﻿1
00:01:38,500 --> 00:01:42,330
ديشب خواب ديدم
که دوباره به مندرلى برگشتم

2
00:01:42,436 --> 00:01:46,659
به نظرم رسيد جلوى در بزرگ آهنى
که درانتهاى آن جاده کوتاه قرارداشت ايستاده ام

3
00:01:46,756 --> 00:01:49,058
ولى نمى توانستم داخل شوم

4
00:01:49,157 --> 00:01:51,262
چون راه به رويم بسته بود

5
00:01:51,365 --> 00:01:53,918
بعد، مثل تمام کسانى که خواب مي بينن

6
00:01:54,022 --> 00:01:57,437
قدرت خارق العاده پيدا کردم
و مثل يک روح به پرواز در اومدم

7
00:01:57,542 --> 00:02:01,154
و از موانعى که بر سر راهم بود گذشتم

8
00:02:01,254 --> 00:02:07,459
جلوى من، جاده کوتاه، مثل هميشه
با پيچ و خم هاى خود گسترده شده بود

9
00:02:07,494 --> 00:02:12,197
ولى، همان طور که پيش مي رفتم، متوجه شدم
در اين جاده، تغييرى پيش آمده است

10
00:02:12,295 --> 00:02:14,717
طبيعت، باز زندگى را از سر گرفته بود

11
00:02:14,823 --> 00:02:20,992
و اندک، اندک، با انگشتان معجزه گرخود
به جاده دست انداخته بود

12
00:02:22,919 --> 00:02:27,873
رشته باريکى که زمانى جاده عصر بود
همچنان با پيچ و خم پيش مي رفت

13
00:02:27,976 --> 00:02:31,522
و سپس، در پايان آن، مندرلى قرار داشت

14
00:02:31,624 --> 00:02:35,072
همچنان، تودار و اسرار آميز و خاموش

15
00:02:35,176 --> 00:02:38,973
زمان نتوانسته بود
ترکيب کامل ديوارهايش را بهم بزند

16
00:02:39,081 --> 00:02:42,397
مهتاب، در انسان
خيالات غريبى ايجاد مى کند

17
00:02:42,505 --> 00:02:46,815
و ناگهان به نظرم رسيد که از پنجره ها
نور به بيرون مى تابد

18
00:02:49,706 --> 00:02:52,357
و بعد، تکه ابرى ماه را پوشاند

19
00:02:52,458 --> 00:02:56,681
و مانند دستى تيره
در برابر يک چهره محدود به رنگ

20
00:02:56,778 --> 00:03:00,128
اين تيرگى وهم را از ميان برد

21
00:03:00,234 --> 00:03:03,530
و نور پنجره ها خاموش شد
پوسته خالى در برابر چشم من بود

22
00:03:03,627 --> 00:03:08,842
بى آنکه زمزمه اى از گذشته
از وراى ديوارهايش شنيده شود

23
00:03:08,939 --> 00:03:11,590
ما ديگر
هرگز نمي توانيم به مندرلى باز گرديم

24
00:03:11,692 --> 00:03:13,514
اين ديگر مسلّم است

25
00:03:13,612 --> 00:03:15,979
و گاه گاه، من در روياهايم

26
00:03:16,076 --> 00:03:20,359
به گذشته، و آن روز هاى غريب زندگي ام
باز مي گردم

27
00:03:20,564 --> 00:03:24,813
که براى من در جنوب فرانسه آغاز شد

28
00:03:56,483 --> 00:03:59,068
نه، نه

29
00:03:59,171 --> 00:04:01,488
چى شده که داد مي زنيد؟

30
00:04:03,095 --> 00:04:05,740
شما کى هستيد؟
به چى مات تون برده؟

31
00:04:06,840 --> 00:04:09,222
ببخشيد، نمي خواستم مزاحم بشم
امّا فکر کردم

32
00:04:09,328 --> 00:04:11,979
مي خوام خودم رو بکشم؟
خب، شما اينجا چه کار مى کرديد؟

33
00:04:12,080 --> 00:04:13,902
داشتم قدم مي زدم

34
00:04:14,000 --> 00:04:17,415
بسيارخوب، پس قدمتون رو بزنيد
اينجا نايستيد داد بکشيد

35
00:04:41,555 --> 00:04:44,172
من ديگه هيچ وقت
در اين فصل نمي آم مونت کارلو

36
00:04:44,274 --> 00:04:47,274
آدم اين موقع
حتى يک شخصيت برجسته تو هتل نمي بينه

37
00:04:49,678 --> 00:04:53,937
اينم از قهوه شون، پيش خدمت
گارسون رو صدا بزن، بگو برام يه مقدار

38
00:04:54,343 --> 00:04:58,461
خداى من، اين مکس دوينتره
خيلى خوشبختم

39
00:05:03,463 --> 00:05:05,667
منم همين طور
اديت ون هاپر هستم

40
00:05:05,768 --> 00:05:07,743
خيلى خوشحالم که شما رو اينجا مي بينم

41
00:05:07,848 --> 00:05:10,980
کم کم داشتم از پيدا کردن دوستان قديمى
در مونت کارلو مأيوس مى شدم

42
00:05:11,081 --> 00:05:12,285
بفرماييد بنشينيد، يه قهوه ميل کنيد

43
00:05:12,885 --> 00:05:16,234
آقاي دوينتر با ما قهوه مي خورن
به پيشخدمت بگو يه فنجون ديگه بياره

44
00:05:16,341 --> 00:05:19,848
من شما رو دعوت مي کنم
شما هر دو بايد با من قهوه بخوريد

45
00:05:21,750 --> 00:05:23,757
گارسون، لطفاً قهوه
بله، قربان

46
00:05:23,862 --> 00:05:25,684
سيگار؟ نه، ممنونم

47
00:05:25,784 --> 00:05:26,784
مي دونيد؟
به محض اينکه وارد شديد شما رو شناختم

48
00:05:27,471 --> 00:05:30,016
گرچه، بعد از اون شب در کازينوى پالم بيچ
ديگه شما رو نديدم

49
00:05:31,618 --> 00:05:35,415
شايد شما قيافه يه پيرزن يادتون نمونه
ببينم، در اينجا هم زياد قمار مى کنيد؟

50
00:05:35,523 --> 00:05:38,206
نه، متأسفانه، اين کار سالهاست
لطفش رو برام از دست داده

51
00:05:38,307 --> 00:05:40,729
اين حرفتون رو خوب مي تونم بفهمم

52
00:05:40,835 --> 00:05:43,803
چون منم اگه خونه اى مثل مندرلى داشتم
هرگز پام رو تو مونت کارلو نمي ذاشتم

53
00:05:43,907 --> 00:05:48,545
شنيدم منزل تون، از بزرگترين ساختمانهاست
و از نظر زيبايى واقعاً نظير نداره

54
00:05:48,644 --> 00:05:52,026
نظر شما راجع به مونت کارلو چيه؟
شايد اصلاً بهش فکر نمى کنيد؟

55
00:05:52,132 --> 00:05:54,205
اوه،خب
به نظر، من اينجا يه حالت ساختگى داره

56
00:05:54,308 --> 00:05:56,860
خوشى زده زير دلش، آقاى دوينتر
ايرادش فقط همينه

57
00:05:56,964 --> 00:05:59,517
خيلى ها حاضر هستن جونشون رو بدن
تا مونت کارلو رو ببينن

58
00:05:59,620 --> 00:06:01,042
اين محيط پوچ و تو خالى رو؟

59
00:06:02,148 --> 00:06:05,345
خب، حالا که همديگر رو پيدا کرديم
اميدوارم شما رو بيشتر ببينم

60
00:06:05,445 --> 00:06:09,340
شما بايد يه روز تشريف بياريد آپارتمان من
اميدوارم به شما اتاق خوبى داده باشن

61
00:06:09,445 --> 00:06:12,479
به هر حال اگه اتاقتون خوب نيست
بگيد تا فوراً عوض کنن

62
00:06:12,582 --> 00:06:14,851
گرچه، مستخدمتون
حتماً چمدوناتون رو باز کرده؟

63
00:06:14,950 --> 00:06:17,568
من هيچ کس رو با خودم به اينجا نياوردم
ممکنه شما در اين مورد کمکم کنيد؟

64
00:06:17,670 --> 00:06:21,314
خب، من، راستش

65
00:06:21,414 --> 00:06:24,993
از من که کارى بر نمي آد، شايد تو بتونى
در مورد کارهايى که آقاى دوينتر دارن کمک کنى

66
00:06:25,094 --> 00:06:27,037
تو از خيلى نظرها بچه قابلى هستى

67
00:06:27,143 --> 00:06:29,925
پيشنهاد شما بسيار خوبه ولى، من هنوز
پايبند اون شعار قديمى هستم که مي گه

68
00:06:30,023 --> 00:06:32,195
<font color=#FF8000>  کسى که تنها سفر مي کنه
سريع تر مي ره  </font>

69
00:06:32,295 --> 00:06:34,532
حتماً شما هم اين رو شنيديد
شب بخير

70
00:06:35,631 --> 00:06:37,086
بگو ببينم تو نظرت چيه؟

71
00:06:37,692 --> 00:06:40,173
با اين رفتن ناگهانى
قصد شوخى يا مسخره بازى نداشت؟

72
00:06:40,776 --> 00:06:42,948
براى اينکه اين جورى ماتت نگيره
پاشو بريم بالا

73
00:06:43,048 --> 00:06:45,088
کليد همراهته؟
بله خانوم ون هاپر

74
00:06:45,192 --> 00:06:47,974
يادم مي آد، جوونتر که بودم
نويسنده معروفى بود که

75
00:06:48,072 --> 00:06:50,942
هروقت مي ديد که من مي آم
از راه ديگه اي فرار مي کرد

76
00:06:51,048 --> 00:06:54,398
فکر مي کنم، عاشق من شده بود
ولى، از خودش زياد اطمينان نداشت

77
00:06:54,505 --> 00:06:56,807
خب، زندگى همينه ديگه

78
00:06:56,906 --> 00:07:00,648
راستى، عزيزم
فکر نکنى ازاين حرف منظورى دارم

79
00:07:00,746 --> 00:07:03,616
ولي تو، کمى در مورد آقاى دوينتر
پررويى به خرج دادى

80
00:07:03,722 --> 00:07:05,762
اون طورى که
خودت رو وسط صحبت انداختى

81
00:07:05,866 --> 00:07:08,005
من رو خيلى ناراحت کردى
حدس مي زنم اونم ناراحت شد

82
00:07:08,107 --> 00:07:11,073
مردا از اين کار خيلى بدشون مي آد
اوه، نمي خواد بُق کنى

83
00:07:11,178 --> 00:07:14,080
هرچى باشه
من در اينجا مسئوول رفتار تو هستم

84
00:07:14,186 --> 00:07:16,969
شايد هم متوجه نشده باشه
بيچاره

85
00:07:17,067 --> 00:07:19,936
گمانم، هنوز خاطره مرگ همسرش رو
فراموش نکرده

86
00:07:20,043 --> 00:07:22,596
مي گفتن زنش رو مي پرستيده

87
00:07:38,604 --> 00:07:41,092
اوى

88
00:07:41,196 --> 00:07:43,066
اوه، عجب احمقى هستم

89
00:07:45,173 --> 00:07:48,988
چه کار احمقانه اى کردم
معذرت مي خوام

90
00:07:49,289 --> 00:07:50,940
ولش کنيد، مهم نيست

91
00:07:52,041 --> 00:07:53,856
دوشيزه با من غذا مي خورن
اوه، نه، نمي تونم

92
00:07:53,954 --> 00:07:56,540
براي چي؟
ملاحظه من رو نکنيد، شما خيلى لطف داريد

93
00:07:56,642 --> 00:07:59,261
فکر کنم بتونم از همين روميزى استفاده کنم
مسأله اي نيست

94
00:07:59,362 --> 00:08:03,105
اگر گلدون رو هم بر نمي گردونديد
بازشما رو به ناهار دعوت مي کردم

95
00:08:03,203 --> 00:08:06,170
بفرماييد، اگه دلمون نخواست
مي تونيم با هم صحبت نکنيم

96
00:08:06,775 --> 00:08:08,630
خيلى ازتون متشکرم

97
00:08:12,811 --> 00:08:14,528
اوه، براى من فقط  کمى املت بياريد

98
00:08:15,628 --> 00:08:17,538
چشم، مادموازل

99
00:08:19,116 --> 00:08:20,939
دوستتون چى شد؟

100
00:08:21,037 --> 00:08:22,858
سرما خورده، استراحت مي کنه

101
00:08:22,956 --> 00:08:25,891
از رفتار تند ديروز خيلى معذرت مي خوام

102
00:08:25,995 --> 00:08:29,476
تنها عذري که مي تونم بيارم اينه که
زندگي تنها منو آدم تند خويى کرده

103
00:08:29,579 --> 00:08:32,100
شما تند خو هستيد
ولي، چون مي خواهيد تنها باشيد، بنابراين

104
00:08:32,205 --> 00:08:36,034
بگيد ببينم، خانوم ون هاپر دوست شماست
يا خويشاوندتونه؟

105
00:08:36,141 --> 00:08:39,108
نه، ايشون کار فرماى منه
من به اصطلاح، يک همدم حقوق بگيرم

106
00:08:39,213 --> 00:08:41,318
نمى دونستم يک همدم رو مي شه خريد

107
00:08:41,421 --> 00:08:43,461
يک بار در فرهنگ لغات
معنى کلمه همدم رو ديدم

108
00:08:43,566 --> 00:08:45,475
که نوشته بود
<font color=#FF8000> هم صحبت، دوست صميمى </font>

109
00:08:45,582 --> 00:08:47,556
در اين مورد به شما حسودى نمى کنم

110
00:08:47,662 --> 00:08:50,958
اون در باطن زن مهربونيه
به علاوه من هم بايد زندگى کنم

111
00:08:51,054 --> 00:08:54,568
شما قوم و خويشى نداريد؟
نه، مادر من چندين ساله که مرده

112
00:08:54,670 --> 00:08:57,289
پدرم هم  تابستان سال گذشته مرد

113
00:08:57,390 --> 00:09:00,686
و بعد، من اين شغل رو پيدا کردم

114
00:09:00,783 --> 00:09:03,500
چقدر ناخوشايند
بله، درسته

115
00:09:03,599 --> 00:09:06,185
بخصوص که ما خيلى با هم جور بوديم

116
00:09:06,287 --> 00:09:08,110
شما و پدرتون؟

117
00:09:08,207 --> 00:09:10,062
بله، اون، موجودي دوست داشتنى
و غير عادى بود

118
00:09:10,159 --> 00:09:12,014
چه کاره بود؟
نقاش

119
00:09:12,112 --> 00:09:14,479
نقاش خوبى بود؟
خوب، به نظر من بله

120
00:09:14,576 --> 00:09:16,878
ولى، مردم اونو خوب درک نمى کردن

121
00:09:16,977 --> 00:09:19,017
بله، اغلب، اشکال همين جاست

122
00:09:19,120 --> 00:09:22,350
اون، هميشه درخت مى کشيد
و هميشه هم تصوير يک درخت رو

123
00:09:22,449 --> 00:09:25,132
مي خوايد بگيد
مرتب فقط درخت مي کشيد؟

124
00:09:25,233 --> 00:09:28,397
بله، مي دونيد، نظرش اين بود که
اگه آدم بتونه شيئى

125
00:09:28,498 --> 00:09:30,800
يا محل شخص کاملى رو پيدا کنه
ديگه نبايد از دستش بده

126
00:09:30,898 --> 00:09:32,720
شما حرفش رو احمقانه مي دونيد؟

127
00:09:32,818 --> 00:09:35,120
نه، به، هيچ وجه
من خودم سخت به اين نظر اعتقاد دارم

128
00:09:35,218 --> 00:09:38,316
موقعى که سرگرم نقاشى درخت بود
شما چه کار مى کرديد؟

129
00:09:38,417 --> 00:09:41,385
من هم مي نشستم کنارش و کمى طراحى مي کردم
ولى، طرح هام زياد خوب نبود

130
00:09:41,489 --> 00:09:43,759
امروز هم خيال داشتيد طراحى کنيد؟
بله

131
00:09:43,858 --> 00:09:45,681
کجا؟
هنوز تصميم نگرفتم

132
00:09:45,778 --> 00:09:48,626
من شما رو مي برم به يک جاى زيبا
اوه، نه، خواهش مي کنم به خودتون زحمت نديد

133
00:09:48,722 --> 00:09:51,570
اوه، اين حرفا چيه
ناهارتون رو بخوريد پاشيد راه بيفتيم

134
00:09:51,667 --> 00:09:54,449
خيلى ممنون، خيلى لطف داريد
ولى، من زياد گرسنه نيستم

135
00:09:54,547 --> 00:09:57,362
اوه، بسه ديگه
سعى کنيد دختر خوبى باشيد

136
00:10:07,400 --> 00:10:09,946
توى اين کار خيلى وقت صرف کرديد
حتماً بايد اثر خوبى در بياد

137
00:10:10,748 --> 00:10:12,236
اوه، نه، نگاهش نکنيد، زياد تعريفى نداره
چيز خوبى نشده

138
00:10:12,841 --> 00:10:15,663
ولى، اين قدرها هم نبايد بد باشه
ديگه پاکش نکنيد، بذاريد اوّل من ببينم

139
00:10:15,681 --> 00:10:19,169
مي دونيد، هيچ وقت نمي تونم
تناسب اشياء رو درست در بيارم
ببينم

140
00:10:19,773 --> 00:10:21,977
اوه، خداى من
بى اطلاعى شما از پرسپکتيو

141
00:10:22,077 --> 00:10:24,630
باعث شده که وسط دماغ من
اين طور انحناى مسخره پيدا کنه

142
00:10:24,734 --> 00:10:27,189
شما براى اين نقاشى، مدل زياد آسوني نيستيد
راستى؟

143
00:10:27,294 --> 00:10:29,294
حالت صورتتون مدام عوض مي شه
جدّى؟

144
00:10:29,898 --> 00:10:32,680
پس، بهتر بود اون منظره رو
به جاى من مدل قرار مى داديد

145
00:10:33,278 --> 00:10:34,285
ارزشش خيلى بيشتره

146
00:10:35,891 --> 00:10:38,306
اينجا، من رو ياد ساحل نزديک منزلم مي اندازه
شما به کرنوال رفتيد؟

147
00:10:38,911 --> 00:10:41,693
بله، يه بار
تعطيلات رو با پدرم رفتم اونجا

148
00:10:41,791 --> 00:10:45,053
يک بار هم در يک مغازه
يه کارت پستال ديدم

149
00:10:45,151 --> 00:10:47,639
عکس خونه قشنگى بود درست لب دريا

150
00:10:47,744 --> 00:10:51,321
پرسيدم اين منزل کجاست؟
و فروشنده گفت: اينجا مندرليه

151
00:10:51,423 --> 00:10:55,074
خجالت کشيدم که نمي دونستم
مندرلى خيلى قشنگه

152
00:10:55,075 --> 00:10:58,778
ولى براى من
صرفا جاييه که اونجا به دنيا اومدم

153
00:10:58,876 --> 00:11:01,265
و تمام عمرم رو درش گذروندم

154
00:11:02,072 --> 00:11:04,941
ديگه هم تصور نمى کنم دوباره اونجا رو ببينم

155
00:11:11,813 --> 00:11:15,708
ما شانس آورديم موقعى که هوا بد بود
منزل نبوديم، درسته؟

156
00:11:15,814 --> 00:11:17,636
اوهومم

157
00:11:17,734 --> 00:11:22,044
من هيچ وقت قبل از ماه ژوئن، در انگلستان
از شنا کردن لذّت نمي برم، شما چطور؟

158
00:11:24,486 --> 00:11:27,269
اينجا آب خيلى گرمه
تمام روز رو مي شه تو آب موند

159
00:11:27,366 --> 00:11:30,978
جريان آب در اينجا خيلى خطرناکه
پارسال، يه مرد، همين جا ها غرق شد

160
00:11:32,807 --> 00:11:35,524
من هرگز از آب نمي ترسم
شما مي ترسيد؟

161
00:11:42,055 --> 00:11:43,910
بياين برسونمتون هتل

162
00:11:57,449 --> 00:12:01,640
اوه، بله، آقاى دوينتر رو خوب مي شناسم
همسرش رو هم مي شناختم

163
00:12:01,738 --> 00:12:04,606
قبل از ازدواج
مشهور به ربکا خوشگله بود، مي دونيد؟

164
00:12:04,713 --> 00:12:07,364
يه روز، موقع قايق سوارى
در نزديکى مندرلى، تو دريا غرق شد

165
00:12:07,465 --> 00:12:10,182
البته، شوهرش هيچ اشاره اى به موضوع نمي کنه
ولى، به کلى خُرد شده

166
00:12:10,282 --> 00:12:13,064
خيلى خوب، بريز بخورم
چه زهرمارى

167
00:12:13,162 --> 00:12:15,399
زود، يه شکلات بده من

168
00:12:15,497 --> 00:12:17,603
اوه، تو اينجايى
چه به موقع اومدى

169
00:12:17,706 --> 00:12:20,521
عجله کن
مي خوام کمي ورق بازى کنم

170
00:12:26,891 --> 00:12:29,509
زنش، قبل از ازدواج
معروف به ربکا خوشگله بود، مي دوني؟

171
00:12:29,611 --> 00:12:31,618
مي گن، شوهرش اونو مى پرستيد

172
00:12:31,723 --> 00:12:33,796
مي دونى
زنش معرو ف به ربکا خوشگله بود؟

173
00:12:33,899 --> 00:12:36,103
فکر نمى کنم هيچ وقت بتونه خاطره
مرگ زنش رو فراموش کنه

174
00:12:36,204 --> 00:12:38,408
مي دوني، زنش ربکا خوشگله بود

175
00:12:38,508 --> 00:12:40,613
ولى، به کُلى خُرد شد

176
00:12:42,477 --> 00:12:44,746
بن ژور
ببينم، کجا دارى مي رى؟

177
00:12:44,812 --> 00:12:47,333
اوه، فکر کردم برم يه خُرده تمرين تنيس
صحيح

178
00:12:47,436 --> 00:12:50,535
گمون مى کنم تا چشمت به اون مردک
مربى خوش قيافه تنيس افتاد

179
00:12:50,637 --> 00:12:53,485
مثل دختر مدرسه اى فوراً گلوت گير کرده

180
00:12:53,582 --> 00:12:56,003
بسيارخوب
برو از فرصت استفاده کن

181
00:12:58,094 --> 00:13:00,069
امروز بي کاريد؟
بله

182
00:13:00,174 --> 00:13:03,109
سرماخوردگى خانوم ون هاپر تبديل به آنفلونزا شده
اينه که براش پرستار آورديم

183
00:13:03,214 --> 00:13:06,029
بيچاره پرستار، شما تنيس دوست داريد؟
نه، زياد نه

184
00:13:06,127 --> 00:13:08,942
خوبه، پس بريم گردش

185
00:13:27,055 --> 00:13:29,674
عصر بخير، خانوم ون هاپر
حالتون چطوره؟

186
00:13:29,776 --> 00:13:32,744
خب، پس باهاش خوب جور شدى، هان؟

187
00:13:32,848 --> 00:13:35,751
حتماً، مربى، به جز تنيس
چيزاى ديگه هم بهت ياد داده

188
00:13:37,201 --> 00:13:39,787
يالا
بيا چندتا پيغام بنويس

189
00:13:39,888 --> 00:13:42,736
خدا کنه آقاى دوينتر هنوز در هتل باشه

190
00:13:45,765 --> 00:13:48,694
<font color=#FF8000>آقاي دوينترعزيز
چرا شما به ملاقات من نيومديد</font>

191
00:13:49,095 --> 00:13:53,027
<font color=#FF8000>به محض اينکه از اين سرما خوردگى لعنتى
خلاص شوم</font>

192
00:13:53,430 --> 00:13:57,044
<font color=#FF8000>قول مي دهم که شما را در اينجا، مونت کارولو
از کسالت و ملال در خواهم آورد</font>

193
00:13:57,845 --> 00:14:01,600
<font color=#FF8000>زيرا مي دانم، درحال حاضر
تنها چيزى که در وجود شماست ملال است، ملال</font>

194
00:14:02,602 --> 00:14:05,178
<font color=#FF8000>با علاقه و دوستي فراوان ادى ون هاپر</font>

195
00:14:33,812 --> 00:14:35,635
حالا مي تونم برم؟

196
00:14:35,733 --> 00:14:38,799
با اين همه درس تنيسى که گرفتى، بايد تا الان
آماده براي شرکت در تنيس ويمبلدون مى شدى

197
00:14:38,902 --> 00:14:41,204
به هرحال، اين آخرين تمرينته
معني اش اينه که

198
00:14:41,301 --> 00:14:43,920
اين بسترى شدن من
باعث شد تو زيادى بي کار بمونى

199
00:14:44,021 --> 00:14:45,844
ولى، از امروز اين پرستار مي ره

200
00:14:45,942 --> 00:14:47,764
و تو بايد برگردى سر کارت

201
00:14:47,862 --> 00:14:49,869
چشم، خانوم ون هاپر

202
00:14:51,575 --> 00:14:53,876
پرستار
بله، خانوم ون هاپر

203
00:14:53,974 --> 00:14:57,586
ببينم، تو مطمئنى پيغام هاى من رو
به آقاى دوينتر رسوندي

204
00:14:57,687 --> 00:15:00,306
البته، مادام
ولى، من که نمي تونم باور کنم

205
00:15:00,407 --> 00:15:02,796
اون بايد حتماً به ديدنم مي اومد

206
00:15:02,904 --> 00:15:06,199
اوه، طفلک دلم براش مي سوزه
نمي خوام اين جور تنها بمونه

207
00:15:12,824 --> 00:15:15,672
مي دونين
دلم مي خواست، دستگاهى اختراع مي کردم

208
00:15:15,769 --> 00:15:19,031
که خاطره رو نگه مي داشت
مثل عطر تو شيشه

209
00:15:19,128 --> 00:15:21,169
و اين خاطره، هرگز محو نمي شد

210
00:15:21,273 --> 00:15:23,477
و من هر وقت دلم مي خواست
مي تونستم در بطرى رو باز کنم

