Subtitle.by.HRS@gmail.com

 

.اين فيلم بر اساس يک داستان واقعي كه در ميني سوتا در سال 1987 اتفاق اُفتاده ساخته شده
.بنا به در خواست بازماندگان واقعه نام شخصيت‌هاي فيلم تغيير يافته
.به خاطر احترام به قربانيان واقعه بازماندگان کليه داستان را با جزئيات نقل کرده‌اند

 

*و به بازنشستگيت ادامه بده‌‏*

*حالا اسمتو مي‌ذارن امنيت اجتماعي*

 

*اي شهر بزرگ ، منو به يه آدم تنبل و ول تبديل کن*

 

."من "جري لندگاردم

 

تو "جري لندگاردي"؟

.آره

...شپ پرادفوت" گفت که"

شپ" گفت که تو بايد هفت و نيم اينجا باشي. پس چي شد؟"

.شپ" به من گفت هشت و نيم"

.ما يه ساعته که اينجا نشستيم

.اين تا حالا سه بار شاشش گرفته

.من واقعاً متأسفم ، "شپ" به من گفت هشت و نيم

.فکر مي‌کنم يه سوءتفاهم بوده

ماشينو جور کردي؟

.آره ، مطمئن باش

.بيرون توي محوطه‌ست ، يه سيراي قهوه‌اي سوخته صفر کيلومتر

.باشه ، خُب ، پس بشين

 

."من " کارل شوالترم

."اينم شريکمه ، " گير گريمسورد

بله ، حالتون خوبه؟

خُب ، همه توي اين قضيه‌ايم ، پس؟

البته ،‌ "جري" ، همه هستيم. چرا نباشيم؟

.آره ، نه ، مطمئنم که هستيد

.شپ" شماها رو تأييد کرده"

.منم اينجا همه جوره به شما مطمئن شدم

 

.پس فکر مي‌کنم همه چي رديفه

.اينم کليدا

."نه ، همه چي رديف نيست ، "جري

هان؟

.ماشين جديد به اضافه چهل هزار دلار

، آره ، اما قرارمون اول تحويل ماشين بود

.بعدش چهل هزار دلار که البته به عنوان حق گروگان بود

.فکر مي‌کردم "شپ" بهتون گفته

."شپ" چيز زيادي به ما نگفته ، "جري"

...خُب ، باشه

.جز اينکه تو بايد ساعت هفت و نيم اينجا باشي

.آره ، خُب ، اون يه سوءتفاهم بود

.آره ، اينو يه بار گفتي

.آره ، اما قرارمون دادن کل پول همون اول كار نبود

...ببينيد ، من يه ماشينِ صفر کيلومتر رو الان مي‌دم ، و بعدش

."من نمي‌خوام باهات بحث کنم ، "جري

.باشه

.نمي‌خوام اينجا بشينم و باهات بحث کنم

.به هر حال اينو بايد بگم

.چيزي که "شپ" به ما گفت کاملاً با عقل جور درنمياد

.اُه ، نه ، خيلي واضحه کاملاً جواب مي‌ده

 

تو مي‌خواي که زن خودت دزديده شه؟

.آره

 

...تو

 

، منظورم اينه که

تو چقدر واسه آزاديش مي‌دي؟ هشتاد هزار دلار؟

.اينکه چهل هزار‌تا ، نصف پول آزادي رو به ما مي‌دي باقيشم واسه خودت نگه مي‌داري

.مثل اينه که از خودت بدزدي و به خودت بدي

.اصلاً با عقل جور در نمياد

.خُب ،‌ ببينيد ، من قرار نيست پول آزادي رو بدم

.قضيه اينه که ، زن من پولداره

.باباش واقعاً ثروتمنده

.حالا منم يه کمي‌ تو مشکلم

تو چه مشکلي هستي ، "جري"؟

...خُب ، اون... من نمي‌خوام که وارد قضيه بشم

.ببين ، من به اون پول نياز دارم

.حالا هم که اون باباش واقعاً پولداره

خُب ، چرا همين پولو ازش نمي‌گيري؟

يا از زن لعنتيت؟

يا از زن لعنتيت ، "جري"؟

...خُب

 

...خُب اين کل مشکله

 

.اونا نمي‌دونن که من به اين پول نياز دارم

، خُب ،‌ همش همينه و اگه حتي بخوان بدن ، نمي‌گيرم

.خُب ، اين مشکل اصليه

.ببينيد ، اين يه مسئله شخصيه

مسئله شخصيه؟

...آره ، مسئله شخصي که نيازي به گفتنش

."باشه ، "جري

...تو از ما مي‌خواي که اين کار رو بکنيم ، اما نمي‌خواي که

...نمي‌خواي که

 

.بي‌خيالش. بذار يه نگاهي به اون سيرا بندازيم

 

عزيزم؟

 

!سلام ، عزيزم! رسيدم به خير

فارگو" چه جور بود‍؟"

.خيلي خوب بود

.بابا اينجاست

 

.تيم گورکنو رو واسه پنجمين بار تو امسال هدايت مي‌کنه ...

چطوري ، "ويد"؟

.سلام ، خيلي خوبم

چي داري مي‌بيني؟

.مسابقه رو

کيا دارن بازي مي‌کنن؟

!هيس ،‌ اُه‌ه‌ه

 

پس واسه شام مي‌مونه ديگه؟

.آره ، فکر مي‌کنم

 

بابا؟ -
چيه؟ -

واسه شام مي‌مونيد؟

.آره

 

مي‌شه منو ببخشين؟

تمومش کردي؟

.آهان ، مي‌خوام برم بيرون

کجا مي‌خواي بري؟ -
.فقط بيرون -

.فقط مکدونالد

.تا نه و نيم برگرد -
.باشه -

 

.همين الان غذا خورده. تمومشم نکرده

.به جاي اينکه همينو تموم کنه ، مي‌ره مکدونالد

.دوست‌هاش رو اونجا مي‌بينه. مشکلي نيست

مشکلي نيست ، مکدونالد؟

فکر مي‌کني اونجا چيکار مي‌کنن؟

.شير مخلوط که نمي‌خورن ، مطمئن باش

.مسئله‌اي نيست ، بابا

 

...ويد" ، تونستي راجب اون قرارداد"

که صحبتش رو کردم فکر کني؟ ...

اون چهاردهم هکتار زمين تو وايزتا؟

.راجبش بهم گفتي ديگه

.آره ، تو هم گفتي که راجبش فکر مي‌کني

.مي‌دونم ، پول خيلي زياديه

خيلي بيشتر از زياد. گفتي که مي‌خواي چيکارش کني؟

...يه پارکينگ پوليه

.مي‌دونم که به اندازه يه پارکينگ پول مي‌خواد

.نه منظورم گاراژ ماشين روي پوليه

.خُب ، 750 هزار تا هم پول زياديه

 

...آره ، خُب ، اونم مقدار زياديه ، ولي

.من دو تا گاراژ تو اواخر دهه پنجاه داشتم. کلي پول از دست دادم

.کلي پول -
...آره ، اما تفاوتش تو اينه که -

.فکر کردم که مي‌خواي به " استن گراسمن" نشونش بدي

.اون قبل از اينکه با من بحث كنه ردش مي‌کنه

.خُب ، " استن" قراره بگه نه. واسه همينم تو بهش حقوق مي‌دي

.من دارم ازت درخواست مي‌کنم

 

.اين مي‌تونه واسه من و "جين" و " اسکاتي" خيلي خوب باشه

.جين" و " اسکاتي" هيچ وقت نمي‌خواد نگران باشن "

 

کيک فروشي کجا‌ست؟

 

چي؟

.تو يه کيک فروشي نگه مي‌داريم

 

.مگه خلي؟ واسه صبحونه کيک خورديم

...شايد بايد بريم يه جايي که بتونم

.يه گيلاس مشروب و آبجو و يه استيک بخورم ...

.نه اينکه کيک بخوريم. بي خيال

 

.خُب ، بابا ، بي خيال

 

.خُب ، يه ايده ديگه

 

.مي‌تونيم قبل از برينرد توقف کنيم

يه جايي رو بلدم که مي‌تونيم توش يه حالي کنيم. نظرت چيه؟

من الان خيلي گشنمه ، فهميدي؟

، خُب ، خُب ، دارم مي‌گم مي‌تونيم وايسيم ، کيک بگيريم

بعدشم يه حالي کنيم ، باشه؟

 

.لو دايموند" ، خط يک "

 

...ما دقيقاً همينجا تو اين اتاق نشسته بوديم

.چند بارم قرارداد رو مرور کرديم ...

...آره ، اما اون درزگير رو

.من دقيقاً همينجا نشسته بودم و گفتم که درزگير نمي‌خوام

.آره ، منم دارم مي‌گم که همون درزگير

.نمي‌خواي درک کني ، فقط بهونه مي‌ياري

.دارم مي‌گم اون خيلي بيشتر از 500 تا مي‌ارزه

.تو اونجا نشستي

.همش حرف خودتو تکرار مي‌کني

.يه جوري حرف مي‌زني که انگار تو قرارداد بوده

...آره ، اما اين درزگير

.ما قرارمون سر 19/500 دلار بود

.تو همونجا نشسته بودي ، اگه نگفتي تف بنداز تو صورت من

...گفتي که اين ماشينو با اين مشخصات و بدون

.درزگير با قيمت 19/500 دلار مي‌دي ...

.خُب ، منم نمي‌گم اينا رو نگفتم

...بيست دقيقه پيش بهم زنگ زدي گفتي

.که ماشين حاضره ...

