1
00:00:07,767 --> 00:00:18,194
ARA ترجمه زيرنويس از
armin.mail007@gmail.com اصلاح و تنظيم از آرمين

3
00:00:52,604 --> 00:00:56,774
بري ليندون
شاهکاري از استنلي کوبريک

4
00:00:58,860 --> 00:01:01,571
آقايان تپانچه ها را مسلح کنيد

5
00:01:06,868 --> 00:01:12,081
پدر بري همچون باقي پسران
خانواده اشراف زادگان

6
00:01:12,624 --> 00:01:14,709
براي حرفه حقوق تربيت شده بود

7
00:01:14,918 --> 00:01:19,088
و بدون شک اگر براي خريد يک اسب

8
00:01:19,631 --> 00:01:21,883
در يک دوئل کشته نمي شد

9
00:01:22,509 --> 00:01:25,470
احتمالا به انساني شاخص تبديل مي شد

10
00:01:40,235 --> 00:01:43,488
مادر بري
پس از مرگ همسرش

11
00:01:43,988 --> 00:01:46,741
به گونه اي زندگي مي کرد
که کسي جرات افترا زدن به وي را نداشت

12
00:01:48,284 --> 00:01:52,038
بسياري از مرداني که در گذشته
خواهان ازدواج با او بودند.

13
00:01:52,330 --> 00:01:54,666
بار ديگر به اين تازه بيوه درخواست دادند

14
00:01:55,792 --> 00:01:58,503
اما او تمام پيشنهادات را رد کرد.

15
00:01:59,254 --> 00:02:02,257
و اعلام کرد که
قصد دارد زندگيش را وقف پسرش کند

16
00:02:02,757 --> 00:02:05,260
و خاطره آن مرحوم از دست رفته را نگاه دارد

17
00:02:57,103 --> 00:03:02,317
اولين عشق!
چه تغييراتي را در پسر بچه ايجاد کرده است

18
00:03:03,485 --> 00:03:06,905
چه رمز و راز با شکوهي را با خود به همراه مي آورد

19
00:03:09,199 --> 00:03:13,077
احساسات لطيفي که از قلب مرد جوان به بيرون مي جوشد

20
00:03:14,078 --> 00:03:16,915
عشق او مانند آواز پرندگان ...

21
00:03:17,332 --> 00:03:20,251
و يا صداي گذر نسيم از ميان گلهاي سرخ است

22
00:03:22,545 --> 00:03:23,671
تو باختي

23
00:03:26,424 --> 00:03:28,801
الان سر چي باشه؟

24
00:03:32,764 --> 00:03:34,849
برگرد به سمت ديوار

25
00:03:44,859 --> 00:03:47,695
تمام توجه بري و همچنين

26
00:03:47,695 --> 00:03:50,073
عامل اصلي اولين دردسرهاي بري

27
00:03:49,948 --> 00:03:53,618
دختر عموي او به نام
نورا برادي بود

28
00:04:05,630 --> 00:04:09,884
من روبان گردنم را باز کردم و در جايي
از بدنم پنهان کردم

29
00:04:11,469 --> 00:04:13,721
اگر اون رو پيداش کردي مي توني نگهش داري

30
00:04:14,889 --> 00:04:17,183
تو آزادي که هر جايي از بدنم را بگردي

31
00:04:17,892 --> 00:04:20,812
فکر کنم خيلي بايد بي عرضه
باشي اگر پيداش نکني

32
00:04:48,339 --> 00:04:49,841
من نمي تونم پيداش کنم

33
00:04:52,427 --> 00:04:54,304
تو درست دنبالش نگشتي

34
00:05:08,193 --> 00:05:09,611
من نمي تونم پيداش کنم

35
00:05:16,117 --> 00:05:17,660
يک راهنمايي بهت مي کنم

36
00:05:37,263 --> 00:05:39,140
دارم روبان رو حس مي کنم

37
00:05:44,270 --> 00:05:45,897
چرا داري مي لرزش؟

38
00:05:51,319 --> 00:05:53,738
به خاطر لذت پيدا کردن روبان

39
00:06:00,829 --> 00:06:01,871
دروغگو

40
00:07:07,770 --> 00:07:12,358
در اين هنگام بريتانيا

41
00:07:12,650 --> 00:07:14,652
به خاطر تهاجم فرانسه ...

42
00:07:15,153 --> 00:07:17,238
به شدت دچار هرج و مرج و برانگيختگي بود

43
00:07:17,906 --> 00:07:20,408
نجيب زادگان و مردم عادي

44
00:07:20,408 --> 00:07:22,785
وفاداري خود را ايجاد هنگهاي منسجم

45
00:07:23,912 --> 00:07:26,664
در مقابل تهديد ها نشان مي دادند

46
00:07:27,248 --> 00:07:31,544
اونيفورم هاي قرمز رنگ و ظاهر غرور انگيز آنان
بري را به غبطه خوردن وا مي داشت

47
00:07:47,811 --> 00:07:50,104
اهالي برادي گروهي را براي پيوستن به

48
00:07:50,021 --> 00:07:54,275
گردان "کيلونگن"" به فرماندهي
کاپيتان جان کوئين

49
00:07:57,278 --> 00:08:00,198
تمام کشور با شيپور آماده باش جنگ
به حالت آماده باش در آمده بود

50
00:08:00,865 --> 00:08:04,202
و سراسر قلمرو پادشاهي بريتانيا
آکنده از موسيقي هاي نظامي بود

51
00:09:45,220 --> 00:09:47,722
ردموند , چت شده؟

52
00:09:53,228 --> 00:09:56,981
نورا تو مجبور بودي پنج بار
با کاپيتان کوئين برقصي؟

53
00:09:57,524 --> 00:10:00,026
صف آرايي هاي اون براي من اهميتي نداره

54
00:10:01,402 --> 00:10:04,614
اون عالي مي رقصه
و نمونه کامل يک مرد خوش مشربه

55
00:10:04,614 --> 00:10:06,825
اون در لباس نظامي خيلي خوب به نظر مياد

56
00:10:06,825 --> 00:10:09,619
اون از من درخواست رقص کرد
چطور مي تونستم امتناع کنم؟

57
00:10:09,828 --> 00:10:11,287
اما منم ازت درخواست کردم ولي قبول نکردي!

58
00:10:11,579 --> 00:10:13,665
من مي تونم هر روز با تو برقصم

59
00:10:14,541 --> 00:10:18,711
تازه اگر با دختر عموت برقصي اين طور نشون دادي که
نتونستي شريک ديگه اي پيدا کني

60
00:10:19,921 --> 00:10:23,591
از اين گذشته, کاپيتان کوئين يک مرد کامله

61
00:10:24,217 --> 00:10:27,137
ولي تو فقط يه پسر بي پولي

62
00:10:28,179 --> 00:10:32,016
اگر يک بار ديگه باهاش روبرو بشم
تو خواهي فهميد که چه کسي بهتره!

63
00:10:32,142 --> 00:10:34,769
من با اون مبارزه مي کنم
کاپيتان هست که هست!

64
00:10:34,853 --> 00:10:36,521
اوه , اين قدر احمق نباش

65
00:10:36,521 --> 00:10:37,856
من جدي گفتم

66
00:10:38,398 --> 00:10:41,734
ولي همه مي دونند که کاپيتان کوئين يه سرباز شجاعه ..

67
00:10:42,443 --> 00:10:45,280
ممکنه تو بتوني با بچه دهاتي ها
خوب مبارزه کني

68
00:10:45,280 --> 00:10:48,408
اما مبارزه با يک مبارز انگليسي خيلي فرق مي کنه

69
00:10:49,659 --> 00:10:51,744
پس بهتره همون تو رو تا خونه برسونه

70
00:10:52,579 --> 00:10:53,621
ردموند!

71
00:11:20,815 --> 00:11:23,526
بري مصمم بود که ديگر هرگز نورا را نبيند

72
00:11:24,569 --> 00:11:28,656
اما اين چنين تصميماتي هر چند در هفته اول
محکم جلوه مي کند ...

73
00:11:29,491 --> 00:11:32,202
در چند لحظه بي اثر و ناپديد مي شود

74
00:11:35,663 --> 00:11:40,752
نه نورا به تمام خدايان قسم به جز تو ...

75
00:11:40,543 --> 00:11:44,422
قلبم فقط براي چهار دختر ديگه ...

76
00:11:45,256 --> 00:11:47,425
اينگونه شعله ور شده

77
00:11:48,343 --> 00:11:52,764
اوه , امان از دست شما مردها, جان ...

78
00:11:53,264 --> 00:11:55,683
احساسات شما با احساسات ما برابر نيست

79
00:11:56,810 --> 00:11:59,437
ما مثل يک جور گياهي هستيم که من دربارش خوندم

80
00:12:00,438 --> 00:12:03,483
گياهيي که تنها يک گل ميده و بعدش ميميره

81
00:12:04,734 --> 00:12:07,362
تو , تو تو منظورت اينه که ...

82
00:12:07,362 --> 00:12:10,031
هرگز تا حالا عاشق کسي نشدي؟

83
00:12:10,281 --> 00:12:14,452
هرگز جان عزيزم
چطور مي توني يک همچين سوالي ازم بپرسي

84
00:12:14,202 --> 00:12:15,787
اوه , نوراي عزيزم!

85
00:12:18,289 --> 00:12:22,252
... برادران نورا نيک و يوليک هميشه

86
00:12:23,086 --> 00:12:25,588
مراقب او بودند و از رابطه او و کاپيتان

87
00:12:25,588 --> 00:12:29,467
راضي و از آن بهره مي بردند

88
00:12:41,855 --> 00:12:44,065
ردموند, چقدر از ديدنت خوشحالم

89
00:12:48,653 --> 00:12:49,654
ردموند!

90
00:12:51,239 --> 00:12:53,241
چطور تونستي با من اينطور رفتار کني نورا!؟

91
00:12:53,825 --> 00:12:55,827
ردموند, چي شده؟

92
00:12:55,827 --> 00:12:57,412
داري درباره چي حرف مي زني؟

93
00:12:59,789 --> 00:13:03,751
فکر کنم الان زمان مناسبي باشه
براي اينکه چيزي رو بهت پس بدم

94
00:13:08,006 --> 00:13:09,591
ممنون ردموند

95
00:13:10,341 --> 00:13:12,302
اين رو بکلي فراموش کرده بودم

96
00:13:13,428 --> 00:13:14,804
بله فراموش کرده بودي

97
00:13:19,267 --> 00:13:23,146
کاپيتان کوئين, اجازه بديد پسر عموم ردموند بري
را به شما معرفي کنم

98
00:13:23,354 --> 00:13:25,440
دوشيزه برادي به نظر ميرسه ...

99
00:13:25,440 --> 00:13:28,359
شما دو نفر در رابطه با مطلبِ مهمي گفتگو مي کرديد

100
00:13:28,443 --> 00:13:30,862
شايد بهتر باشه که اينجا رو ترک کنم

101
00:13:31,279 --> 00:13:34,949
کاپيتان کوئين, من هيچ مسئله
خصوصي با پسر عموم ندارم!

102
00:13:35,366 --> 00:13:38,703
ولي دوشيزه برادي, به نظر مي رسه مسئله مهمي
براي در ميون گذاشتن داريد؟

103
00:13:39,412 --> 00:13:43,875
خداي من , کاپيتان کوئين اون فقط يه پسر بچه س
و براي من بيشتر از طوطي يا سگم اهميت نداره

104
00:13:44,000 --> 00:13:45,043
واقعا!

105
00:13:45,251 --> 00:13:47,337
آيا شما عادت داريد تکه  ...

106
00:13:47,545 --> 00:13:51,382
... اي معني دار از لباستون رو به
طوطي يا سگتون بديد؟

107
00:13:51,925 --> 00:13:54,844
يعني من نمي تونم روبان گردنم را به پسر عموم بدم؟

108
00:13:55,553 --> 00:13:57,138
خواهش مي کنم دوشيزه!

109
00:13:57,555 --> 00:13:59,307
مثل خيلي ديگه از روبان هايي که داديد؟

110
00:14:01,309 --> 00:14:05,396
وقتي خانمي به آقايي هديه اي ميده وقتشه که
بقيه آقايون خودشون رو بکشند کنار.

111
00:14:05,396 --> 00:14:07,565
براي هر دوتون روز خوبي رو آرزو مي کنم.

112
00:14:07,649 --> 00:14:08,817
جک کوئين!

113
00:14:09,442 --> 00:14:10,819
اينجا چه خبر شده؟

114
00:14:10,819 --> 00:14:12,487
بهتون ميگم قربان!

115
00:14:12,654 --> 00:14:15,990
من ديگه از اين رفتار دوشيزه برادي
و رفتار شما ايرلندها خسته شدم

116
00:14:16,533 --> 00:14:17,659
چي شده؟

117
00:14:17,659 --> 00:14:21,538
يا شما را به رفتار ايرلندي ها عادت ميديم
يا خودمون ميشيم مثل شما اينگليسي ها

118
00:14:21,746 --> 00:14:25,083
اين عادت دوشيزه هاي اينگليسي نيست
که دو تا عاشق داشته باشند

119
00:14:25,416 --> 00:14:28,753
بنابراين آقاي برادي ازتون ممنون ميشم اگر
بدهي تون رو به من پرداخت کنيد

120
00:14:28,753 --> 00:14:32,090
و من ديگر هيچ ادعايي روي اين دختر جوان ندارم

121
00:14:32,173 --> 00:14:34,759
اگر ايشان از بچه مدرسه اي ها خوشش ميايد
اجازه بديد خوش باشند , آقا

122
00:14:34,676 --> 00:14:35,927
حتما داريد شوخي مي کنيد!

123
00:14:36,761 --> 00:14:38,513
تا حالا هرگز اينقدر جدي نبودم

124
00:14:40,598 --> 00:14:42,183
جان صبر کن

125
00:14:47,689 --> 00:14:49,691
بچه لوس بد اخلاق!

126
00:14:50,108 --> 00:14:52,193
تو در کار همه دخالت مي کني!

127
00:14:52,402 --> 00:14:57,532
به تو چه مربوطه که بياي اينجا و با نجيب زاده اي
که سالي 1500 سکه درآمد داره دعوا کني؟

128
00:15:52,045 --> 00:15:54,339
ردموند,پسرم, بشين

129
00:17:07,537 --> 00:17:10,748
خانم برادي و خانمها, لطفا توجه کنيد

130
00:17:12,417 --> 00:17:17,422
در خانواده من کمتر پيش اومده که به سلامتي
چيزي شراب بخوريم ...

131
00:17:17,338 --> 00:17:20,758
... و حالا خواهش مي کنم با تمام احترام و غرور

132
00:17:20,758 --> 00:17:25,054
به سلامتي کاپيتان کوئين و عروس جوانش خانم کوئين
دختر من و آرزوي عمر طولاني براي اونها.

133
00:17:31,853 --> 00:17:34,939
يالا ببوسش جک
تو صاحب بزرگترين گنج دنيا شدي

134
00:17:36,858 --> 00:17:38,193
زودباش جک

135
00:17:39,861 --> 00:17:41,196
زنده باد داماد!

136
00:17:50,205 --> 00:17:52,582
به سلامتي يک زندگي طولاني و پر سعادت در کنار يکديگر

137
00:17:52,874 --> 00:17:55,084
به سلامتي يک زندگي شاد در کنار يکديگر

138
00:17:55,710 --> 00:17:57,045
ممنونم

139
00:18:01,549 --> 00:18:02,592
ردموند!

140
00:18:13,728 --> 00:18:17,315
اين هم به سلامتي شما کاپيتان جان کوئين!

141
00:18:20,318 --> 00:18:24,364
ردموند, چطور جرات مي کني تو خونه من
چنين رفتاري! داشته باشي؟

142
00:18:24,572 --> 00:18:26,783
خانم برادي, بچه هارو ببريد بيرون

143
00:18:26,908 --> 00:18:29,577
کاپيتان کوئين عزيز, شما حالتون خوبه؟

144
00:18:38,962 --> 00:18:42,632
محض رضاي خدا بگو معني اين دعوا چيه؟

145
00:18:43,049 --> 00:18:44,092
حقيقت اينه قربان ...

146
00:18:44,175 --> 00:18:46,678
...که اين بوزينه جوان عاشق نورا شده

147
00:18:46,803 --> 00:18:50,140
او امروز کاپيتان و نورا رو در باغ ديد

148
00:18:50,056 --> 00:18:52,350
و اکنون به خون جک کوئين تشنه است

149
00:18:52,934 --> 00:18:56,688
آقاي برادي بايد به عرضتون برسونم
در اين خونه سخت به من توهين شده

150
00:18:57,355 --> 00:19:00,150
و بنده از وضعي که برايم پيش اومده
فوق العاده ناراضيم.

151
00:19:00,275 --> 00:19:03,194
من يک مرد اينگليسي هستم!
و مردي با کلي دارايي و عنوان!

152
00:19:04,320 --> 00:19:06,739
و براي مجازات گستاخي اين خوک جوان ...

153
00:19:06,739 --> 00:19:08,158
...اون بايد شلاق بخوره!

154
00:19:08,074 --> 00:19:11,202
هر زماني که آقاي کوئين جوياي تلافي باشند ...

155
00:19:11,286 --> 00:19:14,539
...مي تونند از من ردموند بري ارباب بريويل دعوت کنند

156
00:19:22,255 --> 00:19:23,923
من مي برمش خونه

157
00:19:31,848 --> 00:19:35,185
عجب روز خوبي درست کردي, ارباب ردموند

158
00:19:36,144 --> 00:19:38,646
شما خوب مي دونيد عموتون مشکل مالي داره ...

159
00:19:38,646 --> 00:19:43,109
... و در تلاشه که اين مشکل رو با سالي 1500 پوند که
کوئين وارد خانواده مي کنه رفع کنه

160
00:19:43,735 --> 00:19:48,531
کوئين قول داده 4000 پوند قرض عموي شما رو
پرداخت کنه

161
00:19:49,365 --> 00:19:51,576
اون داره با دختري ازدواج مي کنه که
حتي يک پني هم جهيزيه نداره

162
00:19:51,659 --> 00:19:56,331
...دختري که هر مردي را رو در اين منطقه ديده
خودش رو به اون چسبونده تا شوهر پيدا کنه.

163
00:19:56,873 --> 00:19:58,416
و همه از دستش پريدند

164
00:19:59,250 --> 00:20:03,963
و شما بايد مانند پدرتون به عموتون توجه کنيد

165
00:20:04,088 --> 00:20:05,131
من متوجه ام

166
00:20:05,840 --> 00:20:08,760
و اين پاسخ مهرباني هاي اون بود؟

167
00:20:08,968 --> 00:20:11,763
هنگامي که پدرتون مُرد مگه به شما پناه نداد؟

168
00:20:12,722 --> 00:20:17,185
مگر اون به شما و مادرتون يه خونه خوب
به صورت مجاني نداده؟

169
00:20:17,185 --> 00:20:19,604
هر چي بوده رو فراموش کن ...

170
00:20:20,522 --> 00:20:23,900
من با هر مردي که بخواد دست نورا بريدي
را بگيره مي جنگم

171
00:20:24,609 --> 00:20:28,279
اون رو حتي تا کليسا هم تعقيب خواهم کرد
و باهاش در اونجا مبارزه مي کنم

172
00:20:29,405 --> 00:20:32,033
يا خون اون رو ميريزم, يا خون خودم ريخته خواهد شد

173
00:20:36,788 --> 00:20:38,581
ايمان دارم که اين کار را مي کنيد!

174
00:20:39,541 --> 00:20:42,210
هرگز در طول زندگي جواني مثل شما نديدم.

175
00:20:43,461 --> 00:20:45,255
بذار ببوسمت, پسرم

176
00:20:48,466 --> 00:20:50,260
شما هم درست مثل من هستيد

177
00:20:50,885 --> 00:20:55,557
تا زماني که من زنده ام, شما به
هيچ دوست و پشتيباني نياز نداريد

178
00:20:57,767 --> 00:21:01,229
ممکنه پيغام من را براي کوئين ببري
و قرار ملاقات با اون بگذاري؟

179
00:21:03,898 --> 00:21:07,694
خوب اگر شما دستور ميديد بايد انجام بشه

180
00:22:14,219 --> 00:22:18,056
ببين ردموند, پسرم اين يک دوئل احمقانه است

181
00:22:18,973 --> 00:22:21,726
نورا هر طور شده با کوئين ازدواج مي کنه,
اين حرف من يادت باشه

182
00:22:22,644 --> 00:22:25,563
و هنگامي که عروسي کرد تو به کلي فراموشش مي کني

183
00:22:26,397 --> 00:22:30,568
تو هنوز يه پسر بچه اي و کوئين هم
حاضره از دوئل با تو چشم بپوشه

184
00:22:32,153 --> 00:22:33,279
درسته کوئين؟

185
00:22:34,948 --> 00:22:35,990
بله

186
00:22:39,661 --> 00:22:41,746
الان, دوبلين جاي خوبيه

187
00:22:42,872 --> 00:22:47,043
اگر مي خواي بري اونجا و براي يک ماهي
شهر رو بگردي

188
00:22:47,126 --> 00:22:49,963
من 10 سکه هم بهت هديه ميدم

189
00:22:51,840 --> 00:22:54,134
کاپيتان کوئين شما با اين شرايط قانع ميشيد؟

190
00:22:55,176 --> 00:22:58,721
بله اگر آقاي بري عذر خواهي ...
کنند و به دوبلين برند

191
00:22:59,139 --> 00:23:02,475
... فکر مي کنم تمام موضوع به صورت شرافتمندانه اي
فيصله خواهد يافت

192
00:23:09,023 --> 00:23:10,692
بگو که متاسفي, ردموند

193
00:23:12,694 --> 00:23:14,696
خيلي آسون مي توني بگي و تمومش کني

194
00:23:22,370 --> 00:23:23,621
من متاسف نيستم

195
00:23:26,374 --> 00:23:28,126
و هرگز عذر خواهي نخواهم کرد

196
00:23:31,254 --> 00:23:33,965
به جهنم خواهم رفت ولي به دوبلين نميرم

197
00:23:42,307 --> 00:23:45,560
پس با اين حساب چاره ديگه اي نيست

198
00:23:47,729 --> 00:23:49,063
خدا رحمتت کنه ردموند

199
00:23:53,902 --> 00:23:55,445
اين از تپانچه هاي من نيست.

