﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:21,500
<font color="#0000ff">
KMPlayer بهترین حالت نمایش زیرنویس این فیلم در نرم افزار
Font: B nazanin
Size: 55
</font>

1
00:00:21,700 --> 00:00:34,000
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آنطور که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

2
00:00:34,475 --> 00:00:42,676
<font color=#FFFF00><i>" اربـــــاب حـــــلقـــــه‌هـــــا "</i></font>
<font color="#ff8000">«کارگردان: پیتر جکسون»</font>

2
00:00:43,700 --> 00:00:59,300
جهت درکِ بهترِ تمایز، بین زبان‌های مختلفی که در فیلم
:صحبت می‌شوند، ترجمه با رنگ‌های زیر انجام شده‌است
<font color=#008000>زبان اِلف‌ها</font>، <font color="#0000ff">زبان اِنت‌ها</font>، <font color=#800080>زبان مردم روهان</font> ، <font color=#FF0000>صحبت‌های گالوم</font> 

2
00:00:59,700 --> 00:01:15,900
<font color="#ff8000">«توضیحات ارائه شده در ترجمه، از کتاب ارباب حلقه‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی " جرج آر.آر تالکین " برگرفته شده است»</font>

4
00:01:16,857 --> 00:01:20,588
<i>! نمی‌توانی بُگذری<font color="#ff8000">:صدای گاندالف</font> -
! گاندالف<font color="#ff8000">:صدای فرودو</font>-</i>

5
00:01:25,466 --> 00:01:30,802
<i>من خادم آتش پنهانی‌ام و سلاحم شعله‌ی آنور* است</i>
<font color="#ff8000">«آنور به معنای خورشید است»</font>

6
00:01:38,746 --> 00:01:41,510
<i>به میان سایه‌ها برگرد</i>

7
00:01:42,416 --> 00:01:46,216
<i>*آتش تیره یاری‌ات نخواهد رساند، ای شعله‌ی اودون</i>
<font color="#ff8000">«خانه‌ی باستانی بالروگ‌ها»</font>

8
00:01:50,089 --> 00:01:54,583
نـمـی‌تـوانـی بُـگـذری

9
00:02:21,754 --> 00:02:23,415
! نه ! نه

10
00:02:23,623 --> 00:02:25,591
! گاندالف

11
00:02:33,199 --> 00:02:34,928
! فرار کنید، احمق‏ها

12
00:02:35,568 --> 00:02:37,433
! نـــه

13
00:02:39,405 --> 00:02:41,464
! گاندالف

14
00:03:50,142 --> 00:03:51,973
! گاندالف

15
00:03:52,978 --> 00:03:55,207
چی شده، آقای فرودو ؟

16
00:03:57,148 --> 00:03:58,877
هیچی

17
00:04:06,157 --> 00:04:08,216
فقط یه خواب بود

17
00:04:08,557 --> 00:04:10,816
<font color="#ff8000">«! توجه: حتماً تنظیمات زیر را اِعمال بفرمایید»</font>
<font color="#0000ff">KMPlayerبهترین حالت نمایش زیرنویس این فیلم در نرم افزار
Font: B nazanin
Size: 55
</font>

30
00:04:11,178 --> 00:04:17,354
<font color=#FFFF00><i>" دو بـــرج "</i></font>

93
00:04:17,625 --> 00:04:21,393
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>
<font color="#0000ff">yboroon.blogfa.com</font>

18
00:04:21,405 --> 00:04:22,599
می‏تونی آخرش رو ببینی ؟

19
00:04:23,874 --> 00:04:27,002
! نه ! به پایین نگاه نکن، سم
! فقط ادامه بده

20
00:04:37,855 --> 00:04:39,982
! بگیرش
! بگیرش، آقای فرودو

21
00:04:43,094 --> 00:04:45,062
! آقای فرودو

22
00:04:47,665 --> 00:04:49,394
فکر کنم آخرش رو پیدا کردم

23
00:04:54,805 --> 00:04:57,797
! لجن و طناب
! معلوم نیست دیگه چی در انتظارمونه

24
00:04:57,974 --> 00:05:01,205
طبیعی نیست، هیچ کدومش

25
00:05:04,314 --> 00:05:06,373
چی داخلش‌ـه ؟ -
هیچی -

26
00:05:07,751 --> 00:05:08,809
فقط یکم چاشنی‌ـه

27
00:05:09,419 --> 00:05:12,217
فکر کردم شاید یه شب
جوجه کبابی یا چیزی بخوایم بخوریم

28
00:05:12,756 --> 00:05:14,986
!جوجه کباب ؟

29
00:05:15,592 --> 00:05:16,854
! تو که نمی‌دونی، شاید شد

30
00:05:17,327 --> 00:05:20,262
سم، سم عزیزم

31
00:05:21,965 --> 00:05:25,901
خیلی عالیه
بهترین نمک در تمام شایره

32
00:05:27,170 --> 00:05:29,161
! آره عالیه

33
00:05:33,042 --> 00:05:34,942
یکمی منو یاد خونه می‌ندازه

34
00:05:38,248 --> 00:05:40,682
نمی‌تونیم این رو همین جا رها کنیم
شاید کسی دنبالمون بیاد

35
00:05:41,184 --> 00:05:44,642
کی این‌جا دنبال ما میاد، آقای فرودو ؟

36
00:05:45,488 --> 00:05:49,322
واقعاً حیف شد
بانو گالادریل بهم داده بودش

37
00:05:50,026 --> 00:05:51,960
طناب اصل اِلفی

38
00:05:52,829 --> 00:05:55,263
امکان نداره باز بشه
! یکی از گره‏های مخصوصِ خودم‌ـه

39
00:05:55,431 --> 00:05:57,399
به راحتی باز نمیشه

40
00:06:06,275 --> 00:06:08,402
طناب اصل اِلفی

41
00:06:22,558 --> 00:06:27,052
موردور*، تنها جایی‌ـه توی سرزمین میانه
که نمی‏خوایم از این نزدیک‏تر ببینیمش
<font color="#ff8000">«سرزمینِ سائورون که در جنوبی‌ترین نقطه‌ی»</font>
<font color="#ff8000">«سرزمین میانه و در شرق گاندور واقع شده»</font>

42
00:06:27,229 --> 00:06:29,424
و تنها جایی‌ـه که داریم تلاش می‌کنیم بهش برسیم

43
00:06:30,165 --> 00:06:31,928
! تنها جایی که نمی‌تونیم بهش برسیم

44
00:06:33,402 --> 00:06:36,337
بیا قبول کنیم، آقای فرودو
ما گم شدیم

45
00:06:38,674 --> 00:06:41,438
فکر نمی‏کنم که گاندالف می‏خواست ما از این راه بیایم

46
00:06:43,078 --> 00:06:46,377
اون نمی‏خواست خیلی اتفاق‌ها بیوفته، سم

47
00:06:47,249 --> 00:06:48,716
ولی اتفاق افتادن

48
00:07:01,830 --> 00:07:02,762
آقای فرودو ؟

49
00:07:06,701 --> 00:07:08,100
به‏خاطر حلقه‌ـست، مگه نه ؟

50
00:07:09,203 --> 00:07:11,671
داره سنگین‏تر میشه

51
00:07:24,318 --> 00:07:27,048
چه غذایی برامون باقی مونده ؟ -
بذار ببینم -

52
00:07:27,788 --> 00:07:29,847
چه دوست داشتنی

53
00:07:30,024 --> 00:07:32,788
! نان لمباس
... بذار ببینم

54
00:07:35,229 --> 00:07:37,493
بازم نان لمباس

55
00:07:48,242 --> 00:07:50,210
معمولاً از خوراکی‌های خارجی خوشم نمیاد

56
00:07:50,411 --> 00:07:53,403
اما این چیزای اِلفی بَدَک نیستن

57
00:07:54,282 --> 00:07:57,740
هیچی نمی‌تونه روحیه‏ات رو ضعیف ‏کنه
مگه نه، سم ؟

58
00:08:03,557 --> 00:08:05,855
! اون ابرهای بارونی شاید بتونن

59
00:08:40,160 --> 00:08:42,924
این‌جا به‏ طزر عجیبی آشنا به‏ نظر میاد

60
00:08:43,496 --> 00:08:46,021
! به خاطر اینه که قبلاً این‌جا بودیم

61
00:08:46,199 --> 00:08:48,759
داریم دور خودمون می‏چرخیم

62
00:08:49,502 --> 00:08:51,367
این بوی وحشتناک بد مالِ چیه ؟

63
00:08:51,538 --> 00:08:53,733
شک ندارم که یه باتلاق پر از کثافت این اطرافه

64
00:08:53,907 --> 00:08:55,841
می‌تونی بوش رو حس کنی ؟ -
آره -

65
00:08:57,877 --> 00:09:00,107
می‌تونم بوش رو حس کنم

66
00:09:03,350 --> 00:09:05,784
ما تنها نیستیم

67
00:09:19,431 --> 00:09:23,527
<font color=#FF0000>دزدها... دزدها</font>

68
00:09:23,702 --> 00:09:27,661
<font color=#FF0000> دزدهای کثیفِ کوچولو</font>

69
00:09:28,340 --> 00:09:30,501
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست ؟</font>

70
00:09:30,676 --> 00:09:33,372
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست ؟</font>

71
00:09:34,079 --> 00:09:37,276
<font color=#FF0000>اون (حلقه) رو از ما* دزدیدن</font>
<font color="#ff8000">«گالوم " در واقع شخصیتی بد ذات است که حلقه "»</font>
<font color="#ff8000">«در وجود " اسمیگل " به وجود آورده ‌است و به دلیل»</font>
<font color="#ff8000">«دو شخصیتی بودن از ضمیر " ما " استفاده می‌کند»</font>

72
00:09:37,483 --> 00:09:41,681
<font color=#FF0000>عــزیــز من</font>

73
00:09:42,554 --> 00:09:45,819
<font color=#FF0000> لعنت بهشون</font>
<font color=#FF0000>! ما ازشون متنفریم</font>

74
00:09:45,991 --> 00:09:50,087
<font color=#FF0000>اون مال ماست، مال ما</font>
<font color=#FF0000>! و ما اون رو می‌خوایم</font>

75
00:10:45,183 --> 00:10:46,980
این استینگ‌ـه

76
00:10:47,151 --> 00:10:48,675
*قبلاً دیدیش
<font color="#ff8000">«در کتاب هابیت، وقتی بیلبو وارد غار گالوم شد»</font>
<font color="#ff8000">«و حلقه را از او ربود " استینگ " را به همراه داشت»</font>

77
00:10:48,886 --> 00:10:51,354
مگه نه ... گالوم ؟

78
00:10:55,426 --> 00:10:58,918
! رهاش کن، وگرنه گلوت رو پاره می‌کنم

79
00:11:14,946 --> 00:11:16,708
! می‏سوزونه

80
00:11:16,913 --> 00:11:19,211
! ما رو می‏سوزونه

81
00:11:20,684 --> 00:11:22,151
! زخمی می‌کنه

82
00:11:23,954 --> 00:11:26,218
! اِلف‏های کثیف بافتنش

83
00:11:26,389 --> 00:11:29,051
!  از گردن ما بازش کنید -
!  ساکت شو -

84
00:11:32,462 --> 00:11:36,728
فایده نداره، همه‏ی اُرک‏های موردور
صدای نحسش رو میشنون

85
00:11:36,900 --> 00:11:39,494
بیا دست و پاش رو ببندیم و رهاش کنیم -
! نه -

86
00:11:39,769 --> 00:11:43,261
این کار ما رو میکُشه
ما رو میکُشه

87
00:11:43,440 --> 00:11:46,136
! بیشتر از این هم حقت نیست

88
00:11:47,844 --> 00:11:49,869
شاید مُستحق مرگ باشه

89
00:11:52,282 --> 00:11:55,718
ولی الان که می‏بینمش
دلم براش می‏سوزه

90
00:11:59,189 --> 00:12:04,024
اگه با ما خوب باشن
ما هم با اون‌ها خوبیم

91
00:12:04,261 --> 00:12:07,025
! این رو از گردن ما باز کنید

92
00:12:10,133 --> 00:12:14,069
ما هم سوگند می‌خوریم
که هرکاری خواستید انجام بدیم

93
00:12:14,237 --> 00:12:16,171
سوگند می‌خوریم

94
00:12:16,473 --> 00:12:18,907
من به هیچ‌کدوم از قول‌های تو نمی‌تونم اعتماد کنم

95
00:12:21,610 --> 00:12:23,339
...سوگند می‌خوریم

96
00:12:23,612 --> 00:12:28,345
که به ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

97
00:12:29,985 --> 00:12:32,317
... سوگند می‏خوریم به

98
00:12:32,488 --> 00:12:34,456
 به (حلقه‌ی) عزیز

99
00:12:34,623 --> 00:12:36,818
گالوم
گالوم

100
00:12:36,992 --> 00:12:41,122
حلقه خیانت کاره
ولی ما روی قولت حساب می‌کنیم

101
00:12:41,964 --> 00:12:43,295
... بله

102
00:12:43,866 --> 00:12:46,957
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

103
00:12:48,737 --> 00:12:51,971
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

104
00:12:52,341 --> 00:12:53,831
! حرفت رو باور نمی‏کنم

105
00:12:55,878 --> 00:12:59,336
! بیا پایین ! گفتم بیا پایین -
! سم -

106
00:12:59,582 --> 00:13:01,277
میخواد گولمون بزنه

107
00:13:01,450 --> 00:13:04,442
 اگه بذاریم بره، توی خواب خفه‏ـمون می‏کنه

108
00:13:15,864 --> 00:13:20,392
تو راه رسیدن به موردور رو بلدی ؟ -
بله -

109
00:13:23,338 --> 00:13:25,067
قبلا اون‌جا بودی ؟

110
00:13:26,074 --> 00:13:27,666
بله

111
00:13:38,586 --> 00:13:41,214
پس ما رو به سمت دروازه‏ی سیاه هدایت می‌کنی

112
00:13:49,797 --> 00:13:53,665
به سمت دروازه، به سمت دروازه، به سمت دروازه
ارباب میگه، آره

113
00:13:53,835 --> 00:13:58,636
<font color=#FF0000>نه ! ما برنمی‏گردیم</font>
*<font color=#FF0000>نه به اون‌جا، نه به سمت اون</font>
<font color="#ff8000">«منظور " سائورون " است»</font>

114
00:13:58,806 --> 00:14:03,038
<font color=#FF0000>اون‏ها نمی‏تونن ما رو مجبور کنن</font>
<font color=#FF0000>! گالوم ! گالوم</font>

115
00:14:03,244 --> 00:14:06,680
ولی ما سوگند خوردیم که به
ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

116
00:14:06,881 --> 00:14:12,842
<font color=#FF0000>نه ! اون‌جا فقط خاکستر و خاک و تشنگی هست</font>
<font color=#FF0000>*! و سیاه چال و سیاه چال و سیاه چال</font>
<font color="#ff8000">«به خاطر شکنجه هایی که در سیاه چال‌های»</font>
<font color="#ff8000">«موردور کشیده از رفتن به اون جا هراس داره»</font>

117
00:14:13,021 --> 00:14:15,888
<font color=#FF0000>و اُرک‏ها، هزاران اُرک</font>

118
00:14:16,057 --> 00:14:21,188
<font color=#FF0000>،و چشم بزرگ همیشه در حال نگاه کردن‌ـه </font>
<font color=#FF0000>*در حال نگاه کردن‌ـه</font>
<font color="#ff8000">«همیشه در حال مراقبت از مرزهای موردور است»</font>

119
00:14:24,165 --> 00:14:27,964
! همین حالا برگرد ! برگرد

120
00:14:30,370 --> 00:14:32,600
دیدی، چی بهت گفته بودم؟

121
00:14:32,773 --> 00:14:35,003
فرار کرد
! پیر پست فطرت

122
00:14:35,208 --> 00:14:37,699
این هم از قول‌هایی که داد

123
00:14:37,911 --> 00:14:39,469
از این طرف، هابیت‏ها

124
00:14:39,746 --> 00:14:41,771
! دنبالم بیاین

125
00:14:55,629 --> 00:14:57,028
! مری

126
00:14:57,998 --> 00:14:59,488
! مری

127
00:15:05,005 --> 00:15:08,771
دیر کردید
صبر اربابمون داره تمام میشه

128
00:15:08,975 --> 00:15:10,772
همین الان موش‏های شایر رو می‏خواد

129
00:15:11,645 --> 00:15:16,241
من از اُرک‏های عوضی دستور نمی‏گیرم

130
00:15:17,284 --> 00:15:20,344
سارومان غنیمتش رو به دست خواهد آورد

131
00:15:20,520 --> 00:15:23,717
ما اون‌ها رو تحویل خواهیم داد

132
00:15:29,929 --> 00:15:31,294
! مری

133
00:15:32,031 --> 00:15:33,794
مری ؟
بیدار شو

134
00:15:37,269 --> 00:15:39,134
دوستم مریض‌ـه

135
00:15:39,572 --> 00:15:42,234
به آب نیازه داره
! خواهش می‏کنم

136
00:15:43,008 --> 00:15:46,944
مریضه، واقعاً ؟
! یکم دارو بهش بدید، بچه‏ها

137
00:15:50,182 --> 00:15:51,843
! بس کنید

138
00:15:54,053 --> 00:15:56,681
! نمیتونه داروش رو بخوره

139
00:15:59,358 --> 00:16:01,918
! دست از سرش بردارید -
چرا ؟ -

140
00:16:02,461 --> 00:16:04,827
نکنه تو هم می‏خوای ؟

141
00:16:05,564 --> 00:16:08,931
پس دهنت رو ببند

142
00:16:12,338 --> 00:16:14,363
مری

143
00:16:15,274 --> 00:16:16,764
سلام پیپ

144
00:16:18,611 --> 00:16:21,045
زخمی شدی -
حالم خوبه -

145
00:16:21,213 --> 00:16:23,704
فقط داشتم نقش بازی می‌کردم -
نقش ؟ -

146
00:16:24,383 --> 00:16:27,250
می‏بینی ؟
تو رو هم گول زدم

147
00:16:29,955 --> 00:16:31,684
نگران من نباش، پیپ

148
00:16:33,992 --> 00:16:35,983
جریان چیه ؟
چه بویی میاد ؟

149
00:16:36,961 --> 00:16:38,258
گوشت انسان

150
00:16:40,398 --> 00:16:42,764
اون‌ها رَدمون رو دنبال کردن

151
00:16:43,868 --> 00:16:44,994
آراگورن

152
00:16:46,704 --> 00:16:48,535
راه بیوفتید

153
00:17:12,096 --> 00:17:14,621
سرعت‏ـشون زیاد شده

154
00:17:15,633 --> 00:17:17,601
باید بوی ما رو حس کرده باشن

155
00:17:17,769 --> 00:17:19,532
! عجله کنید

156
00:17:23,208 --> 00:17:24,937
! زودباش، گیملی

157
00:17:28,780 --> 00:17:31,078
سه‌روز و سه‌شبه که در تعقیب‌ـشون هستیم

158
00:17:31,249 --> 00:17:34,218
نه غذایی
نه استراحتی

159
00:17:34,385 --> 00:17:38,977
نه نشونه‌ای از کسایی که دنبال‌ـشون هستیم
آخه یه صخره‌ی لُخت چه چیزی برای گفتن داره؟

160
00:18:09,786 --> 00:18:12,983
برگ‏های" لورین " بی‏دلیل نمیوفتن

161
00:18:14,324 --> 00:18:16,690
ممکنه هنوز زنده باشن

162
00:18:17,528 --> 00:18:20,156
کمتر از یک روز از ما جلوترن
زود باشید

163
00:18:22,766 --> 00:18:25,257
! بیا، گیملی
داریم بهشون می‏رسیم

164
00:18:25,435 --> 00:18:29,735
من توی دوی استقامت ضعیفم
ما کوتوله‌ها ذاتاً مال دوی سرعت هستیم

165
00:18:30,274 --> 00:18:33,539
ما توی مسافت‌های کوتاه، خیلی خطرناک هستیم

166
00:18:45,288 --> 00:18:47,017
*روهان
<font color="#ff8000">«سرزمینی چمن‌زار در شمال گاندور که به خاطر»</font>
<font color="#ff8000">«اسب‌ها و سواران ماهرش در سرزمین میانه شهرت دارد»</font>

167
00:18:47,189 --> 00:18:49,987
" منزل‌گاه " اربابان اسب‌ها

168
00:18:51,193 --> 00:18:53,753
! نیروی عجیبی این‌جا در حال فعالیت‌ـه

169
00:18:53,930 --> 00:18:56,899
یه نیروی اهریمنی به این موجودات سرعت میده

170
00:18:57,066 --> 00:19:00,035
و اراده‏ا‏ش رو برعلیه ما قرار داده

171
00:19:05,241 --> 00:19:08,108
لگولاس ! چشم‏های اِلفی‏ـت چی می‏بینن ؟

172
00:19:08,277 --> 00:19:10,999
اوروک-های "ها* به طرف شمال‏شرقی تغییر مسیر دادن "
<font color="#ff8000">«آن‌ها بزرگ‌تر و قوی‌تر از اُرک‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌توانستند نور خورشید را تحمل کنند»</font>

173
00:19:11,681 --> 00:19:13,842
! دارن هابیت‏ها رو به آیزنگارد می‏برن

174
00:19:14,717 --> 00:19:15,979
سارومان

175
00:19:24,393 --> 00:19:27,590
<i>جهان در حال تغییر است</i>

176
00:19:27,763 --> 00:19:33,360
<i>اکنون چه کسی توان ایستادگی در برابر ارتش‌های آیزنگارد</i>

177
00:19:34,070 --> 00:19:36,800
<i>و موردور را دارد؟</i>

178
00:19:38,507 --> 00:19:44,138
<i>چه کسی توان ایستادگی در برابر
 قدرت سائورون و سارومان</i>

179
00:19:44,312 --> 00:19:48,941
<i>و اتحاد دو برج* را دارد؟</i>
<font color="#ff8000">«منظور از دو برج: برج " آیزنگارد " جایگاه سارومان»</font>
<font color="#ff8000">«و برج " باراد-دور " جایگاه سائورون است»</font>

180
00:19:54,456 --> 00:19:57,425
<i>... با یکدیگر، سرورم سائورون</i>

181
00:19:57,592 --> 00:20:01,119
<i>بر " سرزمین میانه " حکومت خواهیم کرد</i>

182
00:20:17,212 --> 00:20:21,478
<i>دنیای کهن در شعله های آتشِ صنعت خواهد سوخت</i>

183
00:20:22,050 --> 00:20:25,315
<i>جنگل‌ها از بین خواهند رفت</i>

184
00:20:27,222 --> 00:20:30,089
<i>و " نظم نوینی " برپا خواهد شد</i>

185
00:20:31,159 --> 00:20:36,062
<i>ما ارابه‌ی جنگ را با شمشیر و نیزه</i>

186
00:20:36,231 --> 00:20:40,190
<i>و مشت‏های آهنین اُرک‏ها به حرکت در خواهیم آورد</i>

187
00:20:52,713 --> 00:20:55,944
میخوام ظرف دو هفته، مسلح و آماده جنگ بشن

188
00:20:56,116 --> 00:20:57,743
! ولی سرورم، تعدادشون خیلی زیاده

189
00:20:57,918 --> 00:21:00,944
نمی‌تونیم همه رو سر وقت مسلح کنیم
! ما امکاناتِ لازم رو نداریم

190
00:21:01,121 --> 00:21:04,181
یک سد بسازید، رودخانه رو مسدود کنید
کوره‏ها باید شب و روز کار کنن

191
00:21:04,825 --> 00:21:07,191
سوخت کافی برای تغذیه کوره‌ها رو نداریم

192
00:21:08,562 --> 00:21:12,828
جنگل فنگورن جلوی در خونمون‌ـه

193
00:21:14,268 --> 00:21:16,600
بسوزونیدش -
چشم  -

194
00:21:17,337 --> 00:21:19,635
برای شما خواهیم جنگید

195
00:21:19,807 --> 00:21:21,775
سوگند بخور

196
00:21:32,286 --> 00:21:37,053
ما برای سارومان جان‌ـمون رو فدا می‌کنیم

197
00:21:38,158 --> 00:21:40,149
اسب‏سواران* سرزمین‏های‏ شما رو غصب کردن
<font color="#ff8000">«منظور مردم روهان است»</font>

198
00:21:40,327 --> 00:21:44,855
اون‌ها مردم شما رو به سمت تپه‌ها راندن
تا بین صخره‌ها برای ادامه حیات دست و پا بزنن

199
00:21:45,032 --> 00:21:46,465
! قاتل‏ها

200
00:21:47,401 --> 00:21:49,493
زمین‏هایی که از شما دزدیدن رو پس بگیرید

201
00:21:49,702 --> 00:21:51,465
! همه‌ی روستاها رو به آتش بکشید

202
00:21:54,707 --> 00:21:59,838
<i>فقط باید مخالفان‌ـمون رو از بین ببریم</i>

203
00:22:00,313 --> 00:22:02,838
<i> این کار از روهان آغاز خواهد شد </i>

204
00:22:03,583 --> 00:22:07,110
<i>خیلی وقته که این دهقان‌ها در مقابلت ایستادن</i>

205
00:22:07,286 --> 00:22:09,083
<i>اما دیگه آخرشه</i>

206
00:22:09,255 --> 00:22:11,519
! ایوتین
! ایوتین

207
00:22:13,693 --> 00:22:16,355
خواهرت رو با خودت ببر
اگه فقط دو نفر باشید سریعتر می‌تازید

208
00:22:16,729 --> 00:22:19,391
بابا گفته ایوتین نباید سوار " گارولف " بشه

209
00:22:19,565 --> 00:22:21,226
! براش خیلی بزرگه

210
00:22:21,434 --> 00:22:24,403
گوش کن چی میگم
باید به طرف " ادوراس "* بتازی و بهشون هشدار بدی
<font color="#ff8000">«پایتخت روهان و محل زندگی دربار »</font>

211
00:22:24,604 --> 00:22:27,095
فهمیدی چی گفتم؟ -
بله، مامان -

212
00:22:27,406 --> 00:22:30,307
نمی‏خوام این‌جا رو ترک کنم
نمی‏خوام برم، مامان

213
00:22:30,476 --> 00:22:34,207
فِرِ‏دا، اون‏جا پیداتون می‏کنم

214
00:22:39,118 --> 00:22:40,813
! سریع‏تر

215
00:22:47,226 --> 00:22:48,784
برو فرزندم

216
00:23:01,673 --> 00:23:03,573
<i>... روهان، سرورم</i>

217
00:23:04,042 --> 00:23:06,772
<i> آماده‌ی سقوطه </i>

218
00:23:18,023 --> 00:23:19,547
تئودرد

219
00:23:19,758 --> 00:23:21,385
! پسرِ پادشاه رو پیدا کنید

220
00:23:37,843 --> 00:23:43,873
موردور تاوان این کارش رو خواهد داد -
این اُرک‏ها مال موردور نیستن -

221
00:23:44,783 --> 00:23:47,616
! سرورم ائومر، بیاید این‌جا

222
00:23:56,427 --> 00:23:58,224
زنده‏ـست

223
00:24:29,026 --> 00:24:31,119
تئودرد

224
00:24:44,508 --> 00:24:47,534
پسرتون به سختی زخمی شده، سرورم

225
00:24:47,945 --> 00:24:50,436
در کمین اُرک‌ها گرفتار شد

226
00:24:51,982 --> 00:24:55,611
اگه از سرزمین‌ـمون دفاع نکنیم
سارومان اون رو به زور تصاحب خواهد کرد

227
00:24:55,986 --> 00:24:58,476
این حرف دروغ‌ـه

228
00:25:00,690 --> 00:25:05,491
سارومان سفید همیشه دوست و متحد ما بوده

229
00:25:07,163 --> 00:25:09,154
گریما

230
00:25:10,600 --> 00:25:12,534
گریما

231
00:25:15,071 --> 00:25:16,561
گریما

232
00:25:17,373 --> 00:25:20,433
اُرک‌ها دارن آزادانه توی زمین‌های ما پرسه می‌زنن

233
00:25:20,843 --> 00:25:24,438
بدون نظارت، بدون درگیری
هرکسی رو که بخوان می‌کُشن

234
00:25:25,114 --> 00:25:28,015
اُرک‏هایی که نشان دستِ سفید سارومان رو دارن

235
00:25:35,858 --> 00:25:41,626
چرا این مشکلات رو برای یک ذهن مشکل‌دار مطرح می‌کنی ؟

236
00:25:41,831 --> 00:25:44,299
مگه متوجه نیستی ؟

237
00:25:44,467 --> 00:25:49,495
عموت از یاغی‌گری و جنگ طلبیِ تو

238
00:25:49,706 --> 00:25:52,231
خسته شده

239
00:25:54,444 --> 00:25:56,412
جنگ طلبی ؟

240
00:25:56,579 --> 00:25:58,740
چه مدته که سارومان تو رو خریده ؟

241
00:25:59,582 --> 00:26:01,947
قول چه مبلغی رو بهت داده، گریما ؟

242
00:26:02,184 --> 00:26:05,779
قول داده که وقتی همه کشته شدن
سَهمت رو از گنجینه بگیری ؟

