﻿1
00:02:11,733 --> 00:02:17,980
ترجمه شده توسطِ
-= D & X =-

2
00:02:19,430 --> 00:02:22,680
کِی قراره برگردی " روی " ؟ -
. اه . . تا چند هفته ی دیگه -

3
00:02:22,767 --> 00:02:25,851
یه دفعه از اون کارایی که دلت نمیخواد به گوش برسه
. که انجامشون دادی نکنیا

4
00:02:25,937 --> 00:02:28,226
. خب . . بامید دیدار -
. خداحافظ -

5
00:02:35,198 --> 00:02:37,771
میشه سوار شم آقا ؟

6
00:02:37,867 --> 00:02:41,450
مگه بچسب عدم مجوز حمل مسافرو نمیبینی ؟ -
. البته که میبینمش -

7
00:02:41,538 --> 00:02:47,493
منتها یه مردِ واقعی به برچسب مسخره ای که یه آدم احمق
. وادارش کرده به کامیونش بچسبونه محل نمیذاره

8
00:02:47,587 --> 00:02:53,423
خب ؛ بپر بالا و سرتو بگیر پایین
. تا ازاینجا بریم بیرون و وارد بزرگراه اصلی بشیم

9
00:03:12,532 --> 00:03:15,901
خیلی دور میخوای بری ؟ -
. نه . . یه چندمایلی بیشتر نیست -

10
00:03:15,994 --> 00:03:20,621
اگه پاهام اینقدر درد نمیکردن
. میتونستم پیاده تا اونجا برم

11
00:03:20,708 --> 00:03:23,662
دنبال کار میگردی ؟ -
. نه . . بابام مزرعه داره -

12
00:03:23,753 --> 00:03:27,751
چهل جریبِه . . زمینو از مالکِ اصلی اجاره کرده ؛
. منتها خیلی وقته که اونجا زندگی میکنیم

13
00:03:30,720 --> 00:03:33,425
ببینم ؛ قبل از اون کارِ دیگه ای میکردی ؟ -
. آره -

14
00:03:34,975 --> 00:03:39,139
دستاتو دیدم . . مثل اینکه تو کارِ
. بنایی و پتک زدن و خورد کردن سنگ بودی

15
00:03:39,229 --> 00:03:43,143
. آخه اون کار باعث میشه دست اینطوری صاف بشه و بدرخشه
. من همیشه اینجور چیزا رو وقتی میبینم تشخیص میدم

16
00:03:43,234 --> 00:03:45,310
تو این زمینه کار میکردی ؟

17
00:03:45,987 --> 00:03:48,858
چرا رُک و پوست کنده حرفِتو نمیزنی رفیق ؟ -
چه حرفی ؟ -

18
00:03:48,949 --> 00:03:53,243
. از وقتی سوار شدم داری سوال پیچم میکنی
چرا صاف ازم نمیپرسی که کجا بودم ؟

19
00:03:53,329 --> 00:03:57,030
. من تو کارِ هیچ کسی فضولی نمیکنم
. همیشه سرم به کار خودم گرمِه

20
00:03:57,125 --> 00:04:01,170
منتها این دماغِ گنده ی فضولت ؛ مثل گوسفند
. تو مزرعه ی سبزیجات ؛ بدجوری تو زندگیمِه
" میگه داری تو زندگیم فضولی میکنی "

21
00:04:01,255 --> 00:04:05,632
. من هیچ رازیو مخفی نمیکنم
. چهار سال تو ندامتگاه بودم

22
00:04:05,718 --> 00:04:07,924
چیز دیگه ای هست که بخوای بدونی ؟ -
. حالا اینطوری ناراحت نشو -

23
00:04:08,012 --> 00:04:10,004
. هرچی میخوای ازم بپرس -
. هیچ منظور خاصی نداشتم -

24
00:04:10,098 --> 00:04:15,603
منم همینطور . . فقط دارم سعی میکنم بدون اینکه
. مایه ی آزار کسی بشم زندگیمو بکنم . . همین

25
00:04:15,688 --> 00:04:19,437
اون راهِ فرعیو میبینی که جلومونِه ؟
. همونجا پیاده میشم

26
00:04:27,785 --> 00:04:33,740
لابد الان بدجوری دلت میخواد بدونی چیکار کردم
. که زندان افتادم . . مگه نه ؟ خب ناامیدت نمیکنم

27
00:04:33,834 --> 00:04:35,494
. " قتل "

28
00:04:57,361 --> 00:05:01,062
. . اون ناجیمِه . .

29
00:05:01,157 --> 00:05:04,526
. . ناجیمِه . .

30
00:05:05,370 --> 00:05:09,154
. . حالا اون کسیه که نجات دهندمِه . .

31
00:05:10,000 --> 00:05:12,491
. سلام دوستِ من -
. سلام -

32
00:05:15,215 --> 00:05:16,757
. . بگید ببینم

33
00:05:16,841 --> 00:05:19,925
شما " تام جود " ؛ پسر " بابا تام " نیستید ؟ . .

34
00:05:20,012 --> 00:05:22,799
. آره خودشم
. الان هم تو راهِ برگشت به خونه ام

35
00:05:22,890 --> 00:05:25,215
. . خب . . بذار یه حقیقتیو بهت بگم

36
00:05:25,309 --> 00:05:28,263
. من غسلِ تعمیدِت دادم فرزند . .

37
00:05:28,355 --> 00:05:30,846
ببینم ؛ شما همون کشیشِ محل نیستید ؟

38
00:05:35,112 --> 00:05:37,151
. قبلا بودم

39
00:05:37,240 --> 00:05:39,316
. دیگه نیستم

40
00:05:39,409 --> 00:05:41,485
. دیگه نورِ خدا تو دلم نیست

41
00:05:42,621 --> 00:05:45,788
. اما پسرم . . قبلا نورِ خدا رو تو دلم داشتم

42
00:05:45,875 --> 00:05:49,374
قبلا کانال آبی داشتم که گناهکاران اصلاح شده و مشتاق توبه
. . سراغم میومدن تا اونجا با غسل از گناه پاکِشون کنم

43
00:05:49,462 --> 00:05:52,546
! تقریبا نصفِشونو تو آب غرق کردم . .

44
00:05:52,632 --> 00:05:54,708
. اما دیگه اینکارو نمیکنم

45
00:05:56,178 --> 00:05:58,254
. دیگه قلبم صاف نیست

46
00:06:00,517 --> 00:06:05,013
. دیگه چیزی برای موعظه ندارم . . همین

47
00:06:05,105 --> 00:06:07,347
. دیگه به هیچی مطمئن نیستم

48
00:06:07,441 --> 00:06:09,517
یادمه یه بار یه موعظه ایو
. . به این صورت اجرا میکردین که

49
00:06:09,610 --> 00:06:14,319
رویِ دستاتون راه میرفتید  . .
. فریاد میکِشیدید

50
00:06:14,407 --> 00:06:16,364
. آره . . یادمه

51
00:06:16,451 --> 00:06:18,942
. مراسم موعظه ؛ اونطوری خیلی خوب جلو میرفت

52
00:06:19,038 --> 00:06:21,114
. . اما . . تازه اونکه چیزی نیست

53
00:06:21,207 --> 00:06:24,956
یه بار کلِ یه خطبه ی کلیسا رو اینطوری  . .
. گشاد گشاد دورِ ستونِ یه طویله راه رفتم و خوندم

54
00:06:25,045 --> 00:06:27,251
. . اینطوری

55
00:06:30,468 --> 00:06:33,137
ببینم ؛ تو این خطبه رو که میگمو وقتی اجرا کردم دیدی ؟ -
. نه -

56
00:06:34,347 --> 00:06:36,589
ندیدی ؟

57
00:06:39,144 --> 00:06:41,979
. خب . . بهرحال دیگه روزای موعظه کردنم بسر اومده

58
00:06:42,064 --> 00:06:45,231
. باید ازدواج کنی

59
00:06:45,318 --> 00:06:51,273
قبلا ؛ تو جلسات موعظه ای که برگذار میکردم ؛ کاری میکردم
. که دخترا اینقدر فریاد بکِشن تا از حال برن

60
00:06:51,367 --> 00:06:53,739
. بعدش میرفتم و بهشون دلداری میدادم

61
00:06:53,828 --> 00:06:56,829
. همیشه هم دستِ آخر عاشقشون میشدم

62
00:06:56,915 --> 00:07:01,577
بعدش ؛ احساس گناه میکردم و پشت سرهم
. دعا میکردم و دعا میکردم اما فایده نداشت

63
00:07:01,670 --> 00:07:03,995
دفعه ی بعد ؛ دوباره همون ماجرای عاشق شدن
. تکرار میشد

64
00:07:04,089 --> 00:07:07,090
همون وقت بود که فهمیدم
. لیاقت نجات پیدا داده شدنو ندارم

65
00:07:07,176 --> 00:07:11,256
بابام همیشه میگه شما هرگز بدردِ
. کشیش شدن نمیخوردید

66
00:07:11,348 --> 00:07:15,262
من که اگه یه دختر اونقدر بهم نزدیک میشد
محال بود بذار از دستم بره . . نوشیدنی میخورین ؟

67
00:07:15,352 --> 00:07:20,773
اما ؛ تو کِشیش نبودی ؛
. یه دختر ؛ برات فقط حکم یه دخترو داشته

68
00:07:20,859 --> 00:07:23,611
. . اون دخترا برای من حکمِ ظروفِ مقدسیو داشتن

69
00:07:24,655 --> 00:07:26,944
. که داشتم روحِ درونِشونو نجات میدادم . . .

70
00:07:29,368 --> 00:07:34,410
بعدش از خودم پرسیدم ؛
این " روحُ القدس"ـی که میگن چیه ؟

71
00:07:34,499 --> 00:07:36,657
. شاید " عشق " باشه

72
00:07:36,752 --> 00:07:42,043
آخه واسه چی اینقدربه بقیه عشق میورزم
که بعضی وقتا از شدتِش ؛ قریبِ به انفجار میشم ؟

73
00:07:43,802 --> 00:07:49,010
پس . . شاید درواقع چیزی به اسم گناه
. یا پرهیزگاری وجود خارجی نداشته باشه

74
00:07:49,099 --> 00:07:52,183
. موضوع فقط کاریه که مردم انجام میدن

75
00:07:55,565 --> 00:07:59,942
بعضی کارایی که مردم میکنن خوبه
. و بعضیاشون خب ؛ بدِه

76
00:08:00,029 --> 00:08:03,113
و این ؛ تنها چیزیه که هر انسانی
. حق داره در مورد خیر و شر به زبون بیاره

77
00:08:03,199 --> 00:08:08,241
البته . . اگه کسی برام غذا بیاره و تعارفم کنه
. و بخورم . . به درگاهِ خداوند شکرگزاری میکنم

78
00:08:08,330 --> 00:08:10,453
. اما این کارم . . از تهِ قلب نیست

79
00:08:11,292 --> 00:08:17,046
. نوشیدنی الکُلی خوبیه -
. بایدم باشه . . کارخونه ایه . . یه دلار برام خرج برداشته -

80
00:08:17,132 --> 00:08:21,675
این مدت سفر رفته بودی ؟ -
. مگه ماجرا رو نشنیدید ؟ تو روزنامه ها نوشته شده بود -

81
00:08:21,762 --> 00:08:25,676
نه . . هرگز چیزی نشنیدم . . مگه چی شده ؟ -
. چهار سال تو ندامتگاه بودم -

82
00:08:25,767 --> 00:08:27,843
. ببخشید که سئوال کردم

83
00:08:30,939 --> 00:08:34,557
. دیگه برام مهم نیس
. اگه بازم پیش بیاد . . همونکارو تکرار میکنم

84
00:08:35,403 --> 00:08:37,894
. یه مردیو تو سالن رقص کُشتم

85
00:08:38,907 --> 00:08:43,486
مست بودیم . . اون مرتیکه برام چاقو کِشید ؛
. و منم یه بیل برداشتم و سراغش رفتم

86
00:08:43,579 --> 00:08:47,244
. بعدش محکم کوبیدم تو فرقِ سرِش . . -
پشیمون نیستی ؟ -

87
00:08:47,333 --> 00:08:51,247
. نه . . اون مرتیکه برام چاقو کِشیده بود
. بخاطر همینم هفت سال برام بُریدن

88
00:08:51,338 --> 00:08:53,959
. حالا هم با آزادی مشروط ؛ آزاد شدم

89
00:08:54,049 --> 00:08:57,999
از اون موقع ؛ خانواده اتو ندیدی ؟ -
. نه . . اما میخوام تا قبل از غروب خورشید اینکارو بکنم -

90
00:08:58,095 --> 00:09:00,301
. و دارم خیلی هم بابتش هیجانزده میشم

91
00:09:00,390 --> 00:09:03,225
شما کدوم طرفی میرید ؟ -
. اوه . . مهم نیست -

92
00:09:03,310 --> 00:09:07,771
از وقتی نورِ خدا رو تو دلم گم کردم ؛
. تمام راه ها برام یه شکل بنظر میرسن

93
00:09:07,857 --> 00:09:09,933
. از همون راهی میرم که تو میخوای بری

94
00:09:12,111 --> 00:09:14,898
شاید مامانم واسه شام ؛
. گوشت خوک کبابی درست کرده باشه

95
00:09:14,990 --> 00:09:19,985
. تویِ این چهار سال ؛ فقط چهار بار گوشت خوک خوردم -
. هر کریسمس

96
00:09:20,079 --> 00:09:22,451
. خوشحال میشم باباتو ببینم

97
00:09:23,333 --> 00:09:26,287
آخرین باری که دیدمش تو مراسم غسل تعمید
. و دفع ارواح شرور از بدنِ یه دختر تو رودخونه بود

98
00:09:26,378 --> 00:09:30,245
پدرت ؛ یکی از بزرگترین و سرکِش ترین ارواحِ مقدسیو
. تو وجودش داشت که درتمام عُمرم دیده بودم

99
00:09:30,341 --> 00:09:35,133
برای اجرای مراسم و قوت گرفتن ؛ پدرت باید از روی بوته ها میپرید
. و مثل سگ های گرگی موقع قرص کامل ماه زوزه میکِشید

100
00:09:35,221 --> 00:09:39,682
درنهایت ؛ بوته ای به بزرگی یه پیانو رو انتخاب کرد ؛

101
00:09:39,768 --> 00:09:43,267
و یه فریادِ ناگهانی هولناکی کِشید . .
. . و خودشو به اون بوته کوبید . . اینطوری

102
00:09:56,162 --> 00:09:58,653
. خب . . درنهایت روحِ دخترَه رو پاک کرد

103
00:09:58,748 --> 00:10:01,951
. اما به قیمت از دو شکستنِ پاش تموم شد

104
00:10:02,795 --> 00:10:07,208
یه بارم یه دندانپزشک دورگرد بود که پیشم فرستادِش
. . و منم براش دعا کردم . . اما

105
00:10:07,300 --> 00:10:12,176
دیگه بعداز اون ماجرا ؛ مقدار زیادی از روحِ مقدس
. تو وجود پدرت باقی نموند که باهاش به مردم کمک کنه

106
00:10:14,892 --> 00:10:19,934
گوش بده . . این صدای باد نشون میده که -
. طوفانی چیزی در شرُفِ وقوعه
. حتما همینطوره -

107
00:10:20,023 --> 00:10:22,395
. همیشه اینموقع سال باید انتظار طوفانو داشته باشیم

108
00:10:54,103 --> 00:10:55,977
مامان ؟

109
00:10:57,274 --> 00:10:59,148
بابا ؟

110
00:11:00,986 --> 00:11:02,860
مامان ؟

111
00:11:04,907 --> 00:11:06,983
. هیچ کس خونه نیست

112
00:11:08,912 --> 00:11:12,447
. یه اتفاقی افتاده -
کبریت داری ؟ -

113
00:11:33,232 --> 00:11:35,604
. یا همشون از اینجا رفتن یا دسته جمعی مُردن

114
00:11:35,693 --> 00:11:41,317
هرگز نامه ای چیزی برات نفرستادن ؟ -
. نه ؛ آخه کسی اینجا سواد نداشته که بخواد برام نامه بنویسه -

115
00:11:48,082 --> 00:11:50,869
. کفشِ مادرمه . . چندین سال میپوشیدِشون

116
00:12:12,068 --> 00:12:16,529
. اینم قبلا مالِ من بود
. وقتی داشتم میرفتم ؛ به بابابزرگم دادمش

117
00:12:22,997 --> 00:12:25,784
بنظرت مُردن ؟

118
00:12:25,875 --> 00:12:30,122
. من که هرگز چیزی درباره اش نشنیدم

119
00:12:34,927 --> 00:12:37,003
تامی " ؟ "

120
00:12:43,062 --> 00:12:44,604
. " میولی "

121
00:12:44,689 --> 00:12:47,476
خانواد ام کجان " میولی " ؟ -
. رفتن -

122
00:12:47,567 --> 00:12:50,853
خودم میدون رفتن ؛
اما کجا ؟

123
00:12:50,946 --> 00:12:54,280
. این " میولی گرِیوزِ"ه
کِشیشو که یادته . . مگه نه ؟

124
00:12:54,366 --> 00:12:58,115
. دیگه کشیش نیستم -
خیلی خب . . این آقا رو که یادته ؟

125
00:12:58,204 --> 00:13:01,121
. خوشحالم که دوباره میبینمتون -
حالا بگو ببینم . . خانواده ام کجان ؟ -

126
00:13:01,208 --> 00:13:06,713
رفتن . . رفتن خونه ی عمو " جانِ"ـت ؛
. همین دوهفته پیش . . همشون باهمدیگه رفتن

127
00:13:06,797 --> 00:13:10,213
اما نمیتونن اونجا بمونن ؛ آخه خودِ " جان " هم
. اخطاریه گرفته که مزرعه اشو خالی کنه

128
00:13:10,301 --> 00:13:13,337
چه اتفاقی افتاده ؟
چی شده که باید خالی کنن ؟

129
00:13:13,430 --> 00:13:16,301
. من 50 سالِ آزگار همینجا تو همین مزرعه زندگی کردیم

130
00:13:16,809 --> 00:13:21,388
. همه باید برن
. همه دارن میرن . . همه دارن به سمت " کالیفرنیا " میرن

131
00:13:21,481 --> 00:13:25,016
. خانواده ی تو . . خانواده ی من . . خانواده ی همه دارن میرن

132
00:13:25,110 --> 00:13:28,561
. همه دارن میرن بجز من
! من یکی که حاضر نیستم از اینجا برم

133
00:13:29,115 --> 00:13:31,522
کارِ کیه ؟ -
. گوش بده -

134
00:13:31,618 --> 00:13:36,529
. این صدایِ بخشی از اون چیزیه که این کارو کرده
. گرد و غبار . . بهرحال همین گردوغبار همه چیو شروع کرده

135
00:13:36,623 --> 00:13:39,328
. چندین و چند سال به وسیله ی باد رو مزرعه ها نشسته

136
00:13:39,418 --> 00:13:42,621
. همین گرد و غبار زمین هامونو ازمون گرفت
! هرچی محصول داشتیمو نابود کرد

137
00:13:42,714 --> 00:13:45,287
. حالا هم داره خودمونو از بین میبره و آواره میکنه

138
00:13:46,343 --> 00:13:48,419
ببینم . . تو دیوونه ای چیزی هستی ؟

139
00:13:48,512 --> 00:13:51,466
. بعضیا میگن دیوونه ام
میخواین بشنوین چه اتفاقی افتاده ؟

140
00:13:51,557 --> 00:13:54,048
خب ؛ منم همین سئوالو پرسیدم دیگه . . مگه نه ؟

141
00:13:54,143 --> 00:13:57,227
. . خب . . اگه بخوام شرح بدم که چطوری اتفاق افتاده

142
00:13:57,314 --> 00:14:00,101
. . لااقل اونطوریکه برای من یکی اتفاق افتاده . .

143
00:14:00,192 --> 00:14:01,935
. . یه روزی . . یه مَردی اومد . .

144
00:14:02,778 --> 00:14:07,440
بعداز بلایی که گرد و غبار سرِ زمین های کشاورزی آورده
. سیستم اجاره ی زمین به وسیله ی بانک دیگه پاسخگو نیست

145
00:14:07,534 --> 00:14:10,111
اینطوری دیگه براشون بازدهی لازمو نداره ؛
. سودِشون خیلی کم شده

146
00:14:10,203 --> 00:14:13,654
یه نفر با یه تراکتور میتونه محصولِ
. دوازده یا 14 تا از این زمین ها رو جمع کنه

147
00:14:13,749 --> 00:14:16,121
وقتی اومد ؛ دستمزدِشو بدید و محصولو
. ازش بگیرید و به ما تحویل بدید

148
00:14:16,210 --> 00:14:21,453
باشه . . اما دیگه به کمتر از سهمِ فعلی خودمون
. . که دیگه نمیتونیم این کارو انجام بدیم

149
00:14:21,550 --> 00:14:26,129
. همین الانشم بچه ها غذای کافی گیرشون نمیاد بخورن
. . و لباساشون هم خیلی کهنه و داغونه

150
00:14:26,222 --> 00:14:29,757
اگه بچه های همه این وضعیتو نداشتن . .
. بدجوری مایه ی خجالت و شرمساریمون میشد

151
00:14:29,851 --> 00:14:33,600
کمکی از دستم ساخته نیست ؛ منم دستوراتِ خودمو دارم ؛
.  بهم گفتن که بهتون اعلام کنم باید ازاینجا برید

152
00:14:33,689 --> 00:14:36,856
. و این ؛ حرفیه که من دارم بهتون میگم -
یعنی منظورت اینه که از زمین خودم برم ؟ -

153
00:14:36,942 --> 00:14:40,358
. منو سرزنش نکن . . تقصیر من که نیست -
پس تقصیر کیه ؟ -

154
00:14:40,446 --> 00:14:43,780
. خودت میدونی که چه کسی مالکِ زمینه
. " شرکت زمین و احشامِ " شاونی

155
00:14:43,867 --> 00:14:47,532
حالا اینی که میگی . . کی هست ؟ -
. هیچکس  . . یه شرکتِ -

156
00:14:47,621 --> 00:14:52,034
رئیس دارن دیگه . . یکیو دارن که
! بلدِه چطوری از زورِ اسلحه استفاده کنه

157
00:14:52,127 --> 00:14:55,662
اوه . . پسرم . . تقصیر رئیس شرکت که نیست ؛
. بخاطر اینکه بانک بهش دستور میده که چیکار کنه

158
00:14:55,756 --> 00:15:00,085
خیلی خب . . این بانک که میگی کجاس ؟ -
تویِ " تولسا " ؛ اما حمله کردن به رئیس بانک چه فایده ای داره ؟ -

159
00:15:00,177 --> 00:15:04,720
اون فقط یه رئیس بانکِ ساده اس ؛ همین الانش بابت اینکه
. داره سعی میکنه دستوراتِ بالادستیا رو اجرا کنه نیمه دیوونه شده

160
00:15:04,808 --> 00:15:08,224
پس . . بالاخره باید بریم کیو با تیر بزنیم ؟ -
. نمیدونم داداش -

161
00:15:08,312 --> 00:15:12,013
. اگه میدونستم مسئول اصلی کیه . . بهتون میگفتم
. منتها نمیدونم کیو باید بابت این وضعیت سرزنش کرد

162
00:15:12,108 --> 00:15:16,437
منم دوباره بهت تاکید میکنم آقای محترم که
! هیچ کس نمیتونه منو از زمینم بیرون کنه

163
00:15:16,530 --> 00:15:19,864
! پدربزرگم هفتاد سال پیش این زمینو بدست آورده

164
00:15:19,950 --> 00:15:25,989
! بابام همینجا به دنیا اومده . . همه ی ما اینجا متولد شدیم
! و بعضیامونم روی همین زمین کُشته شدن

165
00:15:35,677 --> 00:15:38,880
. و بعضیامونم  . . روش مُردن

166
00:15:40,057 --> 00:15:42,263
. همینه که این زمینو مالِ ما میکنه

167
00:15:42,351 --> 00:15:44,676
. . روش متولد شدیم

168
00:15:44,770 --> 00:15:47,724
. . کار کردیم . .