200
00:23:56,279 --> 00:23:58,490
مشکلي نداره, از تپانچه هاي منه

201
00:23:59,073 --> 00:24:02,243
اگر به دور دوم رسيد مال خودت رو آماده مي کنم

202
00:24:05,163 --> 00:24:06,706
موفق باشي ردموند

203
00:24:19,219 --> 00:24:20,470
آقايون ...

204
00:24:23,807 --> 00:24:25,350
... سلاح هارو آماده کنيد

205
00:24:38,947 --> 00:24:40,281
آقايون ...

206
00:24:42,575 --> 00:24:44,118
... نشانه گيري کنيد

207
00:24:58,133 --> 00:24:59,134
يک ...

208
00:25:01,761 --> 00:25:02,804
دو ...

209
00:25:05,390 --> 00:25:06,558
سه ...

210
00:25:17,068 --> 00:25:18,236
اون مرده؟

211
00:25:22,615 --> 00:25:23,658
بله مرده

212
00:25:29,831 --> 00:25:32,834
اين روز تلخي براي فاميل ماست, ردموند بري

213
00:25:33,668 --> 00:25:35,962
تو سالي 1500 پوند به ما ضرر زدي

214
00:25:36,921 --> 00:25:39,591
الانم بهتره تا پليس نرسيده اينجارو ترک کني

215
00:25:39,424 --> 00:25:42,218
قبل از اينکه از روستا خارج بشيم اونها مي فهمند

216
00:25:43,470 --> 00:25:45,972
بيا ردموند, من تا خونه باهات ميام

217
00:26:09,120 --> 00:26:11,831
چقدر ممکن بود سرنوشت ...
ردموند متفاوت باشد؟

218
00:26:12,373 --> 00:26:14,876
... اگر او گرفتار عشق نورا نمي شد ...

219
00:26:15,168 --> 00:26:18,505
... و اگر شراب را به صورت کاپيتان کوئين نمي پاشيد

220
00:26:19,214 --> 00:26:21,633
ولي سرنوشت اين بود که آواره شود

221
00:26:22,467 --> 00:26:26,721
دوئل او با کوئين باعث شد در جواني عازم سفر شود

222
00:26:27,555 --> 00:26:29,349
... همان طور که خواهيد ديد

223
00:26:29,557 --> 00:26:33,520
ردموند بايد براي مدت کوتاهي هم که شده
بره جايي پنهان بشه

224
00:26:34,646 --> 00:26:36,731
دوبلين براي اون مناسب ترين جاست

225
00:26:36,731 --> 00:26:39,651
مي تونه اونجا بمونه
تا وقتي که آبها از آسياب بيوفته

226
00:26:39,651 --> 00:26:42,987
اما اين بچه تا حالا از خونه دور نبوده

227
00:26:43,822 --> 00:26:46,157
اينجا براش امن تر نيست؟

228
00:26:46,157 --> 00:26:49,244
کاش اينگونه بود زن عمو بل

229
00:26:49,244 --> 00:26:53,331
اما ممکنه الان مامورين قانون تو را باشند

230
00:26:53,957 --> 00:26:57,293
از اينجا تا دوبلين حدود پنج روز راهه

231
00:26:57,418 --> 00:27:00,004
هيچکس نمي فهمه که اونجاست

232
00:27:00,088 --> 00:27:03,258
من نمي خوام اين مسئله رو زياد بزرگ کنم

233
00:27:03,550 --> 00:27:07,720
ولي مي دونيد اگر دستگيرش کنند چه بلايي سرش ميارند؟

234
00:27:16,771 --> 00:27:18,273
من چيزيم نميشه

235
00:27:24,821 --> 00:27:27,115
تو دوبلين بلايي سرم نمياد مادر

236
00:27:58,480 --> 00:28:03,318
هيچ پسر بچه اي که براي اولين بار تنها سفر مي کند
و 20 سکه هم در جيب دارد ...

237
00:28:03,735 --> 00:28:05,069
...اين اندازه غمگين نيست

238
00:28:05,695 --> 00:28:09,157
بري همچنان که به سوي دوبلين مي رفت
زياد در فکر ...

239
00:28:09,157 --> 00:28:12,785
...مادر مهربان و خانه اي که در آن بزرگ شده بود نبود

240
00:28:13,495 --> 00:28:16,956
...بلکه بيشتر در فکر فردا و
عجايبي که در پيش داشت بود

241
00:28:30,178 --> 00:28:31,679
معذرت مي خوام, خانم

242
00:28:32,096 --> 00:28:34,766
ممکنه براتون يک ليوان آب به من بديد؟

243
00:28:40,438 --> 00:28:42,190
روز شما بخير مرد جوان

244
00:28:45,318 --> 00:28:46,361
روز بخير

245
00:28:53,243 --> 00:28:55,119
مي خواي به ما ملحق بشي تا مشروبي بخوريم؟

246
00:28:58,039 --> 00:28:59,624
نه, متشکرم

247
00:29:03,253 --> 00:29:05,338
ميل داريد چيزي بخوريد؟

248
00:29:07,715 --> 00:29:10,760
از لطفتون سپاس گذارم
اما بايد به راهم ادامه بدم

249
00:29:17,225 --> 00:29:18,393
ممنون

250
00:29:31,197 --> 00:29:32,240
خدانگهدار

251
00:30:22,081 --> 00:30:23,541
عذر مي خوام, آقا

252
00:30:25,960 --> 00:30:28,046
باز هم صبح بخير مرد جوان

253
00:30:32,383 --> 00:30:34,385
حتي فکرش را هم نکنيد

254
00:30:37,096 --> 00:30:38,973
از اسب پياده بشيد

255
00:30:46,147 --> 00:30:48,650
دستتون رو ببريد بالاي سرتون لطفا

256
00:30:49,901 --> 00:30:51,152
بيايد جلو

257
00:30:55,865 --> 00:30:56,825
بايستيد

258
00:31:01,079 --> 00:31:04,499
حالتون چطوره؟ من کاپيتان فيني هستم

259
00:31:07,836 --> 00:31:09,212
کاپيتان فيني!

260
00:31:09,337 --> 00:31:11,923
کاپيتان فيني , در خدمت شماست

261
00:31:12,841 --> 00:31:14,425
کاپيتان فيني راهزن؟

262
00:31:15,176 --> 00:31:16,427
خودشه

263
00:31:16,845 --> 00:31:19,430
اجازه مي خوام پسرم رو معرفي کنم ... سيموس؟

264
00:31:25,270 --> 00:31:27,856
افتخار آشنايي با چه کسي رو دارم؟

265
00:31:28,815 --> 00:31:30,608
اسم من ردموند بريِ

266
00:31:30,608 --> 00:31:32,360
حالتون چطوره آقاي بري؟

267
00:31:33,194 --> 00:31:37,782
و حالا با کمال تاسف بايد به قسمت ناخوشايند
آشنايي کوتاهمون برسيم

268
00:31:37,782 --> 00:31:42,162
برگرديد و دست هاتون رو بالاي
!سرتون بگذاريد لطفا

269
00:32:16,362 --> 00:32:19,073
بايد 20 سکه طلا اينجا باشه,پدر

270
00:32:21,493 --> 00:32:25,330
مرد جوان به نظر مياد وضع مالي شما خيلي خوبه
قربان

271
00:32:25,747 --> 00:32:29,501
کاپيتان فيني اين تمام پولي بود
که مادرم تو دنيا داشت

272
00:32:29,417 --> 00:32:31,085
ممکنه اجازه بديد نگهشون دارم؟

273
00:32:31,252 --> 00:32:33,880
خود من هم تحت تعقيب مامورين قانون هستم

274
00:32:34,005 --> 00:32:38,760
من يک افسر انگليسي رو توي يک دوئل کشتم
الان هم به دوبلين ميرم تا اوضاع کمي آروم تر شه

275
00:32:38,676 --> 00:32:39,844
آقاي بري ...

276
00:32:40,261 --> 00:32:43,348
...در اين حرفه
من از اين داستان ها زياد شنيدم

277
00:32:43,348 --> 00:32:47,352
داستان شما توي اين هفته از همه
تاسف برانگيز تر و مهيج تر بود

278
00:32:47,769 --> 00:32:50,688
با اين وجود
نمي تونم با تقاضاي شما موافقت کنم!

279
00:32:51,105 --> 00:32:53,274
اما بهتون ميگم ميخوام چيکار بکنم

280
00:32:53,274 --> 00:32:58,905
بهتون اجازه ميدم اون چکمه هاي عالي رو که
معمولا براي خودم برمي داشتم رو نگه داري

281
00:32:59,531 --> 00:33:02,367
از اينجا تا شهر بعدي تنها 5 مايل راهه

282
00:33:02,659 --> 00:33:05,161
و پيشنهاد مي کنم همين حالا راه بيافتيد

283
00:33:05,036 --> 00:33:07,372
ممکنه اجازه بديد اسبم رو بردارم؟

284
00:33:07,789 --> 00:33:09,541
دلم مي خواست اين لطف رو در حقتون بکنم

285
00:33:09,624 --> 00:33:14,212
...اما با حرفه اي که ما داريم مجبوريم سريع تر از
مشتري هامون حرکت کنيم!

286
00:33:14,546 --> 00:33:16,005
روز خوش, مرد جوان

287
00:33:30,311 --> 00:33:32,897
حالا ديگه مي تونيد دستهاتون رو بياريد پايين آقاي بري!

288
00:34:03,428 --> 00:34:08,349
هنگ دوم پياده به فرماندهي ژنرال چارلز گيل ...

289
00:34:08,766 --> 00:34:13,271
که در آسيب هاي اخير با کمال افتخار
و در نهايت جانبازي

290
00:34:13,563 --> 00:34:17,442
... به ميهن خدمت کرده به عده اي مرد احتياج دارد
تا جاي کهنه سواران از کار افتاده را که ...

291
00:34:17,442 --> 00:34:22,197
... ديگر توان جنگ ندارند بگيرند و تا پايان عمر
روزي يک شيلينگ دستمزد دريافت کنند

292
00:34:22,947 --> 00:34:26,201
از تمام مردان جواني که آزاد و بي نقص هستند

293
00:34:26,367 --> 00:34:30,663
... و مي خواهند با حمل اسلحه مانند نجيب زادگان شوند

294
00:34:30,455 --> 00:34:34,542
... دعوت مي کنيم که با کمال شجاعت قدم جلو بگذارند
و با افسر ما صحبت کنند ...

295
00:34:35,043 --> 00:34:38,379
... به شما اطمينان داده خواد شد که در ارتش در حد
لياقتي که نشان خواهيد داد با شما رفتار خواهد شد

296
00:34:38,296 --> 00:34:41,716
و از هيچ گونه تشويقي دريغ نخواهيم کرد

297
00:34:42,342 --> 00:34:46,221
آنهايي که در ارتش ثبت نام کنند بلافاصله

298
00:34:46,304 --> 00:34:49,724
يک سکه و نيم پاداش اعليحضرت را دريافت خواهند کرد

299
00:34:49,974 --> 00:34:53,061
البته به انضمام تمام لباس ها , سلاح و تجهيزات

300
00:34:54,229 --> 00:34:57,065
زنده باد پادشاه جورج و انگلستان تا ابد

301
00:35:09,869 --> 00:35:11,955
براي مرد جواني که وضع مالي خوبي نداشت ...

302
00:35:12,163 --> 00:35:17,085
... مردي را در دوئل کشته بود و مي خواست
از دست قانون بگريزد

303
00:35:17,502 --> 00:35:20,839
فرصت شرکت در جنگهاي اروپا ...

304
00:35:20,922 --> 00:35:23,216
به نظر دستيابي به خوشبختي مي نماياند

305
00:35:24,175 --> 00:35:28,346
و پادشاه جورج آنقدر نيرو احتياج داشت که
برايش مهم نبود آنها کيستند و از کجا آمده اند

306
00:35:48,032 --> 00:35:49,909
هي, پسر! `پسر

307
00:35:52,412 --> 00:35:55,540
ممکنه يک ليوان ديگه بهم بديد؟
اين يکي پر از چربي و کثافتِ

308
00:36:06,468 --> 00:36:11,055
پر از چربي! به اين مرد جوان حوله تميز
و يک کاسه سوپ لاکپشت بدهيد

309
00:36:45,799 --> 00:36:49,135
اگر مي خواي اذيتش کني درباره ي زنش بپرس

310
00:36:49,135 --> 00:36:51,346
اون يک رختشوره و کتکش ميزنه ...

311
00:36:51,763 --> 00:36:56,017
آقا تول, شنيدم حوله هاي اينارو زن شما شسته

312
00:36:56,100 --> 00:36:58,937
ميگن اغلب صورت شمارو با يکي از اونها خشک مي کنه

313
00:37:00,396 --> 00:37:04,025
ازش بپرس چرا ديروز که زنش اومده بود اينجا
نرفت اون رو ببنيه

314
00:37:04,150 --> 00:37:08,613
آقاي تول چرا وقتي خانم تول به ديدن شما اومدن
رفتيد قايم شديد؟

315
00:37:08,613 --> 00:37:10,824
نکنه ترسيديد که بهتون سيلي بزنه؟

316
00:37:16,037 --> 00:37:20,834
آقايون اگر مايليد دعوا کنيد بايد با مشت مبارزه کنيد

317
00:37:21,376 --> 00:37:24,045
براي اين کار ما اينجا قوانيني داريم

318
00:37:35,431 --> 00:37:38,059
آقايون بيايد اينجا لطفا

319
00:37:45,024 --> 00:37:46,151
با هم دست بديد

320
00:37:47,527 --> 00:37:48,653
دست بده

321
00:37:49,612 --> 00:37:51,281
آماده براي مبارزه

322
00:37:53,908 --> 00:37:56,161
گاز, لگد و چنگ زدن ممنوع

323
00:37:56,161 --> 00:37:58,913
هرکس بيشتر رو پا بايسته برنده اعلام ميشه

324
00:37:59,330 --> 00:38:02,750
آقايون مبارزه رو شروع کنيد, حالا

325
00:40:21,973 --> 00:40:25,393
آموزش نظامي بري در اردوگاه دن لري ادامه يافت

326
00:40:25,477 --> 00:40:30,315
و در عرض يک ماه به صورت يک سرباز
کامل و ورزيده در آمد

327
00:40:31,441 --> 00:40:35,612
قدرت نظامي هنگ به خاطر ورود افراد ...

328
00:40:35,487 --> 00:40:37,822
جديد و تازه نفس روز به روز بيشتر ميشه

329
00:40:37,906 --> 00:40:42,076
...آنها خود را آماده مي کردند تا به آلمان بروند
و به ارتش بپيوندند

330
00:40:44,245 --> 00:40:45,622
تصادفا روزي ...

331
00:40:45,622 --> 00:40:50,335
در يک رژه کاپيتان گروگان ...
که در آن دوئل خطرناک بود

332
00:40:50,710 --> 00:40:52,170
...ظاهر شد

333
00:41:10,522 --> 00:41:14,526
اگر مي دونستيم چه بلايي سرت اومده آروم ميشديم

334
00:41:15,652 --> 00:41:18,446
فکر نکردي يک نامه براي مادرت بنويسي؟

335
00:41:21,991 --> 00:41:23,159
چرا مي خواستم

336
00:41:25,119 --> 00:41:27,956
اما چون پولي که بهم داده بود و  ...

337
00:41:29,124 --> 00:41:31,292
... شمشير و تپانچه پدرم

338
00:41:33,044 --> 00:41:34,963
رو گم کرده بودم خجالت مي کشيدم

339
00:41:36,506 --> 00:41:39,300
مي دوني که اون به اين چيزها اهميتي نميده

340
00:41:39,425 --> 00:41:41,219
اون فقط نگران تو بود

341
00:41:41,719 --> 00:41:45,181
امشب بايد براش يک نامه بنويسيد

342
00:41:45,181 --> 00:41:48,726
بهش بگو حالت خوبه و در ارتش ثبت نام کردي

343
00:41:51,187 --> 00:41:52,230
مي نويسم

344
00:42:00,822 --> 00:42:02,240
حال دوشيزه برادي چطوره؟

345
00:42:07,871 --> 00:42:10,498
الان در فاميل شش تا دوشيزه برادي داريم

346
00:42:13,751 --> 00:42:15,920
براي نورا اتفاقي افتاده؟

347
00:42:18,214 --> 00:42:21,426
اون از رفتن تو ناراحت شد ...

348
00:42:22,385 --> 00:42:25,430
...پس خودش رو با پيدا کردن شوهر آروم کرد

349
00:42:26,014 --> 00:42:29,350
اون الان خانم جان کوئين شده

350
00:42:33,229 --> 00:42:34,606
خانم جان کوئين؟

351
00:42:36,357 --> 00:42:38,234
مگر اونجا جان کوئين ديگه اي هم بود؟

352
00:42:38,943 --> 00:42:39,903
نه

353
00:42:40,028 --> 00:42:43,448
فقط همون بود پسرم
اون نجات پيدا کرد

354
00:42:45,658 --> 00:42:50,872
شليک تو بهش اصابت کرد ولي بهش آسيبي نرسوند
چون گلوله از کتان بود!

355
00:42:52,290 --> 00:42:53,374
کتان؟

356
00:42:55,752 --> 00:43:00,006
برادي ها نمي تونستن بهت اجازه بدن که به
راحتي 1500 سکه در سال رو از فاميل بگيري!

357
00:43:01,716 --> 00:43:06,513
نقشه دوئل رو براي اين کشيدند که تو رو از سر راه بردارند

358
00:43:07,138 --> 00:43:10,058
کوئين نامرد از ترس تو ...

359
00:43:10,141 --> 00:43:11,893
... ازدواج کنه

360
00:43:11,893 --> 00:43:14,938
اما شليک شما حقيقتا کار خودش رو کرد پسرم

361
00:43:15,563 --> 00:43:18,066
با يک تکه بزرگ از کتان مرغوب

362
00:43:19,651 --> 00:43:22,862
اون خيلي وحشت زده شده بود و يک ساعتي
طول کشيد تا حالش خوب بشه

363
00:43:26,741 --> 00:43:28,493
پول لازم داري؟

364
00:43:30,787 --> 00:43:35,250
نزديک بودن به تو باعث شد تا  200 سکه
از عموت بگيرم

365
00:43:35,917 --> 00:43:38,837
مي توني همش رو ازم بخواي

366
00:43:43,091 --> 00:43:48,304
ممکنه بزرگترين فيلسوف ...
و مورخ لازم باشه تا بتونه

367
00:43:48,096 --> 00:43:52,058
درباره هفت سال جنگ معروف در اروپا ...

368
00:43:52,267 --> 00:43:55,186
و اينکه الان "بري" در کدوم
هنگ در راهه توضيح بده

369
00:43:56,437 --> 00:44:00,275
بگذاريد به گفتن اين بسنده کنيم که
انگلستان و پروس با هم متحد شده بودند

370
00:44:00,483 --> 00:44:01,943
... و در حال جنگ بر عليه

371
00:44:02,068 --> 00:44:06,114
... فرانسه, سوئد, روسيه و اتريش بودند

372
00:44:20,545 --> 00:44:22,380
اولين بار که "بري" طعم جنگ را چشيد

373
00:44:22,297 --> 00:44:26,259
... نزاع کوچکي بود با مردان فرانسوي که

374
00:44:26,259 --> 00:44:28,970
... باغي را در کنار جاده اي اشغال کرده بودند

375
00:44:28,970 --> 00:44:33,057
... که قرار بود ارتش انگلستان چند ساعت بعد از آنجا بگذرد

376
00:44:34,309 --> 00:44:37,812
با اينکه اين نبرد کوچک در هيچ کتاب تاريخي ثبت نشده ...

377
00:44:37,937 --> 00:44:40,982
... اما براي آنان که در آن شرکت داشتند فراموش نشدني بود

378
00:47:02,791 --> 00:47:05,585
فقط 100 سکه برام باقي مونده که ميدم به شما

379
00:47:06,211 --> 00:47:08,630
... چون بقيه شو ديشب توي قمار باختم

380
00:47:12,675 --> 00:47:15,887
من را ببوس پسرم
چون ديگه هرگز همديگه رو نمي بينيم

381
00:47:49,087 --> 00:47:53,758
اين آسان است که انسان راحت در خانه بر روي صندلي
بنشيند و درباره جنگهاي افتخار آميز رويا بافي کند

382
00:47:54,676 --> 00:47:57,846
ولي براي کسي که براي بار اول مي بينتش بسيار متفاوت تره

383
00:47:59,097 --> 00:48:04,269
بعد از مرگ دوستش, بري ديگه
دنبال کسب افتخارات جنگي نبود

384
00:48:04,811 --> 00:48:07,522
... و به فکر فرار از خدمت نظام افتاد

385
00:48:07,605 --> 00:48:10,441
... در حالي که هنوز 6 سال از خدمت او
باقي مانده بود

386
00:48:24,414 --> 00:48:27,333
نجيب زادگان ممکن است از زمان شواليه ها صحبت کنند

387
00:48:28,042 --> 00:48:32,338
... اما فراموش نکنيم که آنها رهبري مشتي زارعِ غارتگر
تخم مرغ دزد و جيب بر را بر عهده داشتند

388
00:48:33,298 --> 00:48:37,969
بسيار جاي تاسف است که پادشاهان و جنگجويان در زمان جنگ

389
00:48:38,178 --> 00:48:41,306
...جنايات فجيعي را در دنيا مرتکب شدند.