243
00:26:18,266 --> 00:26:20,894
خیلی وقته که نگاهت به خواهرم‌ـه

244
00:26:21,103 --> 00:26:23,071
خیلی وقته که دنبالش افتادی

245
00:26:31,146 --> 00:26:35,480
تو زیادی می‏بینی، ائومر پسر ائوماند

246
00:26:35,650 --> 00:26:36,810
خیلی زیاد

247
00:26:39,154 --> 00:26:43,995
تو فوراً از قلمروی روهان و تمام
سرزمین‌های تحت سلطه‌اش تبعید میشی

248
00:26:44,126 --> 00:26:48,997
،و در صورت بازگشت
مجازات مرگ در انتظارت خواهد بود

249
00:26:49,398 --> 00:26:51,730
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

250
00:26:51,900 --> 00:26:54,368
دستوراتت بی ارزش هستن

251
00:26:54,903 --> 00:26:58,737
این دستور از طرفِ من نیست

252
00:26:58,907 --> 00:27:01,068
از طرفِ پادشاه‌ـه

253
00:27:01,676 --> 00:27:04,269
همین امروز صبح امضاش کرد

254
00:27:35,843 --> 00:27:38,539
همین‏طور نفس بکش
راهش همینه

255
00:27:38,779 --> 00:27:40,474
نفس بکش

256
00:27:44,585 --> 00:27:48,419
جوری ‌میدَوَن که انگار اربابشون با شلاق پشت سرشون‌ـه

257
00:28:04,572 --> 00:28:06,597
...از این جلوتر نمیریم

258
00:28:06,774 --> 00:28:08,764
تا وقتی که یه نفسی تازه کنیم

259
00:28:09,309 --> 00:28:11,277
! آتش روشن کنید

260
00:28:15,348 --> 00:28:16,906
! مری

261
00:28:17,283 --> 00:28:18,614
! مری

262
00:28:20,320 --> 00:28:25,519
فکر کنم احتمالاً اشتباه کردیم
که شایر رو ترک کردیم، پیپین

263
00:28:35,001 --> 00:28:37,196
این صدا از کجا میاد؟

264
00:28:38,771 --> 00:28:40,238
صدای درخت‏هاست

265
00:28:40,974 --> 00:28:42,032
چی ؟

266
00:28:42,375 --> 00:28:46,209
اون جنگل قدیمی توی مرزهای باک‏لند* رو یادت میاد؟
<font color="#ff8000">«جنگلی در شرق شایر که هابیت‌ها برای آن»</font>
<font color="#ff8000">«حصاری ساخته بودند تا آنها را از شَر موجودات»</font>
<font color="#ff8000">«عجیبی که در جنگل قدیمی زندگی می کردند حفظ نماید»</font>

267
00:28:46,379 --> 00:28:50,873
مردم همیشه می‏گفتن یه چیزی توی آبش هست که
... باعث میشه درخت‏ها بلندتر

268
00:28:51,050 --> 00:28:52,574
! و تبدیل به موجود زنده بشن

269
00:28:52,819 --> 00:28:54,514
زنده ؟

270
00:28:55,388 --> 00:28:57,083
درخت هایی که میتونن نَجوا کنن

271
00:28:58,091 --> 00:29:00,559
و با هم حرف بزنن

272
00:29:00,727 --> 00:29:02,524
! حتی حرکت کنن

273
00:29:04,164 --> 00:29:06,394
دارم از گرسنگی می‏میرم

274
00:29:06,566 --> 00:29:10,626
! سه روزِ لعنتیه که به جز نون کپک زده هیچی نخوردیم

275
00:29:11,003 --> 00:29:12,265
! آره

276
00:29:12,471 --> 00:29:15,736
!چرا یکم گوشت نخوریم ؟

277
00:29:18,110 --> 00:29:20,305
اون‏ها چطورن ؟

278
00:29:20,479 --> 00:29:22,379
گوشت‌ـشون تازه‌ـست

279
00:29:23,048 --> 00:29:26,814
اون‏ها برای خوردن نیستن

280
00:29:32,791 --> 00:29:34,759
پاهاشون چطور ؟

281
00:29:34,960 --> 00:29:37,258
! اون‏ها رو که لازم ندارن

282
00:29:38,730 --> 00:29:41,927
خوشمزه به‏نظر میان -
! گمشو عقب، بو گندو -

283
00:29:43,735 --> 00:29:48,638
زندانی ها به سارومان تحویل داده میشن
! زنده و سالم

284
00:29:49,007 --> 00:29:50,941
زنده ؟

285
00:29:53,912 --> 00:29:58,178
چرا زنده ؟
مگه چه چیز خاصی دارن؟

286
00:30:00,586 --> 00:30:03,953
یه چیزی همراهشون هست
یه اسلحه‌ی اِلفی

287
00:30:04,122 --> 00:30:07,148
ارباب اون رو برای جنگ می‏خواد

288
00:30:10,062 --> 00:30:11,927
فکر می‌کنن حلقه پیش ماست

289
00:30:12,097 --> 00:30:14,530
به محض این‌که بفهمن حلقه پیش ما نیست، می‌کُشنمون

290
00:30:16,400 --> 00:30:18,368
... فقط یه لقمه‏

291
00:30:18,536 --> 00:30:19,730
یکم از گوشت پهلو

292
00:30:26,544 --> 00:30:30,105
! ظاهراً گوشت به منوی غذای امشب‌ـتون اضافه شد

293
00:30:36,721 --> 00:30:37,983
پیپین

294
00:30:38,155 --> 00:30:39,850
بزن بریم

295
00:30:48,299 --> 00:30:49,789
زود باش

296
00:30:50,001 --> 00:30:51,468
درخواست کمک کن

297
00:30:52,870 --> 00:30:53,962
داد بزن

298
00:30:54,171 --> 00:30:57,334
حالا دیگه هیچ‏کس نیست نجات‏ـتون بده

299
00:31:06,517 --> 00:31:07,916
پیپین

300
00:31:32,208 --> 00:31:34,699
طلوع خورشید سرخ

301
00:31:35,211 --> 00:31:38,146
دیشب خون ریخته شده

302
00:32:09,312 --> 00:32:11,177
سوارانِ روهان

303
00:32:11,614 --> 00:32:14,048
!از مارک* چه خبر ؟
<font color="#ff8000">«لقبی که سواران روهان به مرزهای قلمروشان داده‌اند»</font>

304
00:32:41,810 --> 00:32:46,213
یک اِلف، یک انسان و یک کوتوله توی
ریدرمارک "* چیکار می‏کنند ؟ "
<font color="#ff8000">«،به معنی: سرزمین سواران»</font>
<font color="#ff8000">«لقبی که مردم روهان به سرزمین‌ـشان داده‌اند»</font>

305
00:32:47,015 --> 00:32:48,277
! سریع حرف بزنید

306
00:32:48,617 --> 00:32:53,281
اسمت رو بهم بگو اسب سوار
! بعدش من هم اسمم رو بهت میگم

307
00:33:02,431 --> 00:33:04,956
...سرت رو از تنت جدا می‌کردم کوتوله

308
00:33:05,401 --> 00:33:07,767
! اگه یکم از اینی که هست بالاتر بود

309
00:33:08,804 --> 00:33:10,863
قبل از این‌که شمشیرت پایین بیاد مُردی

310
00:33:19,581 --> 00:33:21,481
من آراگورن پسرِ آراتورن هستم

311
00:33:21,817 --> 00:33:26,014
،این‌ها گیملی پسر گلوین
*" و لگولاس از سرزمین " وودلند
<font color="#ff8000">«قلمرو اِلف‌های جنگلی»</font>

312
00:33:26,187 --> 00:33:29,418
ما دوستان روهان و " تئودن " پادشاه‏ شما هستیم

313
00:33:31,159 --> 00:33:34,925
تئودن دیگه دوست رو از دشمن تشخص نمیده

314
00:33:35,163 --> 00:33:37,358
(حتی خویشاوندان خودش رو (هم نمی‌شناسه

315
00:33:41,869 --> 00:33:43,837
سارومان ذهن پادشاه رو مسموم کرده

316
00:33:44,005 --> 00:33:45,939
و مدعی فرمانروایی بر این سرزمین‌ها‌ـست

317
00:33:47,909 --> 00:33:50,901
من و همراهانم به روهان وفادار هستیم

318
00:33:51,078 --> 00:33:52,841
و به همین ‏خاطر تبعید شدیم

319
00:33:54,916 --> 00:33:58,215
جادوگر سفید خیلی حیله گره

320
00:33:58,886 --> 00:34:01,286
میگن همه‌جا حضور داره

321
00:34:01,489 --> 00:34:03,923
در پوشش یک پیرمرد رَدا پوش
این طرف و اون طرف پرسه میزنه

322
00:34:05,359 --> 00:34:09,125
و همه‌جا، جاسوس‌هاش از دام های ما عبور می‌کنن

323
00:34:09,297 --> 00:34:11,527
ما جاسوس نیستیم

324
00:34:11,699 --> 00:34:14,634
ما در تعقیب گروهی از " اوروک-های "ها هستیم
که به سمت غرب این دشت در حرکتن

325
00:34:14,936 --> 00:34:17,268
اون‏ها دو تا از دوستان‏ ما رو اسیر کردن

326
00:34:18,072 --> 00:34:20,540
اوروک "‏ها نابود شدن "
دیشب سلاخی‌ـشون کردیم

327
00:34:20,708 --> 00:34:23,871
ولی دوتا هابیت هم بودن
دوتا هابیت همراه‏ـشون ندیدی ؟

328
00:34:24,045 --> 00:34:27,013
اون‏ها جثه‌ی کوچیکی دارن
برای شما ممکنه بچه به نظر بیان

329
00:34:30,350 --> 00:34:32,341
کسی رو زنده نذاشتیم

330
00:34:32,986 --> 00:34:35,955
ما لاشه‏ها رو روی هم ریختیم و اون‏ها رو سوزوندیم

331
00:34:41,428 --> 00:34:42,656
مُردن ؟

332
00:34:45,665 --> 00:34:47,360
متاسفم

333
00:34:52,939 --> 00:34:55,237
هاسوفل
اِرود

334
00:34:57,043 --> 00:35:01,707
امیدوارم این اسب ها شما رو به سمت
سرنوشتی بهتر از اربابان قبلی‌ـشون ببرن

335
00:35:02,916 --> 00:35:04,508
بدرود

336
00:35:09,723 --> 00:35:11,953
دنبال دوستان‏ـتون بگردین

337
00:35:12,425 --> 00:35:14,655
اما خیلی امیدوار نباشید

338
00:35:16,363 --> 00:35:18,923
امید از این سرزمین رفته

339
00:35:19,132 --> 00:35:21,123
! به سمت شمال میریم

340
00:36:11,717 --> 00:36:13,548
این کمربند کوچیک مال اون‌هاست

341
00:36:15,000 --> 00:36:19,000
:به زبان الفی
<font color=#008000>باشد که در جهان پس از مرگ آرامش بیابند</font>

342
00:36:27,366 --> 00:36:29,391
ما ناامیدشون کردیم

343
00:36:43,448 --> 00:36:45,609
یک هابیت این‌جا دراز کشیده بوده

344
00:36:47,518 --> 00:36:49,145
و یکی دیگه هم این‌جا

345
00:36:59,964 --> 00:37:01,956
اون‌ها سینه‌خیز حرکت کردن

346
00:37:05,670 --> 00:37:07,763
دست‏هاـشون بسته بوده

347
00:37:19,917 --> 00:37:21,748
بندهاـشون پاره شدن

348
00:37:37,234 --> 00:37:39,361
به این سمت می‌دَویدن

349
00:37:43,006 --> 00:37:44,200
تعقیب‌ـشون می‌کردن

350
00:37:47,411 --> 00:37:49,140
! کمربند

351
00:37:53,050 --> 00:37:54,176
! فرار کن

352
00:37:57,921 --> 00:37:59,252
...ِردپا‌ها از میدان نبرد دور میشن و به سمت

353
00:38:04,061 --> 00:38:06,154
جنگل فنگورن "* میرن "
<font color="#ff8000">«جنگلی عمیق و تاریک در جنوب کوه‌های مه‌آلود»</font>

354
00:38:07,064 --> 00:38:08,497
فنگورن ؟

355
00:38:08,665 --> 00:38:11,293
!چه دیوانگی‌ای باعث شده که به اون‌جا برن ؟

356
00:38:29,052 --> 00:38:32,044
گُمش کردیم ؟
فکر کنم گُمش کردیم

357
00:38:38,761 --> 00:38:42,197
قراره دل و روده‌ی کوچیک و کثیف‌ـتون رو بریزم بیرون

358
00:38:48,437 --> 00:38:49,426
! بیاین این‌جا

359
00:38:54,944 --> 00:38:57,504
درخت، برو بالای درخت

360
00:39:06,822 --> 00:39:08,551
رفته

361
00:39:20,636 --> 00:39:22,968
! مری

362
00:39:34,450 --> 00:39:38,853
! بذار یه سوراخ کوچیک توی شکمت درست کنم

363
00:39:45,960 --> 00:39:47,518
! فرار کن، مری

364
00:39:57,305 --> 00:40:01,639
اُرک‏های کوچولو

365
00:40:01,810 --> 00:40:04,142
اون حرف می‏زنه، مری
درخته داره حرف می‏زنه

366
00:40:04,312 --> 00:40:06,212
! درخت ؟

367
00:40:06,381 --> 00:40:09,373
! من درخت نیستم

368
00:40:09,617 --> 00:40:11,778
من یک " اِنت " هستم

369
00:40:12,353 --> 00:40:14,480
نگهبان درخت‌ها

370
00:40:15,056 --> 00:40:17,024
چوپان جنگل

371
00:40:17,192 --> 00:40:18,557
باهاش حرف نزن، مری

372
00:40:19,060 --> 00:40:20,527
تشویقش نکن

373
00:40:20,728 --> 00:40:24,960
 " بعضی‌ها بهم میگن " درخت ریشو
<font color="#ff8000">«به اِنت‌ها " چوب ریش " نیز گفته می شود»</font>

374
00:40:25,133 --> 00:40:27,101
و طرفِ کی هستی ؟

375
00:40:27,702 --> 00:40:29,329
طرف ؟

376
00:40:29,537 --> 00:40:32,404
... من طرفِ هیچ‏کس نیستم

377
00:40:32,774 --> 00:40:38,110
،چون هیچ‏کسی طرفِ من نیست
اُرک کوچولو

378
00:40:38,913 --> 00:40:43,543
دیگه هیچ‏کس به جنگل‏ها اهمیت نمیده

379
00:40:43,952 --> 00:40:46,351
! ما اُرک نیستیم
! ما هابیت هستیم

380
00:40:46,520 --> 00:40:48,818
هابیت ؟

381
00:40:50,057 --> 00:40:54,926
! تا حالا چیزی در مورد هابیت‌ها نشنیدم

382
00:40:56,129 --> 00:41:00,623
این حرفتون، به نظر یه حقه‌ی اُرکی میاد

383
00:41:00,801 --> 00:41:02,928
اون‏ها با آتش میان

384
00:41:03,136 --> 00:41:05,696
با تبر میان

385
00:41:05,906 --> 00:41:10,707
قطع می‌کنن، ریشه‌کن می‌کنن، می‌شکنن
تکه تکه می‌کنن، می‌سوزونن

386
00:41:10,911 --> 00:41:14,711
ویرانگرها و غاصب‌ها، لعنت بهشون -
نه -

387
00:41:14,948 --> 00:41:17,781
 تو متوجه نیستی
! ما هابیت هستیم

388
00:41:17,985 --> 00:41:19,782
کوتوله‌ایم

389
00:41:19,953 --> 00:41:21,045
! از مردم شایریم

390
00:41:21,255 --> 00:41:23,587
... شاید باشید

391
00:41:23,891 --> 00:41:27,520
 و شاید هم نباشید

392
00:41:28,629 --> 00:41:32,531
جادوگر سفید می‏دونه

393
00:41:33,333 --> 00:41:35,267
جادوگر سفید ؟

394
00:41:36,803 --> 00:41:38,293
سارومان

395
00:41:50,883 --> 00:41:52,544
می‏بینید ؟
می‏بینید ؟

396
00:41:52,785 --> 00:41:55,185
به بیرون راهنمایی‌ـتون کردیم

397
00:41:55,354 --> 00:41:57,845
عجله کنید هابیت‏ها
عجله کنید

398
00:42:00,960 --> 00:42:03,428
خیلی خوش شانس بودید که پیداتون کردیم

399
00:42:10,102 --> 00:42:11,831
هابیت خوب

400
00:42:14,740 --> 00:42:18,005
این یه مرداب‌ـه
اون ما رو به داخل یه باتلاق هدایت کرده

401
00:42:18,177 --> 00:42:20,805
باتلاق، بله، بله

402
00:42:21,580 --> 00:42:26,279
بیا ارباب
ما شما رو از مسیرهای امنِ داخلِ این مِه می‏بریم

403
00:42:28,621 --> 00:42:32,057
! بیاید هابیت‏ها، بیاید
باید سریع‏ حرکت کنیم

404
00:42:35,328 --> 00:42:37,956
من پیداش کردم، پیداش کردم

405
00:42:38,164 --> 00:42:40,826
راهی که از وسط باتلاق‌ها می‌گذره

406
00:42:41,033 --> 00:42:44,525
،اُرک‏ها ازش استفاده نمی‏کنن
اُرک‏ها اون رو بلد نیستن

407
00:42:44,737 --> 00:42:48,798
مایل‌ها دورش می‌زنن

408
00:42:49,008 --> 00:42:50,441
سریع‏تر بیاید

409
00:42:50,643 --> 00:42:54,703
باید مثل سایه‏ سریع و آرام باشیم

410
00:42:55,880 --> 00:42:59,213
از این‌جا متنفرم
زیادی ساکت‌ـه

411
00:42:59,384 --> 00:43:01,648
دو روزه که نه پرنده‌ای دیدیم و نه صداش رو شنیدیم

412
00:43:01,820 --> 00:43:05,187
نه، پرنده‏ای برای خوردن نیست

413
00:43:05,423 --> 00:43:09,655
هیچ پرنده‌ی قابل خوردنی نیست

414
00:43:10,261 --> 00:43:13,128
ما داریم گرسنگی می‌کشیم
آره

415
00:43:13,298 --> 00:43:17,598
گرسنگی می‌کشیم عزیز

416
00:43:32,550 --> 00:43:34,074
بیا

417
00:43:35,286 --> 00:43:37,277
غذاش* چیه؟
<font color="#ff8000">«نمیدونه چیه و فکر می‌کنه که گوشت یه موجود زنده‌ـست»</font>

418
00:43:37,489 --> 00:43:39,457
خوشمزه‌ـست ؟

419
00:43:44,763 --> 00:43:47,357
اون غذا سعی کرد ما رو خفه کنه

420
00:43:47,632 --> 00:43:51,295
! ما نمی‏تونیم غذای هابیت‏ها رو بخوریم

421
00:43:53,004 --> 00:43:57,030
! باید گرسنگی بکشیم

422
00:43:57,207 --> 00:43:59,573
خب، پس گرسنگی بکش
! تا از بمیری و دستت خلاص بشیم

423
00:44:00,344 --> 00:44:02,539
اوه، هابیت سنگدل

424
00:44:02,746 --> 00:44:05,579
براش مهم نیست که ما گرسنگی بکشیم

425
00:44:05,816 --> 00:44:10,549
براش مهم نیست که ما بمیریم

426
00:44:11,188 --> 00:44:14,021
مثل ارباب نیست

427
00:44:15,392 --> 00:44:17,485
برای ارباب مهمه

428
00:44:18,662 --> 00:44:20,527
ارباب میدونه

429
00:44:23,000 --> 00:44:24,968
آره

430
00:44:25,135 --> 00:44:27,763
عزیز

431
00:44:31,341 --> 00:44:34,970
یه زمانی ما رو اسیر خودش کرده بود

432
00:44:36,847 --> 00:44:41,011
هرگز رهات نمی‌کنه

433
00:44:41,718 --> 00:44:42,878
! به من دست نزن

434
00:45:15,351 --> 00:45:17,216
چیزهای مُرده اون جاست

435
00:45:17,386 --> 00:45:19,149
چهره‌های مُرده‌ها توی آب ـه

436
00:45:23,993 --> 00:45:27,952
همه مُردن
همه پوسیدن

437
00:45:28,464 --> 00:45:32,230
اِلف‏ها و انسان‏ها و اُرک‏ها

438
00:45:32,435 --> 00:45:36,064
در نبرد بزرگی* که خیلی وقت پیش اتفاق افتاد
<font color="#ff8000">«منظور نبرد " داگورلد " است. نبردی که بین سپاه»</font>
<font color="#ff8000">«سائورون و سپاه الف‌ها و انسان‌ها در آن مکان در گرفت»</font>

439
00:45:36,873 --> 00:45:38,602
*" باتلاق‌های مرگ "
<font color="#ff8000">«بخشی از باقیمانده‌های به گل نشسته نبرد داگورلد»</font>

440
00:45:38,808 --> 00:45:41,538
آره آره
اِسمشون همین‌ـه

441
00:45:43,246 --> 00:45:44,975
از این طرف

442
00:45:45,181 --> 00:45:47,945
نورها رو دنبال نکنید

443
00:45:49,685 --> 00:45:53,553
مراقب باشید ! وگرنه هابیت‏ها
میرن پایین تا به مرده‌ها ملحق بشن

444
00:45:53,756 --> 00:45:57,852
! و شمع‏های کوچیکِ خودشون رو روشن کنن

445
00:46:24,052 --> 00:46:25,519
! فرودو

446
00:47:09,997 --> 00:47:14,661
گالوم ؟ -
نورها رو دنبال نکن -

447
00:47:14,835 --> 00:47:16,700
! گالوم -
! آقای فرودو -

448
00:47:16,870 --> 00:47:18,735
حالت خوبه ؟

449
00:47:47,635 --> 00:47:50,604
<font color=#FF0000>خیلی درخشان است</font>

450
00:47:50,804 --> 00:47:54,604
<font color=#FF0000>خیلی زیباست</font>

451
00:47:54,775 --> 00:47:58,643
<font color=#FF0000>عــزیــز ما</font>

452
00:48:00,114 --> 00:48:01,604
چی گفتی ؟

453
00:48:01,815 --> 00:48:03,976
<font color=#FF0000>ارباب باید استراحت کنه</font>

454
00:48:04,151 --> 00:48:08,211
<font color=#FF0000>ارباب باید نیروی خودش رو حفظ کنه</font>

455
00:48:10,189 --> 00:48:13,454
تو کی هستی ؟ -
<font color=#FF0000>اون نباید از ما بپرسه، بهش مربوط نیست -</font>

456
00:48:13,626 --> 00:48:15,116
<font color=#FF0000>گالوم</font>
<font color=#FF0000>گالوم</font>

457
00:48:15,295 --> 00:48:17,092
گاندالف بهم گفت که از " مردم رودخانه "* بودی
<font color="#ff8000">«هابیت‌هایی که در امتداد رودخانه آندوین زندگی می‌کردند»</font>

458
00:48:17,263 --> 00:48:21,359
<font color=#FF0000><i>سرد باد*، دل و دست و استخوان</i></font>
<font color=#FF0000><i>*سرد باد، مسافرانِ دور از خانه‌ـشان</i></font>
<font color="#ff8000">«سرد باد: کنایه از مُردن»</font>

459
00:48:21,534 --> 00:48:23,092
اون گفت که زندگیت داستان غم انگیزی داره

460
00:48:23,303 --> 00:48:27,831
<font color=#FF0000><i>آن‌ها نمی دانند که چه در پیش است</i></font>
<font color=#FF0000><i>*وقتی که خورشید ساقِط و مرگِ ماه نزدیک است</i></font>
<font color="#ff8000">«طبق کتاب:این شعر در واقع افسونی است که»</font>
<font color="#ff8000">«توسط یک شبح خبیث سروده شده است»</font>

461
00:48:28,007 --> 00:48:30,999
یه زمانی فرق زیادی با یه هابیت نداشتی

462
00:48:31,210 --> 00:48:32,939
درسته ؟

463
00:48:35,181 --> 00:48:37,411
" اسـمـیـگـل "

464
00:48:42,121 --> 00:48:44,646
من رو چی صدا کردی ؟

465
00:48:45,992 --> 00:48:48,756
یه زمانی اِسمت همین بود، مگه نه ؟

466
00:48:49,329 --> 00:48:51,695
خیلی وقت پیش

467
00:48:52,532 --> 00:48:54,693
...اِسم من

468
00:48:55,768 --> 00:48:57,258
اِسم من

469
00:49:04,143 --> 00:49:06,611
" اسـمـیـگـل "

470
00:49:10,749 --> 00:49:12,376
 *" سواران سـیـاه "
<font color="#ff8000">«مخوف‌ترین خادمان سائورون در سرزمین میانه»</font>

471
00:49:12,551 --> 00:49:13,882
مخفی بشید
مخفی بشید

472
00:49:24,463 --> 00:49:26,761
! بیا، فرودو
! زودباش

473
00:49:26,932 --> 00:49:30,561
! زود باشید، اون‏ها ما رو می‏بینن
! ما رو می‏بینن

474
00:49:31,336 --> 00:49:33,998
! فکر می‏کردم که مُرده‌ان -
مُرده‌ان؟ -

475
00:49:34,172 --> 00:49:37,141
نه نمیشه اون‌ها رو کُشت
! نه

476
00:50:04,302 --> 00:50:05,394
ارواح

477
00:50:05,604 --> 00:50:07,799
! ارواح پرنده

478
00:50:15,813 --> 00:50:17,838
دارن صداش می‌کنن

479
00:50:18,082 --> 00:50:21,609
دارن " عزیز " رو صدا می‌کنن

480
00:50:23,754 --> 00:50:25,881
آقای فرودو
همه چی رو به راهه

481
00:50:26,056 --> 00:50:27,318
من پیشت هستم

482
00:50:43,340 --> 00:50:44,864
عجله کنید، هابیت‏ها

483
00:50:45,443 --> 00:50:49,379
دروازه‏‌ی سیاه خیلی نزدیک‌ـه

484
00:50:56,253 --> 00:50:58,118
خون اُرک

485
00:51:08,065 --> 00:51:09,828
ردپا‌های عجیبی این‌جا هست

486
00:51:11,101 --> 00:51:13,126
هوای این‌جا خیلی گرفته‏ـست

487
00:51:14,271 --> 00:51:16,704
این جنگلِ کُهنی‌ـه

488
00:51:17,507 --> 00:51:19,498
خیلی کهن

489
00:51:21,277 --> 00:51:23,575
...پر از خاطره

490
00:51:26,182 --> 00:51:28,514
و خشم

491
00:51:34,691 --> 00:51:37,592
درخت‌ها دارن با همدیگه صحبت می‌کنن

492
00:51:37,760 --> 00:51:39,250
! گیملی

493
00:51:39,429 --> 00:51:41,363
تبرت رو بیار پایین

494
00:51:44,167 --> 00:51:46,931
اون‏ها احساس دارن، دوست من

495
00:51:47,470 --> 00:51:49,461
این کارِ اِلف‏ها‌ـست

496
00:51:49,672 --> 00:51:54,405
،درخت‏ها رو بیدار کردن
و یادشون دادن که صحبت کنن

497
00:51:54,911 --> 00:51:57,277
! درخت‌های سخنگو

498
00:51:57,914 --> 00:52:00,940
درخت‌ها چه حرفی برای زدن دارن؟

499
00:52:01,117 --> 00:52:04,580
! به جز در مورد ماندگاری و پاک نشدن فضله‌های سنجاب‌ها

500
00:52:07,300 --> 00:52:09,250
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>! آراگورن، یه چیزی اون جاست</font>

501
00:52:16,035 --> 00:52:17,859
<font color=#008000>چی می‌بینی؟</font>

502
00:52:18,234 --> 00:52:20,667
 جادوگر سفید نزدیک شده

503
00:52:26,875 --> 00:52:31,175
نذارید حرف بزنه وگرنه طلسم‌ـمون می‌کنه

504
00:52:40,756 --> 00:52:43,020
باید سریع باشیم

505
00:52:58,607 --> 00:53:02,236
شما دنبالِ ردپای دو هابیت جوان هستید

506
00:53:02,811 --> 00:53:04,210
اون‏ها کجا هستن ؟

507
00:53:04,379 --> 00:53:07,940
اون‌ها روزِ قبل از دیروز، از این جا عبور کردند

508
00:53:08,116 --> 00:53:12,382
اون‌ها با کسی دیدار کردن که انتظارش رو نداشتن

509
00:53:12,554 --> 00:53:14,681
این حرف باعث آرامش خاطرتان شد؟

510
00:53:14,856 --> 00:53:16,824
تو کی هستی ؟

511
00:53:18,293 --> 00:53:20,261
! خودت رو نشون بده

512
00:53:29,170 --> 00:53:31,161
امکان نداره

513
00:53:34,141 --> 00:53:35,108
من رو ببخشید

514
00:53:36,777 --> 00:53:38,711
شما رو با سارومان اشتباه گرفتم

515
00:53:39,480 --> 00:53:42,244
! من سارومان هستم

516
00:53:43,784 --> 00:53:47,652
یا در واقع، آن طور که سارومان باید می‌بود

517
00:53:48,623 --> 00:53:50,113
! تو سقوط کردی

518
00:53:51,592 --> 00:53:54,117
در میان آتش

519
00:53:54,295 --> 00:53:55,592
و آب

520
00:53:57,064 --> 00:53:59,589
<i>از درون عمیق‌ترین سیاه چال، تا بالای رفیع‌ترین قله</i>