211
00:15:23,577 --> 00:15:25,584
و خاطره رو از نو تجديد کنم

212
00:15:25,690 --> 00:15:28,243
چه لحظه بخصوصي از زندگيت رو
ميل دارى حفظ کنى؟

213
00:15:28,346 --> 00:15:30,964
اوه، تمامش رو، تمام لحظات اونو

214
00:15:31,066 --> 00:15:35,441
فکر مي کنم براى اين کار
هزاران هزار بطرى بايد جمع کنم

215
00:15:36,547 --> 00:15:38,842
مي دونى، بعضى وقت ها تو اين بطرى ها
شيطونايى هستند که

216
00:15:38,938 --> 00:15:41,273
درست در لحظه اى که آدم با تمام قوا

217
00:15:41,371 --> 00:15:43,672
سعى مي کنه اونا رو فراموش کنه
يه دفعه سربلند مي کنن

218
00:15:53,788 --> 00:15:55,893
اين قدر ناخُنات رو نجو

219
00:15:56,593 --> 00:15:57,593
اوه

220
00:15:57,695 --> 00:16:00,445
دلم مي خواست يه زن 36 ساله بودم
با لباس سياه و يه رشته مرواريد

221
00:16:02,360 --> 00:16:03,978
در اين صورت، اينجا پيش من نبودى

222
00:16:06,480 --> 00:16:10,222
آقاي دوينتر، ممکنه لطفاً بگيد
چرا از من مى خوايد باهاتون بيام بيرون؟

223
00:16:10,320 --> 00:16:12,655
اين مسلّمه که مي خوايد به من لطف کنيد

224
00:16:12,753 --> 00:16:15,436
ولى، چرا منو براى احسانتون انتخاب کرديد؟

225
00:16:21,770 --> 00:16:24,640
من ازت خواستم با من بياى بيرون
چون اين طور دلم مي خواست

226
00:16:24,746 --> 00:16:28,568
تو بيش از تمام زرق و برق هاى مونت کارلو

227
00:16:29,666 --> 00:16:31,317
خاطرات گذشته رو از ياد من محو کردى

228
00:16:31,418 --> 00:16:34,266
ولى، اگه فکر مي کنى از راه لطف
يا احسان دعوتت کردم

229
00:16:34,363 --> 00:16:36,981
مى تونى فوراً از ماشين پياده شى
و برگردى به هتل

230
00:16:44,664 --> 00:16:46,552
بيا آب دماغت رو بگير

231
00:16:48,824 --> 00:16:51,093
ممنونم، آقاى دوينتر

232
00:16:51,193 --> 00:16:54,259
لطفاً به من نگو آقاى دوينتر
من يه سرى اسم کوچک پر تشخص دارم

233
00:16:54,361 --> 00:16:56,629
جوج، فورتسکيو، ماکسيميليان
لازم نيست تمام اونا رو بگى

234
00:16:56,728 --> 00:16:58,867
خانواده ام بهم مي گن ماکسيم

235
00:16:59,084 --> 00:17:05,810
يه چيزى رو خواهش مى کنم بهم قول بده
هرگز، با لباس ساتن سياه و مرواريد
کارى نداشته باشى

236
00:17:05,913 --> 00:17:08,695
در ضمن، نخواه که 36 ساله بشى

237
00:17:08,793 --> 00:17:10,964
باشه، ماکسيم

238
00:17:45,276 --> 00:17:48,179
واى، پناه بر خدا
بيا اينجا

239
00:17:48,285 --> 00:17:51,187
مى دونى چى شده؟
دخترم به زودى عروسى مي کنه

240
00:17:51,293 --> 00:17:54,075
اوه، جدّى، چه عالى
بايد فوراً بريم به نيويورک

241
00:17:54,173 --> 00:17:57,490
بگو برامون در کشتى کوينتينا جا رزرو کنن
ما با ترن 12:30 مي ريم شربورگ

242
00:17:57,597 --> 00:18:00,500
بگو يه مستخدم بياد چمدونا رو ببنده
وقت رو نبايد تلف کرد

243
00:18:00,606 --> 00:18:02,613
زود باش ديگه، اين دست اون دست نکن

244
00:18:05,502 --> 00:18:07,674
لطفاً، آقاى دوينتر

245
00:18:07,775 --> 00:18:09,945
رفتن اسب سواري

246
00:18:10,046 --> 00:18:12,282
تا ظهر بر نمى گردن؟

247
00:18:12,382 --> 00:18:17,565
خب، پس لطفاً منشى هتل رو بديد

248
00:18:25,095 --> 00:18:27,997
برم ببينم تو اتاقم چيزى جا نمونده باشه

249
00:18:34,824 --> 00:18:37,672
آقاي دوينتر هنوز برنگشتن؟

250
00:18:37,768 --> 00:18:41,117
اوه، برگشتن؟
ممکنه باهاشون صحبت کنم؟

251
00:18:49,322 --> 00:18:53,381
اوه، من داشتم دنبال کتابم مى گشتم
نمى دونم کجا گذاشتم

252
00:18:53,481 --> 00:18:56,416
ولش کن
بيا بريم، اتومبيل جلوى در منتظره

253
00:19:10,219 --> 00:19:13,667
برم آدرس رو بدم هتل که اگه کتاب پيدا شد
برام بفرستن

254
00:19:16,532 --> 00:19:17,819
مي شه لطفاً اتاق آقاى دوينتر رو بگيريد؟

255
00:19:18,616 --> 00:19:21,091
بله، خانوم، اتاق 122

256
00:19:29,676 --> 00:19:31,498
جواب نمي دن

257
00:19:31,596 --> 00:19:33,379
ممنونم

258
00:19:34,476 --> 00:19:36,932
بهش بگيد عجله کنه
اطاعت، خانوم

259
00:19:38,765 --> 00:19:40,587
مى خواستم آقاى دوينتر رو ببينم

260
00:19:40,685 --> 00:19:43,467
آقاي دوينتر دستور دادن ناهارشون
رو ببريم به اتاقشون، مادموازل

261
00:19:48,501 --> 00:19:50,891
بيا تو

262
00:20:02,639 --> 00:20:06,568
سلام، تو اينجا چه کار مى کنى؟
اتفاقى افتاده؟

263
00:20:06,672 --> 00:20:09,705
اومدم خداحافظى کنم
ما داريم مي ريم

264
00:20:09,808 --> 00:20:12,492
از چى حرف مى زنى؟ گفتم که

265
00:20:12,592 --> 00:20:16,270
ما داريم مي ريم
ترسيدم تو رو ديگه نبينم

266
00:20:22,001 --> 00:20:23,824
مي خواد تو رو کجا ببره؟

267
00:20:23,922 --> 00:20:25,962
نيويورک، من نمى خوام برم اونجا

268
00:20:26,065 --> 00:20:28,815
از اونجا متنفرم
من خيلى بيچاره ام

269
00:20:32,722 --> 00:20:35,885
مي رم لباس بپوشم
طول نمي کشه

270
00:20:39,185 --> 00:20:42,862
تو، کدوم رو ترجيح مي دى
نيويورک يا مندرلى؟

271
00:20:42,962 --> 00:20:45,996
اوه، خواهش مي کنم شوخى نکن
خانوم ون هاپر منتظره

272
00:20:46,098 --> 00:20:49,165
بهتره ديگه خداحافظى کنم

273
00:20:49,266 --> 00:20:51,503
حرفم رو دوباره تکرار مى کنم

274
00:20:51,603 --> 00:20:53,992
با خانوم ون هاپر مي رى آمريکا

275
00:20:54,099 --> 00:20:56,335
يا با من مي آى به مندرلى

276
00:20:56,435 --> 00:20:58,574
منظورت اينه که منشى يا چيزى مى خواى؟

277
00:20:58,676 --> 00:21:01,458
دارم ازت تقاضاى ازدواج مى کنم، کوچولو

278
00:21:08,852 --> 00:21:10,892
بيا تو

279
00:21:12,885 --> 00:21:15,668
غذا رو آوردي؟ خيلى گرسنمه
امروز صبحانه نخوردم

280
00:21:30,454 --> 00:21:33,902
مثل اينکه پيشنهادم صورت خوشى نداشت
متأسفم

281
00:21:34,007 --> 00:21:38,263
اوه، نه، تو متوجه نيستى
مي دونى، من دخترى نيستم که تو بخواى بگيري

282
00:21:38,359 --> 00:21:40,780
چرا و به چه دليل؟

283
00:21:40,887 --> 00:21:43,124
مثلاً، يکي اينکه
من به دنياى تو تعلق ندارم

284
00:21:43,223 --> 00:21:45,198
چطور، مگه دنياى من کجاست؟

285
00:21:45,304 --> 00:21:48,119
خب، معلومه، مندرلى
منظورم رو که مي فهمى

286
00:21:48,216 --> 00:21:50,800
ببين، در اين مورد منم که بايد قضاوت کنم

287
00:21:50,903 --> 00:21:53,140
البته اگه منو دوست ندارى يه موضوع ديگه است

288
00:21:53,239 --> 00:21:55,444
گرچه، اين ضربه اي است به غرور من

289
00:21:55,543 --> 00:21:57,965
اوه، من تو رو دوست دارم
با همه وجودم دوست دارم

290
00:21:58,072 --> 00:22:01,934
تمام صبح گريه مى کردم
چون فکر مى کردم ديگه تو رو نمي بينم

291
00:22:04,984 --> 00:22:06,806
خيلى ازت ممنونم

292
00:22:08,537 --> 00:22:12,498
يه روز اينو به يادت مي اندازم
و تو باور نمى کنى

293
00:22:13,978 --> 00:22:16,847
چون تو هم بالأخره عوض مى شى

294
00:22:16,954 --> 00:22:19,343
خب، ديگه بسه
حالا مى تونيم قهوه مون رو بخوريم

295
00:22:19,450 --> 00:22:22,068
دو تا قند و کمى شکر، لطفاً

296
00:22:22,170 --> 00:22:24,537
با چاي هم همين طور
يادت نره

297
00:22:24,635 --> 00:22:26,904
چه کسى بايد به خانوم ون هاپرخبر بده؟

298
00:22:27,003 --> 00:22:28,912
تو بهش بگو
چون حتماً عصبانى مي شه

299
00:22:29,019 --> 00:22:30,994
شماره اتاقش چنده؟

300
00:22:31,099 --> 00:22:33,783
اونجا نيست، پايين، تو اتومبيله

301
00:22:33,884 --> 00:22:36,339
الو، لطفاً منشى هتل رو بديد

302
00:22:38,812 --> 00:22:42,194
الو، خانوم ون هاپر
بيرون، تو اتومبيل نشستن

303
00:22:42,300 --> 00:22:47,224
ممکنه ازقول من ازايشون خواهش کنيد
بيان بالا به اتاق من؟

304
00:22:47,292 --> 00:22:49,115
بله، به اتاق من

305
00:22:50,524 --> 00:22:53,307
آقاى دوينتراز شما خواهش کردن
برين به اتاقشون، خانوم

306
00:22:53,405 --> 00:22:56,885
آقاى دوينتر؟ با کمال ميل

307
00:23:01,982 --> 00:23:05,691
تو راجع به پيشنهاد ازدواج طور ديگه اى
فکر مى کردى؟

308
00:23:05,789 --> 00:23:07,611
که تو، مثلاً در هنرستان بودى

309
00:23:07,709 --> 00:23:10,492
با لباس سفيد بلند
و يک گل سرخ در دست

310
00:23:10,589 --> 00:23:12,728
و از دور صداى ويولن به گوش مى رسيد

311
00:23:12,830 --> 00:23:16,092
و من و تو گرم معاشقه بوديم
پشت يک درخت نخل

312
00:23:16,190 --> 00:23:19,005
طفلک، واسه اين کار حق دارى

313
00:23:19,103 --> 00:23:21,274
اوه، براى من فرقى نمى کرد

314
00:23:21,275 --> 00:23:25,366
نگران نشو، نگران نشو
تو هيچ حرفى نمى خواد بزنى

315
00:23:25,467 --> 00:23:27,606
خوشحالم که صدام کرديد
آقاى دوينتر

316
00:23:27,707 --> 00:23:30,969
البته، از ادب دور بود، که وقت حرکت
شما رو بي خبر بگذارم

317
00:23:31,068 --> 00:23:34,808
ولى، امروز صبح، تلگرافى رسيد
حاکي از اينکه، دخترم قراره به زودى ازدواج کنه

318
00:23:34,908 --> 00:23:36,981
واقعاً تصادف جالبيه، خانم ون هاپر

319
00:23:37,084 --> 00:23:39,506
منم به اينجا دعوتتون کردم
تا خبر ازدواجم رو بدم

320
00:23:39,612 --> 00:23:42,395
جدّى نمى گيد
اوه، واقعاً خبرخوشى بهم دادين

321
00:23:42,493 --> 00:23:45,395
چقدرخوشحالم
اون دختر خوشبخت کيه؟

322
00:23:45,501 --> 00:23:49,113
متأسفم که اين طور ناغافل نديمه شما
رو از دستتون در مي آرم

323
00:23:49,213 --> 00:23:50,897
اميدوارم براتون ايجاد ناراحتى نکنه

324
00:23:51,398 --> 00:23:53,602
کى اين اتفاق افتاد؟

325
00:23:54,801 --> 00:23:57,868
همين الان، خانوم ون هاپر
همين چند دقيقه پيش

326
00:23:57,970 --> 00:24:00,425
به هيچ عنوان نمى تونم باور کنم

327
00:24:01,226 --> 00:24:05,278
قاعدتاً بايد ملامتت کنم، که راجع به اين موضوع
حتى يه کلمه هم به من نگفتى

328
00:24:05,354 --> 00:24:06,577
مى دونيد من چى فکر مى کنم؟

329
00:24:06,774 --> 00:24:10,769
بايد بهتون تبريک بگم و براى هردوي شما
آرزوى خوشبختى کنم

330
00:24:10,770 --> 00:24:12,670
کى و کجا عروسى صورت مى گيره؟

331
00:24:12,716 --> 00:24:15,062
همين جا، فکر مى کنم خيلي زود
چه عشق رمانتيکى

332
00:24:15,159 --> 00:24:17,827
واقعاً عاليه
مى تونم سفرم رو کمى عقب بندازم

333
00:24:18,431 --> 00:24:20,254
اين دختر بيچاره مادر نداره

334
00:24:20,351 --> 00:24:22,424
بنابراين
بايد مسئووليت تمام کارا رو من به عهده بگيرم

335
00:24:22,528 --> 00:24:25,350
پذيرايى، انجام تشريفات و همه چيز

336
00:24:25,948 --> 00:24:27,087
ولى، چمدونامون

337
00:24:27,187 --> 00:24:30,122
برو بگو چمدونها رو از اتومبيل بذارن پايين
يک دقيقه صبر کنيد

338
00:24:30,228 --> 00:24:34,640
خيلى ازتون ممنونم، ولى، ما
ترجيح مي ديم، اين کار بى سر و صدا انجام بشه

339
00:24:34,676 --> 00:24:37,993
ضمناً، ميل ندارم برنامه سفرتون رو بهم بزنيد
اوه، نه، نه

340
00:24:38,100 --> 00:24:40,330
عزيزم، من مي رم که بگم
چمدونات رو برگردونن بالا

341
00:24:41,429 --> 00:24:43,404
ممنونم ماکسيم

342
00:24:44,609 --> 00:24:46,926
پس اين بود
اتفاقى که موقع بيمارى من افتاد

343
00:24:47,534 --> 00:24:49,956
درس تنيس، واقعاً که

344
00:24:49,962 --> 00:24:51,384
بايد اقرار کنم دختر زرنگى هستى

345
00:24:51,490 --> 00:24:54,273
چطورى اين کارو کردى؟
اون، از هر لحاظ نسبت به تو سره

346
00:24:59,211 --> 00:25:01,594
ببينم
نکنه کارى رو که نبايد بکنى، کردى؟

347
00:25:03,998 --> 00:25:04,966
منظورتون رو نمى فهمم

348
00:25:05,472 --> 00:25:08,465
فراموش کن، من هميشه گفتم
مردهاى انگليسى، سليقه هاى عجيبى دارن

349
00:25:09,568 --> 00:25:11,602
و حتماً
همين باعث شده تو بشى بانوى مندرلى

350
00:25:11,704 --> 00:25:14,738
اگه بخواى صادق باشم، فکر نمى کنم
تو بدرد اين مقام بخورى

351
00:25:14,840 --> 00:25:16,662
تو تجربه ندارى

352
00:25:16,760 --> 00:25:20,055
تو ابداً نمى دونى
يه خانوم متشخص بودن يعنى چه

353
00:25:21,152 --> 00:25:23,258
البته، خودت مي دونى که اون
چرا باهات ازدواج مي کنه، نه؟

354
00:25:23,361 --> 00:25:25,500
خودت رو گول نزن که عاشقت شده

355
00:25:25,601 --> 00:25:28,089
راستش اون خونه خالى
طورى به اعصابش فشار آورده که

356
00:25:28,193 --> 00:25:30,015
تقريباً عقلش رو از دست داده

357
00:25:30,112 --> 00:25:31,451
ديگه نمي تونه تنها زندگى کنه

358
00:25:31,853 --> 00:25:36,649
بهتره ديگه بريد خانوم ون هاپر
وگرنه به ترن نمى رسيد

359
00:25:42,313 --> 00:25:44,769
اوهوم، خانوم دوينتر

360
00:25:44,874 --> 00:25:46,493
خداحافظ عزيزم، موفق باشى

361
00:26:17,136 --> 00:26:19,333
چي مي گه؟
مي گه سند ازدواجمون رو جا گذاشتيم

362
00:26:29,458 --> 00:26:31,848
آها، اينا هم دارن مي رن عقد کنن

363
00:26:38,067 --> 00:26:40,271
خيلى قشنگ شده، نه؟
بله

364
00:26:40,371 --> 00:26:43,185
تو هم دوست داشتى لباس عروسى بپوشى؟

365
00:26:44,511 --> 00:26:46,333
يه لحظه صبر کن

366
00:26:46,931 --> 00:26:49,265
مادام، مادام
اين سبد گل رو بده من

367
00:26:49,363 --> 00:26:51,008
ممنونم، مادام

368
00:26:53,107 --> 00:26:55,474
اوه، ماکسيم، چقدر قشنگه

369
00:26:55,572 --> 00:26:58,060
اوه، واقعاً گلهاى قشنگيه

370
00:26:58,163 --> 00:27:02,026
اوه، خيلى خيلى قشنگه

371
00:27:07,828 --> 00:27:11,178
به خانه خوش آمديد آقاى دوينتر
ممنونم اسميت

372
00:27:19,129 --> 00:27:22,261
سردته عزيزم؟
آره، کمى سردمه

373
00:27:23,962 --> 00:27:26,548
ببين
نمى خواد از چيزى وحشت کنى

374
00:27:26,651 --> 00:27:29,433
کافيه خودت باشى
تا همه تحسينت کنن

375
00:27:33,530 --> 00:27:36,051
نگران کاراى منزل هم نباش

376
00:27:36,156 --> 00:27:38,938
کاراى خونه به عهده خانوم دانورزه

377
00:27:43,708 --> 00:27:47,570
اوه، نگاه کن
دوباره بارون گرفت

378
00:27:51,453 --> 00:27:54,136
بايد عجله کنيم
اينو بگير رو سرت

379
00:27:54,237 --> 00:27:56,092
ممنونم

380
00:28:09,725 --> 00:28:12,442
اينا هاش
اينم مندرلى

381
00:28:36,960 --> 00:28:38,782
همه چى مرتبه، فريت
حالت خوبه؟

382
00:28:38,880 --> 00:28:40,887
بله، ممنونم، آقا
از ديدنتون خوشحالم

383
00:28:40,992 --> 00:28:43,675
خانوم دوينترهستن
حالتون چطوره؟

384
00:28:51,201 --> 00:28:54,016
چرا اهل منزل صف کشيدن

385
00:28:54,114 --> 00:28:55,936
خانوم دانورز دستور دادن

386
00:28:56,034 --> 00:28:58,717
اوه، خيلى متأسفم
زياد طول نمى کشه

387
00:29:07,971 --> 00:29:10,010
ايشون، خانوم دانورز هستن

388
00:29:12,098 --> 00:29:13,921
خيلي خوشوقتم

389
00:29:15,074 --> 00:29:16,897
منم خوشوقتم

390
00:29:16,995 --> 00:29:19,100
همه چيز رو براتون مرتب کردم

391
00:29:19,202 --> 00:29:22,236
از لطفتون ممنونم
انتظار چيزى رو نداشتم

392
00:29:28,291 --> 00:29:30,066
ما مى خوايم چاى بخوريم، فريت
تو کتابخونه حاضره قربان

393
00:29:30,852 --> 00:29:34,127
بيا بريم، عزيزم

394
00:29:45,841 --> 00:29:47,980
اوه، ماکسيم، بيا تو

395
00:29:49,714 --> 00:29:52,332
اوه، شب بخير خانوم دانورز

396
00:29:52,434 --> 00:29:54,256
شب بخير، مادام

397
00:30:01,575 --> 00:30:02,714
اميدوارم از کارِ آليس راضى باشيد، مادام

398
00:30:03,314 --> 00:30:05,387
اوه، بله، ممنونم، کاملاً عاليه
اون، مستخدم سالن پذيراييه

399
00:30:05,491 --> 00:30:07,825
امّا، فعلاً پيش شماست، تا مستخدماتون برسن

400
00:30:07,923 --> 00:30:10,411
اوه، من مستخدمى ندارم
آليس هم کارش خيلى خوبه

401
00:30:10,516 --> 00:30:12,971
متأسفانه اين کارو نمي شه براى هميشه
ادامه داد، مادام

402
00:30:13,076 --> 00:30:15,458
خانم هايى در مقام شما بايد مستخدمان
مخصوصى داشته باشن

403
00:30:17,064 --> 00:30:19,806
اميدوارم، مادام
تزيينات جديد اتاق رو بپسندن

404
00:30:20,404 --> 00:30:22,542
اوه، نمى دونستم
دکوراسيون رو عوض کرديد

405
00:30:22,644 --> 00:30:24,815
اميدوارم زياد به زحمت نيفتاده باشيد

406
00:30:24,916 --> 00:30:27,250
من فقط دستور آقاى دوينتر رو انجام دادم

407
00:30:27,348 --> 00:30:28,454
قبلاً دکوراسيون اينجا چطور بود؟

408
00:30:29,056 --> 00:30:30,129
کاغذ ديوارى و پرده هاى کهنه اى داشت

409
00:30:31,033 --> 00:30:33,100
از اينجا استفاده نمى شد
جز براى پذيرايى از بعضى مهمونا

410
00:30:33,197 --> 00:30:35,815
اوه، پس اينجا
دراصل اتاق آقاى دوينتر نبوده؟

411
00:30:35,917 --> 00:30:38,568
نه، مادام
از ضلع شرقى عمارت هرگزاستفاده نمى شد

412
00:30:40,269 --> 00:30:43,652
البته، منظره دريا از اينجا پيدا نيست

413
00:30:43,758 --> 00:30:46,889
فقط از ضلع غربى بنا به خوبى پيداست

414
00:30:46,990 --> 00:30:50,219
اينجا اتاق قشنگيه
و مطمئنم از هر لحاظ راحته

415
00:30:50,318 --> 00:30:53,220
اگر احتياج به چيزى داشتيد
کافيه به من بگيد، مادام

416
00:30:53,326 --> 00:30:56,643
مثل اينکه خيلى وقته در مندرلى هستيد
بيشتر از هر کس ديگه

417
00:30:56,751 --> 00:30:59,566
نه به اندازه فريت
اون، از زمان دوينتر بزرگ اينجاست

418
00:30:59,663 --> 00:31:00,736
از وقتي که آقاى دوينتر، بچه بودن

419
00:31:01,239 --> 00:31:03,109
اوه، صحيح
پس شما بعدها به اينجا اومديد؟

420
00:31:04,215 --> 00:31:07,249
من وقتى اومدم که همسراوّل
آقاى دوينترعروس شده بود

421
00:31:11,565 --> 00:31:14,729
خانوم دانورز
اميدوارم که با هم دوست بشيم

422
00:31:14,828 --> 00:31:18,342
شما بايد به من فرصت بديد
اين جور زندگى براى من تازگى داره

423
00:31:18,444 --> 00:31:20,714
من مى خوام در اين زندگى موفق بشم

424
00:31:20,813 --> 00:31:21,853
و آقاى دوينتر رو خوشبخت کنم

425
00:31:22,457 --> 00:31:25,108
من حاضرم
تمام کارهاى منزل رو بسپارم به شما

426
00:31:25,210 --> 00:31:28,341
بسيارخوب، اميدوارم بتونم کارها رو مطابق
ميل شما انجام بدم

427
00:31:28,442 --> 00:31:33,558
از زمان مرگ مادام دوينترتمام کارها رو
در اين منزل من انجام مى دم

428
00:31:39,834 --> 00:31:42,070
فکر مى کنم بهتره منم بيام پايين

429
00:32:16,401 --> 00:32:19,460
اتاق ضلع غربى که براتون گفتم
اونجاست، پشت اون در

430
00:32:20,561 --> 00:32:21,700
الان مورد استفاده نيست

431
00:32:22,802 --> 00:32:25,104
اون، زيباترين اتاق ساختمانه

432
00:32:25,202 --> 00:32:28,846
تنها اتاقى که چشم اندازش
چمنزارها و درياست

433
00:32:30,547 --> 00:32:32,686
اونجا اتاق خانوم دوينتر بود

434
00:33:48,409 --> 00:33:50,798
صبح بخير، صبح بخير

435
00:33:50,905 --> 00:33:52,880
شما خانوم دوينتر هستيد، درسته؟

436
00:33:52,985 --> 00:33:54,960
من کراولى

437
00:33:55,065 --> 00:33:57,487
مباشر املاک ماکسيم هستم

438
00:33:57,594 --> 00:33:58,798
خوشحالم که شما رو ديدم

439
00:34:00,897 --> 00:34:02,606
متأسفانه، در غياب ماکسيم
کارها خيلى روى هم تلنبار شده

