ کارِت مرتب کردم

734
01:07:39,348 --> 01:07:40,433
، آدمايِ آب زيرکاه و

735
01:07:42,101 --> 01:07:43,602
. ولخرجي هستيد

736
01:07:44,437 --> 01:07:46,188
. و متاسفانه نميشه پولشُ هم پس گرفت

737
01:07:48,107 --> 01:07:49,525
ميخوايد از شرَم خلاص بشيد ؟

738
01:07:52,111 --> 01:07:54,238
. بخاطرِ اينکه داره کارِتون جواب ميده

739
01:07:55,448 --> 01:07:57,783
رودخونه يِ " فريژر " يعني اينکه
. قرارِ ماهي هايِ گُنده اي اونجا گير بياريم

740
01:07:58,534 --> 01:08:00,369
حتي ممکنه ماهيِ " رنگين کموني " يا
. چندتا ماهيِ قزل آلا هم بگيريم

741
01:08:01,787 --> 01:08:02,955
. انگار خوب ماهي هارو ميشناسه

742
01:08:04,457 --> 01:08:06,250
. عزيزم . . بذار ببينم

743
01:08:08,210 --> 01:08:09,462
جيکوب " اينو برات درست کرده ؟ "

744
01:08:10,463 --> 01:08:11,464
ميخواي دستت کني ؟

745
01:08:16,594 --> 01:08:17,803
. چقدر قشنگه

746
01:08:18,429 --> 01:08:19,764
. خيلي قشنگه

747
01:08:40,785 --> 01:08:42,411
. همينو ميخواستم

748
01:08:44,663 --> 01:08:46,499
. آتشِ قبل از جنگ درست کرديد

749
01:08:49,001 --> 01:08:50,836
، داستانايِ جنگ براي هم تعريف ميکنيد

750
01:08:54,256 --> 01:08:56,509
. يا عينِ مجسمه هايِ ترسناک همينطور ميشينيد

751
01:08:59,094 --> 01:09:02,014
اسمِ تمامِ جنگ هايِ آمريکايي که
. تاحالا توشون بودمُ بگو

752
01:09:04,767 --> 01:09:05,935
. جنگِ "بيهورنِ"ـه کوچيک

753
01:09:07,686 --> 01:09:10,189
اينقدر نزديک بود که
. برم و "کاستر"ـو گاز بگيرم

754
01:09:10,314 --> 01:09:12,107
. اما . . سرخپوستا زودتر از من بهش رسيدن

755
01:09:13,818 --> 01:09:16,320
. حمله يِ " اولگ " به قستنطنيه رو بگو

756
01:09:17,029 --> 01:09:18,864
. خودش به تنهايي اين جنگُ نبرده بود

757
01:09:18,948 --> 01:09:20,241
، وقتي درموردِ جنگ حرف ميزنيد

758
01:09:20,324 --> 01:09:21,534
. بايد درموردِ جنگِ يازده ساله حرف بزنيد

759
01:09:21,992 --> 01:09:24,537
. هيچکس مثلِ ايرلندي ها شورش نميکنه

760
01:09:24,662 --> 01:09:26,372
. تو که جنگِ يازده ساله رو شکست خوردي

761
01:09:26,497 --> 01:09:29,208
. آره . . اما ، يه شورشي بود که نگو

762
01:09:30,334 --> 01:09:32,753
وقتي حکومت به دست ما اومد ، تونستيم
. همه چيُ بدست بياريم

763
01:09:33,170 --> 01:09:34,213
، آدماي ضعيف

764
01:09:34,421 --> 01:09:35,506
، ديپلومات ها

765
01:09:36,048 --> 01:09:37,174
، چاپلوس ها

766
01:09:38,050 --> 01:09:39,760
. همه چي دستِ خودمون بود

767
01:09:40,427 --> 01:09:44,056
اما . . هيچوقت کلاهايِ سفيد رو کله امون نذاشتيم و
. اسمِ خودمونو قِديس نذاشتيم