169
00:15:48,566 --> 00:15:51,769
! و . . روی همین زمین هم میمیریم . .

170
00:15:51,862 --> 00:15:55,776
. . و هیچ تکه کاغذ مکتوبی که

171
00:16:08,673 --> 00:16:10,749
خب . . بعدش چی شد ؟

172
00:16:13,512 --> 00:16:17,759
. اونا اومدن
. اومدن و از زمینم بیرونم کردن

173
00:16:17,850 --> 00:16:20,008
. با " کَت " اومدن سراغمون -
با چی ؟

174
00:16:20,103 --> 00:16:23,306
. کَت " دیگه . . تراکتورهای کاترپلیرارِ بزرگ "

175
00:16:45,173 --> 00:16:51,971
و دربرابر هرتراکتور ؛ ده تا پانزده خانواده
. از خونه هاشون بیرون انداخته شدن

176
00:16:52,056 --> 00:16:56,967
صد نفری میشدن . . و برای زندگی
. بجز جاده و خیابون . . هیچ جای دیگه ای نداشتن

177
00:16:57,062 --> 00:17:01,523
خانواده ی " رَنس " ؛ " پیتر " ؛
. . پِری " ؛ " جوداس " ؛ "

178
00:17:01,608 --> 00:17:04,894
یکی پس از دیگری ؛  . .
. از زمین های خودشون بیرون انداخته شدن

179
00:17:04,987 --> 00:17:09,696
نصف آدمایی که هردومون میشناسیم
. از زمین هاشون بیرون انداخته شدن

180
00:17:11,495 --> 00:17:15,113
. حدود یک ماه پیش سراغم اومدن

181
00:17:16,042 --> 00:17:17,999
! برگرد

182
00:17:18,086 --> 00:17:22,582
! بردگرد
! دارم بهت هشدار میدم ! برگرد عقب

183
00:17:32,269 --> 00:17:35,852
اگه نزدیک تر بیای
! همونجا رویِ تراکتور میکُشمت

184
00:17:35,940 --> 00:17:38,513
! بهت هشدار دادما

185
00:17:39,902 --> 00:17:44,279
. تو پسرِ " جو دِیویس " هستی -
. خوشم نمیاد کسی به روم اسلحه بکِشه -

186
00:17:44,366 --> 00:17:47,533
پس واسه چی اینکارو میکنی ؟
. اونم با همشهری های خودت

187
00:17:47,620 --> 00:17:50,407
من دارم اینکارو بخاطرِ
. روزی 3 دلار انجام میدم

188
00:17:50,498 --> 00:17:55,789
. من زن و دوتا بچه دارم
. مادرزنم هم هست . . باید شیکمشون سیر بشه دیگه

189
00:17:55,879 --> 00:18:00,375
. من فقط و فقط به خانواده ی خودم فکر میکنم
. این که چه بلایی سرِ بقیه بیاد . . به خودشون مربوط میشه

190
00:18:00,468 --> 00:18:03,919
. درست . . اما تو نمیفهمی پسرم
! اینجا زمینِ منه

191
00:18:04,013 --> 00:18:06,302
. قبلا بوده
. حالا دیگه مالِ شرکتِه

192
00:18:06,391 --> 00:18:11,552
هرکاری دلت میخواد بکن پسرم ؛ اما شک نکن که
. . در لحظه ای که اون تراکتورت به خونه ام برخورد کنه

193
00:18:11,647 --> 00:18:14,648
! میفرستمت اون دنیا . . .

194
00:18:14,734 --> 00:18:19,230
تو هیچ کسیو روونه ی اون دنیا نمیکنی ! بخاطر اینکه
. درجا بابتِ قتلِ عمد دارِت میزنن و خودتم اینو میدونی

195
00:18:19,323 --> 00:18:22,774
بعدشم دو روز نشده ؛
. یکی دیگه رو جایِ من میفرستن

196
00:18:22,868 --> 00:18:25,655
! حالا . . یالا دیگه
! از سرِ راه برو کنار

197
00:19:05,000 --> 00:19:08,250
چه فایده ای داشت ؟
. حق با اون پسره بود

198
00:19:08,337 --> 00:19:12,335
. کاری از دستم برنمیومد

199
00:19:12,425 --> 00:19:18,428
آخه . . بنظر ممکن نمیرسه که آدم بتونه
. اینقدر راحت یکیو اونطوری از زمینش بیرون کنه

200
00:19:18,516 --> 00:19:21,303
. بقیه ی خانواده ام . . به سمت غرب رفتن

201
00:19:21,394 --> 00:19:27,896
. چیزی برای خوردن نداشتم . . اما . . نتونستم از اینجا برم
. یه چیزی هست که نمیذاره اینجا رو ترک کنم

202
00:19:27,985 --> 00:19:33,359
پس . . حالا همینطور بی هدف اینجا پرسه میزنم
. و هرجایی هم که شد میخوابم

203
00:19:36,328 --> 00:19:39,495
قبلا به خودم میگفتم که بخاطر این اینجام ؛
. . که از وسایلمون مراقبت کنم

204
00:19:39,581 --> 00:19:44,492
تا وقتی خانواده ام برگردن ؛ . .
. همه چی سرِ جاش باشه

205
00:19:44,587 --> 00:19:47,125
. اما میدونستم که حقیقت نداره

206
00:19:47,966 --> 00:19:50,718
. چیزی برای مراقبت وجود نداره

207
00:19:50,803 --> 00:19:54,219
.  و هیچ کس هم هرگز قصد برگشتن به اینجا رو نداره

208
00:19:54,307 --> 00:19:56,383
! همه رفتن

209
00:19:57,519 --> 00:19:59,595
. . و من

210
00:19:59,688 --> 00:20:03,057
. فقط یه شبِ عجوزِ آواره ی قبرستانم . .

211
00:20:05,278 --> 00:20:07,983
. این  ؛ تنها چیزیه که تویِ این دنیای بزرگ هستم

212
00:20:10,742 --> 00:20:12,900
بنظرتون دیوونه ام ؟

213
00:20:17,834 --> 00:20:19,910
. نه

214
00:20:20,003 --> 00:20:22,708
. . تو تنهایی . . اما

215
00:20:22,798 --> 00:20:25,799
. دیوونه نیستی . . .

216
00:20:25,885 --> 00:20:30,631
خب ؛ مهم نیست ؛ اگرم دیوونه شده باشم ؛
. دیگه شدم و کاریش نمیشه کرد و همینه که هست

217
00:20:30,723 --> 00:20:35,350
چیزی که نمیفهمم اینه که خانواده ی خودم چطور حاضر شدن
. که همچین چیزیو قبول کنن . . مثلا . . مامانم

218
00:20:35,437 --> 00:20:39,055
یه بار دیدم با مرغ زنده ای که دستِش بود
.  به جونِ یه دستفروش افتاد

219
00:20:39,150 --> 00:20:43,777
یه تبر هم دستش بود که میخواست مرغو باهاش بکُش که
. موقع درگیری یادش رفته بود کدوم دستِش مرغ و کدوم تبره

220
00:20:43,864 --> 00:20:48,859
وقتی کارش با اون دستفروش تموم شد ؛
. فقط دوتا پایِ مرغِ بدبخت تو دستِش مونده بود

221
00:20:48,953 --> 00:20:50,780
. . فقط یه

222
00:20:50,872 --> 00:20:54,371
!! روحِ فرتوتِ قبرستانِ سرگردان . . .

223
00:20:55,669 --> 00:20:57,745
. فقط همین

224
00:21:12,021 --> 00:21:14,097
. طوفان داره آروم میشه

225
00:21:18,320 --> 00:21:20,989
حالا برنامه ات چیه . . میخوای چیکار کنی ؟

226
00:21:21,073 --> 00:21:23,149
. سخت بشه بگی

227
00:21:23,242 --> 00:21:27,370
فکر کنم تا صبح اینجا میمونم و
." بعدش میرم خونه ی عمو " جان

228
00:21:27,455 --> 00:21:30,028
. منتها بعدازاون . . دیگه نمیدونم میخوام چیکارکنم

229
00:21:31,543 --> 00:21:33,203
. گوش بدید

230
00:21:40,804 --> 00:21:44,090
. خودشونن
. چراغ های ماشینِ اوناس

231
00:21:44,183 --> 00:21:46,721
. یالا . . زودباشید
. باید مخفی بشیم

232
00:21:46,811 --> 00:21:50,180
از چی مخفی بشیم ؟
. ما که کاری نکردیم

233
00:21:50,273 --> 00:21:55,564
به ملکِ دیگری تجاوز کردی . . اینجا که دیگه
. زمینِ تو نیست ! اون که داره میاد مباشرِه که مسلح هم هست

234
00:21:55,654 --> 00:21:59,272
! یالا -
. زودباش دیگه " تام " ؛ تو آزادی مشروط گرفتی -

235
00:22:22,185 --> 00:22:24,059
! " میولی "

236
00:22:38,286 --> 00:22:41,489
. فقط باید قایم بشی و نیگا کنی

237
00:22:41,582 --> 00:22:45,331
اینجا نمیان ؟ -
. فکر نکنم بیان -

238
00:22:45,420 --> 00:22:48,207
. . یه بار یکیشون اومد و با -
! ساکت -

239
00:22:48,298 --> 00:22:50,504
! چوبِ مخصوص حصار ؛ محکم کوبیدم تو کله اش . .

240
00:22:50,592 --> 00:22:52,917
. از اون موقع تا حالا . . اینطرف پیداشون نمیشه

241
00:22:57,600 --> 00:22:59,676
. اینجا نیست

242
00:23:09,197 --> 00:23:13,943
اگه یه روزی ؛ یکی بهم میگفت که روزی میرسه
. . که تو زمین خودم مجبور بشم قایم بشم

243
00:23:29,387 --> 00:23:35,757
پروردگارا . . کاری کن بابت نعمتی که بهمون ارزانی داشتی
. شکرگزارِ درگاهت باشیم . . . آمین

244
00:23:35,853 --> 00:23:38,308
. دیدمت
. موقع دعا کردن داشتی غذا میخوردی

245
00:23:38,397 --> 00:23:42,442
. همه اش یه گازِ کوچولو بود
. فقط یه گازِ کوچولو موچولو . . فقط همین

246
00:23:42,527 --> 00:23:46,988
. عجب وضع خرابی راه انداخته ها -
. قبلا دیدمش . . که مثل یه خوکِ پیر حریصانه میخورد -

247
00:23:47,074 --> 00:23:49,861
ببینم ؛ واسه چی موقع دعا خوندن قبل از غذا
چشم هاتو نمیبندی ؟

248
00:23:49,952 --> 00:23:52,277
دوباره بگید ببینم . . روی اون اعلامیه
چی نوشته عمو " جان " ؟

249
00:23:53,414 --> 00:23:59,168
نوشته : " یه عالمه کار ؛ تو کالیفرنیا در انتظار شماست
. " هشتصد نفر میوه چین مورد نیاز است

250
00:24:04,469 --> 00:24:10,056
حالا وایسین پام به " کالیفرنیا " برسه ؛ میخوام هروقت
. که عشقم بکِشه دستمو دراز کنم و پرتقال بچینم

251
00:24:10,142 --> 00:24:14,934
یا شایدم انگور . . حالا . . حالا . . حالا . . ؛
. یه چیزی هست که هیچوقت ازش سیر نمیشم

252
00:24:15,022 --> 00:24:18,640
یه بوته ی بزرگ انگور انتخاب میکنم و دست میندازم
. . یه مشت انگور بزرگ ازش میکنم

253
00:24:18,735 --> 00:24:24,026
و تو صورتم لِهِشون میکنم . . .
. و فشار میدم تا آبشون از چونه ام سرازیر بشه

254
00:24:24,116 --> 00:24:26,571
! خدارو شکر بابت نعمت هایی که بهمون داده

255
00:24:26,661 --> 00:24:29,947
شایدم یه تشت پر از انگور
. . واسه خودم بگیرم و

256
00:24:30,040 --> 00:24:35,913
بعدش برم توش بشینم و اینقدر بخورم . .
. تا همشون تموم بشن

257
00:24:37,340 --> 00:24:44,672
. مطمئنم خوشم میاد
. درست آقا . . مطمئنم خوشم میاد اینکار بکنم

258
00:25:04,371 --> 00:25:06,909
. اوه . . خداروشکر
. خداروشکر

259
00:25:08,042 --> 00:25:10,118
. " تامی "

260
00:25:14,925 --> 00:25:17,001
. مامان

261
00:25:22,433 --> 00:25:28,519
فرار که نکردی هان ؟ نباید مخفی بشی ؟ -
. نه ؛ مامان ؛ آزادی مشروط گرفتم ؛ تمام نامه هاشو هم دارم -

262
00:25:31,235 --> 00:25:37,689
ترسیده بودم که نکنه خدایِ ناکرده از اینجا بریم و
. دیگه هیچ وقت همدیگه رو نبینیم

263
00:25:37,784 --> 00:25:40,275
اگرم از اینجا میرفتید ؛
. بازم میومدم و پیداتون میکردم مامان

264
00:25:44,333 --> 00:25:46,740
. میولی " برام تعریف کرد که چه اتفاقی افتاده "

265
00:25:46,836 --> 00:25:48,912
راسته که داریم میریم " کالیفرنیا " ؟

266
00:25:49,005 --> 00:25:51,840
باید بریم اونجا " تامی " ؛
. اما همه چی درست میشه

267
00:25:51,925 --> 00:25:56,883
یه عالمه اعلامیه و تبلیغات دیدم که چقدر کار
. اونجا فراوونه و اینکه چقدر دستمزدهای بالایی میدن

268
00:25:58,057 --> 00:26:03,265
منتها یه چیزی هست که قبلش باید بهم بگی تا بدونم " تامی " ؛
ببینم ؛ اونجا بهت صدمه زدن پسرم ؟

269
00:26:03,355 --> 00:26:06,890
ببینم ؛ بهت صدمه زدن و جوشیت کردن ؟ -
جوشی . . مامان ؟ -

270
00:26:06,984 --> 00:26:10,851
. بعضی وقتا اینکارو میکنن دیگه -
. نه ؛ مامان ؛ اولش جوشی شدم ؛ اما بعدش دیگه نه -

271
00:26:10,947 --> 00:26:13,485
بعضی وقتا . . اونجا تو زندان
. . یه بلایی سرِ آدم میارن

272
00:26:13,575 --> 00:26:16,778
بهت صدمه میزنن تا عصبانی بشی
. . تا بعدش جوشی و گستاخ بشی

273
00:26:16,871 --> 00:26:19,991
و بعدش دوباره بهت صدمه میزنن . .
. . تا بی ادب تر و جوشی تر و گستاخ تر بشی

274
00:26:20,083 --> 00:26:25,374
تا زمانی برسه که دیگه اون پسر یا مَرد سابق نباشی ؛
. بلکه فقط یه آدم متحرک جوشی گستاخ باشی

275
00:26:25,464 --> 00:26:29,676
حالا بگو ببینم ؛ اینطوری بهت صدمه زدن پسرم ؟ -
. نه مامان . . نگرانِش نباش -

276
00:26:29,760 --> 00:26:31,337
. . خب . . من

277
00:26:31,429 --> 00:26:33,754
. آخه من پسر جوشی و گستاخ نمیخوام . .

278
00:26:34,099 --> 00:26:36,886
. تامیِ"ـه "
. تامی " برگشته "

279
00:26:36,977 --> 00:26:39,266
چیکار کردی پسرم ؟
فرار کردی ؟

280
00:26:39,355 --> 00:26:41,431
! تامی " از زندان بیرون اومده "

281
00:26:41,524 --> 00:26:46,863
من . . میدونستم ! نمیتونستن اون تو نگهِش دارن ؛
! هیچ کس نمیتونه یه " جود " رو تو زندان نگه داره

282
00:26:46,947 --> 00:26:49,354
. از همون اولش میدونستم که میزنی بیرون

283
00:26:49,450 --> 00:26:55,239
! از سرِ راهم برید کنار ! دیدید بهتون گفته بودم
. . بهتون گفته بودم که مثل گاو نری که از آغل فرار میکنه

284
00:26:55,331 --> 00:26:59,993
. تامی " هم بالاخره از زندان میزنه بیرون " . .
. هیچ کس نمیتونه یکی از " جود " ها رو تو زندان نگه داره

285
00:27:00,087 --> 00:27:03,752
. فرار نکردم . . بهم آزادی مشروط دادن -
. خودم هم قبلا اینطوری بودم -

286
00:27:03,841 --> 00:27:08,836
حالتون چطوره عمو " جان " ؟ -
. سلام " تامی " ؛ خوبم -

287
00:27:08,930 --> 00:27:13,177
تو چطوری " نوآ " ؟ -
خوبم " تامی " ؛ . . بگو ببینم . . فرار کردی ؟ -

288
00:27:13,269 --> 00:27:15,558
. نه . . آزادی مشروط گرفتم

289
00:27:15,646 --> 00:27:17,722
. سلام -
. " تامی " -

290
00:27:20,694 --> 00:27:24,478
! زندانیمون برگشته
! زندانیمون برگشته

291
00:27:29,412 --> 00:27:32,413
. " سلام " اَل -
. " سلام " تام -

292
00:27:33,000 --> 00:27:36,701
ببینم ؛ از زندان فرارکردی ؟ -
. نه . . بهم آزادی مشروط دادن -

293
00:27:36,796 --> 00:27:39,287
. " روزاشرِن "

294
00:27:39,382 --> 00:27:41,291
! فرار کرده

295
00:27:41,384 --> 00:27:44,551
. اونم که همراهشِه " کانی ریورزِ"ه
. حالا دیگه باهمدیگه ازدواج کردن

296
00:27:44,638 --> 00:27:48,054
. الانم یه سه چهارماهیه که حامله اس

297
00:27:48,142 --> 00:27:51,807
. وقتی رفتم . . یه دخترکوچولو بیشتر نبود

298
00:27:52,647 --> 00:27:55,981
. " سلام " روزاشارن  -
چطوری " تام " ؟ -

299
00:27:56,777 --> 00:27:59,897
. این آقا شوهرم " کانیِ"ـه

300
00:28:01,282 --> 00:28:03,440
. . ببینم تو -
. نه . . آزادی مشروط گرفتم -

301
00:28:04,494 --> 00:28:09,156
خب . . دیگه بهتر از این نمیشه ؛
. میبینم که بزودی عمو میشم

302
00:28:09,250 --> 00:28:11,326
. . اوه . . نخیرم

303
00:28:11,419 --> 00:28:16,414
. نگاه کن چطوری از خجالت سُرخ شده . . سرخ شده از خجالت -
. نگاش کن . . از لوپ هاش از خجالت گُل انداخته -

304
00:28:24,934 --> 00:28:27,851
! " هی . . " جود
. " جان جود "

305
00:28:35,530 --> 00:28:38,317
یادت که نرفته . . هان ؟ -
. یادمون نرفته -

306
00:28:38,408 --> 00:28:42,157
. فردا سراغ اینجا میایم -
. خودم میدونم -

307
00:28:42,246 --> 00:28:45,117
. تا موقع طلوع خورشید . . از اینجا رفتیم

308
00:29:02,352 --> 00:29:08,307
چطوری اینهمه پول جور کردین ؟ -
وسایلمونو فروختیم . . پنبه هایی که چیدیم -
. حتی پدربزرگت هم وسایلِشو فروخته

309
00:29:08,401 --> 00:29:13,822
. تمامش روی هم حدود 200 دلار برامون درآمد داشت
. که 75 دلار هم برای خرید این کامیون هزینه کردیم

310
00:29:13,907 --> 00:29:18,984
هنوزم حدودای 150 دلار داریم که فکر کنم
. برای راه انداختنمون کفایت کنه

311
00:29:19,080 --> 00:29:23,030
تند نرو . . بالاخره ماها روی هم
دوازده نفر هستیم دیگه . . درسته ؟

312
00:29:23,126 --> 00:29:27,040
احتمالا مثل گوساله ی نر یواش یواش راه میره ؛
. منتها بهرحال حرکت میکنه دیگه

313
00:29:27,131 --> 00:29:31,378
فکر کنم اگه میخوایم قبل از بالا اومدن خورشید
. راه بیفتیم . . دیگه بهتره کم کم آماده ی حرکت بشیم