440
00:34:03,405 --> 00:34:04,609
بله، مطمئنم همين طوره که مى گين

441
00:34:05,709 --> 00:34:07,197
کاش مى تونستم در اين مورد کمکى بکنم

442
00:34:07,602 --> 00:34:10,122
اوه، نه
فرانک اجازه نمي ده کسى کمکش کنه

443
00:34:10,226 --> 00:34:12,812
اون، صورت حساب ها و کرايه ها و مالياتاش
درست مثل يه مرغ پيره با جوجه هاش

444
00:34:12,914 --> 00:34:15,631
بيا فرانک، اين حساب ها رو برسى کنيم
من مي رم صورت ها رو بيارم

445
00:34:15,730 --> 00:34:17,934
اينجا به آدم صبحونه زياد مي دن
بايد همه اش رو بخورى

446
00:34:18,035 --> 00:34:20,970
و گرنه به آشپز بر مى خوره
سعى خودم رو مى کنم، ماکسيم

447
00:34:21,074 --> 00:34:24,042
فرانک
من بايد برم سري به زمين ها و املاک بزنم

448
00:34:24,147 --> 00:34:26,220
تو که ناراحت نمى شى، تنها بمونى؟

449
00:34:26,323 --> 00:34:28,428
بهتره با خانه جديدت آشنا بشى

450
00:34:28,532 --> 00:34:33,231
نگاهي به اون روزنامه ها بنداز
مى تونى مطالب جالبى توش پيدا کنى

451
00:34:33,268 --> 00:34:35,407
اوه، راستى

452
00:34:36,508 --> 00:34:39,758
خواهرم بئآتريس  و شوهرش گايلز
براى ناهار خودشون رو دعوت کردن اينجا

453
00:34:39,964 --> 00:34:41,852
امروز؟ بله

454
00:34:41,949 --> 00:34:44,632
حتماً خواهرم
براى ديدنت نمى تونسته صبر کنه

455
00:34:44,733 --> 00:34:46,555
زن خيلى رک و راستيه

456
00:34:46,653 --> 00:34:48,792
اگه ازت خوشش نياد
صاف و پوست کنده تو روت مي گه

457
00:34:48,894 --> 00:34:51,189
نترس، زود برمى گردم
تا تو رو از شر اون حفظ کنم

458
00:34:52,285 --> 00:34:54,489
خداحافظ عزيزم
خداحافظ ماکسيم

459
00:34:54,590 --> 00:34:56,729
خداحافظ ، خداحافظ

460
00:35:34,817 --> 00:35:37,435
صبح بخير، مادام
صبح بخير، فريت

461
00:35:43,041 --> 00:35:45,343
چيزى ميل داريد براتون بيارم، مادام؟

462
00:35:45,442 --> 00:35:48,054
اوه، نه، ممنونم فريت
زياد گرسنه نيستم

463
00:35:49,154 --> 00:35:50,976
ممنونم

464
00:35:51,074 --> 00:35:53,976
روزنامه تون مادام
اوه، بله، ممنون فريت

465
00:35:57,859 --> 00:35:59,801
مادام
ليزخوردم

466
00:35:59,907 --> 00:36:02,328
اوه، ممنونم، فريت

467
00:36:06,339 --> 00:36:09,274
اينجا خيلى بزرگه، نه؟
بله، مادام، مندرلى قصر بزرگيه

468
00:36:09,380 --> 00:36:11,802
اينجا در گذشته تالار مهمانى ها بوده

469
00:36:11,908 --> 00:36:15,138
هنوزهم جشن ها و مجالس رقص
در اينجا برگزار مي شه

470
00:36:15,236 --> 00:36:18,881
مى دونيد، در اينجا
هفته اى يکبار از مردم پذيرايى مى شد

471
00:36:18,981 --> 00:36:20,803
خيلى جالبه

472
00:36:42,285 --> 00:36:43,620
خيلى معذرت مى خوام، مادام

473
00:36:43,718 --> 00:36:46,751
متأسفانه، بخارى کتابخونه رو
معمولا بعدازظهرها روشن مى کنن

474
00:36:46,854 --> 00:36:48,676
ولى، براى اتاق صبحگاه روشنه

475
00:36:48,774 --> 00:36:51,109
البته، اگه بخوايد
مال اينجا رو هم براتون روشن مى کنم

476
00:36:51,207 --> 00:36:53,858
اوه، نه، فريت
احتياجى به اين کار نيست

477
00:36:55,239 --> 00:36:57,475
خانوم، دوينتر

478
00:36:57,575 --> 00:37:00,096
البته، خانوم دوينتر فقيد
هميشه در

479
00:37:00,199 --> 00:37:02,982
اتاق صبحگاه، نامه هاشون رو مى نوشتن
وتلفوناشون رو مي زدن، بعد از صبحانه

480
00:37:03,080 --> 00:37:05,152
ممنونم، فريت

481
00:37:11,016 --> 00:37:12,839
دنبال چيزى مى گرديد، مادام؟

482
00:37:12,937 --> 00:37:15,806
اوه، نه
آره، اتاق صبحگاه کدوم طرفه؟

483
00:37:16,713 --> 00:37:20,044
همون درى که سمت چپه
بله، ممنونم

484
00:37:52,896 --> 00:37:54,691
دفتر آدرس ها
ربکا دوينتر

485
00:38:11,053 --> 00:38:14,152
خانم دوينتر؟
اوه، متاسفأنه اشتباه کرديد

486
00:38:14,254 --> 00:38:16,996
خانم دوينتر
بيش از يک ساله که فوت کردن

487
00:38:18,094 --> 00:38:20,461
اوه، من، من خودم

488
00:38:22,222 --> 00:38:25,932
تلفن از داخل بود، مادام

489
00:38:26,030 --> 00:38:29,347
احتمالاً باغبون بوده
که مى خواسته دستور بگيره

490
00:38:30,395 --> 00:38:32,435
با من کارى داشتيد خانوم دانورز

491
00:38:32,539 --> 00:38:34,874
آقاى دوينتر به من اطلاع دادن
خواهرشون خانوم ليسى

492
00:38:34,972 --> 00:38:37,110
و شوهرشون
سرگرد ليسى، براى ناهار به اينجا مي آن

493
00:38:37,211 --> 00:38:38,448
مى خواستم ببينم با صورت غذا موافقيد

494
00:38:38,548 --> 00:38:42,581
اوه، بله، مطمئنم که کاملاً مناسبه
همه چيزش مناسبه

495
00:38:42,684 --> 00:38:45,718
ولى، مادام، ملاحظه مى کنيد که من جلوى
سُس رو خالى گذاشتم

496
00:38:45,820 --> 00:38:49,301
چون خانوم دوينتر در مورد
سُس خيلى دقيق هستن

497
00:38:49,405 --> 00:38:51,543
پس، سُسى رو انتخاب کنيد که معمولاً
خانوم دوينتر دستور مى دادن

498
00:38:51,645 --> 00:38:53,533
متشکرم، مادام

499
00:38:53,629 --> 00:38:56,818
وقتى نامه هاتون رو تموم کرديد
رابرت، اونارو به پستخونه مي بره

500
00:38:56,917 --> 00:38:58,306
نامه هاى من؟

501
00:39:00,412 --> 00:39:03,413
اوه، البته، بله
ممنونم خانوم دانورز

502
00:39:58,498 --> 00:40:01,084
حالت چطوره فريت؟
صبح بخير، خانوم ليسى

503
00:40:01,186 --> 00:40:04,448
آقاى دوينتر کجا هستن؟
فکر مى کنم با آقاى کراولى رفتن به مزرعه

504
00:40:04,547 --> 00:40:07,743
با اينکه قبلاً خبر مي ديم
هروقت که مي آيم منزل نيست

505
00:40:19,767 --> 00:40:21,801
بايد بگم که دانورز پير
شکل خونه رو دوست داشتنى نگه داشته

506
00:40:22,904 --> 00:40:25,003
حتماً اين شيوه مرتب کردن گل ها
رو از ربکا ياد گرفته

507
00:40:25,103 --> 00:40:26,991
دوست دارم بدونم
حالا چقدر خوشش مي آد

508
00:40:27,088 --> 00:40:29,324
از مرّتب بودن خونه توسط دختري که
قبلاً در گروه کُر آواز مى خونده

509
00:40:29,424 --> 00:40:31,628
کى گفته
اون قبلاً در گروه کُر آواز مى خونده؟

510
00:40:31,728 --> 00:40:34,543
اون، درجنوب فرانسه پيداش کرد، درسته؟

511
00:40:34,640 --> 00:40:38,634
منظورت چيه؟
راستش اونجا همه در اين کار هستند

512
00:40:44,017 --> 00:40:46,538
حالتون چطوره؟
من، همسر ماکسيم هستم

513
00:40:46,642 --> 00:40:50,635
حالتون چطوره؟ بايد بگم
با چيزى که در ذهن من بود خيلى تفاوت داريد

514
00:40:50,738 --> 00:40:53,640
احمق نشو
اون، دقيقاً همون طوره که بهت گفتم

515
00:40:53,746 --> 00:40:56,364
خب، نظرشما در مورد مندرلى چيه؟
خيلى زيباست، اين طور نيست؟

516
00:40:56,466 --> 00:40:58,408
چطور با خانم دانورس کنار مي آين؟

517
00:40:58,515 --> 00:41:02,127
خب، من کسى مثل اونو
تا حالا نديده بودم

518
00:41:02,227 --> 00:41:05,675
منظورت اينه که تو رو مى ترسونه؟
اون که نقاشى رنگ روغن نيست، هست؟

519
00:41:05,779 --> 00:41:08,562
گايلز، تو راه رو بستي، برو جاى ديگه

520
00:41:08,659 --> 00:41:10,602
من بايد ماکسيم رو پيدا کنم، درسته؟

521
00:41:10,708 --> 00:41:12,202
گايلز

522
00:41:13,748 --> 00:41:15,563
منظورم اين نبود
که چيزي عليه خانم دانورز بگم

523
00:41:15,660 --> 00:41:16,865
دليلى نداره از اون بترسى

524
00:41:17,964 --> 00:41:20,747
امّا، اونقدرى که تو مى تونى کمکش کنى
من به دردش نمى خورم

525
00:41:20,845 --> 00:41:23,626
مى تونم بنشينم؟
اوه، بله، خواهش مى کنم

526
00:41:23,724 --> 00:41:26,888
مي دونى، ازهمون اوّل مقّدر شده
يه آدم حسود باشه

527
00:41:27,989 --> 00:41:29,964
و حتماً تو رو خيلى رنجونده

528
00:41:30,068 --> 00:41:32,272
چرا بايد اين کار رو بکنه؟
خبر ندارى؟

529
00:41:32,373 --> 00:41:35,057
فکر مى کردم ماکسيم بهت گفته

530
00:41:35,157 --> 00:41:37,776
اون، واقعاً عاشق ربکاست

531
00:41:47,330 --> 00:41:49,080
حالت چطوره رابرت؟
خوبم، خانم، ممنون

532
00:41:49,178 --> 00:41:51,829
هنوز با دندون هات مشکل دارى؟
متأسفانه بله، خانم

533
00:41:51,931 --> 00:41:55,477
بايد همه شون رو بکشى
دندون هاى آزار دهنده و بى چاره

534
00:41:55,579 --> 00:41:57,489
ممنونم، خانم
اوه، چقدر ريختم

535
00:41:57,595 --> 00:42:00,945
تو شکار مى کنى؟
متأسفانه نه، آقا، من حتى سوارى هم نمى کنم

536
00:42:01,051 --> 00:42:03,440
اوه، اينجا بايد سوارى کنى
همه ما اين کارو مى کنيم

537
00:42:03,548 --> 00:42:06,450
با کدوم، سواري مي کني
استريد يا سيدسال؟

538
00:42:06,555 --> 00:42:08,563
اوه، فراموش کردم شما
سواري بلد نيستيد

539
00:42:08,668 --> 00:42:10,676
بايد اين کارو ياد بگيرىد

540
00:42:10,780 --> 00:42:13,399
ماکسيم، چه زمانى قصد دارى مثل قديم
اينجا مهمونى بگيرى؟

541
00:42:13,501 --> 00:42:16,501
درباره اش فکر نکردم
تو نبايد نسبت به ديگران بى تفاوت باشى

542
00:42:16,605 --> 00:42:18,428
بله، موافقم

543
00:42:18,525 --> 00:42:20,827
چرا قصد برگزارى بالماسکه رو نداري؟

544
00:42:20,925 --> 00:42:22,900
تو علاقه اى به رقص ندارى؟

545
00:42:23,006 --> 00:42:25,395
اوه، دارم
ولى، در اين مجالس خوب نيستم

546
00:42:25,501 --> 00:42:27,803
آيا رامبا مي رقصي؟
هرگز، قبلاً سعى کردم

547
00:42:27,902 --> 00:42:31,164
شما مى تونيد به من ياد بديد پير مرد
دارم سعى مى کنم همسرت اين کارو انجام بده

548
00:42:31,262 --> 00:42:33,466
خب، اون يه خُرده طراحى هم مى کنه

549
00:42:33,566 --> 00:42:35,737
طراحي
اميدوارم چيزاي مدرن نباشه

550
00:42:35,838 --> 00:42:39,560
شما مى تونيد تصوير يک آپاژور وارونه
که توش يه روح در عذابه رو بکشيد

551
00:42:39,678 --> 00:42:42,296
نمى تونيد؟
نه، فکر نمى کنم

552
00:42:42,398 --> 00:42:46,141
خب، از خوبى هاى اون تشکر کنيد

553
00:42:56,883 --> 00:42:59,436
تو ماکسيم رو خيلي دوست دارى
اين طور نيست؟

554
00:42:59,540 --> 00:43:01,515
بله، اينو مي ببينم

555
00:43:01,620 --> 00:43:05,101
چرا در مورد موهات کارى نمى کنى؟

556
00:43:05,205 --> 00:43:08,052
چرا موهات رو پشت گوشهات نمى اندازى؟

557
00:43:10,101 --> 00:43:13,647
اوه، نه، بد نشد
ماکسيم، در اين مورد چيزى بهت نگفته؟

558
00:43:13,749 --> 00:43:16,433
اينکه چطورى علاقه داره؟
راستش در اين مورد چيزى نگفته

559
00:43:16,533 --> 00:43:18,355
اوه، پس به حرف من اعتنايى نکن

560
00:43:18,453 --> 00:43:21,236
از لباس پوشيدنت پيداست که اهميتى
به ظاهرت نمي دى

561
00:43:21,333 --> 00:43:23,156
عجيبه که ماکسيم
در اين مورد چيزى بهت نگفته

562
00:43:23,254 --> 00:43:25,163
چون اون
به لباس پوشيدن خيلى اهميت مي ده

563
00:43:25,271 --> 00:43:27,442
تا حالا که هيچ توجهى نکرده چي پوشيدم

564
00:43:27,543 --> 00:43:31,056
خب، پس تازگى خيلى عوض شده

565
00:43:32,919 --> 00:43:35,537
اين قدر نگران ماکسيم و خُلقياتش نباش

566
00:43:35,639 --> 00:43:38,574
هيچ کس نمي دونه
در ذهن اون چي مي گذره

567
00:43:38,679 --> 00:43:41,462
بعضى وقت ها بشّدت عصبانى مي شه
در اين طور مواقع

568
00:43:41,559 --> 00:43:44,342
ولى
فکر نمى کنم از دست تو عصبانى بشه

569
00:43:44,440 --> 00:43:46,262
چون تو
دختر معصوم و آرومى به نظر مي آى

570
00:43:46,360 --> 00:43:49,426
آماده ام ديگه

571
00:43:49,528 --> 00:43:51,534
خب، خداحافظ  ماکسيم عزيز

572
00:43:51,640 --> 00:43:54,007
خداحافظ  گايلز
ممنونم از اينکه اومدى

573
00:43:54,104 --> 00:43:57,366
خداحافظ عزيزم
سوال ها و فضولى هاى بى ادبانه منو ببخش

574
00:43:57,464 --> 00:43:59,635
من و شوهرم
اميدواريم که تو خوشبخت بشى

575
00:43:59,736 --> 00:44:01,940
اوه، متشکرم بئآتريس
خيلى خيلى ممنونم

576
00:44:02,041 --> 00:44:04,496
و به خاطر تغيير حال ماکسيم هم ازت ممنونم

577
00:44:04,601 --> 00:44:06,837
در يک سال گذشته خيلى براى اون نگران بوديم

578
00:44:06,937 --> 00:44:10,385
بدون شک، تو همه ماجرا رو نمي دونى

579
00:44:10,490 --> 00:44:13,239
خداحافظ بئآتريس عزيز
خداحافظ پسر

580
00:44:17,082 --> 00:44:19,504
خداحافظ ، خداحافظ

581
00:44:19,610 --> 00:44:23,255
خب، خدا رو شکر که رفتن
حالا مى تونيم اين اطراف يه گشتى بزنيم

582
00:44:23,354 --> 00:44:26,257
بد نبود قبلش يه دوش مى گرفتيم
بذارش براي بعد

583
00:44:26,363 --> 00:44:29,178
باشه، بذار برم يه پالتو بردارم
نه، تو اتاق من چند تا بارونى هست

584
00:44:29,275 --> 00:44:32,952
رابرت، برو بالا از اتاق من
يه بارونى براى خانوم بيار؟

585
00:44:33,051 --> 00:44:35,670
خواهرم به نظرت چطور بود؟
اوه، خيلى ازش خوشم اومد

586
00:44:35,771 --> 00:44:37,939
ولى، مرتب مى گفت
من اون چيزى که انتظار داشت نيستم

587
00:44:38,044 --> 00:44:39,832
انتظار داشت چى باشى؟

588
00:44:39,928 --> 00:44:43,710
اوه، شايد مى خواست
با هوش تر و پخته تر از اين باشم

589
00:44:43,808 --> 00:44:45,848
ببينم، از موهام خوشت مي آد؟

590
00:44:45,953 --> 00:44:48,735
موهات؟ آره، البته
چطور مگه؟

591
00:44:48,833 --> 00:44:51,135
اوه، هيچى
همين طورى پرسيدم

592
00:44:51,233 --> 00:44:53,273
همه حرفات خنده داره

593
00:44:53,377 --> 00:44:56,127
ممنونم
لازمه بپوشم؟

594
00:44:56,226 --> 00:44:58,325
بله، حتماً
بچه رو بايد مواظب باشى تا سرما نخوره

595
00:44:58,426 --> 00:45:01,273
بيا، جاسپر
بدو تا کمي از چربي ات آب بشه

596
00:45:10,677 --> 00:45:13,296
جاسپر، از اون طرف نرو
بيا اينجا

597
00:45:15,319 --> 00:45:16,359
اين راه به کجا مي ره؟

598
00:45:16,462 --> 00:45:20,107
مي رسه به يه خليج که يه قايق اونجاست
اوه، بريم اونجا رو ببينيم

599
00:45:20,207 --> 00:45:23,720
اوه، نه، اونجا دلگيره، يه ساحل صخره اى است
مثل خيلي از سواحل

600
00:45:23,823 --> 00:45:26,157
اوه خواهش مى کنم
خب، خيلى خوب

601
00:45:26,255 --> 00:45:30,223
حالا که حرف من رو قبول ندارى
بريم خودت ببين

602
00:45:36,688 --> 00:45:39,950
اين صداى جاسپره، حتماً اتفاقى افتاده
شايد طورى شده

603
00:45:40,048 --> 00:45:42,504
نه، چيزي نيست، بيا بريم
بذار برم نگاهى بکنم؟

604
00:45:42,609 --> 00:45:46,668
اون رو به حال خودش بذار
طوري ش نشده، بالأخره بر مى گرده

605
00:45:54,510 --> 00:45:57,161
جاسپر، جاسپر

606
00:45:57,263 --> 00:45:59,434
کجايي تو؟

607
00:46:05,423 --> 00:46:08,205
بيا بريم خونه جاسپر

608
00:46:08,303 --> 00:46:10,725
جاسپر، جاسپر

609
00:46:19,503 --> 00:46:24,173
اوه، نمى دونستم اينجا کسى هست

610
00:46:24,472 --> 00:46:27,367
من اين سگ رو مى شناسم
اون از مندرلى مي آد

611
00:46:27,972 --> 00:46:28,795
سگ شماست؟

612
00:46:29,392 --> 00:46:31,262
نه، اون سگ آقاى دوينتره

613
00:46:32,869 --> 00:46:35,138
يه طناب نداريد ببندم گردنش؟

614
00:47:07,272 --> 00:47:08,094
بيا، جاسپر

615
00:47:09,092 --> 00:47:11,294
تو رو خدا به کسى نگيد منو اينجا ديدين، باشه؟

616
00:47:12,401 --> 00:47:14,343
شما جزء خدمه اينجا نيستيد؟

617
00:47:14,448 --> 00:47:17,994
من هيچ کارى نمى کردم
فقط داشتم براى خودم صدف جمع مى کردم

618
00:47:18,097 --> 00:47:21,032
اون زن رفت تو دريا مگه نه؟

619
00:47:21,137 --> 00:47:23,625
ديگه هم بر نمى گرده
هيچ وقت

620
00:47:23,729 --> 00:47:28,847
آره، ديگه هيچ وقت برنمى گرده
بيا جاسپر

621
00:47:47,411 --> 00:47:49,866
ماکسيم
چت شده؟

622
00:47:49,971 --> 00:47:51,793
ماکسيم

623
00:47:54,383 --> 00:47:56,031
ببخشيد دير کردم
دنبال طناب براى جاسپر مى گشتم

624
00:47:56,627 --> 00:47:57,864
عجله کن، جاسپر
تکون بخور

625
00:47:57,963 --> 00:48:01,517
لطفاً صبر کن تا منم بيام
چى شده ماکسيم؟ چرا اين قدر عصبانى هستى

626
00:48:01,620 --> 00:48:04,076
تو مى دونستى که من دلم نمي خواد برى اونجا
ولى مخصوصاً رفتى

627
00:48:04,180 --> 00:48:07,028
چرا نرم؟
اونجا فقط يه کلبه بود و يه مرد عجيب که

628
00:48:07,125 --> 00:48:09,427
تو کلبه که نرفتى؟
آره، چون درش

629
00:48:09,524 --> 00:48:12,110
ولى ديگه اونجا نرو
خب، براي چى؟

630
00:48:12,213 --> 00:48:14,995
چون من از اونجا متنفرم، تو هم اگر خاطرات منو داشتي
نه اونجا مي رفتى و نه حرفش رو مي زدى

631
00:48:15,093 --> 00:48:17,876
جريان چىه؟
اوه، خواهش مي کنم من رو ببخش

632
00:48:17,973 --> 00:48:21,967
ما بايد اونجا مى مونديم
ما هيچ وقت نبايد به مندرلى برمي گشتيم

633
00:48:23,382 --> 00:48:25,749
اوه، که چه حماقتى کردم

634
00:48:27,350 --> 00:48:30,252
من تو رو ناراحت کردم
تو رو بدجورى رنجوندم

635
00:48:30,359 --> 00:48:33,174
اوه، نمى تونم تو رو به اين حال ببينم

636
00:48:33,271 --> 00:48:35,758
براى اينکه خيلى دوستت دارم

637
00:48:37,143 --> 00:48:41,235
دارى؟ واقعاً؟

638
00:48:43,063 --> 00:48:46,259
من تو رو به گريه انداختم
منو ببخش

639
00:48:50,072 --> 00:48:53,487
گاهى اوقات، بى خود و بى جهت
از کوره در مي رم

640
00:48:55,799 --> 00:48:58,320
طورى نيست

641
00:48:58,424 --> 00:49:02,767
بيا، بريم خونه، يه چاي بخوريم و همه چيز
رو فراموش کنيم

642
00:49:02,872 --> 00:49:04,977
آره، بايد همه چيز رو فراموش کنيم

643
00:49:05,081 --> 00:49:07,023
بيا اينجا جاسپر

644
00:49:35,567 --> 00:49:37,601
سلام، بياين تو
اوه، خواهش مى کنم بنشينيد آقاى کاراولى

645
00:49:38,204 --> 00:49:40,051
من فقط اومدم بدونم ديروز جدّى گفتيد

646
00:49:40,148 --> 00:49:42,253
که مى خوايد
منو با اوضاع و احوال اينجا آشنا کنيد؟

647
00:49:42,356 --> 00:49:45,363
البته، که جدّى گفتم
الان داشتيد چه کار مى کرديد؟

648
00:49:45,468 --> 00:49:47,290
به همه مستأجران اطلاع مى دادم

649
00:49:47,388 --> 00:49:49,211
که به افتخار بازگشت ماکسيم و تازه عروس

650
00:49:49,308 --> 00:49:50,131
اجاره اين هفته رو از اونا نمى گيرم

651
00:49:50,229 --> 00:49:52,051
اوه، اين نظر خود ماکسيم بود؟

652
00:49:52,149 --> 00:49:54,971
اوه، بله، به همه خدمتکاران هم
يک هفته حقوق اضافى مي ديم

653
00:49:55,069 --> 00:49:57,043
اوه، به من هيچ حرفى نزد

654
00:49:57,148 --> 00:49:59,498
مى تونم کمکتون کنم؟
حداقل مي تونم تمبرها رو بچسبونم

655
00:49:59,605 --> 00:50:01,809
بله، خيلى از لطفتون ممنونم
ميل داريد بشينيد؟

656
00:50:01,909 --> 00:50:03,731
اوه، بله، ممنونم

657
00:50:09,342 --> 00:50:12,342
من ديروز رفته بودم
به کلبه اى که کنار درياست

658
00:50:12,445 --> 00:50:15,413
اونجا مردى رو ديدم
آدم عجيبى بود

659
00:50:15,518 --> 00:50:18,814
جاسپر، مرّتب بهش پارس مى کرد
اوه، حتماً بن بوده