768
01:09:44,181 --> 01:09:47,768
. درموردِ چيزي که بوديم ، روراست بوديم

769
01:09:48,060 --> 01:09:51,105
، براي مدت هاي زيادي همينطور مونديم

770
01:09:52,356 --> 01:09:55,109
متوجه نشديم که
. کم کم داريم از بين ميريم

771
01:09:57,278 --> 01:10:00,406
شايد وقتي که
. . ولتوري " قصرهاي مارو سوزوند "

772
01:10:01,282 --> 01:10:03,075
. لطفِ بزرگي درحقِمون کرد . .

773
01:10:03,200 --> 01:10:06,370
. . هزار و پونصد سالِ که منتظريم

774
01:10:07,079 --> 01:10:08,622
. تا جوابِ اون لطفشونو بهشون بديم . .

775
01:10:11,083 --> 01:10:14,378
قرن هاست که
. آماده يِ جنگيدن با اونا هستيم

776
01:10:16,213 --> 01:10:17,756
. . نميتونم فکرشُ نکنم که

777
01:10:17,923 --> 01:10:19,425
. . اين همه آدم بخاطرِ اينکه عاشقِ يه انسان شدم . .

778
01:10:19,550 --> 01:10:21,135
. دارن جونِ خودشونو به خطر ميندازن . .

779
01:10:21,260 --> 01:10:22,595
. تونستي نيمه ي گُمشده اتُ پيدا کني

780
01:10:22,761 --> 01:10:24,096
. حقِشُ داري که خوشحال و خوشبخت باشي

781
01:10:25,264 --> 01:10:26,724
اما . . به چه قيمتي ؟

782
01:10:26,807 --> 01:10:28,601
، تمامِ آدمايي که اينجان
. يه دليلي براي جنگيدن دارن

783
01:10:28,934 --> 01:10:30,102
. من که ميدونم دارم

784
01:10:41,906 --> 01:10:43,324
، " کارلايل "
. . تاحالا نشده بابتِ همچين زندگيِ

785
01:10:46,452 --> 01:10:48,120
، شگفت انگيزي که دارم . .
. ازت تشکر کرده باشم

786
01:11:06,597 --> 01:11:08,432
، " يعني : " بيشتر از زندگيِ خودم دوستت دارم

787
01:11:08,515 --> 01:11:09,934
. تا اين حد تورو دوست دارم

788
01:11:11,477 --> 01:11:13,604
. ازت ميخوام فردا پيشِ " جيکوب " بموني

789
01:11:15,439 --> 01:11:16,690
. هرچي که شد ، پيشِ اون بمون

790
01:11:17,983 --> 01:11:19,610
. . حتي اگرم بهش بگم

791
01:11:21,820 --> 01:11:23,364
. بايد ببرتت يه جايِ ديگه ، پيشش بمون . .

792
01:11:27,660 --> 01:11:28,827
. عزيزم . . چيزي نيست

793
01:11:30,329 --> 01:11:31,789
. چيزيت نميشه

794
01:11:35,542 --> 01:11:36,669
. هيچوقت چيزيت نميشه

795
01:12:22,381 --> 01:12:24,049
. . اگه از اين ماجرا جونِ سالم به در برديم

796
01:12:25,217 --> 01:12:27,386
. هرجايي که بري ، منم باهات ميام . .

797
01:12:30,889 --> 01:12:32,224
. حالا اينو بهم ميگي

798
01:12:47,990 --> 01:12:50,951
، سربازايِ انگليسي دارن ميان
. سربازايِ انگليسي دارن ميان

799
01:13:28,322 --> 01:13:29,782
. آرو " دنبالِ " آليس " ميگرده "

800
01:14:27,339 --> 01:14:28,590
، " آرو "

801
01:14:28,674 --> 01:14:30,843
، بذار همونجور که قبلا باهم گفتگو ميکرديم
. مسئله رو باهم حل کنيم

802
01:14:31,009 --> 01:14:32,344
. بيا به شکلِ متمدنانه مسئله رو حل کنيم

803
01:14:32,678 --> 01:14:34,471
. " حرف هايِ خوبي ميزني ، " کارلايل

804
01:14:35,556 --> 01:14:36,932
. . اما ، با توجه به اين ارتشي که برامون جور کردي

805
01:14:37,015 --> 01:14:39,893
. يه کم حرفِ نا به جاييِ . .