521
00:53:59,767 --> 00:54:03,464
<i> با بالروگِ* مورگوت نبرد کردم</i>
<font color="#ff8000">«موجوداتی پلید و نیرومند که می‌توانند بر خود آتش بپوشانند»</font>
<font color="#ff8000">«یا خود را در تاریکی و سایه پنهان کنند»</font>

522
00:54:19,320 --> 00:54:22,050
<i>تا این که سرانجام دشمنم را به پایین افکندم</i>

523
00:54:22,223 --> 00:54:26,682
<i>و بدن نَحسش را روی کوهستان کوبیدم</i>

524
00:54:32,699 --> 00:54:35,259
<i>تاریکی مرا در برگرفت</i>

525
00:54:36,036 --> 00:54:40,097
<i>و من از ذهن و زمان رها شدم</i>

526
00:54:40,874 --> 00:54:43,934
<i>ستارگان در بالای سرم می‌چرخیدند</i>

527
00:54:44,210 --> 00:54:48,704
<i>و هر روز به بلندی یک عمر در روی زمین بود</i>

528
00:54:50,850 --> 00:54:52,977
<i>اما این پایان کار نبود</i>

529
00:54:53,219 --> 00:54:56,052
<i>دوباره حیات را درونم حس کردم</i>

530
00:54:57,991 --> 00:55:00,516
<i>من بازگردانده شدم</i>

531
00:55:00,694 --> 00:55:02,252
<i>تا زمانی که وظیفه‌ام به انجام برسد</i>

532
00:55:02,629 --> 00:55:04,529
گاندالف

533
00:55:05,198 --> 00:55:07,189
!گاندالف ؟

534
00:55:07,600 --> 00:55:09,397
بله

535
00:55:12,205 --> 00:55:14,002
با این نام صدایم می‌زدند

536
00:55:16,876 --> 00:55:19,140
 " گاندالف خاکستری "

537
00:55:20,480 --> 00:55:22,243
! نامم این بود

538
00:55:22,415 --> 00:55:23,848
گاندالف

539
00:55:25,819 --> 00:55:27,878
من " گاندالف سفید " هستم

540
00:55:30,923 --> 00:55:33,983
و اکنون نزد شما برگشتم

541
00:55:34,159 --> 00:55:36,650
*در زمانی که جهت موج در حال عوض شدن است
<font color="#ff8000">«کنایه از زمان مهم و خطیر»</font>

542
00:55:37,763 --> 00:55:40,732
،مرحله‌ی نخست سفرتان به پایان رسیده است
مرحله‌ی دیگری آغاز شده است

543
00:55:41,500 --> 00:55:44,663
باید با تمام سرعت به‏ سمت " ادوراس " بریم -
!ادوراس ؟ -

544
00:55:45,604 --> 00:55:47,629
مسافت کمی نیست

545
00:55:47,906 --> 00:55:51,137
شنیدیم که روهان دچار مشکل شده
دلیلش هم به خاطر بیماری‌ پادشاه‌ـه

546
00:55:51,310 --> 00:55:53,403
بله، و به آسونی هم درمان نمیشه

547
00:55:53,579 --> 00:55:57,015
پس این همه راه رو بیهوده طی کردیم؟

548
00:55:57,182 --> 00:55:59,173
میخوایم اون هابیت‏های بیچاره رو این‌جا رها کنیم؟

549
00:55:59,351 --> 00:56:03,515
! توی این جنگل ترسناک ، تاریک، مرطوب و پر از درخت

550
00:56:06,125 --> 00:56:09,288
! منظورم جذاب بود

551
00:56:09,461 --> 00:56:12,191
! جنگل بسیار جذاب

552
00:56:12,731 --> 00:56:16,394
چیزی بیشتر از یه شانس ساده
مری و پیپین رو به فنگورن کشوند

553
00:56:16,602 --> 00:56:20,971
سال‌های زیادی‌ـست که یک نیروی عظیم این‌جا آرمیده

554
00:56:21,140 --> 00:56:24,576
آمدنِ مری و پیپین مثل سقوط یه سنگ کوچک بود

555
00:56:24,743 --> 00:56:28,076
که باعث شروع یک بهمن بزرگ در کوهستان میشه

556
00:56:28,247 --> 00:56:31,239
در یه چیز اصلاً تغییر نکردی دوست من

557
00:56:31,416 --> 00:56:35,010
هنوز هم پر رمز و راز صحبت می‌کنی

558
00:56:37,855 --> 00:56:44,260
اتفاقی در حال افتادن هست که از
بعد از " روزگارِ نخستین "* تا الان رخ نداده
<font color="#ff8000">«یا دوره نخست، که با بالا آمدن خورشید آغار می‌گردد»</font>
<font color="#ff8000">«و بیشتر رویدادهای افسانه‌ای در آن آغاز می‌شود»</font>

559
00:56:44,428 --> 00:56:48,057
اِنت‏ها در حال بیدار شدن هستن

560
00:56:48,599 --> 00:56:53,093
و پِی می‌برن که قدرتمند هستن -
!قدرتمند ؟ -

561
00:56:53,905 --> 00:56:55,031
اوه، چه خوب

562
00:56:55,239 --> 00:56:57,935
پس دیگه کج خلقی نکن جناب کوتوله

563
00:56:59,043 --> 00:57:01,273
مری و پیپین در امنیت کامل هستن

564
00:57:01,445 --> 00:57:05,040
در واقع، جای اون‏ها از جایی که تو
! قراره بزودی باشی خیلی امن‏تره

565
00:57:05,216 --> 00:57:08,947
! این گاندالفِ جدید خیلی بداخلاق تر از قبلی‌ـه

566
00:57:31,242 --> 00:57:32,675
! *اون از نژاد " مِرا هاـست
<font color="#ff8000">«نژادی که بسیار قوی‌تر و باهوش‌تر از اسب‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و فقط به پادشاهان و شاهزادگان خدمت می‌کردند»</font>

567
00:57:32,844 --> 00:57:35,641
! مگه این که چشم‌هام طلسم شده باشن و فریبم بدن

568
00:57:53,263 --> 00:57:55,927
*"شَدو فَکس "
<font color="#ff8000">«در روهان سرعت زیاد این اسب را»</font>
<font color="#ff8000">«با سرعت تیر مقایسه می‌کردند»</font>

569
00:57:58,101 --> 00:58:00,729
*او سَرور تمام اسب‌‏ها‌ست
<font color="#ff8000">«! این اسب در کتاب ارباب حلقه‌ها، خاکستری رنگ است»</font>

570
00:58:02,372 --> 00:58:06,240
و یار و همراه من در مکان‌های خطرناکِ زیادی بوده

571
00:58:20,490 --> 00:58:24,085
<i>ای زیبای من</i>

572
00:58:24,261 --> 00:58:28,061
<i>تو را درخشان دیدم</i>

573
00:58:28,231 --> 00:58:31,758
<i>در یک روز تابستانی</i>

574
00:58:32,869 --> 00:58:37,329
<i>در بالای سرِ طلای و سرخ رنگت</i>

575
00:58:37,540 --> 00:58:42,272
<i>تاجی قرار گرفته است</i>

576
00:58:42,444 --> 00:58:44,844
! چه شعر زیبایی بود

577
00:58:45,014 --> 00:58:49,917
خیلی راه مونده تا برسیم ؟ -
 عجول نباش -

578
00:58:50,085 --> 00:58:53,350
! شاید از نظر شما " دور " به نظر بیاد

579
00:58:54,256 --> 00:58:58,056
...خونه‏ی من در اعماق جنگل

580
00:58:58,260 --> 00:59:02,162
نزدیک دامنه‌های کوهستان‌ـه

581
00:59:03,432 --> 00:59:07,095
به گاندالف گفتم که شما رو
در یه جای " امن " نگه می‌دارم

582
00:59:07,336 --> 00:59:11,295
و   " امن "، جاییه که من
! شما رو اون‌جا نگه می‏دارم

583
00:59:11,573 --> 00:59:15,942
مطمئنم که از شعر بعدی هم لذت می‌برید

584
00:59:16,345 --> 00:59:19,337
! یکی از سروده‌های خودم‌ـه

585
00:59:19,515 --> 00:59:20,709
بسیار خب

586
00:59:20,883 --> 00:59:27,015
<i>زیرِ بامِ برگ‌های خفته</i>

587
00:59:27,189 --> 00:59:32,058
<i>و رویاهای آشکار نشده‌ی درختان</i>

588
00:59:32,227 --> 00:59:38,689
<i>وقتی که دالان‌های جنگل سبز و خنک هستند</i>

589
00:59:38,901 --> 00:59:42,961
<i>و باد از غرب می‏وزد</i>

590
00:59:43,438 --> 00:59:46,100
<i> به سویم بازگرد</i>

591
00:59:46,641 --> 00:59:51,101
<i> به سویم بازگرد</i>

592
00:59:51,279 --> 00:59:57,707
<i>! و بگو سرزمینم بهترین جای دنیاست</i>

593
01:00:05,159 --> 01:00:08,822
بخوابید، شایری‏های کوچک

594
01:00:08,997 --> 01:00:12,592
و به صداهای شبانه توجهی نکنید

595
01:00:12,800 --> 01:00:16,702
تا روشنایی صبح بخوابید

596
01:00:18,339 --> 01:00:22,503
در جنگل کارهایی دارم

597
01:00:22,677 --> 01:00:28,206
خیلی‌ها باید صدا زده شوند
خیلی‌ها باید بیایند

598
01:00:29,450 --> 01:00:34,114
سایه‌ای روی فنگورن قرار گرفته است

599
01:00:34,288 --> 01:00:40,124
زمانُِ زوالِ جنگل داره نزدیک و نزدیکتر میشه

600
01:00:49,569 --> 01:00:53,835
سایه‌ی ترسناکی که در شرق خودنمایی می‌کنه
*در حال شکل گرفتن‌ـه
<font color="#ff8000">«منظورش شکل گرفتن و تکمیل ارتش سائورون است»</font>

601
01:00:54,641 --> 01:00:57,235
! سائورون وجود هیچ رقیبی رو تحمل نخواهد کرد

602
01:00:57,677 --> 01:01:01,943
چشمش از بالای برج " باراد - دور "* دائماً
در حال نگاه کردن‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی: برج تاریک، محل حکومت سائورون»</font>
<font color="#ff8000">«که در جنگ با ایسیلدور از بین رفته بود»</font>

603
01:01:02,115 --> 01:01:05,482
اما هنوز آنقدر نیرومند نشده
که ترسی نداشته باشه

604
01:01:06,520 --> 01:01:08,488
شک و تردید مثل خوره به جانش افتاده

605
01:01:08,655 --> 01:01:11,215
شایعه به گوشش رسیده

606
01:01:11,391 --> 01:01:14,360
که وارث " نومِنور "* هنوز زنده‌ـست
<font color="#ff8000">«تمدن بزرگ انسان‌ها که به علت طمع آن‌ها نابود شد»</font>

607
01:01:15,328 --> 01:01:18,161
سائورون از تو هَراس داره، آراگورن

608
01:01:19,499 --> 01:01:21,660
از چیزی که ممکنه بشی هَراس داره

609
01:01:22,936 --> 01:01:26,372
و به همین دلیل سخت و سریع به دنیای انسان‌ها
حمله خواهد کرد

610
01:01:26,540 --> 01:01:30,169
از دست‏نشانده‏ی خودش سارومان برای
 نابود کردن روهان استفاده خواهد کرد

611
01:01:30,343 --> 01:01:31,833
جنگ در پیش‌ـه

612
01:01:32,012 --> 01:01:35,573
روهان باید از خودش دفاع کنه
 و نخستین چالش ما اون‌جاست

613
01:01:35,749 --> 01:01:38,183
چون روهان، ضعیف و آماده‏ی سقوطه

614
01:01:38,351 --> 01:01:42,048
،ذهن شاه به بند کشیده شده
 این یکی از ترفندهای قدیمیِ سارومان‌ـه

615
01:01:42,222 --> 01:01:45,316
الان نفوذش روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه

616
01:01:45,492 --> 01:01:50,190
سائورون و سارومان دارن حلقه‌ی کَمندشون رو
 تنگ‏تر می‏کنن

617
01:01:51,030 --> 01:01:53,157
... اما با همه‏ی زیرکی‏ـشون

618
01:01:53,365 --> 01:01:55,890
ما یک برتری نسبت به اون‌ها داریم

619
01:01:58,070 --> 01:02:00,630
حلقه پنهان باقی مونده

620
01:02:01,674 --> 01:02:03,574
و حلقه چیزیه که باید دنبال نابود کردنش باشیم

621
01:02:03,742 --> 01:02:06,711
و این هنوز وارد تاریک‏ترین رویاهاشون هم نشده
(که ما توسط فرودو دنبال نابود کردن حلقه هستیم)

622
01:02:07,313 --> 01:02:10,612
و به همین خاطر هست که سلاح دشمن
...داره به سمت موردور میره

623
01:02:10,783 --> 01:02:12,273
در دستان یک هابیت

624
01:02:12,451 --> 01:02:16,547
و هر روز داره به شعله‌های کوه نابودی
نزدیکترش می‌کنه

625
01:02:16,722 --> 01:02:19,350
حالا ما باید به فرودو اعتماد کنیم

626
01:02:19,525 --> 01:02:21,356
... همه چیز به سرعت و

627
01:02:21,527 --> 01:02:24,519
پنهان موندن ماموریتش بستگی داره

628
01:02:26,499 --> 01:02:29,832
از تصمیمی که برای ترکش گرفتی پشیمان نباش

629
01:02:30,703 --> 01:02:33,467
فرودو باید تنهایی این ماموریت رو به اتمام برسونه

630
01:02:34,206 --> 01:02:36,538
اون تنها نیست

631
01:02:36,709 --> 01:02:38,404
سم همراهش رفت

632
01:02:39,078 --> 01:02:40,272
واقعاً ؟

633
01:02:40,446 --> 01:02:45,076
واقعاً این کار رو کرد ؟
 خوبه

634
01:02:45,684 --> 01:02:48,118
 بله، خیلی خوبه

635
01:02:56,127 --> 01:03:01,030
" دروازه‌ی سیاه موردور "

636
01:03:03,768 --> 01:03:06,236
اوه، یکی به دادمون برسه

637
01:03:12,043 --> 01:03:15,274
! اگه پدر پیرم این‌جا بود چندتا حرف سنگین بهمون میزد

638
01:03:17,515 --> 01:03:21,975
ارباب گفت راه موردور رو بهش نشون بدیم

639
01:03:22,153 --> 01:03:25,589
،سمیگلِ خوب هم این کار رو کرد
ارباب همین رو گفته بود

640
01:03:25,757 --> 01:03:26,985
آره

641
01:03:35,767 --> 01:03:37,758
پس خودشه

642
01:03:39,337 --> 01:03:40,634
نمی‌تونیم ازش بگذریم

643
01:04:25,816 --> 01:04:27,147
نگاه کن

644
01:04:27,317 --> 01:04:28,784
دروازه

645
01:04:28,952 --> 01:04:30,146
! داره باز میشه

646
01:04:37,594 --> 01:04:39,562
یه راه به سمت پایین رو می‌بینم

647
01:04:40,297 --> 01:04:42,390
! سم، نه

648
01:04:44,601 --> 01:04:45,966
! ارباب

649
01:06:09,751 --> 01:06:13,278
من ازت نخواستم که دنبالم بیای، سم -
می‏دونم آقای فرودو -

650
01:06:14,055 --> 01:06:17,218
شک دارم که حتی این رَداهای اِلفی هم بتونن
ما رو اون‌جا مخفی کنن

651
01:06:17,659 --> 01:06:19,524
! حالا -
! نه -

652
01:06:20,095 --> 01:06:22,063
! نه، نه ارباب

653
01:06:22,263 --> 01:06:25,232
! می‏گیرن‌ـتون ! می‏گیرن‏ـتون

654
01:06:26,534 --> 01:06:29,094
اون(حلقه) رو بهش نده

655
01:06:32,040 --> 01:06:34,770
اون " عزیز " رو می‏خواد

656
01:06:34,943 --> 01:06:37,969
همیشه دنبالش می‏گرده

657
01:06:38,146 --> 01:06:42,048
عزیز هم می‏خواد پیش اون برگرده

658
01:06:42,283 --> 01:06:46,185
ولی ما نباید بذاریم دست اون بهش برسه

659
01:06:52,594 --> 01:06:54,687
نه ! یه راه دیگه هم هست

660
01:06:54,896 --> 01:06:57,558
یه راه مخفی‌تر
یه راه تاریک

661
01:06:57,866 --> 01:07:01,529
! چرا قبلاً حرفی در موردش نزده بودی ؟ -
چون ارباب نپرسیده بود -

662
01:07:02,003 --> 01:07:03,026
! اون یه فکرایی تو سرش‌ـه

663
01:07:03,637 --> 01:07:06,231
داری میگی یک راه دیگه هم به داخل موردور هست ؟

664
01:07:06,407 --> 01:07:09,137
آره، یه راه هست

665
01:07:09,309 --> 01:07:11,800
و تعدادی پله

666
01:07:12,012 --> 01:07:13,673
...و بعدش

667
01:07:13,847 --> 01:07:17,180
یه تونل

668
01:07:31,198 --> 01:07:32,995
اون ما رو تا این‏جا راهنمایی کرده، سم

669
01:07:33,167 --> 01:07:34,566
آقای فرودو، نه

670
01:07:35,702 --> 01:07:37,169
اون سر حرفش مونده

671
01:07:42,042 --> 01:07:43,236
نه

672
01:07:45,379 --> 01:07:47,006
راه رو نشون بده اسمیگل

673
01:07:47,614 --> 01:07:51,550
اسمیگلِ خوب همیشه کمک می‏کنه

674
01:08:25,518 --> 01:08:26,507
سلام ؟

675
01:08:28,921 --> 01:08:30,980
! درخت ریشو

676
01:08:31,691 --> 01:08:33,022
کجا رفته ؟

677
01:08:33,226 --> 01:08:35,660
دیشب قشنگ‏ترین خوابم رو دیدم

678
01:08:36,295 --> 01:08:38,991
یک بشکه بزرگ اون جا بود
 پُر از علفِ پیپ

679
01:08:39,165 --> 01:08:41,656
... و ما همه‏اش رو کشیدیم، بعدش

680
01:08:42,168 --> 01:08:44,102
تو بیمار شدی

681
01:08:45,705 --> 01:08:48,538
حاضرم برای یه پک " توبی پیر "* همه چیزم رو بدم
<font color="#ff8000">«نوعی تنباکو در شایر که اولین بار توسط»</font>
<font color="#ff8000">«پیرمردی به نام " توبی " کِشت شد»</font>

682
01:08:52,044 --> 01:08:53,978
اون صدا رو شنیدی؟

683
01:09:01,053 --> 01:09:02,452
! باز هم اومد

684
01:09:03,389 --> 01:09:07,985
یه چیزی این‌جا درست نیست
اصلا درست نیست

685
01:09:11,796 --> 01:09:14,731
تو الان یه چیزی به زبان... درختی گفتی

686
01:09:14,900 --> 01:09:18,893
نه، نگفتم
فقط بدنم رو کش و قوس دادم

687
01:09:26,444 --> 01:09:28,309
! قدت بلندتر شده

688
01:09:28,847 --> 01:09:30,337
کی ؟ -
! تو -

689
01:09:30,515 --> 01:09:32,142
از چی ؟ -
! از من -

690
01:09:32,651 --> 01:09:34,778
! من همیشه قدم از تو بلندتر بوده

691
01:09:34,953 --> 01:09:39,583
 پیپین همه می‏دونن که من قد بلنده هستم
! و تو قد کوتاهه

692
01:09:40,458 --> 01:09:41,948
دست بردار مری

693
01:09:42,160 --> 01:09:45,994
*قدت چنده ؟ 3.6 فوت، نهایتاً ؟
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و ده سانتیمتر»</font>

694
01:09:46,565 --> 01:09:49,398
در حالی‏که من، حدودِ 3.7 فوت* هستم
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر سیزده سانتیمتر»</font>

695
01:09:51,536 --> 01:09:53,800
*شدم 3.8 فوت
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و پانزده سانتیمتر»</font>

696
01:09:55,740 --> 01:09:57,571
شدی 3.8 فوت

697
01:10:00,645 --> 01:10:02,545
یه کَلکی تو کارِت‌ـه

698
01:10:08,353 --> 01:10:09,945
! مری، نکن ! نخورش

699
01:10:10,889 --> 01:10:12,355
! مری

700
01:10:12,556 --> 01:10:14,888
! نه، درخت ریشو گفت تو نباید چیزی بخوری

701
01:10:15,059 --> 01:10:18,961
! منم یکم می‏خوام -
! ممکنه خطرناک باشه -

702
01:10:19,129 --> 01:10:21,290
بِدش به من مری

703
01:10:23,133 --> 01:10:24,498
چه اتفاقی داره میوفته ؟

704
01:10:25,369 --> 01:10:26,836
! پام رو گرفت

705
01:10:27,171 --> 01:10:28,661
! مری

706
01:10:48,058 --> 01:10:49,650
! کمک

707
01:10:56,433 --> 01:10:58,298
از اون‌ها دور شو

708
01:10:58,469 --> 01:11:00,266
تو نباید بیدار باشی

709
01:11:00,771 --> 01:11:05,640
زمین را بخور، حفره‌ای عمیق حفر کن
آب بنوش

710
01:11:06,243 --> 01:11:08,803
و به خواب فرو برو

711
01:11:09,146 --> 01:11:11,011
از اون‌ها دور شو

712
01:11:11,181 --> 01:11:14,480
بیاید، جنگل در حال بیدار شدن‌ـه

713
01:11:15,052 --> 01:11:16,985
این جا امن نیست

714
01:11:19,656 --> 01:11:23,592
درخت‌ها غیر اهلی و خطرناک شدن

715
01:11:23,760 --> 01:11:26,752
خشم مثل چِرک، دل‌هاـشون رو پر کرده

716
01:11:27,630 --> 01:11:29,257
فکرهاـشون سیاه و تاریک شده

717
01:11:29,432 --> 01:11:31,957
نفرت‌ـشون قوی شده

718
01:11:32,135 --> 01:11:34,899
اگه بتونن بهتون آسیب می‏زنن

719
01:11:35,071 --> 01:11:38,632
الان تعداد کمی از ما باقی موندن

720
01:11:38,808 --> 01:11:42,801
تعداد کمی از ما اِنت‌ها باقی موندن
تا اون‌ها رو مدیریت کنیم

721
01:11:43,446 --> 01:11:46,074
چرا اینقدر تعدادتون کمه، درحالی که
عمرتون خیلی زیاده ؟

722
01:11:46,249 --> 01:11:48,446
پس بچه اِنت‌ها کجا هستن ؟

722
01:11:48,449 --> 01:11:49,446
:به زبان اِنتی
<font color="#0000ff">عجول نباش</font>

723
01:11:49,619 --> 01:11:55,251
سال‌های خیلی زیادی‌ـه که اِنت‌ها زاد و ولد نکردن

724
01:11:55,458 --> 01:12:00,691
چرا ؟ -
ما همسران اِنت‌ها رو از دست دادیم -

725
01:12:00,963 --> 01:12:02,362
متاسفم

726
01:12:02,465 --> 01:12:06,401
چطوری مُردن ؟ -
مُردن ؟ نه -

727
01:12:06,569 --> 01:12:09,800
گُم‌ـشون کردیم

728
01:12:09,972 --> 01:12:15,035
و حالا نمی‏تونیم پیداشون کنیم

729
01:12:15,211 --> 01:12:21,445
فکر نمی‏کنم شما همسران اِنت‏ها رو
در شایر دیده باشید ؟

730
01:12:21,838 --> 01:12:24,398
نمی‏تونم بگم که دیدم

731
01:12:24,942 --> 01:12:26,967
تو چی، پیپ ؟

732
01:12:28,445 --> 01:12:30,845
اون‌ها چه شکلی هستن ؟

733
01:12:33,283 --> 01:12:37,947
! حالا دیگه به یاد ندارم

734
01:12:54,371 --> 01:12:58,273
*اِدوراس و تالار زرین مدوسِلد
<font color="#ff8000">«تالاری طلایی که شاهان روهان در آن اقامت داشتند»</font>

735
01:12:59,042 --> 01:13:01,670
تئودن پادشاه روهان در اون‏جا اقامت داره

736
01:13:02,379 --> 01:13:05,246
<i>کسی که ذهنش دچار زوال شده</i>

737
01:13:05,415 --> 01:13:09,681
<i>الان نفوذ سارومان روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه</i>

738
01:13:10,320 --> 01:13:13,483
... سرورم، پسرتون

739
01:13:13,657 --> 01:13:15,852
مُرده

740
01:13:17,361 --> 01:13:19,158
سرورم ؟

741
01:13:20,430 --> 01:13:21,590
عمو ؟

742
01:13:28,404 --> 01:13:30,668
کنار بدنش نمیرید؟

743
01:13:33,809 --> 01:13:36,209
کاری نمی‏کنید ؟

744
01:13:36,379 --> 01:13:38,347
مراقب حرف زدن‌‌ـتون باشید

745
01:13:38,581 --> 01:13:40,908
دنبال خوش‌آمد گویی و استقبال نباشید

746
01:14:04,774 --> 01:14:08,994
اون... اون باید در طول شب از دنیا رفته باشه

747
01:14:09,111 --> 01:14:11,398
...برای یک پادشاه چقدر غم انگیزه

748
01:14:11,480 --> 01:14:14,849
که تنها پسر و وارثش رو از دست بده

749
01:14:15,551 --> 01:14:20,079
...درک  می‌کنم
 پذیرش مرگِ اون پسر سخته

750
01:14:20,256 --> 01:14:25,158
به ویژه الان که برادرت هم تنهات گذاشته

751
01:14:25,326 --> 01:14:26,793
! تنهام بذار، مار

752
01:14:28,263 --> 01:14:29,890
 اما تو تنها هستی

753
01:14:31,533 --> 01:14:36,300
چه کسی می‌دونه که تو با تاریکی چه صحبت‌هایی کردی

754
01:14:36,471 --> 01:14:39,929
در تلخ‌ترین ساعات شب

755
01:14:40,108 --> 01:14:43,771
وقتی حس می‌کردی که تمام زندگیت داره از هم می‌پاشه

756
01:14:43,978 --> 01:14:52,911
دیوارهای اقامت‌گاه‌ـت مثل قفسی برای به بند کشیدنِ
یک موجود وحشی، تو رو در بَر گرفتن

758
01:14:55,156 --> 01:14:57,056
بسیار زیبا

759
01:14:58,326 --> 01:14:59,691
بسیار سرد

760
01:15:01,463 --> 01:15:03,624
مثل یک صبح پژمرده‌ی بهاری

761
01:15:03,832 --> 01:15:07,268
که هنوز از سرمای زمستان دل نکنده است

762
01:15:21,049 --> 01:15:23,540
کلماتت سَم‌اند

763
01:16:56,108 --> 01:16:58,576
! توی یه قبرستون بیشتر از این‌جا شادی پیدا میشه

764
01:17:12,925 --> 01:17:16,725
نمی‌تونم بهتون اجازه بدم که با این همه سلاح
به حضور پادشاه تئودن برسید، گاندالف خاکستری

765
01:17:18,231 --> 01:17:20,991
*" به دستور " گریمای مارزبان
<font color="#ff8000">«لقب اهانت‌آمیزی که به مشاور پادشاه روهان داده بودند»</font>

766
01:17:38,149 --> 01:17:39,912
عصاـتون

767
01:17:43,321 --> 01:17:46,813
تو که قصد نداری یه پیرمرد رو از
عصاش جدا کنی

768
01:18:05,610 --> 01:18:08,477
سرورم، گاندالف خاکستری داره میاد

769
01:18:16,788 --> 01:18:18,346
! اون قاصدِ پریشانی و غم‌ـه

770
01:18:18,523 --> 01:18:22,990
*ادب و نزاکتِ دربارت اخیراً رو به کاستی گذاشته
<font color="#ff8000">«کنایه به استقبال نکردن از مهمان‌ها»</font>

