1
00:00:46,256 --> 00:00:51,134
قطار به مقصدهاي شيکاگو و پيتزربورگ

2
00:00:51,259 --> 00:00:54,385
.در ساعت يک حرکت ميکند

3
00:00:54,387 --> 00:01:04,383
<font color=Red>TvShow</font> ارائه اي از تـيم ترجـمه
<font color=Red>TvShow</font>.ir

4
00:01:04,384 --> 00:01:15,380
: ترجمه و زيرنويس
<font color=#8000FF>S.A.B.E.R</font>
<font color=#804040>saber_pezhman@yahoo.com</font>

5
00:01:52,467 --> 00:01:56,218
ديوونه کنندست که آدم بعضي وقتا ميتونه خودش رو تو دردسر بندازه

6
00:01:56,343 --> 00:01:59,470
.و حتي قادر به اين نباشه که با جنبه هاي مختلف بهش فکر کنه

7
00:01:59,679 --> 00:02:03,306
.و هنوز قادر به فکر کردن در مورد هيچ چيز ديگه اي باشه

8
00:02:03,432 --> 00:02:06,975
.تو ميفهمي که  نه براي چيزي يا کسي خوب و مناسب نيستي

9
00:02:07,060 --> 00:02:10,102
.شايد با گذشت عمر خيلي جدي بشه

10
00:02:10,937 --> 00:02:13,856
.بهرحال ، من فکر ميکنم که اينجوري براي من شروع شد

11
00:02:14,898 --> 00:02:18,649
درست قبل از مبارزه من با رودريگرز
.سه روز پيش

12
00:04:25,609 --> 00:04:27,152
سلام ؟ -
.سلام ، ديوي -

13
00:04:27,277 --> 00:04:29,361
چه خبره ؟ -
چطوري ؟ -

14
00:04:29,446 --> 00:04:32,697
.خيلي خب ، اما داره دير ميشه
.من از اينکه اينطوري علاف باشم متنفرم

15
00:04:32,781 --> 00:04:38,201
.بهتره که تاکسي بگيري ، ماشين يه سري مشکل داره
.تو ميدون مسابقه ميبينمت

16
00:04:38,327 --> 00:04:40,411
.باشه -
.خيلي خب ، خدافظ -

17
00:06:55,375 --> 00:06:58,418
.تو داري بهترين کار رو براي خودت ميکني -
منظورت چيه ؟ -

18
00:06:59,753 --> 00:07:02,672
.آه ، اون فقط توي ساختمون زندگي ميکنه -
.آه -

19
00:07:02,880 --> 00:07:05,382
.قبلا مبارز خوبي بود -
مبارز ؟ -

20
00:07:05,507 --> 00:07:07,174
.آره

21
00:07:07,258 --> 00:07:11,635
.در حقيقت اون امشب مسابقه داره
.ميتونيم از تلويزيون مسابقه ـش رو ببينيم

22
00:07:25,103 --> 00:07:26,645
.ديوي عزيزم

23
00:07:26,771 --> 00:07:29,356
.ما هنوز توي اين ماه خبري ازت نشنيده ايم

24
00:07:29,481 --> 00:07:32,816
.و ما در عجبيم که گرچه همه چيز هنوز بر وفق مرادت ـه

25
00:07:33,026 --> 00:07:35,611
.اين بيرون همه چيز مثل سابق ـه

26
00:07:35,736 --> 00:07:40,322
.من هنوز هر هفته به سياتل ميرم و مزرعه به خوبي داره رشد و پرورش ميابه

27
00:07:40,530 --> 00:07:45,408
.هفته گذشته من بلاخره اسب عربي آقاي هندرسون رو خريدم

28
00:07:45,533 --> 00:07:48,452
.بيماري عمه گريس ـت هم بهتر شده

29
00:07:48,660 --> 00:07:52,621
.اون ميتونه با عصا مسافتهاي کوتاه رو طي کنه

30
00:07:52,830 --> 00:07:56,874
.خب ، اين تموم حرفام بود به جز اينکه ما خيلي دلمون برات تنگ شده ديوي

31
00:07:57,000 --> 00:08:00,627
به زودي زود برام نامه بنويس . با عشق
.عمو جرج و عمه گريس

32
00:11:08,251 --> 00:11:10,669
.امشب دو مرد مبارز رو در کنار هم آورديم

33
00:11:10,878 --> 00:11:14,838
.مبارز جوانتر ، کيد رودريگرز
.شکست نخورده در 22 مسابقه حرفه اي

34
00:11:14,923 --> 00:11:19,300
.و مبارز کهنه کار ، ديوي گوردون
.کسي که در 88 مبارزه پيروزي بدست آورده

35
00:11:19,508 --> 00:11:21,801
.در حالي که 9 مبارزه رو واگذار و دو مبارزه رو هم مساوي کرده

36
00:11:21,927 --> 00:11:24,303
در سابقه طولاني گوردون

37
00:11:24,429 --> 00:11:28,389
.يک وعده به انجام نرسيده وجود داره
.حداقل بگيم تا کنون

38
00:11:28,473 --> 00:11:32,850
. به سختي و قدرت يک زننده ، يک بوکسر باهوش
اون گرفتار چانه ضعيف ـشه

39
00:11:32,976 --> 00:11:36,102
.و يک شکستگي ميتونه بزرگترين مبارزش رو به بدترين تبديل کنه

40
00:11:36,187 --> 00:11:41,815
.و امشب يکي از بزرگترين مبارزه هاست البته
.يک مبارزه بر سر جايزه

41
00:11:41,941 --> 00:11:45,150
.الان بيايد وقتمون رو براي يه صحبت دوستانه در اختيار اسپانسرمون بزاريم