806
01:14:40,352 --> 01:14:43,021
بهت قول ميدم که
. هرگز همچين قصدي نداشتم

807
01:14:43,647 --> 01:14:45,357
. هيچ قانوني زيرِ پا گذاشته نشده

808
01:14:45,858 --> 01:14:47,025
، خودمون داريم بچه رو ميبينيم

809
01:14:47,526 --> 01:14:49,778
. اينقدر مثلِ احمقا باهامون رفتار نکن

810
01:14:49,862 --> 01:14:51,864
. اون ناميرا نيست

811
01:14:54,449 --> 01:14:56,368
، اين شاهدها ميتونن حرفمونو تصديق کنن

812
01:14:57,870 --> 01:14:59,204
. يا . . خودت ميتوني ببيني

813
01:15:00,372 --> 01:15:02,541
ببين چطور تويِ گونه هاش
. خونِ انسان جريان داره و سرخه

814
01:15:02,624 --> 01:15:03,625
. دارن کَلَک ميزنن

815
01:15:04,001 --> 01:15:07,379
، خودم تک تکِ حقايقُ کشف ميکنم

816
01:15:08,380 --> 01:15:11,633
اما . . ميخوام از يکي که نقطه يِ مرکزيِ
. داستان هست ، شروع کنم

817
01:15:12,551 --> 01:15:13,677
، " ادوارد "

818
01:15:14,678 --> 01:15:18,182
با توجه به اينکه اين بچه ، به زوجِ
، متولد شده ات چسبيده

819
01:15:19,725 --> 01:15:22,853
. فرض ميکنم که تو هم درگيرِ اين ماجرايي

820
01:16:36,468 --> 01:16:38,220
. ميخوام ببينمش

821
01:17:33,275 --> 01:17:35,569
، بلا"ـيِ جوان"

822
01:17:37,654 --> 01:17:40,032
. فناناپذير بودن بهت مياد

823
01:17:48,332 --> 01:17:50,917
. ميتونم صدايِ قلبِ عجيبش رو بشنوم

824
01:18:11,730 --> 01:18:12,898
. " سلام . . " آرو

825
01:18:31,249 --> 01:18:32,751
. شگفت انگيزه

826
01:18:38,548 --> 01:18:40,258
. . نيمي ميرا

827
01:18:40,759 --> 01:18:42,928
. و ، نيمي ناميراست . .

828
01:18:43,762 --> 01:18:46,598
. . توسطِ همين تازه متولد . .

829
01:18:47,307 --> 01:18:48,433
. . درحاليکه هنوز انسان بوده . .

830
01:18:49,309 --> 01:18:51,603
. حمل شده و به دنيا اومده . .

831
01:18:51,978 --> 01:18:53,146
. امکان نداره

832
01:18:55,065 --> 01:18:57,442
فکرميکني اونا منو فريب دادن . . برادر ؟

833
01:19:05,826 --> 01:19:07,786
. خبررسان رو بياريد اينجا

834
01:19:21,800 --> 01:19:23,969
اين ، همون بچه ايِ که ديده بودي ؟

835
01:19:29,307 --> 01:19:30,392
. مطمئن نيستم

836
01:19:30,475 --> 01:19:31,852
جين " ؟ "

837
01:19:31,977 --> 01:19:34,813
، عوض شده
. اين بچه بزرگ تر از اونيِ که ديده بودم