390
00:48:51,107 --> 00:48:54,986
يک مرد جوان نمي تواند ... خود را
در شرايط وخيمي که ...

391
00:48:54,986 --> 00:48:57,489
...بري خود را در آن گرفتار بود تصور کند

392
00:48:58,072 --> 00:49:02,076
اما سرنوشت مقدر نکرده بود که او بيشتر از اين
يک سرباز انگليسي بماند

393
00:49:02,660 --> 00:49:04,329
يک اتفاق تصادفي ...

394
00:49:04,579 --> 00:49:08,333
باعث شد که او خدمت نظام را رها کند

395
00:49:36,694 --> 00:49:41,157
فردي اميدوارم از دست من عصباني نشي, ولي

396
00:49:41,449 --> 00:49:45,203
يه چيزي مي خوام بهت بگم که ممکنه زياد
خوشحال نشي

397
00:49:46,454 --> 00:49:47,705
بگو چيه؟

398
00:49:47,705 --> 00:49:51,459
اول بايد قول بدي که عصباني نشي
و جلوي خودت رو بگيري

399
00:49:52,127 --> 00:49:56,714
جاناتان اينقدر خر بازي در نيار!
تو از هر چيز کوچيکي يه معما مي سازي

400
00:49:57,006 --> 00:49:58,550
حالا چي شده؟

401
00:49:59,801 --> 00:50:01,803
بايد دوباره مدتي ازت دور شم

402
00:50:02,637 --> 00:50:04,305
براي تقريبا دو هفته

403
00:50:04,806 --> 00:50:07,851
اوه خداي من, جدي که نمي گي؟

404
00:50:08,476 --> 00:50:12,230
چرا جدي ميگم
هيچ کاري هم از دستم بر نمياد

405
00:50:13,148 --> 00:50:14,732
اين بار کجا مي فرستنت؟

406
00:50:15,150 --> 00:50:19,654
به برمَن, بايد چند تا پيغام مهم
براي شاهزاد هنري ببرم

407
00:50:20,655 --> 00:50:25,076
ولي آخرين بار قول دادي که ديگه تکرار نميشه

408
00:50:25,368 --> 00:50:29,247
مي دونمو و سر حرفم هم هستم
ولي اونها اصرار دارند

409
00:50:29,747 --> 00:50:33,418
که من تنها کسي هستم که توان رفتن به
اين سفر رو داره

410
00:50:33,168 --> 00:50:38,089
اين همان فرصت طلايي بود که بري براي فرار به دنبالش مي گشت

411
00:50:39,007 --> 00:50:44,554
از ميان جنگل تا منطقه اي که پروسي ها بودند
چند ... مايل بيشتر راه نبود

412
00:50:45,180 --> 00:50:47,891
...اونيفرم و اوراق اين افسر به او اين اجازه را ميداد

413
00:50:47,765 --> 00:50:50,810
که بدون اينکه کسي به وي شک کند
از آنجا عبور کند

414
00:50:50,935 --> 00:50:55,190
... و قبل از اينکه خبر فرارش پخش شود جاي
امني پيدا کند

415
00:50:56,024 --> 00:50:58,526
پس مي تونيم اين لحظات کوتاه رو با هم باشيم

416
00:50:59,360 --> 00:51:00,945
داري با من بهم مي زني؟

417
00:51:02,489 --> 00:51:06,451
لعنت به تو, مي دوني که من مدت زيادي بدون تو
نمي تونم زندگي کنم

418
00:51:08,453 --> 00:51:09,871
اوه, جاناتان ...

419
00:51:10,705 --> 00:51:14,375
...حالا دارم مي فهمم که چقدر برام اهميت داري

420
00:51:14,459 --> 00:51:17,921
و چقدر زندگيم بدون تو بي معني ميشه

421
00:51:18,338 --> 00:51:19,464
فردريک!

422
00:51:43,488 --> 00:51:48,910
بري از ديدن اونيفرم سفيد و آبي
پياده نظام پروسها خيلي خوشحال بود

423
00:51:50,036 --> 00:51:54,207
که او را در خارج از سرزمين اشغال شده
توسط انگلستان مي بينند

424
00:52:00,672 --> 00:52:03,258
او تمايل زيادي براي رفتن به هلند داشت ...

425
00:52:03,383 --> 00:52:06,928
...که تقريبا تنها کشور بي طرف آن زمان در اروپا بود

426
00:52:07,345 --> 00:52:10,056
...و پس از آن بايد از هر راهي به خانه باز مي گشت

427
00:52:11,099 --> 00:52:12,559
همانطور که او پيش مي رفت ...

428
00:52:12,851 --> 00:52:16,020
بيشتر حس مي کرد که در راه درستي گام برداشته

429
00:52:16,604 --> 00:52:20,775
و تصميم گرفت که ديگر هرگز از مقام
نجيب زادگي افول نکند

430
00:52:39,878 --> 00:52:41,212
معذرت مي خوام, خانم

431
00:52:42,297 --> 00:52:43,298
بله

432
00:52:43,840 --> 00:52:44,883
روز بخير

433
00:52:45,800 --> 00:52:46,885
روز بخير

434
00:52:48,845 --> 00:52:50,388
شما مي تونيد انگليسي صحبت کنيد؟

435
00:52:53,141 --> 00:52:55,310
يکم بلدم

436
00:52:58,563 --> 00:53:02,484
من تمام روز هيچ غذايي نخوردم

437
00:53:03,568 --> 00:53:06,988
آيا اين حوالي مهمانخانه اي هست که
بتونم اونجا مقداري غذا بخورم؟

438
00:53:08,990 --> 00:53:11,159
نه ... فکر نمي کنم

439
00:53:12,911 --> 00:53:17,499
اين اطراف تا گوتنبرگ هيچ مهمانخانه اي نيست

440
00:53:21,085 --> 00:53:22,754
شما اين نزديکي زندگي مي کنيد؟

441
00:53:26,090 --> 00:53:27,091
بله

442
00:53:30,428 --> 00:53:35,767
ممکنه ... به من غذا بديد؟
خوشحال ميشم اگر بتونم پولش رو هم به شما بدم

443
00:53:39,521 --> 00:53:40,772
گمونم بتونم

444
00:54:06,005 --> 00:54:08,091
اين کوچولو دختره يا پسر؟

445
00:54:08,925 --> 00:54:09,968
يه پسره

446
00:54:13,221 --> 00:54:14,556
اسمش چيه؟

447
00:54:14,639 --> 00:54:15,723
پيتر

448
00:54:17,142 --> 00:54:18,393
و چند سالشه؟

449
00:54:19,644 --> 00:54:21,229
اون يک سالشه

450
00:54:24,899 --> 00:54:26,568
پدر پيتر کجاست؟

451
00:54:28,820 --> 00:54:31,322
الان کجاست؟

452
00:54:32,991 --> 00:54:34,075
بله

453
00:54:35,493 --> 00:54:36,870
اون در جنگِ

454
00:54:41,875 --> 00:54:43,668
چند وقته که رفته جنگ؟

455
00:54:46,337 --> 00:54:49,382
ببخشيد ... متوجه نشدم چي گفتيد

456
00:54:50,341 --> 00:54:51,176
چي؟

457
00:54:55,013 --> 00:54:57,015
اوه! خيلي وقته

458
00:54:58,141 --> 00:55:00,226
از فصل بهار

459
00:55:06,065 --> 00:55:08,359
تنهايي بايد خيلي براتون سخت باشه

460
00:55:12,447 --> 00:55:13,448
همينطوره

461
00:55:19,412 --> 00:55:22,874
و براي شما هم جنگ بايد خيلي خطرناک باشه

462
00:55:27,962 --> 00:55:30,256
من يک افسرم و بايد وظيفه م رو انجام بدم

463
00:55:40,475 --> 00:55:42,227
شما هم بعضي وقتها ...

464
00:55:42,477 --> 00:55:43,812
تنهاييد؟

465
00:55:46,648 --> 00:55:47,774
بعضي وقتها

466
00:56:05,416 --> 00:56:08,086
گفتيد اسمتون چيه؟

467
00:56:10,088 --> 00:56:11,673
ستوان فيکنهام

468
00:56:12,799 --> 00:56:14,759
نه, منظورم ...

469
00:56:15,093 --> 00:56:18,221
اسم قبل از فيکنهامِ

470
00:56:19,889 --> 00:56:21,266
اسم کوچکم؟

471
00:56:22,600 --> 00:56:24,269
جاناتان

472
00:56:28,940 --> 00:56:30,441
جاناتان دلتون مي خواد ...

473
00:56:30,441 --> 00:56:32,110
با من بمونيد؟

474
00:56:32,694 --> 00:56:36,030
براي چند روز, يا چند ساعت؟

475
00:56:39,784 --> 00:56:41,578
از اين بهتر چي ممکنه

476
00:57:12,442 --> 00:57:14,736
خدانگهدار, ليشن زيباي من

477
00:57:21,493 --> 00:57:23,995
خدانگهدار ردموند

478
00:57:27,165 --> 00:57:28,416
دوست دارم

479
00:57:28,583 --> 00:57:29,751
دوست دارم

480
00:57:31,628 --> 00:57:33,171
مراقب خودت باش

481
00:57:37,759 --> 00:57:39,260
خدا به همراهت

482
00:57:44,349 --> 00:57:48,102
زني که قلب خود را در گرو جواني اونيفرم پوش
مي گذارد ...

483
00:57:48,853 --> 00:57:51,940
... بايد آماده باشد که زود به زود
معشوقش را عوض کند

484
00:57:52,065 --> 00:57:54,359
وگرنه زندگي او مملو از غم و اندوه خواهد شد

485
00:57:56,236 --> 00:58:00,198
قلب ليشن نيز مانند خيلي از شهرهاي اطراف

486
00:58:00,824 --> 00:58:06,121
بارها مورد هجوم و اشغال قرار گرفته بود
قبل از اينکه بري به آن راه يابد

487
00:58:31,271 --> 00:58:34,065
در طول 5 سال جنگ ...

488
00:58:34,816 --> 00:58:39,487
فردريک کبير چنان مردان جنگي خود را خسته کرده بود

489
00:58:39,821 --> 00:58:42,240
که مجبور شد از سربازان بي تجربه و تازه نفس استفاده کند

490
00:58:42,657 --> 00:58:46,077
سربازاني که از هيچ جنايتي از جمله آدم ربايي
رو گردان نبودند

491
00:58:46,161 --> 00:58:51,166
فردريک آنها را براي کشته شدن در برابر توپ هاي
دشمن آماده مي کرد

492
00:59:23,198 --> 00:59:24,532
عصر بخير قربان

493
00:59:26,201 --> 00:59:30,622
من کاپيتان پتزورف هستم
ممکنه بپرسم افتخار هم صحبتي با چه کسي را دارم؟

494
00:59:31,623 --> 00:59:35,627
عصر بخير قربان. من ستوان فيکنهام از
هنگ پياده نظام گيل هستم

495
00:59:35,919 --> 00:59:37,378
از آشنايي شما خوشبختم

496
00:59:38,838 --> 00:59:41,132
کمکي از دست ما براي شما بر مياد, ستوان؟

497
00:59:42,175 --> 00:59:46,471
ممنون کاپيتان, ولي من چند پيام فوري دارم که بايد
زودتر اونها را برسونم

498
00:59:47,305 --> 00:59:48,848
ممکنه مقصد شما را بپرسم؟

499
00:59:50,809 --> 00:59:52,185
برمن

500
00:59:54,270 --> 00:59:57,732
اين طور که پيداست شما راه رو گم کرده ايد, ستوان

501
00:59:57,607 --> 00:59:59,901
چون برمن درست در جهت مقابل قرار داره

502
00:59:59,901 --> 01:00:01,069
شما مطئنيد کاپيتان؟

503
01:00:01,069 --> 01:00:01,986
بله

504
01:00:03,988 --> 01:00:05,532
نمي دونيد تو چه وضعي گير کردم

505
01:00:06,157 --> 01:00:11,788
سفر من اونقدر ناگهاني بود که افسر من يادش رفت
نقشه هاي منطقه رو در اختيارم قرار بده

506
01:00:12,413 --> 01:00:13,748
البته, درک مي کنم

507
01:00:16,501 --> 01:00:19,504
اميدوارم ناراحتتون نکنم ستوان ...

508
01:00:20,004 --> 01:00:22,757
ولي ممکنه ازتون بپرسم اوراق هويت همراهتون
هست يا نه؟

509
01:00:24,926 --> 01:00:26,177
بله که هست

510
01:00:27,929 --> 01:00:29,305
اجازه ميديد اونها رو ببينم؟

511
01:00:32,433 --> 01:00:33,601
البته

512
01:00:39,440 --> 01:00:40,567
متشکرم

513
01:00:54,539 --> 01:00:58,710
خيلي ازتون ممنونم ستوان
اميدوارم باعث ناراحتيتون نشده باشم

514
01:00:59,210 --> 01:01:00,378
به هيچ وجه

515
01:01:02,797 --> 01:01:05,717
خب حالا که مقصد هر دو ما يکي هست ...

516
01:01:06,426 --> 01:01:11,014
باعث افتخار من ميشه اگر اجازه بديد
امشب شام رو با هم بخوريم ...

517
01:01:11,431 --> 01:01:13,641
و من يک نقشه کامل براي شما تهيه مي کنم؟

518
01:01:16,144 --> 01:01:20,815
از لطف شما متشکرم کاپيتان و با کمال افتخار
دعوت شما رو قبول مي کنم

519
01:01:43,671 --> 01:01:46,341
از بَري پذيرايي گرمي به عمل آمد ...

520
01:01:47,091 --> 01:01:49,803
و هزاران سوال درباره انگلستان از او شد

521
01:01:50,220 --> 01:01:54,933
بَري هم بهترين جوابهايي که مي توانست داد
و هزاران قصه از خودش اختراع کرد

522
01:01:56,351 --> 01:01:58,770
درباره وضع مملکت, شاه و وزرا توضيح داد ...

523
01:01:59,187 --> 01:02:02,857
ادعا کرد که سفير بريتانيا در برلين عموي او بوده

524
01:02:03,024 --> 01:02:06,194
حتي مي خواست توصيه نامه اي به پتزروف بدهد

525
01:02:07,737 --> 01:02:10,782
به نظر مي رسيد که ميزبانش از داستانهاي او لذت مي برد

526
01:02:11,366 --> 01:02:17,539
ولي در عين حال زيرکانه بَري را ...
سوال پيچ مي کرد

527
01:02:17,539 --> 01:02:18,790
و از او تعريف کرد

528
01:02:18,790 --> 01:02:22,127
بايد من رو ببخشيد ولي من اطلاعات کمي
از کشور شما ... بريتانيا دارم

529
01:02:23,044 --> 01:02:25,964
بجز اينکه شما ... شجاع ترين مردم دنيا هستيد

530
01:02:25,880 --> 01:02:29,134
و ما خيلي خوش شانسيم که در اين جنگ با شما متحد شديم

531
01:02:30,885 --> 01:02:32,554
ستوان فيکنهام ...

532
01:02:33,388 --> 01:02:37,225
بيائيد به سلامتي دو ملت بزرگ خودمون بنوشيم

533
01:02:38,810 --> 01:02:40,812
به سلامتي دو ملت بزرگ ما

534
01:03:00,832 --> 01:03:05,003
شما چقدر خوشبخت هستيد که فردا ميريد به برمَن

535
01:03:06,254 --> 01:03:09,174
من زني رو اونجا مي شناسم که در اروپا نظير نداره

536
01:03:11,342 --> 01:03:13,428
ممکنه ازتون بخوام نامه از از طرف من براش ببريد؟

537
01:03:15,096 --> 01:03:16,264
حتما

538
01:03:16,681 --> 01:03:20,101
راستي شما براي چه کسي پيام مي بريد؟

539
01:03:23,229 --> 01:03:24,772
ژنرال ويليامسون

540
01:03:27,275 --> 01:03:28,776
ژنرال ويليامسون؟

541
01:03:31,279 --> 01:03:34,365
ژنرال پرسوال ويليامسون؟

542
01:03:36,284 --> 01:03:37,535
بله خودشه

543
01:03:50,340 --> 01:03:52,217
اين مرد رو توقيف کنيد

544
01:03:56,596 --> 01:04:00,141
چرا توقيف؟ کاپيتان پتزورف, قربان ...

545
01:04:00,642 --> 01:04:02,560
... من يک افسر اينگليسي هستم

546
01:04:03,144 --> 01:04:05,980
شما يک دروغگوي شارلاتان هستيد

547
01:04:07,023 --> 01:04:08,483
شما از ارتش فرار کرديد

548
01:04:09,818 --> 01:04:13,988
امروز صبح به شما مشکوک شدم
و دروغ هاي شما مطمئنم کرد

549
01:04:15,073 --> 01:04:19,327
شما با کمال وقاحت ادعا مي کنيد براي ژنرالي پيام مي بريد
که ده ماه قبل مرده

550
01:04:20,161 --> 01:04:23,081
شما ميگين سفير بريتانيا در برلين ...

551
01:04:22,997 --> 01:04:26,084
عموي شماست
و اسم مسخره اگريدي رو هم داره

552
01:04:27,460 --> 01:04:31,005
حالا حاضريد به ارتش ملحق بشيد و جايزه بگيريد
با اينکه بريد زندان؟

553
01:04:35,677 --> 01:04:37,053
به ارتش مي پيوندم

554
01:04:40,807 --> 01:04:44,978
وضع ارتش پروس به مراتب از
انگلستان اسف بار تر بود

555
01:04:45,812 --> 01:04:49,858
زندگي سربازان ساده وحشتناک بود

556
01:04:51,776 --> 01:04:56,531
مرتبا آنها را تنبيه مي کردند
و هر افسري مجاز بود آنها را تنبيه کند.

557
01:04:58,450 --> 01:05:02,370
براي خطاهاي بي اهميت آنها را با دستکش هاي
آهني کتک مي زدند

558
01:05:03,455 --> 01:05:08,209
و براي خطاهاي جدي تر مجازات قطع عضو يا مرگ
صادر مي شد

559
01:05:16,801 --> 01:05:20,555
در پايان جنگ هاي هفت ساله ارتشي ...

560
01:05:20,638 --> 01:05:26,478
که به بالاترين نظم شهرت داشت به دست پروس افتاده بود

561
01:05:26,686 --> 01:05:28,897
اما تعداد زيادي از اين افسران ...

562
01:05:29,606 --> 01:05:32,400
از طبقه پايين جامعه بودند ...

563
01:05:32,942 --> 01:05:36,696
و از تمام کشورهاي اروپا قرض و يا دزديده شده بودند

564
01:05:38,156 --> 01:05:42,744
بنابراين بَري در بدترين ... شرايط زندگي قرار گرفت

565
01:05:43,578 --> 01:05:48,583
و بزودي فوت و فن هرگونه کار خلاف را آموخت

566
01:07:46,284 --> 01:07:47,452
کمک

567
01:07:48,203 --> 01:07:50,288
منو از اينجا بکش بيرون

568
01:09:07,449 --> 01:09:12,537
نطق سرهنگ مبني بر اين بود که امپراتور مراتب
رضايت خاطرش را ...

569
01:09:12,454 --> 01:09:15,957
به سربازان فداکار جبهه آدرُف ابلاغ ميکرد

570
01:09:15,957 --> 01:09:21,296
و شجاعت سرجوخه بَري در مورد نجات کاپيتان پُتزرف

571
01:09:21,713 --> 01:09:25,967
به قدري مورد توجه قرار گرفت که او
دو سکه طلا پاداش دريافت کرد

572
01:09:31,222 --> 01:09:34,851
سرجوخه بَري هشت قدم به پيش

573
01:09:35,477 --> 01:09:36,644
قدم رو ...!

574
01:09:49,032 --> 01:09:50,283
سرجوخه بَري

575
01:09:55,163 --> 01:09:58,416
شما سرباز شجاعي هستيد و ظاهرا از يک خانواده خوب ...

576
01:09:58,750 --> 01:10:01,336
اما تنبل هرزه و بي انضباط هستيد

577
01:10:01,961 --> 01:10:04,172
وجود شما توهيني است به بشريت

578
01:10:04,672 --> 01:10:08,843
و با وجود استعداد و شجاعتي که داريد تصور نمي کنم
به هيچ دردي بخوريد

579
01:10:11,763 --> 01:10:14,766
اميدوارم جناب سرهنگ درباره من اشتباه کرده باشند

580
01:10:15,517 --> 01:10:20,104
اين درسته که من با آدمهاي بدي معاشرت داشتم
ولي همون کاري را کردم که سربازهاي ديگه کردند

581
01:10:20,522 --> 01:10:23,942
من هرگز يک دوست خوب يا يک حامي نداشتم

582
01:10:23,858 --> 01:10:26,569
تا نشون بدم کارهاي بهتري هم از دستم بر مياد

583
01:10:27,403 --> 01:10:30,740
ممکنه جناب سرهنگ بفرمايند که من آدم بدي هستم
و من را با شيطان مقايسه کنند

584
01:10:30,949 --> 01:10:34,619
ولي اگر لازم باشه به شيطان تعظيم مي کنم
تا بتونم بيشتر به هنک خدمت کنم

585
01:10:37,831 --> 01:10:41,167
سرجوخه بَري به جاي خود

586
01:10:51,386 --> 01:10:56,307
جنگ تمام شد و هنگ بَري به پايتخت منتقل شد

587
01:10:58,393 --> 01:11:03,982
از مدتي پيش او کاملا مورد توجه کاپيتان
پتزورف قرار گرفته بود

588
01:11:04,524 --> 01:11:07,986
اطمينان او باعث شد در مسيري قرار گيرد
که زندگيش عوض شود

589
01:11:17,454 --> 01:11:18,830
صبح بخير ردموند

590
01:11:18,913 --> 01:11:20,582
صبح بخير کاپيتان پتزورف

591
01:11:21,541 --> 01:11:26,212
مايلم با عموي من هروان پتزورف رئيس پليس آشنا شي

592
01:11:26,838 --> 01:11:28,923
صبح بخير جناب رئيس

593
01:11:31,092 --> 01:11:32,177
ردموند

594
01:11:32,177 --> 01:11:36,723
من درباره خدمات تو با رئيس پليس صحبت کردم
و اقبال به تو رو آورده

595
01:11:37,474 --> 01:11:39,434
ما تو رو از ارتش مياريم بيرون ...