771
01:18:24,062 --> 01:18:25,495
پادشاه تئودن

772
01:18:26,197 --> 01:18:28,722
ازش استقبال نکن

773
01:18:29,668 --> 01:18:35,004
...چرا باید ازت استقبال کنم

774
01:18:35,507 --> 01:18:39,169
*گاندالف، کلاغ طوفان ؟
<font color="#ff8000">«یکی از القاب گاندالف که بر مبنای این که رسیدنش همیشه»</font>
<font color="#ff8000">«در اوقات بدبختی و مشکلات بود به او داده شد»</font>

775
01:18:39,343 --> 01:18:42,642
سوال منطقی‌ای پرسیدید سرورم

776
01:18:42,813 --> 01:18:45,680
این ساحرِ حیله‌گر

777
01:18:45,849 --> 01:18:49,808
زمان بدی رو برای اومدن انتخاب کرده

778
01:18:50,621 --> 01:18:52,680
من بهش لقب "  بد خبر " میدم

779
01:18:52,856 --> 01:18:55,757
بد خبر، مهمانِ بدی‌ـه

780
01:18:55,926 --> 01:19:00,488
! ساکت باش
زبان نیش‌دارت رو پشت دندان‌هات نگه دار

781
01:19:00,664 --> 01:19:02,598
من از میان آتش و مرگ عبور نکردم

782
01:19:02,700 --> 01:19:05,931
! که حرف‌های مزخرف، با یه کرمِ کودن رد و بدل کنم

783
01:19:06,937 --> 01:19:09,030
عصا

784
01:19:09,239 --> 01:19:13,369
بهتون گفته بودم که عصای جادوگر رو ازش بگیرید

785
01:19:16,714 --> 01:19:18,648
تئودن

786
01:19:19,216 --> 01:19:21,776
پسر تنگل

787
01:19:23,554 --> 01:19:25,920
مدتی طولانی‌ـست که در سایه‌ها نشسته‌ای

788
01:19:28,892 --> 01:19:32,157
! اگه جات بودم تکون نمی‌خوردم

789
01:19:32,329 --> 01:19:34,422
! به من گوش بسپار

790
01:19:39,937 --> 01:19:42,063
...تو را رها می‌کنم

791
01:19:42,271 --> 01:19:44,239
از طلسم

792
01:19:55,785 --> 01:19:58,811
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

793
01:19:58,988 --> 01:20:02,617
گاندالف خاکستری

794
01:20:08,030 --> 01:20:13,093
تو را (از ذهنش) بیرون خواهم کشید سارومان
همچون زهری که از زخم بیرون می‌کشند

795
01:20:22,545 --> 01:20:24,069
صبر کن

796
01:20:25,515 --> 01:20:29,349
اگه بیرون برم، تئودن خواهد مُرد

797
01:20:30,052 --> 01:20:32,247
تو من رو نکشتی

798
01:20:32,422 --> 01:20:34,617
اون رو هم نخواهی کشت

799
01:20:38,528 --> 01:20:40,223
روهان مال منه

800
01:20:41,697 --> 01:20:43,028
بیرون شو

801
01:21:27,542 --> 01:21:29,669
چهره‏ات رو می‏شناسم

802
01:21:34,249 --> 01:21:35,511
 ائووین

803
01:21:37,819 --> 01:21:39,081
 ائووین

804
01:21:47,361 --> 01:21:48,555
گاندالف ؟

805
01:21:49,096 --> 01:21:51,963
دوباره هوای آزاد رو استشمام کن دوست من

806
01:22:05,312 --> 01:22:07,906
این اواخر رویاهام تاریک بودن

807
01:22:12,052 --> 01:22:15,818
...انگشتانت نیروی سابق‌ـشون رو بهتر یاد خواهند آورد

808
01:22:15,990 --> 01:22:18,959
اگه دوباره شمشیرت رو لمس کنن

809
01:23:04,070 --> 01:23:06,038
...من فقط

810
01:23:06,239 --> 01:23:09,299
همیشه به شما خدمت کردم، سرورم

811
01:23:09,475 --> 01:23:14,469
جادو و جمبل تو من رو مجبور کرده بود
که مثل یه جانور روی زمین بخزم

812
01:23:15,481 --> 01:23:17,415
من رو از دربارتون نرانید

813
01:23:19,719 --> 01:23:22,449
! نه، سرورم
 نه، سرورم

814
01:23:22,655 --> 01:23:23,849
بذارید بره

815
01:23:24,557 --> 01:23:27,788
به‏ خاطر کارهای اون به اندازه‏ی کافی خون ریخته شده

816
01:23:36,936 --> 01:23:39,268
! از سر راهم برید کنار

817
01:23:41,507 --> 01:23:44,670
درود بر پادشاه تئودن

818
01:24:09,267 --> 01:24:11,758
تئودرد " کجاست ؟ "

819
01:24:14,806 --> 01:24:17,366
پسرم کجاست ؟

820
01:25:05,800 --> 01:25:15,000
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080><i>مرگی پلید برای جنگجویی نجیب مقدر شده بود</i></font>

821
01:25:15,600 --> 01:25:22,000
<font color=#800080><i>شاعرانِ غمگین باید سرودی اندوهناک بسُرایند</i></font>

822
01:25:22,700 --> 01:25:29,900
<font color=#800080><i>چرا که او دیگر در مدوسلد حضور ندارد</i></font>

823
01:25:30,600 --> 01:25:38,000
<font color=#800080><i>کسی که در پیشگاه سَرورَش عزیزترین
و در پیشگاه خویشاوندانش محبوب‌ترین بود</i></font>

824
01:25:39,100 --> 01:25:41,700
<font color=#800080><i>مرگی پلید</i></font>

825
01:25:44,562 --> 01:25:47,291
<font color=#800080>*سیمبل‏مینه </font>
<font color="#ff8000">«،یکی از گل‌های خیالی و بومی سرزمین روهان»</font>
<font color="#ff8000">«چیزی شبیه به گل همیشه بهار»</font>

826
01:25:51,469 --> 01:25:55,064
...گلی که همیشه بر مزار نیاکانم روییده

827
01:25:58,909 --> 01:26:01,877
! حالا باید مزار پسرم رو بپوشونه

828
01:26:03,947 --> 01:26:07,815
افسوس که این روزگار پلید باید نصیب من بشه

829
01:26:08,585 --> 01:26:12,988
روزگاری که جوان‌ها می‌میرند و پیرها باقی می‌مانند

830
01:26:13,590 --> 01:26:15,683
روزگاری که باید زنده باشم

831
01:26:15,859 --> 01:26:19,226
و آخرین روزهای خاندانم رو ببینم

832
01:26:20,497 --> 01:26:24,365
تو در مرگ " تئودرد " مقصر نبودی

833
01:26:27,403 --> 01:26:30,804
هیچ پدر و مادری نباید فرزند خودشون رو دفن کنند

834
01:26:47,524 --> 01:26:49,389
اون در زندگیش فردی نیرومند بود

835
01:26:50,493 --> 01:26:54,054
روح اون به تالارهای پدرانت راه پیدا خواهد کرد

836
01:27:04,300 --> 01:27:12,000
<font color=#800080>به آرامش برس و رهسپار جهانی دیگر شو</font>

837
01:27:38,674 --> 01:27:40,574
به اون‌ها هیچ هشداری داده نشده بود

838
01:27:40,742 --> 01:27:43,142
اون‏ها غیرمسلح بودن

839
01:27:43,612 --> 01:27:47,939
وحشی‌ها در حال تاخت و تاز در سرزمین‌های غربی هستن
و تا جایی که میتونن همه‌چیز رو می‌سوزونن و از بین می‌برن

840
01:27:48,584 --> 01:27:50,752
مزارع، خانه‌ها و درخت‌ها
(به هیچ چیز رحم نمی‌کنن)

841
01:27:50,853 --> 01:27:53,083
مامان کجاست ؟

842
01:27:53,856 --> 01:27:58,088
این تنها ذره‌ای از وحشتی‌ـست که سارومان
به وجود خواهد آورد

843
01:27:58,293 --> 01:28:02,627
حالا همه‌ی قدرت اون به خاطر ترسی‌ـست
که از سائورون سرچشمه می‌گیره

844
01:28:04,233 --> 01:28:07,201
به سمتش بتاز و باهاش رو در رو بجنگ

845
01:28:07,969 --> 01:28:11,461
اون رو از زن‌ها و کودکان‌ـتون دور کن

846
01:28:11,806 --> 01:28:13,433
تو باید بجنگی

847
01:28:13,608 --> 01:28:17,442
شما دو هزار مرد جنگی خوب دارید که در حالی
که ما داریم صحبت می‌کنیم، دارن به سمت شمال میرن

848
01:28:17,612 --> 01:28:19,239
ائومر به شما وفاداره

849
01:28:19,413 --> 01:28:22,109
افرادش به‏خاطر پادشاه‌ـ‏شون برمی‏گردن و می‏جنگن

850
01:28:22,283 --> 01:28:26,185
اون‌ها تا حالا سیصد فرسخ از این‌جا دور شدن

851
01:28:29,857 --> 01:28:32,087
ائومر نمی‏تونه به ما کمک کنه

852
01:28:32,727 --> 01:28:34,490
متوجه‌ام که از من چه می‌خواهید

853
01:28:34,695 --> 01:28:37,960
ولی من بیش از این مردمم رو به کام مرگ نمی‌فرستم

854
01:28:39,534 --> 01:28:41,329
من خطرِ آغازِ یک جنگ تمام عیار رو نمی‏پذیرم

855
01:28:43,537 --> 01:28:46,904
،جنگ تمام عیار به سراغ شما اومده
چه خطرش رو بپذیرید و چه نپذیرید

856
01:28:51,178 --> 01:28:52,805
آخرین باری که بررسی کردم

857
01:28:53,247 --> 01:28:56,876
! تئودن پادشاه روهان بود، نه آراگورن

858
01:29:03,691 --> 01:29:05,955
پس تصمیم پادشاه چیه ؟

859
01:29:11,564 --> 01:29:12,895
به دستور پادشاه

860
01:29:13,066 --> 01:29:14,533
شهر باید تخلیه بشه

861
01:29:15,702 --> 01:29:18,769
به سمت پناهگاه " گُودی هلم "* حرکت می‌کنیم
<font color="#ff8000">«مجموعه‌ای از یک دره و غارهایی در پشت آن»</font>
<font color="#ff8000">«که در شمال کوه‌های سفید قرار داشتند»</font>

862
01:29:18,872 --> 01:29:22,774
چیزهای قیمتی رو با خودتون نیارید
فقط چیزهایی که نیاز دارید رو بیارید

863
01:29:22,976 --> 01:29:24,466
! گُودی هلم

864
01:29:24,644 --> 01:29:28,171
،وقتی که باید بایستن و بجنگن
! به سمت کوهستان فرار می‏کنن

865
01:29:28,348 --> 01:29:30,316
اگر پادشاه‌ـشون از اون‌ها دفاع نکنه
چه کسی این کار رو خواهد کرد ؟

866
01:29:30,483 --> 01:29:32,951
اون فقط داره کاری رو انجام میده
که فکر می‌کنه برای مردمش بهتره

867
01:29:33,119 --> 01:29:34,916
گودی هلم در گذشته اون‏ها رو نجات داده

868
01:29:35,088 --> 01:29:38,990
اون دره‌ی تنگ و عمیق هیچ راه خروجی نداره
تئودن داره توی تله پا می‏ذاره

869
01:29:39,192 --> 01:29:41,353
اون فکر می‏کنه که داره
اون‏ها رو به یه مکان امن هدایت می‌کنه

870
01:29:41,561 --> 01:29:43,688
اما چیزی که نصیب‌ـشون میشه یه قتل عام‌ـه

871
01:29:45,265 --> 01:29:47,733
تئودن اراده‏ی قوی‏ای داره
ولی نگرانش هستم

872
01:29:48,635 --> 01:29:51,968
من نگران بقای روهان هستم

873
01:29:52,439 --> 01:29:55,306
،اون پیش از پایان این قائله 
به تو نیاز پیدا خواهد کرد آراگورن

874
01:29:55,775 --> 01:29:58,573
مردم روهان به تو نیاز پیدا خواهند کرد

875
01:29:58,945 --> 01:30:01,413
دیوارهای دفاعی باید حفظ بشن

876
01:30:02,849 --> 01:30:04,578
اون‌ها حفظ خواهند شد

877
01:30:08,588 --> 01:30:10,886
*مسافر خاکستری
<font color="#ff8000">«لقب گاندالف در بین اِلف‌ها،به معنی زائر یا مسافر خاکستری»</font>

878
01:30:11,057 --> 01:30:13,684
قبلاً به این نام صِدام می‌زدن

879
01:30:13,892 --> 01:30:18,955
*به اندازه سیصد نفر زندگی کردم و روی زمین راه رفتم
ولی الان زمانی ندارم
<font color="#ff8000">«فرقه جادوگران که شامل پنج نفر می‌شدند»</font>
<font color="#ff8000">«دارای قدرت‌های جادویی و عمر طولانی بودند»</font>

880
01:30:20,599 --> 01:30:22,794
اگر بخت یارمون باشه
جستجوی من بیهوده نخواهد بود

881
01:30:23,335 --> 01:30:26,634
در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید

882
01:30:27,506 --> 01:30:30,202
هنگام سپیده‏دم، به شرق نگاه کنید

883
01:30:30,376 --> 01:30:31,934
برو

884
01:30:59,000 --> 01:31:02,604
اون اسب نیمه دیوانه‏ـست، سرورم
کاری نمی‌تونید بکنید، رهاش کنید

885
01:31:04,000 --> 01:31:06,000
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

886
01:31:07,000 --> 01:31:08,000
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

887
01:31:11,300 --> 01:31:12,900
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

888
01:31:15,200 --> 01:31:16,400
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

889
01:31:21,000 --> 01:31:22,800
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

890
01:31:25,000 --> 01:31:26,000
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

891
01:31:27,900 --> 01:31:30,300
<font color=#800080>جنگی در راهه، شنیدی</font>

892
01:31:37,500 --> 01:31:40,000
<font color=#800080>اسمت چیه؟</font>

893
01:31:41,646 --> 01:31:43,995
*اسمش " برِیگو "‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی " شاهزاده "، نام دومین پادشاه روهان»</font>

894
01:31:45,216 --> 01:31:47,116
اسب پسر عَموم بود

895
01:31:47,351 --> 01:31:49,148
برِیگو

896
01:31:49,900 --> 01:31:52,100
<font color=#800080>اسم شاهانه‌ای داری</font>

897
01:31:54,300 --> 01:31:56,300
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>چی آزارت میده بریگو؟</font>

898
01:32:01,400 --> 01:32:03,000
<font color=#008000>چی دیدی؟</font>

899
01:32:03,868 --> 01:32:06,268
من چیزهایی در مورد جادوی اِلف‏ها شنیدم

900
01:32:06,437 --> 01:32:09,736
! اما توی جنگویی از شمال دنبالش نمی‌گشتم

901
01:32:10,775 --> 01:32:13,209
مثل یکی از اون‏ها حرف می‌زنید

902
01:32:15,012 --> 01:32:17,446
... من در ریوندل* بزرگ شدم
<font color="#ff8000">«یک پایگاه مرزی اِلفی در سرزمین میانه»</font>

903
01:32:17,715 --> 01:32:19,838
(برای مدتی(در اون جا زندگی کردم

904
01:32:22,552 --> 01:32:24,577
این دوستمون رو آزادش کنید

905
01:32:25,255 --> 01:32:27,923
به اندازه‏ی کافی توی زندگیش جنگ دیده

906
01:32:39,503 --> 01:32:42,370
! گاندالف سفید

907
01:32:42,539 --> 01:32:44,905
! گاندالف احمق

908
01:32:46,176 --> 01:32:50,237
آیا می‌خواهد با ظاهر فروتنانه‌ی جدیدی
که پیدا کرده، من را تحقیر کند ؟

909
01:32:51,481 --> 01:32:55,417
سه نفر اون جادوگر رو همراهی می‏کردن

910
01:32:55,819 --> 01:33:01,189
یک اِلف، یک کوتوله و یک انسان

911
01:33:01,558 --> 01:33:04,288
بوی گندِ اسب میدی

912
01:33:09,566 --> 01:33:11,431
اون انسان

913
01:33:13,470 --> 01:33:17,668
اهل گاندور بود ؟ -
نه، اهل شمال بود -

914
01:33:17,841 --> 01:33:21,640
به نظرم یکی از جنگجوهای دونه‏داین بود

915
01:33:21,810 --> 01:33:23,607
لباسش کهنه و ارزون بود

916
01:33:24,513 --> 01:33:29,644
اما با این وجود، انگشتر عجیبی توی دستش بود

917
01:33:30,753 --> 01:33:34,280
دو مار با چشم‌هایی سبز و زُمُردین

918
01:33:34,490 --> 01:33:40,326
،یکی در حال بلعیدن
دیگری تاجی از گل‏های طلایی روی سرش بود

919
01:33:40,496 --> 01:33:42,396
" انگشتر باراهیر "

920
01:33:43,365 --> 01:33:46,960
پس گاندالف خاکستری پوش فکر می‌کنه
که وارث ایسیلدور رو پیدا کرده

921
01:33:47,136 --> 01:33:50,469
پادشاه گمشده‏ی گاندور
اون یک احمق‌ـه

922
01:33:50,639 --> 01:33:53,369
اون دودمان، سال‌ها پیش از بین رفت

923
01:33:54,743 --> 01:33:56,267
اهمیتی نداره

924
01:33:56,445 --> 01:33:58,970
دنیای انسان‏ها سقوط خواهد شد

925
01:33:59,148 --> 01:34:01,013
شروع این سقوط از ادوراس خواهد بود

926
01:34:10,192 --> 01:34:12,126
من آماده‏ام، گاملینگ

927
01:34:12,294 --> 01:34:14,762
اسبم رو بیار

928
01:34:17,933 --> 01:34:19,298
این یه شکست نیست

929
01:34:21,704 --> 01:34:22,932
ما برخواهیم گشت

930
01:34:28,376 --> 01:34:30,776
ما برخواهیم گشت

931
01:34:54,202 --> 01:34:56,136
شما در کار با شمشیر مهارت دارید

932
01:35:04,579 --> 01:35:06,672
زنان این سرزمین مدت‏ها پیش یاد گرفتن

933
01:35:06,848 --> 01:35:09,476
کسانی که شمشیر ندارن ممکنه در برابر شمشیر دارها بمیرن

934
01:35:09,651 --> 01:35:11,482
من از مرگ و درد نمی‌ترسم

935
01:35:12,754 --> 01:35:14,847
شما از چی می‌ترسید، بانوی من ؟

936
01:35:18,259 --> 01:35:20,090
از قفس

937
01:35:21,396 --> 01:35:25,230
از موندن پشت میله‌های قفس
تا زمانی که عادت و پیری قبولش کنن

938
01:35:25,400 --> 01:35:29,301
و تمام فرصت‌های ارزشمند، در پسِ پرده‌ی فراموشی
و عدم اشتیاق قرار بگیرن

939
01:35:32,739 --> 01:35:34,764
شما فرزند پادشاهان هستید

940
01:35:36,043 --> 01:35:39,542
شما دوشیزه‌ی محافظ روهان هستید

941
01:35:44,651 --> 01:35:47,142
گمان نمی‏کنم سرنوشت شما این باشه

942
01:36:20,220 --> 01:36:23,212
<i>تئودن در ادوراس نخواهد ماند</i>

943
01:36:23,423 --> 01:36:25,482
اون‌جا آسیب‏پذیره
اون این رو می‏دونه

944
01:36:25,692 --> 01:36:28,593
اون میدونه که به شهر حمله خواهد شد

945
01:36:29,896 --> 01:36:33,160
اون‌ها به " گودی هلم " خواهند گریخت

946
01:36:33,332 --> 01:36:35,664
دژ عظیمِ روهان

947
01:36:36,869 --> 01:36:41,272
<i>مسیری خطرناک که از میان کوهستان می‌گذره</i>

948
01:36:42,708 --> 01:36:44,437
سرعت‏ـشون کُند خواهد بود

949
01:36:44,810 --> 01:36:49,247
چون زن‌ها و بچه‌ها همراه‌ـشون هستن

950
01:36:53,152 --> 01:36:55,882
وارگ‏ سواران "*‌ رو راهی کن "
<font color="#ff8000">«گونه‌ای از موجودات گرگنما که طبیعتِ پلیدی داشتند»</font>

951
01:37:10,236 --> 01:37:13,137
! هی، بوگندو، زیاد دور نشو

952
01:37:13,305 --> 01:37:15,967
چرا اینطور رفتار می‌کنی ؟ -
چطور ؟ -

953
01:37:16,142 --> 01:37:18,667
با القاب زشت صداش می‌کنی
تمام مدت تحقیرش می‏کنی

954
01:37:19,111 --> 01:37:21,136
...چون که

955
01:37:22,681 --> 01:37:24,808
چون این چیزیه که اون هست، آقای فرودو

956
01:37:25,017 --> 01:37:27,178
چیزی به جز دروغ و فریب توی وجودش باقی نمونده

957
01:37:27,653 --> 01:37:30,417
،اون حلقه رو می‏خواد
فقط به همین اهمیت میده

958
01:37:30,589 --> 01:37:32,853
... تو اصلا نمی‏دونی حلقه چه بلایی سرش آورده

959
01:37:33,025 --> 01:37:35,492
و هنوز هم داره سرش میاره

960
01:37:37,729 --> 01:37:39,822
من می‏خوام بهش کمک کنم، سم

961
01:37:39,998 --> 01:37:41,260
چرا ؟

962
01:37:46,571 --> 01:37:49,699
چون می‌خوام باور داشته باشم
که می‌تونه مثل قبل بشه

963
01:37:53,945 --> 01:37:55,879
تو نمی‏تونی نجاتش بدی، آقای فرودو

964
01:37:56,047 --> 01:37:58,777
تو چی در این مورد می‏دونی ؟
! هیچی

965
01:38:05,690 --> 01:38:09,888
متاسفم سم
نمی‏دونم چرا این حرف رو زدم

966
01:38:10,728 --> 01:38:11,854
من می‏دونم

967
01:38:13,898 --> 01:38:15,763
به‏ خاطر حلقه‏ـست

968
01:38:16,334 --> 01:38:17,892
! نمی‏تونی چشم ازش برداری

969
01:38:18,636 --> 01:38:20,604
من حواسم هست

970
01:38:21,072 --> 01:38:24,906
چیزی نمی‌خوری
خیلی کم می‌خوابی

971
01:38:26,678 --> 01:38:28,908
تو رو تحت تاثیر قرار داده آقای فرودو

972
01:38:29,080 --> 01:38:31,776
باید باهاش مبارزه کنی -
خودم می‏دونم باید چه کار کنم، سم -

973
01:38:31,983 --> 01:38:34,918
حلقه به من سپرده شده
این وظیفه‏ی منه

974
01:38:35,086 --> 01:38:36,781
مال منه
مال خودم

975
01:38:37,654 --> 01:38:39,747
نمی‌تونی صدای خودت رو بشنوی ؟

976
01:38:39,957 --> 01:38:41,618
می‌دونی حرفات شبیه کیه ؟

977
01:38:51,902 --> 01:38:54,029
<font color=#FF0000>ما اون رو می‏خوایم</font>

978
01:38:54,204 --> 01:38:56,900
<font color=#FF0000>ما بهش نیاز داریم</font>

979
01:38:57,074 --> 01:39:01,875
<font color=#FF0000>ما باید " عزیز " رو داشته باشیم</font>

980
01:39:02,045 --> 01:39:05,412
<font color=#FF0000>اون‌ها از ما دزدیدنش</font>

981
01:39:05,616 --> 01:39:08,983
<font color=#FF0000>هابیت‏های کوچیکِ موذی</font>

982
01:39:09,152 --> 01:39:13,054
<font color=#FF0000>هابیت‌های) بدجنس، حیله گر، دروغگو)</font>

983
01:39:13,223 --> 01:39:16,488
نه، ارباب این‌طوری نیست

984
01:39:16,660 --> 01:39:20,494
<font color=#FF0000>هست عزیزم، دروغ میگه</font>

985
01:39:20,664 --> 01:39:25,158
<font color=#FF0000>اون‌ها فریبت میدن، آزارت میدن</font>
<font color=#FF0000>بهت دروغ میگن</font>

986
01:39:26,303 --> 01:39:28,771
ارباب دوست منه

987
01:39:28,939 --> 01:39:34,002
<font color=#FF0000>تو هیچ دوستی نداری</font>
<font color=#FF0000>هیچ‏کس از تو خوشش نمیاد</font>

988
01:39:35,279 --> 01:39:37,770
گوش نمی‌کنم
من گوش نمی‌کنم

989
01:39:37,948 --> 01:39:41,940
<font color=#FF0000>تو یه دروغگو و یه دزد هستی</font>

990
01:39:42,618 --> 01:39:44,142
نه

991
01:39:45,087 --> 01:39:47,988
<font color=#FF0000>قـــاتـــل</font>

992
01:39:50,459 --> 01:39:51,483
گم شو

993
01:39:51,661 --> 01:39:54,027
<font color=#FF0000>گم شم ؟</font>

994
01:39:56,032 --> 01:39:58,830
ازت متنفرم

995
01:39:59,001 --> 01:40:01,401
ازت متنفرم

996
01:40:01,704 --> 01:40:05,003
<font color=#FF0000>بدون من چه بلایی سرت میاد؟</font>
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

997
01:40:05,174 --> 01:40:07,005
<font color=#FF0000>من، نجات‌ـمون دادم</font>

998
01:40:07,176 --> 01:40:11,704
<font color=#FF0000>من بودم</font>
<font color=#FF0000>به ‏خاطر من بود که نجات پیدا کردیم</font>

999
01:40:12,949 --> 01:40:16,510
دیگه نه

1000
01:40:17,887 --> 01:40:19,411
<font color=#FF0000>چی گفتی ؟</font>

1001
01:40:21,524 --> 01:40:25,358
حالا دیگه ارباب مراقب‏ ماست

1002
01:40:25,528 --> 01:40:29,020
ما بهت نیاز نداریم

1003
01:40:29,732 --> 01:40:31,290
<font color=#FF0000>چی ؟</font>

1004
01:40:31,467 --> 01:40:33,230
من رو ترک کن

1005
01:40:33,402 --> 01:40:37,202
و هرگز برنگرد

1006
01:40:37,373 --> 01:40:38,397
<font color=#FF0000>نه</font>

1007
01:40:38,908 --> 01:40:43,106
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1008
01:40:45,747 --> 01:40:51,652
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1009
01:41:03,565 --> 01:41:06,261
! بهش گفتیم بره گُم بشه

1010
01:41:06,434 --> 01:41:09,403
و اون گم شد، عزیزم

1011
01:41:09,571 --> 01:41:11,562
! رفت ! رفت ! رفت

1012
01:41:11,740 --> 01:41:13,571
! اسمیگل آزاده

1013
01:41:18,446 --> 01:41:19,936
نگاه کن

1014
01:41:20,148 --> 01:41:24,608
نگاه کن، ببین اسمیگل چی پیدا کرده ؟

1015
01:41:34,162 --> 01:41:35,595
اون‏ها جوان‏ هستن

1016
01:41:35,764 --> 01:41:38,289
اون‌ها تُردن
اون‌ها لذیذن

1017
01:41:38,466 --> 01:41:41,993
! آره این‌طورن
بخوریدشون، بخوریدشون

1018
01:41:44,706 --> 01:41:46,298
با کارات حالش رو بد می‏کنی

1019
01:41:47,508 --> 01:41:49,703
داری با رفتارات مریضش می‌کنی

1020
01:41:52,146 --> 01:41:54,876
فقط یه راه برای خوردنِ دو تا خرگوش کوچیک هست

1021
01:41:59,119 --> 01:42:00,643
داره چیکار می‏کنه ؟

1022
01:42:01,388 --> 01:42:03,982
هابیتِ چاق کودن

1023
01:42:04,158 --> 01:42:06,353
داره هَدرشون میده

1024
01:42:06,527 --> 01:42:10,156
چی رو هدر میدم؟
گوشت کمی دارن

1025
01:42:14,301 --> 01:42:16,861
یکمی سیب زمینی هم لازم داریم

1026
01:42:17,738 --> 01:42:20,798
سیب زمینی دیگه چیه عزیز؟

1027
01:42:20,974 --> 01:42:22,703
سیب زمینی دیگه چیه؟ ها؟

1028
01:42:22,876 --> 01:42:24,605
سیب - زمی - نی

1029
01:42:24,945 --> 01:42:28,176
آب‌پزشون می‌کنن، باهاشون پوره درست می‌کنن
و می‌ریزنشون توی خورشت

1030
01:42:29,717 --> 01:42:35,178
چیپس‌های طلایی بزرگ و دوست داشتنی
با یه تیکه ماهی سرخ شده‌ی لذیذ