660
00:50:18,911 --> 00:50:21,050
معذرت مى خوام
آدم بى آزاريه

661
00:50:21,150 --> 00:50:23,420
گاهى، بعضى خُرده کاري هامون رو
به اون مي ديم

662
00:50:23,519 --> 00:50:25,974
اون کلبه، داره از بى توجهى
از هم متلاشى مي شه

663
00:50:26,079 --> 00:50:27,902
چرا براى تعميرش کارى نمى کنيد؟

664
00:50:28,000 --> 00:50:32,091
اگه ماکسيم مى خواست براى تعميرش
کارى انجام بگيره، حتماً به من مى گفت

665
00:50:32,192 --> 00:50:35,509
همه چيزهايى که اونجا هست
متعلّق به ربکاست؟

666
00:50:37,056 --> 00:50:40,253
بله، بله، متعلّق به اونه

667
00:50:40,352 --> 00:50:42,971
اون از کلبه چه استفاده اى مى کرد؟

668
00:50:43,072 --> 00:50:45,374
قايق، هميشه اونجا لنگر مى انداخت

669
00:50:45,473 --> 00:50:47,578
کدوم قايق؟ الان قايق چى شده؟

670
00:50:47,681 --> 00:50:50,747
اين همون قايقى نبود که ربکا باهاش غرق شد؟

671
00:50:52,065 --> 00:50:56,124
بله، قايق برگشت
و اون هم به دريا افتاد

672
00:50:56,226 --> 00:50:59,260
نمى ترسيد اون طورى تنها به دريا بره؟

673
00:50:59,362 --> 00:51:01,664
اون از هيچ چيز نمى ترسيد، از هيچ چيز

674
00:51:04,995 --> 00:51:07,100
جسدش رو کجا پيدا کردن؟

675
00:51:08,771 --> 00:51:13,375
در ادچ کمپ، در چهل مايلى کانال
تقريباً حدود دو ماه بعد

676
00:51:13,475 --> 00:51:18,014
ماکسيم هم هويت جسد رو تأييد کرد
واقعاً براش سخت بود

677
00:51:18,115 --> 00:51:20,319
بله، خيلي سخت بود

678
00:51:24,259 --> 00:51:26,976
آقاى کراولى
لطفاً اينارو حمل بر فضولى نکنيد

679
00:51:27,076 --> 00:51:30,873
ولى، موضوع اينه که من
خودم رو خيلى کوچک و حقير حس مي کنم

680
00:51:30,980 --> 00:51:32,890
هروقت که با کسى رو به رو مي شم

681
00:51:32,996 --> 00:51:34,971
با خواهر ماکسيم، يا حتى مستخدمان

682
00:51:35,076 --> 00:51:37,532
مى دونم هرکدومشون تو دلشون دارن منو

683
00:51:37,637 --> 00:51:40,093
با ربکا مقايسه مي کنن

684
00:51:40,197 --> 00:51:42,019
اوه، شما نبايد چنين فکرى بکنيد

685
00:51:42,117 --> 00:51:44,605
نمى دونيد که من چقدر خوشحالم
شما همسر ماکسيم شديد

686
00:51:44,710 --> 00:51:46,979
اين ازدواج زندگى اون رو بکلى عوض کرده

687
00:51:47,078 --> 00:51:49,500
و از نظر من اين خيلى خوشاينده که

688
00:51:49,606 --> 00:51:52,421
آدم با زنى مثل شما رو به رو بشه

689
00:51:52,518 --> 00:51:54,722
که با خصوصيات مندرلى، زياد تناقص نداره

690
00:51:54,822 --> 00:51:58,597
اين نظر لطف شماست
من احمق نيستم

691
00:51:58,695 --> 00:52:03,616
ولى، هر روز که مي گذره بيشتر مي فهمم
که اون، چيزايى داشته که من ندارم

692
00:52:03,719 --> 00:52:06,981
مثلاً زيبايى و خوش سليقگى

693
00:52:07,080 --> 00:52:10,692
تيزهوشى و همه چيزهايى که
داشتنش براى يه زن خيلى مهمه

694
00:52:10,791 --> 00:52:12,996
عوضش شما
خصوصيات مهم ديگه اى داريد

695
00:52:13,096 --> 00:52:15,268
خصوصياتى که به نظر من خيلى مهمتر هستن

696
00:52:15,368 --> 00:52:17,507
صداقت، مهربانى

697
00:52:17,608 --> 00:52:20,608
و با عرض معذرت، تواضع

698
00:52:20,713 --> 00:52:24,095
و اينها براى يک شوهر
از هر زيبايى و ذکاوتى اهميتش زيادتره

699
00:52:24,200 --> 00:52:28,423
هيچ کس نمى خواد در گذشته زندگى کنه
مخصوصاً ماکسيم

700
00:52:28,521 --> 00:52:32,099
مى دونيد، اين با شماست که اونو از چنگ
گذشته نجات بديد

701
00:52:32,201 --> 00:52:36,195
خب، قول مي دم
که ديگه اين موضوع رو مطرح نکنم

702
00:52:36,298 --> 00:52:39,113
ولى، پيش از اتمام صحبتامون

703
00:52:39,209 --> 00:52:41,795
مي شه لطفاً
به يک سوال ديگه من جواب بديد؟

704
00:52:41,898 --> 00:52:46,601
اگه سوالى باشه که بتونم جواب بدم
البته، با کمال ميل

705
00:52:46,698 --> 00:52:50,473
به نظر شما
ربکا، واقعاً چه جور زنى بود؟

706
00:52:59,244 --> 00:53:01,316
به نظر من

707
00:53:01,419 --> 00:53:05,795
به نظر من
زيباترين موجودى بود که تو عمرم ديدم

708
00:53:36,845 --> 00:53:38,788
عصر بخير ماکسيم
سلام

709
00:53:38,894 --> 00:53:41,415
فيلم هاى ماه عسلمون بالأخره حاضر شد
پيش از شام وقت داريم که ببينيم

710
00:53:46,831 --> 00:53:48,838
اين چه ريختيه خودت رو در آوردى؟

711
00:53:48,943 --> 00:53:53,067
اين لباس رو سفارش دادم از لندن برام آوردن
اميدوارم خوشت بياد

712
00:53:53,167 --> 00:53:57,062
اوه، البته، واقعاً فکر مى کنى اين جور
لباس ها برات مناسب باشه؟

713
00:53:57,167 --> 00:54:00,234
به نظر من که بهت نمي آد
فکر کردم تو خوشت مي آد

714
00:54:00,336 --> 00:54:03,270
موهات رو چرا اين جورى کردى؟

715
00:54:03,376 --> 00:54:05,481
اوه، ببينم

716
00:54:05,585 --> 00:54:07,854
اوه، عزيزم، عزيزم
ببخشيد

717
00:54:07,953 --> 00:54:09,840
دوست داشتنى شدى، خوشگل شدى

718
00:54:09,936 --> 00:54:11,686
براى تنوع جالبه، خيلى جالبه

719
00:54:14,674 --> 00:54:17,496
خب، ميل دارى فيلم ها رو ببينيم؟
آره خيلي دلم مي خواد

720
00:54:25,714 --> 00:54:28,136
اوه، حالا اين يکى رو نگاه کن

721
00:54:28,242 --> 00:54:31,439
چه جاى خوبى بود
مي شه يه دفعه ديگه بريم اونجا؟

722
00:54:31,539 --> 00:54:34,256
بله، البته، البته
اوه، خودت رو نگاه کن

723
00:54:34,355 --> 00:54:36,704
نوه هامون وقتى ببينن تو اين قدر خوشگل بودى
واقعاً خوشحال مي شن

724
00:54:36,812 --> 00:54:38,016
اوه، تو خودت رو نگاه کن

725
00:54:39,115 --> 00:54:40,385
اوه، دوست داشتنيه

726
00:54:41,484 --> 00:54:43,306
نگاه کن

727
00:54:43,404 --> 00:54:46,892
خيلى جالبه
اونجا رو يادت هست؟

728
00:54:46,996 --> 00:54:49,127
دلم مى خواست ماه عسلمون تا ابد طول بکشه

729
00:54:49,727 --> 00:54:52,623
اوه، لعنت بر شيطون

730
00:54:54,728 --> 00:54:56,762
گمونم، باز فيلم رو درست نگذاشتم

731
00:55:00,213 --> 00:55:01,035
بله، فريت، کارى داشتى؟

732
00:55:01,133 --> 00:55:03,916
مى بخشيد، آقا
مي شه چيزى رو خدمتتون عرض کنم

733
00:55:05,013 --> 00:55:07,632
بله، ادامه بده

734
00:55:07,754 --> 00:55:09,056
مربوط به رابرته قربان

735
00:55:09,654 --> 00:55:12,753
بين اون و خانوم دانورز
گويا گفتگويى پيش اومده

736
00:55:12,853 --> 00:55:14,828
اوه، خداى من
رابرت خيلى ناراحت شد

737
00:55:14,934 --> 00:55:17,073
موضوع چيه، چى شده؟

738
00:55:17,174 --> 00:55:18,313
خانوم دانورز، رابرت رو متهم کردن

739
00:55:18,415 --> 00:55:20,717
يه شئى قيمتى رو از اتاق صبحگاه دزديده

740
00:55:20,915 --> 00:55:24,079
رابرت هم بشّدت اين اتهام رو انکار مى کنه
و مي گه چنين کارى نکرده

741
00:55:25,178 --> 00:55:27,993
اين شئى قيمتى چى بوده؟
يه مجسمه چينى، قربان

742
00:55:28,091 --> 00:55:29,874
يکى از چيزاى نفيس هم هست، نه؟

743
00:55:30,372 --> 00:55:33,438
خب، به خانوم دانورز بگو کاملا در اين مورد
تحقيق کنه، من مطمئنم کار رابرت نبوده

744
00:55:33,540 --> 00:55:34,362
بسيارخوب، قربان

745
00:55:34,460 --> 00:55:37,689
چرا اين مسائل رو به من مي گن؟
اينا کار توئه، عزيزم

746
00:55:38,288 --> 00:55:41,255
ماکسيم، من مى خواستم بهت بگم
ولى، يادم رفت

747
00:55:41,355 --> 00:55:42,355
راستش

748
00:55:43,397 --> 00:55:47,358
من اون مجسمه رو شکستم
تو شکستيش؟

749
00:55:47,461 --> 00:55:49,495
پس چرا موقعى که فريت اينجا بود
چيزي نگفتي؟

750
00:55:50,598 --> 00:55:52,420
نمى دونم
دلم نمى خواست بگم

751
00:55:52,818 --> 00:55:54,640
ترسيدم منو زن احمقى تصور کنن

752
00:55:54,738 --> 00:55:56,713
حالا تو رو خيلى احمق تر تصور مى کنن

753
00:55:56,817 --> 00:55:58,119
بايد به فريت و خانوم دانورز توضيح بدى

754
00:55:58,318 --> 00:56:00,937
نه، تو اين کارو بکن، من مي رم طبقه بالا
اين قدر بچگى نکن

755
00:56:01,038 --> 00:56:02,688
ممکنه فکر کنن ازشون ترسيدى

756
00:56:03,790 --> 00:56:05,612
اين همه اش يه اشتباه بود
خانوم دانورز

757
00:56:05,710 --> 00:56:07,532
ظاهراً، مجسمه رو خانوم دوينترشکستن

758
00:56:07,630 --> 00:56:09,453
و فراموش کردن جريان رو بگن

759
00:56:09,550 --> 00:56:13,195
خيلى متأسفم
فکر نمى کردم رابرت رو تو دردسر بندازم

760
00:56:14,294 --> 00:56:16,749
مي شه مجسمه رو دوباره درست کرد، مادام؟

761
00:56:16,855 --> 00:56:19,052
نه، متأسفانه نمي شه
کاملاً خُرد شده بود

762
00:56:20,151 --> 00:56:21,453
خُرده هاش رو چه کار کردي؟

763
00:56:24,119 --> 00:56:26,244
گذاشتم تو يکى از کشوهاى ميز تحرير

764
00:56:28,343 --> 00:56:30,799
ظاهراً خانوم دوينتر مى ترسيدن که

765
00:56:30,904 --> 00:56:33,206
شما ايشون رو به زندان بيندازيد
خانوم دانورز

766
00:56:33,304 --> 00:56:37,494
خرده هاي مجسمه رو پيدا کنيد ببينيد مي شه کاري کرد
موضوع رو به رابرت هم بگيد که خيالش راحت باشه

767
00:56:37,592 --> 00:56:39,534
البته، من از رابرت بايد معذرت بخوام

768
00:56:39,641 --> 00:56:41,936
بهتره در آينده هم اگرازاين اتفاقات افتاد
خانوم دوينتر به من خبر بدن

769
00:56:42,033 --> 00:56:44,554
بله، بله، بسيارخوب
ممنونم خانوم دانورز

770
00:56:48,914 --> 00:56:52,176
خب، مثل اينکه
مى تونيم بقيه فيلم رو تماشا کنيم

771
00:56:56,787 --> 00:57:00,170
خيلى متأسفم عزيزم
من واقعاً بى دقتى کردم

772
00:57:00,275 --> 00:57:02,479
حتماً خانوم دانورز از دستم خيلى عصبانى شد

773
00:57:02,579 --> 00:57:05,361
اوه، ولش کن خانوم دانورزرو
آخه چرا تو بايد اين قدر از اون بترسى؟

774
00:57:05,459 --> 00:57:09,677
رفتار تو بيشتر شبيه مستخدمينه
تا بانوي اين خونه

775
00:57:09,780 --> 00:57:13,195
بله، اينو مي دونم
ولى، من سخت احساس ناراحتى مى کنم

776
00:57:13,300 --> 00:57:16,812
من مُنتَهاى سعى خودم رو مى کنم
امّا، وقتى

777
00:57:16,915 --> 00:57:20,657
همه آدما مثل يه گاو قيمتى براندازت مى کنن
عادى بودن خيلى مشکله

778
00:57:20,755 --> 00:57:22,698
خب، چه اهميتى داره که اونا چه کار مى کنن؟

779
00:57:22,804 --> 00:57:26,640
يادت باشه، براى مردم اين حوالى، جزآنچه
در مندرلى مي گذره، هيچ چيز جالبى وجود نداره

780
00:57:26,644 --> 00:57:29,100
مثل اينکه اونا
انتظار نداشتن من اين جورى باشم

781
00:57:29,204 --> 00:57:31,790
گمونم تو هم واسه همين با من ازدواج کردى

782
00:57:31,893 --> 00:57:38,032
چون مى دونستى، من ساده لوح و بى تجربه
و بى دست و پا هستم و براى من شايعه سازى نمى کنن

783
00:57:38,165 --> 00:57:40,304
شايعه؟ منظورت چيه؟

784
00:57:40,406 --> 00:57:43,406
منظورى نداشتم
فقط خواستم يه چيزى گفته باشم

785
00:57:43,510 --> 00:57:45,844
اين طورى بهم نگاه نکن

786
00:57:45,942 --> 00:57:49,521
ماکسيم، چى شده؟
مگه من چى گفتم؟

787
00:57:56,119 --> 00:57:58,705
فکر مى کنى، حرفى که زدى
حرف خوبى بود؟

788
00:57:58,807 --> 00:58:01,906
نه، حرف تند و تلخى بود

789
00:58:06,808 --> 00:58:09,426
يعنى، ازدواج ما با هم
ناشى از خودخواهى من بود

790
00:58:09,528 --> 00:58:11,416
منظورت چيه؟

791
00:58:11,512 --> 00:58:14,415
من براى تو يه شريک زندگى نيستم؟

792
00:58:14,520 --> 00:58:17,587
تو از اين زندگى لذّت نمى برى؟

793
00:58:17,689 --> 00:58:21,584
تو بايد با يه جوون ازدواج مى کردى
با يه هم سن و سال خودت

794
00:58:21,690 --> 00:58:25,170
ماکسيم، براى چى اين حرف رو مي زنى؟
تو براي من همسر خوبى هستى

795
00:58:25,274 --> 00:58:28,024
جدّى؟ اينو نمى دونم

796
00:58:28,122 --> 00:58:30,903
زندگى با من خيلى مشکله

797
00:58:31,001 --> 00:58:33,783
نه، مشکل نيست
راحت و آسونه، خيلى هم آسونه

798
00:58:33,881 --> 00:58:36,816
ازدواج ما موفقيت بزرگى بوده
اينو قبول ندارى؟

799
00:58:36,922 --> 00:58:40,086
ما خوشبخت هستيم، مگه نه؟
خيلى هم خوشبختيم

800
00:58:47,643 --> 00:58:49,847
اگه تو خودت رو خوشبخت نمي دونى

801
00:58:49,947 --> 00:58:52,849
بهتره بى جهت تظاهر نکنى

802
00:58:54,395 --> 00:58:56,217
من از اينجا مي رم

803
00:58:58,972 --> 00:59:00,882
براى چى جوابم رو نمي دى؟

804
00:59:03,132 --> 00:59:07,289
چطور مى تونم جوابت رو بدم
در حالى که خودمم جوابش رو نمى دونم؟

805
00:59:09,565 --> 00:59:12,467
حالا که مي گى خوشبختيم
پس بهتره حرفش رو هم نزنيم

806
00:59:12,573 --> 00:59:15,443
خوشبختى چيزيه که من هيچى ازش نمى دونم

807
00:59:21,278 --> 00:59:23,612
اوه، نگاه کن، اين

808
00:59:23,710 --> 00:59:26,328
اون موقعيه که دوربين رو گذاشتيم روى
اتوماتيک، يادته؟

809
00:59:39,057 --> 00:59:41,934
من براى انجام کارهاى مربوط به املاکم
به لندن مى روم

810
00:59:42,934 --> 00:59:45,853
و تا قبل ازغروب آفتاب بر نمى گردم

811
00:59:45,854 --> 00:59:50,649
بدون شک، اين دورى کوتاه از من براى تو
خوشايند خواهد بود، ماکسيم

812
01:00:18,410 --> 01:00:21,192
ببخشيد، مادام
کارى نداريد براتون انجام بدم؟

813
01:00:21,290 --> 01:00:23,876
نه، کارى ندارم
خيلى ممنونم هيلدا

814
01:00:23,978 --> 01:00:26,761
الان قهوه دومتون رو هم مي آرم مادام

815
01:00:50,285 --> 01:00:52,555
هيلدا
بله، مادام؟

816
01:00:52,653 --> 01:00:56,548
ازضلع غربي ساختمون
کسى استفاده مى کنه؟

817
01:00:56,654 --> 01:00:59,817
نه، مادام
بعداز مرگ خانوم دوينتر، خير

818
01:01:20,975 --> 01:01:22,495
بيا تو آقاى جک
ممکنه کسى شما رو ببينه

819
01:01:22,599 --> 01:01:24,021
دنى، از ديدنت خوشحال شدم

820
01:01:25,127 --> 01:01:27,997
مى دونيد
سخت تشنه شنيدن اخبار جديدم

821
01:01:29,803 --> 01:01:31,251
به نظر من
صحيح نبود بياين اينجا آقاى جک

822
01:01:31,752 --> 01:01:34,435
جاسپر، بيا اينجا
به نظرم مثل اينه که برگشتم به خونه خودم

823
01:01:34,536 --> 01:01:38,311
آروم تر آقاى جک
بله، بايد مواظب باشيم، تا سيندرلا متوجه نشه

824
01:01:38,408 --> 01:01:41,921
اون الان تو اتاق صبحگاه است
اگه از در باغ بريد بيرون شما رو نمي بينه

825
01:01:42,025 --> 01:01:46,466
با اين دزدکى راه رفتن
ياد قوم و خويش بىچاره ام مي افتم

826
01:01:46,569 --> 01:01:51,344
خب، خداحافظ دنى
خداحافظ آقاى جک، لطفاً احتياط کنيد

827
01:01:52,434 --> 01:01:56,144
آروم باش جاسپر

828
01:01:57,587 --> 01:02:00,402
دنبال من هستيد؟
اوه، اميدوارم شمارو نترسونده باشم؟

829
01:02:00,498 --> 01:02:03,313
نه، البته که نه
تو اين فکر بودم، اين صداى چيه

830
01:02:03,410 --> 01:02:07,917
صحيح، از ديدن من خوشحال شدى، پسر؟

831
01:02:08,019 --> 01:02:11,979
خوشبختم که هنوز تو خانواده يکى هست که
بازگشت من به مندرلى رو خوشامد بگه

832
01:02:13,266 --> 01:02:16,365
حال مکس عزيز ما چطوره؟

833
01:02:16,467 --> 01:02:18,606
خوبه، ممنونم

834
01:02:18,707 --> 01:02:22,286
شنيدم رفته به لندن و عروس قشنگش رو
تنها گذاشته

835
01:02:22,388 --> 01:02:24,210
کار بدى کرده

836
01:02:24,308 --> 01:02:27,886
نمى ترسه يه نفر بياد
شما رو با خودش برداره و ببره؟

837
01:02:29,781 --> 01:02:32,683
دني، تمام احتياط هاى تو بى فايده بود

838
01:02:32,788 --> 01:02:35,472
خانوم محترم خونه
پشت در مخفى شده بود

839
01:02:37,909 --> 01:02:41,357
نمى خواى منو به عروس خانوم معرفى کنى؟

840
01:02:41,461 --> 01:02:45,106
ايشون آقاى فاول هستن، مادام
خيلى خوشوقتم

841
01:02:46,550 --> 01:02:48,372
منم خوشوقتم

842
01:02:49,942 --> 01:02:51,212
ببينم، چاي ميل داريد؟

843
01:02:52,311 --> 01:02:54,285
واقعاً به نظر، اين دعوت لذّت بخش نيست؟

844
01:02:54,391 --> 01:02:57,839
ايشون منو به صرف چاى دعوت کردن دنى
نبايد اين دعوت رو بپذيرم؟

845
01:02:57,943 --> 01:03:01,936
اوه، بله، شايد حق با تو باشه
حيف شد، تازه داشتيم با هم آشنا مى شديم

846
01:03:02,039 --> 01:03:05,105
ما نبايد عروس جوون رو گمراه کنيم
درسته جاسپر؟

847
01:03:05,207 --> 01:03:08,371
خداحافظ
از ديدنتون خوشحال شدم

848
01:03:08,472 --> 01:03:11,571
اوه، مى خواستم خواهش کنم
اگه ممکنه

849
01:03:11,673 --> 01:03:14,640
راجع به اين برخورد کوتاه
چيزى به شوهرتون نگيد

850
01:03:14,745 --> 01:03:17,428
مي دونيد
اون، از من چندان دل خوشى نداره

851
01:03:17,529 --> 01:03:20,563
بسيارخوب
خيلى با شما خوش گذشت

852
01:03:20,665 --> 01:03:24,407
کاش منم يه عروس جوون تو خونه داشتم
که منتظرم مي موند

853
01:03:24,505 --> 01:03:27,669
ولى، من
فقط يه پير پسر مجرد و تنها هستم

854
01:03:27,769 --> 01:03:29,940
خدا نگهدار

855
01:03:30,041 --> 01:03:34,253
اوه، معرفى ما يه ايراد مختصر داشت
دنى به شما نگفته، اين طور نيست؟

856
01:03:35,017 --> 01:03:39,207
من پسر عموى ربکاي ناکام هستم

857
01:03:40,354 --> 01:03:42,209
خدا حافظ

858
01:05:33,764 --> 01:05:36,252
اينجا کارى داشتيد، مادام؟

859
01:05:42,212 --> 01:05:44,448
انتظار نداشتم شما رو ببينم
خانوم دانورز

860
01:05:44,548 --> 01:05:48,193
ديدم يه پنجره بازه
اومدم ببينم اگه مي شه اونو ببندم

861
01:05:48,293 --> 01:05:51,740
اين چه حرفيه؟
من پيش از رفتن، پنجره رو بستم

862
01:05:51,844 --> 01:05:54,976
شما اونو باز کرديد
اين طور نيست؟

863
01:05:55,076 --> 01:05:58,273
شما، همواره مى خواستيد اين اتاق رو ببينيد، مادام، نه؟

864
01:05:58,372 --> 01:06:00,860
چرا هيچ وقت از من نخواستيد،اينجا رو بهتون
نشون بدم؟

865
01:06:00,965 --> 01:06:03,747
من حاضر بودم هر روز که بخواهيد اين کارو بکنم

866
01:06:07,685 --> 01:06:09,857
اتاق قشنگيه، نيست؟

867
01:06:09,957 --> 01:06:12,413
قشنگ ترين اتاقى که در عمرتون ديديد

868
01:06:12,518 --> 01:06:15,388
همه چيز به وضعى که خانوم دوينتر
دوست داشتن، حفظ شده

869
01:06:15,494 --> 01:06:18,790
از اون شب آخر هيچ چىز دست نخورده

870
01:06:18,887 --> 01:06:21,221
بياييد، بياييد اتاق لباس هاش رو ببينيد

871
01:06:22,695 --> 01:06:25,444
لباس هاى اونو اينجا نگه مى داشتم

872
01:06:27,079 --> 01:06:29,829
ميل داريد لباساش رو ببينيد؟

873
01:06:40,488 --> 01:06:42,343
مي بينيد چه نرمه

874
01:06:42,440 --> 01:06:45,702
اين هديه کريسمس آقاى دوينتر بود

875
01:06:48,969 --> 01:06:52,198
ايشون تمام سال به همسر محبوبشون
هديه هاى گرانبها مى دادن

876
01:06:54,217 --> 01:06:56,901
زيرپوشاى ايشون رو اين طرف مى ذاشتم

877
01:06:59,211 --> 01:07:02,953
اين زيرپوشارو راهبه هاى صومعه خيابان کلر
مخصوص ايشون تهيه مى کردن

878
01:07:06,506 --> 01:07:09,506
من هميشه منتظرش  مى موندم
حتى اگر خيلى دير مي اومد

879
01:07:09,610 --> 01:07:12,709
گاهى باآقاى دوينتر
سحر به منزل برمى گشتن

880
01:07:15,338 --> 01:07:18,655
موقعى که لباساش رو در مي آورد
براى من از مهمونى شب گذشته تعريف مى کرد