596
01:11:39,434 --> 01:11:43,521
و به سازمان پليس منتقل مي کنيم

597
01:11:44,147 --> 01:11:48,526
ما به تو اجازه ميديم که فعاليت هاي جديدي را شروع ... کني
تا بتوني بزودي ثروتمند بشي

598
01:11:49,778 --> 01:11:51,237
ممنونم کاپيتان پتزورف

599
01:11:53,948 --> 01:11:59,871
وفاداري تو به من و خدماتت به هنگ باعث رضايت خاطر من شد

600
01:12:01,372 --> 01:12:05,126
حالا موقعيت ديگه اي پيش آمده که تو بتوني باز هم
صادقانه به ما خدمت کني

601
01:12:06,461 --> 01:12:07,921
اگر موفق باشي ...

602
01:12:10,423 --> 01:12:12,509
مطمئن باش پاداش تو محفوظ خواهد بود

603
01:12:14,052 --> 01:12:15,762
به بهترين شکل وظيفم رو انجام خواهم داد قربان

604
01:12:24,687 --> 01:12:29,901
اخيراً نجيب زاده اي که در خدمت امپراتوري اتريشه
به برلين آمده و به محافل اشرافي راه يافته

605
01:12:30,360 --> 01:12:33,780
او خودش رو شواليه دُباليباريه ناميده

606
01:12:34,739 --> 01:12:37,325
اين طور که ميگن در قمار نظير نداره

607
01:12:38,785 --> 01:12:40,245
اين آدم افسار گسيخته که ...

608
01:12:40,995 --> 01:12:43,248
مايل به زنها و غذاهاي خوبِ ...

609
01:12:44,082 --> 01:12:46,084
آراسته و آماده به خدمتِ

610
01:12:48,253 --> 01:12:50,880
فرانسه و آلماني رو هم به خوبي صحبت مي کنه

611
01:12:51,798 --> 01:12:55,677
اما ما به دلايلي عقيده داريم که آقاي دُباليباري ...

612
01:12:56,511 --> 01:12:59,222
از اهالي کشور شما ايرلندِ

613
01:13:01,307 --> 01:13:04,519
و قصدش از اين سفر جاسوسيه

614
01:13:15,488 --> 01:13:17,574
طبيعتا شناخت تو از انگلستان ...

615
01:13:17,782 --> 01:13:21,453
باعث ميشه که تو مورد مناسبي براي خدمت به اون باشي

616
01:13:22,287 --> 01:13:24,956
و بفهمي که آيا او جاسوس هست يا نه؟

617
01:13:28,126 --> 01:13:30,503
آيا به اين ماموريت علاقه داري؟

618
01:13:32,380 --> 01:13:36,885
جناب رئيس مطمئن باشيد هر خدمتي براي شما و
کاپيتان پتزورف باعث ...

619
01:13:36,759 --> 01:13:38,553
خوشحالي من خواهد شد

620
01:13:50,106 --> 01:13:52,734
البته بايد وانمود کني که يک کلمه انگليسي بلد نيستي

621
01:13:53,985 --> 01:13:59,407
اگر شواليه از لهجه عجيبت متعجب شد بگو اهل مجارستاني

622
01:13:59,908 --> 01:14:01,659
ميگي که در جنگ خدمت مي کردي

623
01:14:02,202 --> 01:14:05,330
و ارتش رو به خاطر کمر درد ترک کردي

624
01:14:06,790 --> 01:14:10,251
و بعد به مدت دو سال در خدمت جناب دوکيولنبرگ بودي

625
01:14:10,752 --> 01:14:14,923
ايشون الان در ارتش سلسيا هستند ولي تو يک
معرفي نامه از ارتش داري

626
01:14:39,739 --> 01:14:41,533
صبح بخير قربان

627
01:15:00,385 --> 01:15:03,513
خوب پس تو مرد جواني هستي که سيباچ سفارشت
رو کرده بود

628
01:15:05,473 --> 01:15:09,060
بله عاليجناب
اين هم معرفي نامه من

629
01:15:19,654 --> 01:15:22,073
اسم شما است "لازلو زيلاگي" ؟

630
01:15:24,909 --> 01:15:26,453
بله عاليجناب

631
01:15:29,372 --> 01:15:32,500
آقاي دوکيولنبرگ شما را به شدت توصيه کردند

632
01:15:34,586 --> 01:15:37,172
ايشون مرد بسيار شريفي هستند

633
01:15:45,096 --> 01:15:46,973
اين نهايت بي احتياطي بري بود ...

634
01:15:47,599 --> 01:15:50,768
ولي وقتي او شکوه و جلال .. و نجابت رفتار

635
01:15:51,478 --> 01:15:53,146
بزرگوارانه شواليه را ديد

636
01:15:53,855 --> 01:15:56,816
احساس کرد نمي تواند در برابر او ظاهر سازي کند

637
01:15:58,568 --> 01:16:00,779
آنهايي که از وطن خود دور نشده اند.

638
01:16:01,488 --> 01:16:05,033
لذت شنيدن صدايي آشنا در غربت را درک نمي کنند

639
01:16:05,867 --> 01:16:09,704
و خيلي ها علت فوران احساسات بري ...

640
01:16:09,621 --> 01:16:13,291
را که در اين مکان رخ داد, درک نمي کنند

641
01:16:16,503 --> 01:16:18,713
به نظر مي رسه شما براي من مناسب هستيد

642
01:16:22,217 --> 01:16:24,010
متشکرم عاليجناب

643
01:16:30,892 --> 01:16:32,143
آيا شما ناخوش هستيد؟

644
01:16:38,191 --> 01:16:39,109
قربان ...

645
01:16:39,984 --> 01:16:42,695
من بايد براتون اعترافي کنم ...

646
01:16:44,239 --> 01:16:45,573
من يک ايرلندي هستم ...

647
01:16:46,950 --> 01:16:48,827
اسم من ردموند بَريِ

648
01:16:52,247 --> 01:16:55,416
دو سال قبل من رو به اجبار وارد ارتش پروس کردند

649
01:16:56,334 --> 01:16:58,837
و حالا هم کپيتان پتزورف و عموي ايشون رئيس پليس

650
01:16:59,587 --> 01:17:04,342
من رو در خدمت شما در آوردند

651
01:17:07,929 --> 01:17:11,683
تا شبانه روز مراقب رفتار و حرکات شما باشم

652
01:17:13,434 --> 01:17:17,939
و اطلاعات به دست اومده رو به اونها بدم

653
01:17:38,793 --> 01:17:44,299
شواليه هم مانند بري از اينکه هم وطني پيدا کرده است
تحت تاثير قرار گرفت

654
01:17:45,258 --> 01:17:47,218
به دليل آنکه او هم يک تبعيدي بود

655
01:17:48,386 --> 01:17:50,763
و يک صداي دوستانه,  يه نگاه ...

656
01:17:51,514 --> 01:17:54,642
بار ديگر خاطرات قديمي کشورش را زنده مي کرد

657
01:17:58,480 --> 01:18:01,733
اون خيلي مذهبيه و مرتب ميره به کليسا

658
01:18:02,025 --> 01:18:04,944
و بعد از مراسم دعا براي صبحانه بر ميگرده خونه

659
01:18:09,240 --> 01:18:11,743
و بعدش با کالسکه اش به گردش ميره

660
01:18:11,743 --> 01:18:15,246
بري مرتبا گزارشات خود را به دفتر رئيس پليس مي داد

661
01:18:16,331 --> 01:18:19,834
تمام جزئيات گزارش قبلا توسط بري و شواليه آماده شده بود

662
01:18:21,211 --> 01:18:24,422
بري در گذشته براي اين تعليم ديده بود که

663
01:18:24,964 --> 01:18:27,884
تا آنجا که به داستان لطمه نخورد راست بگويد.

664
01:18:29,552 --> 01:18:33,807
بزودي خواهيد ديد که اطلاعاتي که او داد
بسيار دقيق ولي جزئي بود

665
01:18:34,349 --> 01:18:36,351
و در عين حال زياد اهميتي نداشت

666
01:18:57,497 --> 01:18:59,290
شراب ي ککتل, عاليجناب؟

667
01:18:59,999 --> 01:19:01,042
شراب

668
01:19:02,085 --> 01:19:06,464
قرار بر اين شده بود که بري همچنان نقش
مستخدم را بازي کند

669
01:19:07,090 --> 01:19:11,052
و در مقابل غريبه ها چنان وانمود کند که حتي
نام انگلستان را هم نشنيد است

670
01:19:11,886 --> 01:19:17,392
همچنين هنگام سرو مشروب ورقهاي حريف را کاملاً
تحت نظر بگيرد

671
01:19:18,768 --> 01:19:20,979
چون بري قوه بينايي خوب

672
01:19:21,271 --> 01:19:23,148
...و استعداد طبيعي...

673
01:19:24,065 --> 01:19:27,944
...موفق شد حامي مناسب براي اربابش باشد
و کمک هاي زيادي به او دهد

674
01:19:27,944 --> 01:19:30,864
و در پشت ميز بازي تا آنجا که مي تواند دست را
خوانده به اربابش علامت دهد

675
01:19:32,407 --> 01:19:35,869
مثلا اگر او ميز را با دستمال پاک مي کرد

676
01:19:35,994 --> 01:19:38,913
معني او بود که دست حريف در خال خشت قوي است

677
01:19:39,622 --> 01:19:42,625
و اگر صندلي را جا به جا مي کرد منظور تکخال شاه بود

678
01:19:43,084 --> 01:19:46,087
اگر مي پرسيد شراب بياورم يا ککتل عاليجناب؟.

679
01:19:45,879 --> 01:19:48,673
به معناي دل بود و امثال آن

680
01:20:00,894 --> 01:20:02,896
پرنس توبينگن ...

681
01:20:02,770 --> 01:20:06,608
از اشراف زادگاني بود که روابط خيلي نزديکي با فردريک کبير داشت

682
01:20:07,776 --> 01:20:12,363
او هم مانند اکثر نجيب زادگان اروپا به قمار ...

683
01:20:12,280 --> 01:20:14,449
علاقه فراواني داشت

684
01:20:14,449 --> 01:20:17,869
شما 15500 سکه طلا بدهکاريد

685
01:20:52,195 --> 01:20:53,321
شواليه

686
01:20:57,325 --> 01:20:59,410
با اينکه نمي تونم بگم چطور ...

687
01:21:00,954 --> 01:21:03,248
ولي اطمينان دارم شما تقلب کرديد

688
01:21:11,172 --> 01:21:13,341
من اتهام حضرت والا را رد مي کنم

689
01:21:14,092 --> 01:21:17,011
و از شما درخواست دارم نشان دهيد چظور من تقلب کردم

690
01:21:19,430 --> 01:21:20,765
من نمي دونم

691
01:21:21,599 --> 01:21:23,351
اما قلبم به اين کار گواهي ميده

692
01:21:25,562 --> 01:21:30,024
حضرت والا شما مبلغ 15500 سکه به من بدهکاريد

693
01:21:30,859 --> 01:21:32,944
که اميدوارم محترمانه تسويه بشه

694
01:21:35,155 --> 01:21:36,281
شواليه

695
01:21:38,908 --> 01:21:42,662
اگر پولتون رو الان ازم بخوايد مجبوريد به زور ازم بگيريد

696
01:21:44,622 --> 01:21:46,416
ولي اگر قدري تحمل داشته باشيد

697
01:21:47,542 --> 01:21:50,378
ممکنه در آينده مقداري از باختم رو براي شما بفرستم

698
01:21:54,007 --> 01:21:59,345
حضرت والا اگر قرار باشه من چيزي نگم و از پولم

699
01:21:59,554 --> 01:22:03,224
صرف نظر کنم در اينصورت بايد شغلم را که
قمار شرافتمندانست کنار بگذارم

700
01:22:05,059 --> 01:22:07,270
هر چه که لازم بود گفته بشه من گفتم

701
01:22:08,521 --> 01:22:12,484
هر راهي که شما انتخاب کنيد من در دسترس شما خواهم بود.

702
01:22:14,277 --> 01:22:15,403
شب بخير

703
01:22:37,717 --> 01:22:39,511
آيا در بازي تقلب شده بود

704
01:22:41,971 --> 01:22:45,767
جناب رئيس تا اوجائي که مي تونم بگم, نه

705
01:22:46,059 --> 01:22:48,353
اعتقاد دارم که شواليه پول رقيب را شرافتمندانه برد

706
01:22:52,857 --> 01:22:55,110
شواليه در اين رابطه چي ميگه؟

707
01:22:56,194 --> 01:22:57,445
من کاملا مطمئن نيستم

708
01:22:57,946 --> 01:23:02,617
پرنس با کمال صراحت به شواليه گفت اگر پولش را
مي خواد بايد به زور ازش بگيره

709
01:23:05,870 --> 01:23:08,706
ملاقات با پرنس غير ممکنه

710
01:23:12,752 --> 01:23:15,255
پرنس راه ديگه اي براي شواليه باقي نگذاشته

711
01:23:42,449 --> 01:23:46,744
مي توني فردا بدون اينکه کسي مظنون بشه
برگردي اينجا؟

712
01:23:48,413 --> 01:23:51,416
مي دونم اونها اجازه نمي دن به ديدن پرنس برم

713
01:23:51,541 --> 01:23:56,129
ولي اگر در اين باره حرفي بزنم فکر مي کني پرنس
حاضره بدهيش را ه من پس بده؟

714
01:23:57,505 --> 01:24:00,842
تو بايد به اونها بگي من از پرنس تقاضا کردم
حرفش رو پس بگيره

715
01:24:01,759 --> 01:24:03,928
اين قيافه غمگين رو هم به خودت نگير پسرم

716
01:24:04,471 --> 01:24:08,641
اونها نمي تونند هيچ بلايي سر من بيارند
دوستاني که در سفارت اتريش دارم کمکم مي کنند

717
01:24:09,058 --> 01:24:13,521
تنها اقدام ممکن عليه من بيرون انداختنم
از اين مملکت لعنتي هستش

718
01:24:14,606 --> 01:24:17,817
و اگر اين کار رو بکنند اصلا نگرانش نباش

719
01:24:18,651 --> 01:24:20,612
من بدون تو هيچ جا نميرم

720
01:24:21,279 --> 01:24:22,822
ترسي از اين موضوع نداشته باش

721
01:24:24,783 --> 01:24:28,787
شاه تصميم گرفته که شواليه را از کشور بيرون کند

722
01:24:29,829 --> 01:24:32,499
هنوز از پرنس تقاضايي نکرده؟

723
01:24:34,209 --> 01:24:37,420
هنوز نه قربان, ولي فکر مي کنم احتمالا ...

724
01:24:38,463 --> 01:24:39,923
امروز قصد اين کار رو داشتند

725
01:24:40,840 --> 01:24:42,926
در اين صورت بايد فردا اقدام کرد

726
01:24:43,384 --> 01:24:45,345
همه مقدمات آماده شده

727
01:24:50,350 --> 01:24:54,521
ردموند اونطور که مي گفتي شواليه عادت داره هر روز
بعد از صبحانه ميره به گردش

728
01:24:55,647 --> 01:24:56,731
بله قربان

729
01:24:57,732 --> 01:25:01,319
آيا دليلي وجود داره که فردا اين برنامه رو اجرا نکنه؟

730
01:25:02,445 --> 01:25:03,488
نه قربان

731
01:25:04,239 --> 01:25:05,281
خوبه

732
01:25:06,908 --> 01:25:10,495
فردا صبح هنگاميکه شواليه مي خواد
سوار کالسکه بشه

733
01:25:10,245 --> 01:25:13,832
دو افسر ميرن به خون ش و تا مرز بدرقه ش مي کنند

734
01:25:14,541 --> 01:25:16,751
اثاثش رو هم بعدا مي فرستيم

735
01:25:17,043 --> 01:25:18,169
عاليه

736
01:25:30,515 --> 01:25:32,892
در ساعت 10 صبح روز بعد

737
01:25:33,434 --> 01:25:35,687
شواليه دُبليبري ...

738
01:25:36,104 --> 01:25:39,023
طبق معمول با کالسکه عازم گشت صبح گاهش شد.

739
01:25:48,450 --> 01:25:50,201
خدمتکارم لازلو کجاست؟

740
01:25:50,618 --> 01:25:53,246
قربان بنده پله هارو براتون آماده مي کنم

741
01:26:03,965 --> 01:26:05,216
معني اينکارا چيه؟

742
01:26:05,300 --> 01:26:06,801
لطفا سوار شيد

743
01:26:09,387 --> 01:26:10,972
آيا من بازداشت هستم؟

744
01:26:11,389 --> 01:26:13,475
من شما رو تا مرز بدرقه مي کنم

745
01:26:14,476 --> 01:26:18,563
تا مرز؟ ولي من قصد رفتن به منزل سفير اتريش رو دارم

746
01:26:19,063 --> 01:26:21,566
ولي من دستور دارم شما رو تا مرز همراهي کنم ...

747
01:26:21,566 --> 01:26:24,068
و مراقب باشم شما سلامت از مرز عبور کنيد

748
01:26:24,527 --> 01:26:26,488
اما من خيال خارج شدن از اين کشور رو ندارم

749
01:26:26,404 --> 01:26:30,658
من کار مهمي با سفير اتريش دارم

750
01:26:31,075 --> 01:26:35,538
به من دستور داده شده که شما رو به هر نحو ممکن
تا مرز همراهي کنم

751
01:26:35,747 --> 01:26:37,332
منتها اگر به ميل خودتون باشه ...

752
01:26:37,248 --> 01:26:40,585
اين کيسه رو که داخلش 2000 سکه هست ازطرف
پرنس توبيگن ...

753
01:26:40,585 --> 01:26:43,171
به شما تقديم خواهم کرد

754
01:26:52,764 --> 01:26:54,766
صداي اين افتضاح بايد در تمام اروپا شنيده شود

755
01:27:01,022 --> 01:27:05,276
و بدين ترتيب بري بدون اوراق شناسايي و گذرنامه

756
01:27:05,693 --> 01:27:08,613
و چشم پوشش دو افسر نگهبان پروسي

757
01:27:08,905 --> 01:27:14,035
تا مرز هدايت شد و در آنجا آزادي خود را بازيافت

758
01:27:15,161 --> 01:27:20,083
شواليه نيز شب قبل بدون هيچ دردسري از مرز خارج شد

759
01:27:32,387 --> 01:27:36,975
در پي اين ماجراهاي خارق العاده بري بار ديگر
آزادي خود را بازيافته بود ....

760
01:27:38,017 --> 01:27:41,062
و حرفه قمار را براي خود برگزيد

761
01:27:41,479 --> 01:27:47,068
و تصميم گرفت تا آخر مثل يک اشراف زاده
واقعي زندگي کند

762
01:27:48,736 --> 01:27:50,113
چهار پيروزي

763
01:27:51,364 --> 01:27:55,660
بزودي تمام محافل اروپا به روي او گشوده شد

764
01:27:56,494 --> 01:27:57,829
و آنها به سرعت

765
01:27:57,745 --> 01:28:01,791
به محافل اشرافي راه يافتند جايي که

766
01:28:02,000 --> 01:28:05,336
استادان قمار هميشه با آغوش باز پذيرفته مي شدند

767
01:28:08,673 --> 01:28:09,924
هفت

768
01:28:10,550 --> 01:28:12,093
چرا که نه , هفت

769
01:28:13,887 --> 01:28:15,263
همه ش ... تمامش , بله

770
01:28:20,268 --> 01:28:21,686
ديگه بسه

771
01:28:27,776 --> 01:28:28,902
شماره هفت

772
01:28:29,027 --> 01:28:30,028
باخت

773
01:28:38,703 --> 01:28:40,288
شرط هارو بگذاريد

774
01:28:43,374 --> 01:28:47,545
شواليه ممکنه 5000 سکه ديگه به من بديد؟

775
01:28:48,296 --> 01:28:49,881
البته جناب لُرد

776
01:29:01,976 --> 01:29:03,228
پنج هزار سکه

777
01:29:05,480 --> 01:29:07,482
اکنون , همه روي چهار

778
01:29:11,027 --> 01:29:13,738
بله مي دونم , همه روي چهار

779
01:29:26,334 --> 01:29:27,710
ديگه کافيه

780
01:29:33,842 --> 01:29:35,218
چهار باخت

781
01:29:49,190 --> 01:29:50,775
مهم نيست

782
01:29:52,444 --> 01:29:54,821
الان خسته شدم

783
01:29:55,864 --> 01:29:58,992
مي خوايم بريم شام بخوريم

784
01:30:01,494 --> 01:30:03,371
ببخشيد جناب لرد

785
01:30:04,706 --> 01:30:06,166
اگر ايرادي نداشته باشه

786
01:30:07,333 --> 01:30:08,460
به هيچ وجه

787
01:30:10,962 --> 01:30:16,593
آنها هميشه به نجيب زادگان و آدمهاي سرشناس
اعتبار مي دادند

788
01:30:17,051 --> 01:30:19,304
هيچ وقت براي وصول پول خود فشار نمي آورند

789
01:30:19,304 --> 01:30:22,348
و حاضر بودند به جاي سکه طلا
سند بدهي بگيرند

790
01:30:23,808 --> 01:30:27,228
اما واي به حال آن مردي که بدهيش را سر موقع نمي پرداخت

791
01:30:27,896 --> 01:30:31,107
بَري به موقع براي وصول طلب خود اقدام مي کرد

792
01:30:31,649 --> 01:30:33,401
و البته چند بدهي کلان غير قابل وضول وجود داشت

793
01:30:33,485 --> 01:30:34,444
درود بر شما

794
01:30:35,361 --> 01:30:39,157
مهارت بَري در شمشير بازي و آماده بودنش
براي به کار گيري آن ...