1031
01:42:36,523 --> 01:42:38,423
حتی تو هم نمی‏تونی به این غذا، نه بگی

1032
01:42:38,759 --> 01:42:40,954
اوه، چرا، می‏تونیم

1033
01:42:41,128 --> 01:42:44,620
به جای اینکه یه ماهی خوب رو خراب کنی

1034
01:42:45,899 --> 01:42:51,727
اون رو نپخته و در حال جنبیدن بده به ما

1036
01:42:51,904 --> 01:42:55,032
چیپس‌های کثیفت رو برای خودت نگه دار

1037
01:42:55,975 --> 01:42:58,034
بهت هیچ امیدی نیست

1038
01:43:10,523 --> 01:43:12,013
آقای فرودو ؟

1039
01:43:29,909 --> 01:43:32,571
اون‏ها کی هستن ؟ -
آدم‏های شرور -

1040
01:43:32,779 --> 01:43:35,247
خدمتگزاران سائورون

1041
01:43:36,048 --> 01:43:38,209
اون‌ها به موردور احضار شدن

1042
01:43:38,417 --> 01:43:41,409
فرمانروای تاریکی داره همه‌ی ارتش‌ها رو
دور خودش جمع می‌کنه

1043
01:43:41,621 --> 01:43:44,784
حالا دیگه خیلی طول نمی‏کشه
اون به زودی آماده میشه

1044
01:43:46,359 --> 01:43:50,022
آماده‌ی چی ؟ -
تا جنگش رو به‌راه بندازه -

1045
01:43:50,196 --> 01:43:55,360
نبرد نهایی که همه‌ی جهان رو به قعر سایه‌ها خواهد برد

1046
01:43:55,634 --> 01:43:58,694
باید راه بیوفتیم
زود باش سم

1047
01:43:58,870 --> 01:44:00,098
آقای فرودو

1048
01:44:00,605 --> 01:44:02,232
نگاه کن

1049
01:44:05,811 --> 01:44:08,109
اون یه فیل‌ـه

1050
01:44:16,321 --> 01:44:19,347
هیچ‌کس توی خونه حرف‌ـمون رو باور نمی‏کنه

1051
01:44:30,502 --> 01:44:32,367
اسمیگل ؟

1052
01:45:12,743 --> 01:45:15,211
خیلی این‌جا معطل شدیم

1053
01:45:18,215 --> 01:45:19,546
زود باش سم

1054
01:45:33,030 --> 01:45:35,726
صبر کنید، ما چندتا مسافر ساده‌ایم

1055
01:45:37,434 --> 01:45:42,531
در این سرزمین هیچ مسافری وجود نداره
فقط خدمت‌گذاران برج تاریک* از این‌جا عبور می‌کنن
<font color="#ff8000">«منظور برج باراد - دور مقر سائورون است»</font>

1056
01:45:42,706 --> 01:45:45,607
ما در حال انجام یه ماموریت محرمانه هستیم

1057
01:45:47,011 --> 01:45:50,378
کسایی که ادعای مقابله با دشمن رو دارن
! بهتره که سد راه ما نشن

1058
01:45:50,547 --> 01:45:52,572
دشمن ؟

1059
01:45:54,685 --> 01:45:58,177
به نظرم حس وظیفه شناسیِ اون، کمتر از تو نبوده

1060
01:46:00,623 --> 01:46:02,982
" به این فکر می‌کنی که " اسمش چی بوده ؟

1061
01:46:04,193 --> 01:46:06,457
" اهل کجا بوده ؟ "

1062
01:46:08,431 --> 01:46:10,995
" و آیا واقعاً و از تَه دل فرد شروری بوده ؟ "

1063
01:46:12,535 --> 01:46:15,993
چه دروغ‌ها و تهدیدهایی اون رو "
" اینقدر از خونه‌اش دور کرده ؟

1064
01:46:17,607 --> 01:46:20,298
" ...آیا ترجیح نمی‌داده همون جا بمونه "

1065
01:46:22,312 --> 01:46:23,902
" در صلح و آرامش ؟ "

1066
01:46:27,383 --> 01:46:30,409
جنگ همه‌ی ما رو به کشتن خواهد داد

1067
01:46:30,586 --> 01:46:32,645
دست‏هاـشون رو ببندید

1068
01:46:45,343 --> 01:46:48,073
درسته، شما زن‌های کوتوله‌ی زیادی رو نمی‌بینید

1069
01:46:48,246 --> 01:46:51,909
در حقیقت اینقدر صدا و چهره‌ـشون (به ما) شباهت داره

1070
01:46:52,083 --> 01:46:55,247
! که اغلب اوقات با مردان کوتوله اشتباه گرفته میشن

1071
01:46:55,688 --> 01:46:57,788
! چون زن‌هاـشون ریش دارن

1072
01:46:57,790 --> 01:47:00,083
...که همین باعث شده این باور به وجود بیاد

1073
01:47:00,091 --> 01:47:03,059
! که زن‌های کوتوله وجود ندارن

1074
01:47:03,129 --> 01:47:07,395
و کوتوله‌ها همینطوری از سوراخ‌های زمین بیرون پریدن

1075
01:47:09,068 --> 01:47:11,233
! که البته باور مسخره‏ای‌ـه

1076
01:47:17,043 --> 01:47:19,507
چیزی نیست
کسی نترسه

1077
01:47:19,745 --> 01:47:22,104
عمدی بود
عمدی بود

1078
01:47:23,683 --> 01:47:27,484
مدت‌ها بود که لبخند برادر زاده‌ام رو ندیده بودم

1079
01:47:27,821 --> 01:47:30,551
وقتی که جنازه‌ی پدرش رو آوردن، یه دختربچه بود

1080
01:47:30,757 --> 01:47:33,221
اُرک‌ها تیکه پاره‌اش کرده بودن

1081
01:47:33,226 --> 01:47:36,196
مادرش جلوی چشماش به خاطر غم و اندوه از دنیا رفت

1082
01:47:36,831 --> 01:47:41,460
،و بعد اون تنها موند تا از پادشاهش نگهداری کنه
*با ترسی که هر روز بیشتر می‌شد
<font color="#ff8000">«ترس از دست دادن مجدد نزدیکانش»</font>

1083
01:47:41,635 --> 01:47:46,198
محکوم به تحمل پیرمردی که باید مثل پدر دوستش می‌داشت

1084
01:47:56,184 --> 01:47:58,550
گیملی

1085
01:47:58,753 --> 01:48:00,778
نه، نمی‏تونم بخورم

1086
01:48:00,955 --> 01:48:02,821
واقعاً نمی‏تونم

1087
01:48:07,328 --> 01:48:09,121
کمی خورشت درست کردم

1088
01:48:09,131 --> 01:48:12,396
زیاد نیست، اما گرمه

1089
01:48:20,209 --> 01:48:22,268
ممنون

1090
01:48:42,766 --> 01:48:45,291
خوشمره‌ـست -
واقعاً ؟ -

1091
01:48:49,273 --> 01:48:52,640
عَموم چیز عجیبی بهم گفت

1092
01:48:53,944 --> 01:48:58,004
اون گفت که شما به همراه پدر بزرگم به جنگ رفتید

1093
01:48:58,416 --> 01:49:01,084
ولی باید اشتباه کرده باشه

1094
01:49:01,152 --> 01:49:05,955
،پادشاه تئودن حافظه‌ی خوبی دارن
اون زمان فقط یک پسربچه بودن

1095
01:49:06,724 --> 01:49:09,887
پس شما حداقل باید شصت سال‌ـتون باشه

1096
01:49:12,030 --> 01:49:13,553
هفتاد سال؟

1097
01:49:14,032 --> 01:49:15,693
! اما نمی‏تونید هشتاد ساله باشید

1098
01:49:19,036 --> 01:49:20,401
هشتاد و هفت

1099
01:49:23,508 --> 01:49:25,601
شما یکی از دونه‏داین‏ها هستید

1100
01:49:26,678 --> 01:49:29,772
از نوادگان نومِنور، که دارای موهبتِ عمر طولانی هستن‏

1101
01:49:30,983 --> 01:49:33,645
گفته شده که نژاد شما به افسانه‌ها پیوسته

1102
01:49:34,286 --> 01:49:36,219
تعداد کمی از ما باقی موندن

1103
01:49:36,221 --> 01:49:39,185
پادشاهی شمالی‏* خیلی وقت پیش از بین رفت
<font color="#ff8000">«پادشاهی بزرگی که توسط الندیل و آوارگان نو‌مِنور شکل گرفت»</font>

1104
01:49:39,791 --> 01:49:43,159
متاسفم
خواهش می‏کنم، بخورید

1105
01:49:57,844 --> 01:50:01,975
<i>نور " گوهر ستاره "* دچار فزونی و یا کاستی نمیشه</i>
<font color="#ff8000">«گردن بندی که آروِن به آراگورن داده بود»</font>

1106
01:50:02,748 --> 01:50:06,207
<i>این مال منه و به هرکس بخوام میدمش</i>

1107
01:50:08,021 --> 01:50:10,420
<i>مثل دلم</i>

1108
01:50:11,892 --> 01:50:14,554
<i>به خواب برو</i>

1109
01:50:14,761 --> 01:50:17,229
خوابیدم

1110
01:50:23,738 --> 01:50:25,672
این یه رویاست

1111
01:50:27,908 --> 01:50:31,105
! پس چه رویای خوبی‌ـه

1112
01:50:43,058 --> 01:50:45,150
بخواب

1113
01:51:10,220 --> 01:51:11,743
:به زبان الفی
<font color=#008000>یه بار بهم گفتی</font>

1114
01:51:14,224 --> 01:51:16,419
<font color=#008000>که این روز فرا خواهد رسید</font>

1115
01:51:17,427 --> 01:51:20,055
<font color=#008000>این پایان نیست...این آغازه</font>

1116
01:51:20,230 --> 01:51:22,391
<font color=#008000>تو باید همراه فرودو بری</font>

1117
01:51:23,099 --> 01:51:25,226
<font color=#008000>این راه (سرنوشت) توست</font>

1118
01:51:35,579 --> 01:51:38,310
<font color=#008000>*راهم از من پنهان شده</font>
<font color="#ff8000">«من راهم رو گم کردم»</font>

1119
01:51:38,949 --> 01:51:42,511
<font color=#008000>راهت پیش از این جلوی پات قرار گرفته</font>

1120
01:51:42,687 --> 01:51:46,020
<font color=#008000>حالا دیگه نمی‌تونی از خودت لغزش نشون بدی</font>

1121
01:51:48,125 --> 01:51:50,025
<font color=#008000>آروِن</font>

1122
01:51:52,597 --> 01:51:54,862
<font color=#008000>اگه به هیچ چیز دیگه‌ای اعتماد نداری</font>

1123
01:51:55,266 --> 01:51:57,258
<font color=#008000>به این اعتماد کن</font>

1124
01:51:58,503 --> 01:52:00,528
<font color=#008000>*به خودمون اعتماد کن</font>
<font color="#ff8000">«منظورش اعتماد به نیروی عشق است»</font>

1125
01:52:39,512 --> 01:52:41,343
اون زن کجاست ؟

1126
01:52:42,515 --> 01:52:44,950
زنی‌ که اون جواهر رو بهتون داده

1127
01:52:48,255 --> 01:52:51,019
زمان (دوران) ما در این سرزمین رو به پایان‌ـه

1128
01:52:51,692 --> 01:52:54,252
زمان آروِن رو به پایان‌ـه

1129
01:52:54,995 --> 01:52:56,057
*بذار بره
<font color="#ff8000">«رهاش کن»</font>

1130
01:52:56,430 --> 01:52:58,655
بذار سوار کشتی‌ای که به غرب میره بشه

1131
01:52:58,666 --> 01:53:01,692
بذار عشقی که به تو داره رو به سرزمین جاویدان* ببره
<font color="#ff8000">«پس از نابودی نومنور، سرزمین‌ جاویدان از بقیه سرزمین‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«جدا شد تا دیگر دست انسان‌ها به آن نرسد و به جایی رفت»</font>
<font color="#ff8000">«که تنها الف‌ها می‌توانستند به آنجا رفت‌ و آمد داشته باشند»</font>

1132
01:53:01,869 --> 01:53:03,700
جایی که ‌همیشه سبز و خرم خواهد بود

1133
01:53:05,205 --> 01:53:07,572
ولی این بیش از یه خاطره(برای اون) نخواهد بود

1134
01:53:08,843 --> 01:53:11,869
من دخترم رو این‌جا رها نمی‌کنم که بمیره

1135
01:53:12,047 --> 01:53:15,676
اون می‌مونه چون هنوز امید داره -
اون به خاطر تو می‌مونه -

1136
01:53:15,850 --> 01:53:18,148
اون به مردمش تعلق داره

1137
01:53:30,599 --> 01:53:33,500
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>این‌طوری می‌خوای این‌جا رو ترک کنی؟</font>

1138
01:53:33,703 --> 01:53:36,900
<font color=#008000>فکر می‌کنی که می‌تونی سپیده دم این‌جا رو
 پنهانی ترک کنی، بدون جلب توجه ؟ </font>

1139
01:53:39,674 --> 01:53:41,905
<font color=#008000>من بر نخواهم گشت</font>

1140
01:53:42,912 --> 01:53:44,710
<font color=#008000>تو مهارتت در نبرد رو دست‏کم گرفتی</font>

1141
01:53:44,881 --> 01:53:46,313
<font color=#008000>تو باز خواهی گشت</font>

1142
01:53:46,482 --> 01:53:48,541
<font color=#008000>من از مرگ در میدان نبرد صحبت نمی‌کنم</font>

1143
01:53:48,719 --> 01:53:51,118
<font color=#008000>پس در مورد چی صحبت می‌کنی ؟</font>

1144
01:53:56,325 --> 01:53:59,523
<font color=#008000>تو فرصتی برای یه زندگی دیگه داری</font>

1145
01:54:01,398 --> 01:54:05,960
<font color=#008000>دور از جنگ ... غم ... ناامیدی</font>

1146
01:54:06,470 --> 01:54:08,267
چرا داری این حرف رو می‌زنی ؟

1147
01:54:09,873 --> 01:54:13,036
من یک انسان فانی هستم، تو از نژاد اِلف‌ها هستی

1148
01:54:14,512 --> 01:54:17,174
این یک رویا بود، آروِن

1149
01:54:17,615 --> 01:54:18,980
نه بیشتر

1150
01:54:20,351 --> 01:54:23,582
حرفت رو باور نمی‏کنم

1151
01:54:32,563 --> 01:54:34,394
این به تو تعلق داره

1152
01:54:37,169 --> 01:54:38,761
این یک هدیه بود

1153
01:54:41,373 --> 01:54:42,863
نگهش دار

1154
01:54:45,411 --> 01:54:46,605
سرورم ؟

1155
01:54:49,415 --> 01:54:53,977
اون به همراه تمام خویشاوندان باقی مانده‌اش
دارن با کشتی به سرزمین جاویدان میرن

1156
01:55:17,477 --> 01:55:18,911
چی شده ؟

1157
01:55:20,448 --> 01:55:22,506
هاما ؟ -
مطمئن نیستم -

1158
01:55:38,999 --> 01:55:41,059
! وارگ‏ها

1159
01:55:54,172 --> 01:55:56,367
*یه طلایه‌دار
<font color="#ff8000">«کسی که پیشاپیش سپاه و جلوتر از بقیه حرکت می‌کند»</font>
<font color="#ff8000">«و معمولا کار دیده‌بانی را هم انجام می‌دهد»</font>

1160
01:56:02,179 --> 01:56:04,704
چی شده ؟ چی می‏بینی ؟ -
! وارگ‌ها به ما حمله کردن -

1161
01:56:06,050 --> 01:56:08,245
! اون‏ها رو از این‌جا ببرید

1162
01:56:13,024 --> 01:56:15,015
! تمام سواران به سمت جلوی صف حرکت کنن

1163
01:56:15,760 --> 01:56:17,729
زود باش، من رو سوار کن
من سوارکارم

1164
01:56:17,928 --> 01:56:19,657
! زودباش

1165
01:56:31,475 --> 01:56:33,908
باید مردم رو به سمت گودی هلم هدایت کنی، عجله کن

1166
01:56:34,110 --> 01:56:35,578
! من می‏تونم بجنگم -
! نه -

1167
01:56:38,282 --> 01:56:40,341
...باید این کار رو بکنی
به خاطر من

1168
01:56:42,353 --> 01:56:43,945
! دنبالم بیاید

1169
01:56:47,491 --> 01:56:51,790
جلو، منظورم اینه که به طرف جلو حرکت کن -
به طرف زمین‌های پایین‌تر برید -

1170
01:56:51,995 --> 01:56:54,658
! خودشه، برو -
کنار هم بمونید -

1171
01:58:06,868 --> 01:58:09,167
! صورت قشنگت رو بیار جلوی تبرم

1172
01:58:11,974 --> 01:58:13,531
! این یکی مال من به حساب میاد

1173
01:58:30,258 --> 01:58:31,885
! جونوَر بوگندو

1174
01:59:59,079 --> 02:00:00,978
! آراگورن

1175
02:00:05,718 --> 02:00:07,185
آراگورن ؟

1176
02:00:21,165 --> 02:00:24,100
بگو چه اتفاقی افتاده تا راحتت کنم

1177
02:00:24,270 --> 02:00:25,702
... اون

1178
02:00:26,272 --> 02:00:27,864
مُرده

1179
02:00:28,507 --> 02:00:31,407
! یه پَرش کوچیک روی صخره انجام داد

1180
02:00:35,013 --> 02:00:36,310
دروغ میگی

1181
02:01:10,214 --> 02:01:11,806
زخمی‏ها رو سوار اسب‌ها کنید

1182
02:01:13,151 --> 02:01:16,278
گرگ‏های آیزنگارد بر خواهند گشت

1183
02:01:16,720 --> 02:01:18,813
مُرده‏ها رو رها کنید

1184
02:01:26,263 --> 02:01:27,753
بیا

1185
02:01:37,942 --> 02:01:39,465
! بالاخره رسیدیم -
! گودی هلم -

1186
02:01:39,644 --> 02:01:42,544
! اون‌جاست، گودی هلم

1187
02:01:45,114 --> 02:01:46,912
ما در امانیم

1188
02:01:48,452 --> 02:01:51,319
ما در امانیم، بانوی من

1189
02:01:51,487 --> 02:01:52,682
ممنون

1190
02:02:37,066 --> 02:02:38,465
! مامان -
! ایوتین -

1191
02:02:38,633 --> 02:02:40,124
! فِرِ‏دا

1192
02:02:45,874 --> 02:02:48,708
بقیه کجا هستن ؟ -
فقط ما تونستیم نجات پیدا کنیم بانوی من -

1193
02:02:52,581 --> 02:02:53,877
ببریدشون به غارها

1194
02:02:54,082 --> 02:02:56,915
! راه رو برای پادشاه باز کنید

1195
02:02:57,952 --> 02:03:01,752
! راه رو برای تئودن باز کنید
! راه رو برای پادشاه باز کنید

1196
02:03:09,664 --> 02:03:13,395
چقدر کم هستید
تعداد خیلی کمی از شما برگشتن

1197
02:03:16,170 --> 02:03:18,435
مردم‏ ما در امان‏ هستن

1198
02:03:19,773 --> 02:03:22,334
جان‏های زیادی به ‏خاطرش فدا کردیم

1199
02:03:23,177 --> 02:03:24,702
بانوی من

1200
02:03:28,449 --> 02:03:30,713
لرد آراگورن

1201
02:03:30,885 --> 02:03:32,113
کجاست ؟

1202
02:03:34,121 --> 02:03:35,646
اون سقوط کرد

1203
02:03:58,311 --> 02:04:01,281
همه‌ی نیروها رو پشت دیوارها مستقر کنید

1204
02:04:01,448 --> 02:04:04,383
دروازه رو ببندید
و یه نگهبان براش بذارید

1205
02:04:04,618 --> 02:04:07,711
کسایی که نمی‏تونن بجنگن چی سرورم ؟
زنان و بچه‏ها ؟

1206
02:04:07,888 --> 02:04:10,482
اون‏ها رو داخل غارها بفرستید

1207
02:04:11,358 --> 02:04:16,226
دست سارومان باید خیلی دراز شده باشه
! اگه فکر می‌کنه که این‌جا دستش به ما میرسه

1208
02:04:18,265 --> 02:04:21,666
<i>گودی هلم یه نقطه ضعف داره</i>

1209
02:04:21,834 --> 02:04:24,167
<i>دیوار بیرونیش از سنگ سخت‌ـه</i>

1210
02:04:24,337 --> 02:04:27,432
<i>اما دریچه‌ی کوچیکی در پایه‌اش قرار داره</i>

1211
02:04:27,607 --> 02:04:30,371
<i>که از یه دریچه‌ی معمولی ِعبور فاضلاب کمی بزرگتره</i>

1212
02:04:33,246 --> 02:04:37,410
چطور؟
چطور آتش می‌تونه سنگ رو از بین ببره؟

1213
02:04:37,584 --> 02:04:42,077
چه ابزاری می‌تونه اون دیوار رو نابود کنه ؟

1214
02:04:45,690 --> 02:04:49,684
اگر دیوار شکافته بشه
قلعه‌ی) گودی هلم سقوط خواهد کرد)

1215
02:04:49,861 --> 02:04:53,388
حتی اگه دیوار شکافته بشه، باز هم
...به تعداد بی‌شماری

1216
02:04:53,566 --> 02:04:56,126
به هزاران نفر برای تصرف قلعه نیاز هست

1217
02:04:56,302 --> 02:04:57,734
! ده‌ها هزار نفر

1218
02:04:57,903 --> 02:05:01,964
اما سرورم، چنین ارتشی وجود نداره

1219
02:05:13,919 --> 02:05:17,013
" قدرتِ جدیدی در حال ظهور است "

1220
02:05:17,188 --> 02:05:20,180
" پیروزی آن نزدیک و قطعی است "

1221
02:05:25,865 --> 02:05:27,922
" امـشـب "

1222
02:05:28,366 --> 02:05:32,699
" زمین با خون مردم روهان رنگین خواهد شد "

1223
02:05:32,871 --> 02:05:36,204
" به گودی هلم لشکرکشی کنید "

1224
02:05:36,374 --> 02:05:39,810
" هیچ‌کس را زنده باقی نگذارید "

1225
02:05:42,347 --> 02:05:44,814
" پیش به سوی جـــنـــگــــ "

1226
02:05:48,752 --> 02:05:53,213
*" دیگر هیچ سپیده‌دمی برای انسان‌ها وجود نخواهد داشت "
<font color="#ff8000">«منظور: هیچ امیدی برای انسان‌ها وجود ندارد»</font>

1227
02:06:10,408 --> 02:06:12,465
نگاه کن ! از سمت جنوب دود بلند میشه

1228
02:06:12,676 --> 02:06:15,804
این روزها از آیزنگارد

1229
02:06:16,046 --> 02:06:19,880
همیشه دود بلند میشه

1230
02:06:20,117 --> 02:06:21,709
آیزنگارد ؟

1231
02:06:21,919 --> 02:06:23,784
زمانی بود که

1232
02:06:24,121 --> 02:06:27,647
سارومان بین درختان من قدم میزد

1233
02:06:27,824 --> 02:06:31,192
اما حالا فقط به فکرِ فلز

1234
02:06:31,862 --> 02:06:34,295
و چرخ‌ـه

1235
02:06:35,065 --> 02:06:39,559
دیگه به روییدنی‌ها اهمیت نمیده

1236
02:06:39,736 --> 02:06:41,533
اون چیه ؟

1237
02:06:46,542 --> 02:06:48,737
ارتش سارومان‌ـه

1238
02:06:48,945 --> 02:06:50,469
جنگ آغاز شده

1239
02:07:28,850 --> 02:07:33,219
<i>باشد که نیروی والار* محافظت باشند</i>
<font color="#ff8000">«معنی: قدرت‌های جهان، نامی برای چهارده موجود روحانی»</font>
<font color="#ff8000">«قدرتمند که پس از خلق جهان، با گرفتن  شکل فیزیکی به آن»</font>
<font color="#ff8000">«هبوط نمودند تا به آن نظم بخشیده و با شرارت‌ها مقابله‌نمایند»</font>

1240
02:08:05,487 --> 02:08:07,351
بریگو

1241
02:08:33,480 --> 02:08:34,675
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آروِن</font>

1242
02:08:35,636 --> 02:08:37,636
<font color=#008000>وقتش شده</font>

1243
02:08:39,636 --> 02:08:43,436
<font color=#008000>کشتی‏ها دارن به سمت والینور میرن
همین حالا برو ... پیش از این که دیر بشه</font>

1244
02:08:44,458 --> 02:08:46,254
من انتخابم رو کردم

1245
02:08:52,699 --> 02:08:55,566
اون برنمی‏گرده

1246
02:08:57,003 --> 02:09:00,336
چرا برای رفتن مُردد هستی، وقتی که هیچ امیدی نیست ؟

1247
02:09:01,274 --> 02:09:04,244
هنوز امید هست

1248
02:09:08,414 --> 02:09:12,180
،اگه حتی آراگورن در این جنگ زنده بمونه
باز از هم جدا خواهید شد

1249
02:09:15,588 --> 02:09:18,557
اگه سائورون شکست بخوره و آراگورن پادشاه بشه

1250
02:09:18,725 --> 02:09:21,216
و تمام چیزهایی که امید داری، اتفاق بیوفتن

1251
02:09:21,394 --> 02:09:26,092
باز هم مجبوری طعم تلخ فانی بودن رو بچشی

1252
02:09:26,365 --> 02:09:29,358
...چه بر اثر ضربه‌ی شمشیر و چه بر اثر گذر زمان

1253
02:09:29,535 --> 02:09:32,505
آراگورن خواهد مرد

1254
02:09:35,341 --> 02:09:37,866
<i>و آن وقت هیچ تسلی خاطری برای تو وجود نخواهد داشت</i>

1255
02:09:38,077 --> 02:09:42,240
<i>هیچ تسلی خاطری برای تسکین
درد درگذشت او وجود نخواهد داشت</i>

1256
02:09:45,051 --> 02:09:47,781
<i>او خواهد مُرد</i>

1257
02:09:47,953 --> 02:09:50,547
<i>تجسمی از عظمتِ پادشاهان انسان‌ها</i>

1258
02:09:50,723 --> 02:09:55,386
<i>با شکوهی بی بدیل، پیش از فروپاشی جهان</i>

1259
02:10:04,503 --> 02:10:08,439
<i>اما تو، دخترم</i>

1260
02:10:09,273 --> 02:10:14,301
<i>در تاریکی و تردید به سر خواهی برد</i>

1261
02:10:14,479 --> 02:10:18,540
<i>مانند شبی زمستانی که بدون ستاره فرا می‌رسد</i>

1262
02:10:20,953 --> 02:10:23,352
<i>در این‌جا* ساکن خواهی بود</i>
<font color="#ff8000">«منظور سرزمین میانه است»</font>

1263
02:10:23,522 --> 02:10:28,424
<i>اسیر در زندان غم و اندوه، در زیر درختانی
 که در حال محو شدن و مُردن هستند</i>

1264
02:10:30,162 --> 02:10:32,152
<i>تا وقتی که جهان دچار دگرگونی شود</i>

1265
02:10:32,330 --> 02:10:36,825
و همه‌ی سال‌های طولانی زندگی‌ـت به کلی سپری شوند

1266
02:10:45,343 --> 02:10:46,503
آروِن

1267
02:10:53,150 --> 02:10:55,413
...این‌جا هیچ چیزی در انتظار تو نخواهد بود

1268
02:10:56,086 --> 02:10:58,179
جز مــرگـــ

1269
02:11:18,636 --> 02:11:21,336
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آیا  من رو هم دوست داری؟</font>

1270
02:11:23,336 --> 02:11:25,736
<font color=#008000>من دوستت دارم، پدر</font>

1271
02:12:16,536 --> 02:12:19,533
<font color="#ff8000">:صدای گالادریل</font>
<font color=#008000><i> " دنیا دگرگون شده است "</i></font>

1272
02:12:20,186 --> 02:12:22,186
<font color=#008000><i>" در آب احساسَش می‌کنم "</i></font>

1273
02:12:22,636 --> 02:12:24,636
<font color=#008000><i>" در زمین احساسَش می‌کنم "</i></font>

1274
02:12:26,536 --> 02:12:30,436
<font color=#008000><i>" در هوا اِستشمامَش می‌کنم "</i></font>

1275
02:12:31,646 --> 02:12:35,275
<i>قدرت دشمن در حال افزایش است</i>

1276
02:12:35,451 --> 02:12:38,078
<i>سائورون از دست نشانده‌اش سارومان</i>

1277
02:12:38,252 --> 02:12:41,620
<i>برای نابود کردن مردم روهان استفاده خواهد کرد</i>

1278
02:12:43,691 --> 02:12:47,320
<i>آیزنگارد تخلیه شده است</i>

1279
02:12:51,666 --> 02:12:55,033
<i>حالا چشم سائورون به گاندور دوخته شده است</i>