314
00:29:31,469 --> 00:29:33,711
اوضاع چطوره " جان " ؟
اوضاع چطوره پسرا ؟

315
00:31:05,785 --> 00:31:07,243
. مامان

316
00:31:07,329 --> 00:31:09,405
. آماده ام

317
00:31:17,299 --> 00:31:22,804
روزاشارن  " ؛ عزیزم ؛ بچه ها رو بیدار کن ؛ "
. آماده ایم که دیگه راه بیفتیم

318
00:31:24,098 --> 00:31:26,553
. روتی " ؛ " وینفیلد " ؛ بلند شین ببینم "

319
00:31:27,727 --> 00:31:32,804
. بابابزرگ کجاس ؟ " اَل " ؛ برو بیارش -
. میخوام اون بالا برم . . یکی کمکم کنه -

320
00:31:32,900 --> 00:31:34,394
. صبر کن

321
00:31:34,485 --> 00:31:37,936
. بچه ها . . شماها اول بپرین بالا -
! " داریم میریم " کالیفرنیا -

322
00:31:38,031 --> 00:31:41,898
قراره " اَل " رانندگی کنه مامان ؛شما برو پیشِ اون و
. بابابزرگ بشین و بعدا جاهامونو عوض میکنیم

323
00:31:41,994 --> 00:31:46,786
کانی " ؛ به " روزاشارن  " کمک کن که "
. بره و کنار بچه ها بشینه

324
00:31:47,750 --> 00:31:50,667
بابابزرگ کجاس ؟ -
! بابابزرگ ؟ -

325
00:31:50,754 --> 00:31:53,671
! احتمالا همون جاییه که همیشه هست

326
00:31:56,052 --> 00:31:58,804
! بابابزرگ
! پدر بزرگ

327
00:31:58,888 --> 00:32:02,471
یه جا براش خالی نگه دار " جان " ؛ تو و " نوآ" هم
. بپرین بالا و یه جایی واسه خودتون پیدا کنید

328
00:32:02,559 --> 00:32:05,643
. باید طوری بنشینید که وزن همه مساوی تقسیم بشه

329
00:32:15,073 --> 00:32:20,234
بنظرتون دووم میاره ؟ -
. اگه بیاره که یه معجزه ی تموم عیاره -

330
00:32:20,329 --> 00:32:22,368
. مامان . . بابا

331
00:32:22,457 --> 00:32:26,371
! ولم کنین . . خدا لعنتِتون کنه
! لعنت به روحِت

332
00:32:26,461 --> 00:32:29,664
. خواهش میکنم کمک کنید . . این یه چیزیش شده

333
00:32:29,757 --> 00:32:34,668
! چرا یه جا نمی ایستی ؟ -
. پدربزرگ یه چیزیش شده -

334
00:32:37,307 --> 00:32:41,257
. تنهام بذارین  . . فقط همین -
فقط همین چی ؟ -

335
00:32:41,353 --> 00:32:44,437
چی شده پدربزرگ ؟

336
00:32:44,524 --> 00:32:48,604
چی شده ؟
. . هیچی نشده . . من فقط

337
00:32:48,695 --> 00:32:52,278
. نمیخوام باهاتون بیام . . فقط همین . . -
. منظورتون چیه ؟ باید راه بیفتیم

338
00:32:52,366 --> 00:32:54,442
. ما هیچ جایی برای موندن نداریم

339
00:32:54,535 --> 00:32:58,996
. شماها رو که نمیگم . . خودمو میگم

340
00:32:59,082 --> 00:33:04,077
دیشب نشستم درست و حسابی درباره اش فکر کردم
. و تصمیم گرفتم که اینجا بمونم

341
00:33:04,171 --> 00:33:08,383
. اما نمیتونی اینجا بمونی پدربزرگ
. اینجا قراره بوسیله ی تراکتور با خاک یکسان بشه

342
00:33:08,468 --> 00:33:12,797
. همگی باید از اینجا بریم -
. همه . . بجز من . . و منم میخوام همینجا بمونم -

343
00:33:12,890 --> 00:33:16,473
پس مامان بزرگ چی ؟ -
! اونم باخودتون ببرید -

344
00:33:16,561 --> 00:33:20,144
آخه اگه بمونی ؛ کی برات غذا درست میکنه بابابزرگ ؟
چطوری میخوای زندگی کنی ؟

345
00:33:20,231 --> 00:33:24,858
خب . . " میولی " زنده اس و داره زندگی میکنه دیگه ؛
. مگه نه ؟ تازه من دوبرابر " میولی " مَردیت دارم

346
00:33:24,945 --> 00:33:28,279
. حالا . . گوش بده ببین چی میگم بابابزرگ
. فقط یه دقیقه به حرفام گوش بده

347
00:33:28,366 --> 00:33:30,572
. به حرفِ هیچ کسیم گوش نمیدم

348
00:33:30,660 --> 00:33:36,081
بهتون گفتم که میخوام چیکار کنم
. . و یه ارزن هم اهمیت نمیدم

349
00:33:36,166 --> 00:33:40,033
که اونجا اینقدر پرتقال و انگور فراوونه . .
. که آدم توشون غرق میشه

350
00:33:40,129 --> 00:33:43,498
. من " کالیفرنیا " برو نیستم که نیستم

351
00:33:43,592 --> 00:33:48,669
! لعنتی
. اینجا کشورمه و به همینجا هم تعلق دارم

352
00:33:48,764 --> 00:33:51,053
. بله . . قربان

353
00:33:51,142 --> 00:33:54,059
. این خاکِ منه

354
00:33:54,145 --> 00:33:57,181
. . درسته خوب و حاصلخیز نیست . . اما

355
00:33:57,274 --> 00:34:00,394
. خب ؛ مالِ خودمه دیگه . . همه اش مالِ خودمه

356
00:34:00,486 --> 00:34:05,528
یا باید دست و پاشو ببندیم و بندازیمش عقب کامیون یا خلاصه
. بایس یه کار دیگه ای بکنیم . . نمیتونه اینجا تنهایی بمونه

357
00:34:05,617 --> 00:34:10,860
نه ؛ نمیشه دست و پاشو ببندیم ؛ بخاطر اینکه یا بهش صدمه میزنیم
. یا اینکه اینقدر عصبانی میشه که خودش به خودش آسیب میرسونه

358
00:34:10,956 --> 00:34:14,242
فکر میکنی بتونیم مستِش کنیم ؟ -
اینجا ویسکی داریم ؟ -

359
00:34:14,335 --> 00:34:19,377
نه . . وایسا ؛ یه نیم بطری از
. شربتِ آرامبخش داریم

360
00:34:21,594 --> 00:34:25,010
. بیا بگیرش
. قبلا برای خوابوندن بچه ها ازش استفاده میکردیم

361
00:34:27,100 --> 00:34:30,551
. مزه ی بدی نمیده -
. قهوه هم داریم . .میتونیم براش قهوه درست کنیم -

362
00:34:30,646 --> 00:34:34,181
. درسته . . یکم هم از این شربت میریزیم تو قهوه اش -
. بهتره یه مقدار زیادی براش بریزی که خوابش ببره -

363
00:34:34,275 --> 00:34:36,980
. آخه خیلی خَر زورِه

364
00:34:37,070 --> 00:34:38,730
. . اگه " میولی " ؛

365
00:34:38,822 --> 00:34:42,191
. . اگه " میولی " تونسته زنده بمونه . . من . .

366
00:34:42,284 --> 00:34:44,360
. فکر کنم منم بتونم تنهایی زندگی کنم

367
00:34:46,789 --> 00:34:48,865
. بویِ گوشتِ دنده ی کباب شده میاد

368
00:34:50,710 --> 00:34:55,206
. یکی داشته دنده کبابی میخورده
چرا به من هیچی ندادید ؟

369
00:34:55,299 --> 00:34:59,083
. خب ؛ یکم برات نگه داشتن بابابزرگ
. الان دارم برات گرمش میکنم که بخوریش

370
00:34:59,178 --> 00:35:02,962
. اما اول بیا این فنجون قهوه رو بخور

371
00:35:03,058 --> 00:35:06,012
. یه تیکه گوشت دنده ی کبابی بهم بدین

372
00:35:06,103 --> 00:35:10,053
. یه تیکه بزرگشو میخوام ها

373
00:35:10,149 --> 00:35:14,692
. من . . گرسنه ام -
. البته که گرسنه ای -

374
00:35:24,624 --> 00:35:28,289
. من . . خیلی دنده کبابی دوست دارم

375
00:35:35,804 --> 00:35:40,051
. " بپر بالا " نوآ -
. " اول پاهاشو درست بذار " تام -

376
00:35:40,893 --> 00:35:42,969
! آروم . . آهسته

377
00:35:44,897 --> 00:35:48,598
بهتره یه چیزی بندازید روش
. که آفتاب زده نشه

378
00:35:48,693 --> 00:35:52,940
حالا همه چی روبراهه ؟
. " خیلی خب . . راهِش بنداز " اَل

379
00:35:55,326 --> 00:35:57,318
. سوار شو مامان

380
00:35:57,412 --> 00:36:01,457
. خب ؛ خدانگهدار و موفق باشید -
. " ماشینو نگه دار " اَل -

381
00:36:01,542 --> 00:36:03,914
مگه شما همراهمون نمیاین ؟

382
00:36:04,003 --> 00:36:05,746
. دوس دارم بیام

383
00:36:05,838 --> 00:36:11,212
یه چیزی تو غرب وجود داره که دوست دارم
. امتحانش کنم و بفهمم که چیه و درکِش کنم

384
00:36:11,303 --> 00:36:14,008
اگه فکر میکنید برام جا دارید
. خوشحال میشم همراهتون بیام

385
00:36:16,100 --> 00:36:18,223
. یه عالمه جا داریم
. سوار شو

386
00:36:18,311 --> 00:36:22,261
! " ماشینو راه بنداز " اَل -
! کالیفرنیا " . . آماده باش که اومدیم " -

387
00:36:41,879 --> 00:36:45,165
نمیخوای برگردی یه نگاهی به پشتِ سرمون بندازی مامان ؟
میدونی . . برای آخرین بار یه نگاه به خونه  بندازی ؟

388
00:36:45,258 --> 00:36:49,422
داریم میریم " کالیفرنیا " مگه نه ؟
." خب باشه . . پس بزنین بریم " کالیفرنیا

389
00:36:49,513 --> 00:36:52,633
. این حرف ؛ به حرفای شما نمیخوره
. هرگز اینطوری حرف نمیزدین

390
00:36:52,725 --> 00:36:56,176
. خب ؛ قبلا هیچ وقت از خونه ام بیرونم نکرده بودن

391
00:36:56,271 --> 00:36:59,188
هیچ وقت پیش نیومده بود که بی خانمان بشم و
. با خانواده ام بزنیم به جاده

392
00:36:59,274 --> 00:37:02,892
قبلا هرگز تو زندگی مجبور نشده بودم
. که چیزیو ازدست بدم

393
00:38:14,319 --> 00:38:17,902
. همه چی درست میشه پدربزرگ -
. من نمیام -

394
00:38:17,990 --> 00:38:21,359
. نمیام
. نمیخوام بیام

395
00:38:21,452 --> 00:38:24,157
. نمیخوام بیام

396
00:38:26,541 --> 00:38:28,747
. چیزی نیست بابابزرگ

397
00:38:28,836 --> 00:38:31,541
. فقط خسته ای . . همین

398
00:38:32,381 --> 00:38:34,706
. همین

399
00:38:34,801 --> 00:38:37,090
. فقط خسته ای

400
00:38:38,930 --> 00:38:40,804
. . فقط

401
00:38:41,642 --> 00:38:43,516
. خسته ای . . .

402
00:39:15,598 --> 00:39:21,803
در این مکان " ویلیام جیمز جود " آرمیده است ؛
. پیرمرد فرتوتی که بخاطر سکته ی قلبی از دنیا رفته

403
00:39:22,856 --> 00:39:29,606
خویشاوندانش به این دلیل که برای مراسم خاکسپاری
. پولی نداشتند که پرداخت کنند ؛ همینجا خاکش کردن

404
00:39:36,580 --> 00:39:40,660
کسی اونو نکُشته ؛ فقط یه حمله ی قلبی کرده
. و رخت از دنیا بربسته

405
00:39:44,589 --> 00:39:48,373
بنظرم بهترین کار این اومد که همچین متنیو
. . تنظیم کنیم و باهاش خاک کنیم

406
00:39:48,469 --> 00:39:53,546
تا اگه کسی جسدو پیدا کرد و فکر کرد که  . .
. به قتل رسیده ؛ این نامه نشون بده واقعا چی شده

407
00:39:53,641 --> 00:39:58,766
مثل اینکه حکومت این روزا ؛بدفعات ثابت کرده که
. به مُرده ها ؛ بیشتر از زنده ها اهمیت میده

408
00:39:58,856 --> 00:40:02,439
تازه اینطوری که اسمش همراهشه
. دیگه مجهول الهویه و تنها هم نمیشه

409
00:40:02,526 --> 00:40:06,440
اینطوری دیگه یه پیرمرد مُرده ی مجهول الهویه
. و تنها و بی کس ؛ مدفون در زیر زمین نخواهد بود

410
00:40:08,325 --> 00:40:11,694
میتونی یه چند کلمه صحبت کنی " کِیسی " ؟

411
00:40:11,787 --> 00:40:14,907
خودت که میدونی ؛
. دیگ کِشیش نیستم

412
00:40:14,999 --> 00:40:20,788
میدونیم . . اما هیچ کدوم از کس و کارمون تا حالا
. نشده که بدون گفتن چند کلمه خاک شده باشه

413
00:40:23,259 --> 00:40:25,750
. باشه . . اما مختصر چند کلمه ای میگم

414
00:40:32,227 --> 00:40:34,800
. . پیرمردی که اینجاست

415
00:40:34,897 --> 00:40:38,017
واسه خودش زندگی طولانی ای داشته . .
. و بتازگی قالب تُهی کرده

416
00:40:38,109 --> 00:40:41,608
. نمیدونم تو زندگیش آدم خوبی بوده یا بد

417
00:40:41,696 --> 00:40:43,985
. البته اهمیت زیادی هم نداره

418
00:40:44,992 --> 00:40:47,863
. یه بار شنیدم یکی یه شعری خوند

419
00:40:47,954 --> 00:40:51,157
و تو شعرش میگفت ؛
. " تمام زندگی و هرآنچه زنده اس مقدسه "

420
00:40:52,500 --> 00:40:55,750
خب ؛ منم برای یه پیرمرد که بتازگی
. . جونِشو ازدست داده دعا نمیکنم

421
00:40:55,838 --> 00:40:58,507
. بخاطر اینکه . . اون به دعا احتیاجی نداره . .

422
00:40:58,591 --> 00:41:04,712
اگه به من باشه ؛ برای مردم زنده ای دعا میکنم
. که راهِشونو گم کردن و نمیدونن چیکار کنن

423
00:41:04,806 --> 00:41:07,593
. . این پدربزرگمون که اینجاس

424
00:41:07,685 --> 00:41:11,054
. دیگه همچین دردسرهایی تو زندگیش نداره . .

425
00:41:11,147 --> 00:41:17,268
دیگه آرداشو الک کرده و غربالِشو آویخته ؛
. زندگیش به آخر رسیده ؛ پس دفنش کنید و تنهاش بذارید

426
00:42:09,172 --> 00:42:14,843
. . ناراحتم و دارم تو جاده حرکت میکنم

427
00:42:15,053 --> 00:42:21,008
. . ناراحتم و دارم تو جاده حرکت میکنم

428
00:42:21,728 --> 00:42:28,265
. . ناراحتم و دارم تو جاده حرکت میکنم . . اوه . . خدای من

429
00:42:28,360 --> 00:42:34,149
. . انتظار نداشتم زمونه اینطوری باهام رفتار کنه

430
00:42:35,327 --> 00:42:41,615
. . بهم نون ذرت و لوبیا دادن بخورم . .

431
00:42:41,834 --> 00:42:48,039
. . بهم نون ذرت و لوبیا دادن بخورم . .

432
00:42:48,133 --> 00:42:52,676
خدای من . . " کانی " هم خیلی قشنگ میخونه ها ؛
مگه نه ؟

433
00:42:52,763 --> 00:42:55,088
. . اوه . . خدای من

434
00:42:55,183 --> 00:43:01,222
. . انتظار نداشتم دنیا اینطوری باهام رفتار کنه . .

435
00:43:04,068 --> 00:43:09,573
. دامادمِه -
واقعا خوب میخونه . . شماها اهلِ کدوم ایالتین ؟ -

436
00:43:09,658 --> 00:43:13,656
از " اوکلاهاما " ؛ اونجا مزرعه داشتیم ؛
. البته زمینِشو اجاره کرده بودیم

437
00:43:13,746 --> 00:43:16,498
. ما هم اهلِ " آرکانزاس " هستیم

438
00:43:16,582 --> 00:43:21,209
. اونجا فروشگاه داشتم
. همه چی میفروختم

439
00:43:21,296 --> 00:43:24,831
منتها وقتی مزرعه ی کشاورزا نابود شد ؛
. مغازه ها هم تعطیل شدن

440
00:43:25,676 --> 00:43:29,590
اونجا یه فروشگاهِ نُقلی خوشگلی داشتم
. که تو عُمرتون ندیدین

441
00:43:29,681 --> 00:43:32,848
. بدون شک متنفر بودم که ازش دست بکِشم

442
00:43:33,310 --> 00:43:35,635
. خب . . حالا همچینا معلوم نیست صددرصد بد باشه که

443
00:43:35,729 --> 00:43:38,646
خودم فکر کردم وقتی رسیدیم اونجا
. . و کارگرفتم

444
00:43:38,733 --> 00:43:43,110
شاید بتونم یه قطعه زمین حاصلخیز نزدیکِ اقیانوس بخرم
. حالا اگه اینطوری بشه که خیلی اتفاق ناخوشایند و بدی نیست

445
00:43:43,196 --> 00:43:45,983
. درسته
. شنیدم اونجا دستمزدهای خیلی خوبی میدن

446
00:43:46,075 --> 00:43:49,776
. همه میتونیم کارگیر بیاریم -
. دیگه بدتراز محل زندگی خودمون که نمیتونه باشه -

447
00:43:49,871 --> 00:43:52,160
شماها باید پول قلمبه ای تو دست و بالتون باشه
. که اینطوری حرف میزنید

448
00:43:52,248 --> 00:43:57,206
نه ؛ پول مول تو بساطمون نیست ؛ اما تعدادمون زیاده
. و میتونیم کار کنیم و آدمای خوب و کاری ای هم هستیم

449
00:43:57,296 --> 00:44:02,504
اونجا هم که خوب دستمزد میگیریم و میتونیم
. پولامونو رو هم بذاریم و دیگه مشکلی نداریم

450
00:44:02,594 --> 00:44:05,714
دستمزد بالا ؟ هان ؟
برای کندن پرتقال و هلو ؟

451
00:44:05,806 --> 00:44:10,018
. خب ؛ تصمیم گرفتیم هرچی بدن قبول کنیم -
چیش اینقدر خنده داره ؟ -

452
00:44:10,102 --> 00:44:13,103
چیش اینقدر خنده داره ؟
. من خودم تازه اونجا بودم

453
00:44:13,189 --> 00:44:17,021
. خودم اونجا بودم و همه چیوبه چشم دیدم
. . الان هم دارم برمیگردم شهر خودم که ازگرسنگی بمیرم

454
00:44:17,110 --> 00:44:19,779
بخاطر اینکه ترجیح میدم فقط یه بار از گرسنگی بمیرم
. بجای اینکه یواش یواش زجر کش بشم

455
00:44:19,863 --> 00:44:25,487
درباره ی چی داری حرف میزنی ؟ من اینجا اعلامیه ای دارم
. که توش نوشته دستمزهای بالایی میدن

456
00:44:25,578 --> 00:44:27,867
. تو روزنامه هم خوندم که به میوه چین  احتیاج دارن

457
00:44:27,956 --> 00:44:30,708
. باشه . . برو همونکارو بکن
. کسی جلوتو نگرفته که

458
00:44:30,793 --> 00:44:34,209
باشه . . اما پس این اعلامیه چی ؟ -
. نمیخوام خاطرتونو آزرده کننم . . بریدبه کارتون برسید -

459
00:44:34,297 --> 00:44:39,422
یه دقیقه وایسا رفیق ؛ حالا که همچین حرفِ احمقانه ای
. از دهنت بیرون اومده نمیتونی اینطوری ساکت بشی

460
00:44:39,511 --> 00:44:43,840
اینجا نوشته 800 نفر میوه چین لازم دارن ؛ تو خندیدی و گفتی
احتیاجی به میوه چین ندارن . . حالا کدوم طرف دروغگوئه ؟

461
00:44:43,933 --> 00:44:47,516
چندتاتون از این اعلامیه ها دارید ؟ -
. من یکی دارم -

462
00:44:47,604 --> 00:44:50,439
. منم یکی دارم -
. همه یکی داریم -

463
00:44:50,524 --> 00:44:56,111
حالا این چیو ثابت میکنه ؟ -
. بفرمایین . . همون آگهی تبلیغاتی که همه دارن -

464
00:44:56,197 --> 00:44:58,236
. هشتصد نفر میوه چین لازم است

465
00:44:58,324 --> 00:45:03,116
خیلی خب ؛ فرض کنطرف 800 نفر میوه چین میخواد ؛
. . حالا درنظر بگیر که مثلا 5000 تا آگهی چاپ کرده باشه

466
00:45:03,205 --> 00:45:05,530
. و خب شاید 20 هزار نفر این آگهی ها رو دیده باشن . .