795
01:30:39,240 --> 01:30:42,660
باعث شهرت شرکت آنها شده بود
البته اگر بتوان چنين چيزي گفت

796
01:30:42,660 --> 01:30:43,828
گارد بگيريد

797
01:31:34,212 --> 01:31:36,172
امروز پولتون رو مي پردازم آقا

798
01:31:37,841 --> 01:31:40,760
و چنان چه بعداً خواهد آمد زندگي آنها ...

799
01:31:40,760 --> 01:31:45,056
با تمام جلالش خالي از اشکال و مخاطره نبود

800
01:31:45,348 --> 01:31:48,268
براي موفق شدن استعداد و اراده لازم بود که داشتند

801
01:31:49,227 --> 01:31:53,148
اما نمي توانستند مطابق ميل خود زندگي کنند

802
01:31:54,524 --> 01:31:59,237
و اگر قرار است حقيقت گفته شود يا وجود آنکه
آنها در پول و ثروت غرق بودند

803
01:31:59,320 --> 01:32:03,700
و در قمار برد هاي کلان داشتند ولي براي حفظ ظاهر
خود را کم پول نشان مي دادند

804
01:32:03,700 --> 01:32:06,202
و تنها به پوشيدن لباس هاي فاخر اکتفا مي کردند

805
01:32:19,257 --> 01:32:24,554
پنج سال خدمت در ارتش و بدست آوردن تجارب زندگي ...

806
01:32:25,096 --> 01:32:29,434
تفکرات عاشقانه اي که در اوج جواني در سر داشت

807
01:32:29,976 --> 01:32:32,270
از خاطرش زدوده بود

808
01:32:32,771 --> 01:32:37,066
او نيز مانند اکثر جوانهايي که در زندگي موفق شده بودند

809
01:32:37,484 --> 01:32:40,820
زن متشخص و ثروتمندي را پيدا کرده و با او ازدواج کند

810
01:32:41,863 --> 01:32:44,365
و چنانچه اغلب در اين مواقع اتفاقي مي افتد

811
01:32:44,783 --> 01:32:49,287
افکار او با ديدن خانم محترمي صورت تحقق
به خود گرفت

812
01:32:49,370 --> 01:32:53,625
خانمي که از اين پس نقش مهمي را در زندگي
پر فراز و نشيب او بازي مي کند

813
01:32:54,793 --> 01:32:56,878
کنتِس ليندون

814
01:32:57,629 --> 01:33:00,131
ويکنت بلينگدونِ انگلند

815
01:33:00,131 --> 01:33:02,634
بارونس قلعه ي ليندون در ايرلند

816
01:33:03,885 --> 01:33:07,096
زني با ثروتي سرشار و زيباييِ خيره کننده

817
01:33:09,390 --> 01:33:13,144
او همسر سِر چارلز رجينال ليندون بود

818
01:33:13,353 --> 01:33:14,813
شواليه پر افتخار

819
01:33:14,813 --> 01:33:19,192
نماينده جرج سوم در چند کشور کوچک اروپايي

820
01:33:19,818 --> 01:33:22,529
او بر اثر نقرس و مشتي از امراض ديگر فلج شده

821
01:33:23,154 --> 01:33:26,699
و با صندلي چرخدار حرکت مي کرد

822
01:33:28,159 --> 01:33:30,745
کشيش مخصوص اين بانوي محترم, آقاي رانت

823
01:33:31,079 --> 01:33:35,583
و در عين حال معلم پسر کوچک او موسوم به
ويسکانت بُلينگدون بود

824
01:33:35,458 --> 01:33:39,629
اين پسر کوچک هميشه غمگين بود و بيش از حد
متکي به مادرش بود

825
01:35:58,643 --> 01:36:01,020
من ميرم بيرون کمي هواي تازه استشمام کنم

826
01:36:01,563 --> 01:36:02,897
البته بانوي من

827
01:37:59,055 --> 01:38:01,433
براي کوتاه کردن ماجرا مي گوييم ...

828
01:38:02,183 --> 01:38:06,688
شش ساعت پس از ملاقات آن دو
بانو گرفتار عشق گرديد

829
01:38:07,272 --> 01:38:09,482
و به محض اينکه بري با او آشنا شد

830
01:38:10,191 --> 01:38:13,945
دريافت که فرصت مناسبي براي اجراي نظريات خود يافته است

831
01:38:14,904 --> 01:38:17,949
و بانو لحظه اي او را از نگاهش دور نمي داشت

832
01:39:11,503 --> 01:39:13,087
شب بخير آقايون

833
01:39:16,007 --> 01:39:17,175
سِر چارلز

834
01:39:19,844 --> 01:39:21,763
شب خوش آقاي بري

835
01:39:22,680 --> 01:39:24,557
کارتون با بانوي من تموم شد؟

836
01:39:27,185 --> 01:39:28,186
عذر مي خوام؟

837
01:39:29,145 --> 01:39:34,025
خواهش مي کنم آقا من آدمي هستم که ترجيح ميدم
يک بي غيرت باشم تا يک احمق

838
01:39:36,861 --> 01:39:40,532
سر چارلز تصور مي کنم
شما در نوشيدن مشروب زيادي روي کرديد

839
01:39:41,241 --> 01:39:42,283
چي؟

840
01:39:42,617 --> 01:39:48,206
اصل قضيه اينه که کشيش شما آقاي رانت من را به حضور
بانو معرفي کردند ...

841
01:39:48,331 --> 01:39:52,710
تا در مورد بعضي مسائل مذهبي که خانم تون
اطلاعات زيادي دارند من رو راهنمايي کنند

842
01:39:58,758 --> 01:40:03,555
اون مي خواد جاي من رو .... بگيره

843
01:40:03,638 --> 01:40:07,642
اون مي خواد پا توي کفش من بکنه

844
01:40:09,394 --> 01:40:13,565
اين براي من خوشايند نيست آقايون
چنانچه من به دنبال جانشيني ....

845
01:40:13,481 --> 01:40:16,151
براي سرپرستي خونه ام هستم

846
01:40:16,276 --> 01:40:20,447
همونطور که همسرم هم به دنبال يافتن
جانشيني براي من مي گرده!

847
01:40:20,321 --> 01:40:23,491
واقعا احساس راحتي نمي کنم وقتي مي بينم همسرم
مثل يک کدبانوي واقعي ...

848
01:40:23,366 --> 01:40:26,703
داره همه چي رو براي عزيمت من به اون دنيا فراهم مي کنه!

849
01:40:28,580 --> 01:40:31,833
اميدواريم شما به اين زودي ها قصد رفتن
به اون دنيا رو نداشته باشيد سر چارلز

850
01:40:33,918 --> 01:40:37,547
نه به اين زودي ها که فکرش را مي کني

851
01:40:37,547 --> 01:40:41,509
در اين جهار سال اخير همه منتظر مرگ من هستند.

852
01:40:41,718 --> 01:40:44,762
و هميشه هم يکي دو نفر بودند که ...

853
01:40:44,762 --> 01:40:47,682
منتظر بودند تا جانشين من بشن

854
01:40:47,849 --> 01:40:49,642
براي شما متاسفم آقاي بري

855
01:40:49,642 --> 01:40:52,687
خيلي ناراحتم که شما يا ديگران را اينقدر
منتظر نگه داشتم

856
01:40:52,687 --> 01:40:54,856
براي شما بهتر نيست که با دکتر من
ساخت و پاخت کنيد

857
01:40:54,856 --> 01:40:59,027
يا اينکه به آشپز بگيد سم توي غذاي من بريزه

858
01:40:59,027 --> 01:41:04,657
آقايون بعيد نيست که من زنده باشم و شاهد
به دار آويخته شدن آقاي بري باشم!

859
01:41:08,119 --> 01:41:11,873
قربان اجازه بديد اوني که برنده ميشه بخنده

860
01:41:14,542 --> 01:41:15,710
آقايون

861
01:41:37,482 --> 01:41:38,983
من ميرم دنبال پزشک

862
01:41:43,655 --> 01:41:45,406
مقداري برندي بخوريد سِر چارلز

863
01:41:46,074 --> 01:41:49,077
گزارش گورستان چنين بود:

864
01:41:50,411 --> 01:41:53,581
"سِر چارلز رجينال ليندون

865
01:41:53,998 --> 01:41:57,752
در کشور بلژيک

866
01:41:58,044 --> 01:42:00,839
بدرود حيات گفت ...

867
01:42:01,256 --> 01:42:02,632
و شواليه بت که از اعضاي پارلمان بود

868
01:42:02,841 --> 01:42:06,803
و براي چند سال پياپي
نماينده ويژه در چند کشور اروپايي بود

869
01:42:08,054 --> 01:42:12,767
نام و شهرت او هميشه براي دوستانش محترم و عزيز بود

870
01:43:04,723 --> 01:43:06,058
عزيزان من

871
01:43:07,434 --> 01:43:10,896
ما اکنون اينجا و در ... برابر ديدگان خداوند

872
01:43:11,480 --> 01:43:14,316
و ديدگان اين حضار دور هم جمع شده ايم ...

873
01:43:15,150 --> 01:43:19,321
که ازدواج مقدس اين زن و مرد را اعلام کنيم

874
01:43:19,238 --> 01:43:22,574
يک سال بعد در
پانزدهم ژانويه

875
01:43:22,866 --> 01:43:25,994
در سال 1773

876
01:43:26,078 --> 01:43:31,625
ردموند بري افتخار اين را يافت که
کنتس ليندون را به عقد خود در بياورد

877
01:43:32,751 --> 01:43:38,298
مراسم عقد توسط جناب ساموئل رانت
کشيش مخصوص بانو ليندون انجام گرفت

878
01:43:38,507 --> 01:43:41,760
و از اين پس اين اتحاد بين زن و مرد ...

879
01:43:42,344 --> 01:43:46,348
مورد بي توجهي قرار بگيرد

880
01:43:46,515 --> 01:43:49,143
و از روي سبک سري و بي ملاحضگي

881
01:43:50,686 --> 01:43:54,690
نبايد به خاطر ارضاي شهوات جنسي به مانند حيوانات باشيد ...

882
01:43:54,565 --> 01:43:57,776
چون انسان برتر از اين است

883
01:44:01,238 --> 01:44:02,614
ليکن بايد با احترام

884
01:44:03,741 --> 01:44:05,117
و از روي بصيرت

885
01:44:06,035 --> 01:44:07,369
از روي عقل و با مشورت

886
01:44:08,454 --> 01:44:09,705
ادب و اعتدال

887
01:44:11,040 --> 01:44:13,208
و ترس از پروردگار باشد

888
01:44:15,210 --> 01:44:19,381
آنچنان که هدف ازدواج بر اين پايه قرار گرفته است

889
01:44:21,133 --> 01:44:22,217
اولا

890
01:44:22,926 --> 01:44:26,055
دليل ازدواج توليد مثل و پرورش کودکاني شايسته است

891
01:44:25,971 --> 01:44:31,143
که به مسيح و نام مقدس او ايمان آورند

892
01:44:32,644 --> 01:44:33,771
دوما

893
01:44:34,480 --> 01:44:40,152
به خاطر اين است که انسان را از گناه دور نگاه دارد و جلوي
زنا را بگيرد تا آنهايي که پاکدامن نيستند

894
01:44:42,738 --> 01:44:45,991
بري اکنون در حال بالا رفتن از پله هاي موفقيت

895
01:44:47,117 --> 01:44:52,539
و به دليل فعاليت هاي مداوم در محافل اشرافي جايي براي
خود باز کرده بود

896
01:44:53,582 --> 01:44:58,670
او موفق شد اجازه دريافت کند که
نام بانوي زيباي خويش را ...

897
01:44:58,670 --> 01:45:01,173
به نام خود اضافه کند

898
01:45:02,132 --> 01:45:06,428
بنابراين ردموند بري خود را چنين ناميد

899
01:45:06,428 --> 01:45:08,806
"بَري ليندون"

900
01:45:40,921 --> 01:45:44,675
ردموند , ممکنه چند دقيقه پيپ را بگذاري کنار؟

901
01:46:00,315 --> 01:46:05,529
مقرر بود که بانو ليندون بزودي جايي را در زندگي
بَري اشغال کند ...

902
01:46:06,238 --> 01:46:11,243
البته نه بيشتر و مهمتر از فرش هاي زيبا و تابلو هاي

903
01:46:11,160 --> 01:46:14,705
گران قيمتي که در زندگي اشرافي خود به آنها دلبسته بود

904
01:46:24,590 --> 01:46:28,052
سرورم لُرد بُلينگدون
امروز خيلي غمگين و گرفته به نظر مياين؟

905
01:46:32,765 --> 01:46:36,101
شما بايد خوشحال باشين که مادرتون
دوبار ازدواج کرده

906
01:46:40,272 --> 01:46:41,607
نه به اين صورت

907
01:46:44,526 --> 01:46:46,195
و نه با اين عجله و شتاب

908
01:46:48,364 --> 01:46:50,449
و مخصوصاً نه با اين مرد

909
01:46:53,911 --> 01:46:56,538
فکر مي کنم قضاوت شما در مورد مادرتون خيلي
شتاب زده باشه

910
01:46:58,082 --> 01:47:01,001
از پدر جديدتون خوشتون نمياد؟

911
01:47:02,961 --> 01:47:04,213
نه زياد

912
01:47:05,714 --> 01:47:08,926
به نظرم اون کمي بالاتر از عنوان فرصت طلب قرار داره

913
01:47:09,968 --> 01:47:12,554
فکر نمي کنم که اصلاً به مادرم
علاقه اي داشته باشه

914
01:47:13,389 --> 01:47:17,267
و خيلي ناراحتم از اينکه ميبينم مادرم خودش رو مسخره
اون کرده

915
01:47:37,705 --> 01:47:42,501
در پايان سال ليدي ليندون
پسري براي بري به دنيا آورد

916
01:47:43,252 --> 01:47:46,338
او را برايان پاتريک ليندون ناميدند

917
01:48:10,237 --> 01:48:14,825
پس از مدتي بري و همسرش زندگي کاملا جداگانه اي داشتند

918
01:48:16,493 --> 01:48:21,373
او زندگي بي سر و صدا را ترجيح
مي داد يا بهتر بگوئيم

919
01:48:22,041 --> 01:48:26,211
بَري بود که اين طرز زندگي را بر او تحميل کرد
و مي گفت زندگي آرام براي زنها ساخته شده است

920
01:48:28,172 --> 01:48:31,925
گذشته از اين بانو ليندون مادر بود و معمولا با ...

921
01:48:31,925 --> 01:48:35,971
رسيدگي, نوازش و تعليم و تربيت پسر هاي بَري
به آرامش عميق مي رسيد

922
01:48:36,930 --> 01:48:40,059
بري اعتقاد داشت به خاطر اين کودک

923
01:48:40,267 --> 01:48:44,313
بانو ليندون بايد از خوشي ها و لذت هاي زندگي چشم بپوشد

924
01:48:44,313 --> 01:48:47,900
و فقط به فکر فرزند خود باشد و در حالي که بَري
مانند مردان خانواده هاي سر شناس

925
01:48:48,192 --> 01:48:50,277
وظايف ديگري براي خويش تعيين کرده بود

926
01:50:08,063 --> 01:50:12,151
ليدي ليندون روز به روز غمگين تر و ضعيف تر ميشد

927
01:50:13,277 --> 01:50:17,448
و چون شوهرش به او اعتنايي نداشت, خيلي کم
اتفاق مي افتاد که خوشحال باشد

928
01:50:18,699 --> 01:50:22,161
و او مي ديد علاوه بر ساير موارد حس حسادت هم
مزيد بر علت گرديد

929
01:50:22,995 --> 01:50:26,206
و بايد با خدمه خود هم رقابت داشته باشد

930
01:50:55,944 --> 01:50:58,322
ساموئل, ساعت چنده؟

931
01:51:01,533 --> 01:51:04,161
بيست و پنج دقيقه از يازده گذشته بانوي من

932
01:51:18,133 --> 01:51:20,636
خانم ها موافقيد اين دست آخر بازيمون باشه

933
01:52:09,518 --> 01:52:11,186
صبح بخير خانم ها

934
01:52:14,857 --> 01:52:18,610
ممکنه ما رو تنها بگذاريد؟
مي خوام با ليدي ليندون به تنهايي صحبت کنم

935
01:52:44,470 --> 01:52:45,637
متاسفم

936
01:53:29,181 --> 01:53:32,101
اين کت با مخمل اعلا دوخته شده ...

937
01:53:32,643 --> 01:53:35,562
و با مهارت خيره کننده اي تارهاي نقره اي در آن به کار رفته

938
01:53:35,854 --> 01:53:40,150
تا حالا مخملي به اين خوبي بافته نشده و شما مي خواهيد ديد
که نظيرش رو هيچ کجا نمي تونيد پيدا کنيد

939
01:53:40,984 --> 01:53:42,653
ببخشيد آقايون

940
01:53:46,115 --> 01:53:47,950
صبح بخير , عزيزم

941
01:53:49,201 --> 01:53:53,288
ما بچه هارو براي گردش مي بريم به روستا
تا موقع چاي خوردن بر مي گرديم

942
01:53:53,205 --> 01:53:55,582
اميدوارم بهتون خوش بگذره
تا اون موقع خداحافظ

943
01:53:55,708 --> 01:53:57,543
خداحافظ برايان کوچولو

944
01:54:01,964 --> 01:54:03,507
لُرد بُلينگدون

945
01:54:05,884 --> 01:54:07,886
از مادرت خوب مراقبت کن

946
01:54:13,642 --> 01:54:16,311
حالا بيا و يه بوسه مخصوص به پدرت بده

947
01:54:26,864 --> 01:54:28,240
لُرد بُلينگدون

948
01:54:29,158 --> 01:54:32,077
چرا با پدرت اينطور رفتار مي کني؟

949
01:54:35,831 --> 01:54:38,417
لُرد بُلينگدون
زبانت رو قورت دادي؟

950
01:54:40,919 --> 01:54:46,592
پدر من سِر چارلز ليندون بود
اگر ديگران فراموش کردند من هنوز بخاطر دارم

951
01:54:47,593 --> 01:54:50,429
لُرد بُلينگدون, تو به پدرت توهين کردي!

952
01:54:52,014 --> 01:54:54,600
مادام, شما به پدر من توهين کرديد

953
01:54:59,271 --> 01:55:03,776
عزيزم, اگر اجازه بدي ما بايد گفتگويي خصوصي داشته باشيم

954
01:55:03,984 --> 01:55:05,361
آقايون

955
01:55:17,956 --> 01:55:18,999
يک

956
01:55:22,336 --> 01:55:23,379
دو

957
01:55:39,728 --> 01:55:40,813
شش

958
01:55:50,072 --> 01:55:51,532
لُرد بُلينگدون

959
01:55:52,658 --> 01:55:56,328
من هميشه سعي کردم با شما مثل يک دوست رفتار کنم

960
01:55:56,745 --> 01:55:58,831
اما اجازه بديد چيزي رو براتون روشن کنم:

961
01:55:59,998 --> 01:56:02,167
هر طور با من رفتار بشه
من هم همون طور رفتار مي کنم

962
01:56:03,836 --> 01:56:06,547
من هرگز تا حالا به پشت .. هيچ لردي شلاق نزدم

963
01:56:06,547 --> 01:56:10,718
ولي اگر شما من رو مجبور کنيد خيلي زود به اين کار عادت مي کنم

964
01:56:13,095 --> 01:56:15,597
آيا چيزي براي دفاع از خودتون داريد بگيد؟

965
01:56:17,808 --> 01:56:18,767
نه

966
01:56:22,521 --> 01:56:23,772
مي تونيد بريد

967
01:56:24,606 --> 01:56:29,278
براي بَري معلوم شده بود که البته نه بدون دليل
بين او و لُرد بُلينگدون ...

968
01:56:29,194 --> 01:56:33,365
يک حالت جنگ و خصومت به وجود آمده ...