.بيايد و بگيريدش

،‌ حالا هم که اينطوري داري وقت من و زنم رو تلف مي‌کني

.منم 19/500 تا واسه اين ماشين مي‌دم همين

 

.بسيار خُب

 

.بايد با رئيسم صحبت کنم

 

.ببين ، اون درزگير رو تو کارخونه نصب مي‌کنن

.کاري از دست ما برنمياد ، اما باز با رئيسم حرف مي‌زنم

 

.اينا رو ببين. اينا رو ببين

 

.هميشه همينطوريه. بدترم مي‌شه

 

يکشنبه مي‌خواي بري مسابقه رو ببيني؟

.آره ، مطمئن باش

يه بليط اضافي نداري؟

 

شوخي مي‌کني؟

 

، خُب

 

، اون تا حالا اين کار رو نکرده

، اما چون اينبار يه وضعيت خاصه

.مي‌گه مي‌تونه صد دلارشم از اون درزگير بزنه

 

صد تا؟

 

."شما بهم دروغ گفتي ، آقاي " لندگارد

.تو يه چهره ساده دروغگو داري

.باکي" ، لطفاً"

.يه دروغگوي لعنتي

.باکي" ، لطفاً"

 

کو اون دسته چک لعنتيم؟

.بزار تمومش کنيم

 

کجاست؟

 

...از هاليوود صحبت مي‌کنم ، برنامه امشب

 

.من دارم راجب استعدادت حرف مي‌زنم

.اوهمم

 

.تو دانش آموز ضعيفي نيستي

.آره

.اما هنوز نمرات ضعيفي مي‌گيري

.همين تناقضه که من و باباتو نگران کرده

.آهان

 

تو مي‌دوني يه تناقض چيه؟

!آره

...خوبه! خُب ، اين همونه که ما

.ما نمي‌خوايم واسه هاکي بري بيرون

!نه ، بي خيال

...بي خيال ، مشکلتون چيه؟ اون فقط يه ساعته

.وايسا يه لحظه

مشکلتون چيه؟

سلام؟

.سلام ، منم عزيزم -
.اُه ، سلام ، بابا -

جري" اونوراست؟"

.آره ، عزيزم! بله ، اينجاست

.باشه ، الان مي‌گم بياد

.عزيزم -
بله؟ -

.باباست -
.بسيار خُب -

...بابا ، هيچ راه گوهي نيست که

!"اسکاتي "

.هي ، بايد ببينيم اون ديگه چه زبونيه

حالت خوبه ، "ويد"؟

اونجا چه خبره؟

هيچي ، "ويد". تو خوبي؟

.استن گراسمن" به پيشنهادت يه نگاهي کرد "

.گفت که واقعاً چيز خوبيه

شوخي نمي‌کني؟

.مي‌تونه جالب باشه

 

، شوخي نمي‌کني؟ من واسه اينکه بگيرمش پول مي‌خوام

.واسه بستن قرارداد

.ساعت دو ونيم بيا راجبش حرف مي‌زنيم

.اگه رقم‌هات درست باشن ، " استن" مي‌گه که طرح خوبيه

استن" رو که مي‌شناسي؟ " -
.آره -

.دو و نيم يادت نره

.باشه ، حتماً

 

هي ، "شپ" ، چطوري؟

...ببين ، تو اون دو نفر رو‏

که برامون تو فارگو قرار گذاشتي مي‌شناسي؟ ...

.من قرار ملاقاتت رو فقط با " گريمسورد" گذاشتم

.آره ، خُب ، اون رفيقشم اُورده بود

...اون -
.من اونو تضمين نمي‌کنم -

.خُب ، مشکلي نيست

من " گريمسورد" رو تضمين مي‌کنم. رفيقش کيه؟

.کارل" ، يه همچين چيزي "

.راجبش نشنيديم. تضمينشم نمي‌کنم

.خُب ، مسئله‌اي نيست. اونم رفيقه باباييه که تو تضمينش کردي

...خُب ، من از اين بابت نگران نيستم ، فقط

.نگرانم از اين بابت که رفتم سراغشون

.ببين ، من به اون قراردادي که با اون بستم ديگه احتياجي ندارم

.ببين ، يه اتفاقاتي داره مي‌اُفته -
.بهش زنگ بزن -

، آره ، خُب ، ببين ، من زنگ زدم ، اما موفق نشدم باهاش حرف بزنم

.خُب فکر کردم شايد تو يه شماره ديگه‌اي بلدي يا داري

.نوچ

...بسيار خُب. باشه

.خوش باشي ، پس

 

مي‌شه اون شيشه لعنتي رو بدي پايين؟

 

...مي‌دوني ثابت شده که سيگار دست دوم

.خود سرطانه ...

 

.اونجا رو نگاه. شهرهاي دوقلو

.اون ساختمونه " آي. دي. اِسه" ، اون شيشه‌اي بزرگه

، بلندترين آسمون خراش تو "ميد وِست" البته بعد از "سيرز" تو شيکاگو

.يا ساختمون جان هانکوک يا هر چي

تا حالا تو ميناپوليس بودي؟

.نه

 

اگه يه چيزي بگي مي‌کشنت؟

 

.گفتم

.نه ، اولين چيزيه که توي چهار ساعت پيش گفتي

 

...اون يه

.اون يه سرچشمه از مکالمه‌ست

.يه سرچشمه جوشان

.منظورم اينه که ، واي ، بابا جون ، برگرد عقب ، داغه

 

.اَه ، اَه

.اينجا نشستم و رانندگي مي‌کنم

، همه‌اش دارم رانندگي مي‌کنم

.کل راهو از برينرد دارم مي‌رونم

.تلاش مي‌کنم يه گپي بزنيم

، مي‌دوني ، واسه بالابردن روحيه‌مون

، ‌واسه خلاصي از بي حوصلگيه جاده

و تو يه چيزم حتي واسه مکالمه کردن نگفتي؟

 

.اُه ، ولش کن ديگه مجبور نيستم حرف بزنم

.ببين چطوري باهاش حال مي‌کني

 

.فقط کلاً مي‌شه سکوت محض

.يه بازيه دونفره‌ست ، پسر گلم

.مي‌بينيم که چطوري باهاش حال مي‌کني

 

.کلاً سکوت محض

 

.آقاي " لندگارد" ، من "ريلي ديفنباخ" از "جي. اِم. اِي. سي" هستم

حالتون چطوره؟

خوبم ، شما چطورين؟

."خيلي خوبم ، آقاي " لندگارد

.خيلي سخت مي‌شه شما رو پشت تلفن پيدا کرد

.آخه سرم خيلي شلوغه ، اما بهش عادت دارم

.بله ، همينطوره

...فقط يه سئوالي راجب مدارک مالي

، که واسمون فرستادين داشتم ...

.من نمي‌تونم شماره سريال ماشين‌ها رو بخونم

...آره ، اما من تازه اون پولو گرفتم

.آره ، پول وام سر جاشه

من تازه اونو گرفتم... چقدر بود؟ ‏

.سيصد و بيست هزار دلار

.شما اين پولو ماه گذشته گرفتين

.بله ، ما حالا داريم روش کار مي‌کنيم

...مي‌دونم ، اما ماشين‌هايي رو که شما واسشون وام گرفتين

.فقط نمي‌تونم شماره سريالاشونو رو فرمتون بخونم ...

...ممکنه شما واسم بخونين

.بله ، اما قرارداد ديگه بسته شده

.من الان ديگه پولو گرفتم

،‌ بله ، اما ما يه حسابي اينجا داريم

...من بايد بدونم که اين ماشين‌ها

، که شما با اين پول معامله کردين ...

.واقعاً وجود دارن

.بله ، معلومه که وجود دارن

، منم مطمئنم همينطوره

اما نمي‌تونم سريالاشونو بخونم ، ممکنه شما واسم بخونين؟

...بله ، اما ، ببينيد

 

.الان جلو روم نيستن

خُب ، چرا يه کپي از اونا رو واستون فکس نکنم؟

.نه ، فکس ، خوب نيست

.من همونو دارم و نمي‌تونم بخونمش

.باشه ، باشه. يه کپي مي‌دم به منشي بياره براتون

...باشه ، چون اگه من نتونم اين نوشته‌ها رو با ماشين‌هاي مربوطه تطابق بدم

.مجبورم که درخواست برگشت پول رو بدم ...

بله؟ چقدر پول بود؟

...سيصد و بيست هزار دلار. بايد که اون پولو با

.پول ماشين‌هايي که گرفتين تطابق بدم ...

.باشه ، باشه ، همين الان اونا رو واستون فکس مي‌کنم

...نه ، نه ، نه ، فکس نه

.منظورم اينه که مي‌فرستمشون. پس واستون مي‌فرستمشون

.باشه ، باشه ، خوبه

.خوش باشي ، پس

 

."ما برگشتيم با " کتي کارلستون -
.سلام -

، خُب ، قبل از اينکه شروع کنيم

...مي‌خوايم که به همه بينندگان توي خونه يادآوري کنيم که

، توي اين ماه مارس ، براي دومين سال پياپي ...

، کتي" و من همراه با تور شهر دوقلو "

.مي‌خوايم يه سفر دو هفته‌اي با قايق روي رود نيل داشته باشيم

.خيلي خوش مي‌گذره. مي‌دونم که راجش شنيديد

، دوست داريم که همه شما هم با ما بيايد

 

.واقعاً مي‌گم

 

، خُب ، حالا واسه شماهايي که تازه ما رو نگاه مي‌کنين

...کتي" ، امروز صبح مي‌خواد به ما نشون بده "

.که چطوري خودمون تخم مرغ هاليدازل تو خونه درست کنيم ...