881
01:07:18,763 --> 01:07:22,725
آدمهاى مهم رو مى شناخت
و همه دوستش داشتن

882
01:07:24,972 --> 01:07:27,274
وقتى حمام مى کرد

883
01:07:27,372 --> 01:07:30,820
مي رفت اتاق خواب
و جلوى ميز توالت مى نشست

884
01:07:40,621 --> 01:07:42,792
اوه، شما بُرسش رو جا به جا کرديد، نه؟

885
01:07:42,893 --> 01:07:45,992
بهتره اين جورى باشه
همون طور که هميشه مي ذاشت

886
01:07:46,094 --> 01:07:48,712
خيلى دوست داشت موهاش رو برس بکشم

887
01:07:48,814 --> 01:07:53,517
و من، همين جا، پشت سرش مى ايستادم
و گاهى، بيست دقيقه، موهاش رو برس مى کشيدم

888
01:07:53,614 --> 01:07:56,070
و بعد مي گفت

889
01:07:56,174 --> 01:07:59,524
شب بخير دنى
و به بستر مي رفت

890
01:08:07,728 --> 01:08:09,932
اين رو تختى رو
مخصوص ايشون گلابدوزى کردم

891
01:08:10,032 --> 01:08:12,203
و همين جا نگهش داشتم

892
01:08:19,856 --> 01:08:22,639
تا به حال چيزى به اين ظرافت ديديد؟

893
01:08:35,218 --> 01:08:38,633
نگاه کن، دستم از پشتش پيداست

894
01:08:59,507 --> 01:09:02,956
نمي شه تصور کرد که از بين ما رفته
اين طور نيست؟

895
01:09:03,060 --> 01:09:05,875
بعضى وقتها که تو راهروها راه مي رم

896
01:09:05,972 --> 01:09:08,427
فکر مى کنم
صداى پاش رو پشت سرم مى شنوم

897
01:09:08,532 --> 01:09:12,394
صداى پاى ظريف و سريعش رو
اين صدا رو محاله اشتباه کنم

898
01:09:12,501 --> 01:09:17,040
صدا فقط در اين اتاق نيست
در تمام اتاق هاى منزل هست

899
01:09:17,141 --> 01:09:19,410
حتى، الان هم مى تونم بشنوم

900
01:09:21,269 --> 01:09:24,052
شما اعتقاد به بازگشت مرده ها نداريد؟

901
01:09:24,149 --> 01:09:26,833
نه، من نمى تونم باور کنم

902
01:09:26,934 --> 01:09:31,635
بعضى وقتها فکر مى کنم به مندرلي برگشته

903
01:09:31,733 --> 01:09:34,733
که شما و آقاى دوينتر رو با هم ببينه

904
01:09:36,982 --> 01:09:41,804
خسته به نظر مي آييد
چرا همين جا کمي استراحت نمى کنيد

905
01:09:41,911 --> 01:09:44,366
صداى دريا رو مي شنويد؟

906
01:09:45,847 --> 01:09:48,335
چقدر آرامش بخشه

907
01:09:49,943 --> 01:09:51,766
گوش بديد

908
01:09:55,223 --> 01:09:57,046
گوش بديد

909
01:09:59,064 --> 01:10:01,104
به امواج گوش بديد

910
01:10:28,666 --> 01:10:31,601
به خانوم دانورز بگيد
مى خوام فوراً ايشون رو ببينم

911
01:10:42,153 --> 01:10:46,906
از آقاى جک فاول، دعوت مى شود در بالماسکه
که در مندرلى برگزار مى شود، شرکت نمايند

912
01:10:48,562 --> 01:10:50,169
ربکا
من خواهم آمد، جک

913
01:10:57,372 --> 01:10:59,860
با من کارى داشتيد، مادام؟

914
01:10:59,965 --> 01:11:02,070
بله، خانوم دانورز

915
01:11:02,172 --> 01:11:04,442
مى خواستم فوراً اين چيزها رو دور بريزيد

916
01:11:04,541 --> 01:11:06,428
ولى، اينها لوازم خانوم دوينتره

917
01:11:06,525 --> 01:11:09,591
حالا ديگه خانوم دوينتر من هستم

918
01:11:09,693 --> 01:11:12,595
بسيارخوب
ترتيبش رو مي دم

919
01:11:16,158 --> 01:11:18,645
لطفاً، يه لحظه صبر کنيد

920
01:11:20,670 --> 01:11:25,657
خانوم دانورز، من خيال ندارم درباره ملاقات
با آقاى فاول چيزى به آقاى دوينتربگم

921
01:11:25,758 --> 01:11:30,232
در واقع ترجيج مي دم تمام اتفاقات
امروز بعد ازظهر رو فراموش کنم

922
01:11:38,560 --> 01:11:41,015
اوه، ماکسيم، ماکسيم
تمام روز رو کجا بودى

923
01:11:41,120 --> 01:11:43,935
دارى خفه ام مى کنى
خوب، خوب، خوب،خوب

924
01:11:44,033 --> 01:11:46,716
بگو ببينم چه کار کردى؟
اوه، هيچى فقط فکر مى کردم

925
01:11:46,817 --> 01:11:50,134
به چي فکر مى کردى؟
بيا اينجا تا بهت بگم

926
01:11:51,553 --> 01:11:54,074
عزيزم، مي شه يه بار
مجلس رقص بال

927
01:11:54,177 --> 01:11:56,828
ترتيب بديم، درست مثل اون وقت ها؟

928
01:11:56,930 --> 01:11:59,351
الان؟
کى اين فکر رو به کله ات انداخته؟

929
01:11:59,457 --> 01:12:01,280
بئآتريس در گوشت خونده؟

930
01:12:01,378 --> 01:12:03,833
نه، نه
فقط فکر مى کنم بايد کارى بکنيم

931
01:12:03,937 --> 01:12:07,418
مردم حس کنن، مندرلى همون چيزيه
که هميشه بوده

932
01:12:09,250 --> 01:12:11,705
اوه، خواهش مى کنم عزيزم، مي شه؟

933
01:12:14,115 --> 01:12:16,254
مي دونى اين کار چقدر مشکله؟

934
01:12:16,354 --> 01:12:18,999
بايد از صدها مهمون پذيرايى کنيم
از تمام افراد مهم

935
01:12:19,099 --> 01:12:22,612
همين طور از جوونايى که از لندن مي آن
و اينجا رو تبديل به کاباره مى کنن

936
01:12:22,616 --> 01:12:24,721
اوه، آره، ولى عيبى نداره
خواهش مى کنم

937
01:12:24,824 --> 01:12:27,606
من هرگز مجلس بال نرفتم
ولى، مى دونم چه کار بايد کرد

938
01:12:27,704 --> 01:12:30,519
بهت قول مي دم از رفتارم شرمنده نشى

939
01:12:39,636 --> 01:12:41,611
بسيارخوب
اگه دوست دارى، مانعى نداره

940
01:12:41,717 --> 01:12:44,019
ولى، بذارخانوم دانورز بهت کمک کنه، باشه؟

941
01:12:44,117 --> 01:12:46,419
نه، نه
من به کمک خانوم دانورز احتياجى ندارم

942
01:12:46,517 --> 01:12:48,689
همه کارارو خودم مى کنم
بسيارخوب، عزيزم

943
01:12:48,789 --> 01:12:51,637
اوه، ممنونم عزيزم
ممنونم

944
01:12:52,734 --> 01:12:55,963
اوه، ببينم تو لباس چى مي پوشى؟
من، در اين برنامه ها، لباس بخصوصى نمى پوشم

945
01:12:56,062 --> 01:12:58,299
من کار ميزبانى رو انجام مي دم
اينم يه امتيازه

946
01:12:58,398 --> 01:13:01,181
تو چى مي پوشى؟ لباس آليس در سرزمين عجايب؟
با يه روبان دور سرت؟

947
01:13:01,279 --> 01:13:03,101
بهت نمي گم
در نظر دارم لباسى بپوشم که

948
01:13:03,199 --> 01:13:05,109
در تمام عمرت نديده نباشى

949
01:13:19,851 --> 01:13:21,404
بفرماييد

950
01:13:25,540 --> 01:13:27,995
رابرت، اين طرح ها رو در كتابخونه پيدا كرده، مادام

951
01:13:28,100 --> 01:13:30,555
خيال داشتيد بندازينش دور
بله، خانوم دانورز، همين طوره

952
01:13:30,661 --> 01:13:33,563
اينا طرح هايى است كه داشتم براى لباس
مجلس بال مى كشيدم

953
01:13:33,669 --> 01:13:35,643
آقاي دوينتر چيزى پيشنهاد نكردن؟

954
01:13:35,749 --> 01:13:38,466
نه، مى خوام غافگيرش كنم
نمي خوام از اين بابت چيزى بدونه

955
01:13:38,565 --> 01:13:43,549
راستش، فکر کردم از بين تابلوهاى خانوادگي
طرحى براى لباستون پيدا مى کنيد

956
01:13:43,621 --> 01:13:46,938
اوه، همون تابلوهايى که بالاى پله هاست؟
الان مي رم مى بينم

957
01:13:54,182 --> 01:13:57,925
مثلاً اين يکى رو نگاه کنيد
مثل اينکه درست براى شما دوخته شده

958
01:13:58,023 --> 01:14:00,162
مى تونيد از روش کپى برداريد

959
01:14:00,263 --> 01:14:04,126
شنيدم آقاى دوينتر به اين تابلو
از تمام تابلوها بيشتر علاقه دارن

960
01:14:04,231 --> 01:14:07,101
اين تابلوى خانوم ليدى کارولين دوينتر
جده بزرگ آقاست

961
01:14:07,207 --> 01:14:11,714
اوه، فکر بسيار خوبيه خانوم دانورز
خيلى ازتون ممنونم

962
01:14:37,450 --> 01:14:40,385
همه چيز مرتبه فريت؟
بله آقا، ممنونم

963
01:14:40,490 --> 01:14:44,003
معذرت مي خوام قربان
اين لباس، مثلاً لباس مدير مدرسه است؟

964
01:14:44,106 --> 01:14:46,408
اوه، نه، اين لباس فارغ التحصيليه

965
01:14:46,507 --> 01:14:50,085
لباس بسيار جالبيه، قربان
زياد هم گرون تموم نشده

966
01:14:51,187 --> 01:14:54,057
بله، غرض من هم از پوشيدنش همين بود

967
01:15:03,148 --> 01:15:05,930
شب بخير، رابرت
براى جشن بال هواى مناسبى نيست

968
01:15:06,028 --> 01:15:09,290
درسته، قربان
مِه زيادى تو جاده بود، خيلى هم سرد بود

969
01:15:09,389 --> 01:15:12,967
اوه، اين کلاه گيس خيلى تنگه
بايد يه آسپرين هم ضميمه اش مى کردم

970
01:15:13,069 --> 01:15:15,590
سلام، چى درست کرديد؟
آدم و حوا شديد؟

971
01:15:15,693 --> 01:15:18,410
اوه، ماکسيم مزخرف نگو
من در نقش پهلوون پنبه ام

972
01:15:18,509 --> 01:15:20,484
وزنه هاى من کجان؟
چه چيزى؟

973
01:15:20,589 --> 01:15:22,662
نکنه تو ماشين جا گذاشتيم؟
اوه، نه، اونا هاش

974
01:15:24,046 --> 01:15:26,413
تو زودتر اومدى پايين؟
برت کجاست؟

975
01:15:26,510 --> 01:15:29,642
اون لباسش رو به عنوان يه راز بزرگ نگه داشته
به من هم اجازه نمي ده به اتاقش برم

976
01:15:29,742 --> 01:15:31,630
اوه، چه دوست داشتنى

977
01:15:31,727 --> 01:15:33,898
من مي رم ببينم کمک نمى خواد

978
01:15:33,999 --> 01:15:36,617
منم مي رم سراغ مشروب
با اين لباس سرما نخورى؟

979
01:15:36,719 --> 01:15:39,752
مزخرف نگو، پشم خالصه

980
01:15:39,854 --> 01:15:42,822
معذرت مى خوام قربان
اينو فراموش کرديد

981
01:15:48,591 --> 01:15:51,723
منم عزيزم، بيسى
اومدم ببينم کمک نمى خواى

982
01:15:51,823 --> 01:15:55,119
اوه، خواهش مي کنم داخل نياييد
نمى خوام کسى لباسم رو ببينه

983
01:15:55,216 --> 01:15:57,605
اوه، خب، زياد که طولش نمي دى؟

984
01:15:57,713 --> 01:16:00,615
الان سر و کله مهمونا پيدا مي شه

985
01:16:00,720 --> 01:16:03,503
مطمئنى که اين بايد اينجا باشه؟
البته مادام، کاملاً درسته

986
01:16:03,601 --> 01:16:05,837
اوه، به نظرت جالب نيست؟
قطعاً همين طوره

987
01:16:05,937 --> 01:16:08,720
من، رقص بال در مندرلى رو زياد شنيدم
حالا، يکيش رو به چشم مي بينم

988
01:16:08,817 --> 01:16:11,239
مطمئنم لباس هيچ کس
به پاى لباس شما نمي رسه

989
01:16:11,346 --> 01:16:13,899
اينو جدّي مي گي؟
باد بزنم کجاست؟

990
01:16:14,001 --> 01:16:16,423
ببينم، مطمئنى که هيچ ايرادى نداره؟

991
01:16:16,530 --> 01:16:18,766
شما خيلى زيبا شديد

992
01:16:20,755 --> 01:16:22,795
خوبه، پس بيا اين طرف

993
01:17:21,239 --> 01:17:23,541
شب بخير آقاى دوينتر

994
01:17:29,048 --> 01:17:30,957
چه کار کردى ديوونه؟

995
01:17:31,064 --> 01:17:32,886
ربکا، اوه

996
01:17:32,984 --> 01:17:36,629
ولى، اين مثل لباس اون تابلويى است
که در راه پله هاست

997
01:17:39,065 --> 01:17:41,367
چى شده؟
مگه من چه کار کردم؟

998
01:17:41,464 --> 01:17:45,207
زود باش برو درش بيار
هرچى مى خواى بپوش غيرازاين

999
01:17:46,937 --> 01:17:50,287
چرا مثل مجسمه وايسادى؟
نشنيدى چى گفتم؟

1000
01:17:50,394 --> 01:17:52,761
آقاى جرج و ليدى مور

1001
01:17:52,858 --> 01:17:55,542
دادلى تنانت ادميرال و ليدى باربنک

1002
01:18:15,323 --> 01:18:18,639
وقتى مى رفتين پايين ديدمتون
همون طور که يک سال پيش اونو ديده بودم

1003
01:18:18,747 --> 01:18:21,081
حتى در لباس اون
باهاش قابل مقايسه نيستيد

1004
01:18:21,179 --> 01:18:23,383
تو مى دونستى
تو مى دونستى اين لباس رو اون پوشيده

1005
01:18:23,484 --> 01:18:26,102
با اين حال پيشنهاد کردى
منم اونو بپوشم

1006
01:18:26,204 --> 01:18:28,822
آخه چرا؟
چرا اين قدر از من نفرت دارى؟

1007
01:18:28,924 --> 01:18:30,899
تو سعى کردى جاى اونو بگيرى
شوهرش رو تصاحب کنى

1008
01:18:31,004 --> 01:18:32,827
من صورتش رو ديدم، چشمهاشو

1009
01:18:32,925 --> 01:18:34,997
اون نمى تونست
مرگ همسرش رو فراموش کنه

1010
01:18:35,101 --> 01:18:38,167
من صداى پاشو مى شنيدم
تمام شب رو قدم مي زد، بالا و پايين مى کرد

1011
01:18:38,269 --> 01:18:40,309
تمام شب رو به اون فکر مى کرد

1012
01:18:40,413 --> 01:18:43,480
و به خاطر از دست دادنش زجر مى کشيد
چون دوستش داشت

1013
01:18:43,581 --> 01:18:46,615
نمى خوام ديگه بشنوم
نمى خوام اينا رو بدونم

1014
01:18:46,718 --> 01:18:48,823
فکر کردى مي تونى خانوم دوينتر باشى

1015
01:18:48,926 --> 01:18:51,861
تو خونه اش زندگى کنى، پا جاى پاش بذارى
و اموال اونو تصاحب کنى

1016
01:18:51,966 --> 01:18:54,268
ولى، اون قوي تر از توئه
نمى تونى با اون بجنگى

1017
01:18:54,367 --> 01:18:56,756
هيچ کس نمى تونه بر اون غلبه کنه
هيچ کس، هيچ کس

1018
01:18:56,863 --> 01:18:59,732
اون، عاقبت شکست خورد
ولى، نه از يک مرد و يا يک زن

1019
01:18:59,839 --> 01:19:03,865
بلکه از دريا
اوه، بسه، کافيه، تمومش کن

1020
01:19:22,848 --> 01:19:26,591
شما اعصابتون ناراحته، مادام
من پنجره رو براتون باز کردم

1021
01:19:26,689 --> 01:19:29,438
بياييد يه خُرده هواى آزاد بخوريد

1022
01:19:42,210 --> 01:19:45,789
چرا از اينجا نمي ريد؟
چرا مندرلى رو ترک نمى کنىد؟

1023
01:19:45,890 --> 01:19:48,509
اون به شما احتياجى نداره

1024
01:19:48,610 --> 01:19:50,815
خاطراتش براش کافيه

1025
01:19:50,914 --> 01:19:54,078
اون، شمارو دوست نداره
مى خواد با خاطره زنش تنها باشه

1026
01:19:55,747 --> 01:19:58,301
شما هيچ دليلى براى موندن نداريد

1027
01:19:58,403 --> 01:20:01,786
در واقع
هيچ دليلى هم براى زنده موندن نداريد

1028
01:20:01,892 --> 01:20:05,885
به اون پايين نگاه کنيد
خيلى آسونه، مگه نه؟

1029
01:20:05,988 --> 01:20:08,606
چرا اين کارو نمى کنيد؟

1030
01:20:08,708 --> 01:20:10,683
چرا اين کارو نمى کنيد؟

1031
01:20:12,261 --> 01:20:16,123
برو ، برو

1032
01:20:16,229 --> 01:20:18,880
از هيچى نترس

1033
01:20:29,062 --> 01:20:33,314
يه کشتى صدمه ديده، خورده به صخره
شايدم به گل نشسته

1034
01:20:33,413 --> 01:20:37,210
شکسته، همه بياييد، خورده به سنگ
بياييد کمک کنيد

1035
01:20:37,318 --> 01:20:39,228
اوه، ماکسيم، ماکسيم

1036
01:20:39,334 --> 01:20:42,531
يه کشتى بفرستيد
همه بياييد، بياييد

1037
01:20:42,631 --> 01:20:45,052
ماکسيم، ماکسيم

1038
01:21:08,649 --> 01:21:10,536
اوه

1039
01:21:12,937 --> 01:21:16,101
بن، مي بيني؟
آقاى دوينتر کجاست؟

1040
01:21:16,202 --> 01:21:19,977
اون، برنمى گرده مگه نه؟
خودتون گفتيد

1041
01:21:20,074 --> 01:21:22,016
کى، بن؟
منظورت چيه؟

1042
01:21:22,122 --> 01:21:24,489
اون، همون خانوم خشگله

1043
01:21:37,100 --> 01:21:39,555
اوه، فرانک
تو، ماکسيم رو اينجاها نديدى؟

1044
01:21:39,659 --> 01:21:42,726
آخرين بار نيم ساعت پيش ديدمش
فکر کردم برگشته منزل

1045
01:21:42,828 --> 01:21:47,048
نه، اون برنگشته خونه
مى ترسم بلايى سرش اومده باشه

1046
01:21:47,083 --> 01:21:49,701
فرانک، چى شده؟
اتفاقى افتاده؟

1047
01:21:49,804 --> 01:21:52,193
حتماً يه چيزى شده

1048
01:21:52,300 --> 01:21:55,846
والا
غواصى که رفته بود زير کشتى رو نگاه کنه

1049
01:21:55,948 --> 01:21:57,771
به بدنه يه قايق ديگه بر خورده

1050
01:21:57,868 --> 01:21:59,691
يه قايق کوچک بادبانى

1051
01:22:01,036 --> 01:22:04,452
فرانک، منظورت اينه که
بله، اون قايق ربکاست

1052
01:22:06,861 --> 01:22:08,836
چطورى قايق رو شناخته؟

1053
01:22:08,942 --> 01:22:11,757
غواص، اهل همين جاست
فوراً اونو شناخته

1054
01:22:11,854 --> 01:22:14,636
حتماً، اين براى ماکسيم، خبر ناگواريه

1055
01:22:14,734 --> 01:22:17,417
بله، داغ گذشته رو تازه مي کنه

1056
01:22:17,518 --> 01:22:19,460
و شايدم شديدتراز پيش

1057
01:22:21,231 --> 01:22:23,402
چه لزومى داشت، قايق رو پيدا کنن؟

1058
01:22:23,503 --> 01:22:27,366
چرا نذاشتن براى هميشه
ته دريا به حال خودش بمونه؟

1059
01:22:28,975 --> 01:22:32,717
خب، من ديگه بايد برم
ترتيب صبحانه غواص ها رو بدم

1060
01:22:32,815 --> 01:22:36,012
خيلى خوب فرانک
منم مي رم دنبال ماکسيم

1061
01:23:09,882 --> 01:23:10,882
سلام

1062
01:23:10,994 --> 01:23:13,002
ماکسيم

1063
01:23:13,106 --> 01:23:15,408
تو اصلاً نخوابيدى

1064
01:23:17,171 --> 01:23:19,244
منو بخشيدى؟

1065
01:23:19,347 --> 01:23:22,861
تو رو بخشيدم؟
چرا، براى چى بايد تو رو ببخشم؟

1066
01:23:22,963 --> 01:23:26,477
براى اتفاق ديشب
براى حماقتم در مورد اون لباس

1067
01:23:26,579 --> 01:23:30,224
اوه، اون
من فراموش کرده بودم

1068
01:23:30,324 --> 01:23:32,746
خيلى از دستت عصبانى شده بودم، نه؟

1069
01:23:32,852 --> 01:23:34,707
اوهوم

1070
01:23:36,948 --> 01:23:39,599
ماکسيم
نمى تونيم همه چيز رو از اوّل شروع کنيم؟

1071
01:23:39,701 --> 01:23:43,630
من ازت توقع ندارم دوستم داشته باشى
توقع چيزاى محال رو ندارم

1072
01:23:43,733 --> 01:23:46,254
بذار دوست تو باشم، همدم تو

1073
01:23:46,358 --> 01:23:48,692
من، به همين راضى و خشنودم

1074
01:23:54,390 --> 01:23:57,074
تو منو بيش از حد دوست دارى
اين طور نيست؟

1075
01:24:01,079 --> 01:24:03,446
ولى، ديگه خيلى دير شده عزيزم

1076
01:24:05,047 --> 01:24:07,666
ما فرصت خوشبخت شدن رو از دست داديم

1077
01:24:07,767 --> 01:24:11,541
نه، ماکسيم، نه
بله، ديگه همه چىز تمام شده

1078
01:24:13,175 --> 01:24:15,444
اتفاقى که نبايد مى افتاد، افتاد

1079
01:24:15,543 --> 01:24:18,577
چيزى که من
هميشه ازش وحشت داشتم

1080
01:24:18,679 --> 01:24:20,534
هر شب و هر روز

1081
01:24:20,632 --> 01:24:23,185
ماکسيم، تو چى رو مى خواى به من بگى؟

1082
01:24:24,696 --> 01:24:27,379
ربکا پيروز شد

1083
01:24:29,273 --> 01:24:32,339
سايه اون در اين مدت، هميشه بين ما بود

1084
01:24:32,441 --> 01:24:34,350
و ما رو از همديگه جدا مى کرد

1085
01:24:35,705 --> 01:24:38,356
اون، خودش مى دونست
که اين طور مي شه

1086
01:24:38,457 --> 01:24:40,727
چى دارى مي گى؟

1087
01:24:40,825 --> 01:24:45,016
يه غواص فرستادن زير آب
اون، يه قايق ديگه پيدا کرده

1088
01:24:45,114 --> 01:24:48,343
بله، مى دونم، فرانک بهم گفت
قايق ربکا

1089
01:24:48,442 --> 01:24:51,574
اوه، مى دونم برات خيلى سخته
خيلى متأسفم

1090
01:24:51,674 --> 01:24:54,260
اون غواص، يه چيز ديگه هم پيدا کرده

1091
01:24:54,363 --> 01:24:57,330
يکى از دريچه ها رو شکسته
و به داخل کابين نگاه کرده

1092
01:24:58,684 --> 01:25:00,855
اونجا يه جسد ديده

1093
01:25:00,956 --> 01:25:02,996
پس اون، تنها نبوده

1094
01:25:03,099 --> 01:25:06,133
يه نفر ديگه هم اونجا بوده
و حالا تو مى خواى بفهمى اون شخص کى بوده

1095
01:25:06,236 --> 01:25:08,145
تو اينو مي خواى بدونى
اين طور نيست، ماکسيم؟

1096
01:25:08,252 --> 01:25:12,213
تو متوجه نيستى
کسى با اون نبوده

1097
01:25:12,317 --> 01:25:15,863
جسدى که در کابين قايق پيدا شده
جسد ربکاست

1098
01:25:17,373 --> 01:25:19,545
اوه

1099
01:25:19,645 --> 01:25:22,363
زنى که جسدش رو از دريا گرفتن

1100
01:25:22,461 --> 01:25:25,460
زنى که الان در مقبره خانوادگى ما دفنه

1101
01:25:25,565 --> 01:25:27,769
ربکا نيست

1102
01:25:27,869 --> 01:25:34,418
اون، جسد زني گمنام و ناشناسه
که هويتش رو تأييد کردم

1103
01:25:34,494 --> 01:25:38,869
در حالي که مى دونستم ربکا نيست

1104
01:25:38,974 --> 01:25:41,243
من به اونا دروغ گفتم

1105
01:25:43,326 --> 01:25:46,141
مى دونستم جسد ربکا کجاست

1106
01:25:46,239 --> 01:25:49,622
مى دونستم در کابين قايق
در اعماق درياست

1107
01:25:49,726 --> 01:25:51,865
از کجا مى دونستى ماکسيم؟

1108
01:25:51,967 --> 01:25:56,223
براى اينکه، خودم گذاشتمش اونجا

1109
01:26:03,840 --> 01:26:07,157
حالا مى تونى به چشمام نگاه کنى
و بگى که بازم دوستم دارى؟