42
00:11:45,275 --> 00:11:47,985
... اغلب چند بار به خونه رفتيد و خواستيد که

43
00:13:17,420 --> 00:13:18,461
.يک

44
00:13:18,671 --> 00:13:19,588
.دو

45
00:13:19,714 --> 00:13:20,755
.سه

46
00:13:20,839 --> 00:13:21,881
.چهار

47
00:13:22,007 --> 00:13:23,132
.پنج

48
00:13:23,257 --> 00:13:24,382
.شش

49
00:13:24,508 --> 00:13:25,842
.هفت

50
00:13:25,967 --> 00:13:27,509
.هشت

51
00:14:55,276 --> 00:14:57,152
.يک ، دو

52
00:14:57,278 --> 00:14:59,029
.سه . چهار

53
00:14:59,154 --> 00:15:01,447
.پنج . شش

54
00:15:01,656 --> 00:15:03,323
.هفت . هشت

55
00:16:21,167 --> 00:16:24,085
.امشب  ممکنه که رقم خوردن تاريخ رينگ رو شاهد باشيم

56
00:16:24,210 --> 00:16:26,920
توسط مبارز سبک وزن رودريگرز

57
00:16:27,004 --> 00:16:30,672
.و ناک اوت تاثير گذارش بر روي قهرمان با تجربه گوردون باشيم

58
00:16:30,882 --> 00:16:33,800
.اما امشب براي گوردون بايد مثل قند تلخ باشه

59
00:16:34,009 --> 00:16:37,761
.اون بايد ثابت کنه که چانه ضعيفش به يک چيز قوي تر تبديل شده

60
00:16:37,845 --> 00:16:42,014
.اما. ناگواري براي اون در راهه
.امشب چونه اون شکننده از هميشه ـست

61
00:16:42,139 --> 00:16:46,308
يک مثال شناخته شده درون رينگي هست که ميگه
.تحصيلات زياد يک مبارز رو به تباهي ميکشه

62
00:18:09,280 --> 00:18:10,322
سلام؟

63
00:18:10,531 --> 00:18:13,032
.آقاي ديوي گوردون ، لطفا

64
00:18:13,116 --> 00:18:14,699
.منم

65
00:18:14,909 --> 00:18:17,411
.يه لحظه ، مخاطبتون روي خطه

66
00:18:18,328 --> 00:18:21,163
.سلام ديوي ، عمو جورجم -
.سلام عمو جورج -

67
00:18:21,372 --> 00:18:23,123
چطوري؟ -
خوبم تو چطوري؟ -

68
00:18:23,248 --> 00:18:27,917
.ما همه خوبيم
.بگو ببينم ، نظرت در مورد تعطيلات با ما چيه

69
00:18:28,042 --> 00:18:32,211
يکمي وقت با ما بگذروني؟
.روستا توي اين موقع از سال آب و هواي خوبي داره

70
00:18:32,295 --> 00:18:34,797
...واقعا خوبي شما رو ميرسونه که اين رو بهم پيشنهاد ميديد اما

71
00:18:34,922 --> 00:18:38,048
.ديو ، ما مسابقه رو از تلويزيون ديديم -
خب ؟ -

72
00:18:38,133 --> 00:18:41,259
.هيچي فقط ديديم -
.بايد عالي به نظر ميرسيد -

73
00:18:41,468 --> 00:18:44,928
.خب ، اين چيزا اتفاق مي افته -
.من نميدونم چه اتفاقي افتاد -

74
00:18:45,012 --> 00:18:49,181
.فراموشش کن ، به تعطيلات نياز داري
.و ما 2 ساله که تو رو نديدم

75
00:18:49,306 --> 00:18:51,891
چرا تو مرخصي نميگيري و نمياي بيرون ؟

76
00:18:52,016 --> 00:18:54,810
.خب ، ببين ، نميدونم

77
00:18:55,853 --> 00:18:58,563
.ببين ، من الان يکم احساس گيجي ميکنم جورج

78
00:18:58,771 --> 00:19:01,273
.اما... بزار در موردش فکر کنم

79
00:19:01,398 --> 00:19:03,774
.من آه...بهت زنگ ميزنم

80
00:19:03,899 --> 00:19:08,068
وايسا ، صدمه که نديدي ديو ؟ -
.نه ، نه من فقط خسته ـم همين -

81
00:19:08,278 --> 00:19:11,279
.خب ، به محض اينکه تونستي بهمون خبر بده -
.حتما -

82
00:19:12,238 --> 00:19:15,656
.عمه گريس ـت سلام ميرسونه -
.از طرف من هم بهش سلام برسون -

83
00:19:15,782 --> 00:19:19,743
خيلي خب ، مثل الان
.تو ما رو همونطور که ازت انتظار داريم در جريان ميگذاري

84
00:19:19,952 --> 00:19:23,912
.حتما اينکار رو ميکنم. ممنون بابت تماس
.خيلي خوب شد که صداتون رو شنيدم

85
00:19:24,121 --> 00:19:26,622
.مواظب خودت باش -
.تو هم همينطور ، شب بخير -

86
00:19:26,832 --> 00:19:28,791
.شب بخير ديوي

87
00:20:27,580 --> 00:20:31,123
.بريد خونه ، دروغگوهاي تنبل
!شما تنبليد

88
00:20:31,249 --> 00:20:33,959
...برو خونه پسر ، نميدونم

89
00:20:47,093 --> 00:20:49,594
هي ! اونجا چه خبره ؟

90
00:21:47,550 --> 00:21:50,135
.بفرما، اينجوري بهتره

91
00:21:51,511 --> 00:21:53,595
.ببين

92
00:21:53,679 --> 00:21:57,431
...اگه اشکالي نداره
اگه اشکالي نداره ازت بپرسم

93
00:21:57,640 --> 00:21:59,725
چي شد ؟

94
00:22:01,100 --> 00:22:03,810
...خب ، حدود يه ساعت پيش

95
00:22:24,116 --> 00:22:25,908
خب ؟

96
00:22:27,451 --> 00:22:29,952
چي ميخواي ؟

97
00:22:30,786 --> 00:22:32,787
.معذرت ميخوام

98
00:22:33,622 --> 00:22:35,497
.من واقعا معذرت ميخوام

99
00:22:35,707 --> 00:22:39,250
.الان مهم نيست -
من گفتم معذرت ميخوام ، ميتوني من رو ببخشي؟ -

100
00:22:39,334 --> 00:22:41,418
.نه -
.خواهش ميکنم -

101
00:22:41,544 --> 00:22:44,754
.گلوريا ، خواهش ميکنم -
.گمشو -

102
00:22:44,880 --> 00:22:46,964
.برو بيرون

103
00:22:51,342 --> 00:22:53,426
.آره ، بايد همينطور ميشد

104
00:22:53,636 --> 00:22:57,679
توي تموم طول عمرم من چيزهايي رو که برام بيشترين ارزش رو داشتند
.تباه کردم