...خُب ، " کتي" ، بايد قبول کنم -
چي رو؟ -

.اولش وقتي اينو برداشتم يکم جا خوردم

.درسته

.اين يه تخم مرغ خاليه

."درسته ، "ديل

‏ خُب ، تو چطوري گير اُورديش؟

يه تخم مرغ اينجاست ، درسته؟ -
.آره -

...خُب ، نمي‌فهمم... تو چطوري... منظورم اينه که

تو يه جايي يه مرغ تو خالي نداري که واست تخم تو خالي بذاره؟ ...

.نه ، نه

...تضمين مي‌کنم که هيچ حقه‌اي توش نيست

 

.پماد

چي؟

.پماد مي‌خوام

 

.نه

 

...نه

 

مي‌خواي بازش کني يا نه؟

.هل بده

 

حالت خوبه ، " استن"؟ چطوري ، "ويد"؟

."خوشحالم بازم مي‌بينمت ، "جري

.اگه اين رقم‌ها درست باشن ، به نظر ايده خوبي مياد

.اون شماره‌ها درستن ، باشه

.به من اعتماد کن

.اين کار انجام شدنيه

."تبريک مي‌گم ، "جري

...مرسي ، " استن". خُب ، اون واقعاً

خُب ، واسه پيدا کردنش چقدر پورسانت مي‌خواستي؟

 

هان؟

، خُب ، کاراي مالي داره انجام مي‌شه

.و تنها چيزي که نمي‌دونيم پورسانت توئه

پورسانت من؟

 

ويد" ، شماها دارين چي مي‌گين؟"

.من و " استن" موافقيم

.خُب -
.ما تو سرمايه گذاري حرفه‌اي هستيم -

.خُب

.اما تا حالا راجب پورسانت تو که اين ايده رو به ما دادي حرفي نزديم

...نه ، ببين ، "ويد" ، من اين قرارداد رو واسه اين اُوردم پيشتون

.که بهم پول قرض بدين تا خودم رديفش كنم ...

.اين قرارداد منه که حرفشو مي‌زنين

 

.جري" ، ما فکر کرديم که تو يه ايده سرمايه گذاري واسمون اُوردي"

.آره. درسته

...‏ داري مي‌گي

 

چي داري مي‌گي؟

، داري مي‌گي ما کل پولو توش بذاريم

.و تو سودشو جمع کني

 

...نه ، نه ، ببينيد... اما من

.اما من اصل پول و بهرش رو بهتون برمي‌گردونم

خُب ، بايد مي‌رفتم پيش يکي ديگه؟

."ما که بانک نيستيم ، "جري

، اگه من سود بانکي 75/000 دلار رو مي‌خواستم

.خُب ، مي‌رفتم به "ميد وِست" با "بيل ديل" پير حرف مي‌زدم

.اون الان تو نورس استاره -
...اون الان تو -

...نه ، نه ، ببينيد

 

...من به پورسانت نياز ندارم. من

 

پورسانتش چقدره؟ ده درصد؟

.اون اصلاً کفاف منو نمي‌ده

.من اصل سود رو مي‌خوام

.خُب ، "جري" ، ما قصد نداريم که 750/000 دلار رو به تو بديم

تو با خودت چه فکري مي‌کني؟

، اگه من فقط سود بانکي بخوام

."يه جايي مي‌رم که امنيتش تضمين باشه. نه مثل " اِف. دي. آي. سي

.يه چي مثل اونو نمي‌خوام اينجا ببينم

...آره ، اما

 

...خُب. باشه

.من تضمين مي‌کنم که پولتونو برگردونم

."به حرف که نيست ، "جري

...تو حد تو نيست. چه غلطي مي‌کني اگه

."ما که بانک نيستيم ، "جري

 

، خُب ، ببين. من نمي‌خوام که تو رو از قضيه بندازم بيرون

.اما اين يه قرارداد خوبه

، فکر مي‌کنم ، اگه اين واست جواب نمي‌ده

.پس نبايد ناراحت شي اگه ما کار رو بدون تو انجام بديم

 

!لعنتي! لعنتي

 

عزيزم؟

 

!خوار و بار رو خريدم

 

."سلام ، "ويد" ، من "جري‌ام

 

..."ويد" ، "جري" هستم. نمي‌دونم که چيکار کنم. درمورد "جينه"

.نمي‌دونم که چيکار کنم. همسرم

."نمي‌دونم چيکار کنم. "جين

 

..."ويد" ، منم ، "جري"

 

.ويد" ، "جري‌ام". من... بايد باهم حرف بزنيم"

.يه اتفاق بدي اُفتاده... يه فاجعه

 

.بله ، "ويد گاستافسون" ، لطفاً

 

.به شهر برينرد خانه قهرمان "پائول بنيان" خوش آمدين

 

، دهنتو گشادتو ببند

.يا اينکه پرتت مي‌کنم تو صندوق عقب

.چه عجب ، اين خيلي بيشتر از چيزي بود که تو يه هفته ازت شنيدم

 

.اُه ، لعنت به اين شانس

 

.واي ، مدارک ماشين

 

.بسيار خُب ، مشکل فقط مدارکه

.من هيچوقت مدارکمو تو ماشين نمي‌ذارم

 

.بسيار خُب ، نگران نباش. خودم حلش مي‌کنم

 

، بسيار خُب ، صدات در نمياد ، خانم

.وگرنه مجبور مي‌شيم ، مي‌دوني که ، لالت کنيم

 

.هي ، خودم حلش مي‌کنم

 

جناب سروان ، مي‌تونم کمکتون کنم؟

 

اين يه ماشين صفره ، درسته ، آقا؟

.دقيقاً درسته ، جناب سروان. هنوزم بوي نويي مي‌ده

 

، لازمه که مدارک عبور موقت رو تو ديد قرار بدين

.يا روي محل پلاک يا از داخل بچسبونين روي شيشه عقب

.حتماً

مي‌تونم گواهينامه و کارت ماشينو ببينم ، لطفاً؟

.حتماً

 

.بله ، مي‌خواستم که مدارکو بچسبونمشون

...مي‌دونين ، اشتباهم رو قبول دارم ، اما يه اشتباه

.اما يه اشتباه واقعاً سهوي بوده

 

...خُب شايد بهترين کاري که مي‌شه کرد اين باشه

.که قضيه رو همينجا تو برينرد حل کنيم ...

 

اين چيه ، آقا؟

 

.گواهينامه و کارت ماشينم

 

.بله ، من دقيقاً اشتباهم رو قبول دارم

 

، فقط فکر مي‌کردم که مي‌تونيم همينجا حلش کنيم

.توي برينرد

 

...لطفاً اونو تو جيبتون بذارين و

.از ماشين پياده شين ، آقا ...

 

.اون دهن گشادتو ببند

 

.ووووااا

 

.واي ، بابا

 

.تو مي‌خواي حلش کني

 

تو خيلي سوسولي ، سوسول ، مي‌دوني؟

 

.واي ، بابا

 

.فقط از وسط جاده جمعش کن

 

.آره

 

!نه

 

.واي ، خدا

 

.سلام ، "مارجي" هستم

 

اُه ، کجا؟

 

آره؟

 

.اُه ، واي

 

.باشه ، سريع ميام

 

.خوش باشي ، پس

 

.تو مي‌توني بخوابي. هنوز دم سحره

 

بايد بري؟

.آره

 

.چند تا تخم مرغ واست درست مي‌کنم

.مرسي ، عزيزم. بايد سريع برم

."تو بايد صبحونه بخوري ، "مارجي

 

.چند تا تخم مرغ واست درست مي‌کنم

 

.عزيزم ، مي‌توني بخوابي

.تو بايد صبحونه بخوري

 

.چند تا تخم مرغ واست درست مي‌کنم

 

."نُرم"

 

.مرسي ، عزيزم. وقت رفتنه

 

."دوستت دارم ، "مارجي

.دوستت دارم ، عزيزم

 

عزيزم؟

بله؟

.ماشين يه هل مي‌خواد

 

."سلام ، " لوو

 

اونجا چي داري؟

.مارجي" ، فکر کردم شايد بخواي گرم شي"

.خيلي ممنون

خُب حالا قضيه چيه؟

گري" مي‌گه ، قتل سه نفره بوده؟ "

.آره ، فاجعه‌ست

.دو تاشون اون طرفن

هر کدوم کجان؟

.خُب ، يکي رو برفه

 

."مواظب قدم‌هات باش ، "مارجي

 

...اُه ، خدا

 

!اُه ، خدا

!دوميشم اينجاست

 

.توي کله و دستشه

 

.فکر مي‌کنم که يه جراحت دفاعيه

اُه ، آره؟

 

اون افسره کجاست؟

.عقب‌تر تو يه جاي خوب تو يه چاله نزديک ماشينش

.بسيار خُب

 

.پس ما يه افسري داريم که جلوي يکي رو اونور گرفته بوده

.يه تير اندازي داريم

.که اين بدبخت‌ها ديدنش

، يه تعقيب با سرعتِ بالاست که به اينجا ختم مي‌شه

.بعدشم که اين نوع آدمکشي

.همينطوره

 

.تعجب مي‌کردم اگه مظنونمون اهل برينرد بود

.آره

 

.و يه چيزي رو مي‌خوام بهت بگم

.از رد پاش به نظر يه آدم تنومنده

 

چيزي اونجا مي‌بيني ، رئيس؟

.نه ، فقط فکر مي‌کنم حالت تهوع دارم

.اُه

 

حالت خوبه ، "مارجي"؟

.آره ، خوبم

 

.فقط ناخوشيه اول صبحه

 

.خُب ، رفع شد

واقعاً؟

.آره ، حالا باز گشنمه

 

هنوز صبحونه داري ، "مارجي"؟

.اُه ، آره

.نُرم" چند تا تخم مرغ درست کرده"

واقعاً؟

 

...خوبه

 

حالا چه فکري داري؟

 

.بيا بريم يه نگاهي به افسره بندازيم

 

."اينجا يه سري ردپاي ديگه‌ست ، " لوو

واقعاً؟

.آره ، اين يارو کوچيک‌تر از رفيقشه

اُه ، واقعاً؟

 

.وحشتناکه

چطور به نظر مياد ، "مارجي"؟

، خُب ، هنوز تفنگش رو به کمرش داره

.و به نظر يه آدم خيلي خوب مياد

.واقعاً خجالت آوره

.آره

 

با ماشينش که ور نرفتي؟ ور رفتي؟

.به هيچ وجه

.چون يکي چراغاشو خاموش کرده

...فکر مي‌کنم اون کوچيکه اينجا نشسته

.منتظر رفيقش که برگرده ...