1110
01:26:19,266 --> 01:26:22,430
ديدى؟ من حق داشتم

1111
01:26:24,514 --> 01:26:26,424
ديگه دير شده

1112
01:26:32,067 --> 01:26:35,035
نه، هنوز دير نشده
تو نبايد اينو بگى

1113
01:26:35,139 --> 01:26:37,560
من تو رو از هر کسى بيشتر دوست دارم

1114
01:26:37,667 --> 01:26:39,936
اوه، خواهش مي کنم، ماکسيم
خواهش مى کنم، منو ببوس

1115
01:26:40,035 --> 01:26:43,483
نه، ديگه فايده اى نداره
خيلى دير شده

1116
01:26:43,587 --> 01:26:45,889
ما نبايد همديگه رو از دست بديم

1117
01:26:45,987 --> 01:26:48,889
ما مى تونيم هميشه با هم باشيم
بدون هيچ رازى، هيچ سايه اى

1118
01:26:48,996 --> 01:26:51,844
و اين، فقط براى چند روزه و يا چند ساعت

1119
01:26:51,939 --> 01:26:54,078
ماکسيم ، چرا اينا رو قبلاً نگفتى؟

1120
01:26:54,180 --> 01:26:56,930
چند دفعه سعى کردم بهت بگم
ولى، تو رو هرگز به خودم نزديک نمى ديدم

1121
01:26:57,029 --> 01:27:00,542
چطور مى تونستيم به هم نزديک باشيم
وقتى تو مدام به ربکا فکر مى کردى؟

1122
01:27:00,644 --> 01:27:04,223
چطور مي تونستم چنين توقعى داشته باشم
چون مي دونستم، تو هنوز عاشق ربکا هستى؟

1123
01:27:05,765 --> 01:27:09,988
از چى دارى حرف مي زنى؟
منظورت چيه؟

1124
01:27:11,686 --> 01:27:15,843
هر وقت که بهم دست مي زدى
مى دونستم دارى با ربکا مقايسه ام مى کنى

1125
01:27:15,942 --> 01:27:20,382
هر وقت بهم نگاه مى کردى يا باهام
در باغ راه مي رفتي و حرف مي زدى

1126
01:27:20,486 --> 01:27:22,428
مى دونستم به خودت مي گى

1127
01:27:22,535 --> 01:27:25,601
اين کارو با ربکا هم کردم
درست مثل اون

1128
01:27:25,703 --> 01:27:27,525
اوه، حقيقت رو مي گم، نه؟

1129
01:27:27,623 --> 01:27:31,071
تو فکر کردى که من ربکا رو دوست دارم؟
اين طور فکر مى کردى؟

1130
01:27:33,768 --> 01:27:35,590
ازش متنفر بودم

1131
01:27:47,145 --> 01:27:49,567
اوه، من مجذوب اون شده بودم

1132
01:27:49,673 --> 01:27:52,160
اون، من رو هم مثل ديگران مسحور کرده بود

1133
01:27:52,264 --> 01:27:56,639
و وقتى با هم ازدواج کرديم
همه بهم گفتن خوشبخت ترين مرد روى زمينم

1134
01:27:59,497 --> 01:28:01,831
اون، بى نهايت زيبا بود

1135
01:28:01,929 --> 01:28:04,897
زن کاملى بود، و  چقدرشيرين

1136
01:28:05,001 --> 01:28:09,093
همه بهم مي گفتن که اون
سه خصلتى رو که هر همسرى بايد داشته باشه، داره

1137
01:28:09,193 --> 01:28:11,561
تربيت، ذکاوت و زيبايى

1138
01:28:11,658 --> 01:28:14,659
و من، اينو کاملاً باور کرده بودم

1139
01:28:16,170 --> 01:28:19,072
ولى، حتى يک لحظه هم با اون خوشبخت نبودم

1140
01:28:19,179 --> 01:28:21,765
اون، قدرت دوست داشتن رو نداشت

1141
01:28:21,867 --> 01:28:25,163
يا مهربانى، يا پاک بودن

1142
01:28:26,572 --> 01:28:29,539
دوستش نداشتى؟
دوستش نداشتى؟

1143
01:28:29,644 --> 01:28:34,020
اون صخره ها رو يادته
که اوّلين بار در مونت کارلو منو برفرازش ديدى؟

1144
01:28:34,124 --> 01:28:37,354
خب، من و ربکا
ماه عسلمون رو اونجا گذرونديم

1145
01:28:37,452 --> 01:28:40,005
همون جا به ماهيتش  پى بردم

1146
01:28:40,109 --> 01:28:42,826
درست، چهار روز بعد از ازدواجمون

1147
01:28:42,925 --> 01:28:45,314
اونجا ايستاده بود و مى خنديد

1148
01:28:45,421 --> 01:28:47,810
در حالى که باد با موهاش بازى مى کرد

1149
01:28:47,917 --> 01:28:50,787
همه چيز رو راجع به خودش گفت

1150
01:28:50,894 --> 01:28:52,803
همه چيز رو

1151
01:28:54,702 --> 01:28:57,702
چيزايى که من هرگز به کسى نمى گم

1152
01:28:57,806 --> 01:28:59,716
مى خواستم بکشمش

1153
01:28:59,822 --> 01:29:02,539
اون موقع اين کار آسون بود
تو پرتگاه، يادته؟

1154
01:29:04,558 --> 01:29:08,650
همون جا که من تو رو ترسوندم
فکر کردى من ديوونه ام

1155
01:29:08,751 --> 01:29:12,046
شايدم بودم
شايد واقعاً ديوونه ام

1156
01:29:13,551 --> 01:29:16,617
براى زندگى در کنار يک ابليس
بايد عاقل بود؟

1157
01:29:19,759 --> 01:29:22,280
اون بهم گفت
من با تو يه قرارى مى ذارم

1158
01:29:22,384 --> 01:29:25,799
اگه بخواى چهار روز بعد ازدواجمون منو طلاق بدى
برات مايه رسوايى مي شه

1159
01:29:25,904 --> 01:29:29,384
بنابراين، من نقش يک همسر وفادار و بانوى
مندرلى رو بازى مى کنم

1160
01:29:29,488 --> 01:29:32,358
مندرلى رو
معروف ترين قصر اعيانى انگلستان مى کنم

1161
01:29:32,464 --> 01:29:34,569
و اونايى که به ديدن ما مي آن

1162
01:29:34,673 --> 01:29:37,488
به ما غبطه بخورن و بگن، ما خوشبخت ترين
و شادترين زوج اين کشور هستيم

1163
01:29:39,217 --> 01:29:42,251
چه نمايش بامزّه و قشنگى
چه پيروزي بزرگى

1164
01:29:46,738 --> 01:29:50,666
من نبايد پيشنهاد کثيفش رو قبول مى کردم
ولى، پذيرفتم

1165
01:29:52,307 --> 01:29:56,300
در اون موقع، جوونتر بودم
و به آبروى خانوادگي ام سخت حساسيت داشتم

1166
01:29:56,403 --> 01:29:59,600
آبروى خانوادگى

1167
01:29:59,700 --> 01:30:01,522
اون مى دونست
من حاضرم همه چيزم رو فدا کنم

1168
01:30:01,620 --> 01:30:03,529
ولى، از دادگاه تقاضاى طلاق نکنم

1169
01:30:03,636 --> 01:30:06,800
و نگم ازدواج ما يه فريب کثيف بود

1170
01:30:08,980 --> 01:30:12,559
تو هم حالا از من تنفر دارى؟
اونقدر که خودم از خودم نفرت دارم

1171
01:30:12,660 --> 01:30:17,548
ولى، تو نمى تونى بفهمى که من چه احساسى داشتم
مى تونى؟

1172
01:30:19,155 --> 01:30:21,873
البته که مى تونم بفهمم، عزيزم
البته که مى تونم

1173
01:30:24,245 --> 01:30:27,441
من قرارمون رو حفظ کردم
اونم ظاهراً سر قولش موند

1174
01:30:27,541 --> 01:30:29,930
و نقش خودش رو خيلى عالى بازى کرد

1175
01:30:30,037 --> 01:30:32,819
ولى، بعد از مدتى، ظاهر سازى رو کنار گذاشت

1176
01:30:32,917 --> 01:30:36,114
يه آپارتمان در لندن اجاره کرد
و گاهى چندين روز در اونجا مى موند

1177
01:30:36,214 --> 01:30:38,734
بعد، شروع کرد به آوردن دوستاش به اينجا

1178
01:30:38,838 --> 01:30:43,344
من بهش اخطار کردم
ولى، اون، شونه بالا انداخت و گفت: به تو مربوط نيست

1179
01:30:43,446 --> 01:30:47,920
حتى به سراغ فرانک هم رفت
فرانک بىچاره وفادار

1180
01:30:48,022 --> 01:30:51,798
بعد پاى پسر عموش به ميان اومد
مردى به اسم فاول

1181
01:30:51,895 --> 01:30:55,157
آره، اونو مى شناسم
روزى که تو به لندن رفته بودى، اومد اينجا

1182
01:30:55,255 --> 01:30:57,644
پس چرا به من نگفتى؟

1183
01:30:57,752 --> 01:31:02,771
نخواستم بگم
چون فکر کردم تو رو به ياد ربکا مى اندازه

1184
01:31:02,872 --> 01:31:06,068
به ياد اون

1185
01:31:06,168 --> 01:31:09,136
مگه مي شه از يادش غافل باشم

1186
01:31:09,240 --> 01:31:14,797
وقتى اين موضوع رو فهميدم، بهش گفتم

1187
01:31:14,873 --> 01:31:17,688
اگه فاول رو اينجا ببينم، هر دوتون رو مى کشم

1188
01:31:17,785 --> 01:31:21,909
يک شب فهميدم
که بى سر و صدا از لندن برگشته

1189
01:31:22,010 --> 01:31:23,898
فکر کردم فاول هم همراهشه

1190
01:31:23,994 --> 01:31:28,631
و در اون موقع، حس کردم که ديگه نمي تونم
اين زندگى پر از ننگ و کثافت رو تحمل کنم

1191
01:31:30,170 --> 01:31:34,032
تصميم گرفتم به اينجا بيام
و حساب هردوشون رو يکسره کنم

1192
01:31:35,994 --> 01:31:37,849
ولى، اون تنها بود

1193
01:31:37,946 --> 01:31:40,696
مثل اينکه انتظار فاول رو مى کشيد
امّا، اون نيومد

1194
01:31:40,795 --> 01:31:42,867
روى اون کاناپه دراز کشيده بود

1195
01:31:42,971 --> 01:31:46,135
يه زير سيگارى بزرگ
پر از ته سيگارهم جلوش بود

1196
01:31:46,235 --> 01:31:49,137
به نظر مريض مي اومد
عجيب بود

1197
01:31:49,244 --> 01:31:51,480
يه دفعه از جاش بلند شد

1198
01:31:51,579 --> 01:31:54,165
و راه افتاد و اومد به طرف من

1199
01:31:54,268 --> 01:31:56,340
و گفت: وقتى بچه دار بشم

1200
01:31:56,444 --> 01:31:59,379
نه تو و نه هيچ کس ديگه
نمى تونه ثابت کنه که بچه مال تو نيست

1201
01:31:59,484 --> 01:32:03,707
مگه، هميشه نمى خواستي وارثى
براى مندرلى عزيزت داشته باشى؟

1202
01:32:03,804 --> 01:32:05,627
بعد شروع کرد به خنديدن

1203
01:32:05,724 --> 01:32:08,986
چقدر خنده داره، واقعاً خنده داره

1204
01:32:09,085 --> 01:32:12,119
من همون طور که همسر کاملى بودم
مادر کاملى هم مي شم

1205
01:32:12,221 --> 01:32:14,164
و هيچ کس هم نمي فهمه

1206
01:32:14,269 --> 01:32:16,571
و تو، حتماً غرق در هيجان مي شى، ماکسى

1207
01:32:16,670 --> 01:32:19,256
از اينکه مي بينى
پسر من روز به روز بزرگتر مي شه

1208
01:32:19,358 --> 01:32:23,068
و وقتى تو مُردى
مندرلى و تمام املاکت رو به ارث مي بره

1209
01:32:23,166 --> 01:32:26,134
اون، رو به روى من ايستاده بود

1210
01:32:26,238 --> 01:32:28,627
در يک دستش سيگار بود

1211
01:32:28,735 --> 01:32:31,418
و دست ديگرش در جيبش

1212
01:32:31,519 --> 01:32:33,658
به من پوزخند زد و گفت

1213
01:32:33,760 --> 01:32:37,338
خب، ماکس
خيال دارى در اين مورد چه کار کنى؟

1214
01:32:39,008 --> 01:32:41,561
دلت نمى خواد منو بکشى؟

1215
01:32:43,232 --> 01:32:45,533
مثل اينکه براى يه لحظه ديوونه شدم

1216
01:32:47,167 --> 01:32:49,371
يادم مي آد که زدمش

1217
01:32:52,800 --> 01:32:55,451
اون، همون جور زل زده بود به من

1218
01:32:55,552 --> 01:32:58,400
قيافه پيروزمندانه اى داشت

1219
01:33:00,033 --> 01:33:03,928
باز، دوباره
با لبخند اومد به طرف من

1220
01:33:04,034 --> 01:33:06,522
يه دفعه ليز خورد و افتاد

1221
01:33:11,938 --> 01:33:16,248
اوّل نگاهش کردم و وقتى ديدمش
انگار، قرن ها بود که کف اتاق افتاده بود

1222
01:33:16,355 --> 01:33:20,828
سرش خورده بود به يکى از لنگرهاى
کشتى که اينجا بود

1223
01:33:22,915 --> 01:33:26,658
يادمه، نمي دونم
چرا هنوز داشت لبخند مي زد

1224
01:33:26,755 --> 01:33:28,795
همون موقع فهميدم که مرده

1225
01:33:28,899 --> 01:33:31,834
ولى، تو که اونو نکشتى
اين يه اتفاق بوده

1226
01:33:31,940 --> 01:33:36,163
کى حرفم رو باور مى کرد؟
داشتم ديوونه مى شدم

1227
01:33:36,260 --> 01:33:39,708
فقط مى دونستم که بايد يه کارى بکنم
هر کارى که بشه

1228
01:33:39,812 --> 01:33:42,747
جسدش رو بردم به قايق

1229
01:33:42,853 --> 01:33:46,595
شب تاريکى بود
بدون مهتاب

1230
01:33:46,693 --> 01:33:49,060
جسد رو گذاشتم توى کابين

1231
01:33:49,158 --> 01:33:51,744
وقتى که قايق کاملاً از ساحل دور شد

1232
01:33:51,845 --> 01:33:54,628
با يه ديلم
چندين بار کف قايق رو سوراخ کردم

1233
01:33:54,726 --> 01:33:57,889
بعد، زيرآب ها رو هم باز کردم تا آب
تندتر وارد قايق بشه

1234
01:33:57,989 --> 01:34:00,924
سپس، پريدم توى کلک و از قايق دور شدم

1235
01:34:01,030 --> 01:34:05,471
و ديدم که قايق يک ور شد و رفت ته دريا

1236
01:34:07,878 --> 01:34:10,944
و من، خودم رو به ساحل رسوندم

1237
01:34:11,046 --> 01:34:13,567
بارون شروع شد

1238
01:34:13,670 --> 01:34:16,223
ماکسيم، کسى اين ماجرا رو مى دونه؟

1239
01:34:16,327 --> 01:34:18,848
نه، نه
جز من و تو هيچ کس نمى دونه

1240
01:34:20,295 --> 01:34:22,150
بايد بازم دروغ بگى

1241
01:34:22,248 --> 01:34:25,248
بايد بگي
جسد کسي است که در عمرت نديدىش

1242
01:34:25,352 --> 01:34:27,261
نه، اونا حتماً مي شناسنش

1243
01:34:27,368 --> 01:34:30,215
به وسيله حلقه و دستبندى که
هميشه در دست داشت

1244
01:34:30,312 --> 01:34:34,786
وقتى هويتش رو تشخيص بدن
به ياد جسد اون زن ديگه ميفتن

1245
01:34:34,888 --> 01:34:38,020
زنى که تو قبرستان ما مدفونه

1246
01:34:38,121 --> 01:34:40,260
اگه بفهمن اين جسد ربکاست

1247
01:34:40,361 --> 01:34:43,427
مي تونى بگى
در تشخيص اون جسد اشتباه کردى

1248
01:34:43,529 --> 01:34:46,311
و در اون موقع
از شدت ناراحتى درست نگاهش نکردى

1249
01:34:46,409 --> 01:34:48,482
ربکا، مُرده
اينو بايد به خاطر داشته باشى

1250
01:34:48,585 --> 01:34:50,495
ربکا، مُرده
نمي تونه حرف بزنه

1251
01:34:50,603 --> 01:34:52,741
نمى تونه شهادت بده
ديگه نمى  به تو آزار برسونه

1252
01:34:52,842 --> 01:34:55,712
فقط ما دو تا هستيم که جريان مرگ
اونو مي دونيم، ماکسيم، تو و من

1253
01:34:55,818 --> 01:34:59,114
يک دفعه بهت گفتم که ازدواج من با تو
يک نوع خود خواهى بوده

1254
01:34:59,211 --> 01:35:01,993
حالا مي تونى بفهمى

1255
01:35:02,091 --> 01:35:04,873
دوستت دارم، عزيزم

1256
01:35:04,971 --> 01:35:06,979
هميشه هم دوستت خواهم داشت

1257
01:35:07,083 --> 01:35:11,752
من، در تمام اين مدت مى دونستم
که ربکا، سرانجام پيروز مي شه

1258
01:35:11,851 --> 01:35:14,055
نه،نه، اون پيروز نشده

1259
01:35:14,155 --> 01:35:17,504
با همه اتفاقاتى که افتاده
اون پيروز نشده

1260
01:35:30,765 --> 01:35:33,034
الو؟ ال

1261
01:35:34,317 --> 01:35:37,666
الو، فرانک
سلام فرانک، بله

1262
01:35:37,773 --> 01:35:40,195
کى؟ سرهنگ جوليان؟

1263
01:35:40,302 --> 01:35:44,263
بسيارخوب، بهش بگو به محض اينکه
بتونم به ديدنش مي آم

1264
01:35:44,366 --> 01:35:47,782
چى؟ آها

1265
01:35:47,887 --> 01:35:52,589
خب، بگو در موردش صحبت مى کنيم
وقتى کاملاً مطمئن شديم

1266
01:35:56,207 --> 01:35:58,378
چه اتفاقى افتاده؟

1267
01:35:58,479 --> 01:36:03,019
سرهنگ جوليان زنگ زده
اون رييس پليس اين ناحيه است

1268
01:36:03,119 --> 01:36:06,349
وقتى جسد رو تو سردخونه ديده

1269
01:36:06,449 --> 01:36:12,645
حالا مي خواد بدونه که آيا ممکنه من درتشخيص
هويت جسد قبلى اشتباه کردم يا نه

1270
01:36:31,794 --> 01:36:35,787
خب، سرهنگ جوليان، من ظاهراً در
تشخيص هويت جسد قبلى اشتباه کردم

1271
01:36:35,890 --> 01:36:38,640
اشتباه در چنين شرايطى کاملاً طبيعى است

1272
01:36:38,738 --> 01:36:41,869
گذشته از اين، در اون موقع، حالت خوب نبوده
من، کاملاً حالم خوب بوده

1273
01:36:41,971 --> 01:36:43,946
خب، حالا خودت رو ناراحت نکن ماکسيم

1274
01:36:44,050 --> 01:36:46,603
هيچ کس نمي تونه
تو رو در مورد اين اشتباه ملامت کنه

1275
01:36:46,707 --> 01:36:50,286
فقط جاى تأسفه که دوباره اين جريان
رو بايد از اوّل طى کنيم

1276
01:36:50,387 --> 01:36:53,290
منظورتون چيه؟
اوه، البته بايد بازرسى صورت بگيره

1277
01:36:53,395 --> 01:36:56,046
همون تشريفات ادارى معمولى
اوه

1278
01:36:56,148 --> 01:36:59,181
کاش مي شد اين کارو بى سر و صدا انجام داد
ولى، متأسفانه غير ممکنه

1279
01:36:59,284 --> 01:37:01,586
بله، غير ممکنه

1280
01:37:01,684 --> 01:37:04,270
تصور مى کنم خانوم دوينتر
رفته پايين چيزى بياره

1281
01:37:04,372 --> 01:37:07,504
و در حالى که کسى پشت سکان نبوده
باد قايق رو برگردونده

1282
01:37:07,605 --> 01:37:10,671
فکر مى کنم جواب معما همين باشه
نظر تو چيه کراولى؟

1283
01:37:10,774 --> 01:37:13,872
اوه، بله، شايد درِ کابين قفل شده
و اون نتونسته برگرده روى عرشه

1284
01:37:13,973 --> 01:37:18,193
بله، تب، اون قايق سازه هم
يه همين نتيجه رسيده

1285
01:37:18,326 --> 01:37:20,660
چطور؟
مگه اون از اين بابت چىزي مي دونه؟

1286
01:37:20,758 --> 01:37:22,700
اون، داره قايق رو بررسى مي کنه

1287
01:37:22,806 --> 01:37:24,715
البته، مي دوني که اين يه کار تشريفاتيه

1288
01:37:24,822 --> 01:37:28,467
من، فردا در جلسه بازپرسى هستم، ماکسيم
البته، بطور غير رسمى

1289
01:37:28,566 --> 01:37:31,436
يعد از اون
بايد بريم گلف بازى بکنيم، موافقى؟

1290
01:37:31,543 --> 01:37:33,583
بله
خدا حافظ

1291
01:37:45,336 --> 01:37:47,475
روزنامه هاى عصر رو آوردم، مادام

1292
01:37:47,575 --> 01:37:49,714
ميل داريد اونارو ببينيد؟
نه، ممنونم فريت

1293
01:37:49,816 --> 01:37:52,369
بهتره، روزنامه ها رو آقاى دوينتر هم نبينن

1294
01:37:52,472 --> 01:37:55,636
متوجه ام مادام، اجازه بديد بگم
همه ما از اين اتفاق واقعاً ناراحتيم

1295
01:37:55,737 --> 01:37:59,315
ممنونم، فريت
با اين خبر، ضربه شديدى به خانوم دانورز وارد شده

1296
01:37:59,417 --> 01:38:01,806
بله، حدس مي زدم که ناراحت بشه

1297
01:38:01,912 --> 01:38:04,563
گويا قراره يک بازرسى هم صورت بگيره، مادام، درسته؟

1298
01:38:04,665 --> 01:38:07,120
بله، فريت
البته، جنبه تشريفاتى داره

1299
01:38:07,225 --> 01:38:09,592
البته، مادام
من مى خواستم بگم

1300
01:38:09,690 --> 01:38:12,440
از هر کدوم ما بخوان
که در اين مورد شهادت بديم

1301
01:38:12,538 --> 01:38:15,604
من به شخصه، براى کمک به خانواده
از هيچ کارى فروگذار نمى کنم

1302
01:38:15,706 --> 01:38:19,416
ممنونم فريت، مطمئنم آقاى دوينتر
ازشنيدن اين موضوع خيلى خوشحال مي شن

1303
01:38:19,514 --> 01:38:22,417
ولى، فکر نمى کنم احتياجى به کمک شما باشه

1304
01:38:34,876 --> 01:38:36,698
ماکسيم

1305
01:38:37,756 --> 01:38:39,644
سلام، عزيزم

1306
01:38:39,740 --> 01:38:44,116
ماکسيم، من نگرانم
نمى دونم در بازپرسى فردا چه کار مى کنى

1307
01:38:44,221 --> 01:38:46,108
منظورت چيه؟

1308
01:38:46,205 --> 01:38:50,962
مى ترسم يه وقت از کوره در برى
قول بده نذارى عصبانيت کنن؟

1309
01:38:51,100 --> 01:38:53,402
خيلى خوب عزيزم، قول مي دم

1310
01:38:53,501 --> 01:38:56,916
قول بده هر چى ازت سوال کردن
عصبانى نشى

1311
01:38:57,021 --> 01:38:59,290
نگران نباش، عزيزم

1312
01:38:59,389 --> 01:39:02,040
اونا که فوراً نمى تونن کارى بکنن
مى تونن؟

1313
01:39:02,142 --> 01:39:03,964
نه

1314
01:39:04,062 --> 01:39:07,477
پس يه کم ديگه هم مى تونيم با هم باشيم؟
آره

1315
01:39:07,582 --> 01:39:10,844
منم مى خوام در بازپرسى حاضر باشم

1316
01:39:10,942 --> 01:39:12,469
ترجيح مي دم تو نياى، عزيزم

1317
01:39:12,574 --> 01:39:14,549
ولى، من طاقت نمى يارم، اينجا بمونم

1318
01:39:14,655 --> 01:39:17,404
بهت قول مي دم هيچ دردسرى ايجاد نکنم

1319
01:39:17,503 --> 01:39:20,886
من بايد کنار تو باشم هر اتفاقى که بيفته

1320
01:39:20,991 --> 01:39:23,806
ما نبايد يه لحظه هم از هم جدا بشيم

1321
01:39:23,904 --> 01:39:25,726
بسيارخوب، عزيزم

1322
01:39:27,744 --> 01:39:30,973
من اهميتى به اين جريان نمي دم
فقط  نگران تو هستم

1323
01:39:31,072 --> 01:39:34,007
نمى تونم فراموش کنم تو چقدر ناراحتى

1324
01:39:34,113 --> 01:39:37,462
من از ديشب تا به حال فقط به فکر تو بودم

1325
01:39:37,568 --> 01:39:40,635
اوه

1326
01:39:40,737 --> 01:39:43,072
اون حالتت هم از بين رفت

1327
01:39:43,170 --> 01:39:47,959
اون، حالت شاداب و سرگشته
که اين قدر دوست داشتم