838
01:19:35,313 --> 01:19:37,149
. پس . . تمامِ ادعاهات اشتباه بودن

839
01:19:37,732 --> 01:19:39,067
. خانواده يِ " کالن " تقصيري ندارن

840
01:19:39,693 --> 01:19:42,362
. خودم مسئوليتِ اشتباهمُ به گردن ميگيرم

841
01:19:46,533 --> 01:19:47,659
. متاسفم

842
01:19:53,665 --> 01:19:54,708
! کايوس " . . نه "

843
01:19:56,501 --> 01:19:57,461
! " ايرينا "

844
01:20:11,016 --> 01:20:12,017
. کورِشون کن

845
01:20:18,523 --> 01:20:19,774
. بيناييمُ بهم برگردون

846
01:20:20,066 --> 01:20:21,485
. تانيا " . . اونا همينو ميخوان "

847
01:20:21,568 --> 01:20:23,028
، اگه الان حمله کني
. اونوقت . . همه امون ميميريم

848
01:20:45,592 --> 01:20:47,385
. درد بکِش

849
01:21:22,796 --> 01:21:23,964
. جواب ميده

850
01:21:57,205 --> 01:21:58,957
آرو " . . خودت داري ميبيني که "
. هيچ قانوني زيرِ پا گذاشته نشده

851
01:22:00,500 --> 01:22:01,543
. موافقم

852
01:22:03,211 --> 01:22:05,422
. . اما ، بنظرت

853
01:22:05,797 --> 01:22:07,841
بعدا هيچ خطري برامون پيش نمياد ؟ . .

854
01:22:11,928 --> 01:22:14,681
. . براي اولين بار در تاريخچه يِ زندگيمون

855
01:22:16,641 --> 01:22:19,477
. . انسان ها تونستن . .

856
01:22:20,020 --> 01:22:21,563
. تهديدي برايِ گونه يِ ما بوجود بيارن . .

857
01:22:22,022 --> 01:22:24,524
. . تکنولوژيِ جديدشون

858
01:22:24,649 --> 01:22:28,320
باعث شدن اسلحه هايي بوجود بياد که . .
. ميتونه باعثِ نابوديِ ما بشه

859
01:22:30,780 --> 01:22:33,199
. . نگهداريِ رازِمون تاحالا اينقدر

860
01:22:33,491 --> 01:22:35,994
. مهم و ضروري نبوده . .

861
01:22:38,413 --> 01:22:41,249
. . در چنين زمان هايِ خطرناکي

862
01:22:42,667 --> 01:22:44,502
. . فقط کسايي که شناخته شده هستن . .

863
01:22:45,337 --> 01:22:46,588
. در امنيت هستن . .

864
01:22:48,214 --> 01:22:49,674
. . فقط شناخته ها هستن که

865
01:22:50,175 --> 01:22:51,760
. پيشِ ما قابلِ قبول هستن . .

866
01:22:51,843 --> 01:22:54,012
. . و ، ما نميدونيم اين بچه

867
01:22:54,179 --> 01:22:58,016
. در آينده تبديل به چي خواهد شد . .

868
01:22:59,517 --> 01:23:02,771
ميتونيم با چنين عدمِ اطميناني زندگي کنيم ؟

869
01:23:05,607 --> 01:23:08,276
، اينکه امروز باهم واردِ جنگ بشيم

870
01:23:10,362 --> 01:23:12,072
. . فقط ، باعث ميشه

871
01:23:13,198 --> 01:23:15,158
. فردايِ امروز بميريم . .

872
01:23:15,241 --> 01:23:16,242
. نه

873
01:23:28,922 --> 01:23:29,923
. " آليس "

874
01:23:30,715 --> 01:23:31,716
! " آليس "

875
01:23:47,065 --> 01:23:49,067
. عزيزم . . "آليس"ـه عزيزم

876
01:23:49,442 --> 01:23:52,779
. خوشحاليم که بالاخره اومدي پيشمون

877
01:23:52,904 --> 01:23:55,824
مدرکي دارم که نشون ميده
. اين بچه هيچ تهديدي براي گونه ي ما نخواهد بود

878
01:23:57,742 --> 01:23:58,910
. بذاريد بهتون نشون بدم

879
01:23:59,661 --> 01:24:00,662
برادر ؟

880
01:24:26,604 --> 01:24:28,440
، مهم نيست چي بهت نشون بدم

881
01:24:30,442 --> 01:24:31,776
. . حتي اگرم ببينيش

882
01:24:33,153 --> 01:24:35,572
. بازم تصميمِت عوض نميشه . .