.آره ، به نظر اينجا خيلي سرد بوده

اُه ، آره فکر مي‌کني "ديو" باز کرده؟

ديو"؟"

 

فکر نمي‌کني که "ديو" گرفتار باشه؟

.نه ، نه ، نه ، فقط مي‌خوام واسه "نُرم" يه خورده کرم خاکي بگيرم

 

تو دفتر وقايعش نگاه کردي؟

.آره ، آخرين ماشيني که نوشته يه سيراي قهوه‌‌اي سوخته تو ساعت 2 و 18 دقيقه صبح بوده

."پلاکش رو نوشته "دي. اِل. آر

...تصور مي‌کنم ، که اونا گرفتنش يا بهش شليک کردن

.قبل از اينکه بتونه شماره کارت رو بنويسه ...

.براي پيدا کردنِ سيرايي که شماره‌اش با "دي. اِل. آر" شروع مي‌شه با مركز تماس گرفتم

.اونا هم هنوز چيزي پيدا نکردن

 

...لوو" ، منم مثل تو صد در صد روي يافته‌هاي پليست "

.مطمئن نيستم ...

واقعاً؟ -
.آره -

 

.فکر مي‌کنم اون ماشين احتمالاً يه پلاک دلال خر داشته

 

."دي. اِل. آر"

 

.اُه

 

.درسته

 

...ببين ، " لوو" ، راجب اون بابايي

...شنيدي که پول نداشت ...

، پلاک شخصي بخره ...

بعدش رفت اسمشو به "جي. 3. اِل - 2404" تغيير داد؟

 

.آره ، اون حکايت جالبي بود

 

.ببين ، همه چيزي که من مي‌دونم اينه که وقتي که مشکلي داري بايد با يه متخصص تماس بگيري

.نه ، اونا گفتن پليسي در کار نباشه

."خيلي هم رو اين قضيه تأکيد کردن ، "ويد

...گفتن که شما به پليس زنگ بزنين ، ما هم اونو مي‌کشيم

.معلومه که همينو مي‌گن

.تضميني نيست؟ اونا "جين" رو گرفتن

، اگه من يه ميليون دلار به اين حروم‌زاده‌ها بدم

چه تضميني دارم که اونا بذارن اون بره؟

...خُب ، اونا

.يه ميليون دلار پول خيلي زياديه

...آره ، اما -
.اونا اونجا هستن و دخترم دستشونه -

."به اين چيزي که مي‌گم فکر کن ، "ويد

تو هموني رو که اونا مي‌خوان بهشون مي‌دي ، پس چرا آزادش نکنن؟

."تو اين يکي بايد به من گوش بدي ، "ويد

.تو هيچي نمي‌دوني

.تو فقط تو توهمي

.من مي‌گم به پليس بگيم چون که اونا مي‌تونن ما رو تو اين قضيه راهنمايي کنن

.دارم مي‌گم که به يه حرفه‌اي زنگ بزنيم

.نه ، پليس نه

 

."همين که گفتم. اين مشکله منه ، "ويد

.آره

.جين" زنه منه"

.ويد" ، بايد بهت بگم که من با نظر "جري" موافقم"

...خُب

...ما بايد هواي "جين" رو داشته باشيم. اينا

."ما هيچ برگ برنده‌اي نداريم ، "ويد

.اونا اختيار کامل رو دارن. اونا هستن که تأيين مي‌کنن

.دقيقاً درسته

.اُه ، لعنت

.دارم بهت مي‌گم

...خُب ، چرا ما نبايد

 

.استن" ، دارم فکر مي‌کنم که بهشون پيشنهاد نيم ميليون دلار رو بديم "

!نه بابا ، بي خيال

.به هيچ وجه ، "ويد". به هيچ وجه

."ما که اسب معامله نمي‌کنيم ، "ويد

.آره

.ما بايد دقيقاً گفتشون رو عملي کنيم

.آره

 

خُب ، حالا ، بعدش بايد چيکار کنيم ، "جري"؟

.اونا قراره که با من تماس بگيرن و دستورالعمل تحويل پولو بدن

.فکر مي‌کنم که تا فردا بايد پول حاضر باشه

!لعنتي

 

اوضاع چطور بود امروز؟

.مرسي ، خيلي خوب بوده

 

شما چطورين؟

 

.بسيار خُب ، ما با هم پولو مي‌گيريم

."نگرانش نباش ، "جري

حالا مي‌خواي تا اون موقع که بهت زنگ بزنن يکي تو خونه پيشت باشه؟

...نه ، من... اونا

.اونا گفتن که فقط با من سر و کار دارن

.خيلي قاطع بودن -
.آره -

.مي‌دوني ، اونا گفتن هيشکي نبايد فال گوش وايسه

.اونا همه جا رو تحت نظر دارن

، مي‌دوني ، شايدم که همه اينا چرت باشه

.اما همونطوري که تو گفتي ، " استن" اونا هستن که تعيين مي‌کنن

.بسيار خُب

حالا " اسکاتي" با قضيه کنار اومده؟

 

."آره ، خدا ، " اسکاتي

 

.آره ، مي‌رم باهاش حرف بزنم

 

حالت چطوره ، " اسکاتي"؟‏

...بابا

 

اونا دارن چيکار مي‌کنن؟

 

فکر مي‌کني چيکار دارن با مامان مي‌کنن؟

چيزي نيست ، " اسکاتي"؟

.اونا قصد ندارن بهش هيچ آسيبي برسونن

.اين آدم‌ها ، اينا فقط پول مي‌خوان

 

آره ، اما چي مي‌شه اگه يه مشکلي پيش بياد ، بابا؟

.نه ، نه. هيچ مشکلي قرار نيس پيش بياد

.من و بابا بزرگ ، ما داريم ، ما داريم مشکل رو حل مي‌کنم

 

.من واقعاً فکر مي‌کنم که بايد به پليس زنگ بزنيم

.نه ، نه ، هيشکي نبايد از اين قضيه بويي ببره

.ما فقط مي‌خوايم با اين آدم‌ها همکاري کنيم

.اگه از " استن گراسمنم" بپرسي همينو بهت مي‌گه

...آره ، اما ، بابا

.ما هم مي‌خوايم که مامانتو واست برگردونيم ، اما مجبوريم همکاري کنيم

مي‌دوني؟

 

.مشکل همينه

 

،‌ " خُب اگه " لورين" زنگ زد يا "سيلويا

."فقط بگو که مامان رفته فلوريدا پيش "پيرل" و "مارتي

 

.اين بهترين کاريه که مي‌تونيم بکنيم

 

!نه

 

!نه

 

.اُه ، خدا

 

.وقت ناهاره

."مرسي ، "مارگارت

سلام ، احوال شما؟

 

ويلي" ، " کارول" ، خوبيد؟"

 

.جيني" ، دو تا ديگه از اون کرم پوست واسم بگير ، لطفاً"

.حتماً

 

.سلام ، عزيزم

."يکم واست غذا گرفتم ، "مارجي

 

اونا چين؟ کرم خاکي؟

.آره

.اُه ، مرسي عزيزم

.خواهش مي‌کنم. ممنون از بابت ناهار

.اُه ، به نظر خيلي خوب مياد

ببينيم اينجا چي داريم ، " آربيز"؟

نقاشي چطور پيش مي‌ره؟

.عالي

 

.شنيدم که امسال "هاتمن‌ها " قراره يه نمايشگاه نقاشي داير کنن

.عزيزم ، تو از اونا بهتري

.اون واقعاً کار درستن

.اونا خيلي خوبن ، "نُرم" ، اما تو از اونا بهتري

 

اينطور فکر مي‌کني؟

 

.هي ، همه جامو غذايي کردي

 

سلام ، "نُرم". نقاشي چطور پيش مي‌ره؟

.مي‌دوني ، خيلي بد نيست

با اون ماشين به کجا رسيديم؟

، خُب ، ديشب هيچ مسافرخونه‌اي مهموني با سيراي قهوه‌اي سوخته نداشته

، اما پريشب ، دو تا مرد يه سري به مسافرخونه بلوآکس زدن

.و ماشينشون رو تحويل دادن اما جاي شماره مدارک رو خالي گذاشتن

.سرنخ خيلي خوبيه

.آره

بلوآکس ، همون کلوپ کاميوني‌ها تو خيابون " آي - 35"؟

...آره ، صاحبش که پشت ميز بود گفت

.که اون دو تا هم بستر داشتن ...