1328
01:39:48,066 --> 01:39:49,953
و ديگه هم بر نمى گرده

1329
01:39:51,170 --> 01:39:54,269
وقتى قضيه ربکا رو برات گفتم
براي هميشه

1330
01:39:54,370 --> 01:39:56,759
اين حالتت رو کُشتم

1331
01:39:56,867 --> 01:39:59,649
در ظرف چند ساعت

1332
01:39:59,747 --> 01:40:02,136
چندين سال پير شدى

1333
01:40:03,523 --> 01:40:06,305
اوه، دوستت دارم ماکسيم

1334
01:40:30,821 --> 01:40:32,731
اسمش بلک جک بردى بود

1335
01:40:32,837 --> 01:40:35,259
بزرگترين تبهکارى
که تا حالا دستگير کردم

1336
01:40:35,365 --> 01:40:37,569
قضيه تقريباً مربوط به دو سال پيشه

1337
01:40:37,669 --> 01:40:39,492
البته، هيچ شکى در موردش وجود نداشت

1338
01:40:39,589 --> 01:40:41,891
يک ماه، بعد از اينکه دستگير شد
به دارش زدن

1339
01:40:41,990 --> 01:40:44,227
هى، يه دقيقه صبر کنيد

1340
01:40:44,326 --> 01:40:46,562
الان اون قايقران، بن، رو احضار کردن

1341
01:40:46,662 --> 01:40:49,379
تو خانوم دوينتر مرحوم رو يادت مى ياد؟

1342
01:40:49,478 --> 01:40:51,715
اون رفته
بله، اينو مى دونيم

1343
01:40:51,814 --> 01:40:54,368
اون رفت به دريا
دريا اونو گرفت

1344
01:40:54,471 --> 01:40:57,155
درسته، درسته
حالا بگو ببينم

1345
01:40:57,255 --> 01:41:00,133
در شبى که اون به دريا رفت
تو در ساحل بودى يا نه؟

1346
01:41:00,135 --> 01:41:02,339
هان؟
تو در ساحل بودى

1347
01:41:02,440 --> 01:41:05,222
شبى که اون به دريا رفت
شبى که ديگه برنگشت؟

1348
01:41:05,320 --> 01:41:09,249
من هيچى نديدم
من دلم نمى خواد برم تيمارستان

1349
01:41:09,352 --> 01:41:11,524
اونجا آدم رو خيلى اذيت مى کنن

1350
01:41:11,624 --> 01:41:13,861
نترس
کسى نمى خواد تو رو بفرسته تيمارستان

1351
01:41:13,961 --> 01:41:16,383
ما فقط مى خوايم تعريف کنى
اون شب چى ديدى

1352
01:41:16,489 --> 01:41:18,015
من هيچى نديدم

1353
01:41:18,119 --> 01:41:22,495
بسه، بسه، تو اون شب نديدى
خانوم دوينتر سوار قايقش بشه؟

1354
01:41:22,601 --> 01:41:27,686
من هيچى نديدم
من دلم نمى خواد برم تيمارستان

1355
01:41:30,793 --> 01:41:33,030
خيلي خوب، مى تونى برى
ها؟

1356
01:41:33,129 --> 01:41:35,682
تو ديگه مى تونى برى

1357
01:41:35,786 --> 01:41:39,463
آقاى تب، مي شه لطفاً بياييد جلو؟

1358
01:41:42,571 --> 01:41:46,597
قسم مى خوريد که حقيقت رو بگيد
حقيقت محض رو و جزحقيقت چيزى نگيد؟

1359
01:41:46,699 --> 01:41:49,449
قسم مى خورم

1360
01:41:49,547 --> 01:41:53,126
خانوم دوينتر فقيد معمولا کاراى تعميراتى
قايقشون رو به شما مى سپردن؟

1361
01:41:53,227 --> 01:41:54,879
بله، درسته
هيچ يادتون مي آد

1362
01:41:54,979 --> 01:41:57,598
ايشون در اين مدت با قايق تصادف کرده باشن؟
خير، قربان

1363
01:41:57,699 --> 01:41:59,522
اغلب مى گفتم: خانوم دوينتر
يه دريانورد مادر زاده

1364
01:41:59,620 --> 01:42:02,271
حالا بگيد ببينم، اگر موقعى که خانوم دوينتر
به پايين قايق رفته

1365
01:42:02,372 --> 01:42:04,227
ناگهان طوفان شده باشه

1366
01:42:04,324 --> 01:42:07,041
آيا طوفان مي تونه قايق رو واژگون کنه؟

1367
01:42:07,141 --> 01:42:10,207
معذرت مي خوام، قربان
قضيه به اين سادگي ها نيست

1368
01:42:10,309 --> 01:42:13,473
منظورتون چيه، آقاى تب؟
منظورم دريچه هاى زيرابه

1369
01:42:13,573 --> 01:42:15,646
دريچه هاى زيراب ديگه چيه؟
زيراب

1370
01:42:15,749 --> 01:42:20,321
خب، زيراب، دريچه هايى است در کف
که آب قايق رو خالى مي کنه

1371
01:42:20,422 --> 01:42:24,678
ولى، وقتى قايق در درياست
اونا بايد بسته باشن

1372
01:42:24,775 --> 01:42:26,302
خب

1373
01:42:26,406 --> 01:42:29,603
ديروز که من قايق رو وارسى مى کردم
زيراب ها باز بود

1374
01:42:29,703 --> 01:42:32,702
چه نتيجه اى مى خوايد بگيريد؟
فقط يه چيز

1375
01:42:32,806 --> 01:42:36,516
با اين کار، قايق پر از آب و غرق شده

1376
01:42:36,614 --> 01:42:39,963
يعنى مى خوايد بگيد
مى خوام بگم، قايق اصلاً واژگون نشده

1377
01:42:40,071 --> 01:42:42,754
مي دونم اين حرف واقعاً باور نکردنيه،قربان

1378
01:42:42,855 --> 01:42:46,019
ولي، قايق رو مخصوصاً غرق کردن

1379
01:42:48,103 --> 01:42:51,333
بعد هم موضوع سوراخ هاست
کدوم سوراخ ها؟

1380
01:42:51,432 --> 01:42:54,149
سوراخ هاى کف قايق
شما از چى حرف مي زنيد؟

1381
01:42:54,248 --> 01:42:57,597
البته، اين قايق
نزديک يک سال هست که زيرآب بوده

1382
01:42:57,704 --> 01:43:00,771
و جزر و مد، مرتب اونو به صخره ها زده

1383
01:43:00,872 --> 01:43:04,767
ولى، به عقيده من
سوراخ ها رو از داخل قايق ايجاد کرده بودن

1384
01:43:06,537 --> 01:43:09,287
يعنى ايشون عمداً اين کار رو کرده بوده؟

1385
01:43:09,386 --> 01:43:13,096
بله، شايد اين کار عمدى بوده
البته، بدون اطلاع خانوم دوينتر

1386
01:43:15,114 --> 01:43:17,961
گويا، شما خانوم دوينتر رو
خيلى خوب مى شناختيد؟

1387
01:43:18,058 --> 01:43:21,287
اوه، بله، به نظر شما ممکنه
ا يشون خودکشى کرده باشه؟

1388
01:43:21,386 --> 01:43:24,289
نه، چنين چيزى غير ممکنه
ولى، به ظاهر نمي شه قضاوت کرد

1389
01:43:24,895 --> 01:43:26,448
شما مى تونيد بريد آقاى تب

1390
01:43:28,703 --> 01:43:31,070
آقاى دوينتر، لطفاً

1391
01:43:39,848 --> 01:43:42,696
عذر مى خوام که دوباره
شما رو براى بازپرسى احضار مى کنم

1392
01:43:42,792 --> 01:43:45,020
اظهارات آقاى تب رو شنيديد
در اين مورد مى تونيد به ما کمک کنيد

1393
01:43:45,119 --> 01:43:47,672
متأسفانه خير
شما وجود اون سوراخ ها در کف

1394
01:43:47,776 --> 01:43:50,297
قايق خانوم دوينتر چطور توجيه مى کنيد؟

1395
01:43:50,400 --> 01:43:52,440
دليلى براى اين موضوع به نظرم نمى رسه

1396
01:43:52,545 --> 01:43:55,131
کسى راجع به اين سوراخ ها
قبلاً چيزى بهتون نگفته بود؟

1397
01:43:55,232 --> 01:43:58,975
خب، چون قايق در کف اقيانوس بود
کسى نمى تونست در اين مورد چيزى بگه

1398
01:43:59,073 --> 01:44:02,335
آقاى دوينتر، ما همه دراين مورد
نسبت به شما احساس همدردى مى کنيم

1399
01:44:02,433 --> 01:44:04,801
ولى، من اين بازپرسى رو
به خاطر سرگرمى و تفنن انجام نمي دم

1400
01:44:04,897 --> 01:44:07,199
اين که واضحه، اين طور نيست؟
اميدوارم اين طور باشه

1401
01:44:07,298 --> 01:44:10,681
چون خانوم دوينتر، تنها به دريا رفتن، فکر مي کنم
سوراخ ها رو هم خودشون ايجاد کردن، درسته؟

1402
01:44:10,786 --> 01:44:12,477
شما هر نظرى بخوايد مى تونيد داشته باشيد

1403
01:44:12,578 --> 01:44:14,400
مى تونيد توضيح بديد چرا خانوم دوينتر

1404
01:44:14,498 --> 01:44:16,353
خواستن به زندگي شون خاتمه بِدن

1405
01:44:16,450 --> 01:44:18,272
من، هيچ توضيحى ندارم

1406
01:44:18,370 --> 01:44:20,509
آقاى دوينتر
گرچه اين موضوع براتون دردناکه

1407
01:44:20,611 --> 01:44:22,716
ولى، مجبورم يک سوال کاملاً خصوصى
از شما بکنم

1408
01:44:22,819 --> 01:44:26,594
آيا شما و خانوم دوينتر فقيد
کاملاً با هم خوشبخت بوديد؟

1409
01:44:28,356 --> 01:44:31,902
آيا روابط شما با همسر اوّلتون
کاملاً سعادتمندانه  بود؟

1410
01:44:32,004 --> 01:44:34,787
من تحمل اين گونه سوالات رو ندارم
پس بهتره بدونيد که

1411
01:44:37,157 --> 01:44:39,229
بازپرسى به بعد از ناهار موکول مي شه

1412
01:44:39,333 --> 01:44:41,342
آقاى دوينتر، البته شما هم در جلسه
حضور خواهيد داشت

1413
01:44:41,541 --> 01:44:44,640
بهت که گفتم، بايد صبحونه مى خوردى

1414
01:44:44,742 --> 01:44:47,524
تو گرسنته
براى همين سرت گيج رفت

1415
01:44:52,166 --> 01:44:55,363
آقاى فريت فکر کرد شابد لازم باشه
براى همين، از منزل غذا آورد

1416
01:44:55,462 --> 01:44:59,039
اوه،خيلى خوبه، مالن، ماشين رو بذار اون طرف
بسيارخوب، قربان

1417
01:45:07,623 --> 01:45:09,663
متأسفم که با اون طرز زننده غش کردم

1418
01:45:09,766 --> 01:45:12,483
اين چه حرفيه، اگه تو بيهوش نمى شدى
من کنترلم رو از دست مى دادم

1419
01:45:12,583 --> 01:45:14,406
عزيزم، خواهش مى کنم احتياط کن

1420
01:45:20,423 --> 01:45:22,333
عزيزم، تو چند لحظه اينجا باش

1421
01:45:22,439 --> 01:45:24,927
برم ببينم، مى تونم فرانک رو پيدا کنم
البته، عزيزم

1422
01:45:25,032 --> 01:45:28,774
نگران من نباش، حالم خوبه
حتماً، بسيارخوب

1423
01:45:28,872 --> 01:45:32,484
يه کم از اين بخور، برات خوبه

1424
01:45:32,585 --> 01:45:34,407
ممنونم

1425
01:45:36,361 --> 01:45:39,078
مطمئنى حالت خوبه؟
بله، البته

1426
01:45:39,177 --> 01:45:41,381
زياد طول نمي کشه
باشه عزيزم

1427
01:45:44,425 --> 01:45:46,248
اوه، سلام

1428
01:45:46,345 --> 01:45:49,575
عروس کوچولوى ما امروز حالش چطوره؟

1429
01:45:51,978 --> 01:45:55,427
ظاهراً، ازدواج با ماکس
ازدواج پر دردسرى بوده، درسته؟

1430
01:45:55,531 --> 01:45:57,768
بهتره، قبل از اينکه ماکسيم برگرده
شما از اينجا بريد

1431
01:45:57,867 --> 01:46:00,682
اوه، يعنى حسوديش مي شه؟
نمي شه ملامتش کرد

1432
01:46:00,779 --> 01:46:03,398
ولى، شما
منو مرد هرزه و بدى نمى دونيد، درسته؟

1433
01:46:03,500 --> 01:46:06,402
من آدم بدى نيستم
يه مرد کاملاً بى آزار و معمولي ام

1434
01:46:06,507 --> 01:46:09,191
به نظر من
رفتار شما در اين جريان فوق العاده بوده

1435
01:46:09,292 --> 01:46:11,113
فوق العاده و بى نظير

1436
01:46:11,211 --> 01:46:13,578
مى دونيد، از آخرين دفعه اى که ديدمتون
خيلى پخته ترشديد

1437
01:46:13,676 --> 01:46:15,815
البته، تعجبى نداره
اينجا چى مي خواى، فاول؟

1438
01:46:15,915 --> 01:46:19,429
اوه، سلام ماکس
اوضاعت ظاهراً خيلى رو به راهه، نه؟

1439
01:46:19,532 --> 01:46:24,966
من يه کم نگرانت بودم
براى همين اومدم به جلسه بازپرسى

1440
01:46:25,133 --> 01:46:28,646
از همدردي ات خيلى ممنونم
ولى، اگه اجازه بدى، ما مى خوايم ناهار بخوريم

1441
01:46:28,749 --> 01:46:32,459
ناهار، جداً فکر خوبيه
درست مثل يه پيک نيکه، اين طور نيست؟

1442
01:46:32,557 --> 01:46:36,169
معذرت مى خوام
اشکالى نداره کلاهم رو بذارم اينجا؟

1443
01:46:36,269 --> 01:46:40,044
مي دونى ماکس
بهتره من و تو، يه کمى جدّى صحبت کنيم

1444
01:46:40,142 --> 01:46:42,215
راجع به چى؟

1445
01:46:42,318 --> 01:46:44,872
خب، مثلاً راجع به سوراخ هاى کف قايق

1446
01:46:44,974 --> 01:46:47,757
سوراخ هايى که از داخل قايق ايجاد شده

1447
01:46:47,854 --> 01:46:50,091
اوه، مالن
بله قربان

1448
01:46:50,191 --> 01:46:53,006
مي شه بريم
ماشين دوست شفيقم رو بنزين بزنيم؟

1449
01:46:53,103 --> 01:46:54,925
تقريباً خاليه
بسيارخوب، آقا

1450
01:46:55,023 --> 01:46:57,838
مالن، ممکنه در رو ببندي؟
بله، آقا

1451
01:46:57,936 --> 01:47:00,270
ناراحتتون مي کنه؟

1452
01:47:07,120 --> 01:47:09,095
مى دونى دوست عزيز
من احساس مى کنم

1453
01:47:09,201 --> 01:47:11,656
تا پيش از پايان امروز
بدون ترديد يک نفر

1454
01:47:11,761 --> 01:47:16,202
اين تعبير گويا، ولى کهنه و تکرارى رو
به کار مي بره، که مي گه: کلکى در کار بوده

1455
01:47:17,394 --> 01:47:20,241
حرف زدن من کسل تون مي کنه؟

1456
01:47:20,337 --> 01:47:23,720
نه؟ خوبه

1457
01:47:23,826 --> 01:47:26,924
خب، ببين ماکس، من در وضع کاملاً
نابهنجارى قرار گرفته ام

1458
01:47:27,025 --> 01:47:31,052
کافيه اين يادداشت رو بخوني
تا متوجه بشى ربکا چي نوشته

1459
01:47:31,153 --> 01:47:34,088
و اونقدر عاقبت انديش بوده
که تاريخ هم گذاشته

1460
01:47:34,194 --> 01:47:37,041
همون روزى که مُرد، اينو فرستاد

1461
01:47:37,138 --> 01:47:39,048
تصادفاً، من اون شب، مهمونى بودم

1462
01:47:39,154 --> 01:47:41,097
و يادداشت، روز بعدش به دستم رسيد

1463
01:47:41,202 --> 01:47:43,112
از کجا مي دوني اين يادداشت براى من جالبه؟

1464
01:47:43,218 --> 01:47:45,422
اوه، نمى خوام با خوندن اين ياداشت
سرتو درد بيارم

1465
01:47:45,523 --> 01:47:47,945
ولى، مى تونم اطمينان بدم که اين يادداشت
نوشته زنى نيست که

1466
01:47:48,051 --> 01:47:50,899
همون شب، خيال خودکشى داشته باشه

1467
01:47:53,140 --> 01:47:56,009
راستى
خيال دارى با استخوناش چه کار کنى؟

1468
01:47:56,116 --> 01:47:58,483
چالشون مي کنى؟

1469
01:47:58,580 --> 01:48:01,580
به هر جهت، در حال حاضر

1470
01:48:01,684 --> 01:48:05,482
مى دونى، ماکس، کار فروشندگى اتومبيل
ديگه منو کاملاً خسته کرده

1471
01:48:05,589 --> 01:48:07,826
نمى دونم تا حالا اين احساس رو تجربه کردى

1472
01:48:07,925 --> 01:48:10,609
که سوار ماشينى گرون قيمت باشى
که مال خودت نيست

1473
01:48:10,709 --> 01:48:12,531
احساس بسيار بسيار ناخوشاينديه

1474
01:48:12,629 --> 01:48:15,629
مي دونى چى مي گم
آدم دلش مى خواد ماشين مال خودش باشه

1475
01:48:15,734 --> 01:48:18,701
اغلب فکر کردم
چقدر خوبه آدم بازنشست بشه، بره ييلاق

1476
01:48:18,806 --> 01:48:21,523
يه کلبه کوچيک
و چندتا شکارگاه داشته باشه

1477
01:48:21,622 --> 01:48:23,444
هنوز حساب نکردم چنين زندگي
چقدر خرج داره

1478
01:48:23,542 --> 01:48:25,364
ولى، مى خوام با تو درباره اش صحبت کنم

1479
01:48:25,462 --> 01:48:28,659
مى خوام راهنماييم کنى، چطور مي شه
بدون کار زياد، راحت زندگى کنم

1480
01:48:30,647 --> 01:48:33,331
سلام، فاول
با من کارى داشتى، ماکسيم؟

1481
01:48:33,432 --> 01:48:38,384
بله، من و آقاى فاول
يه موضوع خصوصى داشتيم

1482
01:48:38,487 --> 01:48:41,138
که فکر کرديم، بهتره در مهمانخانه
راجع بهش صحبت کنيم

1483
01:48:41,239 --> 01:48:45,233
شايد اونجا اتاق خالى داشته باشه

1484
01:48:45,335 --> 01:48:47,823
خب، به اميد ديدار

1485
01:48:47,928 --> 01:48:50,743
سرهنگ جوليان رو پيدا کن
بهش بگو فوراً مى خوام ببينمش

1486
01:48:50,808 --> 01:48:53,077
بيا، فاول، راه بيفت

1487
01:48:57,721 --> 01:48:59,859
ببينم، شما يه اتاق دنج نداريد، لطفاً؟

1488
01:48:59,961 --> 01:49:02,929
البته، قربان، بفرماييد اينجا
ممنونم

1489
01:49:05,305 --> 01:49:07,542
اميدوارم اينجا
براتون مناسب باشه، آقاى دوينتر

1490
01:49:07,642 --> 01:49:10,359
اوه، عاليه، عاليه
درست مثل هتل ريتز

1491
01:49:10,458 --> 01:49:13,328
ديگه امرى نداريد؟
بله، براى من کنياک و يه سودا بيار

1492
01:49:13,434 --> 01:49:16,663
تو چى مي خورى ماکس؟ به حساب منه
حس مى کنم مى تونم نقش ميزبان رو بازى کنم

1493
01:49:16,762 --> 01:49:19,446
ممنونم، منم قبول مى کنم
پس دو تاش کن، دو تا برندى بيار

1494
01:49:19,547 --> 01:49:21,369
خيلي خوب، قربان
آقاى دوينتر کجا هستن؟

1495
01:49:21,467 --> 01:49:23,834
همين جا، تو همين اتاق، قربان

1496
01:49:23,931 --> 01:49:26,549
سرهنگ جوليان، ايشون آقاى فاول

1497
01:49:26,652 --> 01:49:29,467
اوه، من سرهنگ رو مى شناسم
ما از دوستان قديمى هستيم،ا ين طور نيست؟

1498
01:49:29,564 --> 01:49:33,110
حالا که با هم دوستيد، حتماً اين رو هم مى دونيد
ايشون رييس پليس اين ناحيه اند

1499
01:49:33,212 --> 01:49:36,311
فکر مى کنم بد نيست ايشون هم
پيشنهاد شما رو بشنون، براشون تعريف کن

1500
01:49:36,412 --> 01:49:39,347
منظورتون رو نمى فهمم، من فقط گفتم
مى خوام دست از فروشندگى اتومبيل بردارم

1501
01:49:39,452 --> 01:49:41,427
اون مى خواد بگه، اگه بهش
پول خوبى بدم حاضره

1502
01:49:41,533 --> 01:49:43,355
يه سند مهم رو از نظر بازپرس مخفى نگه داره

1503
01:49:43,453 --> 01:49:45,908
من فقط مى خوام عدالت اجرا بشه
سرهنگ

1504
01:49:46,013 --> 01:49:47,835
بخصوص شهادت قايق ساز هم روشن کرده که

1505
01:49:47,933 --> 01:49:50,322
احتمالاً عامل ديگه اى
در مرگ ربکا دخالت داشته

1506
01:49:50,430 --> 01:49:52,251
يکى از اين احتمالات، خودکشيه

1507
01:49:52,349 --> 01:49:56,724
ولى، من، يادداشتى از دختر عموم دارم
که بطلان اين احتمال رو ثابت مي کنه

1508
01:49:56,829 --> 01:49:59,382
بخونيد سرهنگ
جک عزيزم

1509
01:49:59,486 --> 01:50:02,715
من تازه از نزد دکتر برگشتم
و از اينجا، يکسره به مندرلى مى روم

1510
01:50:02,814 --> 01:50:05,978
امشب به کلبه ساحلى خواهم رفت
و در رو براى تو باز خواهم گذاشت

1511
01:50:06,078 --> 01:50:09,853
خبر بسيار مهمى دارم
که بايد به تو بگويم، ربکا

1512
01:50:09,951 --> 01:50:13,497
حالا، به نظر شما اين يادداشت زني است که
خيال خودکشى در سر داشته؟

1513
01:50:13,598 --> 01:50:16,795
از اينکه بگذريم
سرهنگ، اگه شما خيال خودکشى داشته باشيد

1514
01:50:16,895 --> 01:50:19,677
اين همه زحمت به خودتون مي دىن
که با قايق بريد به دريا

1515
01:50:19,775 --> 01:50:22,874
بعد، چکش و ديلم برداريد و با زحمت زياد
در کف قايق سوراخ ايجاد کنيد؟

1516
01:50:22,976 --> 01:50:25,278
جناب سرهنگ
به عنوان يک نماينده قانون

1517
01:50:25,375 --> 01:50:28,376
شما در چنين موردى
احساس شک و ترديد نمى کنيد؟

1518
01:50:28,480 --> 01:50:30,652
شک جنايت؟
پس چى؟

1519
01:50:30,752 --> 01:50:33,916
شما خيلى وقته ماکس رو مى شناسيد
و مي دونيد جزء آدمهايى است که

1520
01:50:34,016 --> 01:50:37,016
حاضر هست بميره، ولى آبروش رو حفظ کنه
يا حتى آدم بکشه

1521
01:50:37,121 --> 01:50:38,976
اين اخاذيه، خيلى ساده و آسون

1522
01:50:39,073 --> 01:50:41,495
اخاذى، زياد هم ساده و آسون نيست

1523
01:50:41,601 --> 01:50:44,252
ممکنه براى خيلى از مردم دردسر ايجاد کنه

1524
01:50:44,354 --> 01:50:47,518
و گاهى در پايان کار
خود اخّاذ رو هم به زندان بندازه

1525
01:50:47,618 --> 01:50:50,400
مي بينم که شما قصد داريد جانب دوينتر رو بگيريد

1526
01:50:50,498 --> 01:50:54,076
چون آدم مهمي است و اجازه مي ده
که باهاش غذا بخوريد

1527
01:50:54,178 --> 01:50:56,480
مواظب باش، فاول
تو دارى اتهام قتل مى زنى

1528
01:50:56,579 --> 01:50:59,067
آيا شاهدى هم دارى؟
يک شاهد دارم

1529
01:50:59,171 --> 01:51:01,081
شاهدم، بن هست

1530
01:51:01,187 --> 01:51:03,260
همون احمق پينه دوز

1531
01:51:03,364 --> 01:51:06,330
اون ديد که اين، يه چيزى رو پنهان مى کرد
چرا بن در اين مورد حرفى نزد؟

1532
01:51:06,435 --> 01:51:09,217
چون، من و ربکا، يک بار از پشت پنجره کلبه
درحالى که داشت ما رو نگاه مى کرد، گرفتيمش

1533
01:51:09,315 --> 01:51:11,868
بعد، ربکا، تهديدش کرد که به تيمارستان مي فرستدش
براى همين، ترسيد چيزى بگه

1534
01:51:11,971 --> 01:51:14,753
امّا، اون هميشه اونجا پرسه مي زد
و همه چيز رو ديده

1535
01:51:14,851 --> 01:51:17,502
همه اش چرنده
گوش دادن به اين حرفها مسخره است

1536
01:51:17,604 --> 01:51:20,124
اوه، گويا شماها عليه من جبهه گرفتيد، نه؟

1537
01:51:20,228 --> 01:51:22,050
اگه اشتباه نکرده باشم، آقاى کاراولى

1538
01:51:22,148 --> 01:51:25,280
شما، کمى به من سوء نيت داريد
و از من هيچ دل خوشى نداريد؟

1539
01:51:25,380 --> 01:51:28,130
کراولى، تو نقشه هات در مورد ربکا
به جايى نرسيد