883
01:24:36,656 --> 01:24:37,782
! حالا

884
01:24:48,918 --> 01:24:50,336
. مراقبِ دخترم باش

885
01:24:56,509 --> 01:24:58,303
. بريد سراغشون

886
01:25:24,871 --> 01:25:26,331
. اونو ببريد

887
01:25:28,541 --> 01:25:29,876
. وِلِش کنيد

888
01:28:54,288 --> 01:28:55,331
! " جيکوب "

889
01:28:56,374 --> 01:28:58,042
! " جيکوب "

890
01:28:58,126 --> 01:28:59,168
! " جيکوب "

891
01:29:00,211 --> 01:29:01,295
! " جيکوب "

892
01:29:05,550 --> 01:29:06,551
! مراقب باش

893
01:30:27,632 --> 01:30:29,133
! " بلا "

894
01:32:11,611 --> 01:32:13,070
. بالاخره

895
01:34:05,349 --> 01:34:06,559
. . حالا ميدوني

896
01:34:07,518 --> 01:34:08,894
. آينده ات چي ميشه . .

897
01:34:10,062 --> 01:34:12,356
مگه اينکه تصميمِ ديگه اي بگيري يا
. راهِ ديگه اي رو انتخاب کني

898
01:34:12,898 --> 01:34:16,277
، نميتونيم مسيرمونو عوض کنيم
. اون بچه هنوز تهديدِ بزرگي براي ماست

899
01:34:16,861 --> 01:34:18,029
اما ، اگه بهتون اطمينان بدم که
. . اون ميتونه براي هميشه

900
01:34:18,112 --> 01:34:19,905
از دنيايِ انسان ها مخفي بمونه ، چي ؟ . .

901
01:34:20,406 --> 01:34:21,991
اينطوري مشکل حل ميشه ؟

902
01:34:22,074 --> 01:34:24,201
، البته
. اما . . نميشه از اين بابت مطمئن باشيم

903
01:34:25,077 --> 01:34:26,454
. درواقع . . ميشه

904
01:35:04,909 --> 01:35:07,328
خودم رفته بودم از بينِ قبليه هايِ
. . تيکونا " تويِ برزيل "

905
01:35:07,411 --> 01:35:09,413
. چندتا شاهد جمع کنم . .

906
01:35:09,580 --> 01:35:11,624
. به اندازه يِ کافي شاهد داريم -
. بذار صحبت کنه ، برادر -

907
01:35:13,209 --> 01:35:14,418
. . من ، نيمي انسان و

908
01:35:15,211 --> 01:35:16,420
. نيمي خون آشام هستم . .

909
01:35:17,463 --> 01:35:18,589
. درست مثلِ اون بچه

910
01:35:19,924 --> 01:35:21,759
، يه خون آشام مادرمُ فريب داده بود

911
01:35:22,134 --> 01:35:23,928
. و مادرم در حينِ به دنيا آوردنِ من ، از دنيا رفت

912
01:35:24,261 --> 01:35:25,429
. . " خاله ام " هولِن

913
01:35:26,722 --> 01:35:28,099
. منو مثلِ بچه يِ خودش بزرگ کرد . .