467
00:45:05,624 --> 00:45:09,918
و شاید یه دو سه هزار نفری با دیدن این آگهی ها
. به سمتِ غرب اومده باشن

468
00:45:10,004 --> 00:45:13,373
دو سه هزار نفر که بدجوری از نگرانی
. . و ترس ازبیکاری دیوونه شدن

469
00:45:13,467 --> 00:45:17,168
. برای 800 شغل به اونجا هجوم میارن . .
حالا . . بنظرت این حرفم با عقل جوردرمیاد ؟

470
00:45:17,263 --> 00:45:22,055
ببینم ؛ تو دنبال دردِسر درست کردنی ؟
مطمئنی از این کارگرهای تقلبی نیستی ؟

471
00:45:22,143 --> 00:45:24,135
. من . . قسم میخورم که اونطوری آدم نیستم آقا

472
00:45:24,229 --> 00:45:28,891
ببین دارم بهت میگم این طرفا واسه خودت
. نگرد و دردسر درست کن

473
00:45:28,984 --> 00:45:32,982
سعی کردم حقیقتیو که برای خودم یک سال طول کِشید
. تا متوجهِش بشم ؛ بهتون بگم

474
00:45:33,072 --> 00:45:39,442
. دوتا بچه و زنمو از دست دادم تا اینو فهمیدم
. اما خب کسی هم از قبل بهم هشدار نداده بود

475
00:45:39,538 --> 00:45:44,746
نمیتونم با هیچ لغتی براتون تصویر کنم که اون کوچولوها
. . چطوری با شیکم های خالی رو زمین دراز کِشیده بودن

476
00:45:44,836 --> 00:45:47,078
. و تبدیل به یه مشت پوست و استخون شده بودن . .

477
00:45:47,172 --> 00:45:50,126
. و مثل توله سگ به خودشون میلرزیدن و مینالیدن

478
00:45:50,217 --> 00:45:52,708
. و این وسط منم اینطرف و اونطرف دنبال کار میگشتم

479
00:45:52,803 --> 00:45:55,839
. . اونم نه برای پول یا دستمزد

480
00:45:55,932 --> 00:45:59,016
. بلکه فقط واسه یه فنجون آرد و یه قاشق چربی خوک

481
00:45:59,102 --> 00:46:01,225
. . بعدش پزشک قانونی اومد

482
00:46:01,313 --> 00:46:06,474
تو گزارشش نوشت که " بچه ها بدلیل ضعفِ  قلب
. " جونشونو ازدست دادن

483
00:46:06,569 --> 00:46:08,645
ضعفِ قلب " ؟ "

484
00:46:08,738 --> 00:46:13,400
اونوقت شیکم های کوچولوشون مثلِ
! مثانه ی خوک بادکرده بود

485
00:46:15,246 --> 00:46:18,662
. خب . . دیگه دیر وقته
. باید برم یکم بخوابم

486
00:46:20,585 --> 00:46:22,127
. . خب

487
00:46:22,212 --> 00:46:24,288
. شب بخیر رفقا

488
00:46:37,271 --> 00:46:41,483
بنظرتون اون یارو داره حقیقتو میگه ؟

489
00:46:41,568 --> 00:46:44,106
. بنظر من که داره واقعیتو میگه

490
00:46:44,196 --> 00:46:46,603
. داستانِ واقعی ای که برای خودش اتفاق افتاده بود

491
00:46:46,699 --> 00:46:49,190
. اون مرد ؛ داستانو از خودش درنیاورده بود

492
00:46:49,285 --> 00:46:52,037
اما . . بنظرتون ؛ این حقیقتیه که
اونجا انتظارِ ماها رو هم میکِشه ؟

493
00:46:52,121 --> 00:46:54,197
. نمیدونم چی بگم

494
00:47:44,557 --> 00:47:46,763
. بهت میگم . . باید برم دستشویی

495
00:47:46,851 --> 00:47:48,927
. باید همین الان برم دستشویی

496
00:47:58,156 --> 00:48:02,236
شماها میخواین چیزی بخرین ؟ -
. یه مقدار بنزین میخوایم آقا -

497
00:48:02,327 --> 00:48:05,862
پول مول تو بساطِتون پیدا میشه که ؟ -
چی فکر کردی ؟ التماس میکنیم که مُفتی بدی ؟ -

498
00:48:05,956 --> 00:48:10,832
. فقط پرسیدم . . همین -
. خب . . سئوال درست بپرس ؛ با بدبخت بیچاره که حرف نمیزنی -

499
00:48:10,920 --> 00:48:13,837
. من فقط سئوال کردم

500
00:48:14,633 --> 00:48:18,678
چه نوع شیرینی پایی داری ؟ -
. موزی ؛ آناناسی ؛ شکلاتی و سیب -

501
00:48:18,763 --> 00:48:21,432
یه تیکه ی بزرگ از نوع خامه ایش برام بیار
. و یه فنجون هم قهوه میخوام

502
00:48:21,516 --> 00:48:24,007
. بکنش دوتا -
. باشه -

503
00:48:24,102 --> 00:48:26,807
این اواخر جوکِ بدردبخوری به گوشت خورده " بیل " ؟

504
00:48:26,897 --> 00:48:31,892
خب ؛ این یکی بدک نیس ؛ یه بچه کوچولو
. . دیر مدرسه میرسه . . و معلمِش میگه

505
00:48:31,986 --> 00:48:34,062
. همینجا نگهِش دار

506
00:48:34,906 --> 00:48:38,275
براتون امکان داره که یه قرص نان
بهمون بفروشید خانم ؟

507
00:48:38,368 --> 00:48:41,654
. اینجا بقالی نیست
. ما برای ساندویچ درست کردن نون میاریم

508
00:48:41,747 --> 00:48:45,959
. میدونم خانم
. فقط . . برای یه خانم مُسن میخوامِش

509
00:48:46,044 --> 00:48:51,086
آخه دندون نداره ؛ باید نونو با آب براش نرم کنیم
. تا بتونه قورتِش بده و الان هم گرسنه اس

510
00:48:51,175 --> 00:48:53,713
خب چرا ساندویچ نمیخری ؟
. ما اینجا ساندویچ های خوبی داریم

511
00:48:53,803 --> 00:48:59,758
خب ؛ یقینا خیلی دلم میخواد اونکارو بکنم خانم ؛
. اما حقیقتش ؛ ما فقط ده سِنت برای خرید پول داریم

512
00:48:59,851 --> 00:49:02,424
برای سفری که در پیش داریم
. باید خیلی حساب شده خرید کنیم

513
00:49:02,521 --> 00:49:06,815
. با ده سِنت هیچ نوع قرصِ نونی نمیتونی بخری
. ما هم اینجا فقط قرص های نانِ 15 سِنتی داریم

514
00:49:06,901 --> 00:49:10,270
. نونو بهش بده -
اینطوری قبل از اینکه کامیون حمل نون بیاد ؛ -
! نونِمون تموم میشه ها

515
00:49:10,363 --> 00:49:12,854
! باشه . . خب تموم کنیم مگه چی میشه

516
00:49:37,478 --> 00:49:39,636
. این یه قرص نونِ 15 سِنتیه

517
00:49:39,730 --> 00:49:44,191
خب ؛ یه راهی هست که بتونی اندازه ی
همون ده سِنت برام بُرش بدی ؟

518
00:49:44,277 --> 00:49:48,939
. قرصِ نونو بهش بده -
. نه آقا . . ما میخوایم اندازه ی همون 10 سِنت خرید کنیم -

519
00:49:49,033 --> 00:49:51,524
. برش دار . . نونِ دیروزِه

520
00:49:51,619 --> 00:49:55,070
. بفرما . . " بِرت " گفت برش داری

521
00:49:55,165 --> 00:50:00,670
ممکنه اینقدر خساست بخرج دادنمون مسخره باشه ؛
. . اما هزار مایل راه پیشِ رو داریم

522
00:50:00,755 --> 00:50:03,507
و مطمئن هم نیستیم که . .
. آیا با این وضع و پول به مقصد میرسیم یا نه

523
00:50:10,140 --> 00:50:12,346
اینا آبنبات های یک پِنی ای هستن خانم ؟

524
00:50:12,435 --> 00:50:15,222
کدوما رو میگین ؟ -
. اونجا . . اون راه راها رو میگم -

525
00:50:15,313 --> 00:50:17,222
. آهان . . اونا رو میگین

526
00:50:17,315 --> 00:50:20,102
. خب . . نه

527
00:50:20,194 --> 00:50:24,358
. اونا هر دوتا ؛ یک پنی قیمت دارن -
. پس دوتا بهمون بدید خانم -

528
00:50:28,495 --> 00:50:31,247
. یالا . . بگیرینشون . . بگیرینشون

529
00:50:31,331 --> 00:50:33,407
. سپاسگزارم خانم

530
00:50:41,009 --> 00:50:44,959
. اونا آبنبات ها هردوتا یک پنی قیمت ندارن -
بنظر تو چقدر میرزن ؟ -

531
00:50:45,055 --> 00:50:51,308
. اونا آبنبات ها دونه ای 5 سِنت ارزش دارن -
. دیگه بهتره راه بیفتیم . . وقت داره میگذره -

532
00:50:55,651 --> 00:50:58,272
. بامید دیدار -
. یه دقیقه وایسا . . بقیه ی پولِتو بهت بدم -

533
00:50:58,362 --> 00:51:00,438
بنظرت چقدر زیاد دادم ؟

534
00:51:08,082 --> 00:51:09,956
. " بِرت "

535
00:51:11,544 --> 00:51:13,418
. نگاه کن

536
00:51:14,548 --> 00:51:16,624
. از دستِ این راننده های کامیون

537
00:51:56,054 --> 00:51:58,260
مقصدتون کجاس ؟ -
. " کالیفرنیا " -

538
00:51:58,348 --> 00:52:01,764
چه مدت قصد دارید در ایالت " آریزونا " بمونید ؟ -
. همین قدر که ازاینجا عبور کنیم و بریم -

539
00:52:01,852 --> 00:52:04,769
گیاهی چیزی همراهتون دارید ؟ -
. نه . . هیچ گیاهی همراهمون نیست -

540
00:52:07,692 --> 00:52:11,108
. باشه . . برو جلو . . اما جایی توقف نکن -
. ما هم همین کارو میخوایم بکنیم -

541
00:53:32,748 --> 00:53:37,873
. خب . . اوناهاشش بچه ها
. سرزمین چیزای خوب و مفید

542
00:53:37,962 --> 00:53:40,038
. " کالیفرنیا "

543
00:53:44,678 --> 00:53:47,251
خب ؛ اگه این چیزیه که بخاطرش
. . تا اینجا اومدیم که

544
00:53:47,348 --> 00:53:53,184
. کانی " ؛ شاید از اونطرف خوب و زیبا باشه "
. آخه کارت پستال ها . . واقعا زیبا بودن

545
00:53:53,271 --> 00:53:56,605
. اونجاس . . مامان بزرگ
. اونجا " کالیفرنیا"س

546
00:54:03,158 --> 00:54:06,776
بیاین راه بیفتیم . . بنظر من که اینقدرها
سرسخت نمیاد . . تو چی میگی " جان " ؟

547
00:54:06,870 --> 00:54:08,946
. خب . . نمیدونم چی بگم

548
00:54:21,971 --> 00:54:24,047
! خودتونو محکم نگه دارید

549
00:55:13,238 --> 00:55:17,900
خیلی که سرد نیست . . درسته " تام " ؟ -
. نه . . وقتی بزنی به آب خوبه -

550
00:55:17,994 --> 00:55:21,197
. " بیا بریم " جان
. بیا یه امتحانی بکنیم و تنی به آب بزنیم

551
00:55:31,759 --> 00:55:34,084
. " باید برات خوب باشه " جان

552
00:55:34,179 --> 00:55:38,426
. یالا بابا . . قبل از اینکه خورشید بره و آب سرد بیا بیا -
. داریم میایم -

553
00:55:43,314 --> 00:55:46,149
. شماها خیلی دل و جرات دارید -
منظورت چیه ؟ -

554
00:55:46,234 --> 00:55:49,769
. اینکه با ماشین به این اسقاطی و داغونی از صحرا عبور کردین -
مگه قبلا از صحرا عبور کردی ؟ -

555
00:55:49,863 --> 00:55:53,813
. حتما . . اونم بدفعات
. منتها هرگز با همچین آهن پاره ای اینکارو نکردم

556
00:55:53,910 --> 00:55:56,448
حالا اگرم ماشین خراب بشه ؛ شاید بالاخره یکی پیدا بشه
. که برای درست کردنش بهمون کمک کنه

557
00:55:56,538 --> 00:56:00,370
خب شاید اینطور باشه ؛ اما متنفرم که اینکارو انجامب دم ؛
. بهرحال خیلی بیشتر از ظرفیت من به شجاعت احتیاج داره

558
00:56:00,459 --> 00:56:06,712
وقتی واسه آدم انتخاب دیگه ای باقی نمیمونه دیگه
. شجاعت لازم نیست ؛ امیدوارم ماشین دووم بیاره

559
00:56:19,105 --> 00:56:20,979
. بابابزرگ

560
00:56:26,739 --> 00:56:29,444
. بابابزرگو میخوام
" شوهرش بوده "

561
00:56:31,912 --> 00:56:35,115
. من . . بابابزرگو میخوام

562
00:56:36,125 --> 00:56:38,830
. حالا اینقدر کج خلقی نکن

563
00:56:39,420 --> 00:56:41,294
. بسه

564
00:56:42,257 --> 00:56:45,756
. حالا اینقدر کج خلقی نکن مامان بزرگ

565
00:56:46,220 --> 00:56:48,426
همه سوار شدن ؟ -
. آره -

566
00:56:48,514 --> 00:56:50,637
. الان راه میفتیم

567
00:56:50,725 --> 00:56:53,014
. خیلی متشکرم

568
00:57:01,028 --> 00:57:05,655
. پناه برخدا . . عجب تیپ های زمخت و محکمی -
. همه ی " اوکلاهامای"ـی های همینطورن -

569
00:57:05,742 --> 00:57:09,325
اما بهت بگما پسر . . اصلا خوشم نمیاد
. که با همچین ماشین داغونی بزنم به صحرا

570
00:57:09,413 --> 00:57:14,621
خب من و تو عقل و منطق حالیمونه ؛ اما
. این " اوکلاهامای"ـی ها اصلا عقل و احساس ندارن

571
00:57:14,711 --> 00:57:18,923
اصلا اینا آدمیزاد نیستن ؛ هیچ آدمیزادی
. اونطوریکه اونا زندگی میکنن ؛ زندگی نمیکنه

572
00:57:19,007 --> 00:57:22,791
. آدمیزاد هرگز تحمل این همه بدبختیو نداره

573
00:57:22,887 --> 00:57:26,007
. فکر کنم با نظرت موافقم

574
00:57:46,622 --> 00:57:51,083
. عجب جاییه اینجا
حالا چطوری از این بیابون عبور کنیم ؟

575
00:57:51,169 --> 00:57:54,704
. خب ؛ مردم قبل از ما اینکارو کردن
. اگه اونا تونستن ؛ پس ماها هم میتونیم

576
00:57:54,799 --> 00:57:57,290
. لابد خیلیاشونم بایستی مُرده باشن

577
00:57:58,261 --> 00:58:00,550
. خب ؛ ماها که خداروشکر هنوز زنده ایم

578
00:58:04,727 --> 00:58:08,310
. اینجا صحراس . . ما هم درست تو قلبِش هستیم -
. کاشکی روز بود -

579
00:58:08,397 --> 00:58:13,225
تام " گفت اگه موقع روز بخوایم عبور کنیم "
. از شدت حرارات همه ی دل و روده هامون آب میشن

580
00:58:13,320 --> 00:58:16,404
یه بار یه عکسی از اینجا دیدم
. که همه جا استخوان ریخته بود

581
00:58:16,490 --> 00:58:21,117
استخوونِ آدمیزاد ؟ -
. فکر کنم بعضیاشون آره . . اما بیشتر مالِ گاو بود -

582
00:58:21,204 --> 00:58:25,154
مطمئنم خوشم میاد که یه چندتایی
. از اون استخوون های آدمو ببینم

583
00:58:29,922 --> 00:58:32,958
. بابابزرگ . . شوهرمو میخوام

584
00:58:33,051 --> 00:58:36,502
.باشه
. صبر کن همه چی درست میشه

585
00:58:36,596 --> 00:58:42,516
. باید از این صحرا عبور کنیم مامان بزرگ
. تمام خانواده باید عبور کنن

586
00:58:42,603 --> 00:58:44,679
. بیا

587
00:58:51,906 --> 00:58:57,067
. مثل اینکه خیلی وقته بی وقفه داریم حرکت میکنیم
. خسته ام

588
00:58:57,162 --> 00:58:59,238
. زن ها همیشه خسته ان

589
00:59:01,041 --> 00:59:04,375
ببینم . . پشیمون که نشدی عزیزم ؟

590
00:59:04,462 --> 00:59:06,419
. . نه . . اما

591
00:59:06,506 --> 00:59:11,168
اما . . خودت که اون تبلیغو تو مجله ی
. اسپایسی وسترن استوری " دیده بودی "

592
00:59:11,261 --> 00:59:16,885
بدون اینکه هیچ پولی بدی ؛ فقط کافی بود کپنی که
تو مجله بودو براشون بفرستی و تبدیل به
. یه آدم حرفه ای در زمینه ی رادیو بشی

593
00:59:16,976 --> 00:59:19,348
. یه کار جذاب و همینطور پُردرآمد

594
00:59:19,437 --> 00:59:21,595
. اما خب هنوزم میتونیم اونکارو انجام بدیم عزیزم

595
00:59:21,690 --> 00:59:26,269
باید تا اونجا بودیم اونکارو میکردم ؛
. نه اینکه قبول میکردم به همچین سفری بیام

596
00:59:49,347 --> 00:59:52,383
اینجا دیگه واسه چیه ؟ -
. ایستِ بازرسی کشاورزی -

597
00:59:52,475 --> 00:59:55,476
. باید وسایلتونو بگردیم
آیا هیچ نوع سبزیجات یا دانه ی گیاهان همراهتون هست ؟

598
00:59:55,562 --> 00:59:56,724
. نه

599
00:59:56,814 --> 00:59:59,601
. باید وسایلتونو بگریدم
. باید همه چیو خالی کنید

600
00:59:59,692 --> 01:00:02,776
خالی کنیم ؟
. پناه برخدا

601
01:00:12,915 --> 01:00:15,916
شما باید از ماشین پیاده بشید
. تا ما وسایلتونو برای بازرسی خالی کنیم

602
01:00:16,002 --> 01:00:21,838
یه پیرزن بیمار همراهمونه ؛ باید برسونیمش دکتر ؛
. نمیتونیم صبر کنیم . . نمیتونین معطلمون کنین

603
01:00:21,926 --> 01:00:24,002
جدی ؟
. خب ؛ باید وسایلتونو بگردیم

604
01:00:24,095 --> 01:00:26,966
خب ؛ قسم میخورم هیچی همراهمون نیست ؛
. برات قسم میخورم

605
01:00:27,057 --> 01:00:29,382
. مادربزرگ وحشتناک مریضه

606
01:00:29,476 --> 01:00:31,552
. خودت نگاه کن

607
01:00:35,233 --> 01:00:37,309
. دروغ نمیگفتی

608
01:00:38,862 --> 01:00:42,812
قسم میخورید که هیچ نوع میوه یا سبزیجات همراهتون نیست ؟ -
. نه . . هیچی نداریم . . قسم میخورم -

609
01:00:42,908 --> 01:00:46,075
میتونی حرکت کنی ؛ تو " بارستو " میتونی دکتر پیدا کنی ؛
. حدودای سیزده کیلومتر با اینجا فاصله داره

610
01:00:46,162 --> 01:00:48,238
اما سرِ راهتون هیچ کجا توقف نکنید یا
از ماشین پیاده نشید . . متوجه شدید ؟

611
01:00:48,331 --> 01:00:50,952
. بچشم جناب سروان . . خیلی هم سپاسگزارم ازتون -
. متشکرم -

612
01:01:18,617 --> 01:01:21,024
! مامان ! مامان بزرگ
! بیاین نگاه کنین

613
01:01:32,633 --> 01:01:38,173
اوناهش . . اوناهاش
. هرگز نمیدونستم همچین چیزی وجود خارجی داره

614
01:01:38,264 --> 01:01:42,096
نیگاش کنین ؟ -
. " اونجا رو ببین " جان -

615
01:01:42,185 --> 01:01:44,890
. نگاه کنین " وینفیلد " چقدر خوشگل و سرسبزِه

616
01:01:44,980 --> 01:01:48,681
بنظرت اونا درختای پرتقالِشونن " جان " ؟ -
. بنظر من که درخت پرتقال هستن -

617
01:01:48,776 --> 01:01:51,647
. حالا هرچی که هستن ؛ بدون شک خوشگلن -
. واقعا همینطوره -

618
01:01:51,738 --> 01:01:56,067
کومه های علفِشونو نیگا . . مطمئنم که اونجا
. یه عالمه میتونیم تفریح و بازی کنیم

619
01:01:56,160 --> 01:01:59,825
خوشگله . . مگه نه ؟
. " خیلی خیلی خوشگله " تام

620
01:01:59,914 --> 01:02:03,449
مامان کجاس ؟ میخوام مامان هم این منظره رو ببینه ؛
. نیگا کن مامان . . بیا اینجا مامان

621
01:02:03,543 --> 01:02:05,619
. بیا اینجا . . بیا دیگه

622
01:02:07,965 --> 01:02:10,966
مریضی مامان ؟ -
پس بالاخره از صحرا عبور کردیم ؟ -

623
01:02:11,052 --> 01:02:12,879
. نگاه کن

624
01:02:12,971 --> 01:02:15,426
. اوه . . خداروشکر

625
01:02:15,515 --> 01:02:18,801
. و هنوزم باهمدیگه ایم
. البته بیشترمون

626
01:02:20,229 --> 01:02:22,352
ببینم ؛ هیچی نخوابیدی ؟

627
01:02:22,440 --> 01:02:25,357
مامان بزرگ حالش بده ؟ -
! مامان بزرگ مُرده -

628
01:02:26,820 --> 01:02:28,563
کِی ؟

629
01:02:28,655 --> 01:02:34,279
. از قبل از اون موقع که دیشب جلومونو گرفتن -
بخاطر همین بود که نمیخواستی وسایلمونو بگردن ؟ -

630
01:02:34,370 --> 01:02:39,032
میترسیدم اگه جلومونو بگیرن
. نتونیم به موقع از صحرا عبور کنیم

631
01:02:40,044 --> 01:02:42,582
. . به مامان بزرگ گفتم

632
01:02:42,672 --> 01:02:47,667
. . وقتی داشت میمُرد بهش گفتم  . .
. بهش گفتم که خانواده حتما باید از صحرا عبور کنه