969
01:56:33,949 --> 01:56:36,785
و نتايج مصيبت باري که از آن پس پيش آمد

970
01:56:36,702 --> 01:56:39,288
گناهش تماما متوجه لُرد بُليندون خواهد بود

971
01:56:42,291 --> 01:56:45,210
و حالا من شما را به صورت يک جادوگر
واقعي در ميارم, برايان

972
01:56:45,210 --> 01:56:48,464
گره اي رو به شما نشان خواهم داد که هرگز وجود نداشته

973
01:56:49,214 --> 01:56:51,800
همچنانکه لُرد بُلينگدون بزرگ شد و به صورت مردي در آمد

974
01:56:52,968 --> 01:56:56,055
تنفر او از بري روز به روز شدت گرفت

975
01:56:56,597 --> 01:57:00,059
و به همان اندازه علاقه اش به مادرش بيشتر شد

976
01:57:00,225 --> 01:57:02,436
بسيار خوب برايان, يه تعظيم کوچيک

977
01:57:05,230 --> 01:57:07,733
براي من بگذارش روي ميز , ممنونم

978
01:57:07,983 --> 01:57:14,114
به مناسبت تولد هشت سالگي برايان
نجيب زادگان محلي و اهالي اصيل و بچه هايشان

979
01:57:14,740 --> 01:57:16,492
آمده بودند که تبرکي بگويند

980
01:57:16,492 --> 01:57:19,828
داخل و بيرونش کاملا خاليه

981
01:57:19,828 --> 01:57:22,998
حالا دستتون رو بگذاريد اينجا
چيزي اونجا هست؟

982
01:57:24,958 --> 01:57:28,295
شگفت انگيزه! خارق العادست! يک دستمال گردن رنگارنگ ابريشم

983
01:57:28,295 --> 01:57:31,090
يه تعظيم کوچک
برايان کارت بسيار زيبا بود

984
01:57:31,340 --> 01:57:32,341
خيلي خوبِ

985
01:57:32,758 --> 01:57:35,511
اجازه بديد انگار چيزي پشت گوشِ شماست

986
01:57:35,511 --> 01:57:36,637
بله , هست

987
01:57:37,179 --> 01:57:39,139
يک توپ کوچيک, چطوره ناپديدش کنيم؟

988
01:57:39,264 --> 01:57:40,182
رفته

989
01:57:40,182 --> 01:57:42,893
ولي نه انگار اينجاست, پشت آرنج من

990
01:57:45,104 --> 01:57:47,898
حالا دستتون رو بکشيد رو دستمال سبز من

991
01:57:47,898 --> 01:57:51,944
تا ببينيم ميشه يه گل جادويي درست کنيم يا نه
خيلي عجيبه اگه بتونيم

992
01:57:52,778 --> 01:57:54,154
داره درست ميشه

993
01:57:55,614 --> 01:57:57,366
رنگهاي رنگين کمان اينجاست

994
01:57:57,700 --> 01:58:02,204
برايان شما مي دونيد که از مخلوط کردن رنگهاي رنگين کمان
فقط يک رنگ ميشه درست کرد

995
01:58:02,496 --> 01:58:04,164
هيچ چيز در جعبه جادو نيست

996
01:58:04,039 --> 01:58:06,250
اونها با همديگه ميشن رنگِ ... سفيد

997
01:58:06,542 --> 01:58:08,544
و اين هم از خرگوش

998
01:58:09,044 --> 01:58:12,214
کوچولو و زيباي ما ...

999
01:58:13,757 --> 01:58:16,802
برايان کار شما خيلي خوب بود
يک تعظيم ديگه

1000
01:58:40,868 --> 01:58:44,621
ما از ديوار قلعه رفتيم بالا و من
اولين نفري بودم که پريدم اون طرف ديوار

1001
01:58:44,747 --> 01:58:46,582
بقيه هم دنبال من پريدند

1002
01:58:47,124 --> 01:58:52,129
بايد اونجا بودي و ميديدي که چشماي فرانسويا
داشت از کاسه در مي اومد

1003
01:58:52,254 --> 01:58:57,134
وقتي ميديدند 23 نفر مرد مسلح با شمشير و تپانچه
مثل اجل معلق وارد قلعشون شدند

1004
01:58:58,385 --> 01:59:01,597
در عرض سه دقيقه به اندازه
گلوله هاي توپ اونها

1005
01:59:01,597 --> 01:59:03,515
سر آدم بريديم و ريختيم زير پا

1006
01:59:05,059 --> 01:59:09,021
پس از جنگ اون روز پرنس هنري اومد به ديدن ما و پرسيد

1007
01:59:09,229 --> 01:59:12,775
"کسي که اين شجاعت رو به خرج داده کيه؟"
من قدم گذاشتم جلو

1008
01:59:13,817 --> 01:59:16,528
اون ازم پرسيد:
"سر چند نفر رو بريدي؟"

1009
01:59:16,528 --> 01:59:19,448
من گفتم:
"نوزده نفر و چند نفر رو هم زخمي کردم

1010
01:59:20,491 --> 01:59:24,661
وقتي اين رو گفتم از شدت خوشحالي زد زيره گريه و گفت:

1011
01:59:25,079 --> 01:59:27,164
آقاي محترم شما مرد شجاعي هستيد"

1012
01:59:27,289 --> 01:59:31,752
" اين نوزده سکه طلا رو براي هر سري که بريدي بگير

1013
01:59:32,461 --> 01:59:34,129
خُب تو چي فکر مي کني؟

1014
01:59:34,129 --> 01:59:36,548
اجازه دادن سرهارو پيش خودت نگه داري؟

1015
01:59:37,299 --> 01:59:40,219
نه, اون سرها هميشه تقديم پادشاه ميشه

1016
01:59:40,719 --> 01:59:42,805
ميشه يه قصه ديگه برام بگي؟

1017
01:59:43,138 --> 01:59:44,973
فردا برات يه قصه ديگه تعريف مي کنم

1018
01:59:45,099 --> 01:59:47,476
فردا باهام ورق بازي مي کني؟

1019
01:59:48,018 --> 01:59:50,312
البته که بازي مي کنم , حالا بگير بخواب.

1020
01:59:54,483 --> 01:59:56,568
ممکنه شمع هارو روشن بگذاريد؟

1021
01:59:56,777 --> 02:00:00,114
نه برايان, آخه پسر هاي بزرگ با شمع هاي روشن نمي خوابند

1022
02:00:00,823 --> 02:00:02,616
اما من از تاريکي مي ترسم

1023
02:00:02,908 --> 02:00:05,661
عزيزم اينجا چيزي نيست که ازش بترسي

1024
02:00:06,787 --> 02:00:09,289
اما من دوست دارم که شمع ها روشن باشه

1025
02:00:09,289 --> 02:00:12,418
بسيار خُب, مي توني با شمع هاي روشن بخوابي

1026
02:00:13,335 --> 02:00:14,837
ممنونم بابا

1027
02:00:15,129 --> 02:00:16,255
شب خوش

1028
02:00:38,777 --> 02:00:39,945
آه , ردموند

1029
02:00:40,988 --> 02:00:46,618
چقدر خوشحالم از اينکه مي بينم پسرم به جايي رسيده
که هميشه مي دونستم لياقتش رو داره

1030
02:00:48,620 --> 02:00:51,707
و چرا بايد خودم را به خاطر تربيتش سرزنش کنم

1031
02:00:53,500 --> 02:00:55,586
... برايان کوچولو بچه خيلي خوبيه

1032
02:00:56,545 --> 02:00:58,630
و تو الان داري در ناز و نعمت زندگي مي کني ...

1033
02:00:59,214 --> 02:01:01,633
همونطور که مي دوني همسرت زني اصيل و نجيب زادست

1034
02:01:01,550 --> 02:01:04,470
اون در اين وضعيت نبود اگر با يک دوک ازدواج مي کرد

1035
02:01:07,139 --> 02:01:10,601
اما اگر روزي از ردموند بي بندو بارش

1036
02:01:11,226 --> 02:01:13,645
و طرز رفتار قديمي ايرلندي اون خسته بشه

1037
02:01:15,314 --> 02:01:17,066
و يا اگه اون بميره

1038
02:01:17,983 --> 02:01:21,570
چه آينده اي در انتظار پسر و نوه من خواهد بود؟

1039
02:01:23,238 --> 02:01:25,491
... تو حتي يک پني هم از خودت نداري

1040
02:01:26,992 --> 02:01:30,412
و بدون امضاي کنتس هيچکاري نمي توني انجام بدي

1041
02:01:31,872 --> 02:01:36,877
اگر اون بميره تمام دارائي و املاکش نصيب
لُرد بُلينگدون جوان ميشه

1042
02:01:38,337 --> 02:01:40,756
که به تو ذره اي علاقه نداره

1043
02:01:42,174 --> 02:01:44,385
هر لحظه ممکنه زنت بميره و تو فقير بشي

1044
02:01:44,677 --> 02:01:48,764
و برايان کوچولو زير دست برادر ناتنيش بيافته

1045
02:01:53,018 --> 02:01:54,937
ميشه چيزي رو بهت بگم؟

1046
02:01:56,271 --> 02:02:01,193
براي تامين آينده تو و پسر کوچولوت فقط يک راه وجود داره

1047
02:02:01,777 --> 02:02:04,697
تو بايد يک عنوان اشرافي دست و پا کني

1048
02:02:06,073 --> 02:02:10,244
من تا زماني که تو رو لُرد ليندون نکنم
آروم نمي گيريم

1049
02:02:12,871 --> 02:02:15,124
تو دوستهاي مهمي داري

1050
02:02:15,124 --> 02:02:17,751
اونها مي تونند بهت بگن اين عناوين را چگونه ميشه بدست آورد

1051
02:02:18,585 --> 02:02:22,756
اگر پول را حسابي و در جاي مناسب خرج کني

1052
02:02:23,173 --> 02:02:25,384
مي توني هر کاري صورت بدي

1053
02:02:28,053 --> 02:02:33,475
و براستي بري کسي را مي شناخت که مي دانست
مشکلات او را چگونه حل کند

1054
02:02:34,143 --> 02:02:39,231
و او کسي بود که شغل وکالت داشت و مردي بود
... با نفوذ به نام

1055
02:02:39,148 --> 02:02:40,566
... لُرد هلم ...

1056
02:02:41,108 --> 02:02:46,238
که رفاقت و آشنايي آنها مثل بقيه در سر ميز قمار به وجود آمده بود

1057
02:02:46,822 --> 02:02:51,118
تصادفا شما گوستاوس آدلفوس
سيزدهمين لُرد ونداور رو نمي شناسيد؟

1058
02:02:52,244 --> 02:02:53,829
فکر نمي کنم افتخار آشنايي با ايشون رو داشته باشم

1059
02:02:53,829 --> 02:02:58,625
خُب اين نجيب زاده يکي از معدود نزديکان
... پادشاه هستند

1060
02:02:59,168 --> 02:03:04,465
و پادشاه نسبت به ايشون کمال احترام و اعتقاد را دارن

1061
02:03:05,424 --> 02:03:09,470
به عقيده من اگر مي خواهيد به هدفي که داريد برسيد
بايد از طريق اون باشه

1062
02:03:09,762 --> 02:03:15,184
تنها پشتوانه اي که شما را براي دستيابي به
عنوان لُرد نزديکتر مي کنه اين شخصه

1063
02:03:16,977 --> 02:03:21,565
آقاي ليندون , وقتي من با مردي يا زني معاشرت مي کنم
اون ديگه مطمئنه

1064
02:03:21,982 --> 02:03:24,485
ديگر حرفي پشت سرشون وجود نخواهد داشت

1065
02:03:24,902 --> 02:03:30,532
دوستان من از ميان بهترين آدمها انتخاب شدند
البته منظورم اين نيست که همه پاکدامن ترين هستند

1066
02:03:30,449 --> 02:03:33,869
... و يا درستکارترين
شايدم احمق ترين و متقلب ترين

1067
02:03:33,869 --> 02:03:37,122
و يا نفهم ترين. در کل از همه قشري

1068
02:03:37,414 --> 02:03:38,665
اما بهترين هستند

1069
02:03:38,665 --> 02:03:42,544
در کل آدمهايي وجود دارند که نميشه گفت بالاي چشمت ابرو

1070
02:03:44,296 --> 02:03:47,216
من نمي تونم به شما قول بدم اين کار چقدر طول مي کشه

1071
02:03:47,299 --> 02:03:50,636
خودتون خوب مي دونيد که کار آسوني نيست

1072
02:03:51,178 --> 02:03:55,974
اما هر مرد محترمي مثل شما با اين املاک و دارايي
... و سالي 30000 سکه در آمد

1073
02:03:55,891 --> 02:03:57,643
بايد حتما يک عنوان داشته باشه

1074
02:04:02,981 --> 02:04:05,984
من برگشتم به عقب و ديدم پشت سرم يک غريبه است

1075
02:04:05,984 --> 02:04:08,404
:بهش نگاه کردم, و اون بهم گفت

1076
02:04:08,696 --> 02:04:13,909
:ببخشيد قربان, ممکنه بفرماييد
لُرد ونداور زندس يا مرده؟

1077
02:04:15,994 --> 02:04:18,580
!به قدري تعجب کردم که نمي دونستم چي بگم

1078
02:04:18,497 --> 02:04:22,251
بعد کمي عصباني شدم و بهش گفتم: اون مرده

1079
02:04:22,167 --> 02:04:27,756
کوشش براي بدست آوردن عنوان اشرافي
يکي از بد شانسي هاي بري در اين دوره بود

1080
02:04:28,716 --> 02:04:31,427
براي کسب عنوان اشرافي فداکاري هاي بزرگي کرد

1081
02:04:32,678 --> 02:04:36,015
پول و جواهر به اين و آن بخشيد

1082
02:04:37,057 --> 02:04:39,685
مقداري زمين به قيمت 10 برابر قيمت اصلي آن خريد

1083
02:04:39,977 --> 02:04:44,565
و با هزينه هاي گزاف تابلو ها و لوازم
اشرافي تهيه کرد

1084
02:04:45,607 --> 02:04:49,570
... و او مرتبا براي دوستاني که ادعا مي کردند

1085
02:04:49,862 --> 02:04:53,866
مي توانند در رسيدن به هدفش به او کمک کنند
ميهماني هاي مجلل ترتيب مي داد

1086
02:04:55,117 --> 02:05:00,706
و من مي توانم به شما بگويم, که او
مقاديري رشوه هم داد حتي به عالي رتبه گان

1087
02:05:01,540 --> 02:05:06,795
هر کسي به هر عنواني که مي توانست
از او پول مي گرفت

1088
02:05:06,795 --> 02:05:10,966
و روز به روز از مال و ثروت او کم مي کرد

1089
02:05:14,178 --> 02:05:16,555
... اين تابلو اثر لودويکو کُردي

1090
02:05:17,514 --> 02:05:19,725
... يکي از شاگردان الساندرو آلُريه

1091
02:05:20,851 --> 02:05:23,145
... متعلق به سال 1605 است

1092
02:05:24,063 --> 02:05:26,565
و صحنه نيايش محبوسان رو نشون ميده

1093
02:05:29,193 --> 02:05:30,444
واقعا زيباست

1094
02:05:30,444 --> 02:05:31,487
بله

1095
02:05:32,946 --> 02:05:36,075
از اين رنگ آبي که نقاش استفاده کرده خيلي خوشم مياد

1096
02:05:36,283 --> 02:05:38,243
بله, واقعا زيباست

1097
02:05:41,080 --> 02:05:43,082
ممکنه بپرسم قيمت اين يکي چنده؟

1098
02:05:44,833 --> 02:05:47,252
خُب, اين يکي از بهترين تابلو هاي منه

1099
02:05:47,836 --> 02:05:53,384
اما اگر شما خوشتون اوده, مطمئنم مي تونيم
يک جوري با هم کنار بيايم

1100
02:06:06,105 --> 02:06:07,773
لُرد ونداور , اعليحضرت

1101
02:06:07,856 --> 02:06:10,275
خيلي خوشحال شدم شما رو اينجا مي بينم لُرد ونداور

1102
02:06:10,275 --> 02:06:12,361
چه خبر از بانو ونداور؟

1103
02:06:12,444 --> 02:06:15,489
تشکر مي کنم عاليجناب حال ايشون رو به بهبوده

1104
02:06:15,489 --> 02:06:20,619
عاليه! سلام من رو به ايشون برسونيد و بهشون بگيد
جاشون خيلي اينجا خاليه

1105
02:06:21,745 --> 02:06:23,706
و اون پسر هاي خوب شما چطورند؟

1106
02:06:23,706 --> 02:06:28,627
اونها هم خوبند
چارلز زير نظر کاپيتان گري رفته تا دريانوردي کنه

1107
02:06:28,711 --> 02:06:31,964
و جان هم به دانشگاه آکسفورد رفته
تا علوم ديني بخونه

1108
02:06:31,964 --> 02:06:33,132
!خوبه , خوبه

1109
02:06:34,133 --> 02:06:37,386
عاليجناب اجازه بديد, آقاي بري ليندون
را به حضورتون معرفي کنم

1110
02:06:37,386 --> 02:06:40,806
آقاي ليندون. ما به سِر چارلز ليندون خيلي علاقه مند بوديم

1111
02:06:40,931 --> 02:06:42,391
و راستي حال بانو ليندون چطوره؟

1112
02:06:42,391 --> 02:06:44,476
حالشون خيلي خوبه عاليجناب

1113
02:06:44,893 --> 02:06:50,315
آقاي ليندون گروهاني تشکيل دادند و به آمريکا
فرستادند که عليه دشمنان کشور ما بجنگند

1114
02:06:50,399 --> 02:06:54,403
بسيار خوبه آقاي ليندون
يک گروهان ديگه تشکيل بديد و خودتونم باهاشون بريد

1115
02:07:06,999 --> 02:07:10,961
بري به اندازه کافي باهوش بدنيا آمده بود که بتواند
ثروتي جمع کند

1116
02:07:11,503 --> 02:07:13,672
اما قادر به حفظ آن نبود

1117
02:07:15,132 --> 02:07:19,428
چون کفايت که براي جمع کردن ثروت دارد

1118
02:07:19,595 --> 02:07:23,057
باعث مي شود که هنگام خرج کردن آن نيز همانگونه عمل کند

1119
02:07:24,850 --> 02:07:28,896
بري اينک زير بار مسئوليت هايي که نتيجه مستقيم
ثروت و مقام است کمر خم کرده بود

1120
02:07:29,438 --> 02:07:32,858
... در اين دوره وقت او بيشتر صرف اين

1121
02:07:33,776 --> 02:07:35,444
... ميشد که بيشتر

1122
02:07:35,986 --> 02:07:40,699
با وکلا و صرفان کاغذ بازي داشته باشد

1123
02:07:40,866 --> 02:07:42,659
... و به وضعيت صورت حسابهاي

1124
02:07:42,659 --> 02:07:44,953
دکوراتور ها و آشپزها رسيدگي کند

1125
02:08:09,561 --> 02:08:13,941
آقايون, من شما را چند دقيقه اي با هم تنها مي گذارم
اميدوارم تکاليف رو بخوبي انجام بديد

1126
02:08:14,066 --> 02:08:15,192
بله, قربان

1127
02:08:33,127 --> 02:08:34,169
بالي

1128
02:08:37,715 --> 02:08:38,966
معني

1129
02:08:40,759 --> 02:08:42,511
فعال چيه؟

1130
02:08:46,473 --> 02:08:48,350
برايان, من کار دارم

1131
02:08:51,186 --> 02:08:52,730
اما آخه چه معني ميده؟

1132
02:08:56,608 --> 02:08:59,278
معنيش اينه که چيزي خيلي سخت کار ميکنه

1133
02:09:05,951 --> 02:09:08,037
ميشه بگي معني "چهار گوش" چيه؟

1134
02:09:14,418 --> 02:09:18,380
يک چهار گوش چهار وجه داره
مثل مربع يا مستطيل

1135
02:09:19,214 --> 02:09:22,217
حالا لطفا ساکت باش و اجازه بده به کارم برسم

1136
02:09:37,358 --> 02:09:39,234
!برايان, لطفا سر و صدا نکن

1137
02:09:43,405 --> 02:09:45,074
مداد من رو نديدي !؟

1138
02:09:48,410 --> 02:09:49,745
نه, نديدم

1139
02:10:04,468 --> 02:10:07,262
برايان, لطفا اينقدر سر و صدا راه ننداز

1140
02:10:11,684 --> 02:10:12,810
اون مداد منه

1141
02:10:13,018 --> 02:10:14,061
نه, نيست

1142
02:10:14,186 --> 02:10:16,146
اين مداد خودمهِ

1143
02:10:16,146 --> 02:10:17,523
من از صبح تا حالا دارم با اين مي نويسم

1144
02:10:17,523 --> 02:10:19,066
اون مداد منه

1145
02:10:18,941 --> 02:10:20,859
ميشه ساکت بشي

1146
02:10:20,859 --> 02:10:22,194
اون مداد منه

1147
02:10:23,862 --> 02:10:25,614
الان بايد يه درسي بهت بدم

1148
02:10:28,242 --> 02:10:30,536
باز اينجا چه خبر شده؟

1149
02:10:31,578 --> 02:10:34,790
بهت گفته بودم حق نداري دست روي اين بچه دراز کني

1150
02:10:37,001 --> 02:10:37,960
يک

1151
02:10:41,380 --> 02:10:42,297
دو

1152
02:10:56,812 --> 02:10:58,272
شش

1153
02:11:05,237 --> 02:11:07,656
تمام شد آقاي ردموند بري؟

1154
02:11:09,241 --> 02:11:10,993
بله , فعلا همين کافيه

1155
02:11:14,747 --> 02:11:16,498
پس حالا خوب گوش کنيد

1156
02:11:18,167 --> 02:11:23,505
از اين لحظه به بعد من ديگه حاضر نميشم
که شما تنبيهم کنيد. مي فهميد؟

1157
02:11:25,090 --> 02:11:28,427
اگر يک بار ديگه دستتون روي من بلند بشه
شما را خواهم کشت

1158
02:11:31,013 --> 02:11:33,015
براتون روشن شد, آقا؟

1159
02:11:36,852 --> 02:11:38,187
گمشو از اينجا بيرون

1160
02:13:38,849 --> 02:13:42,311
بانوي محترم, به نظر شما کفش هاي من اندازش هست يا نه؟

1161
02:13:48,317 --> 02:13:49,693
.. بچه عزيز

1162
02:13:50,819 --> 02:13:53,989
واقعا باعث تاسفِ که من به خاطر تو نمردم

1163
02:13:56,658 --> 02:13:59,912
در اون صورت خانواده ليندون وارث لايق تري مي داشت

1164
02:13:59,995 --> 02:14:01,914
... و تو مي تونستي از تمام مزاياي

1165
02:14:01,914 --> 02:14:05,125
خون ممتاز بري از بريويل بيشتر استفاده کني

1166
02:14:09,588 --> 02:14:11,090
... اين طور نيست

1167
02:14:12,091 --> 02:14:13,676
آقاي ردموند بري؟

1168
02:14:20,015 --> 02:14:22,434
... چونکه من اين بچه رو دوست دارم

1169
02:14:22,518 --> 02:14:25,562
دليل بر اين نميشه که برادر بزرگترش عطوفت و ...