اُه ، واقعاً؟

.آره

 

.آره ، ما هر دو تحصيلات داريم. اونم به کالج رفته

.من حدود يکسال و نيم به نورمندل رفتم

.آره ، همونجا همديگه رو ديديم

.اما من درس رو ول کردم

.آره ، ترک تحصيل کرد

.آره

خُب ، شما دخترا کجايي هستين؟

.چاسکا -
.لسوئر -

.اما من تو درياچه خرس سفيد رفتم دبيرستان

.خرس‌ها برين

 

بسيار خُب ، من مي‌خوام که شما بهم بگين که اين آقايون چه شکلي بودن؟

.خُب ، اون کوچيکه يکمي بامزه بود

چه شکلي مثلاً؟

.نمي‌دونم. فقط بامزه بود

مي‌توني دقيق‌تر بگي؟

.خُب واقعاً نمي‌تونم

.اون ختنه نشده بود

 

غير از ختنه نبودن بازم به نظر بامزه بود؟

.آره

 

.خُب ، پس تو با اون کوچيکه سکس داشتي

.آها ا ا

چيز ديگه‌اي هست که بتوني راجب اون بهم بگي؟

.نه ، فقط مي‌تونم بگم که بامزه بود

.حتي بيشتر از خيلي‌ها

اون يکي آقا چطوري بود؟

.اون يکم مسن‌تر بود

.مي‌دوني ، شبيه مرد ماربارويي بود

اُه ، واقعاً؟ -
.آره -

...مي‌دوني ، شايدم اينو مي‌گم که

.بخاطر اون همه ماربارويي بود که مي‌کشيد ...

.مي‌دوني ، مثل يه چيز نيمه هوشيار بود

.اُه ، آره ، اونطوري مي‌تونه باشه

.آره

.هي ، اونا گفتن که دارن مي‌رن به شهراي دوقلو

اُه ، واقعاً؟ -
!آره -

آره ، اين واستون مفيده؟

.مطمئن باش ، آره

.آره -
.آره -

 

!يالا

 

!لعنت به اين

 

.يا مسيح

 

.گوه دونيه لعنتي

 

.چند روزه اينجاييم

 

.لعنت بهش. هيچ کاري نيست بکنيم

 

...تلوزيون لعنتي حتي يه

 

.لعنت بهش ، يالا ، يه چي نشونم بده. يه سيگنال کوچيک بهم بده

 

!لعنت به اين

 

!باور نکردنيه ، يالا

 

...خدا

 

!لعنتي

!يالا ، يه چي نشونم بده ، يالا

 

!يالا

 

!لعنتي ، لعنتي

 

...سوسک درختي ، کرم رو به داخل لونش مي‌بره

 

.جايي که مي‌تونه با اون بچه‌هاش و براي شش ماه تغذيه کنه ...

 

.در بهار نوزاد کرم از تخم بيرون مياد و اين دوره دوباره آغاز مي‌شود

...ببين

 

."ديگه مي‌خوام بخوابم ، "نُرم

 

اُه ، واقعاً؟

 

.اينجاست ، جايي که پوشش کرم‌ها رو بيرون مي‌ريزه

 

بفرماييد؟

سلام ، شما "مارجي" هستين؟

.بله

مارجي اولمستد"؟"

 

بله ، شما؟

!" منم ، "مايک ياناگيتا

مي‌شناسي؟ "مايک ياناگيتا ". منو يادت مياد؟

 

مايک ياناگيتا "؟"

!آره

 

!خُب ، آره

 

.معلومه که تو رو يادم مياد

چطوري؟ ساعت چنده؟

.اُه ، خدا ، ساعت 45 : 10

.اميدوارم که بيدارت نکرده باشم

.نه ، مسئله‌اي نيست

، الان تو شهراي دوقلو هستم

...و داشتم اين تيراندازي‌هاي تو برينرد رو از تلوزيون مي‌ديدم و

.تو رو اونجا تو اخبار ديدم ...

.آره

فکر کردم که ، ممکنه اون "مارجي اولمستد" باشه؟

.باورم نمي‌شه

.آره ، خودمم

 

خُب ، چطور مطوري؟

.خوبم‏

 

.روبراه

واقعاً؟ -
.آره -

 

تو چطوري؟

.خيلي خوب

 

.خُب ، خوبه

."فکر کنم خيلي زمان گذشته ، "مايک

 

.خوشحال شدم ازت شنيدم

 

...بله ، هموني که مي‌خواي و داري

...تو همين جا مونتاژ مي‌شه. هر چيزي رو که بخواي داره

، ديفرانسيل جلو فرمون هيدروليک

، ترمز ضد قفل ، آلارم ، رادار

 

.و مي‌تونم با يه درزگير با حال بهت بدمش

.اين درزگير باعث مي‌شه که از شوره به دور باشي

.آره ، اما من هيچ درزگيري رو نمي‌خوام

.باشه ، خُب نمي‌خوايش

حالا مي‌خواستي کاراي ماليش رو اينجا انجام بدي؟

.بايد راجب برنامه مالياتي "جي. اِم. اِي. سي" که اونا دارن بدوني

.واقعاً محشره

."تلفن کارت داره ، "جري

.خُب ، باشه

 

.جري لندگارد" هستم"

بسيار خُب ، "جري" ، تلفن دست خودته؟

.خُب ، بله

مي‌دوني من کيم؟

.خُب ، آره ، يه ايده‌اي دارم

اون سيرا واستون خوب کار مي‌کنه؟

."شرايط تغيير کرده ، "جري

...خُب

 

منظورت چيه؟

.قضايا عوض شده ، "جري" ، حوادث غير قابل پيش بيني

.غير مترقبه

يعني چي؟

جين" چطوره؟"

 

جين" ديگه کيه؟"

...زنم ، چي شده

...اون خوبه ، اما سه نفر ديگه تو برينرد هستن كه

.خيلي خوب نيستن ، حالا بهت مي‌گم ...

راجب چي داري حرف مي‌زني؟

.بزار اين قضيه رو همينجا تموم كنيم

."خون ريخته شده ، "جري

 

منظورت چيه؟

.سه نفر تو برينرد

.واي خدا

.درسته واسه همين پول بيشتري مي‌خوايم

چي گوهي داري مي‌خوري؟

شما آقايون دارين خودتونو تو چه دردسري مي‌ندازين؟

...ما پول بيشتري مي‌خوايم

.قرار بود كه يه مأموريت بدون خونريزي باشه

!ديگه حرفمو قطع نكن ، "جري"! فقط دهنتو ببند

...خُب ، بابا ، ببخشيد ، فقط مي‌خواستم

!من نمي‌خوام باهات بحث كنم ، "جري". نمي‌خوام باهات بحث كنم

.ما الان كل هشتاد هزار تا رو مي‌خوايم

.اُه ، به خاطر خدا

.خون ريخته شده

."ما تو معرض خطريم ، "جري

.من فردا ميام داخل شهر

.تو هم پولتو آماده مي‌كني

.خُب ، ما يه قراري با هم داشتيم. قرارداد قرارداده

اينطوريه ، "جري"؟

اگه اينطوريه ، تو جواب اون سه تا روح بيچاره رو تو برينرد مي‌دي؟

!بفرما ، پس جوابشونو بده

منظورت چيه؟

.منظورت چيه؟" فردا مي‌بينمت"

 

بله؟

جري لندگارد"؟"

.بله

."ريلي ديفنباخ" هستم از "جي. اِي. اِم. سي"

.آقا ، اون شماره ماشين‌هايي كه قولشونو داديد به دستم نرسيده

...بله. من

.اونا تو پستن

، اگه اينطور باشه خوبه ، با اين حال بايد بهتون بگم

، كه اگه تا فردا بعد از ظهر اون شماره‌ها نرسن

.مجبور مي‌شم كه اين موضوع رو به بخش حقوقي واگذار كنم

.بله

.ديگه صبرم داره تموم مي‌شه -
.بله -

.روز خوش ، آقا -
.بله -

 

سلام ، "نُرم". چطوري ، "مارجي"؟

 

خورشتش چطوره؟

خيلي خوبه. يكم مي‌خواي؟

...اُه ، نه. گرفتم

.هي ، "نُرم" ، فكر كردم مي‌خواستي بري توي درياچيه‌ي ميل ماهيگيري

 

.آره ، بعد ناهار

اونجا چي داري؟

.شماره‌هايي كه خواسته بودي

.‏ تماس از تو باجه تلفن تو لابيه بلوآكس گرفته شده

.‏ تو همون شب دوبار به مينياپوليس

...اوليش با يه كمپانيه ماشينه

، و دوميش با يه مكان خصوصيه ...