633
01:02:47,761 --> 01:02:52,423
بهش گفتم نمیتونیم هیچ خطریو با متوقف شدن
. برای بازرسی قبول کنیم

634
01:02:54,518 --> 01:02:56,594
. پس . . همه چی روبراهه

635
01:02:57,438 --> 01:03:03,311
حالا جایی به خاک سپرده میشه که قشنگ و سرسبزه
. و همه جا اطرافش پر از درخت و گُلِه

636
01:03:06,073 --> 01:03:11,068
. دستِ آخر . . تو " کالیفرنیا " به خاک سپرده میشه

637
01:03:24,762 --> 01:03:25,960
. خوبه

638
01:03:31,019 --> 01:03:34,222
فکر کردین تا کجا میتونین این ماشینو هُل بدین ؟

639
01:03:34,314 --> 01:03:36,769
. تا همینجا کافیه
. آخه بنزین تموم کردیم

640
01:03:37,610 --> 01:03:42,023
ببینم ؛ اینجا بهترین جا کجا کار گیر میاد ؟
. البته مهم نیست چه کاری باشه

641
01:03:42,115 --> 01:03:46,327
اگه ازم بپرسی ؛ تاحالا یه ده هزارتایی
. از این آگهی تبلیغاتیو دیدم

642
01:03:46,411 --> 01:03:49,780
چطورمگه ؟ بدرد بخور نیستن ؟ -
. اینجا و در این زمان . . نه -

643
01:03:49,874 --> 01:03:54,251
حدودای یک ماه پیش اینجا میوه چینی بود
. اما حالا دیگه میوه چین ها به سمت جنوب رفتن

644
01:03:54,337 --> 01:03:57,421
بهرحال . . بگید ببینم . . اهلِ کجایِ " اوکلاهاما"یید ؟ -
. " سالیسا " -

645
01:03:57,507 --> 01:04:01,884
سالیسا " ؟ من خودم حدودای دو سال پیش "
. از بخش " چروکی " اینجا اومدم

646
01:04:01,971 --> 01:04:04,509
! بخشِ " چروکی " ! خدای من -
! اوه  . . پسر -

647
01:04:05,350 --> 01:04:09,893
. خاواده ی " کانی " اهلِ اون منطقه ان -
! جدی ؟ -

648
01:04:09,980 --> 01:04:13,645
. خیلی خب ؛ خیلی خب
. حالا بیاین وارد این مسایل نشیم

649
01:04:13,734 --> 01:04:19,358
چیزی که بایس بهتون بگم اینه : حواستون باشه امشب
. تو شهر پارک نکنین . . برین سراغ همون اردوگاه

650
01:04:19,449 --> 01:04:22,022
اگه بعداز تاریک شدن هوا تو شهر بگیرمتون
. بایس زندانیتون کنم

651
01:04:22,119 --> 01:04:26,496
اما . . حالا باید چیکار کنیم ؟ -
. خب ؛ پدر . . این دیگه به من مربوط نمیشه -

652
01:04:26,582 --> 01:04:32,537
بنظرم ایرادی نداره که بهتون بگم ؛ اون کسی که درواقع
. باید زندانی بشه . . اونیه که این آگهیا رو منتشر کرده

653
01:04:36,177 --> 01:04:38,383
چند لیتر بزنم رفقا ؟

654
01:04:38,471 --> 01:04:40,345
. حدودای چهار لیتر

655
01:06:07,573 --> 01:06:11,191
. بدون شک همچینا شرایط رفاهی خوبی نداره

656
01:06:11,286 --> 01:06:15,070
میخواین بریم یه جای دیگه ؟ -
اونم با چهارلیتر بنزین ؟ -

657
01:06:15,165 --> 01:06:18,914
حالا بیاین چادر بزنیم
.  و شاید بتونم یه سوپی چیزی درست کنم

658
01:06:43,573 --> 01:06:47,405
اگه بخواین میتونم یه مقدار علف خشک
. براتون بشکنم و بیارم خانم

659
01:06:47,494 --> 01:06:50,993
میخوای دعوتت کنم که باهامون غذابخوری مگه نه ؟ -
. بله خانم -

660
01:06:51,082 --> 01:06:55,210
مگه صبحانه نخوردی ؟ -
. نه خانم . . اینطرفا کار پیدا نمیشه -

661
01:06:55,295 --> 01:06:59,624
بابام داره سعی میکنه وسایلمونو بفروشه تا
. بنزین بخره و از اینجا بریم

662
01:06:59,717 --> 01:07:03,466
یعنی هیچ کدوم از این بچه ها
صبحونه نخوردن ؟

663
01:07:03,554 --> 01:07:07,931
. من خوردم . . من و داداشم هردو خوردیم
. ما خوب غذا میخوریم

664
01:07:08,018 --> 01:07:12,395
خب  . . پس گرسنه نیستی . . درسته ؟ -
. ما خوب غذا خوردیم و سیریم -

665
01:07:12,481 --> 01:07:16,431
خوشحالم که بعضیاتون گرسنه نیستید ؛
. آخه اونوقت یه دفعه ای غذا کم میومد

666
01:07:16,527 --> 01:07:19,100
داشت لاف میزد ؛
میدونین چیکار کرده ؟

667
01:07:19,197 --> 01:07:22,068
دیشب ؛ اومد و بهمون گفت
. که مُرغ خوردن

668
01:07:22,159 --> 01:07:28,162
خب ؛ وقتی داشتن غذا میخوردن نگاه کردم و مثلِ
. همه ی اونای دیگه داشتن خمیر سُرخ شده میخوردن

669
01:07:28,249 --> 01:07:30,407
مامان ؟
اینو چیکارش کنم ؟

670
01:07:30,502 --> 01:07:34,167
خب ؛ نمیدونم چیکار کنم ؛
. . باید به خانواده غذا بدم

671
01:07:34,256 --> 01:07:37,590
اما . . اینا رو چیکارشون کنم ؟ . .

672
01:07:44,142 --> 01:07:46,633
. " اینو بده به  " روتی

673
01:07:52,944 --> 01:07:55,435
. " بیا بگیرش " جان

674
01:08:05,292 --> 01:08:08,209
. " بگیر " تام
. تو بخور . . من گرسنه نیستم

675
01:08:08,295 --> 01:08:12,624
. منظورتون چیه ؟ شما که امروز غذا نخوردین -
. میدونم . . اما . . آخه دل درد دارم -

676
01:08:12,717 --> 01:08:15,042
. گرسنه نیستم

677
01:08:15,136 --> 01:08:21,389
. بشقابو ببرید تو چادر و بخوریدش -
. فایده نداره . . هنوزم جلو چشمم هستن -

678
01:08:23,229 --> 01:08:25,601
! شماها برید پی کارتون
! برید دیگه . . برید پی کارتون

679
01:08:25,690 --> 01:08:31,064
. اینجا بودنتون هیچ فایده ای نداره
. بهرحال اینقدری نیست که به همه برسه

680
01:08:31,155 --> 01:08:33,444
. برید دیگه . . همین الان

681
01:08:45,838 --> 01:08:48,163
. نمیتونی اینطوری بفرستیشون برن

682
01:08:48,258 --> 01:08:51,674
. بیا
. بشقابتو بردار و برو داخل چادر بخورش

683
01:08:52,513 --> 01:08:57,175
حالا . . ببینید . . همه ی شما کوچولوها رو میگم ؛
. . همگی برید و یه بشقابِ تمیز واسه خودتون بیارید

684
01:08:57,268 --> 01:09:00,139
و منم هرچی مونده ؛ براتون میکِشم ؛ چطوره ؟ . .

685
01:09:00,230 --> 01:09:02,306
. حالا . . برید دیگه

686
01:09:06,821 --> 01:09:10,570
نمیدونم دارم کار درستو انجام میدم
! یا اشتباه

687
01:09:11,576 --> 01:09:16,534
برین داخل ! . . برید تو . . همگی ؛
! همگی برین داخل چادر

688
01:09:16,624 --> 01:09:20,456
. خانمِه میخواد بهمون غذا بده
. یه ظرف واسه خودت بردار و بیا

689
01:09:33,977 --> 01:09:37,927
. یالا . . یکم بهم بده -
. داری خیلی برمیداری -

690
01:10:00,299 --> 01:10:02,375
شما آقایون کار میخواین ؟

691
01:10:03,719 --> 01:10:05,961
. البته که میخوایم
حالا کجا هست ؟

692
01:10:06,055 --> 01:10:09,471
بخشِ " تواریس " ؛ موعدِ چیدن میوه ها داره میرسه ؛
. یه عالمه میوه چین لازم داریم

693
01:10:09,559 --> 01:10:13,639
خودت استخدام میکنی ؟ -
. خب ؛ اون زمینو کنترات کردم -

694
01:10:13,731 --> 01:10:19,520
چقدری دستمزد میدی ؟ -
. دقیقا که نمیشه الان بگم . . اما فکر کنم حدودای 30 سِنت -

695
01:10:19,613 --> 01:10:22,816
چرا دقیق نمیتونی بگی ؟
بالاخره قرارداد بستی  . . مگه نه ؟

696
01:10:22,908 --> 01:10:25,066
درسته . . اما دستمزدِ نهایی
. بر اساس قیمت فروش میوه ها تعیین میشه

697
01:10:25,161 --> 01:10:28,447
. ممکنه یه مقدار کم و زیاد بشه

698
01:10:28,539 --> 01:10:31,160
. باشه . . آقا . . من میام

699
01:10:31,251 --> 01:10:34,786
. فقط قراردادی که بستیو نشونمون بده
. بعدش باهامون قرارداد ببند

700
01:10:34,880 --> 01:10:38,463
تویِ قرارداد باید کاملا مشخص باشه که کجا ؛ کِی و
. چقدر میخوای دستمزد بدی ؛ امضاش میکنی و ما راه میفتیم

701
01:10:38,551 --> 01:10:41,587
گوش کن . .  آقا زرنگِه ؛
. من کسب و کارمو به روش خودم میگردونم

702
01:10:41,680 --> 01:10:47,386
من کار دارم . . اگه میخوای . . بفرما . . خب . . ؛
. اگرم نمیخوایش . . همینجا بشین . . همین و بس

703
01:10:48,104 --> 01:10:50,809
. تا حالا دوبار گولِ این طرزِ صحبتو خوردم

704
01:10:50,898 --> 01:10:56,569
این یارو شاید 1000 نفر لازم داشته باشه ؛ اونوقت میاد و
. پنج هزارتا استخدام میکنه و آخرش به هرکدوم 15 سِنت میده

705
01:10:56,655 --> 01:10:59,609
اونوقت شماها هم مجبور میشید به همون راضی بشید
.  چرا ؟ چونکه بدون اون پول باید گرسنگی بکِشید

706
01:10:59,700 --> 01:11:03,235
اگه میخواد کارگر استخدام کنه ؛ باید وادارش کنید که
. قراردادِ نوشته تنظیم کنه و توش بنویسه آخرش پولتونو میده

707
01:11:03,329 --> 01:11:07,196
ازش بخواین پروانه اشو بهتون نشون بده بخاطر اینکه
. بدون پروانه ؛ اجازه ی جذب نیرو نداره

708
01:11:07,292 --> 01:11:09,498
. " هی . . " جو

709
01:11:09,587 --> 01:11:11,663
. یه آشوبگر اینجا داریم

710
01:11:17,137 --> 01:11:21,265
تا حالا این یارو رو دیدی ؟ -
. فکر کنم دیده باشمِش -

711
01:11:21,350 --> 01:11:25,929
فکر کنم دیدمش که داشت دور و برِ یه گاراژِ
. ماشین های دست دوم که بهش دستبرد زدن میپلکید

712
01:11:26,022 --> 01:11:29,473
. آره . . خودشه
. سوار ماشین شو

713
01:11:29,568 --> 01:11:33,186
. هیچ مدرکی علیهِش ندارین -
. یه بار دیگه دهنتو باز کنی اونوقت خودتم همراهش میری -

714
01:11:33,531 --> 01:11:38,739
نباید به حرف این آدمای دردسر ساز و آشوبگر گوش بدید ؛
. بهتره وسایلتونو جمع کنین و همراهم به بخش " تواریس " بیاین

715
01:11:38,828 --> 01:11:40,904
. بیا سوار شو ببینم

716
01:12:12,909 --> 01:12:16,776
. اون تفنگو بدش به من . . حالا بزن به چاک
. برو جنگل و منتظرم بمون

717
01:12:16,872 --> 01:12:20,371
. نمیخوام فرار کنم -
. " کلانتر دیدتِت " تام -

718
01:12:20,460 --> 01:12:25,455
میخوای ازت انگشت نگاری کنن ؟
میخوای آزادی مشروطِتو نقض کنی و برگردی زندان ؟

719
01:12:25,549 --> 01:12:28,040
. فکر کنم حق با شما باشه

720
01:12:28,969 --> 01:12:35,222
بین درختا قایم شو ؛ اگه مشکلی نداشت که برگردی ؛
. چهارتا سوتِ بلند برات میزنم

721
01:13:01,548 --> 01:13:05,877
اینجا چه خبره ؟ -
. این آدمتون . . قُلدُرباری درآورد منم زدمش -

722
01:13:05,970 --> 01:13:10,383
. بعدش شروع کرد به شلیک کردن
. اون خانمو با تیر زد . . منم دوباره زدمش

723
01:13:10,475 --> 01:13:12,681
اصلا از همون اول واسه چی زدیش ؟

724
01:13:12,770 --> 01:13:14,846
. بخاطر اینکه با گستاخی جوابشو دادم و درگیر شدیم

725
01:13:16,107 --> 01:13:18,514
این مرد همونیه که زدتِت ؟

726
01:13:19,360 --> 01:13:22,527
. شبیهِش نیست -
. اوه . . خودِ خودم بودم -

727
01:13:22,614 --> 01:13:25,105
. مثل اینکه بخاطر ضربه یمقدار قاطی کردی

728
01:13:25,201 --> 01:13:27,490
. برو تو ماشین ببینم

729
01:13:48,519 --> 01:13:53,940
. این خانم داره از خونریزی جونشو ازدست میده -
. پسر . . گلوله ی 45 میلیمتری هم عجب گندکاری ای راه میندازه -

730
01:13:54,025 --> 01:13:56,730
. بهتره براش دکتر خبر کنید

731
01:14:34,238 --> 01:14:36,527
. " اَل "

732
01:14:36,616 --> 01:14:39,237
. حالا میتونی بیای بیرون -
. باید از این اردوگاه خارج بشیم -

733
01:14:39,327 --> 01:14:43,954
یه مردی تو جنگل بهم گفت که تعدادی از پولدارها
. برنامه ریختن که اینجا رو آتیش بزنن

734
01:14:44,041 --> 01:14:47,327
. باید تمام وسایلو بارِ کامیون کنیم
. مامان

735
01:14:47,420 --> 01:14:49,294
. بابا

736
01:14:52,884 --> 01:14:58,341
اون هندلِ جک دستِت چیکار میکنه ؟ -
. یمقدار گستاخ شده . . فقط همین -

737
01:14:58,432 --> 01:15:01,219
. دعواهاتونو بذارید برای بعد
بایس زود از اینجا بریم . . " کانی " کجاس ؟

738
01:15:01,311 --> 01:15:07,314
خب . . میدونی " تام " . . اون گذاشته رفته . . امشب رفت ؛
. گفت که فکرشو نمیکرده اوضاع اینطوری باشه

739
01:15:07,401 --> 01:15:10,651
. خوشحالم که ازشرش خلاص شدیم . . بی خاصیت بود -
! بابا ! ساکت -

740
01:15:10,738 --> 01:15:13,229
چرا من باید ساکت بشم ؟
اون گذاشتمون و رفت . . مگه نه ؟

741
01:15:13,325 --> 01:15:15,650
. دیگه تمومش کن بابا
. به " اَل " کمک کن که ماشینو راه بندازه

742
01:15:15,744 --> 01:15:21,249
چندتا از آدمای شهری ؛
. میخوان امشب اردوگاهو آتیش بزنن

743
01:15:30,386 --> 01:15:34,135
. گریه نکن عزیزم
. زندگیت درست میشه

744
01:15:37,477 --> 01:15:42,104
. تام " ؛ حس میکنم هیچ ارزشی ندارم "

745
01:15:43,276 --> 01:15:46,479
. بدون اون . . اصلا نمیخوام زندگی کنم

746
01:15:49,449 --> 01:15:53,494
. دوباره برمیگرده
. براش پیام میذاریم

747
01:15:53,579 --> 01:15:55,655
. اصلا نگران نباش

748
01:16:08,638 --> 01:16:11,972
سوار شو مامان ؛
. شما و " روزاشارن  " سوار شین

749
01:16:49,185 --> 01:16:51,012
. مامان

750
01:16:51,103 --> 01:16:55,599
شاید . . شاید " کانی " رفته باشه یه چندتا
. کتاب برای مطالعه کردن بیاره

751
01:16:55,692 --> 01:16:58,728
. آخه میخواد متخصص رادیو بشه . . میدونین که

752
01:16:58,821 --> 01:17:01,146
. شاید خواسته غافلگیرمون کنه

753
01:17:01,240 --> 01:17:03,945
. شاید همین کارو کرده

754
01:17:05,620 --> 01:17:07,945
مامان ؛ یه وقتایی میرسه ؛
. که مرد عصبانی میشه دیگه

755
01:17:08,040 --> 01:17:10,745
. . بهم قول بده که -
. خودم میدونم مامان . . سعیمو میکنم -

756
01:17:10,834 --> 01:17:14,168
اگه قانونی وجود داشت ؛شاید میتونستیم درپناهش
. به زندگی ادامه بدیم . . اما هیچ قانونی اینجا وجود نداره

757
01:17:14,255 --> 01:17:18,882
میخوان ارواحمونو متاثر کنن ؛ میخوان کاری کنن که
به ذلت و خواری بیفتیم . . میخوان کاری کنن
. که نجابت و شرافتمونو فراموش کنیم

758
01:17:18,969 --> 01:17:22,338
. " تو بهم قول دادی " تام -
. میدونم . . سعیمو میکنم مامان . . باورکن  -

759
01:17:22,431 --> 01:17:26,132
نباید خودتو درگیر قانون کنی . . خانواده داره ازهم میپاشه
. باید از دردِسر دوری کنی

760
01:17:26,227 --> 01:17:28,350
اون دیگه چیه ؟
مسیرِ انحرافی ؟

761
01:17:38,116 --> 01:17:40,821
! تام " ! " تام " . . خواهش میکنم مراقب باش " -
! " تام " -

762
01:17:44,206 --> 01:17:47,907
فکر کردی کجا داری میری ؟

763
01:17:48,002 --> 01:17:49,829
. . خب

764
01:17:49,921 --> 01:17:55,378
ما اینجا غریبه ایم آقا . . شنیدیم که یه جایی
. به اسم " تواریس " وجود داره

765
01:17:55,469 --> 01:18:01,424
جدی ؟ داری مسیر اشتباهیو میری ؛ بعلاوه که
. دیگه بیشتر از این " اوکلاهامای"ـی تو این شهر نمیخوایم

766
01:18:01,518 --> 01:18:06,476
اینجا ؛ حتی برای آدمایی که از قبل اومدن هم
. به اندازه ی کافی کار وجود نداره

767
01:18:06,565 --> 01:18:10,064
پس . . کدوم سمت بریم آقا ؟ -
. دور بزن و برو سمتِ شمال -

768
01:18:10,152 --> 01:18:15,692
و تا وقتی که فصلِ برداشت پنبه نرسیده ؛
دوباره سروکله ات اینجا پیدا نشه . . فهمیدی ؟

769
01:18:38,226 --> 01:18:40,978
. بابا . . بیا اون یکی لاستیکو امتحان کنیم

770
01:18:41,605 --> 01:18:46,184
دوباره پنچر کردی  "تام " ؟ -
چی ؟ یکی دیگه ؟ -

771
01:18:48,238 --> 01:18:51,155
بابا . . میشه اون لاستیک یدکیو بیاری ؟

772
01:19:08,761 --> 01:19:14,100
مامان . . میشه از اینجا بلند شی ؛
. آخه اینطوری خیلی سنگین میشه

773
01:19:14,935 --> 01:19:17,473
یچی بهت بگما . . بزودی
. باید یه اتفاقی بیفته و یه کاری گیر بیاریم

774
01:19:17,563 --> 01:19:23,436
روغنمون دیگه داره ته میکِشه ؛
. به اندازه ی دو روز آرد داریم و ده تا سیب زمینی

775
01:19:23,528 --> 01:19:27,822
و باید یادمون باشه که بالاخره همین روزا
. موقع زایمان " روزاشارن  " میرسه

776
01:19:30,244 --> 01:19:32,817
. صبح بخیر -
. صبح بخیر -

777
01:19:32,914 --> 01:19:37,541
شماها دنبال کار میگردین ؟ -
. هرکجا که فکرشو بکنی دنبال کار میگردیم -

778
01:19:37,628 --> 01:19:40,297
شماها بلدین هلو بچینین ؟ -
. ما میتونیم هرچیزیو بچینیم -

779
01:19:40,381 --> 01:19:44,165
حدود 40 مایل بالاتر یه عالمه کار هست ؛
." درست این سمتِ " پیکسلی

780
01:19:44,260 --> 01:19:50,049
به جاده ی 32 که رسیدین ؛ سمت شرق برین ؛ اونجا مزرعه ی
. کین " رو پیدا کنین و بهشون بگین که " اسپنسر " شماها رو فرستاده "

781
01:19:50,142 --> 01:19:54,056
. خیلی ازتون سپاسگزاریم آقا -
. متشکرم -

782
01:19:54,147 --> 01:19:56,223
. بیا بغلم مامان

783
01:20:18,174 --> 01:20:21,128
چیه . . راه بسته اس ؟ -
فکر کردین دارین کجا میرین ؟ -

784
01:20:21,220 --> 01:20:24,340
. یه مردی به اسم " اسپنسر " ما رو فرستاده
. گفتم اینجا برامون کار هست

785
01:20:24,432 --> 01:20:27,005
اه . . پس میخواین کار کنین . . هان ؟ -
. حتما میخوایم -