1280
02:12:56,170 --> 02:12:59,138
<i>آخرین پادشاهیِ آزادِ انسان‌ها</i>

1281
02:12:59,340 --> 02:13:03,743
<i>جنگِ او در این سرزمین، خیلی زود به راه خواهد افتاد</i>

1282
02:13:07,447 --> 02:13:10,541
<i>او نزدیک شدن حلقه را حس می‌کند</i>

1283
02:13:10,718 --> 02:13:14,176
<i>نیروی حامل حلقه رو به زوال است</i>

1284
02:13:14,355 --> 02:13:18,416
<i>فرودو در اعماق قلبش، کم‌کم پِی می‌برد</i>

1285
02:13:19,961 --> 02:13:23,828
که این ماموریت به قیمت جانش تمام خواهد شد

1286
02:13:23,997 --> 02:13:26,159
تو از این آگاهی

1287
02:13:26,800 --> 02:13:29,633
<i>تو این را از پیش می‌دانستی</i>

1288
02:13:31,739 --> 02:13:35,174
<i>این خطری‌ـست که همه‏‌ی ما آن را پذیرفتیم</i>

1289
02:13:39,513 --> 02:13:43,711
<i>در حالی که تاریکی گسترش می‌یابد
اراده‌ی حلقه قوی‌تر می‌شود</i>

1290
02:13:44,885 --> 02:13:49,322
<i>حالا به سختی در حال تلاش است
تا دوباره به دست انسان‌ها بازگردد</i>

1291
02:13:49,489 --> 02:13:54,949
<i>چرا که انسان‌ها به راحتی بر اثر قدرت حلقه اغوا می‌شوند</i>

1292
02:13:55,161 --> 02:13:58,723
<i>تنها کافی است که سردار جوان گاندور
 دستش را دراز کند</i>

1293
02:13:58,931 --> 02:14:02,992
<i>و حلقه را برای خودش بردارد
و آن هنگام جهان سقوط خواهد کرد</i>

1294
02:14:05,439 --> 02:14:07,329
<i>حالا زمان آن نزدیک شده است</i>

1295
02:14:07,440 --> 02:14:11,706
<i>بسیار نزدیک است که حلقه به هدفش دست یابد</i>

1296
02:14:14,814 --> 02:14:18,444
<i>و آن زمان سلطه‌ی سائورون بر تمامی جهان
گسترش خواهد یافت</i>

1297
02:14:18,618 --> 02:14:22,747
<i>حتی بر پایان جهان نیز تسلط خواهد یافت</i>

1298
02:14:24,589 --> 02:14:26,421
<i>دوران اِلف‌ها</i>

1299
02:14:26,624 --> 02:14:28,559
<i>به پایان رسیده است</i>

1300
02:14:29,395 --> 02:14:32,990
<i>آیا عاقبتِ سرزمین میانه را
 به سرنوشتش واگذار خواهیم کرد؟</i>

1301
02:14:34,967 --> 02:14:38,231
<i>آیا اجازه می‌دهیم (که انسان‌ها) به تنهایی
 در مقابلش بایستند ؟</i>

1302
02:14:40,574 --> 02:14:42,239
<font color="#ff8000">«نقشه‌ی قسمتِ شرقی سرزمین میانه»</font>
<font color="#ff8000">«شامل موردور، گاندور و روهان»</font>

1302
02:14:42,774 --> 02:14:44,139
چه خبر ؟

1303
02:14:44,310 --> 02:14:47,108
دیده‏بان‌ها گزارش دادن که سارومان به روهان حمله کرده

1304
02:14:47,279 --> 02:14:50,146
مردم تئودن به گودی هلم پناه بردن

1305
02:14:50,316 --> 02:14:54,343
ولی ما باید مراقب مرزهای خودمون باشیم
فارامیر، اُرک‏ها در حال پیشروی‏ هستن

1306
02:14:54,519 --> 02:14:56,919
سائورون در حال آماده کردنِ یه ارتش‌ـه

1307
02:14:57,255 --> 02:14:59,382
شرقی‏ها و جنوبی‏ها* به دروازه‌ی سیاه رسیدن
<font color="#ff8000">«نژادی از انسان‌ها که در شرق و جنوب موردور زندگی»</font>
<font color="#ff8000">«می‌کردند و دشمن مردم آزاد و متحد سائورون بودند»</font>

1308
02:14:59,558 --> 02:15:02,959
تعدادشون چقدره ؟ -
چند هزار نفر، هر روز هم بیشتر میشن -

1309
02:15:04,063 --> 02:15:07,623
از رودخانه‌ تا شمال رو کی پوشش میده ؟ -
پانصد نفر رو در اُسگیلیات* مستقر کردیم -
<font color="#ff8000">«پایتخت قدیمی گاندور»</font>

1310
02:15:07,832 --> 02:15:10,858
اگه به اون شهر حمله بشه نمی‌تونیم ازش دفاع کنیم

1311
02:15:13,004 --> 02:15:15,199
سارومان از آیزنگارد حمله می‏کنه

1312
02:15:15,373 --> 02:15:18,069
سائورون از موردور

1313
02:15:19,377 --> 02:15:22,608
جنگ از هر دو طرف به سمت انسان‌ها خواهد آمد

1314
02:15:22,779 --> 02:15:24,474
گاندور ضعیف‌ـه

1315
02:15:24,649 --> 02:15:27,776
سائورون به زودی به ما حمله خواهد کرد

1316
02:15:28,520 --> 02:15:30,384
به سختی هم حمله خواهد کرد

1317
02:15:30,822 --> 02:15:34,918
حالا اون می‌دونه که ما
توانایی عقب نشاندنش رو نداریم

1318
02:15:48,805 --> 02:15:51,035
افرادم میگن که شما جاسوسِ اُرک‏ها هستید

1319
02:15:51,208 --> 02:15:53,938
!جاسوس‏ ؟
امکان نداره

1320
02:15:54,111 --> 02:15:56,375
خب اگه جاسوس نیستید، پس کی هستید ؟

1321
02:16:03,253 --> 02:16:04,982
حرف بزنید

1322
02:16:06,088 --> 02:16:08,682
ما هابیت‏هایی اهل شایر هستیم

1323
02:16:09,025 --> 02:16:12,052
،اسم من فرودو بگینزه
و ایشون هم سم وایز گمجی هستن

1324
02:16:12,496 --> 02:16:13,986
محافظ شخصیته ؟

1325
02:16:14,198 --> 02:16:15,961
! باغبونش هستم

1326
02:16:16,600 --> 02:16:18,568
و اون دوست فراری‌ـتون کجاست ؟

1327
02:16:20,103 --> 02:16:22,401
همون جونوَر بی‌ریخت

1328
02:16:22,739 --> 02:16:24,706
همون که قیافه‌ی زشتی داشت

1329
02:16:26,442 --> 02:16:28,342
کس دیگه‌ای وجود نداره

1330
02:16:32,448 --> 02:16:34,781
ما به همراه هفت نفر دیگه از ریوندل خارج شدیم

1331
02:16:38,120 --> 02:16:41,230
یک نفر* رو در موریا* از دست دادیم
<font color="#ff8000">«منظور گاندالف است»</font>
<font color="#ff8000">«بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عمارت کوتوله‌ها در سرزمین میانه»</font>

1332
02:16:42,258 --> 02:16:43,782
،دو نفرشون از خویشاوندانم بودن

1333
02:16:43,960 --> 02:16:47,691
یه کوتوله هم بود
به همراه یک اِلف و دوتا انسان

1334
02:16:47,897 --> 02:16:51,799
،آراگورن پسر آراتورن
و بارومیر از گاندور

1335
02:16:56,806 --> 02:16:58,569
شما دوستان بارومیر هستید ؟

1336
02:17:01,010 --> 02:17:02,500
بله

1337
02:17:03,579 --> 02:17:04,671
از نظر خودم که بودم

1338
02:17:11,186 --> 02:17:14,121
پس اگه بدونید که اون مُرده ناراحت میشید ؟

1339
02:17:16,157 --> 02:17:17,625
!مُرده ؟  

1340
02:17:17,827 --> 02:17:19,851
چطور ؟
کِی ؟

1341
02:17:20,128 --> 02:17:22,755
،بعنوان یکی از همراهانش
امیدوارم بودم که شما بهم بگید

1342
02:17:23,097 --> 02:17:26,932
اگه اتفاقی برای بارومیر افتاده
ازت می‏خوایم که به ما بگی

1343
02:17:29,672 --> 02:17:36,133
شش روز پیش، آب شیپورش رو
به ساحل روخانه آورد

1344
02:17:36,344 --> 02:17:39,438
دو تیکه شده بود

1345
02:17:41,048 --> 02:17:44,449
اما دلم بهم میگه که این همه‌ی ماجرا نیست

1346
02:17:46,488 --> 02:17:48,285
اون برادرم بود

1347
02:18:37,736 --> 02:18:40,206
! بارومیر

1348
02:18:40,740 --> 02:18:42,606
! بارومیر

1349
02:18:46,846 --> 02:18:50,612
یه زمانی این شهر جواهر قلمرو ما بود

1350
02:18:50,783 --> 02:18:54,446
محل روشنایی و زیبایی و موسیقی

1351
02:18:54,620 --> 02:18:56,952
! و یک بار دیگه این‌طور خواهد شد

1352
02:18:59,526 --> 02:19:02,154
بذارید سپاهیان موردور این رو بدونن

1353
02:19:02,363 --> 02:19:06,730
هرگز دوباره سرزمین مردم من به دست دشمن نخواهد افتاد

1354
02:19:10,536 --> 02:19:16,202
! شهر اُسگیلیات به قلمروی گاندور بازگشت

1355
02:19:16,576 --> 02:19:18,543
! برای گاندور -
! برای گاندور -

1356
02:19:18,710 --> 02:19:21,543
! برای گاندور -
! برای گاندور -

1357
02:19:30,255 --> 02:19:33,020
سخنرانی خوبی بود
مفید و مختصر

1358
02:19:33,226 --> 02:19:36,126
! باید زمان بیشتری رو برای نوشیدن بذاریم

1359
02:19:36,428 --> 02:19:40,626
بشکه‌های آبجو رو باز کنید
این افراد تشنه‏ هستن

1360
02:19:44,070 --> 02:19:46,231
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1361
02:19:46,405 --> 02:19:49,397
امروز، زندگی خوبه

1362
02:19:53,578 --> 02:19:55,170
چیه ؟

1363
02:19:55,547 --> 02:19:57,014
اون اینجاست

1364
02:20:00,218 --> 02:20:02,050
نمی‏تونه یه لحظه راحت‌ـمون بذاره ؟

1365
02:20:02,220 --> 02:20:03,243
اون کجاست ؟

1366
02:20:03,421 --> 02:20:06,879
بهترین جنگجوی گاندور کجاست ؟
اولین پسرم کجاست ؟

1367
02:20:07,458 --> 02:20:09,153
! پدر

1368
02:20:14,032 --> 02:20:16,398
بهم گفتن که تقریبا یک تنه دشمن رو در هم شکستی

1369
02:20:16,568 --> 02:20:19,968
اغراق کردن
این پیروزی به فارومیر هم تعلق داره

1370
02:20:21,439 --> 02:20:24,340
اما به خاطر(بی کفایتی) فارومیر بود که شهر سقوط کرد

1371
02:20:25,142 --> 02:20:27,440
مگه مسئولیت محافظت از شهر به عهده‌ی تو نبود ؟

1372
02:20:27,612 --> 02:20:29,637
هر کاری که می‌تونستم انجام دادم
ولی تعدادمون خیلی کم بود

1373
02:20:29,814 --> 02:20:31,509
! اوه، خیلی کم بود

1374
02:20:32,017 --> 02:20:34,416
تو اجازه دادی دشمن وارد شهر بشه
و در یک چشم بهم زدن اون رو تصرف کنه

1375
02:20:36,619 --> 02:20:39,612
همیشه باعث سر افکندگی من بودی

1376
02:20:39,824 --> 02:20:42,053
همچین قصدی ندارم

1377
02:20:42,259 --> 02:20:46,325
برای اون ارزشی قائل نمیشید
ولی باز هم تلاش می‌کنه طبق خواست شما عمل کنه

1378
02:20:49,399 --> 02:20:52,300
اون شما رو دوست داره، پدر -
من رو به خاطر فارومیر به چالش نکش -

1379
02:20:52,470 --> 02:20:55,233
،من می‌دونم اون به درد چه کارهایی می‌خوره
! و البته اون کارها اندک هستن

1380
02:20:55,406 --> 02:20:59,000
چیزهای ضروری‌تری هست
که باید در موردشون صحبت کنیم

1381
02:21:00,177 --> 02:21:02,610
الروند از ریوندل برای تشکیل یک جلسه
ما رو فراخوانده

1382
02:21:02,779 --> 02:21:05,646
،دلیلش رو نگفته
ولی من حدس می‌زنم که هدف این جلسه چیه

1383
02:21:05,815 --> 02:21:09,615
شایعه شده که " سلاح " دشمن پیدا شده

1384
02:21:11,855 --> 02:21:14,119
" حلقه‌ی یگانه "

1385
02:21:16,894 --> 02:21:21,557
قاتلِ ایسیلدور -
به دست اِلف‏ها افتاده -

1386
02:21:21,730 --> 02:21:25,360
،همه تلاش می‌کنن اون رو به دست بیارن
انسان‏ها، کوتوله‌ها، جادوگرها

1387
02:21:25,535 --> 02:21:29,665
نمی‏تونیم بذاریم این اتفاق بیوفته
اون حلقه باید به گاندور بیاد

1388
02:21:31,475 --> 02:21:34,135
گاندور -
خطرناکه، می‏دونم -

1389
02:21:34,310 --> 02:21:38,006
اون حلقه همیشه سعی کرده قلب انسان‌های
ضعیف‌تر رو به فساد و تباهی بکِشون‌ـه

1390
02:21:38,180 --> 02:21:42,083
اما تو، تو قوی هستی
و ما به شدت به اون حلقه نیاز داریم

1391
02:21:42,252 --> 02:21:47,553
،این خون ماست که بر زمین ریخته میشه
مردم ما هستن که دارن کشته میشن

1392
02:21:47,756 --> 02:21:52,784
سائورون در انتظار زمان مناسب‌ـه
اون در حال ساختن یه ارتش بزرگ و تازه نفس‌ـه

1393
02:21:52,995 --> 02:21:54,462
اون برخواهد گشت

1394
02:21:54,663 --> 02:21:58,395
و وقتی که برگرده
قدرتِ ایستادگی در مقابلش رو نخواهیم داشت

1395
02:21:58,567 --> 02:22:01,128
تو باید بری

1396
02:22:02,303 --> 02:22:04,397
و اون هدیه‌ی قدرتمند رو برام بیاری

1397
02:22:05,239 --> 02:22:10,735
نه، جای من این‌جا در کنار مردمم‌ـه
! نه در ریوندل

1398
02:22:10,913 --> 02:22:14,610
آیا از فرمان پدرت سرپیچی می‌کنی ؟ -
... اگه رفتن به ریوندل  ضروریه -

1399
02:22:14,783 --> 02:22:17,751
من رو به جای اون بفرستید -
تو ؟ -

1400
02:22:18,954 --> 02:22:20,888
اوه، فهمیدم

1401
02:22:21,055 --> 02:22:25,253
،فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور
تا شایستگیش رو ثابت کنه

1402
02:22:25,693 --> 02:22:27,662
فکر نمی‏کنم

1403
02:22:27,862 --> 02:22:30,730
من برای انجام این ماموریت فقط به برادرت اعتماد دارم

1404
02:22:30,899 --> 02:22:33,799
کسی که ناامیدم نخواهد کرد

1405
02:22:50,885 --> 02:22:54,048
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1406
02:23:12,440 --> 02:23:14,430
! فرمانده فارومیر

1407
02:23:15,710 --> 02:23:17,836
نفر سوم رو پیدا کردیم

1408
02:23:29,356 --> 02:23:31,324
باید همراهم بیای، همین حالا

1409
02:23:42,535 --> 02:23:43,627
اون پایین

1410
02:23:58,551 --> 02:24:01,451
ورود به آبگیر ممنوعه*، مجازات مرگ رو به دنبال داره
<font color="#ff8000">«جنگجویان گاندور به شدت مراقب محرمانه ماندن»</font>
<font color="#ff8000">«پناهگاه‌شان که در پشت آبشار می‌باشد، بودند.به همین علت»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس که به آبشار و آبگیرِ زیر آن نزدیک میشد را می‌کشتند»</font>

1411
02:24:12,064 --> 02:24:13,554
منتظر دستور من هستن

1412
02:24:19,038 --> 02:24:20,130
دستور زدنش رو بدم ؟

1413
02:24:21,373 --> 02:24:24,399
<i>صخره و آبگیر، چه خوبه و دلپذیر</i>

1414
02:24:24,576 --> 02:24:26,407
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1415
02:24:27,046 --> 02:24:30,015
<i>تنها آرزوی ما گرفتن یه ماهی بود</i>

1416
02:24:30,183 --> 02:24:32,877
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1417
02:24:39,858 --> 02:24:41,256
صبر کن

1418
02:24:42,761 --> 02:24:45,593
این موجود به من وابسته‌ـست

1419
02:24:46,197 --> 02:24:48,131
و من هم به اون

1420
02:24:51,402 --> 02:24:52,700
اون راهنمای ماست

1421
02:24:57,443 --> 02:24:58,842
خواهش می‏کنم

1422
02:24:59,011 --> 02:25:00,875
اجازه بده برم پایین پیشش

1423
02:25:12,190 --> 02:25:13,851
اسمیگل

1424
02:25:14,859 --> 02:25:17,088
ارباب این‌جاست

1425
02:25:18,295 --> 02:25:19,421
بیا، اسمیگل

1426
02:25:22,300 --> 02:25:24,928
به ارباب اعتماد کن، بیا

1427
02:25:28,106 --> 02:25:31,939
باید همین حالا راه بیوفتیم

1428
02:25:32,309 --> 02:25:35,746
اسمیگل، تو باید به ارباب اعتماد کنی

1429
02:25:35,912 --> 02:25:37,311
دنبالم بیا، زود باش

1430
02:25:38,548 --> 02:25:40,038
بیا

1431
02:25:42,587 --> 02:25:43,746
بیا، اسمیگل

1432
02:25:44,288 --> 02:25:46,312
،اسمیگل خوب
همین‌ـه

1433
02:25:46,857 --> 02:25:48,347
بیا

1434
02:25:52,796 --> 02:25:54,457
! اذیتش نکنید

1435
02:25:54,632 --> 02:25:57,361
اسمیگل مقاومت نکن
اسمیگل به حرفم گوش کن

1436
02:25:57,534 --> 02:25:58,832
! ارباب

1437
02:26:24,036 --> 02:26:26,636
کافیه

1438
02:26:30,136 --> 02:26:32,536
اون‏ها رو کجا می‏بری ؟

1439
02:26:34,336 --> 02:26:36,636
! جواب بده

1440
02:26:36,936 --> 02:26:40,036
<font color=#FF0000>اسمیگل</font>

1441
02:26:43,253 --> 02:26:48,020
<font color=#FF0000>چرا گریه می‏کنی، اسمیگل ؟</font>

1442
02:26:49,292 --> 02:26:51,886
آدم‌های سنگدل بهمون آسیب می‌زنن

1443
02:26:52,095 --> 02:26:55,064
ارباب ما رو فریب داد 

1444
02:26:55,265 --> 02:26:58,826
<font color=#FF0000>البته که داد</font>

1445
02:26:59,202 --> 02:27:02,899
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون حیله‌گره</font>

1446
02:27:03,072 --> 02:27:06,098
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون دروغگوئه</font>

1447
02:27:06,276 --> 02:27:08,972
... ارباب دوست ماست

1448
02:27:09,145 --> 02:27:11,511
دوست ما

1449
02:27:11,681 --> 02:27:13,842
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

1450
02:27:14,017 --> 02:27:17,009
نه، به تو ربطی نداره

1451
02:27:18,087 --> 02:27:20,555
! ما رو تنها بذار

1452
02:27:20,723 --> 02:27:23,123
<font color=#FF0000>! هابیت‏های کثیف کوچولو</font>

1453
02:27:23,293 --> 02:27:25,591
<font color=#FF0000>! اون(حلقه) رو از ما دزدیدن</font>

1454
02:27:25,762 --> 02:27:27,195
نه ... نه

1455
02:27:27,764 --> 02:27:29,391
چی رو دزدیدن ؟

1456
02:27:31,534 --> 02:27:36,870
<font color=#FF0000>! عزیــز... من رو</font>

1457
02:27:40,510 --> 02:27:42,137
باید از این‌جا بزنیم بیرون

1458
02:27:42,745 --> 02:27:44,713
تو برو
همین حالا برو

1459
02:27:47,317 --> 02:27:49,182
از پسِ انجامش برمیای

1460
02:27:50,620 --> 02:27:52,087
از حلقه استفاده کن، آقای فرودو

1461
02:27:52,288 --> 02:27:54,051
فقط همین یه بار

1462
02:27:54,257 --> 02:27:55,986
دستت کن

1463
02:27:56,459 --> 02:27:58,450
ناپدید شو

1464
02:27:59,529 --> 02:28:00,587
نمی‏تونم

1465
02:28:03,700 --> 02:28:05,930
حق با تو بود، سم

1466
02:28:07,370 --> 02:28:09,861
... تلاش کردی بهم بگی، اما

1467
02:28:14,577 --> 02:28:16,738
متاسفم

1468
02:28:21,284 --> 02:28:24,151
حلقه داره وجود من رو تسخیر می‏کنه، سم

1469
02:28:25,588 --> 02:28:27,215
... اگه حلقه رو دستم کنم

1470
02:28:27,423 --> 02:28:29,755
اون (سائورون) پیدام می‏کنه

1471
02:28:31,427 --> 02:28:33,395
اون می‏بینه

1472
02:28:34,630 --> 02:28:36,598
... آقای فرودو

1473
02:28:41,471 --> 02:28:45,737
پس این پاسخ تمام معماها‍ـست

1474
02:28:47,944 --> 02:28:50,936
این‌جا در وسط جنگل

1475
02:28:51,114 --> 02:28:53,014
شما دوتا کوتوله رو دارم

1476
02:28:53,182 --> 02:28:56,345
و گروهی از انسان‌ها که گوش به فرمانم هستن

1477
02:28:59,689 --> 02:29:03,147
حلقه‌ی قدرت در چنگ منه

1478
02:29:12,869 --> 02:29:16,600
فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور

1479
02:29:18,207 --> 02:29:21,233
تا شایستگیش رو نشون بده

1480
02:29:42,331 --> 02:29:43,923
! نه

1481
02:29:47,103 --> 02:29:48,434
! بس کن

1482
02:29:48,604 --> 02:29:49,662
! تنهاش بذار

1483
02:29:51,007 --> 02:29:53,498
مگه نمی‌فهمی ؟

1484
02:29:54,811 --> 02:29:56,711
! اون باید نابودش کنه

1485
02:29:56,879 --> 02:30:00,110
همون جایی که داریم میریم، به موردور

1486
02:30:00,283 --> 02:30:01,944
به کوه آتش

1487
02:30:03,019 --> 02:30:06,113
به اسگیلیات حمله شده
درخواست نیروی کمکی کردن

1488
02:30:06,322 --> 02:30:09,291
خواهش می‏کنم، این مسئولیت سنگینی‌ـه

1489
02:30:11,494 --> 02:30:13,553
بهش کمک نمی‌کنید؟

1490
02:30:14,931 --> 02:30:16,831
فرمانده ؟

1491
02:30:17,500 --> 02:30:19,730
آماده رفتن بشید

1492
02:30:24,674 --> 02:30:27,108
حلقه به گاندور خواهد رفت

1493
02:31:27,436 --> 02:31:32,236
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>کارت خوب بود بریگو، دوست من</font>

1494
02:31:40,049 --> 02:31:42,677
! اون زنده‌ـست -
اون کجاست ؟ اون کجاست ؟ -

1495
02:31:42,852 --> 02:31:45,912
از سر راه برید کنار، میخوام بکشمش

1496
02:31:46,122 --> 02:31:49,853
... تو خوش شانس‏ترین، زیرک‏ترین

1497
02:31:50,059 --> 02:31:54,052
و نترس‌ترین انسانی هستی که توی عمرم دیدم

1498
02:31:54,764 --> 02:31:56,231
زنده باشی دوست عزیزم

1499
02:31:56,832 --> 02:31:58,561
گیملی، پادشاه کجاست ؟

1500
02:32:07,436 --> 02:32:08,686
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>دیر کردی</font>

1501
02:32:12,348 --> 02:32:13,679
ظاهرت وحشتناک‌ـه

1502
02:32:40,836 --> 02:32:43,436
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>ممنون</font>

1503
02:32:55,424 --> 02:32:57,449
گفتی یه سپاه عظیم ؟

1504
02:32:57,660 --> 02:33:00,322
تمام آیزنگارد تخلیه شده -
چند نفرن ؟ -

1505
02:33:00,997 --> 02:33:03,989
ده هزار سرباز، حداقل

1506
02:33:05,534 --> 02:33:06,967
ده هزار ؟

1507
02:33:07,403 --> 02:33:09,894
:سپاهی که فقط به یک منظور پرورش داده شده

1508
02:33:12,575 --> 02:33:14,702
" نابود کردن دنیای انسان‌ها "

1509
02:33:17,213 --> 02:33:19,204
شب‌هنگام، به این‌جا خواهند رسید

1510
02:33:25,054 --> 02:33:26,351
بذار بیان

1511
02:33:27,890 --> 02:33:30,620
می‏خواهم تمام مردها و پسربچه‌های نیرومندی که
توانایی حمل سلاح رو دارن

1512
02:33:30,826 --> 02:33:33,954
تا شب آماده‏ی نبرد باشن

1513
02:33:42,138 --> 02:33:45,073
گذرگاه و دروازه رو از بالا پوشش میدیم

1514
02:33:45,241 --> 02:33:47,675
تا حالا هیچ سپاهی نتونسته به " حصار گودی "* نفوذ کنه
<font color="#ff8000">«دیوار سنگی یکپارچه‌ای به ارتفاع بیش از شش متر»</font>
<font color="#ff8000">«که از پناهگاه مردم روهان در گودی هلم حفاظت می‌کرد»</font>

1515
02:33:47,843 --> 02:33:50,573
! یا پاش رو داخل " هورنبرگ "* بذاره
<font color="#ff8000">«.به معنی: شاخ آواز»</font>
<font color="#ff8000">«قلعه‌ای در سراشیبی گودی هلم در شمال روهان»</font>

1516
02:33:50,746 --> 02:33:53,146
این‌ها فقط یه عده اُرکِ بی عقل و احمق نیستن

1517
02:33:53,749 --> 02:33:55,944
این‏ها " اوروک-های " هستن

1518
02:33:56,118 --> 02:33:59,554
زره‌ها‌ـشون ضخیم
و سپرها‌ـشون بزرگه

1519
02:34:01,223 --> 02:34:04,852
من در نبرد‏های زیادی جنگیدم، جناب کوتوله

1520
02:34:05,061 --> 02:34:08,656
می‌دونم چطور باید از قلعه‌ام دفاع کنم

1521
02:34:15,271 --> 02:34:18,672
در مقابل دیوارهای قلعه در هم خواهند شکست
مثل آبی که به صخره‌ها برخورد کنه

1522
02:34:18,841 --> 02:34:24,074
،دار و دسته‌ی سارومان غارت می‌کنن و به آتش می‌کشن
چیزی که قبلاً هم دیدیم

1523
02:34:24,280 --> 02:34:26,942
محصولات کشاورزی رو میشه از نو کاشت

1524
02:34:27,116 --> 02:34:30,108
خانه‌ها رو هم میشه از نو ساخت

1525
02:34:30,720 --> 02:34:33,280
در داخل این دیوارها

1526
02:34:33,689 --> 02:34:35,156
*ما بیشتر از اون‌ها دوام خواهیم آورد
<font color="#ff8000">«اشاره به داشتن دست بالاتر در جنگ»</font>
<font color="#ff8000">«به علت وجود دیوارهای بلند و قلعه»</font>

1527
02:34:35,358 --> 02:34:37,758
اون‌ها برای نابود کردن محصولات
یا روستاهای روهان نمیان

1528
02:34:37,927 --> 02:34:39,451
برای نابود کردن مردمش میان

1529
02:34:39,595 --> 02:34:42,363
(تا آخرین کودک(رو سلاخی خواهند کرد

1530
02:34:42,965 --> 02:34:45,229
می‏خوای چیکار کنم ؟

1531
02:34:45,401 --> 02:34:47,130
به افرادم نگاه کن

1532
02:34:47,303 --> 02:34:49,032
! شجاعت‌ـشون به یک تار مو بنده

1533
02:34:51,240 --> 02:34:55,643
اگه قراره که این پایانِ کار ما باشه
پس یه پایانی نشون میدم