."به نام "شپ پراودفوت

 

چي چي؟

.شپ پراودفوت" يه اسمه"

 

.بله

 

.خوبه. باشه

 

.پس فكر كنم بايد يه سري برم اونجا

.اُه ، واقعاً؟ شهراي دوقلو

 

اُه ، واقعاً؟

 

.لعنت بهش ، من مي‌خوام يه قسمتي از اين ماجرا باشم

.نه ، "ويد" ، اونا واقعاً قاطع هستن

، گفتن كه فردا تماس مي‌گيرن با دستورالعمل

.و بايد فقط توسط من مبادله انجام شه

.اين پول منه ، منم تحويلش مي‌دم

 

واسه اونا چه فرقي داره؟

.ويد" نظرش اينه"

."خُب اگه تو بخواي من مي‌تونم با يه تماس هماهنگش كنم ، "جري

...نه ، نه ، ببينيد ، اونا

.نه ، ببينيد ، اونا فقط با من سر و كار دارن

.تو عصبانيتشون رو از پشت گوشي احساس مي‌كني

.اونا خيلي... خيلي خطرناكن

...با همه اين تفاسير نمي‌خوام كه تو

.با همه احتراماتي كه بهت دارم ، نمي‌خوام نقشمونو خراب كني

منظورت چيه؟

.اگه پول منو مي‌خوان ، مي‌تونن با من طرف شن

.در غير اين صورت ، مي‌رم پيش يه حرفه‌اي

...نه ، ببين -
.مسئله يك ميليون پوله -

...نه ، ببين

!ببين ، "جري" ، تو كه نمي‌خواي به من يه ماشين بفروشي كه

!اين كار منه. همين كه گفتم

 

."اين راهيه كه ترجيح مي‌ديم خودمون انجامش بديم ، "جري

 

سلام ، چطورين؟

خيلي خوبه. شما امروز چطورين ، خانم؟

.منم واقعاً خوبم. مرسي

من خانم " گاندرسون" هستم. اينجا رزرو داشتم؟

 

."بله. حتماً همينطوره ، خانم " گاندرسون

 

اينجا تلفن دارين ، لطفاً؟

 

كاراگاه "سايبرت"؟

.بله ، من "مارجي گاندرسون" هستم ، از برينرد بالا. قبلاً صحبت كرديم

 

.بله ، خُب ، دقيقاً ، من الان داخل شهرم

، بايد يه سري كارها رو تو شهراي دوقلو انجام مي‌دادم

...واسه همين فكر كردم به شما راجب جستجوي

.يو. اِس. اِف. آي" به دنبال "شپ پرادفوت" بگم" ...

 

اُه ، واقعاً؟

 

...خُب ، اگه مجبور بشم شايد برم ببينمش

.نه ، نمي‌تونم پيداش كنم

 

.باشه ، خُب ، واقعاً ممنونم

...ببين ، ببين ، اتفاقي يه جاي خوب و

داخل شهر واسه ناهار مي‌شناسين؟ ...

 

.رستوران راديسون

 

اُه ، واقعاً؟ منصفه؟

 

سلام ، چطورين؟

.مرسي ، تصميم گرفتم اينجا پارك نكنم

خُب ، منظورتون چيه؟ تصميم گرفتين اينجا پارك نكنين؟

.بله ، من همين الان اومدم داخل و تصميم گرفتم اينجا پارك نكنم

...اما... خُب ، متاسفم ، آقا

...آره ، تصميم گرفتم كه

 

...مي‌دوني ، من نمي‌خوام

...همونطور كه مي‌بيني تصميم گرفتم با قطار نرم

.خُب ، آقا ، متأسفم ، ما بايد 4 دلار رو از شما بگيريم

 

.من همين الان اومدم

.من همين الان اومدم اين تو

...آره ، اما

.ببينيد ، حداقل هزينه پارك 4 دلاره

.وروديه پاركينگ بلند مدت حداقل واسه يه روزه

 

.حدس مي‌زنم كه خودتو ته قدرت مي‌دوني

با اون يونيفرم احمقانه مسخره‌ت ، درسته ، رفيق؟

.آرم شاه رو بزن رو سينه‌ات

مرد بزرگ مسخره ، هان؟

 

.مي‌دوني ، اينا كل مرزهاي زندگيتن

.حاكم دروازه‌هاي كوچولوي مسخره اينجا

.بگير اينم 4 دلارت ، آدم گُه رقت انگيز

 

شپ" كجاست؟"

.داره با يه پليس حرف مي‌زنه

پليس؟

.گفت كه يه پليسه

 

خُب ، يادتون مياد كه شب چهارشنبه يه تماس داشتين؟

.نخير

 

‏ شما تو واحد 1425 محله فريمونت زندگي مي‌کنين ديگه؟

.بله

کس ديگه‌اي هم اونجا زندگي مي‌کنه؟

.نه

.خُب ، آقاي "پرادفوت" ، اين تماس بعد از ساعت 3 صبح اون روز گرفته شده

.خُب اين واسم سخته که باور کنم شما يادتون نيست کسي تماس گرفته

 

.و همينطور مي‌دونم که يه سري مشکلات رو داشتيد

، نزاع خيابوني با مواد مخدر

.يه سري گرفتاري‌هاي ديگه در آزادي مشروط

 

خُب که چي؟

، خُب ، همکاري با مجرمين

، اگه شما هموني هستي که اونا باهاش تماس گرفتن

.به معني تخدي از آزادي مشروط شماست

.و مي‌تونه شما رو به زنداني برگردونه

، من يه سري کاراي بدي رو تو سابقه شما ديدم

.اما چيزي که شبيه آدم کشي باشه نديدم

.مي‌دونم که نمي‌خواي با يه کاري شبيه اون همدستي کني ‏

 

...حالا فکر مي‌کني ممکنه يادت بياد

اون آدم‌ها که بهت زنگ زدن کيا بودن؟ ...

 

آقاي " لندگارد‍"؟

.بله

مي‌تونم يه لحظه وقتتون رو بگيرم؟

خُب راجب چي؟

 

ممکنه بشينم؟

.يه بار رو حمل مي‌کنم

شما مالک اينجا هستين ، آقاي " لندگارد"؟

.نه ، من... مدير اجرايي فروشم

."خُب ، مي‌توني بهم کمک کني. اسم من "مارجي گاندرسونه

.پدر زنم مالک اينجاست

.آهان

، خُب ، من يه افسر پليس از برينرد بالا هستم

.در حال بررسي يه سري جنايت هستم

...و شک داشتم که ببينم شما يک سرقت ماشين صفر کيلومتر

توي دو هفته گذشته از پارکينگ نداشتين؟ ...

 

مثل يه سيراي کوتلاس قهوه‌اي سوخته؟

 

آقاي " لندگارد"؟‍‏

 

.گفتي برينرد

 

.بله ، بله

.خونه "پائول بنيان" ، "بيبِ" ، هتل بلوآکس

.بيبِ ، هتل بلوآکس

 

.بله ، مي‌دونين ما مجسمه بزرگش رو اونجا داريم

 

خُب ، پس شما هيچ خودروي مفقود شده نداشتين؟

.نه ، نخير خانم

 

.خُب که اينطور. خيلي ممنونم

.پس مي‌ذارم که به کاغذبازيت ادامه بدي

 

.دفتر خدمات -
.سلام ، با "شپ" کار دارم -

.الان اينجا نيست

منظورت چيه؟

.اون رفته بيرون

...کجا رفته؟ تازه ساعت -
.آرتي" رو مي‌فرستم پيشت " -

...نه ، مکانيک نمي‌خوام. يه چيز ديگه رو

 

، بايد با يکي از دوست‌هاش حرف بزنم

...خُب

 

...اون الان

 

چي مي‌گي؟

.اُه ، خدا

 

مايک"؟"

 

مارجي"؟"

 

!خدا! اُه ، چي زيبا شدي

...مرسي تو هم همينطور. آروم‌تر. آروم‌تر

.آروم‌تر ، آروم‌تر. تو هم همينطور

.من تو انتظارم

.دارم مي‌بينمش ، خيلي خوبه

چي واست بگيرم؟

.لطفاً يه نوشيدني رژيمي فقط

.باشه

 

.جاي قشنگيه

.آره ، خُب مي‌دوني اسمش "راديسونه" ، جاي خوبيه

.بله

 

...خُب

 

پس تو " اداينا " زندگي مي‌کني؟

.آره ، آره ، آره. دو سالي مي‌شه

."اسم دقيقش " ايدن پرياست

.همون مدارس زنجيره‌اي

.پس رئيس " گاندرسونه" ديگه

.خُب ، پس رفتي و با "نُرم گاندرسون" ازدواج کردي

.اُه ، آره ، خيلي وقت پيش

.خوبه ، خوبه

خُب ، چي باعث شد بيايي اينجا؟

 

به خاطر اون ماجراي آدم کشي اومدي؟

البته اگه اجازه توضيح دادنش رو داري؟

.اُه ، آره ، آره

.البته چيز زيادي هم نيست که بخوام بگم

 

.باشه

خُب ، خودت چطوري ، "مايک"؟

متأهلي؟

بچه داري؟

...آره ، آره ، خُب

 

...متأهل بودم. ازدواجم با

اگه اونور بشينم اذيت مي‌شي؟

.ازدواجم با " ليندا کوکسي" بود

.نه ، خُب چرا سر جات نمي‌شيني؟ اينطوري بهتره

 

.باشه

 

.ببخشيد

.نه ، نه ، فقط واسه اينکه بتونم ببينمت. مجبور نشم گردنمو بچرخونم

.همينطوره ، همينطوره ، متوجهم

 

...منظور بدي نداشتم‏

.نه ، نه ، مهم نيست

 

.ببخشيد ، معذرت مي‌خوام

 

.خُب ، من با " ليندا کوکسي" ازدواج کردم

.ليندا " رو يادت مياد؟ اون يه سال بعد ما بود "

.آره ، فکر کنم يادم مياد

!آره ، اون... اُه ، آره

خُب ، مگه خوب پيش نرفت‌؟

.و بعدش من تو شرکت "هاني ول" مشغول به کار شدم تا الان

.اُه ، آره ، اونا گروه خوبي هستن

.آره ، اگه تو يه مهندس باشي مي‌توني خيلي خرابکاري کني

...اما هيچي

.اما هيچي مثل موفقيت‌هات نيست

.خُب ، به نظر مياد که خيلي خوب کار مي‌کني

...اين چيزي نيست که

...اين اون چيزي نبود که خوب پيش نرفت. اون

 

.مي‌دوني ، " ليندا " سرطان خون داشت

 