786
01:20:27,101 --> 01:20:29,936
. خیلی خب
. پس برین اونجا تو صف

787
01:20:30,021 --> 01:20:34,019
. این ماشین عیب نداره . . بذار رَد بشن -
موضوع چیه ؟ چه اتفاقی افتاده ؟ -

788
01:20:34,109 --> 01:20:39,614
یه مشکل کوچیکی اونجا بوجود اومده ؛
. اما شما برید جلو . . مشکلی نداره

789
01:20:42,953 --> 01:20:45,029
. برو جلو

790
01:20:54,675 --> 01:20:56,881
فکر میکنین چی باشه ؟
یعنی اینا رو اخراج کردن ؟

791
01:20:56,969 --> 01:21:01,263
نمیدونم پلیسا چه ارتباطی باهاش دارن ؛
. اما هرچی که هست . . ازش خوشم نمیاد

792
01:21:01,349 --> 01:21:06,011
. اینا . . همشهری های خودمونن بالاخره
. همشون . . از این وضع خوشم نمیاد

793
01:21:06,104 --> 01:21:08,809
. راه برو
. تو صف بمون

794
01:21:10,026 --> 01:21:12,102
. برو جلو

795
01:21:15,699 --> 01:21:18,735
میخوای چیکار کنی . . مرتیکه ی بی خاصیت ؟

796
01:22:02,044 --> 01:22:04,120
. برو جلو
. زودباش

797
01:22:06,132 --> 01:22:08,837
. یالا . . یالا . . یالا

798
01:22:08,926 --> 01:22:11,049
. برید اونجا

799
01:22:11,847 --> 01:22:13,923
. برید انتهای اون خیابون

800
01:22:16,685 --> 01:22:19,176
تو همین صف بمونین و
. تا انتهای خیابون برید

801
01:22:38,294 --> 01:22:40,370
. ماشینو نگه دار رفیق

802
01:22:43,967 --> 01:22:46,636
میخوای کار کنی ؟ -
حتما . . ببینم . . واسه چی این سئوالا رو میپرسی ؟ -

803
01:22:46,720 --> 01:22:50,136
به تو ربطی نداره . . اسم ؟ -
. " جود " -

804
01:22:50,224 --> 01:22:52,549
چند تا مَرد هستین ؟ -
. چهارتا -

805
01:22:52,643 --> 01:22:55,644
زن ؟ -
. دوتا -

806
01:22:55,730 --> 01:22:57,687
بچه ؟ -
. دوتا -

807
01:22:57,774 --> 01:23:00,063
همگی میتونین کار کنین ؟

808
01:23:00,152 --> 01:23:03,355
. حتما . . فکر کنم -
. خیلی خب . . خونه ی شماره ی 63 -

809
01:23:03,447 --> 01:23:07,065
. دستمزدِتون برای هر جعبه که بچینین 5 سِنتِه
. بشرطی که میوه ی لِهیده و خراب تو جعبه ها نباشه ها

810
01:23:07,160 --> 01:23:10,363
. راه بیفت
. فوری باید برید سرِ کار

811
01:23:36,193 --> 01:23:38,269
. یالا . . عزیزم

812
01:23:40,990 --> 01:23:43,659
اسم ؟ -
جود " ؟ " -

813
01:23:43,744 --> 01:23:45,986
بگو ببینم . . این کارا واسه چیه ؟

814
01:23:46,080 --> 01:23:48,915
. جود " . . اسمش اینجا تو لیست نیست " -
پلاکِ ماشین ؟ -

815
01:23:49,000 --> 01:23:51,835
. " اوکلاهاما . . ای.ال.204 "

816
01:23:51,920 --> 01:23:53,663
. اینم تو لیست نیست

817
01:23:53,755 --> 01:23:56,922
حالا . . گوش بده ببین چی میگم ؛
. نمیخوایم باهاتون مشکلی پیش بیاد

818
01:23:57,009 --> 01:24:03,262
فقط به کارِ خودتون برسید و سرتون به کارِ خودتون باشه
. و اگه این کارو بکنین . . مشکلی براتون پیش نمیاد

819
01:24:03,349 --> 01:24:07,596
آره جونِ بابات . . تو میخوای کاری کنی
که اینجا . . خونه ی خودمه ؟

820
01:24:14,112 --> 01:24:16,401
یعنی قراره اینجا زندگی کنیم مامان ؟ -
. چطور مگه . . البته -

821
01:24:16,490 --> 01:24:20,155
وقتی یه دستی به سرو رویِ خونه بکِشیم و
. تمیزکاری کنیم . . اینقدرها هم بد نیست

822
01:24:20,244 --> 01:24:22,569
. من که از همون چادر بیشتر خوشم میومد

823
01:24:22,663 --> 01:24:25,236
. اینجا لااقل زمین داره

824
01:24:25,333 --> 01:24:28,250
. وقتی بارون میاد . . سقفِش چکه نمیکنه

825
01:24:29,504 --> 01:24:32,421
. بیا
. این ممکنه به دردِت بخوره

826
01:24:37,097 --> 01:24:39,339
اسم ؟ -
. هنوزم " جود " هستم -

827
01:24:39,433 --> 01:24:41,307
چند نفرین ؟ -
. شش نفر . . شماها برین -

828
01:24:41,393 --> 01:24:44,809
. من و " روزاشارن  " هم ماشینو خالی میکنیم

829
01:25:32,702 --> 01:25:35,869
بازم همبرگر داریم مامان ؟ -
. نه . . نداریم -

830
01:25:35,956 --> 01:25:39,954
. امروز یک دلار درآمد داشتید و اینم یه دلار خرج برداشته -
این یه ذره . . یه دلار ؟ -

831
01:25:40,044 --> 01:25:43,745
آخه تو فروشگاهِ شرکت اضافه تر پول میگیرن
. و جایِ دیگه ای هم برای خرید وجود نداره

832
01:25:43,840 --> 01:25:46,046
. خب . . من که سیر نشدم

833
01:25:46,134 --> 01:25:53,133
فردا همگی میرید سرِ کار و مزدِ کامل میگیرین
. و همگی میتونیم به اندازه ی کافی بخوریم

834
01:25:53,226 --> 01:25:58,600
فکر نکنم این میوه چینی
. برای مخارجمون کفایت کنه

835
01:25:58,690 --> 01:26:02,557
فکر کنم یه دوری بزنم و یه نگاهی بندازم تا ببینم
. اون سروصدای پشت دروازه واسه چی بود

836
01:26:02,653 --> 01:26:06,817
کسی میخواد همراهم بیاد ؟ -
. نه . . فکر کنم یه مدت همینجا میشینم و بعدش میرم بخوابم -

837
01:26:06,908 --> 01:26:10,407
میخوام برم یه دوری این طرفا بزنم و ببینم که
. شاید با یه دختر آشنا شدم

838
01:26:10,495 --> 01:26:12,820
. . وقتی به سن و سالِ تو بودم . . من -
! بابا -

839
01:26:12,915 --> 01:26:17,328
. میخوام ببینم اونهمه سرو صدا واسه چی بوده
. بدجوری فضولیم گُل کرده

840
01:26:17,420 --> 01:26:19,993
. زود برمیگردم

841
01:26:21,925 --> 01:26:26,421
تام " . . حواسِتو جمع کنیا ؛ "
. نری تو هیچی فضولی کنیا

842
01:26:26,514 --> 01:26:28,803
. باشه مامان
. نگران نباش

843
01:26:39,946 --> 01:26:42,567
سرِتو انداختی پایین داری کجا واسه خودت میری ؟

844
01:26:42,657 --> 01:26:44,863
. فکر کردم یه قدمی بزنم

845
01:26:44,952 --> 01:26:49,281
مگه قانونی وجود داره که منعِش کنه ؟ -
. میتونی قدم بزنی و برگردی همونجایی که ازش اومدی -

846
01:26:49,373 --> 01:26:52,956
یعنی میگی اینجا حتی نمیتونم از خونه بیرون بیام ؟ -
. امشبَه رو نه ؛ نمیتونی -

847
01:26:53,044 --> 01:26:59,297
حالا میخوای برگردی ؟ یا اینکه باید سوت بزنم و
چند نفری بیان کمک که به زور برت گردونیم ؟

848
01:27:01,679 --> 01:27:04,384
. خودم برمیگردم

849
01:27:50,318 --> 01:27:52,394
. شب بخیر -
تو کی هستی ؟ -

850
01:27:52,487 --> 01:27:55,156
. فقط داشتم از اینجا عبور میکردم -
کسیو اینطرفا میشناسی ؟ -

851
01:27:55,241 --> 01:27:57,946
. نه
. بهت که گفتم ؛ فقط داشتم رَد میشدم

852
01:28:01,206 --> 01:28:04,824
! " کِیسی " -
. میبینم که " تام جودِ " خودمونِه -

853
01:28:05,711 --> 01:28:09,625
. فکر میکردم زندانی -
. نه ؛ فقط از شهر بیرونم کردن -

854
01:28:09,715 --> 01:28:12,632
. بیاتو
. " تام جود "

855
01:28:14,429 --> 01:28:18,178
این آقا ؛ همونیه که حرفشو میزدی ؟ -
خودشه . . چطوری . . چه کارا میکنی  ؟ -

856
01:28:18,267 --> 01:28:20,509
. کار میکنم دیگه . . هلو میچینم

857
01:28:20,603 --> 01:28:24,470
. وقتی اومدیم . . صدای داد وفریادِ دوستانو شنیدم
. اومدم ببینم اون همه داد وفریاد چه دلیلی داشته

858
01:28:24,566 --> 01:28:28,149
موضوع چیه ؟ -
. این که میبینی . . اعتصابِه -

859
01:28:28,237 --> 01:28:30,775
درسته جعبه ی 5 سِنت پولِ زیادی نیست ؛
. اما بالاخره خرجِ خورد و خوراکِ آدمو که درمیاره

860
01:28:30,865 --> 01:28:35,527
پنج سِنت ؟ به شماها پنج سِنت میدن ؟ -
. البته . . از نیمروز تا شب یک دلار درآمد داشتیم -

861
01:28:35,620 --> 01:28:38,906
. ببین " تام " ؛ ما برای کارکردن اینجا اومدیم

862
01:28:38,999 --> 01:28:42,831
بهمون گفتم جعبه ای 5 سِنت میدن ؛
. اما تعدادِمون خیلی زیاده

863
01:28:42,920 --> 01:28:45,707
درنتیجه طرف گفت که
. بهمون 2.5 سِنت میده

864
01:28:46,549 --> 01:28:50,594
آدم اگه بچه داشته باشه با این پول
. . نمیتونه شیکمِشو سیر کنه

865
01:28:50,679 --> 01:28:52,755
. درنتیجه ما هم قبول نکردیم کار کنیم . .

866
01:28:52,848 --> 01:28:56,134
. درنتیجه انداختنمون بیرون
. حالا هم دارن به شماها 5 سِنت میدن

867
01:28:56,227 --> 01:28:59,181
حالا فکر کردین اگه این اعتصاب تموم بشه
بازم بهتون 5 سِنت میدن ؟

868
01:28:59,272 --> 01:29:01,348
. نمیدونم
. اما الان که دارن 5 تا میدن

869
01:29:01,442 --> 01:29:04,728
در همون لحظه ای که ماها از اینجا بریم
. درجا دستمزدِتونو میکنن 2.5 سِنت

870
01:29:04,820 --> 01:29:06,943
میدونی همچین چیزی به چه معنی ایه ؟

871
01:29:07,031 --> 01:29:11,159
یک تُن هُلو دربرابر یک دلار
. چیده و حمل میشه

872
01:29:11,244 --> 01:29:15,028
اگه اونطوری بشه ؛ دیگه حتی نمیتونی
. درحد بخور و نمیر هم غذا بخری

873
01:29:15,124 --> 01:29:19,169
. " بهشون بگو بیان بیرون و به ماها ملحق بشن " تام
. هلوهاشون داره میرسه و کم کم خراب میشه

874
01:29:19,254 --> 01:29:24,000
اگه دو روز اینطوری دووم بیاریم اونوقت به همگی
. پنج یا شایدم هفت سِنت پول میدن

875
01:29:25,177 --> 01:29:28,712
اونا بیرون بیا نیستن ؛ همین الانشم دارن 5 سِنت میگیرن ؛
. این تنها چیزیه که براشون اهمیت داره

876
01:29:28,806 --> 01:29:32,222
اما در همون لحظه  ای که دیگه اعتصابی به کار نباشه
. دیگه 5 سِنت گیرِشون نمیاد

877
01:29:32,310 --> 01:29:36,438
. تا به خودت بیای میبینی که انداختنت بیرون
. همه چیو درست و حسابی برنامه ریزی کردن

878
01:29:36,523 --> 01:29:40,390
بمحض اینکه فصل چیدن محصول تموم بشه ؛ یه کارگرِ
. مهاجر بحساب میای ؛ بعدشم . . یه مفت خور بی ارزش

879
01:29:40,486 --> 01:29:44,151
بهرحال بچه ها الان دارن 5 سِنت میگیرن ؛
. اونا هم فقط به همین اهمیت میدن

880
01:29:44,241 --> 01:29:47,444
. میدونم الان بابا چی میگه
. میگه مشکل شماها به اون هیچ ربطی نداره

881
01:29:47,536 --> 01:29:50,739
درسته  . . بهرحال اول باید خسارت زیادی
. بهش وارد بشه تا قانع بشه و قبول کنه

882
01:29:50,832 --> 01:29:53,786
خسارت ؟
. ما غذا نداشتیم بخوریم

883
01:29:53,877 --> 01:29:57,211
امشب گوشت خوردیم ؛
. درسته کم بود . . اما بهرحال خوردیم

884
01:29:57,297 --> 01:30:01,793
فکر کردین بابا حاضر میشه بخاطر چند نفر دیگه
دست از گوشت و غذاش بکِشه ؟

885
01:30:01,886 --> 01:30:04,211
. تازه " روزاشارن  " هم باید شیر لازم داره

886
01:30:04,305 --> 01:30:09,181
فکر کردین مامان بخاطر داد و فریادهای شماها
به اون بچه گرسنگی میده ؟

887
01:30:09,269 --> 01:30:12,270
تام " ؛ تو هم باید مثل من "
. یاد بگیری تا بفهمی چی میگم

888
01:30:12,356 --> 01:30:16,436
من خودم هم هنوز نمیدونم چی درسته و چی غلط ؛
. اما دارم سعی میکنم تا متوجه بشم

889
01:30:16,528 --> 01:30:19,897
. بخاطر همینه که دیگه هرگز دوباره نمیتونم کِشیش بشم

890
01:30:19,990 --> 01:30:22,196
. پدر روحانی . . باید درمورد همه چی بدونه و مطمئن باشه

891
01:30:22,284 --> 01:30:24,775
. اما من اینطور نیستم

892
01:30:24,871 --> 01:30:26,698
. باید بپرسم

893
01:30:26,789 --> 01:30:28,947
. از این وضعیت خوشم نمیاد -
موضوع چیه ؟ -

894
01:30:29,042 --> 01:30:34,547
نمیتونم به قطع بگم ؛ مثل اینکه یه صدایی شنیدم
. اما گوشامو که تیزکردم چیزی نبود

895
01:30:34,632 --> 01:30:38,131
. اینی که میگی ؛ همچینا هم عجیب و غریب نیست -
. همگی یه مقدار نگران و دست پاچه ایم -

896
01:30:38,219 --> 01:30:41,588
پلیسا همش داشتن تهدیدمون میکردن که
. میان لت و پارمون میکنن و بیرونمون میندازن

897
01:30:41,682 --> 01:30:46,843
البته از این پلیسای عادی هم نبودن ها ؛ از این نشاندارهاش ؛
. از همینایی که برای حفظ امنیت ازشون استفاده میکنن

898
01:30:46,938 --> 01:30:49,809
پیش خودشون فکر کردن بخاطراینکه من
. زیاد حرف میزنم ؛ پس رهبر این شورشیا هم هستم

899
01:30:49,899 --> 01:30:54,976
. چراغو خاموش کنید و بیاین بیرون
. یه چیزی اینجاس

900
01:30:59,243 --> 01:31:02,577
چیه ؟ -
. نمیدونم . . گوش بدید -

901
01:31:02,664 --> 01:31:06,329
. نمیتوم به قطع بگم میشنوم یا نه -
تو صدارو میشنوی " تام " ؟ -

902
01:31:06,418 --> 01:31:11,127
میشنوم . . فکر کنم چند نفری دارن اینطرفی میان ؛
. تعدادشون هم باید خیلی زیاد باشه

903
01:31:11,215 --> 01:31:16,720
. باید از اینجا خارج بشیم -
. از اونطرف ! باید به سمت پایین اون پُل بریم  -

904
01:31:36,453 --> 01:31:40,996
. اوناهاشش ! همونی که وسطِه
! همون لاغره . . " چاک " . . " الِک " . . بگیرینش

905
01:31:44,921 --> 01:31:48,005
! شماها نمیدونید دارید چیکار میکنید
. دارید به گرسنگی کِشیدن بچه ها کمک میکنید

906
01:31:48,091 --> 01:31:50,582
. . خفه خون بگیر ببینم . . مرتیکه ی -
! " کِیسی " -

907
01:31:51,762 --> 01:31:54,965
! کُشتیش -
. حقش بود -

908
01:31:55,057 --> 01:31:57,133
! مراقب باش

909
01:32:05,736 --> 01:32:09,603
. پسر . . اون مُرده . . کاملا مُرده -
کسی که اینکارو کردو دیدی ؟ -

910
01:32:09,699 --> 01:32:15,619
مطمئن نیستم ؛ اما با چوب زدم تو صورتش ؛
. روی صورتش جای زخمیه که به این زودیا از بین نمیره

911
01:32:28,888 --> 01:32:30,346
مامان ؟

912
01:32:30,431 --> 01:32:33,847
! " تام " ! " تام "
. بابا . . پاشو . . " اَل " . . چراغو روشن کن

913
01:32:33,935 --> 01:32:35,809
! ساکت

914
01:32:39,817 --> 01:32:41,893
. یالا

915
01:33:33,754 --> 01:33:36,245
کسی چیزی پرسیده ؟ -
. نه خانم -

916
01:33:36,340 --> 01:33:39,958
. خب ؛ تو کنار در بمون -
. چشم خانم -

917
01:33:41,763 --> 01:33:43,637
تامی " ؟ "

918
01:33:44,808 --> 01:33:46,884
چطوری ؟

919
01:33:48,938 --> 01:33:52,058
. لُپّم ضربه خورده . . اما چشمم سالمه

920
01:33:54,361 --> 01:33:57,730
شما چیا شنیدین ؟ -
. مثل اینکه طرفو کُشتی -

921
01:33:59,534 --> 01:34:02,321
. خودم هم همینطور فکر میکردم
. حس کردم که کُشتمش

922
01:34:04,206 --> 01:34:07,077
. مردم خیلی حرفِشو نمیزنن

923
01:34:07,167 --> 01:34:09,836
. میگن دارن دنبالِ قاتل میگردن

924
01:34:09,920 --> 01:34:13,087
دارن درباره ی این حرف میزنن که وقتی
. قاتلو دستگیر کنن ؛ اعدامش کنن

925
01:34:13,174 --> 01:34:15,463
. اونا اول " کِیسی"ـو کُشتن

926
01:34:15,552 --> 01:34:20,013
. اونا اینطوری داستانو تعریف نمیکنن
. میگن شماها اول به اونا حمله کردید و اون مردو کُشتید

927
01:34:20,099 --> 01:34:22,424
. . اونا اصلا میدونن

928
01:34:22,518 --> 01:34:25,056
که طرف چه شکلی بوده ؟ . . .

929
01:34:25,146 --> 01:34:28,063
. اونا میدونن که یکی با چماق تو سرِش زده

930
01:34:30,653 --> 01:34:32,942
. معذرت میخوام مامان

931
01:34:33,030 --> 01:34:36,779
نمیدونستم دارم چیکار میکنم
. و چه عاقبتی درانتظارمه

932
01:34:36,868 --> 01:34:40,154
. اصلا خودم هم نمیدونستم که میخوام اونکارو بکنم

933
01:34:40,247 --> 01:34:42,952
. " عیب نداره " تامی

934
01:34:45,002 --> 01:34:47,671
. کاشکی اونکارو نمیکردی

935
01:34:47,756 --> 01:34:50,461
. اما خب ؛ کاریو کردی که باید

936
01:34:50,550 --> 01:34:53,302
. و نمیتونم بابتش سرزنشت کنم

937
01:34:57,558 --> 01:35:00,345
. امشب از اینجا میرم
. نمیتونم شما رو به دردسر بندازم

938
01:35:00,437 --> 01:35:02,145
. " تام "

939
01:35:02,231 --> 01:35:05,481
. چیزای زیادی هست که من نمیفهمم

940
01:35:05,568 --> 01:35:08,771
. اما فرارکردنت ؛ کمکی بهمون نمیکنه

941
01:35:10,657 --> 01:35:13,741
. یه وقتی بود که رو زمینمون کشاورزی میکردیم

942
01:35:13,827 --> 01:35:16,698
. اونموقع ؛ یه حد و مرزی بینمون بود
" اون زمین باعث میشد باهمدیگه مرتبط باشیم "

943
01:35:17,415 --> 01:35:20,998
. . پیرا میمُردن و جوونا جاشونو میگرفتن

944
01:35:21,085 --> 01:35:24,121
. همیشه باهمدیگه متحد و یکدل بودیم . .