105
00:22:58,305 --> 00:23:01,765
.تمام زندگيم -
.برام مهم نيست ، فقط ميخوام که از اينجا بري -

106
00:23:01,849 --> 00:23:04,059
گلوريا متوجه نميشي؟

107
00:23:04,142 --> 00:23:07,393
.اگه تو فقط ميتونستي بفهمي که چه احساس پستي و حقارتي من دارم

108
00:23:07,478 --> 00:23:11,021
.من حتي نميدونم که تو احساسات داري يا نه -
.دختره احمق -

109
00:23:11,147 --> 00:23:13,231
.من عاشق توام

110
00:23:13,315 --> 00:23:17,609
.من ميخوام تو رو از اينجا ببرم ، من تو رو روي سرم ميشونم
.من توي کل عمرم برده تو خواهم بود

111
00:23:17,817 --> 00:23:21,444
.تو نميتوني هيچکاري براي من بکني -
.من رو نبخش ، فقط من رو تحمل کن -

112
00:23:21,570 --> 00:23:25,197
.و بزار عذاب بکشم تا بدونم که تو چه حسي داري -
نميتوني بفهمي ويني ؟ -

113
00:23:25,406 --> 00:23:28,950
.براي من فقط يه پيرمردي
.بوي بد ميدي

114
00:23:29,368 --> 00:23:31,577
.من عاشق و ديوونه تو هستم

115
00:23:31,661 --> 00:23:35,412
.من نميتونم کنار وايسم وقتي که ميبينم اون آدما باهات ميرقصند
.تمام اجزاي داخلي بدنم آتيش ميگيره

116
00:23:35,621 --> 00:23:38,539
.خب ، تو ديگه مجبور نيستي ببيني -
.خواهش ميکنم -

117
00:23:38,665 --> 00:23:42,416
.خواهش ميکنم ، فقط يه فرصت ديگه -
.نه ، شانس بي شانس . هيچي -

118
00:23:42,626 --> 00:23:45,336
.خواهش ميکنم -
.ولم کن يا جيغ ميکشم -

119
00:23:54,092 --> 00:23:58,469
.ديگه بهش فکر نکن
.اون برنميگرده

120
00:23:58,553 --> 00:24:00,554
.نگران نباش

121
00:24:02,098 --> 00:24:04,391
.من الان خيلي خسته ـم

122
00:24:04,516 --> 00:24:08,142
.فقط چشمات رو ببند
.نگران هيچي نباش

123
00:24:09,519 --> 00:24:11,895
.من اينجا پيشت ميشينم

124
00:24:12,896 --> 00:24:22,892
<font color=#8000FF>S.A.B.E.R</font> | <font color=Red>TvShow</font>
<font color=Red>TvShow</font>.ir

125
00:26:46,915 --> 00:26:48,874
.من در خونش رو قفل کردم و رفتم خونه

126
00:26:49,083 --> 00:26:52,751
اما اولين کاري که صبح کردم اين بود که برگشتم تا ببينم
.حالش چطوره

127
00:26:52,961 --> 00:26:57,838
در زدنم اون رو بيدار کرد ، اما اون همش ميخنديد و من رو براي
.صبحانه دعوت کرد

128
00:26:57,964 --> 00:27:00,549
.سر ميز صبحانه بهم گفت که مبارزه رو ديده

129
00:27:00,674 --> 00:27:05,134
، من فکر ميکردم که ازم ميخواد در مورد خودم صحبت کنم
.راجع اينکه چه آدم دست و پا چلفتي بودم

130
00:27:05,344 --> 00:27:08,679
.که چطوري به سياتل برگشتم و روي مزرعه عموم کار کردم

131
00:27:08,804 --> 00:27:10,972
اما وقتي حالا بهش فکر ميکنم

132
00:27:11,098 --> 00:27:15,058
.به اين پي ميبرم که من در تمام مدت در حال صحبت کردن بودم
چيزهايي که واقعا تو فکرم بود

133
00:27:15,141 --> 00:27:19,936
اين بود که به يادش نيارم چه اتفاقي افتاد که رئيس راپالو براش
.اينقدر متاسف بود

134
00:27:20,062 --> 00:27:22,856
.بهرحال ، بيا در مورد خودت صحبت کنيم

135
00:27:22,981 --> 00:27:24,439
مثلِ

136
00:27:25,566 --> 00:27:27,984
اين آدماي تو عکس کي اند ؟

137
00:27:28,067 --> 00:27:31,944
و تو چطوري با اون يارو تا ميدون رقص ريختي رو هم ؟

138
00:27:32,028 --> 00:27:33,904
چي شده؟

139
00:27:34,029 --> 00:27:35,488
.هيچي

140
00:27:35,572 --> 00:27:40,491
.فقط اينطوري که تو سوال ميپرسي خيلي خنده داره

141
00:27:40,701 --> 00:27:43,077
.هميشه همينطوره -
چرا ؟ -

142
00:27:43,911 --> 00:27:47,246
.خب ، اونا هر دو کلي کار با هم ميکردن

143
00:27:47,371 --> 00:27:51,206
منظورت چيه ؟ -
گرفتاري بود ، ميخواي بشنوي ؟ -

144
00:27:51,332 --> 00:27:53,709
.اگه برات اشکالي نداره ، دلم ميخواد

145
00:27:53,917 --> 00:27:57,169
.مشکلي نيست ، بنا به بعضي دلايل دلم ميخواد بهت بگم

146
00:27:57,378 --> 00:28:00,088
.من تا به حال به هيچکس نگفته بودم

147
00:28:05,383 --> 00:28:08,843
.اين بابامه ، اون يکي هم خواهرم ايريس ـه

148
00:28:09,678 --> 00:28:12,180
.اما فکر کنم اين واقعا داستان ايريس ـه

149
00:28:12,889 --> 00:28:16,765
.اون يه رقاص باله بود
.و همه ميگفتن که اون خيلي خوبه

150
00:28:17,474 --> 00:28:21,226
.اون عاشق پدرمون بود
.و البته اون هم دختر مورد علاقه پدر بود