1170
02:14:25,562 --> 02:14:28,482
مهرباني مادرش نسبت به خودش رو نفي کنه

1171
02:14:29,942 --> 02:14:30,859
خانم!

1172
02:14:34,196 --> 02:14:37,116
از وقتي متولد شدم سخت ترين مصائب رو تحمل کردم

1173
02:14:37,032 --> 02:14:41,954
بدرفتاري هاي يک رعيت ايرلندي که
شما شبها کنارش مي خوابيد

1174
02:14:42,871 --> 02:14:48,627
که نه تنها از نظر اصالت به خانواده فرومايه اي مي رسد
و رفتار حيوان صفتانه اي دارد که حتي من از او متنفرم

1175
02:14:49,128 --> 02:14:52,673
اما بواسطه ذات شرم آوري که دارد
شما را هدف قرار داده

1176
02:14:52,548 --> 02:14:55,718
... و با رفتار نانجيب و شهواني اش

1177
02:14:55,801 --> 02:14:57,678
و به وضوح به شما خيانت کرد

1178
02:14:57,803 --> 02:15:02,057
و اين پست فطرت با بي شرمي و وقاحت دارايي هاي
من و شما را به تاراج مي برد

1179
02:15:02,975 --> 02:15:07,896
چون من اصلا نمي تونم اين پست فطرت وحشي را به
... سزاي اعمالش برسونم و نمي تونم رفتارش

1180
02:15:07,813 --> 02:15:09,982
با شما رو تحمل کنم

1181
02:15:09,982 --> 02:15:13,110
و به علت نفرت از زندگي با اين انگل کثيف

1182
02:15:14,236 --> 02:15:17,406
تصميم گرفتم خونم رو ترک کنم و هرگز برنگردم

1183
02:15:17,990 --> 02:15:20,826
... يا حداقل تا زماني که اين منفور اينجا زندگي ميکنه

1184
02:15:21,243 --> 02:15:22,828
يا تا زماني که خودم زنده باشم

1185
02:16:59,341 --> 02:17:01,427
کسي به جناب لُرد خواهد پيوست؟

1186
02:17:01,343 --> 02:17:03,095
نه, امروز تنها هستم

1187
02:17:14,273 --> 02:17:16,859
رزبيف امروزمون خيلي عاليه قربان

1188
02:17:36,795 --> 02:17:39,089
سلام نويل حالتون چطوره؟

1189
02:17:39,381 --> 02:17:41,300
آه بري سلام

1190
02:17:41,467 --> 02:17:44,219
مي بينم که تنهايي, چرا به ما ملحق نميشي؟

1191
02:17:44,303 --> 02:17:47,723
... خيلي متشکرم بري, از لطفت ممنونم ولي

1192
02:17:47,973 --> 02:17:50,351
...من منتظر يک نفرم که بياد اينجا

1193
02:17:51,060 --> 02:17:55,230
چقدر بد شد! من و بانو ليندون شما را اين اواخر
خيلي کم مي بينيم

1194
02:17:55,356 --> 02:17:57,983
...لطفا سلام من رو به بانو برسونيد

1195
02:17:57,983 --> 02:18:01,487
و بهشون بگيد که اين اواخر خيلي گرفتار بودم
و کمتر تونستم جايي برم

1196
02:18:01,487 --> 02:18:02,654
حتما خواهم گفت

1197
02:18:02,988 --> 02:18:06,742
راستي چند ماه آينده ما چند تا مهمون داريم
که ميان ورق بازي کنيم

1198
02:18:06,617 --> 02:18:09,662
خيلي خوشحال ميشيم اگر شما و همسرتون هم
دعوت ما رو بپذيريد و به ما ملحق بشيد

1199
02:18:10,496 --> 02:18:15,167
بايد ببينم مي تونم بيام يا نه
اما احتمال ميدم اون رو کار داشته باشم

1200
02:18:15,250 --> 02:18:18,587
اميدوارم هر طور شده بيايد
از ديدار مجددتون خيلي خوشحال ميشيم

1201
02:18:18,837 --> 02:18:21,340
اگر بتونم بيام حتما بهتون اطلاع ميدم

1202
02:18:22,049 --> 02:18:25,803
به هر حال منتظر پيام شما هستم
و از ديدنت خوشحال ميشم

1203
02:18:29,848 --> 02:18:32,267
... اگر بري, لُرد بُلينگدون را کشته بود

1204
02:18:32,476 --> 02:18:37,189
... شايد خيلي کمتر مورد بي مهري اهالي

1205
02:18:37,189 --> 02:18:39,983
شهر و روستا قرار مي گرفت

1206
02:18:41,235 --> 02:18:43,320
دوستانش يکي پس از ديگري پراکنده مي شدند

1207
02:18:43,612 --> 02:18:46,782
و شايعاتي در مورد سو رفتار وي با ناپسريش بر سر
زبانها افتاد

1208
02:18:57,376 --> 02:19:00,546
اکنون صورت حسابها پشت سر هم مي رسيد

1209
02:19:01,380 --> 02:19:05,300
تمام صورت حسابهايي که در سالهاي اوليه ازدواجش
از آنها خبري نبود

1210
02:19:05,217 --> 02:19:08,554
ولي اکنون طلبکارها براي وصول طلب خود عجله داشتند

1211
02:19:09,054 --> 02:19:10,973
و ارقام هم سر سام آور بود

1212
02:19:12,516 --> 02:19:16,895
اکنون بري در ميان درياي از صورت حساب هاي پرداخت نشده و

1213
02:19:17,646 --> 02:19:22,401
بدي دست و پا ميزد...
هيچ راه فراري براي خود نمي يافت

1214
02:19:23,777 --> 02:19:28,073
... درآمد بانو ليندون هم آنچنان نبود که

1215
02:19:28,157 --> 02:19:30,034
جواب اين همه طلبکار عجول را بدهد

1216
02:20:17,581 --> 02:20:19,041
به نظرت اين خوب نيست؟

1217
02:20:19,041 --> 02:20:20,292
عاليه

1218
02:20:20,793 --> 02:20:22,169
اين چيه؟

1219
02:20:22,586 --> 02:20:24,463
يه خروس روي ديوار

1220
02:20:26,340 --> 02:20:27,716
چي داره ميگه؟

1221
02:20:27,883 --> 02:20:29,968
ديروز اين پرنده رو ديدم

1222
02:20:35,224 --> 02:20:36,475
اون کيه؟

1223
02:20:37,059 --> 02:20:38,852
مادرم توي کالسکش

1224
02:20:39,978 --> 02:20:41,563
مي خواد بره لندن؟

1225
02:20:42,398 --> 02:20:43,649
نمي دونم

1226
02:20:50,322 --> 02:20:52,199
... درست است که بري لغزش هايي داشت

1227
02:20:53,158 --> 02:20:57,413
اما هيچکس نمي توانست ادعا کند که او
پدر خوب و مهرباني نيست

1228
02:20:58,872 --> 02:21:01,583
او پسرش را از صميم قلب مي پرستيد

1229
02:21:02,626 --> 02:21:04,294
و هيچ چيز از او دريغ نمي داشت

1230
02:21:05,838 --> 02:21:09,591
... غير ممکن بود کسي بداند که براي پسرش

1231
02:21:10,426 --> 02:21:13,762
چه آرزوهايي در سر دارد ولي مي شد حدس زد او قصد داشت

1232
02:21:14,179 --> 02:21:17,349
... فرزندش در آينده فرد متشخص و مهمي شود

1233
02:21:19,727 --> 02:21:24,189
اما سرنوشت اينطور رقم زده بود که
بعد از او وارثي برايش نماند

1234
02:21:25,149 --> 02:21:27,443
... و پايان زندگيش در

1235
02:21:27,651 --> 02:21:29,737
... فقر , تنهايي ...

1236
02:21:30,279 --> 02:21:31,613
و بي پولي رقم مي خورد

1237
02:21:40,581 --> 02:21:41,540
پدر

1238
02:21:41,832 --> 02:21:42,958
بله, برايان؟

1239
02:21:43,208 --> 02:21:45,044
يه اسب برام مي خري؟

1240
02:21:45,169 --> 02:21:46,712
اسب براي بخرم؟

1241
02:21:46,962 --> 02:21:48,088
بله , بابا

1242
02:21:48,630 --> 02:21:50,591
اما تو که جوليا کوچولو رو داري

1243
02:21:50,591 --> 02:21:53,635
جوليا يه اسب کوچولوِ, من يک اسب واقعي مي خوام

1244
02:21:53,719 --> 02:21:56,013
انوقت باهات ميام شکار

1245
02:21:56,221 --> 02:21:58,098
فکر مي کني اونقدر بزرگ شده باشي که بتوني با من بياي شکار؟

1246
02:21:58,098 --> 02:21:59,141
اوه  , بله

1247
02:21:59,475 --> 02:22:04,355
جاناتان فقط يک سال از من بزرگتره
ولي هميشه با پدرش ميره به شکار

1248
02:22:05,314 --> 02:22:07,149
بايد در موردش فکر کنم

1249
02:22:07,483 --> 02:22:12,488
لطفا بگو بله. من تو اين دنيا به جز يه اسب چيزي نمي خوام

1250
02:22:13,530 --> 02:22:14,990
دربارش فکر مي کنم

1251
02:22:14,990 --> 02:22:17,284
متشکرم بابا , متشکرم

1252
02:22:21,997 --> 02:22:24,083
براي اين اسب چقدر پول مي خواي؟

1253
02:22:24,375 --> 02:22:25,918
يکصد گينس

1254
02:22:26,669 --> 02:22:30,214
به نظر منم اسب خوبيه, ولي صد گينس ارزش نداره

1255
02:22:30,631 --> 02:22:33,342
اگر بگم 75 گينس به نظرم منصفانست

1256
02:22:35,094 --> 02:22:38,639
از 80 گينس يک شيلينگ هم کمتر نميدم

1257
02:22:40,099 --> 02:22:43,852
هرگز دو تا جنتلمن براي 5 گينس معامله رو به هم نمي زنند
پس شد همون 80 تا

1258
02:22:43,852 --> 02:22:45,020
قبوله قربان

1259
02:22:46,188 --> 02:22:50,776
تيمي, اسب رو بردار ببر تو آخر دِلان و بهش بگو کمي تيمارش کنه

1260
02:22:50,776 --> 02:22:54,530
بهش بگو هفته آينده که تولد ارباب برايانه اسب رو
کاملا آماده کنه, مي خوام پسرم خوشحال بشه

1261
02:22:54,405 --> 02:22:56,281
و اين موضوع بين خودمون باشه

1262
02:23:41,535 --> 02:23:42,578
بابا

1263
02:23:44,455 --> 02:23:45,914
چي ميگي پسرم؟

1264
02:23:45,998 --> 02:23:47,666
اسب را برام خريدي؟

1265
02:23:50,085 --> 02:23:52,254
کدوم اسب رو ميگي؟

1266
02:23:52,588 --> 02:23:55,632
همون اسبي که قرار بود براي تولدم بخري

1267
02:23:58,218 --> 02:24:00,304
من از اين اسب هيچ اطلاعاتي ندارم

1268
02:24:00,846 --> 02:24:05,100
ولي يکي از بچه هاي اصطبل به نلي گفته بود
... که شما اون رو خريديد

1269
02:24:05,309 --> 02:24:09,271
گفت اسبِ تو اصطبل دولانه و داره تيمارش مي کنه

1270
02:24:09,271 --> 02:24:10,606
حقيقت داره؟

1271
02:24:11,857 --> 02:24:13,442
روز تولدت چه موقع است؟

1272
02:24:15,110 --> 02:24:16,362
پنجشنبه آينده

1273
02:24:18,572 --> 02:24:21,450
پس تا اون روز بايد صبر کني تا خودت بفهمي

1274
02:24:21,700 --> 02:24:24,995
پس راسته, خيلي متشکرم بابا

1275
02:24:30,876 --> 02:24:32,002
بله مامان؟

1276
02:24:33,170 --> 02:24:36,882
همين الان به من قول بده هيچوقت بدون حضور
پدرت سوار اون اسب نشي

1277
02:24:38,258 --> 02:24:40,219
بله مامان, قول ميدم

1278
02:24:41,387 --> 02:24:43,764
... و من هم بهت قول ميدم اگر

1279
02:24:43,764 --> 02:24:47,559
قبل از پنجشنبه بري به مزرعه دولان و اون اسب رو ببيني
!يک کتک مفصل بخوري

1280
02:24:48,143 --> 02:24:49,103
بله بابا

1281
02:24:48,977 --> 02:24:50,020
متوجه شدي؟

1282
02:24:50,145 --> 02:24:51,480
بله بابا

1283
02:24:52,022 --> 02:24:53,065
به من قول ميدي؟

1284
02:24:53,148 --> 02:24:54,942
بله بابا قول ميدم

1285
02:24:56,819 --> 02:24:58,570
خيلي خُب, برو غذات رو بخور

1286
02:25:25,180 --> 02:25:27,558
... آقاي ليندون خيلي متاسفم که مزاحمتون شدم

1287
02:25:27,558 --> 02:25:30,185
اما فکر مي کنم ارباب برايان از دستور شما
سرپيچي کرده اند

1288
02:25:30,185 --> 02:25:32,479
و مخفيانه به مزرعه دولان رفته اند

1289
02:25:33,522 --> 02:25:36,942
امروز صبح که رفتم اتاق ايشون ديدم تختخواب خاليه

1290
02:25:37,067 --> 02:25:40,070
يکي از آشپزها گفت ديده ارباب از حياط
آشپزخانه خارج شده

1291
02:25:39,987 --> 02:25:41,655
شما متوجه رفتن اون نشديد؟

1292
02:25:41,780 --> 02:25:44,992
حتما موقعي که خواب بودم از اتاق من رد شده

1293
02:26:17,107 --> 02:26:20,986
اوه خداي من, چه بلايي سرش اومده؟

1294
02:26:21,070 --> 02:26:25,324
من ديدم پسرتون سوار اسب داره از مزرعه رد ميشه

1295
02:26:25,324 --> 02:26:29,620
و اسب هم داره بازيگوشي مي کنه و جفتک مي ندازه

1296
02:26:29,745 --> 02:26:34,500
يکدفعه اسب بلند شد و پسر بيچاره افتاد زمين

1297
02:26:37,002 --> 02:26:39,630
اوه, برايان چرا دستور من رو اطاعت نکردي؟

1298
02:26:41,006 --> 02:26:42,633
متاسفم بابا

1299
02:26:43,258 --> 02:26:45,177
من رو که شلاق نمي زني, مي زني؟

1300
02:26:48,180 --> 02:26:49,640
نه عزيز دلم

1301
02:26:50,808 --> 02:26:52,142
شلاقت نمي زنم

1302
02:26:56,438 --> 02:27:01,110
ويليام فورا سوار اسب من بشو
و برو دنبال دکتر براتُن

1303
02:27:01,402 --> 02:27:05,072
بهش بگو هر کاري داره رها کنه و بياد اينجا, فهميدي؟

1304
02:27:14,665 --> 02:27:16,458
دکتر ها آمدند

1305
02:27:17,459 --> 02:27:21,880
اما در مقابل مرگ اين دشمن شکست ناپذير
چه کاري از پزشکان ساخته است؟

1306
02:27:23,132 --> 02:27:27,886
آنها نظر دادند وضع بچه بيچاره خيلي وخيم است
و اميدي به زندگي او نيست

1307
02:27:29,555 --> 02:27:32,307
با اين وجود مدت دو روز او نزد والدينش بود

1308
02:27:33,726 --> 02:27:37,479
آنها تا حدي خوشحال بودند
که پسرک درد و رنجي احساس نمي کند

1309
02:27:48,449 --> 02:27:49,366
بابا

1310
02:27:51,160 --> 02:27:53,370
من دارم ميميرم؟

1311
02:27:59,001 --> 02:28:03,589
نه عزيزم تو هيچوقت نميميري
و به زودي خوب ميشي

1312
02:28:07,634 --> 02:28:12,639
ولي من غير از دستهام چيزي حس نمي کنم

1313
02:28:15,142 --> 02:28:19,021
يعني بعضي از قسمت هاي بدنم همين حالا مرده؟

1314
02:28:26,612 --> 02:28:30,157
نه عزيزم دلم, از اسب که افتادي يکمي ضعف داري

1315
02:28:32,660 --> 02:28:35,079
اما بهت قول ميدم بزودي خوب ميشي

1316
02:28:39,625 --> 02:28:43,587
بابا, اگه من بميرم ميرم بهشت؟

1317
02:28:48,926 --> 02:28:51,136
... البته که ميري بهشت عزيزم

1318
02:28:52,680 --> 02:28:54,765
اما تو نميميري

1319
02:28:59,561 --> 02:29:01,313
مامان دستت رو بده من

1320
02:29:11,448 --> 02:29:13,325
بابا دستت رو بده من

1321
02:29:19,581 --> 02:29:22,501
ممکنه هر دوتون بهم يه قولي بدين؟

1322
02:29:25,629 --> 02:29:26,463
بله

1323
02:29:27,923 --> 02:29:31,260
قول بديد که هرگز با هم دعوا نکنين

1324
02:29:31,677 --> 02:29:33,345
و هميشه همديگه رو دوست داشته باشين

1325
02:29:34,388 --> 02:29:38,350
... تا همديگه رو بازم ببينيم, تو بهشت

1326
02:29:39,393 --> 02:29:43,772
جايي که بُلينگدون مي گفت اونهايي که
دعوا مي کنند هرگز راهي بهش ندارند

1327
02:29:52,114 --> 02:29:53,282
قول ميديم

1328
02:29:56,702 --> 02:30:00,122
قصه اون قلعه رو بازم برام ميگي؟

1329
02:30:02,541 --> 02:30:03,709
البته

1330
02:30:07,880 --> 02:30:09,548
ما از ديوار قلعه رفتيم بالا

1331
02:30:13,385 --> 02:30:19,224
من اولين نفري بودم که پريدم اون طرف ديوار
بقيه هم دنبال من پريدند

1332
02:30:19,850 --> 02:30:22,478
و کاشکي اونجا بودي و ميديدي

1333
02:30:24,146 --> 02:30:29,860
که چشماي فرانسوي ها داشت از کاسه در مي اومد

1334
02:30:30,569 --> 02:30:33,822
وقتي مي ديدند که ما مثل اجل معلق وارد قلعشون شديم

1335
02:30:35,491 --> 02:30:37,076
در عرض سه دقيقه

1336
02:30:40,079 --> 02:30:41,330
... ما کُلي ...