945
01:35:24,214 --> 01:35:26,372
. خانواده بودیم

946
01:35:27,218 --> 01:35:29,839
. یکدل و روراست باهمدیگه

947
01:35:30,680 --> 01:35:33,681
. اما حالا دیگه اونطوری باهمدیگه نیستیم

948
01:35:33,767 --> 01:35:37,053
. چیزی نیست که یکدل و پیوسته نگهمون داره

949
01:35:37,146 --> 01:35:40,930
مثلا این روزا " اَل " با اشتیاق تمام
. میخواد خودِش رو پایِ خودش بایسته

950
01:35:41,025 --> 01:35:44,061
. عمو " جان " ؛ بی هدف اینور و اونور میره

951
01:35:44,904 --> 01:35:49,281
. بابات . . خونه و زمینِشو ازدست داده
. دیگه رئیس خانواده نیست

952
01:35:50,578 --> 01:35:53,069
. " خانوادمون داره از هم پاشیده میشه " تام

953
01:35:54,249 --> 01:35:56,740
. حالا دیگه خانواده ای وجود نداره

954
01:36:00,297 --> 01:36:06,133
و " روزاشارن  " قراره بچه اشو به دنیا بیاره
. اما . . خانواده ای نداره

955
01:36:06,221 --> 01:36:09,341
داشتم سعی میکردم بهش انگیزه بدم
. . تا به زندگی امیدوار بشه . . اما

956
01:36:11,602 --> 01:36:13,844
. . و . . " وینفیلد " ؛

957
01:36:13,938 --> 01:36:16,607
اینطوری که داره ادامه میده . .
چی میخواد بشه ؟

958
01:36:16,691 --> 01:36:20,605
با این وضع وحشی و بی رحم که داره بزرگ میشه ؛
. و " روتی " هم همینطور

959
01:36:21,488 --> 01:36:23,564
. درست مثل حیوونا دارن بزرگ میشن

960
01:36:25,993 --> 01:36:28,698
. به هیچی نمیتونن اطمینان کنن

961
01:36:31,917 --> 01:36:33,993
. " نرو " تام

962
01:36:35,171 --> 01:36:37,247
. بمون و کمکمون کن

963
01:36:38,299 --> 01:36:40,754
. به من کمک کن

964
01:36:45,641 --> 01:36:50,350
باشه مامان ؛ البته نباید بمونم ؛
. میدونم که نباید بمونم اما باشه . . نمیرم

965
01:36:53,692 --> 01:36:56,728
. مامان . . یه عالمه آدم دارن میان

966
01:36:56,820 --> 01:36:59,145
چند نفرین ؟ -
. دَه نفر -

967
01:36:59,240 --> 01:37:01,482
. خونه ی شماره ی 25
. شماره ی خونه رو درِش حک شده

968
01:37:01,576 --> 01:37:05,656
باشه . . آقا . . حالا چقدر میدین ؟ -
. دو و نیم سِنت -

969
01:37:05,747 --> 01:37:09,827
دو و نیم سِنت ؟ میگم . . آقا . . ؛
. آدم که با این پول حتی نمیتونه شامِشو هم تامین کنه

970
01:37:09,919 --> 01:37:14,166
یا قبول کن یا برو . . الان 200 نفر دیگه دارن از جنوب
. برای کار اینجا میان . . اونا خوشحال میشن که این کارو بگیرن

971
01:37:14,257 --> 01:37:17,044
اما . . آخه اینطوری چطور غذا بخوریم ؟ -
. . ببینید -

972
01:37:17,135 --> 01:37:21,927
من دستمزدو تعیین نکردم ؛ اگه میخواین کارو . . بفرما ؛
. اگرم نمیخواین . . هِرّی

973
01:37:22,016 --> 01:37:25,966
خونه ی شماره ی 25 از کدوم طرفه ؟ -
. مستقیم برید به سمتِ انتهای خیابون -

974
01:37:34,655 --> 01:37:36,861
. . کِیسی " ؛ "

975
01:37:36,950 --> 01:37:41,327
ممکنه یه کِشیش بوده باشه ؛ . .
. اما خوب از کنهِ همه چی سردرمیاورد

976
01:37:41,413 --> 01:37:43,489
. مثل فانوس دریایی بقیه رو راهنمایی میکرد

977
01:37:43,582 --> 01:37:46,073
. به منم کمک کرد که اوضاع اطرافمو درک کنم

978
01:37:46,169 --> 01:37:49,289
. شب که بشه . . از اینجا میریم

979
01:37:51,174 --> 01:37:53,250
. اون مرد ؛ مثل یه چراغ راهنما در تاریکی میمونه

980
01:37:57,765 --> 01:38:00,256
. من ماشینو روشن میکنم -
. باشه -

981
01:38:11,156 --> 01:38:13,232
. " خیلی خب " تام

982
01:38:15,536 --> 01:38:17,612
. بپر بالا . . بپر بالا

983
01:38:21,334 --> 01:38:23,872
. فقط اینقدری که از اینجا دور بشیم
. بعدش میتونی بیرون بیای

984
01:38:23,962 --> 01:38:26,583
. خیلی بدم میاد اینطوری اینجا گیربیفتم و مخفی بشم

985
01:38:26,673 --> 01:38:28,749
. سوارشو مامان

986
01:38:31,304 --> 01:38:34,388
هی ! دارید کجا میرید ؟ -
. داریم میریم بیرون -

987
01:38:34,474 --> 01:38:37,558
برای چی ؟ -
. یه پیشنهاد شغلی خیلی خوب بهمون شده -

988
01:38:37,644 --> 01:38:38,889
جدی ؟

989
01:38:38,979 --> 01:38:41,552
. خب . . بذار یه نگاهی بهتون بندازم

990
01:38:59,753 --> 01:39:03,204
ببینم ؛ یه مردِ دیگه هم باهاتون نبود ؟ -
اون مسافر سرراهیو میگی ؟ -

991
01:39:03,299 --> 01:39:07,249
همون یارو کوتاهِه که رنگ و روش پریده بود ؟ -
. فکر کنم همین شکلی بود -

992
01:39:07,345 --> 01:39:10,097
. ما اون مردو همینطوری سرراهی سوار کردیم

993
01:39:10,182 --> 01:39:14,096
. وقتی دستمزد کاهش پیدا کرد ؛ گذاشت و رفت -
دوباره بگو ببینم . . چه شکلی بود ؟ -

994
01:39:14,186 --> 01:39:16,511
. کوتاه بود . . با رنگ و رویِ پریده

995
01:39:16,606 --> 01:39:18,931
ببینم ؛ امروز صبح که دیدیش
رویِ صورتِش آثار ضرب و جرح بود ؟

996
01:39:19,025 --> 01:39:21,101
. من که چیزی ندیدم

997
01:39:21,194 --> 01:39:23,685
. باشه . . برو

998
01:39:42,802 --> 01:39:47,594
برای همیشه دارید از اینجا میرید ؟ -
. آره . . به سمت شمال میریم . . یه کار اونجا پیدا کردیم -

999
01:39:49,644 --> 01:39:51,518
. باشه

1000
01:40:01,616 --> 01:40:05,530
. آفرین " اَل " ؛ کارت عالی بود -
حالا میدونین که داریم کجا میریم ؟ -

1001
01:40:05,620 --> 01:40:11,873
اینکه کجا میریم مهم نیست ؛ باید اینقدر بریم تا
. یه عالمه از اینجا دور بشیم و فاصله بگیریم

1002
01:40:27,479 --> 01:40:30,100
. ماشین بدجوری جوش آورده

1003
01:40:30,190 --> 01:40:32,396
چی شده ؟ -
. تسمه پروانه بُریده -

1004
01:40:32,484 --> 01:40:35,687
اینم ماشینم جایِ خوبیو واسه خراب شدن
پیداکرده . . مگه نه  ؟

1005
01:40:35,780 --> 01:40:39,149
بنزین داریم ؟ -
. حدودای 2 لیتر -

1006
01:40:39,242 --> 01:40:41,911
خب ؛ مامان ؛ فکر کنم بدون شک
. ایندفعه رو دیگه درست بشو نیست

1007
01:40:41,995 --> 01:40:45,031
. اونجلو یه چندتایی چراغ میبینم
. ممکنه اردوگاهی چیزی باشه

1008
01:40:45,124 --> 01:40:48,458
. بنظر میاد حدود یک و نیم کیلومتری باشه
بنظرت تو سرازیری خودشو میکِشه " اَل " ؟

1009
01:40:48,545 --> 01:40:51,712
. باید بتونه -
خب ؛ پس بیاین سوار شیم . . باشه ؟ -

1010
01:40:51,798 --> 01:40:54,170
. یالا بچه ها
! " سوار شین . . " جان

1011
01:41:31,427 --> 01:41:33,716
صدمه دیدی " جان " ؟

1012
01:41:33,805 --> 01:41:35,679
. نه

1013
01:41:37,142 --> 01:41:40,309
. با سرعت زیاد به سرعت گیر خوردی -
واسه چی اون سرعت گیرو کارگذاشتید ؟ -

1014
01:41:40,396 --> 01:41:43,231
. خب ؛ آخه بچه های زیادی اینجا بازی میکنن

1015
01:41:43,316 --> 01:41:46,685
اگه آدم فقط به مردم توصیه کنه که
. . آروم حرکت کنن یادشون میره

1016
01:41:46,778 --> 01:41:49,269
اما وقتی به این سرعت گیر برخورد میکنن . .
. دیگه یادشون نمیره که یواش برن تا آسیب نبینن

1017
01:41:49,364 --> 01:41:51,855
واسه ما اینجا جایی دارید ؟ -
. شما شانس آوردید -

1018
01:41:51,951 --> 01:41:54,572
حالتون چطوره خانم ؟
حالتون چطوره ؟

1019
01:41:54,662 --> 01:41:56,820
حالتون چطوره ؟

1020
01:41:56,915 --> 01:42:02,206
پشتِ اون خط ؛ به سمت چپ بپیچید ؛ خودتون میبینید که باید
. کجا برید .  شما در واحد بهداشتی شماره ی 4 قرار میگیرید

1021
01:42:02,296 --> 01:42:06,128
اون دیگه چیه ؟ -
. توالت . . دوش حمام . . طشت مخصوص لباسشویی -

1022
01:42:07,176 --> 01:42:09,548
یعنی طشت لباسشویی و آبِ لوله کِشی
بهمون میدین ؟

1023
01:42:09,638 --> 01:42:11,381
. بله خانم

1024
01:42:11,473 --> 01:42:14,889
کمیته ی مسئول اردوگاه ؛ فردا صبح
. باهاتون تماس میگیره تا جاتونو درست کنه

1025
01:42:14,977 --> 01:42:17,931
اینا که میگین . . یه جور پلیسن ؟ -
. نه . . پلیس نیستن -

1026
01:42:18,022 --> 01:42:22,483
نه . . آدمای اینجا ؛ پلسِ خودشونو خودشون انتخاب میکنن ؛
. کمیسیون خانم ها ؛ باهاتون تماس میگیره خانم

1027
01:42:22,569 --> 01:42:28,240
برای اینکه درباره ی بچه ها و مدرسه و واحد بهداشت
. و اینکه چه کسی از این چیزا مراقبت کنه باهاتون حرف میزنن

1028
01:42:28,326 --> 01:42:31,243
برای ثبت نام
داخل تشریف میارین ؟

1029
01:42:42,175 --> 01:42:45,129
." شما با ماشین برین " اَل
. منم ثبت نام میکنم و میام

1030
01:42:45,220 --> 01:42:48,137
. درست از اینطرف
. داخل

1031
01:42:56,566 --> 01:42:59,686
امیدوارم متوجه باشید که نمیخوام آدمِ
. . فضولی جلوه کنم

1032
01:42:59,779 --> 01:43:05,236
منتها یه سری اطلاعاتی هست که باید داشته باشم ؛
اسمتون ؟

1033
01:43:05,327 --> 01:43:07,818
. " جود "
. " تام جود "

1034
01:43:07,913 --> 01:43:10,618
. " ج.و " -
. " د " -

1035
01:43:12,251 --> 01:43:14,623
و . . شما چند نفر هستید ؟

1036
01:43:15,463 --> 01:43:17,539
. حالا دیگه هشت نفر

1037
01:43:20,052 --> 01:43:24,548
. عمو " جان " . . حالتون چندان خوب بنظر نمیرسه -
. خیلی سرحال نیستم . . اما کمک میکنم  -

1038
01:43:24,640 --> 01:43:26,716
. یالا

1039
01:43:27,602 --> 01:43:28,882
. هُل بدید

1040
01:43:28,979 --> 01:43:31,600
. این اردوگاه هفته ای یک دلار هزینه داره
. . میتونین این هزینه رو از راهِ

1041
01:43:31,690 --> 01:43:35,735
حمل زباله ؛ تمیز نگه داشتن اردوگاه ؛ . .
. و خلاصه همچین کارایی تامین کنید

1042
01:43:35,820 --> 01:43:37,896
. روش کار میکنیم

1043
01:43:37,989 --> 01:43:40,906
این کمیته ای که حرفِشو میزنین چیه ؟

1044
01:43:40,992 --> 01:43:46,034
. ما پنج واحد بهداشتی داریم
. هرکدوم از واحدها یه نفرورئیس انتخاب میکنه

1045
01:43:46,123 --> 01:43:48,614
و این افراد قانون گذاری میکنن
. و هرچی بگن اجرا میشه

1046
01:43:48,710 --> 01:43:54,416
یعنی میخوای بگی آدمایی که این اردوگاهو
اداره میکنن ؛ آدمای عادین ؟

1047
01:43:54,508 --> 01:43:58,506
. همینطوره که میگی -
و میگی . . هیچ پلیسی اینجا وجود نداره ؟ -

1048
01:43:58,596 --> 01:44:01,680
هیچ پلیسی بدون حکم مخصوصِ دادگاه
. حق ورود به این اردوگاهو نداره

1049
01:44:01,766 --> 01:44:04,339
. باروم برام خیلی سخته

1050
01:44:04,436 --> 01:44:09,394
آخه اردوگاهی که قبل از اینجا توش بودم ؛ افسرهای پلیس
. و یه چندتا آدم مایه دار . . به آتش کِشیدنش

1051
01:44:09,483 --> 01:44:13,397
. اونا وارد اینجا نمیشن
. بعضی وقتا بچه ها جلوی حصارها نگهبانی میدن

1052
01:44:13,488 --> 01:44:17,189
. بخصوص شب های رقص -
مگه اینجا رقص هم دارید ؟ -

1053
01:44:17,284 --> 01:44:20,653
ما بهترین رقص های این بخشو داریم ؛
. مراسم رقص هر شنبه شب برگذار میشه

1054
01:44:20,746 --> 01:44:23,533
چه کسی اینجا رو اداره میکنه ؟ -
. حکومت -

1055
01:44:23,625 --> 01:44:28,086
چرا اردوگاه های بیشتری مثل اینجا وجود نداره ؟ -
. خودت جوابِ این سئوالتو پیدا کن ؛ من نمیتونم جواب بدم -

1056
01:44:29,757 --> 01:44:32,248
چیزی مثل . . شغل و کار هم اینطرفا پیدا میشه ؟

1057
01:44:32,343 --> 01:44:37,764
اینو نمیتونم قطعی بهت قول بدم ؛ اما بعدا قراره یه
. نماینده ی مجوز دار اینجا بیاد و میتونی باهاش حرف بزنی

1058
01:44:37,849 --> 01:44:40,803
اون جراحت چیه که داری ؟

1059
01:44:40,895 --> 01:44:43,600
. یه صندوق روم افتاده -
. بهتره بهش رسیدگی کنی -

1060
01:44:43,689 --> 01:44:48,647
. مدیر فروشگاه یه چیزی بهت میده که روش بذاری
. بعدا میبینمت

1061
01:44:48,737 --> 01:44:51,109
. حتما مادرم از اینجا خیلی خوشش میاد

1062
01:44:51,198 --> 01:44:54,365
. . الان خیلی وقته که اینطوری

1063
01:44:54,452 --> 01:44:56,528
. با احترام باهاش رفتار نشده . .

1064
01:44:58,081 --> 01:45:00,833
. بعدا میبینمتون

1065
01:45:40,922 --> 01:45:45,050
. وینفیلد " ؛ پاشو میخوایم یه چیزی نشونت بدم " -
چی شده ؟ -

1066
01:45:45,135 --> 01:45:50,177
یه چیزای سفید رنگین که از جنسِ بشقابن ؛
. مثل همون کاتالوگ هایی که دیدیم . . بیا نشونت میدم

1067
01:46:02,738 --> 01:46:06,570
. بیا . . کسی دعوامون نمیکنه

1068
01:46:11,665 --> 01:46:15,330
. اینجا . . باید دستاتو بشوری

1069
01:46:15,420 --> 01:46:18,421
اینا چین ؟ -
. . فکر کنم میری تو این اتاق های کوچولو می ایستی -

1070
01:46:18,507 --> 01:46:22,172
بعدش آب ؛ از اون ماسوره ی کوچیکی که اون بالاس
. روسرِت میریزه و اینطوری حموم میکنی

1071
01:46:22,261 --> 01:46:26,425
. اون . . نگاه کن . . درست مثل کاتالوگ میمونه -
. هی . . باهاش بازی نکن -

1072
01:46:28,309 --> 01:46:31,512
! کارِ تو بود
! روشنِش کردی

1073
01:46:31,605 --> 01:46:34,725
. من فقط اون رشته طنابو کِشیدم

1074
01:46:53,171 --> 01:46:55,377
. " سلام آقای " توماس -
. صبح بخیر -

1075
01:46:55,466 --> 01:46:57,209
. صبح بخیر

1076
01:46:57,301 --> 01:46:59,293
. کارتون عالیه

1077
01:46:59,387 --> 01:47:04,548
گوش بدید . . شاید گفتنِ این موضوع باعث بشه که
. از مزرعه ی خودم بیرونم کنن ؛ اما از شماها خوشم میاد

1078
01:47:04,643 --> 01:47:07,181
. شماها کارگرهای خوبی هستید
. پس . . بهتون میگم

1079
01:47:07,271 --> 01:47:09,940
شماها تو اردوگاهِ حکومت زندگی میکنید دیگه ؟ -
. درسته قربان -

1080
01:47:10,024 --> 01:47:13,440
. هر شنبه شب اونجا مراسم رقص دارید -
. حتما همینطوره -

1081
01:47:13,528 --> 01:47:17,229
. خب ؛ شنبه شبِ آینده ؛ حواستونو جمع کنین -
مگه چی شده ؟ -

1082
01:47:17,324 --> 01:47:19,897
. من رئیس کمیته ی مرکزی هستم
. باید بدونم چه خبره

1083
01:47:19,994 --> 01:47:23,078
. خب ؛ نگید که بهتون نگفتم

1084
01:47:23,164 --> 01:47:25,536
. گوش بدید

1085
01:47:25,876 --> 01:47:31,167
شهروندان از دستِ آشوبگران کمونیستی که
. . اردوگاه های حکومتیو آتش زده اند به ستوه آمده اند

1086
01:47:31,257 --> 01:47:33,795
و به آشوب طلبان دستور داده شده . .
. که از این بخش خارج بشن

1087
01:47:33,885 --> 01:47:36,921
گوش کن ؛ داستان این کمونیست ها چیه حالا ؟

1088
01:47:37,013 --> 01:47:40,797
هروقت آدم سرشو برمیگردونه میشنوه که
. یکی داره به یکی دیگه کمونیست میگه

1089
01:47:40,893 --> 01:47:45,270
داستان این  کمونیست  چیه ؟ -
. بهرحال نمیخوام درباره اش حرف بزنم -

1090
01:47:45,356 --> 01:47:49,188
فقط دارم بهتون میگم که قراره این شنبه شب
. تو اردوگاهتون یه دعوایِ درست و حسابی راه بیفته

1091
01:47:49,277 --> 01:47:52,527
و نیروهای پلیس هم آماده ان که به محضِ
. وقوع درگیری وارد بشن و دخالت کن

1092
01:47:52,615 --> 01:47:55,070
. حالا . . به کارتون برسید

1093
01:47:55,159 --> 01:48:01,529
شاید با حرف زدن خودمو به دردسر انداخته بشم
. اما من و شما . . مثل همدیگه ایم

1094
01:48:01,625 --> 01:48:03,914
. به کسی نمیگیم کی بهمون گفته
. متشکرم

1095
01:48:04,003 --> 01:48:08,167
. خیلی خب -
. قرار نیست هیچ درگیری ای اتفاق بیفته -

1096
01:48:22,649 --> 01:48:25,733
شب بخیر . . ببینم ؛ گفتید چه کسی شما رو دعوت کرده ؟ -
. " آقا و خانم " براون -

1097
01:48:25,819 --> 01:48:29,153
. بفرمایین داخل دوستان
. بفرمایین داخل . . سلام دوستان

1098
01:48:29,240 --> 01:48:31,992
سلام خانم " جنینگز " ؛ حالتون چطوره ؟
. از دیدنتون خوشحالم

1099
01:48:49,138 --> 01:48:51,047
. سلام -
. سلام -

1100
01:48:51,140 --> 01:48:55,886
. امشب برای رقص میری ؟ من رقص والس بلدما -
. اوه  . . این که چیزی نیست ؛ هرکسی بلده -

1101
01:48:55,979 --> 01:48:58,850
. اما کسی مثل من نمیتونه والس برقصه -
! برو پی کارِت -

1102
01:48:58,941 --> 01:49:05,194
این دختر شیرینی خورده اس ؛ قراره ازدواج کنه
! و شوهرش قراره دنبالش بیاد . . پس . .برو پی کارت

1103
01:49:11,080 --> 01:49:13,832
. " سلام " ببیل
. دختر خوشگلی همراهت آوردیا

1104
01:49:13,916 --> 01:49:17,285
." سلام آقای " توماس " . . سلام خانم " توماس -
حواستون که خوب به اینجا هست درسته ؟ -

1105
01:49:17,378 --> 01:49:22,717
. نگران نباشید . قرارنیست هیچ دردسری پیش بیاد -
. امیدوارم متوجه باشی که داری درباره ی چی حرف میزنی -

1106
01:49:22,801 --> 01:49:25,968
. شب بخیر پسرا
کی شماها رو دعوت کرده ؟

1107
01:49:26,055 --> 01:49:29,756
. " یکی به اسم " جکسون
. " باک جکسون "

1108
01:49:29,851 --> 01:49:33,267
. باشه . . خوش بگذره -
. ممنون -

1109
01:49:40,613 --> 01:49:42,190
. هی

1110
01:49:42,282 --> 01:49:45,449
. اینا . . همون آشوبگرایین که دنبالشونیم -
ازکجا میگی ؟ -

1111
01:49:45,536 --> 01:49:47,196
. . خب

1112
01:49:47,288 --> 01:49:49,695
. یه حسی بهم میگه خودشونن . . .