151
00:28:21,352 --> 00:28:24,271
.اما بزار از اول برات تعريف کنم

152
00:28:24,354 --> 00:28:26,647
.ايريس هشت سالش بود

153
00:28:26,772 --> 00:28:29,482
.پدر يه نويسنده بود که درحال مشهور شدن بود

154
00:28:29,774 --> 00:28:33,109
.و مادرمون يک زن باهوش و خيلي زيبا بود

155
00:28:33,235 --> 00:28:36,778
.اونا همديگه رو خيلي دوست داشتند و خيلي خوشبخت بودند

156
00:28:37,613 --> 00:28:41,573
.بعد من به دنيا اومدم و مادرم سر زاييدن من مرد

157
00:28:41,657 --> 00:28:45,409
.اونا ميگن که پدرم براي جشن گرفتن اين واقعه تو هفته رفت تا مست کنه

158
00:28:45,535 --> 00:28:49,704
.و بعد از اون من فکر نميکنم که پدر اصلا به زن ديگه اي فکر کرده باشه

159
00:28:50,538 --> 00:28:54,499
.روزگار گذشت و ايريس رشد کرد
.هر روز از ديرون خوشگلتر ميشد

160
00:28:54,583 --> 00:28:58,877
.اون تصويري از چهره ي مادرم بود
.همه اينطور ميگفتن

161
00:28:58,960 --> 00:29:03,046
ايريس دختر مورد علاقه بابا بود
.و من خيلي حسودي ميکردم

162
00:29:03,255 --> 00:29:06,174
.و شايد من شروع به متنفر بودن از اون کردم

163
00:29:06,382 --> 00:29:09,509
.بابا با من خوب بود
.شايد اون من رو يه ذره دوست داشت

164
00:29:09,718 --> 00:29:13,053
.وقتي که اون 20 سالش شد
.اون با رقاصهاي باله روسي ميرقصيد

165
00:29:13,261 --> 00:29:15,846
.و بابا هم خيلي بهش افتخار ميکرد

166
00:29:15,971 --> 00:29:20,349
و بعد من اون روز رو به خوبي به ياد ميارم
.جشن تولد 13 سالگي من بود

167
00:29:20,558 --> 00:29:22,643
.بعد از ظهر يکشنبه

168
00:29:22,726 --> 00:29:26,686
ايريس با هيجان اومد خونه و از پيشنهاد ازدواجي که بهش
.شده بود به ما گفت

169
00:29:26,813 --> 00:29:31,690
.مردِ توي اوايل سي سالگي بدقيافه نبود و خيلي ثروتمند بود

170
00:29:31,816 --> 00:29:33,900
.بابا اون رو ميشناخت و ازش خوشش ميومد

171
00:29:33,983 --> 00:29:37,527
اما نتونست جلوي خنده ـش رو بگيره وقتي که ايريس گفت چطوري بهش
.جواب " نه " داده

172
00:29:37,653 --> 00:29:42,656
به سادگي ، چونکه يارو از ايريس خواسته بود که رقص رو کنار بزاره
.و فقط زن اون باشه

173
00:29:42,864 --> 00:29:46,199
.اون هرگز نگفت که اون رو دوست داره يا نه

174
00:29:46,283 --> 00:29:51,286
.بعد ، چند ماه بعد
.بابا حالش بد شد و بهتر نشد

175
00:29:51,411 --> 00:29:53,704
.و مشخص شد که هيچوقت خوب نميشه

176
00:29:53,789 --> 00:29:57,040
.و اينکه اون به مداواي ثابت تا اخر عمرش نياز داره

177
00:29:57,250 --> 00:29:59,835
.شش ماه تا دو سال ، دکترها گفتند

178
00:30:02,044 --> 00:30:08,297
درآمد ايريس کافي نبود ، و توي دوماه کل پس انداز ما
.تموم شد

179
00:30:08,590 --> 00:30:11,300
.من نميتونستم کار کنم ، فقط 13 سال داشتم

180
00:30:11,509 --> 00:30:13,927
.هنوز توي مدرسه بودم

181
00:30:14,344 --> 00:30:17,263
چيز بعدي که من دونستم اين بود که ايريس با
.خواستگارش ازدواج کرده

182
00:30:17,346 --> 00:30:22,141
.و ما همه مون توي خونه بزرگ اون در املاک لانگ ايسلند ساکن شديم

183
00:30:22,266 --> 00:30:28,103
.بابا بهترين سيستم مراقبتي داشت که ميتونست بخره
.و اون بعد از همه اين اتفاقات خوشحال بود

184
00:30:28,186 --> 00:30:31,521
.ايريس با توجه به قولنامه ازدواج رقص رو کنار گذاشت

185
00:30:31,730 --> 00:30:35,065
.و کار ديگه اي جز نشستن کنار پدر نداشت

186
00:30:35,483 --> 00:30:39,861
مثل هميشه ناخوش احوال بود ، اون هميشه وقتي که ايريس پيشش بود
.خيلي ميخنديد

187
00:30:39,986 --> 00:30:42,696
.فکر کنم که من از اون بيشتر از هر موقع ديگه تنفر داشتم

188
00:30:46,740 --> 00:30:49,033
.يک سال اينجوري گذشت

189
00:30:49,159 --> 00:30:53,619
.شوهر اون مرد خوبي بود اما هيچکدوممون به اون توجي زيادي نميکرديم

190
00:30:53,828 --> 00:30:56,954
.و اون موقع بود که من مطمئن شدم که اون فهميد ايريس دوستش نداره

191
00:30:57,164 --> 00:30:59,790
.اما اون هيچوقت چيزي نگفت

192
00:30:59,874 --> 00:31:04,877
.تا اينکه توي يه روز سرد زمستوني پيشخدمت ما رو بيدار کرد و گفت بابا مرده

193
00:31:05,627 --> 00:31:09,463
.ايريس مثل سنگ شده بود
.اون حتي پلک هم نزد

194
00:31:09,589 --> 00:31:12,923
.من شروع کردم به گريه و فرياد ميزدم که ازش متنفرم