914
01:35:30,059 --> 01:35:31,435
. من اونو ناميرا کردم

915
01:35:32,978 --> 01:35:34,438
چند سالتِ ؟

916
01:35:37,900 --> 01:35:39,819
. صد و پنجاه سال

917
01:35:41,112 --> 01:35:43,948
تو چه سِني بالغ شدي ؟

918
01:35:44,240 --> 01:35:47,618
. هفت سال بعد از تولدم ، رشدم کامل شد

919
01:35:48,994 --> 01:35:50,454
. و ديگه بعدش هيچ تغييري نکردم

920
01:35:55,626 --> 01:35:57,253
و . . چه غذايي ميخوري ؟

921
01:35:57,378 --> 01:35:58,546
. . خون

922
01:35:58,629 --> 01:35:59,755
. و ، غذاي انسان . .

923
01:36:00,798 --> 01:36:02,258
. با هرکدومشون که باشه ، ميتونم زنده بمونم

924
01:36:02,925 --> 01:36:06,804
. چقدر اين بچه ها مثلِ ما هستن

925
01:36:07,138 --> 01:36:10,015
با وجودِ اينکه خانواده يِ " کالن " با گرگينه ها که
. . دشمن هايِ ذاتيمون هستن

926
01:36:10,099 --> 01:36:11,559
. شريکَن . .

927
01:36:24,613 --> 01:36:25,739
. . عزيزانِ من

928
01:36:27,616 --> 01:36:29,952
. اينجا هيچ خطري وجود نداره . .

929
01:36:31,996 --> 01:36:33,664
. . امروز

930
01:36:34,123 --> 01:36:35,166
. با کسي نميجنگيم . .

931
01:37:03,194 --> 01:37:05,029
. عجب غنيمَتي

932
01:37:09,325 --> 01:37:12,369
، اونا همگي اينجا بودن
. حالا وقتشِ که بهشون حمله کنيم

933
01:37:12,536 --> 01:37:13,704
. امروز نه

934
01:37:17,124 --> 01:37:18,709
. شماها همگي احمق هستيد

935
01:37:18,959 --> 01:37:20,544
، شايد "ولتوري"ـها الان از اينجا رفته باشن

936
01:37:21,045 --> 01:37:22,880
. . اما ، اونا هرگز

937
01:37:23,380 --> 01:37:24,715
. اتفاقي که امروز افتاد رو فراموش نميکنن . .

938
01:38:23,065 --> 01:38:24,441
. خانواده يِ زيبايي داري

939
01:38:32,908 --> 01:38:35,578
، قرارِ مدتِ خيلي زيادي پيشِمون بمونه
مگه نه ؟

940
01:38:36,954 --> 01:38:38,539
. درسته . . مدتِ خيلي زيادي

941
01:38:41,625 --> 01:38:42,876
. خوشحالم که تورو داره

942
01:38:51,677 --> 01:38:53,429
پس . . ميخواي از حالا بهت " پدر " بگم ؟

943
01:38:55,222 --> 01:38:56,223
. نه

944
01:39:16,535 --> 01:39:19,371
آره . . از حالا به بعد ، قرارِ همگي
. باهم باشيم

945
01:39:58,744 --> 01:40:00,245
. ميخوام بهت يه چيزي نشون بدم

946
01:40:02,790 --> 01:40:03,791
چي ؟

947
01:40:34,405 --> 01:40:36,031
. من " ادوارد کالن " هستم

948
01:41:34,298 --> 01:41:35,632
چطور تونستي اينکارو بکني ؟

949
01:41:37,176 --> 01:41:38,469
. داشتم تمرين ميکردم

950
01:41:41,346 --> 01:41:42,639
. حالا ميدوني

951
01:41:45,893 --> 01:41:49,146
تاحالا هيچکس به اندازه ي من که
. عاشقت هستم ، عاشقِ کسي نبوده

952
01:41:50,606 --> 01:41:52,399
. البته . . يه استثنايي هست

953
01:42:03,452 --> 01:42:04,828
ميشه دوباره بهم نشونِش بدي ؟

954
01:42:06,455 --> 01:42:07,998
. وقتِ زيادي براي باهم بودن داريم

955
01:42:10,083 --> 01:42:11,460
. تا ابد باهميم

956
01:42:14,463 --> 01:42:15,589
. تا ابد