1540
01:51:28,228 --> 01:51:31,196
ولى، اين دفعه از من شانس بيشترى دارى

1541
01:51:31,301 --> 01:51:34,171
به زودى، عروس جوان، به حامى عزيزش کراولى
بيشتر روى خوش نشان خواهد داد

1542
01:51:34,277 --> 01:51:36,100
بعد از يک هفته يا زودتر

1543
01:51:36,197 --> 01:51:38,020
بخصوص، زمانى که غش مي کنه
دوينتر

1544
01:51:38,118 --> 01:51:40,060
ماکسيم، خواهش مى کنم
دوينتر

1545
01:51:40,165 --> 01:51:42,980
اين تندخويى تو
آخرش کار دستت مي ده، ماکس

1546
01:51:45,638 --> 01:51:50,909
اوه، معذرت مى خوام آقايون
چيز ديگه اى نمى خوايد؟

1547
01:51:51,015 --> 01:51:54,212
بله، لطفاً براى آقاى دوينتر يه مُسکّن بياريد

1548
01:51:54,311 --> 01:51:56,864
نه، نه، چيزى نمى خوايم، مارو تنها بذاريد
بسيارخوب، قربان

1549
01:51:59,592 --> 01:52:01,664
خب، فاول
بهتره اين موضوع رو تموم کنيم

1550
01:52:01,768 --> 01:52:04,190
تو که ظاهراً حساسات رو در اين مورد
دقيقاً نشان دادي

1551
01:52:04,296 --> 01:52:06,401
لابد، مى تونى انگيزه اين جنايت رو هم بگى؟

1552
01:52:06,504 --> 01:52:08,893
مى دونستم بالأخره اين موضوع رو پيش
مى کشيد، سرهنگ

1553
01:52:09,001 --> 01:52:11,968
من اين قدر کتاب پليسى خوندم
که مى دونم هر قتلى بايد انگيزه اى داشته باشه

1554
01:52:12,073 --> 01:52:15,651
و اگه يه لحظه به من اجازه بديد
انگيزه اون رو عرض مى کنم

1555
01:52:15,753 --> 01:52:18,851
کاش تو مى رفتى منزل
نبايد در اين شرايط اينجا بمونى، عزيزم

1556
01:52:18,953 --> 01:52:20,775
خواهش مى کنم، بذار بمونم ماکس

1557
01:52:20,873 --> 01:52:22,880
سرهنگ، شما که خيال نداريد بذاريد
اين مرد هر چى که مى خواد بگه

1558
01:52:22,985 --> 01:52:25,668
من هم مثل شما نسبت به فاول
نظر خوشى ندارم

1559
01:52:25,769 --> 01:52:27,591
ولى، به عنوان يک مقام رسمى

1560
01:52:27,689 --> 01:52:29,861
چاره اى ندارم
جز اينکه به اظهاراتش رسيدگى کنم

1561
01:52:29,961 --> 01:52:31,871
کاملاً با شما موافقم، سرهنگ

1562
01:52:31,978 --> 01:52:33,800
ما در مورد مسأله به اين مهمى

1563
01:52:33,898 --> 01:52:36,615
بايد به تمام نکات توجه کنيم
بايد هر ردى رو دنبال کنيم

1564
01:52:36,714 --> 01:52:40,511
و هر درى رو باز کنيم
و به درستي، ببينيم پشتش چيه

1565
01:52:40,618 --> 01:52:43,106
اوه، بالأخره اومد، حلقه گمشده

1566
01:52:43,211 --> 01:52:45,731
شاهدى که انگيزه جنايت رو
به شما خواهد گفت

1567
01:52:45,835 --> 01:52:48,901
سرهنگ جوليان، خانوم دانورز
فکر مى کنم بقيه رو بخوبى مى شناسيد

1568
01:52:49,003 --> 01:52:51,905
مى خوايد بنشينيد؟
سرهنگ، فکر مي کنم اگر موضوع رو به دنى بگيم

1569
01:52:52,011 --> 01:52:55,524
جريان رو آسون تر درک کنه
دنى، پزشک معالج ربکا کى بود؟

1570
01:52:55,628 --> 01:52:58,246
خانوم دوينتر
در دهکده، پيش دکتر مکلين مى رفتن

1571
01:52:58,348 --> 01:53:01,610
نه، اونو نمى گم
منظورم پزشک معالج اون در لندن هست

1572
01:53:02,988 --> 01:53:04,811
من در اين مورد چيزى نمى دونم

1573
01:53:04,908 --> 01:53:07,691
اوه، خودت رو به اون راه نزن
تو از همه چيز ربکا خبر داشتى

1574
01:53:07,789 --> 01:53:10,123
مى دونستى که اون عاشق منه، درسته؟

1575
01:53:10,221 --> 01:53:13,799
حتماً يادت نرفته من و اون در کلبه کنار درياچه
چه اوقات خوشى رو مى گذرونديم

1576
01:53:13,901 --> 01:53:16,323
اون، حق داشت که خوش بگذرونه،درسته؟

1577
01:53:16,429 --> 01:53:19,212
اون، عشق، فقط يک بازى بود
اون، هميشه عشق رو مسخره مى کرد

1578
01:53:19,310 --> 01:53:22,245
اغلب، روى تختش مى نشست
و به همه شماها مى خنديد

1579
01:53:22,350 --> 01:53:26,125
به نظر شما، ممکنه بنا به دلايلى
خانوم دوينتر، دست به خودکشى زده باشه؟

1580
01:53:26,222 --> 01:53:28,132
نه، نه، من هرگز اينو باور نمى کنم
من از همه چىز اون خبر داشتم

1581
01:53:28,238 --> 01:53:30,061
و باورم نمي شه

1582
01:53:30,158 --> 01:53:32,907
اينجا رو مي بينيد؟ اين غير ممکنه
اونم مثل من، همه چىز رو خوب مي دونه

1583
01:53:33,006 --> 01:53:35,854
حالا، گوش کن دنى، ما مى دونيم ربکا
در آخرين روز عمرش، پيش يک دکتر در لندن رفت

1584
01:53:35,951 --> 01:53:38,820
اون کى بود؟
من نمى دونم

1585
01:53:38,927 --> 01:53:40,814
اوه، من احساست رو مى فهمم دنى

1586
01:53:40,911 --> 01:53:43,781
تو خيال مى کنى که ازت مى خوايم
اسرار زندگى ربکا رو فاش کنى

1587
01:53:43,887 --> 01:53:46,222
تو مي خواى از اون دفاع کنى
و من هم مى خوام همين کارو بکنم

1588
01:53:46,320 --> 01:53:48,971
من مى خوام
نام اون رو از آلودگى خودکشى پاک کنم

1589
01:53:49,071 --> 01:53:52,039
خانوم دانورز، به ما گفته شده

1590
01:53:52,144 --> 01:53:54,632
خانوم دوينتر
عمداً قايق رو غرق کردن

1591
01:53:54,736 --> 01:53:56,809
حالا، کل مطلب رو شنيدى، دنى

1592
01:53:56,912 --> 01:53:59,695
امّا، يه چيز ديگه هم هست که تو مي خواى بدونى
اسم قاتل رو

1593
01:53:59,793 --> 01:54:02,476
و اون، اسم قشنگى داره که به راحتى
به زبان جارى مي شه

1594
01:54:02,577 --> 01:54:05,479
جرج فورتسکو ماکسيميليان دوينتر

1595
01:54:11,474 --> 01:54:14,474
يک دکترى بود که دائم، خانوم دوينتر
پنهاني به ديدنش مى رفت

1596
01:54:14,578 --> 01:54:17,295
حتى قبل از ازدواج هم اين دکتر رو مي ديد

1597
01:54:17,395 --> 01:54:19,533
خاطرات گذشته رو فراموش کن، دنى
اسم اون چى بود؟

1598
01:54:27,731 --> 01:54:31,408
دکتر بيکر، شماره 165 ناحيه شاپرد

1599
01:54:31,507 --> 01:54:34,290
بفرماييد، سرهنگ
انگيزه جناب عالى پيش دکتره

1600
01:54:34,387 --> 01:54:37,137
از دکتر بيکر سوال کنيد
بپرسيد چرا ربکا پيش او اومده بود

1601
01:54:37,236 --> 01:54:39,375
اون بهتون مي گه: اومده بود که مطمئن بشه
به زودى بچه دار مي شه

1602
01:54:39,477 --> 01:54:41,866
يه بچه تپل و خيلى قشنگ

1603
01:54:41,972 --> 01:54:44,590
اين حقيقت نداره، اين دروغه
اگه بود به من مى گفت

1604
01:54:44,691 --> 01:54:47,212
اون جريان رو به ماکس گفت
ماکس هم مى دونست پدر بچه نيست

1605
01:54:47,316 --> 01:54:50,578
بنابراين، همان طور که رسم يک نجيب زاده
اصيل و قديميه رفت و ربکا رو کشت

1606
01:54:50,676 --> 01:54:53,065
متأسفانه
بايد از دکتر بيکر بازجويى کنيم

1607
01:54:53,173 --> 01:54:56,818
بله، درسته، ولى، از نظر اطمينان
من هم  علاقه مندم که همراهتون باشم

1608
01:54:56,917 --> 01:55:00,016
بله، بدبختانه شما حق داريد
که اين تقاضا رو بکنيد

1609
01:55:00,117 --> 01:55:03,249
من مي رم از بازپرس بخوام تا تکميل مدارک
جلسه بازپرسى رو به عقب بندازه

1610
01:55:03,349 --> 01:55:07,278
شما نمى ترسيد زنداني تون
اقدام به فرار کنه؟

1611
01:55:07,381 --> 01:55:10,349
بهتون قول مي دم هرگز همچين کارى نکنه

1612
01:55:11,671 --> 01:55:13,493
خدا حافظ، ماکس
بيا دنى

1613
01:55:13,591 --> 01:55:17,236
بايد بذاريم اين زوج غمگين
آخرين لحظاتشون رو با هم بگذرونن

1614
01:55:27,832 --> 01:55:29,971
مطمئنى که نبايد همراهت بيام، ماکسيم؟

1615
01:55:30,072 --> 01:55:32,014
نه، عزيزم
مي دونم که خسته ات مي کنه

1616
01:55:32,120 --> 01:55:35,666
صبح زود از لندن بر مي گردم
حتى براى خواب هم توقف نمى کنم

1617
01:55:35,769 --> 01:55:37,809
منتظرت مى مونم

1618
01:55:43,161 --> 01:55:45,583
حاضرى ماکسيم؟
بله

1619
01:55:45,689 --> 01:55:48,373
شما دو تا جلوتر بريد
من و فاول دنبالتون مي آييم

1620
01:56:01,497 --> 01:56:05,775
دکتر بيکر، شما احتمالاً اسم آقاى دوينتر رو
اين اواخر در روزنامه ها ديديد

1621
01:56:05,883 --> 01:56:09,495
اوه، بله، بله، در رابطه با جسدى که
در قايق کشف شد

1622
01:56:09,594 --> 01:56:12,377
من ماجراى همسرتون رو خوندم
واقعه تأسف برانگيزى بود

1623
01:56:12,475 --> 01:56:14,744
تسليت من رو
اوه، اين طورى خيلى طول مي کشه

1624
01:56:14,843 --> 01:56:17,526
اجازه بديد
خودم به دکتر بيکر مي گم

1625
01:56:17,627 --> 01:56:19,799
ما در نظر داريم، بعضى از حقايق رو

1626
01:56:19,899 --> 01:56:23,063
در مورد اعمال خانوم دوينتر فقيد
در روز مرگش کشف کنيم

1627
01:56:23,164 --> 01:56:26,481
سال پيش، روز دوازده اکتبر
از شما مى خوام بگيد

1628
01:56:26,588 --> 01:56:29,720
آيا در آن روز
کسى با اين نام به شما رجوع نکرد؟

1629
01:56:29,821 --> 01:56:32,755
خيلى متأسفم
نمى تونم کمکى بهتون بکنم

1630
01:56:32,861 --> 01:56:35,196
من اسم دوينتر رو
محال بود فراموش کنم

1631
01:56:35,293 --> 01:56:37,628
ولى مى دونم، هرگز مريضى به اسم
خانوم دوينتر نداشتم

1632
01:56:37,726 --> 01:56:40,508
خب، چطور امکان داره
اسم تمام مريضاتون رو بدونيد؟

1633
01:56:40,606 --> 01:56:43,770
اگه بخوايد مى تونم دفتر مراجعاتم رو نگاه کنم

1634
01:56:43,870 --> 01:56:46,805
فرموديد دوازده اکتبر؟
بله

1635
01:56:46,910 --> 01:56:51,417
اوه، اينهاش
نه، دوينتر نداريم

1636
01:56:51,519 --> 01:56:55,131
مطمئنى؟
خب، اين اسامي تمام بيماران من در اون روزه

1637
01:56:55,231 --> 01:56:58,493
روس، کمپل، استلا، پرينو، دانورز، متوئوس

1638
01:56:58,592 --> 01:57:00,893
دني، چه شيطونى

1639
01:57:00,991 --> 01:57:04,221
ممکنه اون اسم رو دوباره بخونيد؟
گفتيد، دانورز؟

1640
01:57:04,319 --> 01:57:06,807
بله، با خانوم دانورز، ساعت سه قرار داشتم

1641
01:57:06,912 --> 01:57:09,149
چه قيافه اى داشت؟
يادتون مي آد؟

1642
01:57:09,248 --> 01:57:12,314
بله، کاملاً اونو به ياد دارم
زن بسيار زيبايى بود

1643
01:57:12,415 --> 01:57:15,198
بلند، مو سياه
و بسيار خوش لباس

1644
01:57:15,296 --> 01:57:18,395
ربکا
به اين ترتيب، اسم مستعار رو خودش گذاشته بوده

1645
01:57:18,496 --> 01:57:23,963
اينو جدّى مي گين؟ واقعاً تعجب مى کنم
اون، مدتها مريض من بود

1646
01:57:24,064 --> 01:57:25,591
ناراحتى اون چى بود، دکتر؟

1647
01:57:25,697 --> 01:57:27,639
آقاى عزيز
اسرار بيماران رو نمي شه فاش کرد

1648
01:57:27,745 --> 01:57:31,390
دکتر بيکر، به نظر شما دليلى وجود
داشته که خانوم دوينترخودکشى کنه؟

1649
01:57:31,490 --> 01:57:34,272
يعنى در واقع، براى کشتنش
اون فرزندى در راه داشت، درسته؟

1650
01:57:34,370 --> 01:57:36,192
يالاّ بگيد

1651
01:57:36,290 --> 01:57:39,225
وگرنه، اون، در اين زباله دونى
چه کارمي تونسته داشته باشه؟

1652
01:57:39,330 --> 01:57:41,981
اين طور که پيداست، جنبه رسمى اين ملاقات
منو ملزم مي کنه که

1653
01:57:42,082 --> 01:57:45,945
مطمئن باشيد اگر اين الزام در بين نبود
هرگز مزاحمتون نمى شديم

1654
01:57:46,050 --> 01:57:48,417
مى خوايد بدونيد
آيا من مى تونم انگيزه اى براى اقدام

1655
01:57:48,515 --> 01:57:51,036
خانوم دوينتر به خودکشى ارائه بدم يا نه؟

1656
01:57:51,139 --> 01:57:54,107
بله، فکر مى کنم، بتونم

1657
01:57:55,876 --> 01:57:59,421
زنى که خودش رو خانوم دانورزمعرفى مى کرد
سخت بيمار بود

1658
01:57:59,524 --> 01:58:02,820
پس اون حامله نشده بود؟

1659
01:58:02,917 --> 01:58:06,462
خودش اين طور فکر مى کرد
ولى، تشخيص من چيز ديگه اى بود

1660
01:58:06,564 --> 01:58:11,453
من اونو براى معاينه و عکسبردارى
نزد يک متخصص مشهور فرستادم

1661
01:58:11,557 --> 01:58:15,300
و اون روز، براى دريافت نتيجه آزمايش
به اينجا اومده بود

1662
01:58:15,398 --> 01:58:19,195
يادم هست که اينجا ايستاده
و دستش رو براى گرفتن عکس دراز کرده بود

1663
01:58:19,301 --> 01:58:21,341
و گفت
مى خوام حقيقت رو بدونم

1664
01:58:21,446 --> 01:58:24,228
من احتياجى به مجامله و پرده پوشى
نمي بينم

1665
01:58:24,325 --> 01:58:26,878
هرچى که هست
صريحاً مى تونيد به من بگيد

1666
01:58:26,981 --> 01:58:29,436
مى دونستم اون زنى نيست
که بشه بهش دروغ گفت

1667
01:58:29,542 --> 01:58:32,193
اون از من حقيقت رو خواست
و من هم بهش گفتم

1668
01:58:32,294 --> 01:58:36,091
بعد، تشکر کرد و رفت و ديگه هرگز اونو نديدم
بنابراين، فکر کردم که قاعدتاً بايد

1669
01:58:36,198 --> 01:58:39,166
بيماريش چى بود؟
سرطان

1670
01:58:41,607 --> 01:58:43,844
بله، سرطانى که عميقاً ريشه دوانده بود

1671
01:58:43,943 --> 01:58:46,758
عمل جراحى ديگه هيچ فايده اى نداشت

1672
01:58:46,855 --> 01:58:49,408
فقط مى شد مدت کوتاهى
با مرفين نگهش داشت

1673
01:58:49,511 --> 01:58:52,860
براى اون، هيچ کارى نمى شد کرد
جز اينکه منتظر بمونيم

1674
01:58:52,968 --> 01:58:56,580
وقتى بهش گفتيد، هيچ حرفى نزد؟

1675
01:58:56,681 --> 01:58:59,779
تبّسم عجيبى رو لباش ظاهر شد

1676
01:58:59,880 --> 01:59:02,630
همسر شما زن فوق العاده اى بود
آقاى دوينتر

1677
01:59:02,729 --> 01:59:05,347
خوب يادمه به من حرفى زد که در اون موقع

1678
01:59:05,449 --> 01:59:08,231
منظور واقعيش رو نفهميدم
و بى نهايت برام عجيب بود

1679
01:59:08,329 --> 01:59:10,418
وقتى بهش گفتم
فقط چند ماه ديگه زنده مي مونه

1680
01:59:10,526 --> 01:59:13,908
گفت
اوه، نه دکتر، نه اين قدر زياد

1681
01:59:16,522 --> 01:59:19,522
از لطفتون خيلى ممنونيم
آنچه رو که مى خواستيم بدونيم، به ما گفتيد

1682
01:59:19,626 --> 01:59:22,212
شايد لازم باشه که اظهاراتتون
رسماً تأييد بشه

1683
01:59:22,314 --> 01:59:25,217
رسماً؟
بله، براى تأييد موضوع خودکشى

1684
01:59:25,323 --> 01:59:28,138
متوجه ام
مى تونم آقايون رو به يک برندى دعوت کنم؟

1685
01:59:28,235 --> 01:59:31,137
نه، خيلى لطف داريد
ما ديگه بايد بريم

1686
01:59:33,868 --> 01:59:35,723
خدا رو شکر که حقيقت رو فهميديم

1687
01:59:35,820 --> 01:59:37,641
وحشتناکه، خيلى وحشتناکه

1688
01:59:37,739 --> 01:59:40,259
زنى به اون جوونى و زيبايى
بدون شک

1689
01:59:40,363 --> 01:59:44,641
من حتى تصورش رو هم نمى تونستم بکنم
حتم دارم خانوم دانورز هم نمى دونسته

1690
01:59:46,188 --> 01:59:48,097
چه قدر دلم مشروب مى خواد

1691
01:59:48,204 --> 01:59:50,593
بازهم در بازپرسى به ما احتياجى داريد
سرهنگ جوليان؟

1692
01:59:50,701 --> 01:59:53,122
نه، ترتيبش رو مي دم
تا مزاحم ماکسيم هم نشم

1693
01:59:53,228 --> 01:59:55,301
ممنونم، آقا
آيا براى رفتن آماده هستيد، سرهنگ؟

1694
01:59:55,404 --> 01:59:57,826
نه، ممنونم
من امشب رو در شهر مى مونم

1695
01:59:57,932 --> 02:00:01,544
يک چيزى رو بهت بگم فاول
اخاذى، کار درست و پسنديده اى نيست

1696
02:00:01,645 --> 02:00:05,093
شايد ندونى، ولى، ما در اين مملکت، خيلى خوب
مى تونيم از پس اخاذي کنندگان برآييم

1697
02:00:05,198 --> 02:00:07,587
متأسفانه
منظورتون رو از اين حرفا نمى فهمم

1698
02:00:07,693 --> 02:00:10,476
به هر حال، اگه ماشين جديدى خواستيد
فوراً منو خبر کنيد، سرهنگ

1699
02:00:10,574 --> 02:00:13,356
نمى دونم از لطفى که به من داشتيد
چطور تشکر کنم

1700
02:00:13,454 --> 02:00:16,007
شما خوب مى تونيد احساس منو درک کنيد
حرفش رو هم نزن

1701
02:00:16,111 --> 02:00:18,926
سعى کن همه چيز رو فراموش کنى
برو زودتر همسرت رو از نگرانى در بيار

1702
02:00:19,023 --> 02:00:21,773
بله، الان بهش تلفون مى کنم
بعد هم، بلافاصله بر مى گردم به مندرلى

1703
02:00:21,871 --> 02:00:24,871
خداحافظ ، کراولى
تو دوست خوبى براى ماکسيم  هستى

1704
02:00:30,832 --> 02:00:33,036
فرانک؟
بله، ماکسيم؟

1705
02:00:35,056 --> 02:00:37,228
يک چيزى هست که تو نمى دونى

1706
02:00:37,329 --> 02:00:39,750
اوه، نه، ديگه هيچى نيست

1707
02:00:47,921 --> 02:00:50,027
من اونو نکشتم، فرانک

1708
02:00:50,129 --> 02:00:51,951
ولى، مي دونم
وقتى موضوع حاملگيش رو گفت

1709
02:00:52,048 --> 02:00:54,154
مى خواست وادارم کنه بکُشمش

1710
02:00:54,257 --> 02:00:57,160
مخصوصاً بهم دروغ گفت
اون، همه چيز رو پيش بينى مى کرد

1711
02:00:57,265 --> 02:00:59,916
براى همين هم اونجا ايستاده بود
و اون طور مي خنديد

1712
02:01:00,018 --> 02:01:02,352
ديگه درباره اش فکر هم نکن

1713
02:01:04,498 --> 02:01:06,473
ممنونم، فرانک

1714
02:01:08,242 --> 02:01:11,625
الو، دنى؟
مى خواستم خبراى تازه رو بهت بگم

1715
02:01:11,731 --> 02:01:15,506
ربکا از هر دوى ما مخفى کرده بود
اون، سرطان داشت

1716
02:01:17,395 --> 02:01:19,567
آره، خودکشى کرده

1717
02:01:19,668 --> 02:01:22,450
و حالا، ماکس و اون عروس
کوچولوى نازنينش مى تونن

1718
02:01:22,548 --> 02:01:26,094
با خيال راحت در مندرلى بمونن
و عمرى رو بخوبى و خوشى سپري کنن

1719
02:01:27,508 --> 02:01:29,331
خدا حافظ ، دنى

1720
02:01:32,245 --> 02:01:35,311
اين اتومبيل شماست؟
بله

1721
02:01:35,413 --> 02:01:38,195
بهتره زودتر حرکت کنيد
چون در اينجا توقف ممنوعه

1722
02:01:38,293 --> 02:01:40,115
راستى؟
آدم بايد ماشينش رو

1723
02:01:40,213 --> 02:01:42,188
هر کجا دلش خواست پارک کنه

1724
02:01:42,293 --> 02:01:45,523
حيف که بعضى از شما، جز اين
هيچ کار ديگه اى بلد نيستيد

1725
02:01:48,791 --> 02:01:51,573
تلفن که زدى چى گفت
گفت بيدار مي مونه؟

1726
02:01:51,671 --> 02:01:54,606
ازش خواستم بخوابه
ولى، اون گوش نمي ده

1727
02:01:56,183 --> 02:01:58,965
کاش مي شد سريعتر برى

1728
02:01:59,063 --> 02:02:01,332
چيزى نگرانت کرده، ماکسيم؟

1729
02:02:01,431 --> 02:02:04,213
يه احساس بدى دارم که نمي تونم آروم باشم

1730
02:02:49,627 --> 02:02:51,864
فرانک
موضوع چيه؟ چرا وايسادى؟

1731
02:02:51,963 --> 02:02:53,785
ساعت چنده؟

1732
02:02:53,883 --> 02:02:56,566
ساعت من خوابيده
ساعت، حتماً سه يا چهار صبحه، چطور مگه؟

1733
02:02:56,667 --> 02:02:58,806
پس اون روشنايى
نبايد روشنايى سحر باشه

1734
02:02:58,908 --> 02:03:01,428
فکر مي کنم اين سرخى
روشنايى شفق باشه

1735
02:03:03,292 --> 02:03:06,292
اين روشنايى شفق نيست
اين از مندرليه

1736
02:03:28,413 --> 02:03:31,228
فريت، فريت
خانوم دوينتر کجاست؟

1737
02:03:31,325 --> 02:03:33,333
فکر کنم همون جا باشن
کجا؟

1738
02:03:40,255 --> 02:03:41,597
ماکسيم

1739
02:03:43,391 --> 02:03:45,758
خدارو شکر که برگشتى

1740
02:03:45,855 --> 02:03:48,605
حالت خوبه عزيزم؟ حالت خوبه؟
اوه، بله، خوبم

1741
02:03:48,703 --> 02:03:51,256
کار خانوم دانورزه
ديوونه شده

1742
02:03:51,360 --> 02:03:54,294
مى گفت: ترجيح مي ده مندرلى رو نابود کنه
تا در اون، شاهد خوشبختي ما باشه

1743
02:03:54,400 --> 02:03:57,564
نگاه کنيد به ضلع غربى ساختمون

1744
02:05:00,765 --> 02:05:07,765
<font color=#FF8000>ويرايش وتنظيم زيرنويس: خسرو ناجي</font>