195
00:31:13,133 --> 00:31:18,011
که اون هميشه پيش پدر ظاهر سازي ميکرد و
.اينکه اون هيچوقت دوستش نداشته

196
00:31:18,136 --> 00:31:20,429
.اون حتي يه کلمه هم نگفت

197
00:31:20,512 --> 00:31:25,932
توي اتاق پدر ، ايريس براي مدت طولاني بالا سر جنازه پدر ساکت وايساد
.و لبخند ميزد

198
00:31:26,892 --> 00:31:30,518
.بعد اون رفت توي اتاقش و آهنگ مورد علاقه ـش رو گذاشت

199
00:31:30,644 --> 00:31:34,688
.يکي از آهنگاي رقص باله بود
.اون با صداي بلند اون رو پخش کرد

200
00:31:35,647 --> 00:31:40,442
.يه مدت بعد شوهرش اون رو توي تختش پيدا کرد
.پتو تا گردنش کشيده شده بود

201
00:31:40,526 --> 00:31:43,569
.اون رگش رو زده بود و مرده بود

202
00:31:45,029 --> 00:31:47,322
.اون براي من يه يادداشت گذاشته بود

203
00:31:50,240 --> 00:31:52,533
.گفته بود که دوستم داره

204
00:31:52,742 --> 00:31:55,951
.اون از اينکه همه چيز رو بين خودمون خراب کرد متاسف بود

205
00:31:57,329 --> 00:32:00,455
بعدها ، من توي شهر بودم و به امور قانوني رسيدگي ميکردم

206
00:32:00,539 --> 00:32:02,957
.وا تفاقي گذرم به ميدون رقص افتاد

207
00:32:03,041 --> 00:32:05,959
" اعلاميه نوشته بود " سرزمين آرزوها ، به يک همراه در رقص نيازمنديم

208
00:32:06,585 --> 00:32:11,505
.نميدونم چي من رو ترغيب کرد
.من رفتم و واقعا اون کار رو گرفتم

209
00:32:12,631 --> 00:32:15,341
.من هيچ قسمت از اون رو متوجه نميشدم

210
00:32:15,466 --> 00:32:18,675
.هر شب من توي اون فساد خونه کار ميکردم

211
00:32:18,802 --> 00:32:21,095
.يه باغ وحش حيووني

212
00:32:21,929 --> 00:32:26,807
من همينطور به اين فکر ميکردم که " ايريس هيجوقت
." مجبور نبود که اينجوري برقصه

213
00:32:29,016 --> 00:32:32,768
.و بعد من شروع کردم که کمتر احساس ناخوش آيندي کنم

214
00:32:34,311 --> 00:32:37,021
.يالا ، بريم بريم قدم بزنيم

215
00:32:37,230 --> 00:32:39,648
.ما رفتيم بيرون تا قدم بزنيم

216
00:32:39,732 --> 00:32:43,275
.من براش بستني خريدم و براي اولين بار خنده ـش رو ديدم

217
00:32:43,400 --> 00:32:46,735
ما براي ساعتها قدن زديم و به آرومي
.خلق اون عوض شد

218
00:32:46,945 --> 00:32:50,363
.اون به زندگي در جامعه خوش بين و خوشحال شد

219
00:32:50,572 --> 00:32:54,032
اما وقتي من گفتم که فردا با قطار به سياتل ميرم

220
00:32:54,117 --> 00:32:56,618
.اون دوباره جدي و خيلي ساکت شد

221
00:32:56,743 --> 00:33:01,204
من نميدونستم ، اما در حال حاظر نگراني هاي خودم رو داشتم و
.نميتونستم کمتر اهميت بدم

222
00:33:01,329 --> 00:33:05,498
.ما تا بعد از ناهار برنگشتيم
...و بعد توي آپارتمان اون

223
00:33:13,921 --> 00:33:15,797
.اتفاقاتي افتاد

224
00:33:15,922 --> 00:33:18,090
.ميدونم

225
00:33:18,299 --> 00:33:21,342
.ميدوني -
.البته ، تو من رو بوسيدي -

226
00:33:23,010 --> 00:33:26,971
همين ؟ -
.همه چيزي که من ديدم همين بود ، من هميشه نگاه ميکردم -

227
00:33:54,990 --> 00:33:56,657
.دوست دارم

228
00:33:56,783 --> 00:33:59,076
.دوسم داري ؟ خنده داره

229
00:34:01,035 --> 00:34:02,911
چيش اينقدر خنده داره ؟

230
00:34:03,036 --> 00:34:04,495
چرا ؟

231
00:34:04,705 --> 00:34:07,623
.اين يه اشتباهه که با عشق درگير ترحم بشي

232
00:34:18,130 --> 00:34:20,214
...ببين گلوريا

233
00:34:26,386 --> 00:34:29,804
حالا که به گذشته فکر ميکنم
.نميدونم دلايل اون چي بودند

234
00:34:29,929 --> 00:34:32,514
.اما اون قبول کرد که با من به سياتل بياد

235
00:34:32,639 --> 00:34:35,766
.من بايد حس ميکردم که اين کارش هيچ خيري نداره

236
00:34:35,850 --> 00:34:38,143
.و اينکه اون اينقدر ترسيده بود که به هيچ چيزي نه نميگفت

237
00:34:38,352 --> 00:34:42,229
اما من با خودم شوخي ميکردم ، و تمام چيزي که من ميتونستم بهش فکر کنم اين بود که
.من چقدر اون رو ميخوام

238
00:34:42,438 --> 00:34:46,398
.ما جا رزرو کرديم و به عمو جورج تلگراف زديم که خودشون رو براي يه مهمون آماده کنند

239
00:34:46,608 --> 00:34:48,901
.و بعد ما دارايي هامون رو يکي کرديم

240
00:34:52,653 --> 00:34:54,821
بله ؟ -
.لويي هستم -

241
00:34:54,946 --> 00:35:00,367
.گلوريا پرايس زنگ زد و گفت که امشب براي دستمزد هفته گذشته ـش مياد

242
00:35:00,450 --> 00:35:02,951
پشت خطيت آقاي راپالو ؟

243
00:35:03,702 --> 00:35:05,578
.ممنون

244
00:36:00,073 --> 00:36:02,491
آلبرت ؟ -
سلام ديوي ، حالت چطوره ؟ -

245
00:36:02,574 --> 00:36:06,535
ممنون . تو به اندازه کافي پول داري که چک ديروز من رو نقد کني ؟