.اون... اون درگذشت

.نه

 

.خيلي سخت بود

.بفرماييد

...خيلي طول کشيد

 

."اون سخت مبارزه کرد ، "مارجي

 

...مي‌دوني

 

خُب ، چي مي‌توني بگي؟

 

براي روزاي بهتر ، باشه؟

.براي روزاي بهتر

 

و بعدشم كه من تو رو توي تلويزيون ديدم و يادم اومد ، مي‌دوني كه؟

.هميشه ازت خوشم مي‌اومده

...منم هميشه از تو خوشم مي‌اومده

.من هميشه خيلي تو رو دوست داشتم

 

خُب ، "مايک" ، حالا تو فکر مي‌کني که بايد يه فرصت ديگه به هم بديم؟

...نه! من

 

.متأسفم

.مي‌دوني ، نبايد اين کار رو مي‌کردم

.نبايد اين کار رو مي‌کردم. نبايد

.با خودم فکر کردم که اوقات واقعاً خوبي رو با هم داشتيم

."بسه ديگه ، "مايک

.تو واقعاً خانم با شخصيتي بودي

.و بعد از اون... من واقعاً تنها شدم

 

."بسه ديگه ، "مايک

 

.اين آهنگ رو تقديم مي‌کنم به همه خانم‌هايي که امشب بيرون از اينجا هستن

 

.پس همراه باشيد

 

=

 

=

 

=

=

...خُب

 

مال همين اطرافي؟

 

.فقط واسه کار ميام اينجا

 

.فقط ميام و مي‌رم

 

.فقط يکم ديگه از اين اومدن و رفتن طولاني مونده

 

چي کاره‌اي؟

 

...خُب ، من

 

تو تا حالا تو کافه مشاهير بودي؟

با مشتر‌ي‌هاي ديگه؟

 

.فکر نمي‌کنم

.جاي خوبيه

.آره ، خُب ، بستگي به هنرمندش داره

.خُب ، مي‌دوني که با "جوس فلاسينو" هيچ شکايتي نيست

 

!گارسون

 

اون چيه ، کره؟

 

...خُب

 

خُب ، چند وقته که واسه گارد حفاظتي کار مي‌کني؟

.نمي‌دونم ، چند ماهي مي‌شه

 

کار جالبيه؟ مگه نه؟

 

راجب چي حرف مي‌زني؟

 

.همينه

.يالا

.دارم صداي زنگوله‌ها رو مي‌شنوم. همينطوري

 

آره ، آره ، تو کجا بودي؟

 

.شپ" ، چه غلطي داري مي‌کني؟ دارم ترتيب دختر رو مي‌دم"

.ابله لعنتي. از اينجا گمشو بيرون

.توي عوضيه لعنتي فسقلي داري دوباره منو مي‌فرستي زندان

.گمشو از اينجا بيرون

 

.هي ، اون صداي لعنتيت رو ببر

.مي‌خوايم کپه مرگمونو بذاريم

 

...بي خيال ، داداش

!دهنتو صاف مي‌کنم

 

.دهنتو صاف مي‌کنم

!حيوون‌ها

 

.بهم نزديک نشو ، مرد

!هي ، يکم چپق بکش

!جرأت نداري منو بزني

 

!راسوي کوچولوي عوضي

.دهنتو صاف مي‌کنم -
!بسه ديگه -

!تويه لعنتيه ، مادرقهبه ، حروم‌زاده ، اوبنه‌اي

!لعنتي ، مادر‌قهبه

 

بله؟

.ببين ،‌ "جري" ، من حسابي مگسيم

اون پول لعنتي رو گرفتي؟

...آره ، پولو گرفتم ، اما

."ديگه به من اما نگو ، "جري

، مي‌خوام که پول رو بياري به طبقه بالايي پارکينگ دايتون رديسون

.سي دقيقه ديگه ، "جري" ، اين قضيه رو تموم مي‌کنيم

...باشه ، اما

...هي ، تا سي دقيقه ديگه اونجايي وگرنه خودم پيدات مي‌کنم و

...خودتو مي‌کشم و زن لعنتيت رو مي‌کشم و ...

...همه بچه‌هاي کوچولوتو مي‌کشم و ...

همه رو هم با شليک تو پس کله کوچولوشون مي‌کشم ، فهميدي؟ ...

.باشه ، فقط کاري به " اسکاتي" نداشته باش

فهميدي؟

.باشه ، بسيار خُب

 

.بابا

 

."چيزي نيست ، " اسکاتي

کجا داري مي‌ري؟

.تا يه دقيقه ديگه برمي‌گردم

.اگه " استن" زنگ زد ، فقط بهش بگو که من رفتم به اِمبرز

 

.بسيار خُب

 

.اينم پول لعنتيتون

 

حالا دخترم کجاست؟

 

.آره

!توي ولگرد لعنتي

 

تو ديگه کي هستي؟

پول لعنتيتون پيش منه. حالا دخترم کجاست؟

 

!من حسابي داغونم

!اون کيفو بنداز زمين

دخترم کجاست؟

دهنتو صاف مي‌کنم! "جري" کجاست؟

.من يه دستورالعمل ساده دادم

گفتم دخترم کجاست؟

.اگه "جين" نباشه ، پولي هم نيست

!اون پول لعنتي رو بزار زمين

!جين" نباشه ، پولي هم نيست"

 

اين يه بازي مسخره‌ست؟

 

.اُه ، خدا

حالا خوشت اومد ، ابله؟

شما آدم‌ها چه مرگتونه؟

!شما کودناي عوضي

 

!تو عوضي به من شليک کردي

 

مي‌شه قبضتون رو ببينم ، لطفاً؟

!اون در لعنتي رو باز کن

 

.اُه ، خدا

 

بابا؟

بله؟

.استن گراسمن" زنگ زد "

.خُب ، باشه

.دوبار

.باشه

 

همه چيز روبراهه؟

.آره

 

داري به " استن" زنگ مي‌زني؟

 

...خُب ، دارم

 

.الان دارم مي‌رم بخوابم

 

چطوري؟

آقاي "مورا "؟ -
بله؟ -

.سروان " اولسون" هستم

.بله ، متوجهم

 

...خُب

، سه شنبه قبل من سر کارم تو يه بار مشروب تو اکلوند و اسويدلين بودم

، و اين آقاي کوچيک داشت مشروب مي‌خورد

و مي‌گفت ‏، " کجا آدم مي‌تونه يکم حال کنه؟"‏

‏"من دارم ديونه مي‌شم تو کنار درياچه."‏

و من گفتم ،‌ ‏"چه جور حالي منظورته؟"‏

و اون گفت ، ‏"خُب خانوم بازي ، به نظرت مگه من چه شکليم؟"‏

و من گفتم ، ‏"خُب ، مگه من چه شکليم؟"‏

‏"من نمي‌تونم اين جور چيزها رو جور کنم."‏

و اون گفت ‏، " اما من دارم تو کنار درياچه ديونه مي‌شم."‏

و من گفتم ‏، " آره ، اما اينجا که مکان اينطور کارها نيست."‏

اون گفت ، "خُب حالا فهميدم حالا فکر مي‌کني من يه آدم ابلهم که اينو پرسيدم."‏

.البته از کلمه ابله استفاده نکرد

.مي‌فهمم -
.بعدشم منو ابله خطاب کرد -

و گفت ‏" آخرين کسي که فکر کرد من ابلهم الان مرده."‏

.خُب ، منم چيزي نگفتم

اون گفت ، ‏"حالا راجبش چي فکري مي‌کني؟"‏

و منم گفتم ، ‏"خُب به نظر سرنوشت خوبي واسش رقم نخورده."‏

.بهش خوب گفتي

".بله ، اون گفت ‏، " آره ، اون يارو مرد

البته نه از پيري..."‏ "

و بعدشم گفت ‏، "‌خدا ، دارم کنار اين درياچه ديوونه مي‌شم."‏

درياچه خرس سفيد رو مي‌گفت؟

.آره ، تو اکلوند و اسويدلين نزديک درياچه گوزنه

.خُب من اينطور فکر کردم

.همينطوره

، به هر حال ، اون تو بار مشروبش رو خورد

، منم قضيه رو جدي نگرفتم

...اما بعد خانومم "مورا " راجب قتل‌هاي اخير شنيد

.و فکر کرد که من بايد تماس بگيرم ، خُب منم تماس گرفتم ...