1534
02:34:55,811 --> 02:34:58,837
که تا ابد فراموش نشه

1535
02:35:02,485 --> 02:35:04,385
سواران رو بفرستید سرورم

1536
02:35:04,687 --> 02:35:07,554
باید درخواست کمک کنید

1537
02:35:10,860 --> 02:35:13,124
و چه کسی خواهد آمد ؟

1538
02:35:13,529 --> 02:35:15,121
اِلف‏ها ؟

1539
02:35:15,297 --> 02:35:17,356
کوتوله‌ها ؟

1540
02:35:18,134 --> 02:35:21,001
ما به اندازه‌ی تو در پیدا کردن دوست شانس نداشتیم

1541
02:35:21,837 --> 02:35:24,101
هم پیمان‌های قدیمی‌ـمون الان مُردن

1542
02:35:24,540 --> 02:35:27,338
گاندور پاسخ خواهد داد -
!گاندور ؟ -

1543
02:35:27,510 --> 02:35:29,705
وقتی که فولد غربی* سقوط کرد، گاندور کجا بود ؟
<font color="#ff8000">«منطقه‌ای متعلق به روهان در امتداد کوهستان سفید»</font>
<font color="#ff8000">«در شمال و در غرب ادوراس»</font>

1544
02:35:30,679 --> 02:35:33,910
وقتی که دشمن حلقه‌ی محاصره‌ی دورمون رو
تنگ‌تر می‌کرد، گاندور کجا بود ؟

1545
02:35:34,083 --> 02:35:36,017
گاندور کجا بو....؟

1546
02:35:38,687 --> 02:35:40,587
... نه، لرد آراگورن

1547
02:35:42,191 --> 02:35:44,659
ما تنها هستیم

1548
02:35:51,534 --> 02:35:53,263
زنان و بچه‏ها رو داخل غارها ببرید

1549
02:35:53,436 --> 02:35:54,698
زمان بیشتری برای تهیه و توزیع آذوقه لازم داریم

1550
02:35:54,870 --> 02:35:58,362
زمانی در کار نیست
جنگ پیش روی ماست

1551
02:35:58,641 --> 02:36:00,336
دروازه رو محکم کنید

1552
02:36:05,548 --> 02:36:07,641
ما اِنت‏ها از زمان‌های خیلی دور

1553
02:36:07,850 --> 02:36:11,217
خودمون رو درگیر جنگ

1554
02:36:11,987 --> 02:36:14,979
بین انسان‌ها و جادوگرها نمی‌کنیم

1555
02:36:16,258 --> 02:36:21,025
اما حالا اتفاقی در حال رخ دادن‌ـه

1556
02:36:21,197 --> 02:36:23,529
که مدت زیادی‌ـست

1557
02:36:23,732 --> 02:36:26,200
رخ نداده

1558
02:36:27,403 --> 02:36:29,667
" شورای اِنت‌ها "

1559
02:36:30,105 --> 02:36:31,094
اینی که گفتی چیه؟

1560
02:36:31,507 --> 02:36:34,340
یه جور گردهمایی‌ـه

1561
02:36:35,544 --> 02:36:38,104
گردهمایی ِ چی؟

1562
02:36:56,065 --> 02:36:58,431
درختان راش، بلوط

1563
02:36:58,601 --> 02:37:00,501
فندق، وَن

1564
02:37:00,769 --> 02:37:02,737
خوبه، خوبه، خوبه

1565
02:37:02,905 --> 02:37:05,271
خیلی‏ها آمدن

1566
02:37:12,815 --> 02:37:15,579
حال باید تصمیم بگیریم که اِنت‏ها

1567
02:37:15,751 --> 02:37:18,311
وارد جنگ بشوند یا نه

1568
02:37:27,296 --> 02:37:30,356
! حرکت کنید
 به سمت غارها برید

1569
02:37:32,835 --> 02:37:34,894
! زود باشید مردم
سریع‏تر

1570
02:37:35,304 --> 02:37:37,602
نیروهای ذخیره رو در راستای دیوارها قرار میدیم

1571
02:37:37,773 --> 02:37:40,003
می‏تونن از بالای دروازه از کماندارها پشتیبانی کنن

1572
02:37:40,175 --> 02:37:43,303
آراگورن، تو باید استراحت کنی

1573
02:37:43,479 --> 02:37:45,879
نیمه جان و خسته به درد ما نمی‌خوری

1574
02:37:46,348 --> 02:37:47,542
! آراگورن

1575
02:37:50,953 --> 02:37:53,979
میخوان من رو به همراه زن‌ها به داخل غار‏ها بفرستن

1576
02:37:54,189 --> 02:37:55,816
مسئولیت شرافت‏مندانه‏ای‌ـه

1577
02:37:56,025 --> 02:37:58,892
،تا از بچه‌ها مواظبت کنم و تا زمانی که مردها برمیگردن
غذا و جای خواب براشون مهیا کنم

1578
02:37:59,061 --> 02:38:00,756
چه " افتخاری " در این کار هست ؟

1579
02:38:00,930 --> 02:38:04,627
بانوی من، شاید زمانی برسه که نیاز به کارهای
شجاعانه و بدون افتخار باشه

1580
02:38:04,900 --> 02:38:07,798
،اون موقع و در هنگام آخرین دفاع
مردم شما به چه کسی چشم خواهند دوخت ؟

1581
02:38:07,870 --> 02:38:12,864
اجازه بدید در کنارتون بجنگم -
دادن چنین دستوری از اختیار من خارج‌ـه -

1582
02:38:13,175 --> 02:38:15,973
شما به بقیه هم دستور ندادید که در کنارتون بجنگن

1583
02:38:16,145 --> 02:38:19,911
اون‏ها در کنارتون می‏جنگن
چون حاضر نیستن از شما جدا بشن

1584
02:38:21,083 --> 02:38:23,278
چون شما رو دوست دارن

1585
02:38:30,426 --> 02:38:31,916
عذر می‌خوام

1586
02:39:37,860 --> 02:39:41,091
کشاورزها، دامدارها و پسربچه‌های نیرومند

1587
02:39:42,164 --> 02:39:43,961
این‏ها سرباز نیستن

1588
02:39:46,235 --> 02:39:49,693
بیشتر اون‌ها زمستان‏های خیلی زیاد رو دیدن -
یا خیلی کم -

1589
02:39:53,642 --> 02:39:56,543
نگاه‏ـشون کن
اون‏ها ترسیدن

1590
02:39:56,712 --> 02:39:58,179
می‌تونم این رو توی چشم‌هاـشون ببینم

1591
02:40:02,936 --> 02:40:04,936
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>و باید هم این‌طور (ترسیده) باشن</font>

1592
02:40:05,196 --> 02:40:06,536
<font color=#008000>...سیصد نفر</font>

1592
02:40:06,537 --> 02:40:07,936
<font color=#008000>سیصد نفر...در برابر ده هزار نفر</font>

1593
02:40:10,236 --> 02:40:12,436
<font color=#008000>این‌جا امید بیشتری برای دفاع از خودشون دارن تا در ادوراس</font>

1594
02:40:12,436 --> 02:40:16,136
<font color=#008000>آراگون، اون‌ها نمی‌تونن در این نبرد پیروز بشن</font>

1595
02:40:17,436 --> 02:40:18,686
<font color=#008000>همه‌ـشون خواهند مُرد</font>

1596
02:40:19,168 --> 02:40:21,363
پس من هم به عنوان یکی از اون‌ها می‌میرم

1597
02:40:27,810 --> 02:40:29,641
بذار بره پسر

1598
02:40:30,212 --> 02:40:32,180
بذار توی حال خودش باشه

1599
02:40:33,649 --> 02:40:39,110
همه‌ی روستایی‏هایی که می‏تونن شمشیر در
دست بگیرن به اسلحه‌خونه فرستاده شدن

1600
02:40:43,358 --> 02:40:45,258
سرورم ؟

1601
02:40:47,329 --> 02:40:49,889
من کی هستم، گاملینگ ؟

1602
02:40:53,268 --> 02:40:57,170
شما پادشاه ما هستید، قربان

1603
02:41:00,175 --> 02:41:03,440
و آیا تو به پادشاهت اعتماد داری ؟

1604
02:41:04,980 --> 02:41:08,143
افرادِ شما سرورم

1605
02:41:08,317 --> 02:41:11,115
پایان کار هرچی که باشه از شما پیروی می‌کنن

1606
02:41:18,026 --> 02:41:19,926
پایان کار هرچی که باشه

1607
02:41:29,772 --> 02:41:33,333
اسب و سوارکار کجا هستن ؟

1608
02:41:33,509 --> 02:41:36,569
شیپوری که درش دمیده می‌شد کجاست؟

1609
02:41:38,080 --> 02:41:42,449
<i>اون دوران گذشته، مثل بارانی که روی کوه بباره و بگذره</i>

1610
02:41:43,452 --> 02:41:46,683
<i>مثل بادی که از چمنزار بگذره</i>

1611
02:41:50,392 --> 02:41:54,158
آن دوران در غرب گذشته

1612
02:41:54,863 --> 02:41:57,491
<i>...و پشت تپه‌ها</i>

1613
02:41:59,401 --> 02:42:01,028
<i>در سایه فرو رفته</i>

1614
02:42:09,478 --> 02:42:12,914
چطور کارمون به این‌جا رسید ؟

1615
02:42:34,236 --> 02:42:36,101
ساعت‌هاـست که ادامه داره

1616
02:42:37,239 --> 02:42:39,605
باید تا الان یه تصمیمی گرفته باشن

1617
02:42:39,775 --> 02:42:43,871
تصمیم ؟
نه

1618
02:42:44,046 --> 02:42:49,177
...ما تازه گفتن

1619
02:42:50,385 --> 02:42:52,250
! صبح بخیر رو تمام کردیم

1620
02:42:53,622 --> 02:42:56,785
! اما الان که شب شده

1621
02:42:56,992 --> 02:42:58,789
تا ابد وقت ندارید

1622
02:42:59,795 --> 02:43:01,820
عجول نباش

1623
02:43:02,297 --> 02:43:04,697
وقت‌ـمون داره تمام میشه

1624
02:43:07,703 --> 02:43:10,672
! حرکت کنید
! به طرف دیوار بیرونی حرکت کنید

1625
02:43:28,257 --> 02:43:29,554
شمشیرت رو بده من

1626
02:43:39,067 --> 02:43:40,193
اسمت چیه ؟

1627
02:43:40,736 --> 02:43:43,102
هالِث، پسر هاما، سرورم

1628
02:43:45,240 --> 02:43:47,868
! بقیه میگن که شب رو زنده به صبح نمی‌رسونیم

1629
02:43:49,845 --> 02:43:51,813
میگن که امیدی نیست

1630
02:44:09,665 --> 02:44:11,292
شمشیر خوبی‌ـه

1631
02:44:13,335 --> 02:44:15,667
هالِث، پسر هاما

1632
02:44:20,008 --> 02:44:22,169
امید " همیشه وجود داره "

1633
02:44:45,100 --> 02:44:48,467
تا این‌جای کار بهت اعتماد کردیم
تو هم ما رو به بی‏راهه نبردی

1634
02:44:48,637 --> 02:44:50,195
من رو ببخش

1635
02:44:50,372 --> 02:44:51,805
ناامید شدنم اشتباه بود

1636
02:44:54,636 --> 02:44:56,636
:به زبان اِالفی
<font color=#008000>چیزی برای بخشیدن وجود نداره لگولاس</font>

1637
02:45:01,016 --> 02:45:03,814
اگه وقت داشتیم درستش می‌کردم

1638
02:45:07,289 --> 02:45:09,314
سینه‌اش یکم تنگه

1639
02:45:15,530 --> 02:45:17,498
این صدای شیپور اُرک‌ها نیست

1640
02:45:23,171 --> 02:45:25,002
یه نفر رو بفرست دنبال پادشاه

1641
02:45:25,173 --> 02:45:28,768
! دروازه رو باز کنید -
! دروازه رو باز کنید -

1642
02:46:00,409 --> 02:46:02,070
این چطور ممکنه ؟

1643
02:46:03,078 --> 02:46:06,707
من پیامی رو از طرف " الروند " از " ریوندل " آوردم

1644
02:46:06,882 --> 02:46:10,113
" زمانی بین اِلف‏ها و انسان‏ها اتحادی وجود داشت "

1645
02:46:10,819 --> 02:46:15,051
" ما مدت‏ها پیش در کنار هم جنگیدیم و کشته شدیم "

1646
02:46:17,359 --> 02:46:20,260
 " اکنون ما به احترام آن اتحاد به این‌جا آمدیم "

1647
02:46:20,436 --> 02:46:22,936
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>از دیدنت خوشحالم هالدیر</font>

1648
02:46:28,737 --> 02:46:30,671
خیلی خوش اومدید

1649
02:46:36,044 --> 02:46:39,980
باعث افتخار ماست که یک‌بار دیگه در کنار انسان‌ها بجنگیم

1650
02:47:13,648 --> 02:47:16,913
می‌تونستی محل بهتری رو برای ایستادن انتخاب کنی

1651
02:47:21,823 --> 02:47:25,987
خب رفیق، هر شانسی که باعث شده تا الان زنده بمونی
بیا امیدوار باشیم که امشب هم همراهت باشه

1652
02:47:32,167 --> 02:47:33,964
دوستانت در کنارت هستن، آراگورن

1653
02:47:34,603 --> 02:47:37,094
بیا امیدوار باشیم که امشب رو زنده به صبح برسونن

1654
02:48:36,936 --> 02:48:39,936
<font color=#008000>ای فرزندان " اِرو "* به اون‌ها رحم نکنید</font>
<font color="#ff8000">«نام خالق یگانه در داستان‌های تالکین، اِلف‌ها و انسان‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«توسط اِرو خلق شدند و وی آن‌ها را فرزندان خود می‌نامید»</font>

1655
02:48:41,236 --> 02:48:44,236
<font color=#008000>چون که هیچ‌کدوم از اون‌ها به شما رحم نخواهند کرد</font>

1656
02:49:18,506 --> 02:49:21,304
اون بیرون چه اتفاقی داره میوفته ؟ -
باید برات تعریف کنم... ؟ -

1657
02:49:22,577 --> 02:49:24,374
!یا یه جعبه پیدا کنم که بذاری زیر پات  ؟

1658
02:50:03,436 --> 02:50:05,436
<font color=#008000>تیر نزنید</font>

1659
02:50:27,575 --> 02:50:29,372
پس بالاخره شروع شد

1660
02:50:34,936 --> 02:50:36,936
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آماده‌ی پرتاب</font>

1661
02:50:44,436 --> 02:50:46,436
<font color=#008000>...زره‏ـشون در قسمت گردن</font>

1662
02:50:46,936 --> 02:50:48,936
<font color=#008000>و زیر بازو ضعیف‌ـه</font>

1663
02:50:49,186 --> 02:50:51,186
<font color=#008000>تیرها رو رها کنید</font>

1664
02:50:56,204 --> 02:50:57,569
چیزی هم زدن ؟

1665
02:50:58,239 --> 02:51:00,230
تیرباران‏ـشون کنید

1666
02:51:00,408 --> 02:51:02,501
! پرتاب کنید -
! پرتاب کنید -

1667
02:51:18,259 --> 02:51:19,954
بفرستین‌ـشون سمت من
زود باشید

1668
02:51:38,936 --> 02:51:40,536
<font color=#008000>نردبان‌ها</font>

1669
02:51:40,648 --> 02:51:41,740
خوبه

1670
02:51:48,556 --> 02:51:51,525
شمشیرها
شمشیرها

1671
02:52:29,664 --> 02:52:31,791
! لگولاس
تا الان دو تا رو زدم

1672
02:52:31,966 --> 02:52:34,093
من هفده تا رو

1673
02:52:34,269 --> 02:52:36,829
! نمی‏ذارم یه گوش‏دراز ازم جلو بزنه

1674
02:52:43,578 --> 02:52:45,307
! نوزده تا

1675
02:53:11,306 --> 02:53:12,739
! مری

1676
02:53:17,145 --> 02:53:20,945
ما الان به توافق رسیدیم

1677
02:53:30,992 --> 02:53:32,459
خب ؟

1678
02:53:33,962 --> 02:53:38,126
من اسم شما رو رو به شورای اِنت‌ها گفتم

1679
02:53:39,267 --> 02:53:42,430
... و ما توافق کردیم

1680
02:53:42,904 --> 02:53:46,931
که شما اُرک نیستید

1681
02:53:48,676 --> 02:53:50,803
خب، این خبر خوبی‌ـه

1682
02:53:50,979 --> 02:53:55,109
در مورد سارومان چیکار کردید ؟
در مورد اون تصمیمی گرفتید ؟

1683
02:53:55,750 --> 02:53:59,550
عجول نباش آقای مریادوک

1684
02:53:59,721 --> 02:54:01,245
عجول ؟

1685
02:54:02,056 --> 02:54:03,956
دوستای ما اون بیرون هستن

1686
02:54:04,125 --> 02:54:08,289
به کمک ما نیاز دارن
تنهایی نمی‏تونن توی این جنگ شرکت کنن

1687
02:54:08,630 --> 02:54:10,894
جنگ ؟
بله

1688
02:54:11,065 --> 02:54:12,965
روی همه‏ی ما تاثیر می‏ذاره

1689
02:54:13,134 --> 02:54:16,126
درخت، ریشه و شاخه

1690
02:54:17,005 --> 02:54:21,032
اما باید این رو بدونی هابیت جوان

1691
02:54:21,242 --> 02:54:23,176
زمان زیادی می‌بره

1692
02:54:23,344 --> 02:54:28,247
تا چیزی رو به زبان اِنتی کهن بیان کنیم

1693
02:54:28,416 --> 02:54:32,648
و ما هرگز حرفی رو نمی‌زنیم

1694
02:54:32,820 --> 02:54:36,756
مگر این‏که گفتنش

1695
02:54:36,925 --> 02:54:40,884
ارزش صرف این همه زمان رو داشته باشه

1696
02:54:41,696 --> 02:54:44,995
! هفده ! هجده

1697
02:54:45,166 --> 02:54:46,224
! نوزده

1698
02:54:46,801 --> 02:54:48,666
! بیست

1699
02:54:48,836 --> 02:54:50,497
! بیست و یک

1700
02:55:00,582 --> 02:55:02,573
<font color=#008000>گذرگاه</font>

1701
02:55:02,836 --> 02:55:05,336
<font color=#008000>به سمت گذرگاه تیر بزنید</font>

1702
02:55:10,391 --> 02:55:12,757
همه‌اش همین بود ؟

1703
02:55:12,927 --> 02:55:15,862
!همه‌ی سحر و جادوت همین بود سارومان ؟

1704
02:55:41,936 --> 02:55:43,936
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>بزنش لگولاس</font>

1705
02:55:46,436 --> 02:55:47,436
<font color=#008000>بکُشش</font>

1706
02:55:47,936 --> 02:55:49,436
<font color=#008000>بکُشش</font>

1707
02:56:41,849 --> 02:56:43,214
! دروازه رو محکم کنید

1708
02:57:01,569 --> 02:57:03,833
متوقف‌ـشون کنید
محکم بایستید

1709
02:57:11,713 --> 02:57:13,044
! آراگورن

1710
02:57:17,685 --> 02:57:18,879
! گیملی

1711
02:57:25,136 --> 02:57:26,636
:پبه زبان اِلفی
<font color=#008000>تیرها رو پرتاب کنید</font>

1712
02:57:29,436 --> 02:57:31,436
<font color=#008000>حــمــلــه</font>

1713
02:58:07,635 --> 02:58:11,571
اِنت‏‏ها نمی‏تونن جلوی این توفان رو بگیرن

1714
02:58:12,340 --> 02:58:16,367
ما باید خودمون رو از این مسائل دور نگه داریم
همون کاری که همیشه کردیم

1715
02:58:17,178 --> 02:58:19,271
!‏چطور ممکنه که این تصمیم‏ شما این باشه ؟

1716
02:58:19,947 --> 02:58:23,576
این جنگ ما نیست

1717
02:58:23,885 --> 02:58:26,080
! ولی شما هم جزئی از این دنیا هستید

1718
02:58:30,258 --> 02:58:32,089
!نیستید ؟

1719
02:58:36,164 --> 02:58:38,530
شما باید کمک کنید
خواهش می‏کنم

1720
02:58:39,767 --> 02:58:42,531
باید کاری کنید

1721
02:58:42,804 --> 02:58:47,104
شما جوان و دلیر هستید آقای مری

1722
02:58:48,309 --> 02:58:52,040
ولی نقشِت توی این داستان تمام شده

1723
02:58:52,213 --> 02:58:54,443
به خونه‏ات برگرد

1724
02:59:04,492 --> 02:59:06,756
شاید حق با درخت ریشو باشه

1725
02:59:06,928 --> 02:59:08,793
ما به این‌جا تعلق نداریم، مری

1726
02:59:08,963 --> 02:59:11,227
این کار برای ما خیلی بزرگه

1727
02:59:11,399 --> 02:59:14,061
آخرش چیکار می‌تونیم بکنیم؟

1728
02:59:16,370 --> 02:59:18,998
ما شایر رو داریم

1729
02:59:19,540 --> 02:59:22,065
شاید باید بریم خونه

1730
02:59:23,911 --> 02:59:27,142
شعله‌های آتش آیزنگارد همه جا رو خواهد گرفت

1731
02:59:27,315 --> 02:59:32,218
و جنگل‌های " تاک‏بروگ " و " باک‏لند " خواهند سوخت

1732
02:59:32,386 --> 02:59:33,978
... و

1733
02:59:35,823 --> 02:59:38,849
و تمام چیزهایی که زمانی در این دنیا سبز و خرم بودن
از بین خواهند رفت

1734
02:59:42,363 --> 02:59:45,298
اون موقع دیگه شایری وجود نخواهد داشت، پیپین

1735
03:00:04,819 --> 03:00:06,047
! آراگورن

1736
03:00:06,220 --> 03:00:08,586
به سمت قلعه عقب‌نشینی کن

1737
03:00:08,789 --> 03:00:11,849
! افرادت رو از اون‏جا خارج کن

1738
03:00:12,536 --> 03:00:14,536
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>به سمت قلعه</font>

1739
03:00:18,996 --> 03:00:20,536
<font color=#008000>به سمت قلعه عقب‌نشینی کنید</font>

1740
03:00:21,535 --> 03:00:23,196
<font color=#008000>! هالدیر</font>

1741
03:00:23,936 --> 03:00:26,136
<font color=#008000>به سمت قلعه برو</font>

1742
03:00:27,308 --> 03:00:30,573
دارید چیکار می‌کنید؟
چرا جلوم رو می‌گیرید؟

1743
03:00:49,764 --> 03:00:50,992
<font color=#008000>! هالدیر</font>

1744
03:01:33,708 --> 03:01:35,198
! دروازه رو محکم کنید

1745
03:01:37,445 --> 03:01:38,742
متوقف‌ـشون کنید

1746
03:01:40,514 --> 03:01:43,881
! به سمت دروازه
شمشیرهاتون رو بکشید

1747
03:02:12,046 --> 03:02:13,980
! راه رو باز کنید

1748
03:02:16,884 --> 03:02:18,613
بیشتر از این نمی‌تونیم عقب نگه‌ـشون داریم

1749
03:02:24,625 --> 03:02:28,152
! عقب نگه‏ـشون دارید -
چقدر زمان احتیاج دارید ؟ -

1750
03:02:28,362 --> 03:02:30,922
هرچقدر که بتونی بهم بدی

1751
03:02:31,098 --> 03:02:32,759
! گیملی

1752
03:02:34,235 --> 03:02:35,600
! الوار بیارید

1753
03:02:35,770 --> 03:02:37,738
! دروازه رو محکم کنید

1754
03:02:52,453 --> 03:02:54,148
زود باش
از عهده‌ـشون برمیایم

1755
03:02:55,022 --> 03:02:56,614
! فاصله‏اش زیاده

1756
03:03:01,896 --> 03:03:03,659
پرتابم کن

1757
03:03:04,832 --> 03:03:06,663
چی ؟ -
! از این فاصله نمی‏تونم بپرم -

1758
03:03:06,834 --> 03:03:08,392
! باید پرتابم کنی

1759
03:03:14,008 --> 03:03:15,270
به اون اِلف نگی ها

1760
03:03:15,810 --> 03:03:17,573
حتی یک کلمه هم نمیگم

1761
03:03:32,860 --> 03:03:34,293
! دروازه رو محکم کنید

1762
03:03:34,462 --> 03:03:36,555
! راه رو باز کنید -
! تا سنگر موقت دنبالم بیاید -

1763
03:03:36,730 --> 03:03:37,788
! مراقب پشت ‏سرتون باشید

1764
03:03:41,869 --> 03:03:44,099
! یکی دیگه بیارید این‌جا -
! بالاتر -

1765
03:04:34,088 --> 03:04:35,487
! دروازه رو محکم نگه دارید

1766
03:04:39,693 --> 03:04:42,628
! گیملی ! آراگورن
از اون‌جا بیاید بیرون

1767
03:04:47,368 --> 03:04:48,960
! آراگورن

1768
03:05:22,436 --> 03:05:24,870
همه عقب‌نشینی کنن

1769
03:05:25,239 --> 03:05:27,036
ببرشون عقب

1770
03:05:27,575 --> 03:05:29,042
عقب‌نشینی

1771
03:05:29,210 --> 03:05:31,701
عقب‌نشینی

1772
03:05:32,880 --> 03:05:34,575
! در رو شکستن و وارد شدن

1773
03:05:34,748 --> 03:05:37,012
به قلعه نفوذ کردن
عقب‌نشینی کنید

1774
03:05:37,184 --> 03:05:39,414
! برگردید -
! عقب‏نشینی کنید -

1775
03:05:39,520 --> 03:05:42,114
! عجله کنید، داخل
ببرشون داخل

1776
03:05:42,323 --> 03:05:44,553
برید داخل قلعه

1777
03:05:56,036 --> 03:06:00,996
من شما رو در مرزهای غربی جنگل ترک می‏کنم

1778
03:06:01,175 --> 03:06:05,874
از اون جا می‌تونید به سمت شمال برید
تا به زادگاه‌ـتون برسید

1779
03:06:11,619 --> 03:06:12,881
! صبر کن
بایست

1780
03:06:13,787 --> 03:06:15,277
بایست

1781
03:06:18,425 --> 03:06:20,120
دور بزن

1782
03:06:21,061 --> 03:06:23,757
دور بزن، ما رو به جنوب ببر -
جنوب؟ -

1783
03:06:23,931 --> 03:06:28,925
! اما اون راه که شما رو به سمت آیزنگارد می‌بره

1784
03:06:29,270 --> 03:06:31,966
آره دقیقاً

1785
03:06:32,139 --> 03:06:35,370
اگر از جنوب بریم، می‏تونیم بدون جلب توجه
از کنار سارومان عبور کنیم

1786
03:06:35,542 --> 03:06:38,204
،هر‏قدر به خطر نزدیک‏تر باشیم
همون‌قدر از آسیب دورتر هستیم

1787
03:06:38,379 --> 03:06:40,370
این آخرین چیزیه که اون انتظار داره

1788
03:06:42,983 --> 03:06:46,009
به نظر من که این کار منطقی نیست

1789
03:06:46,186 --> 03:06:47,346
اما از این گذشته

1790
03:06:47,554 --> 03:06:50,216
شما خیلی کوچیک هستید

1791
03:06:50,724 --> 03:06:52,453
شاید حق با شما باشه

1792
03:06:55,129 --> 03:06:56,619
پس به سمت جنوب میریم

1793
03:06:58,165 --> 03:07:01,498
محکم بشینید، شایری‏های کوچولو

1794
03:07:03,537 --> 03:07:06,301
همیشه دوست دارم به سمت جنوب برم

1795
03:07:06,473 --> 03:07:10,773
یه جورایی احساس پایین رفتن از تپه رو داره

1796
03:07:11,378 --> 03:07:13,846
!زده به سرت ؟
گیر میوفتیم

1797
03:07:14,014 --> 03:07:15,948
نه نمیوفتیم

1798
03:07:16,684 --> 03:07:18,948
نه این بار

1799
03:07:25,626 --> 03:07:26,615
! نگاه کنید

1800
03:07:28,295 --> 03:07:30,729
! اُسگیلیات داره می‏سوزه

1801
03:07:30,898 --> 03:07:32,331
ارتش) موردور اومده)

1802
03:07:33,467 --> 03:07:35,867
حلقه، گاندور رو نجات نخواهد داد

1803
03:07:37,204 --> 03:07:39,399
این حلقه فقط قدرت نابود کردن رو داره

1804
03:07:40,240 --> 03:07:41,673
... خواهش می‏کنم

1805
03:07:41,842 --> 03:07:43,469
بذار برم

1806
03:07:44,511 --> 03:07:46,103
! عجله کنید

1807
03:07:49,583 --> 03:07:50,982
! فارومیر

1808
03:07:51,151 --> 03:07:53,642
 باید بذاری من برم

1809
03:07:54,088 --> 03:07:57,546
و اون خانواده‌ی کوچیک موش صحرایی

1810
03:07:57,725 --> 03:08:00,558
که از تنه‌ام بالا می‌رفتن
و به شدت غلغلکم می دادن