246
00:36:06,661 --> 00:36:08,745
چه عجله اي حالا ؟

247
00:36:08,954 --> 00:36:12,998
.حالم زياد خوب نيست
.فکر کنم که به سياتل برم  و سرمايه گذاري کنم بهتره

248
00:36:13,123 --> 00:36:16,332
.يه لحظه وايسا تا چک کنم -
.ممنون ، ازت ممنونم -

249
00:36:24,589 --> 00:36:28,341
.باشه بيا -
... نظرت در مورده -

250
00:36:29,467 --> 00:36:33,344
.سرزمين آرزوها چيه ؟ ميدوني
.ميدون رقص توي خيابون 49 و برودوي

251
00:36:33,429 --> 00:36:35,430
.نزديکاي ساعت 8

252
00:36:35,513 --> 00:36:37,931
.اونجا خواهم بود ، اما شايد تا 8 و ربع طول بکشه

253
00:36:38,140 --> 00:36:40,933
.دارم زنم رو به يه نمايش ميبرم
.ميبرمش و ميام

254
00:36:41,058 --> 00:36:43,977
.خيلي خب ، اونجا ميبينمت ، موفق باشي -
.باشه -

255
00:36:44,978 --> 00:36:54,974
<font color=#8000FF>S.A.B.E.R</font> | <font color=Red>TvShow</font>
<font color=Red>TvShow</font>.ir

256
00:38:30,798 --> 00:38:33,299
هنوز همون حس رو داري ؟ -
.بله -

257
00:38:34,550 --> 00:38:37,677
.من متوجهم که داري ميري -
.بله -

258
00:38:37,803 --> 00:38:40,929
کجا ؟ -
.به خودم ربط داره ، براي پولم اومدم -

259
00:38:41,137 --> 00:38:44,472
آه درسته ، چقدر بهت بدهکارم ؟

260
00:38:44,556 --> 00:38:47,599
.يه هفته -
ميتوني بهم بگي کجا داري ميري؟ -

261
00:38:47,809 --> 00:38:48,850
.نه

262
00:38:48,935 --> 00:38:51,561
دوباره تو رو ميبينم ؟ -
.شک دارم -

263
00:38:51,645 --> 00:38:54,146
.من نميتونم اين رو قبول کنم -
.بايد قبول کني -

264
00:38:55,523 --> 00:38:58,316
.درست نيست -
چرا نيست؟ -

265
00:38:58,525 --> 00:39:03,027
.من ميتونم همينجا و الان بکشمت -
.آه فکر نکنم که بتوني -

266
00:39:03,736 --> 00:39:06,862
.من اگه جاي تو بودم  اينقدر مطمئن نبودم -
...ببين ويني -

267
00:39:07,698 --> 00:39:09,699
.من واقعا عجله دارم

268
00:39:09,907 --> 00:39:12,701
براي چي ؟ -
.يکي پايين منتظرمه -

269
00:39:21,790 --> 00:39:25,125
تو داري با اون ميري ؟ -
.من مجبور نيستم که بهت بگم -

270
00:39:25,209 --> 00:39:28,252
مثل هميشه مگه نه ؟ -
.خودت ميفهمي -

271
00:39:28,336 --> 00:39:30,337
.پس باهاش ميري -
.نظري ندارم -

272
00:39:30,546 --> 00:39:33,964
.اون يه آدم تنبل و بي عرضه ـست . تو بخاطر اون نابود ميشي -
اينجوريه ؟ -

273
00:39:34,090 --> 00:39:37,633
.البته ، همونطور که مردِ گفت
خوشبختي ميتونه پول بخره " ؟ "

274
00:39:37,717 --> 00:39:40,968
.خب ، تو يه آدم کمدي هم هستي
ببين چيزي نميخواستي به من بدي؟

275
00:39:46,056 --> 00:39:48,141
.برو بيرون

276
00:39:48,683 --> 00:39:51,892
.من ازت هيچ لطفي نميخوام
.اما تو به من بدهکاري

277
00:39:53,686 --> 00:39:55,770
.برو بيرون

278
00:40:14,116 --> 00:40:15,158
.هي

279
00:40:15,576 --> 00:40:17,035
.هي

280
00:40:17,869 --> 00:40:20,037
.يالا ، اون روسري رو بهم پس بده

281
00:40:22,038 --> 00:40:24,122
.يالا ، يالا

282
00:40:24,206 --> 00:40:25,665
.هي

283
00:40:28,584 --> 00:40:30,043
!هي

284
00:41:24,246 --> 00:41:29,457
.خانم ؟ رئيس گفتند که متاسفند و اگه شما بريد بالا ميتونيد پولتون رو بگيريد

285
00:42:21,492 --> 00:42:23,869
شما چي ميخوايد ؟

286
00:42:28,372 --> 00:42:30,456
کي هستيد ؟

287
00:42:31,999 --> 00:42:33,457
.بيا

288
00:42:33,584 --> 00:42:36,085
.پول ميخواي ؟ بيا ، بگيرش

289
00:43:20,156 --> 00:43:23,824
کجا رفتي؟ -
دنبال شالم ، پول رو گرفتي ؟ -

290
00:43:23,909 --> 00:43:26,202
.اون گفت نه بعد بهم صد دلار اضافه داد

291
00:43:26,410 --> 00:43:28,494
عجيبه ، آلبرت رو ديدي؟

292
00:43:28,620 --> 00:43:30,704
.يکي قبلا اينجا بود

293
00:44:05,394 --> 00:44:09,563
.فکر کنم از صبر کردن خسته شد
.وقتي رسيد خونه بهش زنگ ميزنيم