1113
01:49:49,791 --> 01:49:52,578
. یجورایی هم ترسیده بودن

1114
01:49:52,669 --> 01:49:57,877
تعقیبشون کن . . یه سری هم به " جکسون " بزن
. ببین اینا رو میشناسه . . منم همینجا میمونم

1115
01:50:00,136 --> 01:50:02,971
. سلام -
. سلام -

1116
01:50:03,056 --> 01:50:05,132
. بامید دیدار

1117
01:50:09,313 --> 01:50:11,685
حالتون چطوره خانم " جود " ؟

1118
01:50:11,774 --> 01:50:14,265
. خدای من . . شما واقعا زیبا هستید

1119
01:50:23,454 --> 01:50:26,621
افتخار رقص میدیدین ؟ -
. خیلی متشکرم . . اما حال و احوالش روبراه نیست -

1120
01:50:26,708 --> 01:50:30,243
. یکم خسته اس -
. خواهش میکنم -

1121
01:50:31,922 --> 01:50:33,998
حالتون چطوره ؟

1122
01:50:41,350 --> 01:50:43,141
. " هی " جکسون

1123
01:50:43,227 --> 01:50:46,263
نگاه کن . . تا حالا اونا رو دیدی ؟

1124
01:50:51,570 --> 01:50:56,362
متاسفم همسایه ؛
. اما باید اردوگاهو تمیز نگه داریم

1125
01:50:57,660 --> 01:51:01,954
. یکیشونو میشناسم . . قبلا باهاش همکار بودم
. گرچه هرگز برای مراسم رقص دعوتش نکردم

1126
01:51:02,040 --> 01:51:06,786
. خیلی خب ؛ حواست بهشون باشه
. فقط نگات بهشون باشه . . همین

1127
01:51:14,221 --> 01:51:17,886
دیدمشون . . یه ماشین با پنج سرنشین
. کنار درخت های اوکالیپتوس پارک کرده

1128
01:51:17,975 --> 01:51:21,842
و یه ماشین دیگه هم با چهار سرنشین تو جاده اس ؛
. و . . اسلحه هم دارن . . خودم دیدمشون

1129
01:51:21,938 --> 01:51:27,478
. متشکرم " ویلی " کارت خوب بود
. حالا میتونی بری به مراسم رقص برسی

1130
01:51:27,570 --> 01:51:30,524
خب ؛ ایندفعه مثل اینکه بدون شک
. مشکلات زیادی قراره داشته باشیم

1131
01:51:30,615 --> 01:51:34,482
آخه اون افسرها واسه چی میخوان به اردوگاه
حمله کنن ؟ واسه چی تنهامون نمیذارن ؟

1132
01:51:34,578 --> 01:51:39,952
. . باید بریم یه چندتا کلنگ برداریم و -
. نه . . این دقیقا همون چیزیه که اونا میخوان -

1133
01:51:40,042 --> 01:51:44,704
نخیر آقاجان . . اگه بتونن دعوا راه بندازن ؛ اونوقت میتونن
. پلیس خبرکنن و ادعا کنن که شورش اینجا اتفاق افتاده

1134
01:51:44,798 --> 01:51:47,752
. رسیدن . . پیداشون کردیم -
همه چی آماده اس ؟ -

1135
01:51:47,843 --> 01:51:51,010
. قرار نیست هیچ دردسری بوجود بیاد -
. نمیخوام بهشون صدمه بزنی -

1136
01:51:51,097 --> 01:51:54,596
. نگران نباش . . همه چی برنامه ریزی شده اس
. شایدم اصلا هیچ کس متوجهِش نشه

1137
01:51:54,684 --> 01:51:59,679
خب ؛ فقط حواست باشه که از هیچ چماق
. یا چاقو یا نبشیِ آهن استفاده نشه ها

1138
01:51:59,773 --> 01:52:03,356
اگرم مجبور شدید بزنینشون ؛
. طوری بزنین که خونریزی نداشته باشه

1139
01:52:17,627 --> 01:52:21,043
. آقایان محترم . . لطفا کلاه هاتونو بردارید
. سپاسگزارم

1140
01:52:38,067 --> 01:52:44,320
. روز به روز خوشگل تر میشه مامان -
. دخترای حامله . . همیشه خوشگل و درخشانن -

1141
01:53:02,679 --> 01:53:06,297
. پاشو مامان . . بیا برقصیم -
. اوه . . " تام " . . نمیتونم برقصم -

1142
01:53:07,601 --> 01:53:09,677
. خب . . عیب نداره

1143
01:53:13,900 --> 01:53:15,976
. تام " . . وایسا "

1144
01:53:23,369 --> 01:53:28,364
. . اگه عاشقمی بیا و کنار بنشین

1145
01:53:28,458 --> 01:53:33,416
. . عجله نکن که هرچه زودتر ازم خداحافظی کنی

1146
01:53:33,506 --> 01:53:38,417
. . اما . . ناحیه ی " رِد ریور " رو یادت باشه

1147
01:53:38,511 --> 01:53:43,422
. و همینطور پسری که خالصانه ؛ بهت عشق میورزید

1148
01:53:55,072 --> 01:53:57,148
. ساعت 9:29 شده
! راه بیفتید

1149
01:54:03,165 --> 01:54:05,656
. خیلی خب ساعت 9:30 شده
. بیاین شروع کنیم

1150
01:54:10,757 --> 01:54:13,330
. خیلی خب . . برو کنار میخوام باهاش برقصم -
مگه جنابعالی کی باشی ؟ -

1151
01:54:13,427 --> 01:54:15,669
. ببخشید مامان

1152
01:54:23,813 --> 01:54:25,971
! راهو باز کن
! بخاطر شورش اینجا اومدیم

1153
01:54:26,066 --> 01:54:30,360
شورش ؟ من که هیچ شورشی اینجا نمیبینم ؛ شما ؟ -
. معاون کلانتر -

1154
01:54:30,446 --> 01:54:33,780
ببینم ؛ برای ورود حکم مخصوص دارید ؟ -
. برای مقابله با شورش ؛ به حکم مخصوص احتیاجی نیست -

1155
01:54:33,867 --> 01:54:37,781
. نمیدونم شما دارید درباره ی چی صحبت میکنید
. من که اینجا هیچ شورشی نمیبینم

1156
01:54:37,871 --> 01:54:42,782
بیشتر از اون ؛ فکر نکنم که هیچ نوع شورشی
. اینجا درحالِ وقوع باشه . . خودتون نگاه کنید

1157
01:54:54,307 --> 01:54:56,383
. خیلی خب . . بیاین بریم

1158
01:55:49,453 --> 01:55:53,403
. " شماره ی پلاکِ این ماشین : " اوکلاهاما ؛ ای.ال.204

1159
01:56:35,590 --> 01:56:38,163
شما اجازه ندارید که بدون حکم مخصوص
. کسیو دستگیر کنید

1160
01:56:38,259 --> 01:56:42,387
بمحض اینکه با مقر اصلی هماهنگ کنیم
. حکم هم براش میگیریم

1161
01:58:07,528 --> 01:58:09,770
. " تامی "

1162
01:58:09,864 --> 01:58:12,781
نمیخوای باهام خداحافظی کنی ؟

1163
01:58:19,876 --> 01:58:22,201
. مطمئن نبودم میخوام چیکار کنم مامان

1164
01:58:22,295 --> 01:58:24,169
. نمیدونستم باید چیکار کنم

1165
01:58:24,256 --> 01:58:27,506
. . مامان -
. " ساکت " روتی -

1166
01:58:30,179 --> 01:58:32,255
. بیا بیرون

1167
01:59:09,099 --> 01:59:13,428
. امشب چندتا پلیس اینجا بودن
. داشتن شماره پلاکِ ماشین ها رو یادداشت میکردن

1168
01:59:13,521 --> 01:59:15,763
. فکر کنم کسی ؛ چیزی میدونه

1169
01:59:15,857 --> 01:59:19,606
. فکر کنم دیر یا زود ؛ این اتفاق بایس میفتاد

1170
01:59:56,654 --> 01:59:59,145
. یه دقیقه بشین

1171
02:00:01,659 --> 02:00:04,280
. دوست دارم اینجا بمونم مامان

1172
02:00:04,371 --> 02:00:10,326
دوست دارم بمونم و وقتی تو و بابا یه جای خوب
. مستقر میشین ؛ صورتاتونو ببینم

1173
02:00:10,420 --> 02:00:13,125
. بدون شک میخوام اون لحظه رو به چشم ببینم

1174
02:00:14,716 --> 02:00:18,880
اما الان فکرکنم که هرگز
. اون فرصتو پیدا نمیکنم

1175
02:00:18,971 --> 02:00:23,218
. " میتونم مخفیت کنم " تامی -
. میدونم اینکارو میکنین ؛ اما نمیذارم -

1176
02:00:23,309 --> 02:00:28,386
اگه یه قاتلو مخفی کنید
. اونوقت خودتون هم به دردِسر میفتید

1177
02:00:28,482 --> 02:00:31,151
. " باشه " تامی

1178
02:00:31,235 --> 02:00:34,936
اما فکر میکنی میخوای چیکار کنی ؟

1179
02:00:35,031 --> 02:00:38,067
میدونین داشتم به چی فکر میکردم ؟

1180
02:00:38,160 --> 02:00:40,485
. " به " کِیسی

1181
02:00:40,579 --> 02:00:43,034
. درباره ی حرفی که زد

1182
02:00:43,124 --> 02:00:45,366
. درباره ی کاری که کرد

1183
02:00:45,460 --> 02:00:47,536
. درباره ی اینکه چطوری مُرد

1184
02:00:48,713 --> 02:00:51,630
. و . . همشو خوب یادمه

1185
02:00:53,135 --> 02:00:55,708
. اون مَردِ خوبی بود

1186
02:00:55,805 --> 02:00:58,592
. داشتم درباره ی خودمون هم فکر میکردم

1187
02:00:58,683 --> 02:01:04,852
درمورد اینکه چرا با وجود این زمین حاصلخیز
. و زیاد ؛ مردمِمون مثل خوک زندگی میکنن

1188
02:01:06,234 --> 02:01:12,189
یا اینکه چرا باید یه نفر یک میلیون جریب زمین داشته باشه
. درحکالیکه 100 هزار نفر کشاورز دارن از گرسنگی میمیرن

1189
02:01:12,282 --> 02:01:14,951
. . و این سئوال برام مطرح بود که چی میشه اگه

1190
02:01:15,035 --> 02:01:17,490
. . همه متحد بشن و فریاد بزنن که . .

1191
02:01:17,580 --> 02:01:19,822
نه . . اگه اینطوری کنی میندازنت بیرون
. و میکُشنت

1192
02:01:19,916 --> 02:01:23,415
. درست مثل همون بلایی که سرِ " کِیسی " آوردن -
. بهرحال که دنبالم میان -

1193
02:01:23,503 --> 02:01:27,916
بالاخره . . به یه دلیلی . . دیر یا زود
. پیدام میکنن و میگیرنم

1194
02:01:28,009 --> 02:01:30,167
. . تا اونموقع

1195
02:01:30,261 --> 02:01:31,803
. " تامی "

1196
02:01:31,888 --> 02:01:36,301
ببینم . . نمیخوای کسیو بکُشی که هان ؟ -
. نه مامان . . کُشتن نه . . همچین هدفی ندارم -

1197
02:01:36,393 --> 02:01:38,516
. . فقط

1198
02:01:38,604 --> 02:01:42,851
خب . . تا وقتی شورشی بحساب میام ؛
. شاید بتونم یه کاری بکنم

1199
02:01:42,942 --> 02:01:45,647
. شاید بتونم یه چیزی پیدا کنم

1200
02:01:45,737 --> 02:01:52,155
فقط . . میخوام اطرافو بگردم و شاید
. بتونم پیدا کنم که کجایِ کار مشکل داره

1201
02:01:52,245 --> 02:01:57,702
بعدش که پیداش کردم ؛ میگردم ببینم که
. چه کاری میشه درباره اش انجام داد

1202
02:01:57,793 --> 02:02:01,244
. . خوب بهش فکر نکردم مامان . . من

1203
02:02:01,338 --> 02:02:03,829
. نمیتونم
. هنوز به اندازه ی کافی نمیدونم

1204
02:02:04,884 --> 02:02:07,671
آخه وقتی بری ؛ چطوری ازت خبر بگیرم " تامی " ؟

1205
02:02:07,762 --> 02:02:13,433
. ممکنه بکُشنت و من نفهمم
ممکنه بهت صدمه بزنن . . آخه این چیزا رو ازکجا بدونم ؟

1206
02:02:15,563 --> 02:02:19,513
. . خب ؛ شاید همونطوریکه " کِیسی " گفت ؛

1207
02:02:20,569 --> 02:02:26,358
روحِ هرکس ؛ فقط متعلق به خودش نیست ؛ . .
. بلکه کوچکی از یه روحِ خیلی بزرگتره

1208
02:02:26,451 --> 02:02:30,663
روحِ خیلی بزرگی که
. متعلق به همه ی آدماس

1209
02:02:30,747 --> 02:02:32,704
. . اونوقت

1210
02:02:32,791 --> 02:02:35,958
اونوقت چی " تام " ؟ -
. اونوقت دیگه مهم نیست -

1211
02:02:36,796 --> 02:02:39,832
. . وقتی از جلویِ چشمِتون برم

1212
02:02:39,924 --> 02:02:41,798
. میتونم هرجایی باشم . . .

1213
02:02:41,885 --> 02:02:44,174
. اونوقت هرجا که نگاه کنید ؛ منو میبینید

1214
02:02:45,180 --> 02:02:50,804
هرجا دعوایی برای سیر کردن شکمِ آدمای گرسنه بود ؛
. منم اونجام

1215
02:02:51,438 --> 02:02:56,100
هرجا پلیسی داشت یه نفرو زیر مشت و لگد
. لِه میکرد . . من اونجام

1216
02:02:57,570 --> 02:03:01,402
. وقتی مردا عصبانی میشن و فریاد میکِشن ؛ من اونجام

1217
02:03:01,491 --> 02:03:07,660
وقتی بچه ها گرسنه ان و بخاطر اینکه میدونن شام
. آماده اس خنده به لباشونِه . . من اونجام

1218
02:03:08,415 --> 02:03:12,744
و وقتی مردم دارن محصولی که
. . با زحمت خودشون عمل آوردنو میخورن

1219
02:03:13,588 --> 02:03:16,957
. . و تو خونه هایی که خودشون ساختن زندگی میکنن . .

1220
02:03:17,050 --> 02:03:19,126
. اونجا هم خواهم بود . . .

1221
02:03:23,057 --> 02:03:25,429
. " متوجه حرفات نمیشم " تام

1222
02:03:26,686 --> 02:03:28,762
. . خودمم همینطور . . مامان . . اما

1223
02:03:29,982 --> 02:03:34,110
. خب ؛ یه چیزیه که داشتم بهش فکر میکردم . .

1224
02:03:34,195 --> 02:03:37,030
. دستِتو بده مامان

1225
02:03:38,700 --> 02:03:40,324
. خدانگهدار

1226
02:03:40,410 --> 02:03:42,568
. " خدانگهدار " تامی

1227
02:03:42,663 --> 02:03:45,997
. . بعدا . . وقتی آب ها از آسیاب افتاد

1228
02:03:46,084 --> 02:03:48,076
. دوباره پیشم برمیگردی . . .

1229
02:03:48,169 --> 02:03:50,245
. حتما مامان

1230
02:03:51,423 --> 02:03:54,958
تامی " ؛ ما از اون نوع آدمایی نیستیم که "
. . همدیگه رو میبوسن . . اما ایندفعه  رو

1231
02:04:02,728 --> 02:04:05,183
. خدانگهدارت مامان

1232
02:04:05,272 --> 02:04:07,348
. " خداحافظِت " تامی

1233
02:04:15,659 --> 02:04:17,735
. . تامی " ؛ "

1234
02:04:56,289 --> 02:04:58,365
. خدانگهدار

1235
02:05:02,546 --> 02:05:04,953
. روشنِش کن " اَل " ؛ و آماده ی حرکتِش کن

1236
02:05:05,049 --> 02:05:07,088
تو به چه حالی " جان " ؟ -
. دیگه دارم تمومش میکنم -

1237
02:05:07,177 --> 02:05:09,253
. بگیر

1238
02:05:10,097 --> 02:05:12,089
وینفیلد " ؛ بپر بالا ؛ "
. از جلویِ دست و پا برو کنار

1239
02:05:12,182 --> 02:05:17,010
. نمیدونم شماها واسه چی اینقدر عجله دارید
. بهم گفتن تا 20 روز اونجا کار هست

1240
02:05:17,105 --> 02:05:19,643
درسته آقا ؛ و ما هم میخوایم
. تمام اون 20 روزو کار کنیم

1241
02:05:19,733 --> 02:05:22,936
همه آماده ان مامان ؟ -
آره . . حالت چطوره " روزاشارن " ؟ -

1242
02:05:23,028 --> 02:05:26,777
. همه سوراشن
. میخوایم به سمتِ " فِرنو " بریم

1243
02:05:26,866 --> 02:05:29,439
. یه دقیقه وایسا کمکت کنم

1244
02:05:29,536 --> 02:05:32,453
. حواست بهش باشه -
. آروم . . بچه -

1245
02:05:37,962 --> 02:05:40,038
. حالِش خوب میشه

1246
02:05:43,635 --> 02:05:46,969
. " مراقبش باش " جان -
. حواسم بهش هست -

1247
02:05:48,474 --> 02:05:51,594
آماده ای " اَل " ؟ -
. نگران نباش بابا -

1248
02:05:55,566 --> 02:05:57,642
. بیا مامان

1249
02:06:10,040 --> 02:06:12,116
. خدانگهدار -
. خداحافظ -

1250
02:06:13,920 --> 02:06:16,707
. خیلی متشکر . . خدانگهدار -
. خداحافظ -

1251
02:06:16,840 --> 02:06:18,963
. " سپاسِ فراوان آقای " کانوِی

1252
02:06:21,804 --> 02:06:23,880
. بای -
. مراقب خودتون باشید -

1253
02:06:43,579 --> 02:06:46,496
. بیست روز کار
! اوه پسر بهتر از این نمیشه

1254
02:06:46,582 --> 02:06:51,493
. خوشحالم که قراره پنبه چینی کنم
. آخه این چیزیه که تو چیدنش مهارت دارم

1255
02:06:51,588 --> 02:06:56,334
شاید . . شاید 20 روز کار گیرمون بیاد ؛
. شایدم نیاد

1256
02:06:56,427 --> 02:07:00,294
. تا وقتی کارو نگیریم ؛ نمیتونیم مطمئن باشیم -
موضوع چیه مامان ؟ ترسیدی ؟ -

1257
02:07:00,390 --> 02:07:02,382
! ترس
! هاه

1258
02:07:02,476 --> 02:07:05,263
. من دیگه هیچ وقت از هیچی نمیترسم

1259
02:07:05,354 --> 02:07:11,227
گرچه خب قبلا ترسیده بودم ؛ یه مدت فکر میکردم
. که برای همیشه نابود و متلاشی شدیم

1260
02:07:11,319 --> 02:07:14,653
بنظر میرسید که تویِ این دنیای به این بزرگی
. بجز دشمن ؛ هیچ چیز دیگه ای نداریم

1261
02:07:14,740 --> 02:07:17,694
. مثل اینکه دیگه هیچکی دوستِمون نبود

1262
02:07:17,785 --> 02:07:21,320
اون وضعیت ؛ یجورایی ناراحتم کرد و
. همینطور باعث ترسم شد

1263
02:07:21,414 --> 02:07:24,331
مثل این بود که گم شدیم و
. هیچ کسی اهمیت نمیداد کمکمون کنه

1264
02:07:26,044 --> 02:07:29,128
تو کسی هستی که بهمون نیرو داد
. تا به حرکتمون ادامه بدیم مامان

1265
02:07:29,215 --> 02:07:32,216
من که دیگه هیچ سود و فایده ای ندارم و
. خودم هم اینو میدونم

1266
02:07:32,302 --> 02:07:37,213
مثل اینکه بیشتر وقتمو این روزا ؛ با فکر کردن
. به اینکه گذشته ها چطوری بودن میگذرونم

1267
02:07:37,307 --> 02:07:40,094
. به وطنِ اصلیمون فکر میکنم

1268
02:07:40,186 --> 02:07:42,475
. دیگه هیچوقت دوباره اونجا رو نمیبینم

1269
02:07:42,563 --> 02:07:47,309
خب ؛ بابا ؛ زن ها خیلی بهتر از مردا
. با شرایط جدید کنار میان و عوض میشن

1270
02:07:47,402 --> 02:07:51,779
. مردا . . یجورایی تو نگرانی زندگی میکنن

1271
02:07:51,866 --> 02:07:54,535
مثلا وقتی بچه به دنیا میاد یا یکی از دنیا میره ؛
. نگران میشن

1272
02:07:54,619 --> 02:07:58,533
یا وقتی مزرعه ای بدست میارن یا ازدستِش میدن
. بازم عصبی و نگران تر میشن

1273
02:07:58,623 --> 02:08:02,241
اما . . درمورد خانم ها ؛ تمام اینا
. مثل آب روانِه و میگذره

1274
02:08:02,336 --> 02:08:08,422
اونم نه مثل جریان های کوچک آب یا آبشار ؛
. بلکه مثل رودخانه ای بزرگ که پیوسته به جلو حرکت میکنه

1275
02:08:08,510 --> 02:08:11,297
. یه زن . . اینطوری بهش نگاه میکنه

1276
02:08:13,516 --> 02:08:18,095
. خب ؛ شاید ؛ اما بدون شک خسارت زیادی خوردیم -
. میدونم -

1277
02:08:18,980 --> 02:08:21,305
. همینه که ماها رو سرسخت و محکم کرده

1278
02:08:21,400 --> 02:08:26,561
آدمای پولدار ؛ میان و میمیرن و بچه هاشون
. بدردبخور نیستن و بعداز اونا . . نسلِشون از بین میره

1279
02:08:26,656 --> 02:08:30,654
. اما ما . . همینطور میایم و میایم
. ماها . . آدمایی هستیم که تو چرخه ی حیات باقی میمونن

1280
02:08:30,744 --> 02:08:34,030
. نمیتونن ماها رو از چرخه ی زندگی حذف کنن
. نمیتونن شکستمون بدن

1281
02:08:34,123 --> 02:08:38,500
تا ابد ادامه میدیم بابا ؛
. بخاطر اینکه ما ؛  مردم واقعی هستیم