1811
03:08:01,295 --> 03:08:04,594
... همیشه سعی دارن جایی برن که

1812
03:08:15,776 --> 03:08:18,711
خیلی از این درخت‏ها دوستای من بودن

1813
03:08:19,413 --> 03:08:24,043
موجوداتی که از وقتی
میوه و دانه بودن می‏شناختم‏ـشون

1814
03:08:25,219 --> 03:08:26,413
متاسفم، درخت ریشو

1815
03:08:26,587 --> 03:08:29,351
هر کدومشون صدای خاص خودش رو داشت

1816
03:08:31,625 --> 03:08:34,150
سارومان

1817
03:08:34,528 --> 03:08:37,588
! اون جادوگر باید تنبیه بشه

1818
03:08:51,812 --> 03:08:55,441
هیچ دشنامی در زبان اِلفی

1819
03:08:55,649 --> 03:08:58,311
اِنتی و یا زبان انسان‌ها برای توصیف

1820
03:08:58,485 --> 03:09:00,817
این خیانت وجود نداره

1821
03:09:02,256 --> 03:09:05,089
! نگاه کن ! درخت‏ها
دارن حرکت می‌کنن

1822
03:09:09,797 --> 03:09:10,991
دارن کجا میرن ؟

1823
03:09:11,532 --> 03:09:14,763
با اُرک‏ها کارهایی دارن

1824
03:09:15,235 --> 03:09:19,501
امشب با آیزنگارد کار دارم

1825
03:09:19,673 --> 03:09:22,301
با صخره و سنگ

1826
03:09:46,200 --> 03:09:47,326
آره

1827
03:09:48,435 --> 03:09:49,868
بیاید، دوستان من

1828
03:09:51,205 --> 03:09:55,403
اِنت‏ها دارن به جنگ میرن

1829
03:09:55,576 --> 03:09:57,339
این احتمال وجود داره

1830
03:09:57,511 --> 03:10:01,038
که به سمت نابودی خودمون بریم

1831
03:10:02,449 --> 03:10:04,917
آخرین لشرکشیِ

1832
03:10:05,452 --> 03:10:07,477
اِنت‌ها

1833
03:10:55,602 --> 03:10:59,333
فارومیر ! اُرک‏ها ساحل شرقی رو گرفتن
تعدادشون ‏خیلی زیاده

1834
03:10:59,506 --> 03:11:01,565
شب هنگام بهمون حمله می‌کنن

1835
03:11:04,344 --> 03:11:05,811
آقای فرودو ؟

1836
03:11:06,113 --> 03:11:10,209
داره صداش میزنه، سم
چشمش تقریباً روی منه

1837
03:11:10,384 --> 03:11:12,875
طاقت بیار آقای فرودو
چیزیت نمیشه

1838
03:11:27,234 --> 03:11:28,633
اون‏ها رو پیش پدرم ببر

1839
03:11:30,203 --> 03:11:33,195
بهش بگو فارومیر هدیه‌ی ارزشمندی فرستاده

1840
03:11:35,609 --> 03:11:38,635
هدیه‌ای که سرنوشت ما رو در این جنگ تغییر خواهد داد

1841
03:11:39,746 --> 03:11:42,442
می‏خوای بدونی چه بلایی سر بارومیر اومد ؟

1842
03:11:43,083 --> 03:11:45,847
می‏خوای بدونی چرا برادرت مُرد ؟

1843
03:11:46,353 --> 03:11:50,084
! سعی کرد حلقه رو از فرودو بگیره
بعد از سوگندی که برای محافظت ازش خورده بود

1844
03:11:50,290 --> 03:11:52,190
! سعی کرد اون رو بکشه

1845
03:11:52,359 --> 03:11:54,691
! حلقه، برادرت رو دیوونه کرده بود

1846
03:11:55,462 --> 03:11:57,327
! مراقب باشید

1847
03:12:08,241 --> 03:12:09,367
آقای فرودو ؟

1848
03:12:12,012 --> 03:12:13,843
اون‏ها این‌جا هستن

1849
03:12:16,950 --> 03:12:19,418
اون‏ها اومدن

1850
03:12:22,022 --> 03:12:24,422
! *نازگول
<font color="#ff8000">«اشباح حلقه»</font>
<font color="#ff8000">«نُه انسانی که حلقه‌ها را از سائورون دریافت کردند و این»</font>
<font color="#ff8000">«کار باعث نابودی و تبدیل‌ شدنشان به خادمان تاریکی شد»</font>

1851
03:12:45,979 --> 03:12:48,140
همین‏جا بمونید
توی دیدرس نباشید

1852
03:12:49,950 --> 03:12:52,180
! پناه بگیرید

1853
03:13:09,536 --> 03:13:11,094
قلعه تصرف شده

1854
03:13:11,872 --> 03:13:13,066
همه چیز تمام شده

1855
03:13:13,240 --> 03:13:17,176
گفته بودید این قلعه تا زمانی که مردانتون ازش
دفاع کنن، هرگز سقوط نمی‏کنه

1856
03:13:17,344 --> 03:13:20,279
اون‌ها هنوز دارن ازش دفاع می‌کنن
اون‌ها دارن برای دفاع ازش می‌میرن

1857
03:13:23,016 --> 03:13:24,415
! دارن میان داخل

1858
03:13:27,054 --> 03:13:29,545
! از دَر عبور کردن

1859
03:13:32,926 --> 03:13:37,056
راه دیگه‏ای نیست که بشه زن‌ها و بچه‏ها رو
از غار‏ها خارج کرد ؟

1860
03:13:39,666 --> 03:13:41,600
راه دیگه‏ای نیست ؟

1861
03:13:43,170 --> 03:13:46,230
یک راه هست
که به سمت کوه‏ها میره

1862
03:13:46,907 --> 03:13:49,102
اما نمی‌تونن زیاد دور بشن
تعداد اوروک - های ها خیلی زیاده

1863
03:13:53,980 --> 03:13:56,380
به زن‏ها و بچه‏ها بگید به سمت مسیر کوهستان برن

1864
03:13:56,550 --> 03:13:59,417
! و ورودی رو مسدود کنید -
این همه مرگ  -

1865
03:14:01,621 --> 03:14:05,022
انسان‌ها در برابر این تنفر افسار گسیخته
چه کاری می‌تونن بکنن ؟

1866
03:14:09,696 --> 03:14:11,129
در کنار من با اسب به بیرون بتاز

1867
03:14:15,235 --> 03:14:16,862
به بیرون بتاز و باهاشون روبه‏رو شو

1868
03:14:17,637 --> 03:14:19,798
برای مرگ و افتخار

1869
03:14:19,973 --> 03:14:21,372
برای روهان

1870
03:14:22,876 --> 03:14:24,343
برای مَردمت

1871
03:14:25,078 --> 03:14:27,012
خورشید درحال بالا اومدن‌ـه

1872
03:14:31,518 --> 03:14:34,510
<font color="#ff8000">«:صدای گاندالف»</font>
<i>در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید</i>

1873
03:14:34,688 --> 03:14:36,087
<i>هنگام سپیده‌دم</i>

1874
03:14:36,289 --> 03:14:37,950
<i>به شرق نگاه کنید</i>

1875
03:14:42,129 --> 03:14:43,756
آره

1876
03:14:46,233 --> 03:14:47,894
آره

1877
03:14:49,236 --> 03:14:51,636
*" شیپور " هلمِ پتک‏مشت
<font color="#ff8000">«یکی از پادشاهان روهان که گودی هلم را به افتخار او»</font>
<font color="#ff8000">«نامگذاری کرده‌اند.هرگاه شیپور هلم به صدا در می‌آمد»</font>
<font color="#ff8000">«او به دشمن حمله می‌کرد و تعداد زیادی را از بین می‌برد»</font>

1878
03:14:51,805 --> 03:14:54,603
باید در گودی به صدا در بیاد

1879
03:14:55,041 --> 03:14:57,032
برای آخرین بار

1880
03:14:57,210 --> 03:14:58,700
بله

1881
03:15:01,748 --> 03:15:05,548
بذار این همون زمانی باشه که در کنار هم
شمشیر می‌زنیم

1882
03:15:13,360 --> 03:15:14,691
ظلمت و بیداد به پا خواسته

1883
03:15:15,896 --> 03:15:16,954
حالا نوبت خشم ماست

1884
03:15:17,164 --> 03:15:20,565
حالا زمان نابود کردن(دشمنان) و طلوع خورشید سرخ‌ـه

1885
03:15:27,607 --> 03:15:30,271
<font color=#800080>*به پیش ائورلینگاس</font>
<font color="#ff8000">«.به معنای " پسران ائورل " ، اولین پادشاه‌ روهان»</font>
<font color="#ff8000">«مردم روهان در قدیم خود را به این نام خطاب می‌کردند»</font>

1886
03:16:17,657 --> 03:16:18,851
! گاندالف

1887
03:16:26,166 --> 03:16:29,829
پادشاه تئودن داره به تنهایی ایستادگی می‌کنه

1888
03:16:30,437 --> 03:16:32,598
اون تنها نیست

1889
03:16:33,006 --> 03:16:35,132
! *روهیریم
<font color="#ff8000">« " کلمه‌ای از زبان اِلفی به معنی " اربابان اسب»</font>
<font color="#ff8000">«که لقب مردم روهان بود»</font>

1890
03:16:40,046 --> 03:16:41,206
ائومر

1891
03:16:41,381 --> 03:16:43,906
به سمت پادشاه

1892
03:18:01,561 --> 03:18:03,324
آره

1893
03:18:12,472 --> 03:18:15,908
یه ضربه
یه ضربه‌ی خوب

1894
03:18:40,433 --> 03:18:42,901
! سد رو بشکنید

1895
03:18:43,069 --> 03:18:46,505
! رودخانه رو آزاد کنید

1896
03:19:13,867 --> 03:19:16,597
! پیپین ! محکم بشین

1897
03:19:21,875 --> 03:19:24,810
! محکم بشینید، هابیت‏های کوچولو

1898
03:20:06,119 --> 03:20:08,144
داری چیکار می‏کنی ؟

1899
03:20:16,763 --> 03:20:18,287
! داری کجا میری ؟

1900
03:21:16,489 --> 03:21:17,786
منم

1901
03:21:20,326 --> 03:21:22,521
سم‏ تو هستم

1902
03:21:26,866 --> 03:21:29,494
سم‏ خودت رو نمی‏شناسی ؟

1903
03:21:47,153 --> 03:21:50,520
نمی‌تونم انجامش بدم سم

1904
03:21:51,457 --> 03:21:53,425
می‏دونم

1905
03:21:54,460 --> 03:21:56,826
از همه نظر اشتباه‌ـه

1906
03:21:57,564 --> 03:21:59,589
راستش رو بخوای اصلاً نباید این‌جا باشیم

1907
03:22:07,006 --> 03:22:09,099
اما هستیم

1908
03:22:15,515 --> 03:22:18,541
شبیه داستان‏های بزرگه، آقای فرودو

1909
03:22:18,718 --> 03:22:21,118
داستان‏هایی که) خیلی پر اهمیت هستن)

1910
03:22:22,155 --> 03:22:25,147
داستان‌هایی که) پر از تاریکی و خطرن)

1911
03:22:25,358 --> 03:22:28,327
و گاهی اوقات دوست نداری بدونی که آخرشون چی میشه

1912
03:22:28,494 --> 03:22:31,429
چون آخه چطور میتونن پایان خوشی داشته باشن؟

1913
03:22:34,000 --> 03:22:36,195
<i>چطور ممکنه که دنیا دوباره مثل سابق بشه</i>

1914
03:22:36,369 --> 03:22:39,805
<i>وقتی که این همه اتفاقات بد افتاده؟</i>

1915
03:22:40,640 --> 03:22:42,540
! پیروزی

1916
03:22:42,709 --> 03:22:44,267
! ما پیروز شدیم

1917
03:22:44,444 --> 03:22:48,380
<i>اما در پایان، فقط یه چیزِ گذراست</i>

1918
03:22:48,548 --> 03:22:49,879
<i>این سایه</i>

1919
03:22:50,049 --> 03:22:52,449
<i>حتی تاریکی هم باید بره</i>

1920
03:22:52,619 --> 03:22:55,315
<i>و یه روز تازه از راه برسه</i>

1921
03:22:55,521 --> 03:22:59,457
<i>و وقتی که خورشید طلوع کنه
 درخشان‌تر خواهد تابید</i>

1922
03:23:01,394 --> 03:23:03,760
<i> اون‌ها داستان‌هایی بودن که در ذهنت موندن</i>

1923
03:23:03,930 --> 03:23:05,693
<i>و برات معنا پیدا کردن</i>

1924
03:23:05,865 --> 03:23:08,435
<i>حتی اگر موقع شنیدن اون‌ها
برای فهمیدن‌ (دلیل ماندگاریشون) خیلی کوچیک بودی</i>

1925
03:23:09,802 --> 03:23:13,670
<i>اما فکر می‌کنم که دلیلش رو فهمیدم آقای فرودو</i>

1926
03:23:13,840 --> 03:23:15,398
<i>حالا میدونم</i>

1927
03:23:16,242 --> 03:23:18,437
... شخصیت‌های اون داستان‏ها

1928
03:23:18,611 --> 03:23:22,741
فرصت های زیادی برای برگشتن(و ناامید شدن) داشتن
ولی این کار رو نکردن

1929
03:23:22,915 --> 03:23:25,145
به راه‏ـشون ادامه دادن

1930
03:23:25,818 --> 03:23:29,083
چون به چیزی باور داشتن

1931
03:23:30,723 --> 03:23:33,021
ما به چی باور داریم سم؟

1932
03:23:44,904 --> 03:23:48,840
به این که در این دنیا خوبی هم هست، آقای فرودو

1933
03:23:49,108 --> 03:23:51,736
و این ارزش جنگیدن رو داره

1934
03:24:18,671 --> 03:24:22,971
فکر می‌کنم در نهایت همدیگه رو درک کردیم فرودو بگینز

1935
03:24:23,710 --> 03:24:27,669
،تو قوانین سرزمین‌ـمون رو می‏دونی
قوانین پدرت

1936
03:24:27,847 --> 03:24:30,042
اگه اجازه بدی برن
مجازات این کارِت مرگ خواهد بود

1937
03:24:34,420 --> 03:24:35,819
پس بابتش مجازات میشم

1938
03:24:38,591 --> 03:24:40,286
آزادشون کنید

1939
03:24:52,372 --> 03:24:54,431
بیرونِ جنگل بمونید

1940
03:24:54,607 --> 03:24:56,404
دور از درخت‌ها بایستید

1941
03:25:47,226 --> 03:25:49,023
شمارش پایانی

1942
03:25:49,195 --> 03:25:52,096
چهل و دو -
چهل و دو ؟ -

1943
03:25:53,566 --> 03:25:58,333
برای یه شاهزاده‌ی اِلف گوش دراز بَدَک نیست

1944
03:25:59,138 --> 03:26:02,801
اینجانب شخصاً روی چهل و سومیش نشستم

1945
03:26:06,913 --> 03:26:10,212
چهل و سه -
اون از قبل مُرده بود -

1946
03:26:10,983 --> 03:26:13,474
داشت تکون می‏خورد -
داشت تکون می‏خورد ؟ -

1947
03:26:13,653 --> 03:26:18,352
به خاطرِ اینه که تبرم توی سیستم عصبیش فرو رفته

1948
03:26:20,593 --> 03:26:25,292
خیلی خوشحال به نظر نمیرسه، مگه نه؟ -
به هیچ وجه مری -

1949
03:26:25,565 --> 03:26:29,092
با این وجود، به نظرم منظره‏‌ی اون بالا خیلی خوبه

1950
03:26:29,268 --> 03:26:32,237
بله، عِمارت با کیفیت و خوبیه

1951
03:26:32,405 --> 03:26:35,238
شنیدم کارکنانش هم خیلی خوبن

1952
03:26:40,913 --> 03:26:43,279
داری چیکار می‏کنی ؟ -
هیچی -

1953
03:26:43,449 --> 03:26:47,715
دنیا به حالت طبیعی برگشت، همین -
نه برنگشت -

1954
03:26:47,887 --> 03:26:49,115
دارم از گرسنگی می‏میرم

1955
03:26:49,322 --> 03:26:52,382
توی پیدا کردن یه چیز به درد بخور برای خوردن
در این اطراف، موفق باشی

1956
03:26:52,592 --> 03:26:55,618
احتمالا فقط موش مرده و نون کپک زده گیرت بیاد

1957
03:27:19,619 --> 03:27:22,019
! انبار سارومان

1958
03:27:24,390 --> 03:27:27,086
باورم نمی‏شه

1959
03:27:27,293 --> 03:27:29,318
امکان نداره

1960
03:27:29,962 --> 03:27:32,863
! خودشه -
برگ لانگ‏باتوم -

1961
03:27:34,166 --> 03:27:36,464
بهترین تنباکو در فاردینگ جنوبی

1962
03:27:36,836 --> 03:27:39,862
عالیه
! یه بشکه برای هر نفر

1963
03:27:40,039 --> 03:27:41,165
صبر کن

1964
03:27:41,908 --> 03:27:43,136
به نظرت بهتر نیست با درخت ریشو تقسیمش کنیم ؟

1965
03:27:43,309 --> 03:27:44,833
تقسیمش کنیم ؟

1966
03:27:46,679 --> 03:27:49,079
نه
نه

1967
03:27:50,583 --> 03:27:51,914
...گیاه مرده و این طور چیزها

1968
03:27:52,351 --> 03:27:54,512
فکر نمی‏کنم براش قابل درک باشه

1969
03:27:55,821 --> 03:27:57,982
ممکنه(این تنباکو) از بستگان دورش باشه

1970
03:27:58,791 --> 03:28:01,282
گرفتم

1971
03:28:01,494 --> 03:28:04,292
عجول نباش

1972
03:28:05,398 --> 03:28:07,161
دقیقاً

1974
03:28:36,162 --> 03:28:37,459
این مجرای قدیمیِّ فاضلاب‌ـه

1975
03:28:37,630 --> 03:28:40,690
درست از زیر رودخونه‏ رد میشه و
مستقیم به خارج از شهر میره

1976
03:28:40,866 --> 03:28:42,595
می‌تونید توی جنگل پنهان بشید

1977
03:28:43,669 --> 03:28:46,137
... فرمانده فارومیر

1978
03:28:46,772 --> 03:28:48,603
شما شایستگی خودتون رو نشون دادید، قربان

1979
03:28:51,110 --> 03:28:52,407
(بالاترین شایستگی (رو دارید

1980
03:28:52,912 --> 03:28:55,540
شایر باید سرزمین با عظمتی باشه، آقای گمجی

1981
03:28:55,715 --> 03:28:58,650
! جایی که باغبون‌ها چنین جایگاه بالایی دارن

1982
03:28:59,852 --> 03:29:01,820
وقتی که به جنگل رسیدید میخواید از کدوم راه برید ؟

1983
03:29:02,455 --> 03:29:03,979
گالوم میگه یه راه وجود داره

1984
03:29:04,190 --> 03:29:08,326
نزدیک به " میناس مورگول "* که از بالای کوه‌ها می‌گذره
<font color="#ff8000">«به معنی برج جادوی سیاه و دژ نازگول‌ها»</font>

1985
03:29:08,594 --> 03:29:10,423
کریث آنگول* ؟
<font color="#ff8000">«گذرگاهی در غرب موردور»</font>

1986
03:29:13,866 --> 03:29:16,426
اسمش همین‌ـه ؟ -
نه -

1987
03:29:16,602 --> 03:29:18,263
! نه

1988
03:29:19,105 --> 03:29:22,097
بله -
فرودو -

1989
03:29:22,475 --> 03:29:26,302
میگن در کوره راه‌های بالای میناس مورگول
یه تاریکیِ ترسناک* سکونت داره
<font color="#ff8000">«اشاره به حضور یک موجود ترسناک و پلید»</font>

1990
03:29:26,912 --> 03:29:29,437
نمی‏تونید از اون راه برید -
اون تنها راهه -

1991
03:29:29,782 --> 03:29:36,051
،ارباب گفته که باید به موردور بریم
پس باید تلاش‌ـمون رو بکنیم

1992
03:29:37,590 --> 03:29:39,353
مجبورم

1993
03:29:42,895 --> 03:29:46,456
برو، فرودو
دعای خیر همه‌ی انسان‌ها به همراهت

1994
03:29:46,632 --> 03:29:48,657
ممنونم

1995
03:30:00,479 --> 03:30:04,609
امیدوارم اگه بخوای بلایی سرشون بیاری
مرگ زودتر از اون به سراغت بیاد

1996
03:30:17,096 --> 03:30:18,620
زودباش
راه بیا

1997
03:30:22,101 --> 03:30:24,899
آقای فرودو نمی‏خواست اون جنگجوها بهت آسیب برسونن

1998
03:30:25,538 --> 03:30:27,369
این رو می‏دونی، مگه نه ؟

1999
03:30:28,174 --> 03:30:29,732
می‏خواست نجاتت بده، می‌فهمی ؟

2000
03:30:30,242 --> 03:30:31,766
نجاتم بده ؟

2001
03:30:32,111 --> 03:30:34,272
پس کینه‌ای به دل نگیر

2002
03:30:34,447 --> 03:30:39,510
ببخش و فراموش کن -
نه، نه، هیچ کینه‏ای ندارم -

2003
03:30:39,685 --> 03:30:42,313
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

2004
03:30:43,389 --> 03:30:45,118
بله، ارباب

2005
03:30:46,225 --> 03:30:49,058
هابیت‌های خوب -
این بخشندگی تو رو میرسونه -

2006
03:30:49,228 --> 03:30:51,526
خیلی بخشنده‌ای، مطمئناً گالوم

2007
03:30:57,036 --> 03:31:02,235
خشم سائورون هولناک و انتقامش سریع خواهد بود

2008
03:31:09,381 --> 03:31:12,373
نبرد برای گودی هلم به پایان رسیده

2009
03:31:13,052 --> 03:31:16,579
نبرد برای سرزمین میانه در آستانه‌ی آغازه

2010
03:31:21,761 --> 03:31:25,197
حالا همه‌ی امید ما به دوتا هابیت کوچیک وابسته‌ـست

2011
03:31:26,165 --> 03:31:29,396
<i>جایی در میان برهوت</i>

2012
03:31:32,705 --> 03:31:36,106
توی این فکرم که آیا ما رو هم توی
شعرها و داستان‌ها میارن ؟

2013
03:31:36,275 --> 03:31:37,640
چی ؟

2014
03:31:37,810 --> 03:31:41,712
:توی این فکرم که آیا یه روزی مردم میگن
" بیاید به داستان فرودو و حلقه گوش کنیم "

2015
03:31:41,881 --> 03:31:45,146
:و همه میگن
" آره، این یکی از داستان های مورد علاقمون‌ـه "

2016
03:31:45,317 --> 03:31:48,252
" فرودو خیلی دلیر بود، مگه نه پدر ؟ "

2017
03:31:48,420 --> 03:31:50,081
" بله، پسرم "

2018
03:31:50,289 --> 03:31:54,089
" معروف‌ترین فرد بین هابیت‌ها، و این بیانگر خیلی چیزاست "

2019
03:31:54,260 --> 03:31:56,751
:یکی از شخصیت‏های اصلی رو جا انداختی

2020
03:31:56,962 --> 03:31:58,862
" سم‌وایز شجاع "

2021
03:31:59,031 --> 03:32:01,761
می‌خوام بیشتر در مورد سم بشنوم

2022
03:32:06,071 --> 03:32:09,063
فرودو بدون سم نمی‏تونست به جایی برسه

2023
03:32:10,409 --> 03:32:14,436
آقای فرودو، نباید دستم بندازی
داشتم جدی می‌گفتم

2024
03:32:15,548 --> 03:32:16,913
! منم همین‌طور

2025
03:32:25,825 --> 03:32:28,487
" سم‌وایز شجاع "

2026
03:32:32,798 --> 03:32:34,129
اسمیگل ؟

2027
03:32:34,300 --> 03:32:37,201
قرار نیست معطل تو بشیم، زودباش

2028
03:32:37,369 --> 03:32:39,303
ارباب

2029
03:32:39,471 --> 03:32:42,372
ارباب مراقب‏ ماست

2030
03:32:43,142 --> 03:32:45,940
ارباب به ما آسیب نمی‏رسونه

2031
03:32:46,111 --> 03:32:48,579
<font color=#FF0000>ارباب قولش رو زیر پا گذاشت</font>

2032
03:32:48,747 --> 03:32:50,908
از اسمیگل چیزی نپرس

2033
03:32:51,083 --> 03:32:54,280
بیچاره، اسمیگل بیچاره

2034
03:32:54,453 --> 03:32:57,286
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

2035
03:32:57,489 --> 03:33:00,549
<font color=#FF0000>بدجنس، حیله گر، دروغگو</font>

2036
03:33:00,759 --> 03:33:04,661
<font color=#FF0000>باید اون گردنِ کثیفِ کوچیکش رو بشکنیم</font>

2037
03:33:04,830 --> 03:33:07,560
<font color=#FF0000>! بکشش </font>
<font color=#FF0000>! بکشش</font>

2038
03:33:07,733 --> 03:33:09,223
<font color=#FF0000>هر دو نفرشون رو بکش</font>

2039
03:33:09,401 --> 03:33:13,030
<font color=#FF0000>و اون‌وقت " عزیز " رو برمی‌داریم</font>

2040
03:33:13,205 --> 03:33:16,732
<font color=#FF0000>! و ما " ارباب " میشیم</font>

2041
03:33:17,409 --> 03:33:20,071
ولی اون هابیت چاق، اون می‏دونه

2042
03:33:20,246 --> 03:33:22,908
چشم‏هاش همیشه مراقب هستن

2043
03:33:23,082 --> 03:33:26,643
<font color=#FF0000>پس با چاقو چشم‌هاش رو از کاسه در میاریم</font>

2044
03:33:26,819 --> 03:33:31,313
<font color=#FF0000>چشم‏هاش رو در بیار و کاری کن که روی زمین بخزه</font>

2045
03:33:31,523 --> 03:33:34,959
آره، آره، آره

2046
03:33:35,160 --> 03:33:37,856
<font color=#FF0000>! هر دو نفرشون رو بکُش</font>

2047
03:33:38,030 --> 03:33:40,430
آره
! نه، نه

2048
03:33:40,633 --> 03:33:44,330
خیلی خطرناکه
خیلی خطرناکه

2049
03:33:45,037 --> 03:33:47,631
کجاست ؟
کجا رفته ؟

2050
03:33:47,806 --> 03:33:50,400
گالوم کجایی ؟ -
اسمیگل ؟ -

2051
03:33:50,576 --> 03:33:55,980
<font color=#FF0000>می‏تونیم بذاریم اون* این کار رو انجام بده</font>
<font color="#ff8000">«از ضمیر مونث استفاده کرد که اشاره به یک»</font>
<font color="#ff8000">«جانور ماده دارد که در ادامه فیلم حضور می‌یابد»</font>

2052
03:33:56,949 --> 03:34:01,079
آره، اون می‌تونه این کار رو انجام بده

2053
03:34:01,253 --> 03:34:05,815
<font color=#FF0000>بله عزیز، اون می‌تونه</font>

2054
03:34:06,025 --> 03:34:12,221
<font color=#FF0000>و بعد وقتی که اون‌ها مُردن، ما می‌تونیم بَرش داریم</font>

2055
03:34:12,998 --> 03:34:15,831
وقتی که اون‌ها مُردن

2056
03:34:20,239 --> 03:34:23,936
زود باشید هابیت‏ها
هنوز راه زیادی باقی مونده

2057
03:34:24,109 --> 03:34:26,168
اسمیگل راه رو به شما نشان میده

2058
03:34:26,345 --> 03:34:28,575
<font color=#FF0000>دنبالم بیاید</font>

2058
03:34:31,345 --> 03:34:45,575
<font color="#00ff00">:ترجمه و تنظیم</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>
<font color="#0000ff">yboroon.blogfa.com</font>

2058
03:34:57,236 --> 03:35:00,375
<font color="#ff8000">کارگردان: پیتر جکسون</font>

2058
03:35:02,345 --> 03:35:05,475
<font color="#ff8000">:نویسندگان فیلمنامه</font>
<font color="#ff8000">(فرن والش(همسر پیتر جکسون</font>
<font color="#ff8000">فیلیپا بوینس</font>
<font color="#ff8000">استفن سینکلر</font>
<font color="#ff8000">پیتر جکسون</font>

2058
03:35:07,236 --> 03:35:09,475
<font color="#ff8000">:بر اساس کتابی نوشته</font>
<font color="#ff8000">جان رونالد روئل تالکین</font>