1337
02:30:51,548 --> 02:30:55,094
و مسيح گفت: من زندگي و رستاخيزم, آنکه به من ايمان آورد

1338
02:30:56,762 --> 02:31:00,432
... و اگر هم بميرد باز هم

1339
02:31:01,975 --> 02:31:03,644
"زنده و جاويد خواهد ماند

1340
02:31:04,603 --> 02:31:08,440
"... و آنکه در زندگي به من ايمان آورد

1341
02:31:09,483 --> 02:31:11,485
"هرگز نخواهد مُرد"

1342
02:31:13,946 --> 02:31:16,365
"مي دانم که ناجي من زنده است"

1343
02:31:16,782 --> 02:31:20,452
"و در روز قيامت بر روي خاک خواهد ايستاد

1344
02:31:21,286 --> 02:31:25,332
" و با اينکه کرم ها بدن خاکي مرا خواهند خُرد

1345
02:31:25,958 --> 02:31:29,628
هنوز هم من خداوند رو خواهم ديد"

1346
02:31:30,963 --> 02:31:35,759
خداوندي که با چشمان خود شاهد قدرت زوال ناپذيرِ"

1347
02:31:36,301 --> 02:31:37,845
" او و نه ديگري خواهد بود

1348
02:31:40,139 --> 02:31:42,558
"ما چيزي به اين دنيا نياورده ايم

1349
02:31:42,933 --> 02:31:45,978
و چيزي هم از اين دنيا نخواهم بُرد"

1350
02:31:47,229 --> 02:31:52,651
پروردگار خود داد و خود پس گرفت

1351
02:31:53,569 --> 02:31:55,779
"خداوندا ما برايان را به تو مي سپاريم"

1352
02:32:40,699 --> 02:32:43,118
غم و اندوه بري وصف ناپذير بود

1353
02:32:44,453 --> 02:32:48,332
تنها پناه بردن به الکل بود که تا حدودي
او را تسلي خاطر مي داد

1354
02:32:51,251 --> 02:32:56,256
در ميان اين همه رنج و بدبختي مادرش تنها کسي بود
که نسبت به او محبت مي کرد

1355
02:32:57,508 --> 02:33:01,261
چه بسا شبها وقتي که ... مست و لايعقل بود او را

1356
02:33:01,470 --> 02:33:03,555
به تختخواب ميبرد

1357
02:33:09,061 --> 02:33:10,521
"... اي پروردگار متعال

1358
02:33:11,063 --> 02:33:14,191
" اي هستي بخش و اي خالق خوبي ها

1359
02:33:14,525 --> 02:33:18,153
"از تو ميطلبيم که با رحم و شفقت بر اين بنده خدمتگذار

1360
02:33:18,070 --> 02:33:19,905
" نظر اندازي

1361
02:33:20,864 --> 02:33:23,158
تو سرنوشت بدي براي او رقم زدي"

1362
02:33:23,158 --> 02:33:25,661
و وادارش کردي کفاره گناهان قبلي خود را بپردازد

1363
02:33:25,577 --> 02:33:29,415
بانو ليندون که هميشه عصبي و پريشان خاطر بود

1364
02:33:29,832 --> 02:33:31,709
... چنان در عالم دين و مذهب غرق شده بود

1365
02:33:31,709 --> 02:33:37,131
که گاهي انسان خيال مي کرد ديوانه شده است

1366
02:34:01,864 --> 02:34:05,909
... در شرايط غم انگيزي که بر قصر هکتون

1367
02:34:06,535 --> 02:34:10,205
... و خانه ليندون و املاک او سايه افکنده بود

1368
02:34:10,831 --> 02:34:14,376
اداره اين املاک وسيع بر عهده خانم بَري که
زن لايق و با انظباطي بود افتاد

1369
02:34:14,126 --> 02:34:18,714
او مي بايست به تمام جزئيات کارها نظارت مي کرد

1370
02:34:28,557 --> 02:34:30,309
مي خواستيد من را ببينيد مادام؟

1371
02:34:30,726 --> 02:34:33,145
بله جناب کشيش, لطفا بشينيد

1372
02:34:37,941 --> 02:34:41,070
گراهام, بعدا بيا تا در مورد بعضي مسائل حرف بزنيم

1373
02:34:41,070 --> 02:34:43,238
اما الان برو پيش بانو ليندون تا

1374
02:34:43,238 --> 02:34:45,407
اين نامه هارو امضا کنند

1375
02:34:46,075 --> 02:34:47,201
بله خانم

1376
02:34:59,922 --> 02:35:01,507
کشيش رانت

1377
02:35:02,508 --> 02:35:06,261
من نيازي نمي بينم که بهتون اطلاع بدم
... با وجود اين واقعه غم انگيز که

1378
02:35:06,178 --> 02:35:10,349
اخيرا در قصر هکتون رخ داده, ديگر
احتياجي به خدمت شما در اينجا باشه

1379
02:35:12,017 --> 02:35:15,562
و همينطور که خودتون مي بينيد با اين گرفتاري هاي مالي

1380
02:35:15,979 --> 02:35:20,025
قادر به پرداخت حقوق شما نيستيم و
با کمال تاسف ازتون مي خوام که

1381
02:35:20,442 --> 02:35:22,111
شخصا از اين کار استعفا بديد

1382
02:35:28,075 --> 02:35:31,954
مادام, من به خوبي اين وضع ناگوار رو درک مي کنم

1383
02:35:32,329 --> 02:35:37,376
و هيچ احتياجي نيست درباره حقوق من ناراحتي داشته
باشيد, من بدون حقوق هم مي تونم زندگي کنم

1384
02:35:38,210 --> 02:35:42,756
ولي از من نخواين که در اين شرايط  بانو ليندون را
ترک کرده و ايشون رو تنها بذارم

1385
02:35:46,218 --> 02:35:48,387
خيلي متاسفم که اين حرف رو ميزنم

1386
02:35:49,138 --> 02:35:53,809
اما شخص شما مسئول وضع بد روحي ايشون هستيد

1387
02:35:55,394 --> 02:35:58,522
هرچه شما زودتر اينجا رو ترک کنيد
ايشون زودتر خوب ميشند

1388
02:36:03,819 --> 02:36:06,155
... مادام, با کمال احترام خدمتتون عرض کنم

1389
02:36:06,655 --> 02:36:09,575
من فقط از بانو ليندون دستور مي گيرم

1390
02:36:12,286 --> 02:36:13,746
کشيش رانت

1391
02:36:14,371 --> 02:36:18,542
بانو فعلا در شرايطي نيست که بتونه دستوري به کسي بده

1392
02:36:20,002 --> 02:36:23,672
پسرم از من خواسته که اداره امور قصر
هکتون رو به عهده بگيرم

1393
02:36:23,672 --> 02:36:28,135
تا موقعي که دوران عزاداري براي پسرش تموم بشه
و دوباره بتونه به کاراش برسه

1394
02:36:28,969 --> 02:36:30,429
... تا موقعي که من مسئوليت دارم

1395
02:36:30,429 --> 02:36:33,432
... شما بايد دستورات من رو اطاعت کنيد

1396
02:36:34,391 --> 02:36:36,685
من فقط نگران بانو ليندون هستم

1397
02:36:39,813 --> 02:36:40,856
مادام

1398
02:36:42,608 --> 02:36:45,861
اما شما تنها نگران امضا هاي بانو ليندون هستيد

1399
02:36:46,779 --> 02:36:51,575
شما و پسرتون با کمال موفقيت تونستيد ثروت
يک خانواده بزرگ رو به باد بدين

1400
02:36:52,743 --> 02:36:54,620
... و با زنداني کردن اون در قصرش

1401
02:36:54,620 --> 02:36:58,040
مي خوايد بقيه داراييش رو هم بالا بکشيد

1402
02:36:58,290 --> 02:36:59,750
کشيش رانت

1403
02:37:00,793 --> 02:37:03,587
ديگه مايل نيستم در اين مورد چيزي بشنوم

1404
02:37:04,088 --> 02:37:06,799
چمدون هاتون رو ببنديد و همين فردا صبح
حرکت کنيد

1405
02:37:26,652 --> 02:37:29,029
!خدايا, کمک , کمک

1406
02:37:32,783 --> 02:37:35,577
در خلال اين ناراحتي هاي سنگين

1407
02:37:35,494 --> 02:37:39,248
بانو ليندون با خوردن زهر قصد خودکشي کرد

1408
02:37:40,416 --> 02:37:43,335
... ولي چون تنها مقدار کمي خورده بود

1409
02:37:44,169 --> 02:37:47,089
نمُرد ولي به طرز خطرناکي بيمار شد

1410
02:37:47,089 --> 02:37:51,135
اين واقعه
... باعث دخالت کسي شد که

1411
02:37:51,552 --> 02:37:53,345
خيلي زودتر از اينها بايد مي آمد

1412
02:37:53,345 --> 02:37:54,471
!اوه, خداي من

1413
02:38:27,004 --> 02:38:28,797
... اگر مادرم فوت ميکرد

1414
02:38:29,798 --> 02:38:32,301
... من خودم را مقصر مي دونستم

1415
02:38:32,301 --> 02:38:35,346
درست مثل اينکه خودم به او زهر داده باشم

1416
02:38:36,722 --> 02:38:39,850
چون با وجود بي احترامي که به نام خانوادگي ما شده

1417
02:38:40,893 --> 02:38:44,188
... من در اثر ترس و ضعف خودم

1418
02:38:45,147 --> 02:38:48,067
... به بِري ها اجازه دادم که با ظلم و ستم

1419
02:38:48,275 --> 02:38:50,903
بر زندگي ما چيره بشن

1420
02:38:51,195 --> 02:38:53,906
و از مادرم يک زن عليل و دل شکسته بسازند

1421
02:38:54,740 --> 02:38:59,536
همينطور که ثروت و دارايي خانواده محترم ما را از بين بردند

1422
02:39:02,790 --> 02:39:06,960
دوستانم در مقابل من ابراز همدردي مي کنند
... ولي مي دونم پشت سر من

1423
02:39:08,003 --> 02:39:09,755
به شدت ازم متنفرند

1424
02:39:11,006 --> 02:39:13,092
و البته من حق رو به اونها ميدم

1425
02:39:20,391 --> 02:39:21,558
... در هر حال

1426
02:39:25,396 --> 02:39:27,272
ديگه مي دونم بايد چيکار کنم

1427
02:39:30,192 --> 02:39:31,777
و چيکار خواهم کرد

1428
02:39:34,238 --> 02:39:35,823
و به هر قيمتي که شده

1429
02:39:49,878 --> 02:39:51,672
صبح بخير, جناب لرد

1430
02:39:51,964 --> 02:39:53,215
صبح بخير

1431
02:39:54,299 --> 02:39:55,968
آقاي بري ليندون اينجا هستند؟

1432
02:39:55,843 --> 02:39:57,720
بله قربان, ايشون داخل هستند

1433
02:41:36,568 --> 02:41:38,028
آقاي ردموند بري

1434
02:41:41,657 --> 02:41:44,076
... آخرين باري که شما رو ديدم

1435
02:41:44,827 --> 02:41:47,705
شما با کمال گستاخي به من بي احترامي کردين

1436
02:41:49,164 --> 02:41:54,420
با اينکه از اون واقعه گذشته و من هم سعي کردم
... فراموشش کنم, ولي عقيده دارم هيچ نجيب زاده اي

1437
02:41:55,963 --> 02:41:58,257
نبايد مورد بي احترامي قرار بگيره

1438
02:41:59,174 --> 02:42:01,260
... بنابراين براي اعاده حيثيت خودم

1439
02:42:05,556 --> 02:42:09,018
اکنون شما را به دوئل دعوت مي کنم

1440
02:42:53,937 --> 02:42:54,980
... آقاي ليندون

1441
02:42:55,481 --> 02:42:58,734
... همينطور که مي بينيد
اين دو تپانچه مثل هم هستند

1442
02:42:58,734 --> 02:43:02,154
يکي را همراه شما پر کرده
و ديگري را من پر کردم

1443
02:43:02,154 --> 02:43:06,659
منتها چون تپانچه ها به لرد بُلينگدون تعلق داره
هر کدوم رو بخوايد مي تونيد انتخاب کنيد

1444
02:43:14,500 --> 02:43:16,043
لرد بُلينگدون

1445
02:43:23,967 --> 02:43:27,805
حالا آقايون براي اينکه معلوم بشه کي اول تيراندازي کنه

1446
02:43:28,347 --> 02:43:30,432
من يک سکه به هوا مي اندازم

1447
02:43:30,432 --> 02:43:34,520
چون شخصي که بهشون اهانت شده لرد بُلينگدون هستند
ايشون حق دارند اول بگن

1448
02:43:35,521 --> 02:43:37,940
هر دو با اين کار موافقيد؟

1449
02:43:40,150 --> 02:43:41,193
بله

1450
02:43:43,570 --> 02:43:47,533
اگر لرد بُلينگدون درست حدس بزنند حق دارند
اول تير اندازي کنند

1451
02:43:48,659 --> 02:43:52,746
و چنانچه اشتباه کنند تير اول را آقاي ليندون خواهند زد

1452
02:43:54,415 --> 02:43:56,291
کاملا روشن شد؟

1453
02:44:04,133 --> 02:44:06,510
لُرد بُلينگدون شما چي رو انتخاب مي کنيد؟

1454
02:44:08,053 --> 02:44:09,138
صورت

1455
02:44:17,688 --> 02:44:18,814
صورت اومد

1456
02:44:20,482 --> 02:44:23,068
پس تير اول رو لرد بُلينگدون شليک مي کنند

1457
02:44:27,364 --> 02:44:28,907
... لرد بُلينگدون

1458
02:44:29,450 --> 02:44:31,410
ممکنه بريد در جاي خود بايستيد؟

1459
02:44:45,299 --> 02:44:47,801
يک ... دو  ... سه

1460
02:44:47,676 --> 02:44:49,678
چهار ... پنج ... شش

1461
02:44:50,095 --> 02:44:53,223
هفت ... هشت ... نه

1462
02:44:59,271 --> 02:45:02,274
آقاي ليندون, ممکنه سر جاتون بايستيد؟

1463
02:45:23,462 --> 02:45:27,966
آقاي ليندون آماده ايد لُرد بُلينگدون گلوله را شليک کنند؟

1464
02:45:39,311 --> 02:45:40,354
بله

1465
02:45:44,233 --> 02:45:45,651
لُرد بُلينگدون

1466
02:45:46,819 --> 02:45:48,487
... تپانچه رو مسلح کنيد

1467
02:45:49,113 --> 02:45:50,906
و براي شليک آماده باشيد

1468
02:46:05,671 --> 02:46:08,215
سر ريچارد, مثل اينکه اين تپانچه ايرادي داره

1469
02:46:09,133 --> 02:46:11,010
لطفا يکي ديگه بديد

1470
02:46:11,760 --> 02:46:15,389
... متاسفم لُرد بُلينگدون
شما بايد برگرديد سر جاتون

1471
02:46:15,389 --> 02:46:17,891
و اجازه بديد آقاي ليندون به شما شليک کنند

1472
02:46:21,228 --> 02:46:23,439
کاملا درسته, لُرد بُلينگدون

1473
02:46:24,356 --> 02:46:28,527
بهر حال تپانچه شما شليک کرده و
شما ديگه حقي نداريد

1474
02:46:42,708 --> 02:46:46,879
آقاي ليندون, مقررات شليک براتون کاملا روشنه؟

1475
02:46:48,630 --> 02:46:49,590
بله

1476
02:46:53,552 --> 02:46:55,012
لُرد بُلينگدون

1477
02:46:56,472 --> 02:46:59,183
آماده ايد آقاي ليندون گلوله خودشون رو شليک کنند؟

1478
02:47:05,981 --> 02:47:06,982
بله

1479
02:47:10,235 --> 02:47:11,820
خيلي خُب, پس

1480
02:47:15,115 --> 02:47:16,492
آقاي ليندون

1481
02:47:17,826 --> 02:47:19,411
تپانچه رو مسلح کنيد

1482
02:47:20,329 --> 02:47:21,997
و براي شليک آماده باشيد

1483
02:48:19,054 --> 02:48:22,057
حاضريد لُرد بُلينگدون؟

1484
02:48:31,567 --> 02:48:33,861
تپانچه مسلحه آقاي ليندون؟

1485
02:48:36,989 --> 02:48:37,906
بله

1486
02:48:43,162 --> 02:48:44,705
پس آماده شليک باشيد

1487
02:48:51,378 --> 02:48:52,504
يک ...

1488
02:48:54,173 --> 02:48:55,424
دو ...

1489
02:49:07,728 --> 02:49:12,358
لُرد بُلينگدون, با توجه به اينکه آقاي ليندون
به طرف زمين شليک کردند

1490
02:49:12,524 --> 02:49:15,986
آيا تصور مي کنيد از شما اعاده حيثيت شده باشه؟

1491
02:49:29,625 --> 02:49:32,461
متاسفانه هنوز از من اعاده حيثيت نشده

1492
02:50:04,368 --> 02:50:06,578
آقاي ليندون حاضريد؟

1493
02:50:18,007 --> 02:50:18,966
بله

1494
02:50:21,593 --> 02:50:23,012
لُرد بُلينگدون

1495
02:50:23,971 --> 02:50:26,473
تپانچه رو مسلح کنيد و آماده شليک باشيد

1496
02:50:44,950 --> 02:50:46,076
يه

1497
02:50:48,871 --> 02:50:50,122
دو

1498
02:51:10,267 --> 02:51:14,646
بري را به يک مهمانخانه در همان نزديکي بردند
و جراحي رو خبر کردند

1499
02:51:28,619 --> 02:51:30,079
تقريبا کارم تموم شده

1500
02:51:52,309 --> 02:51:55,437
آقاي ليندون, خيلي متاسفم که بايد اين خبر رو بهتون بدم

1501
02:51:56,355 --> 02:51:58,941
... متاسفانه من بايد پاي شما رو از زانو

1502
02:51:59,692 --> 02:52:01,694
از زانو به پايين قطع کنم

1503
02:52:10,327 --> 02:52:11,704
پام رو قطع کنيد؟

1504
02:52:13,330 --> 02:52:14,373
براي چي؟

1505
02:52:16,709 --> 02:52:19,294
جواب سادش اينه که زندگيتون رو نجات بدم

1506
02:52:20,546 --> 02:52:24,800
گلوله استخوان زير زانو رو بکلي متلاشي کرده
و باعث پاره شدن شريان شده

1507
02:52:26,051 --> 02:52:29,304
چنانچه پاتون رو قطع نکنم نمي تونم شريان رو ببندم

1508
02:52:29,221 --> 02:52:30,973
و از خون ريزي جلوگيري کنم

1509
02:53:02,755 --> 02:53:03,922
گراهام

1510
02:53:04,006 --> 02:53:05,299
بله قربان؟

1511
02:53:05,674 --> 02:53:10,512
وقتي رسيديم به قصر هکتون شما بايد به خانم بري
اطلاع بدين چه اتفاقي افتاده

1512
02:53:11,221 --> 02:53:13,640
لزومي نداره وارد جزئيات بشين

1513
02:53:13,724 --> 02:53:17,895
فقط بهشون بگين آقاي بري کجا هستند
و چه اتفاقي براي پاشون افتاده

1514
02:53:18,520 --> 02:53:20,397
اون مادره و به سراغ پسرش خواهد رفت

1515
02:53:21,023 --> 02:53:25,402
بايد کاري کنيم که ايشون از خانه من خارج بشن
و هر چه سريع تر به سمت لندن حرکت کنند

1516
02:53:25,402 --> 02:53:26,528
... و تحت هيچ شرايطي

1517
02:53:26,528 --> 02:53:29,365
... نبايد اجازه بديد با مادر من روبرو بشن

1518
02:53:29,448 --> 02:53:32,910
و يا اينکه قبل از حرکت در خانه من
سر و صدا راه بندازند

1519
02:53:33,535 --> 02:53:34,787
بله قربان

1520
02:54:47,359 --> 02:54:49,361
خان بري, حالتون چطوره؟

1521
02:54:50,279 --> 02:54:52,573
چقدر از ديدنت خوشحالم گراهام, بيا تو

1522
02:54:52,448 --> 02:54:53,615
ممنونم

1523
02:54:55,284 --> 02:54:57,786
نامه من به شما رسيد؟

1524
02:54:58,287 --> 02:54:59,997
بله ما متظر شما بوديم

1525
02:55:00,080 --> 02:55:03,000
اوه خوبه, چون من نمي خواستم سر زده اومده باشم

1526
02:55:04,168 --> 02:55:06,253
آقاي ليندون حالتون چطوره؟

1527
02:55:08,130 --> 02:55:10,799
احساس بهترين دارم
متشکرم گراهام

1528
02:55:12,176 --> 02:55:13,552
چرا نمي شينيد؟

1529
02:55:13,427 --> 02:55:15,095
ممنونم, خانم بري

1530
02:55:23,562 --> 02:55:25,314
چايي ميل داريد؟

1531
02:55:25,314 --> 02:55:28,651
نه, نه و متشکرم خانم بري الان نه

1532
02:55:34,281 --> 02:55:36,492
کار و بارت چطوره اين روزا؟

1533
02:55:36,575 --> 02:55:38,243
اي زياد بد نيست

1534
02:55:41,372 --> 02:55:43,457
شما اينجا راحتيد؟

1535
02:55:43,457 --> 02:55:44,833
خيلي راحت

1536
02:55:44,917 --> 02:55:46,168
خوبه , خوبه!

1537
02:56:00,557 --> 02:56:03,185
اجازه ميديد بريم سر اصل مطلب؟

1538
02:56:05,020 --> 02:56:06,271
با کمال ميل

1539
02:56:12,653 --> 02:56:14,029
... آقاي ليندون

1540
02:56:16,824 --> 02:56:19,868
... لُرد بُلينگدون به بنده دستور دادند که

1541
02:56:20,577 --> 02:56:23,706
... يک مقرري ساليانه در حدود

1542
02:56:24,456 --> 02:56:28,377
سالي 500 گينس تا پايان عمر به شما پيشنهاد کنم

1543
02:56:30,713 --> 02:56:33,924
... البته به شرطي که شما به کلي

1544
02:56:35,718 --> 02:56:37,469
انگلستان رو ترک کنيد

1545
02:56:38,012 --> 02:56:40,806
و در صورت برگشتتون

1546
02:56:41,849 --> 02:56:44,143
مقرري فورا قطع خواهد شد

1547
02:56:47,146 --> 02:56:51,442
ضمنا لُرد بُلينگدون از بنده خواستند به شما يادآوري کنم

1548
02:56:52,901 --> 02:56:55,487
چنانچه تصميم به ماندن بگيريد

1549
02:56:56,238 --> 02:57:00,075
... ايشون شما را بلافاصله

1550
02:57:01,660 --> 02:57:03,662
به زندان خواهند انداخت

1551
02:57:05,205 --> 02:57:10,085
که از طرف طلبکاران متعددي که دارين

1552
02:57:10,919 --> 02:57:14,173
به اجرا گذاشته ميشه

1553
02:57:14,506 --> 02:57:16,675
و چون ديگه اعتبار مالي نداريد

1554
02:57:17,926 --> 02:57:20,637
اميدوار هم نباشيد که بتونيد

1555
02:57:22,097 --> 02:57:23,766
... حتي يک شيلينگ هم

1556
02:57:24,266 --> 02:57:25,976
از کسي قرض بگيريد

1557
02:57:56,632 --> 02:57:58,801
بري کاملا گيج و خورد شده است

1558
02:58:00,552 --> 02:58:03,597
ديگر از اين مرد محروم و دل شکسته و تنها
چه انتظاري مي توان داشت؟

1559
02:58:05,474 --> 02:58:09,436
او مقرري را قبول کرد و با مادرش به ايرلند بازگشت

1560
02:58:09,937 --> 02:58:11,939
تا دوران بهبودي را تمام کند

1561
02:58:13,065 --> 02:58:15,693
مدتي بعد به کشورهاي مختلفي سفر کرد

1562
02:58:17,653 --> 02:58:21,657
از جزئيات زندگي اين دوره زندگي او
اطلاعات دقيقي در دست نيست

1563
02:58:22,366 --> 02:58:26,120
مي گفتند او بار ديگر به شغل سابق خود
قمار بازگشته است

1564
02:58:26,120 --> 02:58:28,080
ولي اين بار شانس مثل قبل با او بار نبوده

1565
02:58:29,665 --> 02:58:31,750
او ديگر هرگز با ليدي ليندون روبرو نشد

1566
03:05:01,640 --> 03:05:03,726
armin.mail007@gmail.com زيرنويس از آرمين