294
00:44:18,320 --> 00:44:22,405
.ما  شام خورديم و با شهر خداحافظي کرديم

295
00:44:22,489 --> 00:44:25,949
.من پشنهاد دادم که توي حياط همديگه رو ببينيم

296
00:44:26,158 --> 00:44:28,451
.تا من وقتي کارام رو کردم  بيام

297
00:46:23,402 --> 00:46:25,403
.در رو باز کن

298
00:46:28,739 --> 00:46:30,698
!در رو باز کن

299
00:46:36,244 --> 00:46:38,204
.به نظر اون رفته -
ميدوني کجا ؟ -

300
00:46:38,329 --> 00:46:40,079
.نه قربان

301
00:46:40,206 --> 00:46:42,791
فرمش کجاست ؟ -
.نميدونم -

302
00:46:44,166 --> 00:46:47,084
کي رفت ؟ -
.نميدونم -

303
00:47:03,429 --> 00:47:07,181
چند وقت اينجا زندگي ميکرده ؟ -
.آه نزديک به يک سال -

304
00:47:07,389 --> 00:47:10,516
.يه کمکي به ما بده -
.بله قربان -

305
00:47:14,186 --> 00:47:17,521
تو چه نوع دردسري افتاده ؟ -
.بد دردسري -

306
00:47:17,605 --> 00:47:20,940
.جسد مديرش رو يک ساعت پيش در حالي که سرش داغون شده بود رو پيدا کردن

307
00:47:25,235 --> 00:47:27,611
.خيلي  خب ، بريم

308
00:49:06,761 --> 00:49:10,929
..صبح بخير آقاي راپالو ، ببخشيد که هفته گذشته شما رو توي ميدون گم کردم اما

309
00:49:11,431 --> 00:49:14,474
..بهرحال ، آقاي البرت بهم گقت که بهت بگم

310
00:49:15,808 --> 00:49:18,310
.که اون مدير من بود که شما داغونش کرديد

311
00:49:18,435 --> 00:49:20,519
چي ؟ -
اون کجاست ؟ -

312
00:49:20,728 --> 00:49:22,270
چي ؟ -
! دختره -

313
00:49:22,480 --> 00:49:24,981
.نميدونم -
.نميدوني -

314
00:49:26,982 --> 00:49:31,359
.من تا سه ميشمارم و اگه تو باز هم ندونستي مغزت رو ميپاشم بيرون

315
00:49:31,444 --> 00:49:33,236
.يک . دو

316
00:49:33,445 --> 00:49:35,738
.يه اتاق زير شيروني توي خيابون 24 ـم -
اون چطوري رفته اونجا؟ -

317
00:49:35,946 --> 00:49:38,114
.بچه ها منتظرند -
اون حالش خوبه ؟ -

318
00:49:38,239 --> 00:49:41,449
.آره ، اون حالش خوبه ، من بايد اينکار رو ميکردم

319
00:49:42,493 --> 00:49:45,203
.اون بچه ها رو توي ميدون رقص ديده بود

320
00:49:45,411 --> 00:49:47,913
.اون يه شاهد بود
.من فکر کردم که تو مردي

321
00:49:48,538 --> 00:49:52,415
.اونا اون رو گرفتند و کاري کردند که به نظر برسه خودش اونجا رو ترک کرده
.من فکر ميکردم که تو مردي

322
00:49:53,124 --> 00:49:56,375
.من نميخواستم قتلي در کار باشه
.همه چي اشتباه پيش رفت

323
00:49:56,460 --> 00:49:58,544
.بزن بريم

324
00:50:36,904 --> 00:50:38,905
.دستا بالا

325
00:50:49,537 --> 00:50:51,913
شماييد آقاي راپالو ؟

326
00:50:52,664 --> 00:50:54,623
.بله ، خودمم بچه ها

327
00:51:19,014 --> 00:51:21,015
.بالا ! همگي دستا بالا

328
00:51:24,227 --> 00:51:26,645
.جلوي ديوار وايسيد و دستاتون رو باز کنيد

329
00:51:33,607 --> 00:51:35,400
.يالا

330
00:52:02,294 --> 00:52:04,795
حالت خوبه عزيزم ؟ -
.من خوبم -

331
00:52:06,129 --> 00:52:08,422
.من نميتونم طنابها رو باز کنم

332
00:52:08,548 --> 00:52:10,632
.مواظب باش

333
00:52:15,635 --> 00:52:16,677
.تو

334
00:52:16,887 --> 00:52:18,554
.آره تو

335
00:52:18,763 --> 00:52:20,722
.بازش کن

336
00:53:18,886 --> 00:53:20,887
.گوش کن ويني

337
00:53:21,096 --> 00:53:24,014
.من رو نکش ، من نميخوام بميرم

338
00:53:24,223 --> 00:53:27,016
.من هرکاري رو که بگي انجام ميدم ، هرکاري

339
00:53:28,476 --> 00:53:30,978
تو اون رو دست داري مگه نه ؟

340
00:53:31,103 --> 00:53:34,229
.نميدونم ، فکر نکنم
.من فقط دو روزه که اون رو ميشناسم

341
00:53:34,313 --> 00:53:36,606
!دو روز

342
00:53:36,731 --> 00:53:39,441
.خواهش ميکنم ويني ، خواهش ميکنم من رو نکش

343
00:53:40,484 --> 00:53:42,777
تو گفتي که عاشقق مني يادته ؟

344
00:53:42,986 --> 00:53:46,195
من فقط يه پيرمردم و بوي بد ميدم يادته ؟

345
00:53:46,821 --> 00:53:48,822
.منظوري نداشتم

346
00:53:49,031 --> 00:53:51,408
.ميدوني که منظوري نداشتم

347
00:54:10,920 --> 00:54:13,505
.ما ميتونيم با هم بريم -
.مطمئنا -

348
00:54:13,630 --> 00:54:17,674
.البته. من کلي پول دارم
.ما ميتونيم هرجا که بخوايم کلي تفريح داشته باشيم

349
00:54:17,800 --> 00:54:20,510
.لندن ، پاريس ، سيسيل

350
00:54:20,593 --> 00:54:23,636
.من هرکاري رو که بخواي انجام ميدم -
.شايد بتونيم ازدواج کنيم -

351
00:54:23,846 --> 00:54:26,556
.يه جايي ساکن بشيم ، بچه دار بشيم

352
00:54:26,764 --> 00:54:28,515
.البته

353
00:54:30,392 --> 00:54:33,935
فکر کردي من رو داري کجا ميبري ؟
ببريم سماق بمکم ؟