 

.همش همين بود

 

خُب ، اين يارو چه ريختي بود‍؟

...اُه ، اون

.يه آدم کوچيک بود ، قيافشم يکمي بامزه بود

 

چطوري؟

.فقط بامزه معمولي بود

." باشه ، خُب ، خيلي ممنون ، آقاي "مورا

، حق با شماست. احتمالاً چيزي نيست

.اما باز بابت تماس ممنونم

.خواهش مي‌کنم

.به نظر مياد فردا قراره يخبندون شه

.اُه ، آره. يه جبهه سرد داره مياد

.بله. درست مي‌فرماييد

 

.يا مسيح

 

.والريا " ، من دارم امروز برمي‌گردم به برينرد"

.خُب ، ببخشيد که نميام ببينمت

اما فکر مي‌کني اون حالش خوبه؟

...من ديشب ديدمش و

اون چي گفت؟

.خُب ، چيز خاصي نگفت

.به نظر مياد که مرگ همسرش حسابي داغونش کرده

همسرش؟ -
.آره ، " ليندا " ديگه -

کي؟ -
."ليندا کوکسي " -

...نه ، نه ، نه. اونا با هم نبودن

.اون " ليندا " رو واسه يه سال اذيت کرد

.واقعاً بستوه اُوردش ، يه دقيقه‌ام ولش نمي‌کرد

...خُب

 

...اون

 

...اون اصلاً

.نه! نه ، اونا اصلاً با هم ازدواج نکردن

.مايک" مشکلات رواني داشت"

.اُه ، خداي من

.اون داره باهاشون مبارزه مي‌کنه

.اون الان داره با والدينش زندگي مي‌کنه

 

.اُه ، خدا

.ليندا " حالش خوبه. بايد بهش زنگ بزني "

...خدا ، خُب

 

.خدا

 

.شگفت آوره

 

!سلام

 

آقاي " لندگارد" ، ببخشيد که دوباره مزاحمتون مي‌شم. مي‌شه بيام داخل؟

.بله... نه. من يکم سرم شلوغه

.مي‌فهمم. پس خلاصش مي‌کنم

...من دارم از اين شهر مي‌رم ، اما متعجبم

مي‌شه بشينم؟

.دارم يه خرده بار حمل مي‌کنم

...نه ، من

.بله ، راجب همون ماشيني که ديروزم پرسيدم

...من سردرگم بودم

.بله ، همونطوري که بهتون گفتم ما هيچ ماشين مفقودي نداشتيم

باشه ، شما مطمئنيد؟

 

منظورم اينه که ، چطوري مي‌دونيد؟

، چون تو جنايتي که من بررسيش مي‌کنم

، مجرم‌ها با يه ماشيني با پلاک دلال‌ها مي‌روندن

، و اونا با يکي که تو اينجا کار مي‌کنه تماس گرفتن

...بنابراين اين کاملاً مسخره‌ست اگه اونا به اينجا

.مرتبط نباشن ...

 

.بله ، مي‌فهمم

...حالا ، شما چطور

شما اخيرا يه فهرست دارايي درست کردين؟

.اون ماشين مال پارکينگ ما نيست ، خانم

...اما چطوري اينقدر مطمئنيد بدون اينكه

.خُب ، من مي‌دونم

.من مدير اجرايي فروشم

...آره ، مي‌فهمم

.ما يه پروسه حمل و نقل عالي رو اينجا داريم

...مي‌دونم ، اما

خُب ، اونا چطوري کارشونو انجام مي‌دن ، آقا؟

منظورم اينه که ماشين‌ها هر روز شمرده مي‌شن؟

يا اينکه روال کاري اينجا چطوريه؟

.خانم ، من به سئوالتون جواب دادم

 

ببخشيد ، آقا؟

.خانم ، من به سئوالتون جواب دادم

 

...من به سئوال لعنتيتون

...من دارم همکاري مي‌کنم و هيچ نيازي به

 

.آقا ، شما اجازه ندارين منو سرزنش کنيد

.من فقط دارم کارمو انجام مي‌دم

...من

 

.من... من نمي‌خوام اينجا بحث کنم

...من دارم همکاري مي‌کنم و نيازي به

.ما هر کاري بتونيم واستون مي‌کنيم

 

آقا ، مي‌تونم با آقاي " گاستافسون" صحبت کنم؟

 

آقاي " لندگارد"؟

 

، خُب ، باشه ، اگه مي‌خواي... اگه مي‌خواي اينجا بازي درآري

...منم باهات همبازي مي‌شم ، اما

!بسيار خُب! مي‌رم که شمارش لعنتي رو انجام بدم

آقا ، همين الان؟

.بله! همين الان

 

!شما داري يه بند مي‌گي

 

.اگه اين خيلي واست مهمه

 

!خُب ، معذرت مي‌خوام ، آقا

!اين کيه ديگه ، خدا

 

.باب الکورنا " ، خط دو"

 

.لعنت بهش

 

.لعنت بهش ، داره از بازجويي در مي‌ره

!داره از بازجويي در مي‌ره

 

چطوري مي‌تونم به تلفن به خارج از منطقه بزنم؟

 

!بسيار خُب

 

.سلام ، کاراگاه "سايبرت" ، لطفاً

 

.گفتم که همه چي تموم شد و فکر کنم که خيلي جدي بودم

.آره ، گفتي و خيلي هم جدي بودي

.اما يه مشکلي پيش اومده

چي؟‍‏

، خُب ، يه چيز کوچيکه

.اما مي‌تونه يه مشکل بزرگ باشه

.من حامله‌ام

 

، يه تست پزشکي دادم ، جواب آزمايش رو دارم

.و هيچ شکي راجبش نيست ، من دارم از تو بچه دار مي‌شم

 

.حالا ، منو ببين. مي‌تونم راه حلشو بگم

.ببين ، "رابين"... يکي از شاگردامه

 

.تو بايد اون يارو رو ببيني

 

.نه ، نه ، نه. اينم يه چيزيه مثل اون

!تو متوجه نيستي

=

=

اون چش شده؟

 

.شروع کرد به جيغ زدن

.خدا

 

.خُب ، پول رو گرفتم

 

.همه‌اش رو ، همه هشتاد هزار تا رو

 

.چهل تا واسه تو ، چهل تا واسه من

 

.پس حله ديگه

 

.مي‌توني ماشين منو برداري

.منم سيرا ر‌و مي‌برم

.اونو نصف مي‌کنيم

 

توي مترسک ، چطوري مي‌خواي اون ماشين لعنتي رو نصف کني؟

با يه اره برقي؟

.يکي از ما سهم اون يکي رو مي‌خره

.وايسا ببينم. به هيچ وجه

 

اصلاً به اين نگاه کردي؟

 

!من تير خوردم

!من تير تو صورتم خورده

!من رفتم و پول لعنتي رو گرفتم

!تو صورت من تير خورد وقتي داشتم بر‌مي‌داشتمش

!من 36 ساعته که سر پام

 

!من اون ماشين لعنتي رو برمي‌دارم

.اون ماله منه ، ابله عوضي

!مي‌دوني ، کل هفته به مزخرفاتت گوش دادم

الان ير به يريم؟

 

!آره ، لال عوضي

 

، و اگه دوستت "شپ پرادفوتو" ديدي

.بگو بهش ، که مي‌خوام انگشتش کنم

 

=

 

.زنشه ، اين يارو مي‌گه زنه چهارشنبه قبل دزديده شده

.روز قتل‌ها

.آره

و اين يارو کي بود؟

."حسابداره پدرزنِ " لندگارد

حسابداره " گاستافسون"؟

.آره

اما ما هنوز " گاستافسونو" پيدا نکرديم؟

...داريم مي‌گرديم ...

.ببخشيد ، اما همش همينو نگو

.هنوز مفقوده. ما داريم مي‌گرديم

بازم همينو گفتي. " لندگارد" چطور؟

اونم همينطور. تو کجايي ، "مارجي"؟

.تقريباً برگشتم

.دارم يه دوري اطراف درياچه گوزن مي‌زنم

.گري" خيلي زر مي‌زنه "

.آره ، زر زنه

پس کل کلانتري دنبالشونن؟

گاستافسون" و " لندگارد" رو مي‌گم؟ "

.آره ، کلاً مشغولن

.هر جايي باشن پيداشون مي‌کنن

.بازم حرف تکراري

...ما هدفمند مي‌گرديم

!ماشينه اونجاست! ماشينه اونجاست

ماشين کي؟

!ماشين من ، ماشين من! سيراي قهوه‌اي! سيراي قهوه‌اي

 

.بسيار خُب ، مواظب باش ، "مارجي". منم نيرو مي‌فرستم

 

!پليس

 

!دست‌ها بالا

!پليس

 

.خُب پس اون خانم " لندگارد" بود که رو زمين اُفتاده بود

 

.و فکر کنم اونم که تو چوب خردکن بود شريکت بود

 

.و اون سه تا مقتول تو برينرد

 

آخه واسه چي؟

 

.واسه يه ذره پول

 

مي‌دونستي ، زندگي از يه ذره پول بيشتر مي‌ارزه؟

 

اينو نمي‌دوني؟

 

.و حالا هم که اينجايي

 

.و اين يه روز قشنگه

 

...خُب

 

.اصلاً نمي‌تونم درکش کنم

 

آقاي " اندرسون"؟

 

کيه‌؟

آقاي " اندرسون" ، اين ماشين جگري 98 بيرون مال شماست؟

 

.يه لحظه لطفاً

مي‌تونين در رو باز کنين ، لطفاً؟

.بله ، بله ، فقط يه لحظه

 

.يه لحظه فقط

 

!"يالا ، "ديل -
!پاهام -

!نه

 

.اونا پخشش کردن

 

اونا پخشش کردن؟

.آره

 

خُب؟

 

.تمبر سه سنتي

 

مرغابي وحشي تورو؟

.آره

 

.خيلي عاليه

.اون فقط سه سنته

 

.خيلي عاليه

.مرغابي پر آبي هاتمن 29 سنت رو گرفت

 

.مردم خيلي از تمبر سه سنتي استفاده نمي‌کنن

.اُه ، بي خيال... معلومه که استفاده مي‌کنن

 

، هر وقت هزينه‌هاي پستي زياد شن

.مردم مي‌رن سراغ تمبرهاي ارزون

راست مي‌گي؟

.وقتي که با يه عالمه تمبر قديمي مي‌چسبونن

.درسته

 

.همينطور فکر مي‌کنم

 

.خيلي عاليه. من بهت افتخار مي‌کنم ،‌ نُرم

 

.هي ، "نُرم" ، مي‌دوني ما با هم خيلي خوشبختيم

 

."دوستت دارم ، "مارجي

 

."دوستت دارم ، "نُرم

 

Subtitle.by.HRS@gmail.com