354
00:54:34,477 --> 00:54:37,062
.تو و اون بچه عاشق منُ رو صندلي داغ نميذاريد

355
00:54:37,187 --> 00:54:40,731
تو يه روزي من رو دوست داشتي يادته ؟
يادته چقدر خوب بود ؟

356
00:54:40,815 --> 00:54:44,358
.ميتونه مثل قبل باشه -
تو اون رو فراموش کردي ؟ -

357
00:54:44,484 --> 00:54:46,652
.اون ديگه برام مهم نيست -
.تو ميتوني همه چيز داشته باشي -

358
00:54:46,861 --> 00:54:51,030
.اما تو براي من زيادي خوبي
.پس تو اومدي تو دفتر من و منُ ديوونه کردي

359
00:54:51,156 --> 00:54:54,157
.من بچه ها رو فرستادم که کار پسره عاشق رو بسازند
.اونا آدم اشتباهي رو گرفتند

360
00:54:54,283 --> 00:54:58,035
اونا سرش رو جوري به پياده رو کوبيدند که داغون شده اونوقت من
عوضي ام ؟

361
00:54:58,118 --> 00:55:00,620
.توي زندگي تو نه عزيزم ، توي زندگي تو من عوضي نيستم

362
00:55:03,247 --> 00:55:04,706
!هي

363
00:55:10,752 --> 00:55:13,128
.شليک نکن ، يالا

364
00:55:18,882 --> 00:55:21,383
!باهاش بمون ، برو

365
00:55:54,113 --> 00:55:56,490
.اون رفت اون پايين

366
00:55:58,575 --> 00:56:01,826
.مواظب باش ، اينجا بن بسته
.اون هيچوقت نميتونه فرار کنه

367
00:56:58,407 --> 00:56:59,991
.مواظب باش

368
00:57:06,036 --> 00:57:08,538
.بيارش پايين ، يالا

369
00:58:53,900 --> 00:58:55,901
.آه ! آه

370
00:58:56,109 --> 00:58:58,277
چي شده ؟ -
.پام -

371
00:58:58,402 --> 00:59:00,487
.يالا -
.نميتونم -

372
00:59:59,068 --> 01:00:00,819
.گرفتمش

373
01:00:01,778 --> 01:00:03,445
.من بايد از اينجا برم

374
01:02:34,671 --> 01:02:37,297
من چيزي نميبينم ، تو ميبيني جويي ؟

375
01:02:39,382 --> 01:02:42,175
.بهرحال بيا بريم بالا و يه نگاهي بندازيم

376
01:04:42,172 --> 01:04:44,965
.وقتي پليسا اومدن من اونا رو پيش گلوريا بردم

377
01:04:45,091 --> 01:04:47,175
.اون يارو روي پشت بوم بعدا دستگير شد

378
01:04:47,383 --> 01:04:50,177
.توي راه اداره پليس گلوريا حرف زيادي نزد

379
01:04:50,302 --> 01:04:54,679
.فکر کنم داشت تو فکر ميکرد که چرا من فرار کردم و اون رو تنها گذاشتم

380
01:04:54,764 --> 01:04:59,475
فکر نميکنم که اون فکر کرده باشه که من چه حسي داشتم وقتي
.که داشت با راپالو اونجوري حرف ميزد

381
01:04:59,558 --> 01:05:02,185
.توي ايستگاه اونا ما رو براي بازجويي از هم جدا کردند

382
01:05:02,268 --> 01:05:05,187
پنج ساعت بعد راپالو براي دفاع از خودش

383
01:05:05,312 --> 01:05:09,773
.اعتراف نامه اي براي قتل آلبرت نوشت
.من آزاد بودم

384
01:05:09,899 --> 01:05:14,068
.تو راه بيرون رفتن افسر نگهبان گفت که گلوريا يک ساعت پيش رفته

385
01:05:14,151 --> 01:05:18,445
هيچ پيغامي براي من نذاشته بود و من از اون موقع نه ديدمش و نه
.خبري ازش شنيدم

386
01:05:18,655 --> 01:05:21,156
.و حالا فکر کنم که من هيچوقت خوب نميشم

387
01:05:21,240 --> 01:05:23,950
بهرحال فکر کنم
.همه اين جريانات احمقانه بود

388
01:05:24,075 --> 01:05:26,785
.يه دختري رو دو روز باشه بشناسي و بعد عاشقش بشي

389
01:05:26,993 --> 01:05:31,371
پس من چک هام رو نقد کردم و براي بيوه آلبرت گل فرستادم
.و جمع و جور کردم

390
01:05:31,454 --> 01:05:33,330
.و اينم از من

391
01:05:33,540 --> 01:05:35,207
قطار

392
01:05:35,416 --> 01:05:38,959
به شيکاگو و سياتل

393
01:05:39,085 --> 01:05:41,461
.ساعت دو حرکت ميکنه

394
01:05:41,586 --> 01:05:45,630
.در غربي ، ايستگاه 1 و 3

395
01:05:46,381 --> 01:05:49,091
مسافران پيتزبورگ

396
01:05:49,299 --> 01:05:51,884
شيکاگو ، سنت لوييس

397
01:05:52,009 --> 01:05:54,302
.و سياتل

398
01:05:54,387 --> 01:05:57,430
قطار واگنهاي رزروي دارد

399
01:05:57,639 --> 01:06:00,974
.واگنهاي شلوغ و واگنهاي آروم

400
01:06:01,391 --> 01:06:04,392
.که به شماره 494 شناخته ميشه

401
01:06:05,144 --> 01:06:08,770
493 ، 492

402
01:06:08,896 --> 01:06:12,440
چهارصد نود و يک و 490

403
01:06:12,940 --> 01:06:15,983
قطار به مقصد شيکاگو

404
01:06:16,067 --> 01:06:19,110
..و سياتل ساعت

405
01:06:47,964 --> 01:06:49,965
!ديوي

406
01:06:48,748 --> 01:06:50,291
!ديوي

407
01:06:51,292 --> 01:07:01,292
: ترجمه و زيرنويس
<font color=#8000FF>S.A.B.E.R</font>
<font color=#804040>saber_pezhman@yahoo.com</font>

408
01:07:02,293 --> 01:07:12,293
<font color=Red>"© Forum.Tv-Show.Pro"</font>

